مشخصات نشــریه/اطلاعات دوره

مجله دانشگاه علوم پزشکی رفسنجان | سال:1381 | دوره:2 | شماره:1 (پی در پی 5)

نتایج جستجو

2558

نتیجه یافت شد

مرتبط ترین ها

اعمال فیلتر

به روزترین ها

اعمال فیلتر

پربازدید ترین ها

اعمال فیلتر

پر دانلودترین‌ها

اعمال فیلتر

پر استنادترین‌ها

اعمال فیلتر

تعداد صفحات

27

انتقال به صفحه

آرشیو

سال

دوره(شماره)

مشاهده شمارگان

مرکز اطلاعات علمی SID1
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1381
  • دوره: 

    2
  • شماره: 

    1 (پی در پی 5)
  • صفحه شروع: 

    1
  • صفحه پایان: 

    9
تعامل: 
  • استنادات: 

    1
  • بازدید: 

    253
  • دانلود: 

    97
چکیده: 

سابقه و هدف: مطالعات قبلی نشان داده است که آنتی ژن‌های دفعی - ترشحی (E/SA) تاکی زوئیت‌های توکسوپلاسما گوندی می‌توانند نقش مهمی دربیماری‌زایی, مصونیت میزبان در برابر آلودگی مجدد به انگل, تشخیص و افتراق مرحله حاد از مزمن توکسوپلاسموز داشته باشند. برای بررسی دقیق تر موارد فوق نیاز به اجزاء تخلیص شده این آنتی ژن‌ها می باشد. بنابراین هدف مطالعه حاضر تهیه، تخلیص و شناسایی اجزاء تشکیل دهنده این آنتی ژ‌ن‌ها و تعیین روش مناسب برای این منظور بود.مواد و روش‌ها: 108×2 تاکی زوئیت توکسوپلاسما گوندی در دو میلی لیترمحیط کشت RPMI-1640 (در لوله های درب پیچ دار) سوسپانسیون و به مدت یک ساعت در 37 درجه سانتیگراد تحت تکان ملایم قرار گرفتند، سپس محتوای هر لوله سانتریفوژ ( 15 دقیقه در (1000 g و مایع رویی به عنوان محلول حاوی E/SA دیالیز و تغلیظ گردید. در مرحله بعد این محلول به طریق کروماتوگرافی ژل فیلتراسیون با ستون ژل سفادکس G-200 به ابعاد 5/2×40 سانتیمتر و خروجی 15 میلی لیتر در ساعت و کروماتوگرافی مبادله یون با ستونی به ابعاد 1×15 سانتیمتر از ژل کربوکسی متیل با خروجی 60 میلی لیتر در ساعت تحت شیب خطی pH تفکیک گردید. بعد از آن اجزاء حاصل به روش Native- PAGE الکتروفورز شدند. یافته‌ها: E/SA در ژل فیلتراسیون به سه جزء‌تفکیک شد، اما از کروماتوگرافی مبادله یونی آن دو پیک حاصل شد که پیک دوم در الکتروفورز Native- PAGE به یک باند تجزیه گردید. نتیجه‌گیری: نتایج نشان می‌دهد که کروماتوگرافی مبادله یون با شرایط این مطالعه روشی مناسب برای تفکیک E/SA (تهیه شده به روش پیشنهادی) تاکی زوئیت‌های توکسوپلاسماگوندی می باشد، زیرا بدون تغییر ساختار مولکولی پروتئین, اجزائی با درجه خلوص بالا و به میزان نسبتا زیادی حاصل می‌شود.

آمار یکساله:  

بازدید 253

دانلود 97 استناد 1 مرجع 1
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1381
  • دوره: 

    2
  • شماره: 

    1 (پی در پی 5)
  • صفحه شروع: 

    10
  • صفحه پایان: 

    21
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    225
  • دانلود: 

    75
چکیده: 

سابقه‌و هدف: دارو‌های مهارکننده کانال‌های کلسیمی دی هیدروپیریدینی با سر گروهی نیفدیپین گروه مهمی از داروها می‌باشند که کاربرد وسیعی در درمان بسیاری از بیماریهای قلبی- عروقی به‌ویژه فشار بالا دارند. در این مطالعه اثر سه ترکیب صناعی جدید از آنالوگ‌های استری نیفدیپین بر فشار خون، نیروی انقباضی و ضربان قلب در شرایط فشار خون طبیعی و فشار خون بالا درخرگوش مورد بررسی قرار گرفت.مواد و روش‌ها: برای این منظور 24 خرگوش از نژاد سفید نیوزلندی در سه گروه هشت‌تائی با تزریق داخل صفاقی دیازپام و پنتوباربیتال سدیم بیهوش شدند. شریان رانی جهت ثبت فشار خون شریانی، ورید رانی جهت تزریق داروی بیهوشی و فنیل افرین و ورید ژوگولار جهت تزریق ترکیبات جدید کانول گذاری شد. کانول دیگری از طریق شریان کاروتید به داخل بطن چپ وارد گردید تا با ثبت فشار داخل بطن امکان محاسبه dp/dt به عنوان شاخص نیروی انقباضی قلب فراهم گردد. آنگاه: الف- در حیوانات گروه اول یک میلی‌لیتر از محلول 10-4 مولار نیفدیپین از طریق ورید ژوگولار تزریق شد، پنج دقیقه بعد یک‌میلی لیتر از محلول 10-4 مولار یکی از ترکیبات جدید تزریق گردید. سپس مراحل فوق با غلظ10-3  مولار نیفدیپین و ترکیب مورد آزمایش تکرار شد. ب- با استفاده از تزریق محلول فنیل‌افرین، فشار خون به میزان حداقل 20 میلی‌متر جیوه بالا برده شد و پس از آن کلیه مراحل بندالف تکرار شد. اقدامات ذکر شده در بند‌های الف و ب در مورد دو ترکیب دیگر در دو گروه دیگر حیوانات انجام شد.یافته‌ها: نتایج بدست آمده حاکی از این است که نیفدیپین در شرایط فشار خون بالا، فشار متوسط شریانی را 1/22 درصد ، نیروی انقباضی قلب را 7/19 درصد کاهش و ضربان قلب را 8/4 درصد افزایش داد. ترکیب شماره 1 با همان غلظت، فشار متوسط شریانی را 5/7 درصد و نیروی انقباضی را 3/8 درصد کاهش داد ولی اثری بر ضربان قلب نداشت. ترکیب شماره 2 فشار متوسط را 9 درصد، نیروی انقباضی را 2/11 درصد کاهش داد ولی اثری بر ضربان قلب نداشت. اثر ترکیب شماره 3 بر متغیر‌های مذکور به ترتیب 2/10 درصد و 6/7 درصد کاهش و 4/1 درصد افزایش بود. در مقایسه با نیفدیپین هر سه ترکیب اثر ضعیف‌تری بر فشارخون و نیروی انقباضی قلب داشتند ولی ترکیبات شماره1و2 ضربان قلب رابصورت معنی‌داری (P<0.05) کاهش دادند. اثرات هر سه ترکیب در غلظت 10-4 مولار نیز نسبت به غلظت 10-4 مولار نیفدیپین ضعیف‌تر بود.نتیجه‌گیری: با توجه به اینکه ترکیب شماره 2 از نظر اثر بر فشار خون و نیروی انقباضی از دو ترکیب دیگر به نیفدیپین نزدیکتر است، بدون آنکه ضربان قلب و مصرف اکسیژن آن را افزایش دهد از این رو می‌توان با ایجاد تغییراتی در ترکیب آن در جهت افزایش قدرت کاهندگی فشار خون آن، از خصوصیت مثبت عدم افزایش ضربان قلب آن استفاده کرد و در صورت تأیید کمتر بودن عوارض جانبی آن نسبت به نیفدیپین، از آن می‌توان در افراد مبتلا به پرفشاری خون همراه با نارسایی عروق کرونر استفاده نمود.

آمار یکساله:  

بازدید 225

دانلود 75 استناد 0 مرجع 1
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1381
  • دوره: 

    2
  • شماره: 

    1 (پی در پی 5)
  • صفحه شروع: 

    22
  • صفحه پایان: 

    30
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    568
  • دانلود: 

    103
چکیده: 

سابقه و هدف: آزاد شدن و پراکندگی فلزات سنگین در محیط می تواند خطرات جدی برای انسان هایی که در معرض تماس با آنها می باشند را فراهم آورد. فلزات سنگین دارای خاصیت تجمع در سیستمهای بیولوژیکی بوده و غیر قابل تجزیه میکروبی می باشند و از درجه سمیت بالایی برخوردار هستند، بنابراین توسعه روش های جدید و نو به جای گزینه های قدیمی فیزیکی و شیمیایی برای حذف و جداسازی آنها از آب ها و پساب ها ضروری است. مواد و روش ها: در این تحقیق جذب مس (Cu2+) و نیکل (Ni2+) از محلولهای آبی در دمای 27±1ºc بر روی بنتونیت طبیعی مورد مطالعه قرار گرفته است. تاثیر pH، غلظت اولیه فلزات، مقدار جاذب و زمان تماس، به روش ناپیوسته (Batch) بررسی گردید. تمامی محلول های فلزات دو ظرفیتی و درغلظت اولیه 50 میلی گرم بر لیتر از نمکهای نیترات آنها تهیه و غلظت آنها به روش جذب اتمی اندازه گیری شد. داده های جذب به دو روش کمی و کیفی تجزیه و تحلیل شدند. در روش کیفی از دسته بندی گیل و در روش کمی از ایزوترمهای لانگمایر و فروندلیچ استفاده شد. یافته ها: داده های جذب بیشتر از معادله فروندلیچ پیروی می کنند به طوری که ضرایب همبستگی برای مس و نیکل به ترتیب بزرگتر از %98 و %99 می باشد. با افزایش غلظت فلز درصد جذب کاهش اما میزان جذب به ازای واحد وزن جاذب افزایش می یابد. نتایج نشان می دهند که ظرفیت جذب بنتونیت طبیعی بانتیجه گیری: بنتونیت طبیعی می تواند به عنوان یک ماده مناسب در حذف فلزات سنگین از پساب های صنعتی و آب ها به ویژه در غلظت های پایین این فلزات مطرح باشد. افزایش pH افزایش می یابد. جذب مس نسبت به نیکل بیشتر است. نتیجه گیری: بنتونیت طبیعی می تواند به عنوان یک ماده مناسب در حذف فلزات سنگین از پساب های صنعتی و آب ها به ویژه در غلظت های پایین این فلزات مطرح باشد.  

آمار یکساله:  

بازدید 568

دانلود 103 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1381
  • دوره: 

    2
  • شماره: 

    1 (پی در پی 5)
  • صفحه شروع: 

    31
  • صفحه پایان: 

    37
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    201
  • دانلود: 

    160
چکیده: 

سابقه و هدف: وابستگی به مواد مخدر افیونی، یکی از مشکلات مهم بهداشتی در کشور ما به شمار می‌رود. مطالعات متعدد نشان داده است اکثر بیماران وابسته به این مواد دچار اختلالات روانی همراه دیگری نیز می‌باشند. هدف از این مطالعه بررسی اختلالات روانی در بیماران وابسته به مواد مخدر افیونی و مقایسه این اختلالات بین دو گروه بیمار وابسته به تریاک و هروئین بود. مواد و روش‌ها:در این مطالعه مقطعی - توصیفی، 192 بیمار مرد وابسته به مواد مخدر افیونی که برای ترک وابستگی در بخش تشخیص دوگانه بیمارستان شهید بهشتی کرمان بستری شده بودند پس از ثبت خصوصیات جمعیت شناختی از طریق آزمون استاندارد SCL-90-R مورد ارزیابی قرار گرفتند.یافته‌ها: میانگین سنی جمعیت مورد مطالعه 67/7± 92/33 سال بود و در کلیه مقیاس‌های  SCL-90-R، بیمار و یا در وضعیت مرزی ارزیابی گردیدند. نمره مقیاس‌های وسواس و اجبار، اضطراب، ترس مرضی، روان پریشی، جمع علایم (PST) و ضریب کلی علایم مرضی (GSI) به صورت معنی‌دار در بیماران وابسته به هروئین از بیماران وابسته به تریاک بیشتر بود (P<0.05). نتیجه‌گیری: توصیه می‌شود کلیه بیماران وابسته به مواد مخدر افیونی از نظر وجود اختلالات روانی همراه بررسی گردند. بیماران وابسته به هروئین در مقایسه با بیماران وابسته به تریاک، از اختلالات روانی بیشتری رنج می‌برند و احتیاج به توجه بیشتری دارند.

آمار یکساله:  

بازدید 201

دانلود 160 استناد 0 مرجع 2
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1381
  • دوره: 

    2
  • شماره: 

    1 (پی در پی 5)
  • صفحه شروع: 

    38
  • صفحه پایان: 

    44
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    272
  • دانلود: 

    94
چکیده: 

سابقه و هدف: استفاده از داروی ساکسینیل کولین و لوله گذاری تراشه، منجر به افزایش فشار داخل چشم (IOP) می‌گردد که این افزایش خصوصاً در بیماران با ضایعات نفوذی چشم، خطرات جدی بدنبال دارد. روش‌های متعددی جهت تعدیل این عارضه پیشنهاد گردیده اما هیچکدام موفقیت چندانی بدنبال نداشته‌اند. گزارش‌هایی در خصوص تأثیر نیفدیپین، نوعی مهارکننده کانال کلسیم، بر فشار داخل چشم ارائه گردیده است. در مطالعه حاضر تأثیر نیفدیپین زیر زبانی برتغییرات فشار داخل چشمی متعاقب تجویز ساکسینیل کولین و لوله‌گذاری تراشه بررسی شده است.مواد و روش‌ها: 50 بیمار 40-30 ساله فاقد هر‌گونه بیماری چشمی، قلبی عروقی، و فشار خون دارای ASA:I و کاندیدای عمل جراحی انتخابی غیر چشمی در بیمارستان خلیلی شیراز انتخاب و بصورت تصادفی به دو گروه 25 نفری شاهد و آزمایش تقسیم شدند. 20 دقیقه قبل از القای بیهوشی به بیماران گروه آزمایش یک کپسول 10 میلی‌گرمی نیفدیپین و به گروه شاهد کپسول دارونما، بصورت زیر زبانی داده شد. روش القاء و نگهداری بیهوشی در همه یکسان بوده است. فشار داخل چشمی و فشار خون سیستولی در زمان‌های پایه (قبل از دادن کپسول)، 20 دقیقه بعد از مصرف کپسول (قبل از القاء بیهوشی)، بعد از القاء بیهوشی و در دقایق 1-3 و 5 بعد از لوله‌گذاری تراشه ثبت و مورد بررسی و مقایسه قرار گرفت.یافته‌ها:در بیماران گروه آزمایش میزان فشار داخل چشمی در اندازه‌گیریهای انجام شده بعد از مصرف کپسول نیفدیپین زیر زبانی،کمتر از فشار پایه بوده است، اما در بیماران گروه شاهد IOP در مراحل بعد از القاء بیهوشی و لوله‌گذاری تراشه افزایش قابل ملاحظه‌ای نسبت به فشار پایه نشان داده است (P<0.05). از طرفی در مراحل مختلف اندازه‌گیریهای فشار خون سیستولی، تفاوتی بین گروه‌های شاهد و آزمایش مشاهده نگردید. نتیجه‌گیری: یافته‌های حاصله دال بر اثر پیشگیرانه استفاده از نیفدیپین زیر زبانی بر تغییر فشار داخل چشمی متعاقب القای بیهوشی و لوله‌گذاری تراشه می‌باشد. از آنجایی که جلوگیری از افزایش IOP بیماران با ضایعات نفوذی چشم حائز اهمیت می‌باشد، استفاده از نیفدیپین زیر زبانی قبل از القای بیهوشی به‌عنوان روشی مؤثر توصیه می‌گردد.

آمار یکساله:  

بازدید 272

دانلود 94 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1381
  • دوره: 

    2
  • شماره: 

    1 (پی در پی 5)
  • صفحه شروع: 

    45
  • صفحه پایان: 

    51
تعامل: 
  • استنادات: 

    3
  • بازدید: 

    165
  • دانلود: 

    97
چکیده: 

سابقه و هدف: نتایج‌ مطالعات قبلی نشان داده‌اند که احتمالاً گلوکوکورتیکوئید‌ها بر تعدیل درد‌های حاد و مزمن‌ اثر می‌گذارند. هدف‌ پژوهش‌ حاضر بررسی‌ اثر استرس‌ حاد شنا و دگزامتازون‌ (به‌ عنوان‌ آگونیست‌ گیرنده‌ گلوکوکورتیکوئیدی‌ ) بر درد حاد، در دو روش ارزیابی درد Tail flick) و (Hot plate در موش‌ سوری‌ است‌ . مواد و روش‌ها: دراین‌مطالعه تجربی‌ از 60 سر موش‌ سوری‌ نر از نژاد آلبینو در 6 گروه‌ 10 تایی‌ و با وزن‌ 25 تا 30 گرم ‌در هر مدل ارزیابی درد استفاده‌گردید. دگزامتازون‌ با دوزهای‌ 5/0، 1 و 2 میلی‌گرم‌ به‌ ازای هرکیلوگرم‌ وزن،‌ یا هم‌ حجم‌ آن‌ اتانول 2 درصد و سالین‌ به‌ صورت‌ زیر جلدی30 دقیقه‌ قبل‌ از انجام‌آزمون‌ها به‌ همه‌ موش‌ها تزریق‌ شد. برای‌ ایجاد استرس‌ حیوان‌ها‌ یک‌ دقیقه‌ در آب ‌سرد (18 تا 22 درجه‌ سانتیگراد) شنا کردند. 3 دقیقه‌ بعد از استرس‌ و 33 دقیقه ‌بعد از تزریق‌ دگزامتازون‌، تمام‌ موش‌ها توسط هر دو روش ارزیابی درد مورد آزمون قرار گرفتند. ملاک‌ ارزیابی‌درد در آزمون‌Tail flick ، اندازه‌گیری‌ زمانی‌ بود که‌ حیوان‌ در اثر احساس‌ درد دم‌ خود را تکان‌ داده‌ و تابش‌ اشعه‌ قطع‌ می‌شود که‌ آن‌ را زمان‌ پاسخ‌ به‌ درد یا زمان Latency می‌نامند. این‌ زمان‌ با حساسیت‌ دهم‌ ثانیه‌ توسط‌ دستگاه‌ به‌ ثبت‌ ‌رسید. در Hot plate نیز زمانی‌که حیوان‌ شروع‌ به‌ لیسیدن‌ پاهای‌ جلویی‌ و یا بالابردن‌ پاهای‌ عقبی‌ (پرش‌) می‌کرد به‌ عنوان‌ نقطه‌ پایان‌ و شاخص‌ درد در نظرگرفته‌ شده‌ است‌. یافته‌ها: نتایج نشان‌ داد که‌ استرس‌ آب‌ سرد و دگزامتازون‌ با دوزهای‌ 5/0 و 1 میلی‌گرم‌ در کیلوگرم به‌ طور معنی‌‌داری‌ پاسخ‌دهی‌ حیوان‌‌ها را به‌ محرک‌های‌ دردزا در هردو مدل‌ کاهش‌ داد (P<0.01). دگزامتازون با دوز 2 میلی‌گرم در کیلوگرم تأثیر معنی‌داری نداشت، در حالی‌که‌ اثرات‌ استرس‌ به‌ تنهایی‌ نسبت‌ به ‌دگزامتازون‌ بیشتر بود. نتیجه‌گیری: یافته‌های‌ فوق‌ نشان‌ می‌دهد که‌ استرس‌ و فعال‌ شدن‌ گیرنده‌های‌گلوکوکورتیکوئیدی‌ سبب‌ کاهش‌ درد حاد (افزایش‌ بی‌ دردی‌) می‌شوند. برای‌ پی‌بردن‌ به‌ مکانیسم‌های‌ ضد دردی‌ استرس‌ و گلوکوکورتیکوئیدها لازم‌ است‌ مطالعات ‌و تحقیقات‌ بیشتری‌ انجام‌ گیرد.

آمار یکساله:  

بازدید 165

دانلود 97 استناد 3 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1381
  • دوره: 

    2
  • شماره: 

    1 (پی در پی 5)
  • صفحه شروع: 

    52
  • صفحه پایان: 

    60
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    136
  • دانلود: 

    70
چکیده: 

سابقه و هدف: هسته پاراژیگانتوسلولاریس (LPGi) در بصل‌النخاع قرار داشته و در اعمال مختلف فیزیولوژیک نقش دارد. در پژوهش حاضر به بررسی اثر تزریق کلونیدین به درون هسته پاراژیگانتوسلولاریس بر سندرم ترک مرفین پرداخته شده است. مواد و روش‌ها: بعد از اعمال جراحی و کانول‌گذاری در هسته  LPGi، وابستگی به مرفین طی چهار روز و هر روز دوبار به ‌ترتیب 25، 30، 35 و40 میلی‌گرم بر کیلوگرم مرفین به‌ صورت داخل صفاقی تزریق شد. جهت القای سندرم ترک در روز پنجم ازهیدروکلرایدنالوکسان نیم ساعت بعد از تزریق آخرین دوز مرفین استفاده شد. علایم ترک مانند افتادگی پلک، لرزپاهای جلویی، دندان قروچه، جویدن Grooming و Wet dog shakes به مدت نیم‌ساعت مورد بررسی قرار گرفت . در گروه‌های دریافت‌کننده کلونیدین، با دوز‌های یک و یا دو میکروگرم در 5/0 میکرولیتر محلول کلونیدین (به‌عنوان آگونیست آلفا- 2 آدرنوسپتور) پنج دقیقه قبل از تزریق نالوکسان به طور دو طرفه به هسته پاراژیگانتوسلولاریس جانبی تزریق گردید. یافته ها: نتایج نشان داد که کلونیدین علایم افتادگی پلک، جویدن، لرزپای جلویی را کاهش می‌دهد ولی بر سایر علایم مورد بررسی، شامل دندان قروچه، Groomingو Wet dog shakes اثری ندارد. نتیجه گیری: بدین ترتیب می‌توان گفت که یکی از مراکزی که کلونیدین می‌تواند اثر خود را در تغییر علایم ترک اعمال نماید، هسته پاراژیگانتوسلولاریس می‌باشد.

آمار یکساله:  

بازدید 136

دانلود 70 استناد 0 مرجع 0
نویسنده: 

نوق حسین

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1381
  • دوره: 

    2
  • شماره: 

    1 (پی در پی 5)
  • صفحه شروع: 

    61
  • صفحه پایان: 

    67
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    357
  • دانلود: 

    73
چکیده: 

سابقه و هدف: استرپتوکیناز یکی از داروهای ترمبولیتیک است که جهت برقراری جریان خون میوکارد در بیماران با انفارکتوس حاد قلبی که منعی جهت مصرف آن نداشته باشند، بکار می رود، و در کشور ما تنها داروی ترمبولیتیک در دسترس می باشد. عوارض متعددی از استرپتوکیناز گزارش شده است، ولی در مورد تاثیر آن روی عملکرد کبدی مطالعات اندکی همراه با گزارش موردی از ایکتر و پارگی خودبخودی کبد بعد از استرپتوکیناز وجود دارد، بنابراین این مطالعه جهت بررسی تأثیر استرپتوکیناز روی عملکرد کبدی در بیماران با انفارکتوس حاد قلبی طراحی شده است.مواد و روش‌ها: در این مطالعه کار آزمایی بالینی، 68 بیمار (42 مرد، 26 زن) با میانگین سنی 8±56 سال که با تشخیص انفارکتوس حاد قلبی در بخش سی سی یو بیمارستان علی ابن ابیطالب (ع) رفسنجان بستری شدند مورد بررسی قرار گرفتند. 45 بیمار در گروه A که اندیکاسیون دریافت استرپتوکیناز داشته و به صورت انفوزیون دوز واحد 1500,000 واحد استرپتوکیناز در مدت یک ساعت دریافت کردند, و 23 بیمار گروه B (گروه کنترل) که به علت منع مصرف، استرپتوکیناز دریافت نکردند. دو گروه از نظر میانگین سنی و توزیع جنسی و سایر داروهای مصرفی در طی مدت بستری تفاوتی نداشتند. در تمامی بیماران در زمان بستری و 48 ساعت بعد و زمان ترخیص (7 روز بعد از بستری) و 30 روز بعد آنزیم‌های کبدی ALT,AST و بیلی‌روبین توتال و مستقیم و آلکالین فسفاتاز اندازه گیری شد. بیماران با سابقه بیماری کبدی و بیماران با شوک کاردیوژنیک و نارسایی قلبی، سن بالای 75 سال و سابقه سکته های مغزی در 6 ماه گذشته از مطالعه حذف شدند. یافته‌ها: در گروه دریافت کننده استرپتوکیناز، 6/46% بیماران افزایش ترانس آمینازهای کبدی بیش از 2 برابر طبیعی را در 48 ساعت بعد از دریافت استرپتوکیناز نشان داد. 3/33% بیماران افزایش سه برابر ترانس آمینازهای کبدی در مقایسه با مقادیر پایه زمان بستری داشتند. در گروه کنترل 2 بیمار (7/8%) افزایش دو برابر آنزیم‌های کبدی و 1 بیمار (3/(%4 افزایش سه برابر ترانس آمینازهای کبدی داشتند، که با استفاده از آزمون دقیق فیشر این افزایش ترانس آمینازهای کبدی در گروه دریافت کننده استرپتوکیناز به طور معنی داری بالاتر از گروه کنترل بود (P=0.007).نتیجه گیری: ترمبولیتیک تراپی با استرپتوکیناز سبب اختلال حاد عملکرد کبدی بدون ایجاد یرقان می شود و افزایش آنزیم‌های کبدی تا میزان 2 الی 3 برابر بطور شایع دیده می‌شود.

آمار یکساله:  

بازدید 357

دانلود 73 استناد 0 مرجع 0

تبلیغات

مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID