نتایج جستجو

2558

نتیجه یافت شد

مرتبط ترین ها

اعمال فیلتر

به روزترین ها

اعمال فیلتر

پربازدید ترین ها

اعمال فیلتر

پر دانلودترین‌ها

اعمال فیلتر

پر استنادترین‌ها

اعمال فیلتر

تعداد صفحات

27

انتقال به صفحه

آرشیو

سال

دوره(شماره)

مشاهده شمارگان

مرکز اطلاعات علمی SID1
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1396
  • دوره: 

    14
  • شماره: 

    4 (پیاپی 54)
  • صفحه شروع: 

    186
  • صفحه پایان: 

    193
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    137
  • دانلود: 

    111
چکیده: 

سابقه و هدف: بروز ادم و اکیموز پس از جراحی راینوپلاستی یکی از مشکلات جراحی می باشد و به نظر می رسد تکنیک استئوتومی در میزان ادم و اکیموز بعد از عمل تاثیرگذار باشد. تحقیق حاضر با هدف مقایسه دو روش جراحی در ایجاد ادم و اکیموز پری اربیتال پس از راینوپلاستی در میان مراجعه کنندگان به درمانگاه فک و صورت بیمارستان ایت اله کاشانی اصفهان در سال 95 انجام شد.مواد و روش ها: در این مطالعه کارآزمایی بالینی 20 بیمار جهت راینوپلاستی باز اولیه انتخاب و به صورت تصادفی در سمت راست با استئوتومی اینترنال و در سمت چپ با استئوتومی اکسترنال جراحی شدند. درجات ادم و اکیموز اطراف چشم در روز های 1، 3 و7 بعد از عمل محاسبه و با آزمون t-test مورد مقایسه قرار گرفت.یافته ها: میزان ادم، یک روز بعد از عمل بین دو روش معنی دار نبوده ولی تفاوت معنی داری بین دو روش در روزهای سوم (0.0001= p) و هفتم (0.05 = P) بعد از عمل وجود داشته، به طوریکه در روش اینترنال بیشتر از اکسترنال بود.تفاوت درجات اکیموز بیماران، 3 روز بعد از عمل بین دو روش معنی دار نبوده (0.05 < P) ولی تفاوت معنی داری بین دو روش در روزهای اول (0.02= p) و هفتم (0.05 = P) به دست آمد، به طوریکه درجات اکیموز در روش اینترنال بیشتر از اکسترنال بود.نتیجه گیری: به نظر می رسد به دلیل مشاهده درجات ادم و اکیموز کمتر در روش استئوتومی اکسترنال و آسان تر بودن آن در مقایسه با روش اینترنال، استفاده از این روش در جراحی های پلاستیک بینی برای کاهش ادم و اکیموز ارجح است.

آمار یکساله:  

بازدید 137

دانلود 111 استناد 0 مرجع 1
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1396
  • دوره: 

    14
  • شماره: 

    4 (پیاپی 54)
  • صفحه شروع: 

    194
  • صفحه پایان: 

    199
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    287
  • دانلود: 

    89
چکیده: 

سابقه و هدف: اخیرا استفاده از لیزر در فرایند بلیچینگ به دلیل سرعت بیشتر در رسیدن به نتایج نهایی رو به افزایش است. یکی از مشکلات اساسی پس از درمان های بلیچینگ کاهش ریز سختی مینا می باشد. این تحقیق با هدف مقایسه اثر دو نوع ژل رنگدانه دار FGM و Opalescence® Boost در تکنیک بلیچینگ با استفاده از لیزر 810 نانومتر، بر میزان ریز سختی سطحی مینا صورت گرفت.مواد و روش ها: در این مطالعه تجربی- آزمایشگاهی نمونه ها شامل 20 دندان پرمولر انسان بود که با اندیکاسیون ارتودنسی و بدون ترک و پوسیدگی خارج شده بودند. نمونه ها بر اساس جدول انتخاب تصادفی در 2 گروه 10 تایی طبقه بندی شدند. در گروه اول، نمونه ها توسط ژل FGM و لیزر دیود 810 نانومتر و درگروه دوم، نمونه ها توسط ژل Opalescence® Boost و لیزر دیود 810 نانومتر تحت بلیچینگ قرار گرفتند. ماده بلیچینگ به ضخامت 2 میلیمتر روی سطوح مینایی قرار داده شد و پروتکل تابش لیزر به صورت 3 ثانیه تابش سپس 1 دقیقه استراحت بود که این پروسه برای هر نمونه سه بار تکرار شد. قبل و بعد از بلیچینگ ریز سختی اولیه و ثانویه نمونه ها به روش Vickers با دستگاه اندازه گیری شد. میزان تغییرات ریز سختی در دو گروه با آزمون Mann-U-Whitney مورد قضاوت قرار گرفت.یافته ها: میزان تغییرات ریز سختی ژل FGM برابر 26 ± 32- و در گروه Boost برابر 31 ± 3 بود (0.04> P) هر دو ژل باعث کاهش ریز سختی مینای دندان شدند و از نظر آماری تفاوت معنی داری بین دو گروه دیده شد (0.01= P).نتیجه گیری: به نظر می رسد ژل سفید کننده Opalescence® Boost تحت لیزر دیود 810 نانومتر، کاهش کمتری در ریز سختی مینای دندان ایجاد می کند.

آمار یکساله:  

بازدید 287

دانلود 89 استناد 0 مرجع 3
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1396
  • دوره: 

    14
  • شماره: 

    4 (پیاپی 54)
  • صفحه شروع: 

    200
  • صفحه پایان: 

    205
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    93
  • دانلود: 

    93
چکیده: 

سابقه و هدف: اندازه گیری ریز سختی سطح، تکنیکی مناسب برای بررسی تاثیر مواد بر میزان رمینرالیزه شدن مینا می باشد. هدف از این مطالعه مقایسه تاثیر دهانشویه سدیم فلوراید، محلول نانوهیدروکسی آپاتیت، ماده رزین اینفیلتریشن Icon و ترکیب دهانشویه سدیم فلوراید و محلول نانوهیدروکسی آپاتیت بر ریزسختی ضایعات دمینرالیزه مینایی بود.مواد و روش ها: در این مطالعه تجربی-آزمایشگاهی 50 نمونه از مینای سالم از دندان های پره مولر انسانی تهیه و بطور تصادفی به 5 گروه 10 تایی تقسیم شدند. نمونه ها پس از اندازه گیری ریز سختی اولیه و غوطه ور شدن در محلول دمینرالیزاسیون، مجددا تحت آزمایش ریزسختی Wickers قرار گرفتند. گروه G1 با دهانشویه سدیم فلوراید، گروه G2 با محلول نانوهیدروکسی آپاتیت، گروه G3 با ماده رزین اینفیلتریشن و گروه G4 با ترکیب دهانشویه سدیم فلوراید و نانوهیدروکسی آپاتیت تحت درمان قرار گرفتند. گروه G5 بعنوان کنترل در آب مقطر نگهداری شد. سپس ریزسختی سطحی مجددا اندازه گیری گردید. تجزیه و تحلیل داده ها توسط آزمون های آنالیز واریانس یکطرفه و آزمون تعقیبی LSD انجام شد.یافته ها: در همه گروه ها میزان ریز سختی مینا بعد از دمینرالیزاسیون نسبت به مینای سالم به طور معناداری کاهش داشت (0.01= P) و در گروه های G1، G2، G3 و G4 بعد از درمان، میزان ریزسختی نسبت به بعد از دمینرالیزاسیون بطور معناداری افزایش داشت. (0.005= P) و در گروه های G1، G2، G4 و G5 میزان ریزسختی نسبت به قبل از دمینرالیزاسیون بطور معناداری کاهش داشت (0.03> P) ولی در گروه G3 تفاوت معنادار وجود نداشت. (0.2= P).نتیجه گیری: دهانشویه سدیم فلوراید و محلول نانوهیدروکسی آپاتیت هر دو باعث افزایش معنادار ریزسختی سطحی ضایعات پوسیدگی اولیه می گردند. ماده رزین اینفیلتریشن بهترین نتیجه را در افزایش ریزسختی سطحی ضایعات پوسیدگی اولیه نسبت به سایر محصولات نشان داد.

آمار یکساله:  

بازدید 93

دانلود 93 استناد 0 مرجع 6
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1396
  • دوره: 

    14
  • شماره: 

    4 (پیاپی 54)
  • صفحه شروع: 

    206
  • صفحه پایان: 

    212
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    204
  • دانلود: 

    96
چکیده: 

سابقه و هدف: peri implantitis به تحلیل استخوان پیشرونده اطراف ایمپلنت دندانی اطلاق می شود. درمان implantitis - pei توسط سیستم های لیزری، امروزه تبدیل به یک شیوه رایج درمانی شده است. فوتوداینامیک تراپی به عنوان یکی از بهترین تکنیک ها در درمان عفونت های بافته ای اطراف ایمپلنت مطرح است. هدف از این مطالعه بررسی تاثیر فوتودینامیک تراپی بر سازگاری زیستی دیسک های تیتانیومی SLA از طریق بررسی مورفولوژی و نرخ بقای سلول های شبه استئوبلاست انسانی 63 MG است.مواد و روش ها: در این مطالعه تجربی نمونه ها به 4 گروه تقسیم شدند: 1) گروه تحت تابش PDT : دیسک هایی که به ترتیب به مدت 1 دقیقه درمحلول تولوئیدین بلو (TBO) استریل با غلظت استاندارد 100 میلی گرم بر میلی لیتر قرار گرفتند و سپس به مدت 1 دقیقه تحت تابش اشعه لیزر (Dental APS CMS Denmark)low level قرارگرفتند 2) گروه کنترل مثبت: دیسک هایی که به مدت سه دقیقه در کلر هگزیدین قرار گرفتند بدون اینکه تحت تابش قرار بگیرند 3) گروه کنترل منفی: دیسک هایی که دست نخورده بودند 4) گروه کنترل: شامل 51 میلی لیتر سلول به همراه محیط کشت. سلول های شبه استئوبلاست انسانی 63 MG بر روی دیسک های تیتانیومی کشت داده شدند. بررسی مورفولوژی سلولی بوسیله میکروسکوپ الکترونی و بررسی نرخ بقای سلول ها بوسیله آزمون MTT صورت پذیرفت.آزمون ANOVA جهت آنالیز آماری مورد استفاده قرارگرفت.یافته ها: نرخ بقای سلولی در گروه PDT تابیده 145.1-467.1 درگروه کنترل مثبت 165.1-516.1 در گروه کنترل منفی 116.1-514.1 و در گروه کنترل شامل سلول و محیط کشت 0.030-0.010 بود این نتایج از لحاظ آماری معنی دار نبود (0.2> P).نتیجه گیری: به نظر می رسد انجام فتوداینامیک تراپی جهت رفع periimplantis بر سازگاری زیستی دیسک های تایتانیومی SLA تاثیر منفی ندارد.

آمار یکساله:  

بازدید 204

دانلود 96 استناد 0 مرجع 1
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1396
  • دوره: 

    14
  • شماره: 

    4 (پیاپی 54)
  • صفحه شروع: 

    213
  • صفحه پایان: 

    219
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    146
  • دانلود: 

    114
چکیده: 

سابقه و هدف: بیماری پریودنتال، یکی از شایع ترین بیماری های عفونی دهان است. تشخیص صحیح و زودهنگام آن می تواند موجب کاهش میزان عوارض ناخوشایند گردد. هدف از این مطالعه بررسی دقت و کارایی شبکه عصبی مصنوعی در تشخیص بیماری پریودنتال است.مواد و روش ها: این مطالعه تشخیصی، در بازه زمانی سال های 94 و 95 از بررسی پرونده پزشکی 230 مراجعه کننده به بخش پریودانتیکس دانشکده دندانپزشکی زاهدان انجام شد. 5 متغیر سن، جنسیت، شاخص پلاک دندانی (PI)، عمق پروبینگ (PPD) و شاخص از دست دادن چسبندگی (CAL) در این افراد بررسی شد. در مدل شبکه عصبی مصنوعی پیش خور با الگوریتم پس انتشار خطا از تابع آموزشی لونبرگ -مارکواردت استفاده شد. ارزش پیش بینی مثبت و ارزش پیش بینی منفی جهت ارزیابی شبکه در مرحله آزمون مورد استفاده قرار گرفت.یافته ها: نتایج نشان دادن که شبکه پس انتشار خطا با ساختار 5-20-4-2 و الگوریتم لونبرگ-مارکواردت و استفاده از توابع انتقال یکسان در تمام لایه ها (تانژانت هایپربولیک سیگموئیدی) می تواند به عنوان تابع آموزشی کارا در تشخیص بیماری پریودنتال مورد استفاده قرار گیرد. مقادیر ارزش پیش بینی مثبت و منفی در مرحله آزمون به ترتیب 94.7 و 80 درصد به دست آمد. خروجی نرم افزار مقادیر مناسبی را برای زمان (4.5870 ثانیه) و رگرسیون در فاز آزمون، آزمایش و کل (0.7454، 0.9749 و 0.9254) به دست آورد.نتیجه گیری: به نظر می رسد استفاده از شبکه عصبی مصنوعی می تواند در تشخیص بیماری های پریودنتال در حداقل زمان کمک کننده باشد.

آمار یکساله:  

بازدید 146

دانلود 114 استناد 0 مرجع 8
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1396
  • دوره: 

    14
  • شماره: 

    4 (پیاپی 54)
  • صفحه شروع: 

    220
  • صفحه پایان: 

    227
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    409
  • دانلود: 

    139
چکیده: 

سابقه و هدف: اختلالات اسکلتی - عضلانی بیش ترین آسیب شغلی گزارش شده در دندانپزشکان هستند. با توجه به اینکه بیماری هایی که دندانپزشکان در معرض ابتلا به آن قرار دارند روز به روز در حال افزایش است و با توجه به اهمیت پیشگیری از اختلالات اسکلتی در بین دندانپزشکان، مطالعه حاضر با هدف تعیین شیوع اختلالات اسکلتی-عضلانی و عوامل مرتبط با آن در دندانپزشکان عمومی شهر قزوین انجام شد.مواد و روش ها: این مطالعه توصیفی-تحلیلی در سال 1395 در 50 نفر از دندانپزشکان عمومی شهر قزوین صورت گرفت. به منظور بررسی شیوع اختلالات اسکلتی_ عضلانی از پرسش نامه ای که به منظور ارزیابی درد و ناراحتی بدن بر اساس پرسشنامه استاندارد Nordic تدوین گردیده بود، استفاده شد و داده ها توسط آزمون آماری کای دو در SPSS نسخه 20 آنالیز گردید. در بررسی روابط بین متغیرها منظور از عادت کاری، انجام کار با دست راست یا چپ می باشد.یافته ها: 62 درصد از افراد شرکت کننده مرد و 38 درصد زن بودند و میانگین سنی آنها 38.8 سال گزارش شد. بیشترین شیوع ناراحتی در گردن (62%) بود و همچنین اختلال در کار روزانه بر اثر درد گردن (24%) بیشترین فراوانی را داشت. جنسیت با شیوع ناراحتی در شانه، (0.01> P) سن و شاخص توده بدنی با ناراحتی قسمت های تحتانی پشت و زانو (0.04> P) میزان ساعت کاری در روز با درد نواحی گردن، مچ دست، قسمت فوقانی و تحتانی پشت، (0.04 > P) سابقه کار با شیوع ناراحتی گردن، شانه، قسمت تحتانی پشت، ران و زانو (0.03 > P) و عادت کاری نیز با ناراحتی مچ دست رابطه معنی داری نشان داد. (0.00 > P).نتیجه گیری: به نظر می رسد درد در نواحی گردن، پشت (تحتانی و فوقانی) و مچ دست شایعترین اختلالات اسکلتی- عضلانی در بین دندانپزشکان بود و درد گردن شایعترین عامل اختلال در عملکرد روزانه ایشان می باشد.

آمار یکساله:  

بازدید 409

دانلود 139 استناد 0 مرجع 12
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1396
  • دوره: 

    14
  • شماره: 

    4 (پیاپی 54)
  • صفحه شروع: 

    228
  • صفحه پایان: 

    236
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    249
  • دانلود: 

    107
چکیده: 

سابقه و هدف: بیماری های پوستی مخاطی شیوع نسبتا بالایی در جمعیت عمومی دارند. معمولا شواهد بالینی، به تنهایی برای تشخیص کافی نمی باشند لذا تشخیص نهایی با بررسی هیستوپاتولوژیک مشخص می شود. تطابق تشخیص های بالینی و هیستوپاتولوژیک اهمیت زیادی دارد. زیرا با ارزیابی میزان هماهنگی آنها، می توان راهکارهای مناسب درمانی را ارائه کرد. این تحقیق به منظور بررسی تطابق تشخیص بالینی ضایعات پوستی مخاطی با گزارش آسیب شناسی انجام شد.مواد و روش ها: در این مطالعه توصیفی تحلیلی، از میان 321 پرونده موجود در آرشیو بخش پاتولوژی دانشکده دندانپزشکی قزوین، پرونده بیمارانی که تشخیص بالینی آنها جز ضایعات پوستی مخاطی بود استخراج گردید. مشخصات فردی و تشخیص های بالینی و آسیب شناسی در فرم اطلاعاتی ثبت و سپس داده ها توسط آزمون کاپا، مقیاس Cramers'V و کای دو آنالیز آماری گردیدند.یافته ها: میانگین سنی بیماران 12.1 ± 46 بود. تعداد زنان مبتلا (60.5%) تقریبا دو برابر مردان (39.5%) برآورد شد. بیشترین و کمترین محل بروز ضایعات، درگونه و زبان بود. در مجموع 91% تشخیص بالینی و هیستوپاتولوژیکی تطابق داشتند و در 9% ضایعات عدم تطابق تشخیصی گزارش شد. بیشترین و کمترین مقادیر تطابق تشخیصی به ترتیب مربوط به پمفیگوس و پمفیگوئید بود. بین تشخیص بالینی و هیستوپاتولوژی ضایعات، ارتباط آماری معنی داری دی ده شد. (0.02= PV).نتیجه گیری: به نظر میرسد با توجه به اینکه ضایعات پوستی – مخاطی دارای نشانه های بالینی در پوست، مخاط دهان و سایر نواحی میباشند صحت تشخیص بالینی و هماهنگی آن با تشخیص پاتولوژی به میزان قابل قبولی می باشد اما همچنان جهت افتراق ضایعاتی چون لیکن پلان، واکنش لیکنوئیدی و پمفیگویید بررسی پاتولوژیک استاندارد طلایی است.

آمار یکساله:  

بازدید 249

دانلود 107 استناد 0 مرجع 9
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1396
  • دوره: 

    14
  • شماره: 

    4 (پیاپی 54)
  • صفحه شروع: 

    237
  • صفحه پایان: 

    243
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    131
  • دانلود: 

    104
چکیده: 

سابقه و هدف: مهمترین دلیل انجام ارزشیابی اساتید، بهبود سیستم آموزشی است. مطالعه حاضر باهدف تعیین دیدگاه اساتید و دانشجویان دانشکده دندانپزشکی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران درمورد ارزشیابی اساتید توسط دانشجو و عوامل مرتبط با آن درسال 1394 انجام شد.مواد وروش ها: این مطالعه توصیفی با دوپرسشنامه مجزا انجام شد. دیدگاه استاد شامل 9 سوال و پرسشنامه دانشجو شامل 5 سوال مجزا بوده و هر دو به صورت 5 گزینه ای لیکرت بودند. روایی پرسشنامه ها تایید و پایایی آنها با الفای کرونباخ 0.80 تعیین گردید. در نهایت نمره پرسشنامه ها اگر بالای 50 درصد کل امتیاز بود به عنوان دیدگاه مثبت (موافق) ثبت شد. نقش عوامل مرتبط با آزمون Chi-Square آنالیزشد.یافته ها: از مجموع 70 استاد، 17.1 درصد دیدگاه مثبت (موافق) و 82.9 درصد دیدگاه منفی (مخالف) نسبت به ارزشیابی داشتند. مهمترین دلایل آن عدم احساس مسوولیت و صداقت دانشجو و عدم توجیه وی در تکمیل فرم ارزشیابی بود. ازمیان 120 دانشجو 65.8 درصد دیدگاه موافق نسبت به ارزشیابی داشتند. مهمترین علت آن عدم بهادادن به نتایج ارزشیابی آنها بود. اساتیدی که مخالف نظرسنجی از دانشجویان بودند بیشتر در مواجهه با جنس مونث بودند (0.02> P).نتیجه گیری: به نظر می رسد اکثریت اساتید نسبت به ارزشیابی خود توسط دانشجو دیدگاه موافقی نداشته، درحالیکه اکثر دانشجویان نسبت به ارزشیابی اساتید توسط دانشجویان موافق بودند. انجام ارزشیابی اساتید به روش های جدید مثلثی یا چندگانه (360 درجه) و استفاده از جلسات توجیهی برای اساتید و دانشجویان قبل از انجام ارزشیابی توصیه می شود.

آمار یکساله:  

بازدید 131

دانلود 104 استناد 0 مرجع 2
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1396
  • دوره: 

    14
  • شماره: 

    4 (پیاپی 54)
  • صفحه شروع: 

    244
  • صفحه پایان: 

    250
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    69
  • دانلود: 

    88
چکیده: 

سابقه و هدف: همکاری بین نویسندگان مقالات، مولفه ای اساسی و مهم در جهان «علم کلان» است. از آنجا که همکاری های علمی (هم تالیفی) به عنوان عنصری کلیدی در پیشرفت دانش در نظر گرفته می شود، هدف پژوهش حاضر الگوی همکاری های مشترک در حوزه تالیفات دندانپزشکی دانشکده های مستقر در شهر تهران بوده است.مواد و روش ها: مطالعه به روش توصیفی انجام شد. منبع گردآوردی داده ها، پایگاه اطلاعاتی اسکوپوس بوده است. گردآوری داده ها به دو صورت جستجوی موضوعی و جستجو با نام تک تک دانشکده های دندانپزشکی صورت گرفت و تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارهای NetDraw، Ucinet، انجام شد.یافته ها: نتایج نشان داد که مقالات حوزه دندانپزشکی دانشکده های مستقر در شهر تهران، در 5 سال اخیر دارای روند صعودی بوده و بیشترین همکاری بین المللی با کشورهای آمریکا، انگلیس و ترکیه انجام شده است و میانگین شاخص ضریب همکاری برای حوزه دندانپزشکی 0.73 برآورد گردید که نشان از همکاری نویسندگان به صورت گروهی دارد. مقالات در 1.2 درصد موارد به صورت انفرادی و در 98.8 درصد موارد به صورت گروهی تالیف شده بودند. بر اساس شاخص های تحلیل شبکه، آقایان عسگری و صغیری در حوزه دندانپزشکی نقش مرجعیت را بر عهده داشته اند.نتیجه گیری: به نظر می رسد الگوی 5 نویسنده در مقالات، الگوی غالب تالیفات دندانپزشکی بوده و نویسندگان از کشورهای آمریکا، انگلیس و ترکیه بیشترین همکاری را در هم تالیفی داشته اند.

آمار یکساله:  

بازدید 69

دانلود 88 استناد 0 مرجع 2