نتایج جستجو

2558

نتیجه یافت شد

مرتبط ترین ها

اعمال فیلتر

به روزترین ها

اعمال فیلتر

پربازدید ترین ها

اعمال فیلتر

پر دانلودترین‌ها

اعمال فیلتر

پر استنادترین‌ها

اعمال فیلتر

تعداد صفحات

27

انتقال به صفحه

آرشیو

سال

دوره(شماره)

مشاهده شمارگان

مرکز اطلاعات علمی SID1
اسکوپوس
دانشگاه غیر انتفاعی مهر اروند
ریسرچگیت
strs
نویسندگان: 

آرین مهران

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1389
  • دوره: 

    20
  • شماره: 

    77 (ویژه نامه زمین شناسی)
  • صفحات: 

    1-22
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    1244
  • دانلود: 

    315
چکیده: 

مقدمه: گستره چهارگوش کرمان در بخش جنوب باختری دشت لوت از منطقه ایران مرکزی که شاخصه آن زمین لرزه های مهم است، واقع گردیده است.هدف: ارزیابی وضعیت خطر زمین لرزه ـ گسلش در گستره چهارگوش کرمان و تهیه نقشه های پهنه بندی خطر زمین لرزه.روش بررسی: بر اساس شواهد صحرایی و مطالعات سنجش از دور، گسل های اصلی کواترنری و جنبا مورد شناسایی و بررسی قرار گرفتند و به دنبال آن تاریخچه لرزه خیزی منطقه تحلیل گردید. برای ارزیابی خطر زمین لرزه در گستره مورد بررسی نیز، نرم افزار Seisrisk III مورد استفاده قرار گرفت.نتایج: سامانه گسلی شمال، شمال باختری ـ جنوب، جنوب خاوری گوک به عنوان مهم ترین سرچشمه لرزه زا در گستره چهارگوش کرمان مطرح شد و نقشه های پهنه بندی خطر زمین لرزه تهیه گردیدند.نتیجه گیری: چهارگوش کرمان بخش فعالی از منطقه ایران مرکزی می باشد و بیشینه شتاب زمین لرزه در آن، شصت و پنج صدم گال محاسبه شده است.

آمار یکساله:  

بازدید 1244

دانلود 315 استناد 0 مرجع 0
نویسندگان: 

حق نظر شهروز

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1389
  • دوره: 

    20
  • شماره: 

    77 (ویژه نامه زمین شناسی)
  • صفحات: 

    23-36
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    645
  • دانلود: 

    225
چکیده: 

مقدمه: بازالت های جواهردشت به سن کرتاسه رخنمون وسیعی را در دامنه شمالی البرز در شرق گیلان تشکیل می دهند. در مورد جایگاه زمین ساختی این بازالت ها نظرات گوناگونی ابراز شده است. برخی از نظریه ها این بازالت ها را در ارتباط با مجموعه های افیولیتی دانسته و نظریات دیگر آن ها را به حوضه های کششی پشت قوسی مرتبط می دانند.هدف: تعیین محیط زمین ساختی این بازالت ها و جایگاه ژئودینامیکی آن ها از اهداف این مطالعه می باشد.روش بررسی: در راستای انجام این تحقیق 12 نمونه به روش XRF مورد تجزیه عنصری قرار گرفتند. نسبت های ایزوتوپی 143 Nd / 144 Nd و 87 Sr / 86 Sr پنج نمونه از بازالت های مورد مطالعه در آزمایشگاه کارلتون کانادا تعیین شدند.نتایج: مطالعه بر روی روند الگوی عناصر ناسازگار و مقایسه آن ها با مقادیر پوسته ای و مطالعه بر روی نسبت های ایزوتوپی 143 Nd / 144 Nd و 87 Sr / 86 Sr و نسبت های عناصر کمیاب ناسازگار حاکی از آن است که بازالت های منطقه در ارتباط با ماگماتیسم مناطق کافتی درون قاره ای بوده که به درجاتی باسنگ های پوسته قاره ای آلایش یافته اند.نتیجه گیری: در اثر رخداد آلایش پوسته ای، خصوصیات ژئو شیمیایی اولیه این بازالت ها تغییر کرده به نحوی که سیمای مناطق فرورانش را به طور کاذب نشان می دهند، و از این حیث کاملا قابل قیاس با بازالت های تحولی کافت ریوگراند، کافت اتیوپی و ایالت بیسین اند رنج می باشند.

آمار یکساله:  

بازدید 645

دانلود 225 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1389
  • دوره: 

    20
  • شماره: 

    77 (ویژه نامه زمین شناسی)
  • صفحات: 

    37-50
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    1514
  • دانلود: 

    305
چکیده: 

مقدمه: اشتال نخستین بار وجود سنگ های تریاس را در البرز محتمل دانست. گلاوس سنگ های تریاس البرز را سازند الیکا نامید. برش الگوی این سازند در یال سمت راست دره الیکا و در 5 کیلومتری روستای الیکا (شمال تهران) اندازه گیری شده است. سازند الیکا در برش الگو، 95 متر سنگ آهک نازک لایه و آهک شیلی (آهک ورمیکوله) در پایین و 200 متر دولومیت و سنگ آهک دولومیتی را در بالا شامل می شود. منطقه جلفا جزء مناطقی است که سنـگ های رسوبی آن معادل سازند الیکا در نظر گرفته شده است. مطالعه واحدهای رسوبی پرمین و تریاس جلفا از قرن نوزدهم میلادی با مطالعات آبیش شروع شده است.هدف: هدف این مقاله معرفی رخساره ها، محیط های رسوبی و تعیین سکانس های رسوبی نهشته های تریاس غرب جلفا می باشد. رخساره های رسوبی بر اساس مطالعات میکروسکوپی و بررسی های صحرایی تفکیک شده اند. برای نام گذاری رخساره های کربناته از روش دانهام استفاده شده است. محیط های رسوبی ارایه شده با در نظر گرفتن تغییرات عمودی و جانبی رخساره ها تعیین شده اند. سکانس های رسوبی نیز بر اساس مبانی چینه نگاری سکانسی تفکیک شده اند.روش بررسی: قدم اول در بررسی منطقه مورد نظر برداشت های صحرایی شامل اندازگیری ضخامت، شیب و امتداد لایه ها و نیز نمونه برداری بود. در مرحله بعد از نمونه ها جهت مطالعه میکروسکوپی مقطع نازک تهیه شده. در کنار این فرآیند به کمک پارامترهای برداشت شده در عملیات صحرایی ستون چینه شناسی رسم گردید. بر اساس مطالعه مقاطع نازک ابتدا گروه های میکروفاسیس و سپس محیط های رسوبی تعیین شدند. در مرحله بعد چرخه های به سمت بالا کم عمق شونده، سیستم ترکت ها و در نهایت سکانس های رسوبی تعیین گردیدند. اساس تعیین محیط های رسوبی و سپس سکانس های رسوبی در این مطالعه بررسی میکروفاسیس و نیز شواهد صحرایی بوده است.نتایج: مطالعه نهشته های تریاس غرب جلفا نشان داد که در این مقطع 5 رخساره اصلی مربوط به محیط های دریای باز، سد، لاگون، پهنه بین جزرو مدی و بالای مدی مشخص می شود که 3 سکانس رسوبی را تشکیل می دهند.نتیجه گیری: در غرب جلفا 855 متر سنگ های رسوبی تریاس رخنمون دارند. اگر چه مرز نهشته های تریاس با رسوبات پرمین صورت پیوسته در نظر گرفته شده است. اما بررسی سکانس های رسوبی وجود یک ناپیوستگی (SB2) را مشخص می کند. خود این نهشته ها با ناپیوستگی زاویه دار با نهشته های کنگلومرایی میوسن پوشیده می شوند. بر اساس مطالعات صحرایی و آزمایشگاهی نهشته های مذکور را می توان به دو بخش کربناته و آواری تقسیم نمود. مرز زیرین سکانس اول نوع(SB2) 2  مرز بالایی سکانس سوم نوع (SB1) 1 است.سکانس های اول و دوم با منحنی جهانی تغییرات سطح دریا کمتر مطابقت دارند. اما سکانس سوم با بخش بالایی این منحنی قابل مقایسه است.

آمار یکساله:  

بازدید 1514

دانلود 305 استناد 0 مرجع 0
نویسندگان: 

رباطیان مسعود

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1389
  • دوره: 

    20
  • شماره: 

    77 (ویژه نامه زمین شناسی)
  • صفحات: 

    51-62
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    715
  • دانلود: 

    262
چکیده: 

مقدمه: چند توده بازیک نفوذی در شمال خاوری ایران در پهنه های البرز خاوری و گرگان رشت قرار گرفته است. این پلوتونیسم که برای نخستین بار در اینجا معرفی می گردد طی ژوراسیک پایانی کرتاسه زیرین به وقوع پیوسته است.هدف: بررسی شواهدی که بتواند منشا و چگونگی پدیدار شدن این توده های نفوذی را نشان دهد هدف این طرح می باشد.روش بررسی: به منظور تحقق هدف مطالعات کاربرد چند روش الزامی است. تهیه مقاطع نازک میکروسکپی به تعداد لازم برای بررسی شواهد بافت، ساخت و ترکیب کانی شناسی و پتروگرافیک، انجام تجزیه شیمیایی به روشXRF ، آنالیز رادیوایزوتوپی برای تعیین سن دقیق سنگهای مورد بررسی به روش پتاسیم_ آرگون از جمله روش های بررسی بوده است. بدین ترتیب نخست مقاطع نازک میکروسکپی به وسیله میکروسکپ با نور پلاریزه مطالعه شد. سپس برخی نمونه های سنگی تجزیه شیمیایی شده و نتایج آنها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. برای تعیین سن دقیق نیز سنگهای مورد مطالعه به روش طیف سنجی جرمی مورد آنالیز قرار گرفت.نتایج: توده های سنگی مورد بررسی در درون سازند شمشک نفوذ کرده و از نظر سنگ شناسی نیز بازیک اند که شامل گابرو، گابرونوریت، گابرودیوریت و گابرومونزونیت به ترتیب اهمیت و فراوانی آن ها می باشد. کانی های اصلی این سنگ ها شامل اولیوین، ارتو و کلینوپیروکسن، پلاژیوکلاز که معمولا کلسیک می باشد و کانی های فرعی به ترتیب درصد فراوانی شامل: فلدسپارپتاسیم (که در مونزوگابرو فراوانی بیشتری حتی نسبت به پلاژیوکلازها از خود نشان داده اند)، آپاتیت، مگنتیت، آمفیبول (که در مونزوگابروها و در بافت های پگماتوئیدی فراوان ترند)، کوارتز و زیرکن هستند. از نظر بافت در چند مورد در گابرونوریت ها بافت کومولایی ادکومولا و در بقیه موارد بافت های دانه ای، افیتیک، ساب افیتیک، اینترگرانولار، اینترسرتال و بعضا پگماتیتی تشکیل شده است که فاقد هرگونه منطقه بندی و آلتراسیون می باشند. توده نفوذی مزبور به لحاظ مکانیسم نفوذ و شکل از نوع لاکولیت می باشد و با توجه به ترکیب کانی شناسی و سکانس تبلور کانی ها و نیز توالی و سری کانی شناسی قابل مقایسه با پلوتونیسم کالکوآلکالن است. سن دقیق این توده های نفوذی 126.4 تا 145.6 میلیون سال پیش را به روش پتاسیم_ آرگون (سنگ کل) نشان می دهد (ژوراسیک پایانی –کرتاسه زیرین) که مربوط به حرکات تکتونیکی آلپ آغازین می باشد.نتیجه گیری: توده نفوذی مورد بحث با سن ژوراسیک پایانی_ کرتاسه زیرین مربوط به یک ماگماتیسم با ماهیت کالکوآلکالن است که در طول یک کمربند از ترکیه و قفقاز (در باختر)، تا منطقه بند بیان افغانستان (در خاور) به وقوع پیوسته است. در برخی نقاط این کمربند، فعالیت های زمین شناختی به صورت فوران های ولکانیک نیز پدیدار شده اما بیشتر به صورت پلوتونیسم گزارش شده است. با توجه به قرار گرفتن توده های مورد مطالعه در این کمربند ولکانوپلوتونیسم می توان چنین عنوان نمود که توده های نفوذی مورد بحث طی ولکانوپلوتونیسم ژوراسیک- پایانی_ کرتاسه زیرین تشکیل شده اند.

آمار یکساله:  

بازدید 715

دانلود 262 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1389
  • دوره: 

    20
  • شماره: 

    77 (ویژه نامه زمین شناسی)
  • صفحات: 

    63-70
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    842
  • دانلود: 

    226
چکیده: 

مقدمه: مطالعه بر روی فون مهره داران کلاسیک میوسن پسین مراغه توسط نویسندگان در سال های اخیر و حفاری ها و اکتشافات انجام شده منجر به استخراج نمونه های متعددی از خانواده های مختلف به ویژه انواع هیپاریون ها انجامید. با مطالعه و بررسی های انجام شده و مقایسه با سایر نمونه های گذشته و جدید و بیومتری دقیق از خصوصیات و جزییات دندان ها و آرواره زیرین مشخصات یک نمونه هیپاریون جدید برای اولین بار به دست آمد. با توجه به لزوم شناخت آن، نمونه مذکور Hipparion iranica نامگذاری گردید و از لحاظ فسیل شناسی مهره داران حایز اهمیت می باشد.هدف: اندازه گیری وبیومتری زایده های نقوش دندانی در فک زیرین و نیز بیومتری فک زیرین نمونه استخراج شده، نتایجی به دست آمد که با سایر نمونه های هیپاریون تفاوت داشت. به همین جهت از نظر مشخصات گونه ای با سایرین می تواند معرف نمونه جدیدی باشد.روش بررسی:با استفاده از روش استاندارد Eisnmann (1988) وMacfadden (1984)  بیومتری انجام شده است.نتایج: مطالعات صورت گرفته نشان داد نمونه مورد نظر از لحاظ اندازه و زواید نقوش دندانی در دندان های فک زیرین ونیز آرواره زیرین با سایر نمونه های مطالعه شده تفاوت داشت. بنابراین شایسته است جهت شناخت بهتر آن هیپاریون ایرانیکا معرفی گردد. افزون بر آن مشخص شد که فون فسیلی شمال غرب ایران با فون های اروپای مرکزی- غربی، شمال و شرق آفریقا، جزایر ایتالیایی، یونان وترکیه، بالکان و قفقاز و نیز شرق آسیا مشابهت دارد.نتیجه گیری: ازگزارش نمونه مطالعه شده توسط مولفین مشخص می گردد که شرایط آب و هوایی و پالئواکولوژی شمال غرب ایران علاوه بر شباهت با سایر فون های فسیلی میوسن پسین دارای اختلافات جزیی شرایط زیستی بوده که از میوسن میانی شروع و تا کواترنر ادامه داشته است. این تغییرات آب و هوایی منطقه ای باعث گونه زایی، حذف گونه ها و یا تغییرات مرفولوزی و ژنتیکی در گونه ها راسبب شده است.

آمار یکساله:  

بازدید 842

دانلود 226 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1389
  • دوره: 

    20
  • شماره: 

    77 (ویژه نامه زمین شناسی)
  • صفحات: 

    71-88
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    941
  • دانلود: 

    388
چکیده: 

مقدمه: با توجه به انجام عملیات صحرایی و اطلاعات بدست آمده از نقشه های زمین شناسی منطقه، مشخص شد که زمین لغزش جدید دشتگان بر روی یک زمین لغزش قدیمی، اتفاق افتاده است.هدف: مطالعه لغزش دشتگان و تحلیل خطر آن بر روی بزرگراه قزوین- رشت مباشد.نتایج: از جمله عوامل محیطی محرک برای زمین لغزش قدیمی محدوده مورد بررسی، رودخانه سفیدرود بوده است. علاوه بر نقش رودخانه سفید رود (شیب بستر، پیچ و خم ها، تنش ها، فرسایش و ...)، مهیا بودن شرایط ذاتی زمین مانند جنس، بافت مواد، جهت ناپیوستگی ها، آب، شیب، گسل و شکل دامنه ها، دخالت انسانی و حفر ترانشه برای راهسازی، نقش غیرقابل انکاری در ناپایداری دامنه داشته است. ضمنا، عوامل زمین شناسی و زمین شناسی مهندسی که برپدیده لغزش موثر می باشند، مورد بررسی قرار گرفتند.نتیجه گیری: این مطالعات، به همراه داده های آزمایشات مکانیک سنگ، برای ارایه راهکارهایی برای تثبیت زمین لغزش دشتگان، مورد استفاده قرار گرفتند.

آمار یکساله:  

بازدید 941

دانلود 388 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1389
  • دوره: 

    20
  • شماره: 

    77 (ویژه نامه زمین شناسی)
  • صفحات: 

    89-106
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    1538
  • دانلود: 

    546
چکیده: 

مقدمه: مهم ترین بحث در تحلیل داده های ژیوشیمیایی تعیین حد زمینه برای هر عنصر در منطقه موردمطالعه و جداکردن زمینه از آنومالی های عنصر مربوطه است. امروزه یکی از مهم ترین روش های مورداستفاده در جدایش جوامع آنومالی از زمینه روش های مبتنی بر هندسه فرکتال می باشد. در میان روش های فرکتالی، روش عیار- محیط به خصوص در جدایش جوامع در رسوبات آبراهه ای از روش های معمول می باشد.هدف: حد زمینه و جوامع آنومالی با استفاده از این روش برای عناصر مس، طلا، مولیبدن، نقره و آرسنیک در محدوده زاجکان واقع در شهرستان طارم در استان زنجان محاسبه شده است.روش بررسی: نخست 84 نمونه رسوبات آبراهه ای از منطقه برداشت شده و مورد آنالیز شیمیایی قرارگرفته اند. هم چنین پارامترهای آمار کلاسیک تک متغیره و دومتغیره برای داده ها مورد بررسی قرارگرفته اند. پس از آن، تخمین شبکه خاص رسوبات آبراهه ای جهت ارزیابی عیار عناصر ذکرشده صورت گرفته است. در مرحله بعد با ترسیم منحنی لگاریتمی عیار- محیط جوامع زمینه و آنومالی ها برای عناصر موردنظر در منطقه موردمطالعه از یکدیگر جداشدند. درنهایت با ترسیم نقشه های توزیع این عناصر در محدوده زاجکان جوامع آنومالی به تفکیک مشخص شده و نتایج آن با نتایج حاصل از آمارکلاسیک موردمقایسه قرارگرفته اند.نتایج: نتایج استفاده از روش فرکتالی عیار- محیط نشانگر وجود آنومالی های قطعی این عناصر در بخش شرقی و بخش مرکزی محدوده زاجکان می باشد.نتیجه گیری: مقایسه دو روش نمایانگر برتری قابل ملاحظه روش فرکتالی عیار- محیط بر آمار کلاسیک می باشد.

آمار یکساله:  

بازدید 1538

دانلود 546 استناد 0 مرجع 0
نویسندگان: 

بخشنده لیدا

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1389
  • دوره: 

    20
  • شماره: 

    77 (ویژه نامه زمین شناسی)
  • صفحات: 

    107-128
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    744
  • دانلود: 

    297
چکیده: 

مقدمه: لیتولوژی عمده سازند آب دراز از شیل خاکستری مایل به آبی تشکیل شده و ضخامت آن 286.86 متر می باشد. مرز زیرین آن با سازند آیتامیر، همراه با ناپیوستگی موازی و مرز بالایی آن با سازند آب تلخ به صورت پیوسته می باشد. لیتولوژی عمده سازند آب تلخ از مارن خاکستری تشکیل شده و ضخامت آن 793 متر اندازه گیری شده است . مرز زیرین آن با سازند آب دراز، همراه با پیوستگی و مرز بالایی آن با سازند نیزار هم به صورت پیوسته می باشد.هدف: مطالعه بیوزوناسیون رسوبات کرتاسه بالایی (تورونین پیشین– ماستریشتین پسین) و هم چنین ظهور و انقراض جنس ها و گونه های فسیلی در این محدوده زمانی می باشد.روش بررسی: در مدت 3 هفته عملیات صحرایی از منطقه تعداد 91 نمونه (81 نمونه آزاد و 10 نمونه مقطع نازک) برداشت شد و پس از آماده سازی نمونه ها در آزمایشگاه، مورد مطالعه قرار گرفت.نتایج: در این تحقیق 68 گونه فرامینیفرپلانکتونی از 26 جنس شناسایی و معرفی شده است. مطالعه فرامینیفرهای سازندهای آب دراز و آب تلخ حاکی از وجود 12 بایوزون در برش مزدوران (کپه داغ) است که سن تورونین پیشین– مایستریشتین پسین را نشان می دهند. لازم به ذکر است که این زون بندی برای اولین بار ارایه شده است.نتیجه گیری: وجود 12 زیست زون در منطقه کپه داغ، برش مزدوران که سن تورونین پیشین مایستریشتین پسین را نشان می دهند.

آمار یکساله:  

بازدید 744

دانلود 297 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1389
  • دوره: 

    20
  • شماره: 

    77 (ویژه نامه زمین شناسی)
  • صفحات: 

    130-150
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    1186
  • دانلود: 

    275
چکیده: 

مقدمه: کانه زایی مس و مولیبدن منطقه قره چیلر- قره دره در ارتباط با سنگ های نفوذی اسیدی بوده که در مرکز باتولیت رخ داده است. کانه زایی به سه حالت قابل مشاهده است: 1) در ارتباط با رگه های کوارتزی: این رگه های کوارتزی غالبا روند  NW – SEو گاهی روند  NE – SWداشته که ضخامت آن ها از 0.1 تا 3 متر در تغییر است. 2) در ارتباط با دایکهای مینرالیزه: در مرکز فعالیت هیدروترمالی یکسری دایک های اسیدی با روند NW – SE و گاه NE – SW نفوذ کرده اند که عموما دارای بافت پورفیری می باشند. 3) در ارتباط با سنگ های نفوذی: مینرالیزاسیون مولیبدن و مس در سنگ های نفوذی منطقه به صورت افشان در متن سنگ و هم به صورت استوک ورک تشکیل شده است. بارزترین ویژگی این منطقه مینرالیزه، گسترش آلتراسیون سیلیسی به صورت رگه و رگچه و هم چنین زون پتاسیک و پروپیلیتیک می باشد.هدف: در این منطقه مطالعه رخداد کانه زایی مولیبدن و مس مرتبط با توده های نفوذی و زون های دگرسانی ایجاد شده (سیلیسی، پتاسیک، پروپیلیتیک) می تواند بعنوان الگویی برای اکتشاف در سایر مناطق مورد استفاده قرار گیرد.روش بررسی: در این مطالعه کلیه زون های دگرسانی و رگه های مینرالیزه مورد شناسایی قرار گرفته، سپس از مناطق مستعد نمونه برداری به عمل آمده است. نمونه های آلتره و سالم به روشXRF  تجزیه شدند، سپس کانی ها و کانه ها به صورت ماکروسکوپی و میکروسکوپی مطالعه گردیدند که نتایج آنها با مطالعات ژئوشیمی به روش Maclean و Grant مقایسه شد.نتایج: در این مطالعه تلفیق اطلاعات حاصل از مطالعات مینرالوگرافی و ژئوشیمی عناصر نشان میدهد که تغییرات کانی شناسی با تغییرات ژئوشیمیایی (تهی و غنی شدگی عناصر) مطابقت داشته و دو زون پتاسیک و پروپیلیتیک قابل تفکیک است. زون پتاسیک با وجود کانی های فلدسپات پتاسیم ثانویه، بیوتیت ثانویه و کانه های مس، مولیبدن و آهن (کالکوپیریت، مولیبدنیت و مگنتیت) و زون پروپیلیتیک با وجود کانی های اپیدوت و کلریت قابل تشخیص هستند. اکثر رگه های کوارتزی، زون ها و دایک های مینرالیزه در داخل زون پتاسیک گسترش یافته است.نتیجه گیری: نوع دگرسانی و مینرالیزاسیون منطقه با کانه زایی تیپ رگه ای مرتبط با توده های نفوذی بزرگ (باتولیتی) مطابقت داشته، اما گسترش دایک های مینرالیزه پورفیری در زون پتاسیک قره چیلر نشانگر آن است که احتمالا زیر این دایک ها و رگه های مینرالیزه یک استوک پورفیری مینرالیزه وجود داشته باشد.

آمار یکساله:  

بازدید 1186

دانلود 275 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1389
  • دوره: 

    20
  • شماره: 

    77 (ویژه نامه زمین شناسی)
  • صفحات: 

    151-172
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    1313
  • دانلود: 

    583
چکیده: 

مقدمه: جهت مطالعه کانی های موجود در خاک های تشکیل شده بر روی سازند آغاجاری و ارتباط کانی های تشکیل شده با توپوگرافی، دو مقطع در مناطق مسجد سلیمان و قلعه خواجه انتخاب گردید. محل حفر نیمرخ ها و نمونه برداری طوری انتخاب گردید که بتواند اثر توپوگرافی را در یک توپوسکانس نشان دهد. این خاک ها از نظر مواد مادری یکسان هستند و مهم ترین وجه تمایز آن ها توپوگرافی و به طبع آن اقلیم می باشد.هدف: اهداف این تحقیق عبارت است از: شناسایی کانی های رسی، بررسی اثرات توپوگرافی بر روی تغییرات کانی های رسی و تکامل خاک ها در یک توپوسکانس، با توجه به یکسان بودن مواد مادری در مناطق مسجد سلیمان و قلعه خواجه.روش بررسی: بر اساس وضعیت محل و توپوگرافی تعدادی نقاط مشاهده ای بررسی و در پنج نقطه اقدام به حفر نیمرخ های شاهد گردید. کلیه نیمرخ ها بر اساس دستورالعمل تشریح نیمرخی وزارت کشاورزی آمریکا تشریح و از افق های مختلف آن ها نمونه برداری شد. مطالعات کانی شناسی توسط دیفراکتوگرام های پراش اشعه ایکس انجام گرفت.نتایج: دیفراکتوگرام های پراش اشعه ایکس مواد مادری بیانگر حضور کانی های ایلیت، کائولینیت، کوارتز و فلدسپار و دیفراکتوگرام های پراش اشعه ایکس نمونه های خاک وجود کانی های ایلیت، کلریت، کائولینیت، ورمیکولیت، اسمکتیت و در بعضی نمونه ها کانی پالی گورسکیت را نشان می دهد.نتیجه گیری: در نیمرخ های انتخابی هر چه از قله به طرف پای شیب نزدیک می شویم از میزان کانی های اولیه مانند ایلیت کاسته و بر کانی اسمکتیت افزوده می شود که دلیلی بر تکامل خاک می باشد. هم چنین با کاهش شیب میزان کانی اسمکتیت و ورمیکولیت افزایش و در نتیجه ظرفیت تبادل کاتیونی خاک افزایش پیدا می نماید.

آمار یکساله:  

بازدید 1313

دانلود 583 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1389
  • دوره: 

    20
  • شماره: 

    77 (ویژه نامه زمین شناسی)
  • صفحات: 

    173-184
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    888
  • دانلود: 

    714
چکیده: 

مقدمه: آنالیز خطواره ها پایه و اساس مطالعات ساختاری و تکتونیکی یک منطقه به شمار می روند. در این مطالعه، با استفاده از تصاویر Landsat، IRS و مدل های سایه ارتفاعی خطواره های موجود در زون گسلی سراوند- بزنوید، یکی از قطعات گسل اصلی جوان زاگرس در جنوب لرستان استخراج شد.هدف: هدف از این مقاله استخراج اتوماتیک خطواره های مرتبط با زون گسلی جوان اصلی زاگرس در جنوب لرستان و مقایسه آن با برداشت های صحرایی می باشد.روش بررسی: روش مورد استفاده در این مطالعه، استخراج اتوماتیک خطواره ها بود که بعد از روی هم قرار گیری تمام نقشه های تهیه شده، نقشه کلی از خطواره های منطقه تهیه گردید. با مطالعات صحرایی، مشخص شد که روندهای به دست آمده از نقشه کلی خطواره ها، مربوط به گسل های اصلی منطقه است.نتایج: روند های شمال خاور- جنوب باختر مربوط به گسل های امتداد لغز بین گسل های اصلی منطقه، روندهای شمال باختر- جنوب خاور مربوط به گسل سراوند- بزنوید و شکستگی های همراه با آن مثل گسل اسلام آباد است.نتیجه گیری: گسل سراوند- بزنوید و گسل اسلام آباد به ترتیب از نوع شگستگی های R و P در نتیجه برخورد صفحات عربی و ایران است.

آمار یکساله:  

بازدید 888

دانلود 714 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1389
  • دوره: 

    20
  • شماره: 

    77 (ویژه نامه زمین شناسی)
  • صفحات: 

    185-202
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    1190
  • دانلود: 

    607
چکیده: 

مقدمه: گسل مشا یکی از ساختارهای فعال عمده در حاشیه جنوبی البرز مرکزی می باشد. در این پژوهش گستره بین طول جغرافیایی 51o, 30’ تا 51o, 45 بررسی می شود که در برگیرنده بخش مرکزی- باختری گسل مشا می باشد. با اندازه گیری 120 صفحه گسلی و خش لغزهای مربوطه، به بررسی تحولات تنش به کمک روش برگشتی پرداخته شده است.هدف: بررسی تحولات تنش و تحلیل دینامیکی گسل مشا در منطقه مورد مطالعه می باشد.روش بررسی: انجام تفکیک فاز بر روی داده ها و بررسی تحولات تنش به طور جداگانه برای هر فاز به روش برگشتی. در نهایت نتایج حاصله از هر دوی این مراحل با یکدیگر مقایسه شدند و سه جهت تنش بیشینه در منطقه، بر روی گسل مشا به دست آمد. جهت تعیین سن نسبی رویدادهای مختلف زمین ساختی، سن هر کدام از روندهای تنش بیشینه به کمک روابط تقدم و تاخر صفحه های گسلی مشخص شد.نتایج: بدست آوردن سه جهت تنش بیشینه با راستای شمال باختری، شمالی و شمال خاوری، که باعث تغییر سازوکار گســـل مشا از رژیم زمین ساختی واژگون با مولفه راستالغـــز راستگرد به رژیم واژگون با مولفه راستالغز چپگرد شده است.نتیجه گیری: این جهات تنش در زمین ساخت لغزشی- فشارشی ظاهر می شوند و رژیم زمین ساخت فشاری در تمامی این جهات تنش بر رژیم زمین ساخت راستالغز غالب می باشد.

آمار یکساله:  

بازدید 1190

دانلود 607 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1389
  • دوره: 

    20
  • شماره: 

    77 (ویژه نامه زمین شناسی)
  • صفحات: 

    203-220
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    1009
  • دانلود: 

    404
چکیده: 

مقدمه: سنگ های دگرگونه گستره قروه شامل دو سری سنگ های دگرگونی ناحیه ای و مجاورتی می باشند. سنگ های دگرگونی ناحیه ای شامل متاسدیمنت ها و آهک های دگرگونی بوده که با توجه به مجموعه کانی شناسی و واکنش های دگرگونی می توان شرایط رخساره شیست سبز تا آمفیبولیت تحتانی را برای آنها پیشنهاد نمود.هدف: سری دگرگونی مجاورتی باعث تشکیل شیست ها، مرمرها و کوارتزیت ها در منطقه شده که با توجه به مجموعه کانی شناسی و واکنش های دگرگونی می توان شرایط رخساره هورنبلند هورنفلس تا پیروکسن هورنفلس را برای این سنگ ها در نظر گرفت.روش بررسی: بدین منظور از کلیه سنگ های دگرگونی مقاطع جهت دار تهیه و سپس توسط میز یونیورسال مورد مطالعه قرار گرفت.نتایج: الگوهای جهت یابی ترجیحی شبکه ای کانی کوارتز در شیست های دگرگونی ناحیه ای لغزش قاعده ای را در راستای محور <a> نشان داده که شرایط رخساره شیست سبز را تایید می نماید. الگوی پراکندگی محورهای C دانه های کوارتز در مرمرهای دگرگونی ناحیه ای نیز لغزش لوزی رخ و لغزش قاعده ای را در راستای محور <a> نشان داده که این الگوی پراکندگی با رخساره شیست سبز تا آمفیبولیت تحتانی مطابقت می نماید.نتیجه گیری: بر اساس مطالعات ریزساختاری سنگ های دگرگونی منطقه قروه دچار دو مرحله دگرشکلی گردیده اند. مرحله اول دگرشکلی (D1) منجر به ایجاد برگوارگی اولیه (S1) و پورفیروبلاستهای بین تکتونیکی گارنت و استرولیت در شیست های منطقه گردیده و فاز دوم دگرشکلی (D2) بصورت فابریک (S2) همراه با پورفیروبلاستهای آندالوزیت، سیلمانیت و کردیریت همزمان و بعد از تکتونیک در این سنگ ها دیده می شود. در مرحله نهایی، دگرگونی پسرونده حاصل از جایگیری در سنگ های دگرگونی منطقه دیده می شود. بنابراین، مسیر P-T-t احتمالی، نشانگر یک مسیر ساعتگرد با دمای ماکزیمم 700 درجه سانتی گراد و فشار ماکزیمم 4 کیلوبار برای مجموعه دگرگونی قروه می باشد.

آمار یکساله:  

بازدید 1009

دانلود 404 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1389
  • دوره: 

    20
  • شماره: 

    77 (ویژه نامه زمین شناسی)
  • صفحات: 

    237-251
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    1810
  • دانلود: 

    223
چکیده: 

مقدمه: لامپروفیرها گروهی از سنگ های آلکالن هستند که معمولا به صورت توده های نیمه عمیق مشاهده شده و دارای کانی های متورق فراوان مانند میکا یا آمفیبول هستند. اسپسارتیت نوعی لامپروفیر است که معمولا دارای کانی های هورنبلند، پیروکسن، آلبیت، فلدسپات آلکالن و ندرتا کوارتز بوده همچنین در آن مقدار پلاژیوکلاز بیش از فلدسپات آلکالن می باشد. توده های اسپسارتیت معمولا در اطراف توده های نفوذی دیوریتی مشاهده می شوند.هدف: معرفی ویژگی های پتروگرافی و ژئوشیمیایی توده های نیمه عمیق اسپسارتیت که در منطقه سقز (شمال غرب استان کردستان) درون واحدهای آتشفشانی کرتاسه با ترکیب آندزیت و آندزیت بازالتی نفوذ کرده اند.روش بررسی: حین بررسی هایی که بر روی سنگ های آتشفشانی کرتاسه در منطقه سقز انجام گرفت، گاهی اوقات توده های نیمه عمیق اسپسارتیت (غالبا در شکل دایک) مشاهده شدند. ویژگی های صحرایی آن ها شامل رنگ سبز، ساختار متورق (که معمولا دیاشیستیک خوانده می شود) و نیز برشی و اکسیده شدن سنگ میزبان آن ها می باشد. از این سنگ ها پس از نمونه برداری، 10 مقطع نازک جهت مطالعات پتروگرافی تهیه و همچنین 9 نمونه به روش های ژئوشیمیایی XRF) و (ICP-MS تجزیه شدند.نتایج: طی مطالعات پتروگرافی بافت ویژه پان ایدیومورفیک شامل درشت بلورهای پیروکسن و بلورهای کوچک و خودشکل هورنبلند در زمینه ای از پلاژیوکلاز (آلبیت)، گاهی آلکالی فلدسپار، کلریت و کلسیت مشاهده گردید. دگرسانی ضعیفی (کلریتی و کربناتی شدن) معمولا این نمونه ها را تحت تاثیر قرار داده و شکستگی های آن ها اغلب توسط کلسیت، کلریت، آلبیت و یا اپیدوت پر می شدند. بر اساس طبقه بندی ویژه لامپروفیرها، نمونه های مورد مطالعه با توجه به کانی های روشن به عنوان اسپسارتیت )گونه ای کالک آلکالن) مد نظر قرار گرفتند. با توجه به مطالعات ژئوشیمیایی نمونه های مورد مطالعه در محدوده سنگ های آلکالن قرار می گیرند. هم چنین نمودارهای عناصر کمیاب برای این سنگ ها حاکی از غلظت بالای ماگما از عناصر کمیاب سبک می باشد. به علاوه غنی شدگی این سنگ ها از عناصر تیتان و فسفر نیز قابل ملاحظه است.نتیجه گیری: با توجه به حضور مقادیر بالایی از پلاژیوکلاز (آلبیت) و هورنبلند (مگنزیوهورنبلند) و همیافتی با توده های نفوذی گرانیتوئیدی و دیوریتی منطقه می توان لامپروفیرهای مشاهده شده در منطقه سقز را اسپسارتیت آپینیتی نامید، در حالی که ویژگی های ژئوشیمیایی آن ها مشابه اسپسارتیت ها و لامپروئیت ها (گونه خروجی لامپروفیرها) می باشد. به نظر می رسد غنی شدگی ماگمای این سنگ ها از عناصر کمیاب سبک بر اثر درجه پایین ذوب بخشی در منشا گوشته ای حاصل شده باشد، اما نمی توان از آلودگی پوسته ای احتمالی آن در هنگام صعود نیز چشم پوشی نمود. اصل مقاله به صورت متن کامل انگلیسی، در بخش انگلیسی قابل رویت است.

آمار یکساله:  

بازدید 1810

دانلود 223 استناد 0 مرجع 0