مشخصات نشــریه/اطلاعات دوره

جستارهای تاریخی (فرهنگ) (ویژه تاریخ) | سال:1381 | دوره:15 | شماره:3 (مسلسل 43)

نتایج جستجو

2558

نتیجه یافت شد

مرتبط ترین ها

اعمال فیلتر

به روزترین ها

اعمال فیلتر

پربازدید ترین ها

اعمال فیلتر

پر دانلودترین‌ها

اعمال فیلتر

پر استنادترین‌ها

اعمال فیلتر

تعداد صفحات

27

انتقال به صفحه

آرشیو

سال

دوره(شماره)

مشاهده شمارگان

مرکز اطلاعات علمی SID1
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
نویسنده: 

رضا عنایت اله

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1381
  • دوره: 

    15
  • شماره: 

    3 (مسلسل 43)
  • صفحه شروع: 

    1
  • صفحه پایان: 

    20
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    279
  • دانلود: 

    23
کلیدواژه: 
چکیده: 

رویدادهای ایران در نیمه دوم سده 6 واوایل سده 7میلادی، در آثار گروهی از مولفان ایرانی وغیره ایرانی آمده است. گذشته از آن،در خزاین و بایگانی های دربار ساسانی،اسناد،فرمان ها،پیمان ها و زندگینامه ها نگاهداری می شده اند. ظاهرا در روزگار پادشاهی خسرو اول انوشیروان کوشش هایی برای تدارک تاریخ ایران صورت گرفت که شامل روایت هایی درباره شاهان بوده است (کلیما،1959:56).نامه تنسر،یکی ازآثاری بود که مطالب آن را به سال های 557 تا 570 م. مربوط دانسته اند(کولسینکوف،1970 تا 18)؛ ولی گرینیاسچی – پژوهشگر ایتالیایی – تاریخ نگارش این اثر را پس از سال 632 م. نوشته  است (1966:9-8). شماری از نوشته های عهد ساسانی از جمله مزدک نامک که انگیزه نگارش آن دفاع از آیین مزدایی بوده، باقی نمانده است . دیگر از آثار مربوط به اثر مورد نظر ما،کتاب بهرام چوبین نامک است که از روی نوشته های عربی و نیز شاهنامه فردوسی از آن آگاهیم . از آثار ایرانی دیگر می توان به خوتای نامک (خداینامه) اشاره کرد که گویا روز به (عبدالله بن مقفع ) آن را از پارسی میانه به عربی ترجمه کرده بود. حمزه اصفهانی ، از وجود هشت ترجمه تاریخ ایران نام برده است که جز از ابن مقفع ، محمد بن جهم برمکی،زادویه بن شاهویه اصفهانی، محمد بن بهرام مطیار اصفهانی، هشام بن قاسم اصفهانی ، بهرام بن مردانشاه  از ولایت فارس بدین کار پرداخته بودند (حمزه بن حسن اصفهانی ،1346:7).در میان آثار عربی  می توان به کتاب المعاریف عبدالله بن مسلم بن قتیبه، اخبار الطوال دینوری ،تاریخ یعقوبی ،تاریخ طبری ، ترجمه تاریخ طبری از بلعمی ،تاریخ سنی ملوک الارض والانبیاء حمزه اصفهانی ،فارسنامه ابن بلخی ،نهایت الارب از مولفی ناشناخته ،مجمل التواریخ ودیگر آثار اشاره کرد که شما رآنها اندک نبوده است .از میان مآخذ خارجی می توان از تاریخ تئوفیلاکتوس سیموکاتا، تاریخ سبئوس نویسنده ارمنی ، اخبار سریانی سده 7 م. از مولفی نا شناخته و جغرافیای منسوب به موسی خورنی ویا آنانیاشیراکاتسی نام برد. برای موضوع مورد نظر،شاهنامه فردوسی اثر ارزشمندی در زمینه تاریخ فرهنگ ایران است. گرچه فردوسی منظومه مربوط به روزگار ساسانیان خود را تاریخ نامیده است ،نمی توان شاهکار برجسته او را همانند آثارطبری ،یعقوبی ،دینوری ودیگر مورخان ،اثری صرفا تاریخی نامید.فردوسی از مطالب تاریخی به شیوه خود بهره گرفته وگاه رویدادهای تاریخی را از زمانی به زمان دیگر منتقل کرده است.به عنوان نمونه او بسیاری از رویدادهای پیکار با رومیان را که به روزگار شاپور اول – پادشاه ساسانی –مربوط بوده،با دوران پادشاهی شاپور دوم مرتبط دانسته است .در واقع، این شاعربزرگ بیش از هر چیز به تاریخ ایران توجه داشته است . اردشیر پاپکان –بنیاد گذاردولت ساسانی – پس از پدر و جدش ،از سال 208 تا 227م. بر استخر فارس حکومت داشت و از این سال دولت ایران ساسانی را بنیاد نهاد که تا مرگ یزد گرد سوم – حدود434(تا 661 م.) – ادامه یافت .طی این مدت ،حدود 26 پادشاه بر ایران فرمان راندند. فردوسی 18401 بیت از شاهنامه را به دوران پادشاهی ساسانیان اختصاص داده است .از این مجموعه ،   11251 بیت تنها مربوط به دوران فرمانروایی سه پادشاه است :2600 بیت مربوط به دوران پادشاهی وهرام پنجم (بهرام گور)،4526 بیت به دوران خسرو اول انوشیروان و 4125 بیت مربوط به دوران پادشاهی خسرو دوم (پرویز).فردوسی به تواتر تاریخی رویدادها کمتر توجه داشته و خود را اسیرمحدودیت های زمانی نکرده است. او بیشتر به سخنان شاهان ،شرح قهرمانی ها ،دلاوری ها ،صفات قهرمانان و جلال وشکوه شاهان پرداخته که در نوع خود بسیار مهم وسودمند است . سیاست دینی خسرو دوم ، از جمله مسایلی است که فردوسی در باب آن اظهار نظر های جالبی کرده است که در جای خود، ضمن مقایسه با آثار مورخان، بدانها اشاره خواهد شد . در باره موضوع مورد نظر جا دارد به پژوهش های بسیار ارزشمند محققان عصر ما چون تئودورنولدکه ،آرتورکیرستن سن ،پیگولوسکایا و لوکونین نیز اشاره وقدر زحمات و خدمات آنان شناخته شود ...

آمار یکساله:  

بازدید 279

دانلود 23 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1381
  • دوره: 

    15
  • شماره: 

    3 (مسلسل 43)
  • صفحه شروع: 

    107
  • صفحه پایان: 

    115
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    426
  • دانلود: 

    23
کلیدواژه: 
چکیده: 

در سال 389 ه. ق. در حالی که حکومت سامانی درگیر کشمکش های داخلی بود، ایلک خان نصربن علی قراخانی به عنوان حمایت از امیرسامانی، عبدالملک بن نوح (صفرتا ذیقعده سال 389 ه. ق.)، از ترکستان به بخارا- پایتخت سامانیان – لشکر کشید وبعد از ورود به آن شهر، امیر سامانی و دیگر بزرگان دولت او را دستگیر کرد و به «اوزگند» - پایتخت خویش – فرستاد (جرفادقانی، 185:1375- 184). از آن به بعد، ماوراءالنهربه قلمرو گسترده قراخانیان منضم شد. در دهه های آخرین حکومت سامانیان، حدود سال 375 ه.ق.، ترکمانان سلجوقی به ماورالنهر کوچ کردند (مستوفی، 426:1364) و در مراتع اطراف بخارا و سمرقند سکنا گزیدند (راوندی، 87:1364). به هنگام نبردهای سامانیان و قراخانیان، ترکمانان سلجوقی به حمایت از سامانیان وارد کارزار شدند؛ اما با مشاهده ضعف شدید سامانیان، با قراخانیان سازش کردند (همان، ص 193). با روی کارآمدن قراخانیان درماوراءالنهر، سلجوقیان تحت سیطره آنان قرار گرفتند؛ و از آنجا که سلجوقیان نیروی نظامی قابل توجهی بودند، بعضی از فرمانروایان قراخانی (از جمله علی تگین) در جلب دوستی و همکاری سلجوقیان می کوشیدند. با حمایت های آشکار و پنهان قراخانیان، در عهد سلطان مسعود غزنوی، ترکمانان سلجوقی به رهبری طغرل، چغری و ابراهیم ینال، تعرض به قلمرو غزنویان در خراسان را شروع کردند. سرنوشت نبردهای چندین ساله سلاجقه با غزنویان، بالاخره در سال 431 ه.ق. در نبرد «دندانقان» در حوالی «مرو» مشخص شد. درآن نبرد، سلجوقیان شکستی موهن بر سلطان مسعود غزنوی و سپاهیان وی تحمیل کردند و آنان را به فرار مجبور ساختند (بیهقی، 834:1356-611) ...

آمار یکساله:  

بازدید 426

دانلود 23 استناد 0 مرجع 0
نویسنده: 

پیرا فاطمه

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1381
  • دوره: 

    15
  • شماره: 

    3 (مسلسل 43)
  • صفحه شروع: 

    117
  • صفحه پایان: 

    137
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    274
  • دانلود: 

    23
کلیدواژه: 
چکیده: 

پلیس جنوب ایران یا اس. پی. آر.، نیروی انتظامی بود که در سال 1335 ق./ 1916 م. دولت امپراتوری بریتانیا جهت کنترل سیاسی و نظامی منطقه جنوب ایران تشکیل شد. علل تشکیل واعزام چنین نیرویی را باید در موقعیت سیاسی و نظامی انگلیس در سال های اولیه جنگ جهانی اول جست وجو کرد. نتایج عقب نشینی های انگلیس در بین النهرین، اغتشاشات و نا آرامی های فزاینده با وجود ماموران سیاسی و نظامی آلمانی در ایران، فقدان نیروی نظامی کار آمد وقابل اعتماد در منطقه نفوذ بریتانا، در عین حضور گسترده روسیه قدرتمند در مناطق شمالی ایران، در مجموع موجب کاهش نفوذ و اعتباراین کشور در ایران در اواخر سال 1915 م./ 1333 ق. بود. بنابراین، بریتانا برای حفظ و حراست از منافع خود، برقراری نظم و قانون در جنوب ایران، وایجاد توازن در برابراعتبار و حضور روسیه در ایران به این نتیجه رسید که برای افزایش اعتبارخود در این مناطق باید اقدامی قاطع صورت دهد. مادام که حضور روسیه به شمال ایران محدود بود، انگلیس سعی داشت با گسترش تدریجی منافع خود در جنوب ایران، از آن حراست کند. این منافع که سیاسی، استراتژیک، تجاری و تلگرافی بودند، تا جنگ جهانی اول سیاست های عمده دولتمردان انگلیسی هند بود. اما پس از کشف نفت در مه 1908 م./ 1326 ق. و تشکیل کمپانی نفت ایران و انگلیس، اوضاع متفاوت شد. از این هنگام، دولت انگلیس به طور روز افزونی به بسط و گسترش تجارت نفت توجه کرد؛ به ویژه که به ابتکار وزارت دریاداری، این دولت به بزرگ ترین سهامدار شرکت نفت ایران و انگلیس در 1914 م./ 1333 ق. مبدل شد و نفت به طور فزاینده ای جایگزین زغال سنگ درکشتی های جنگی و رزم ناوهای انگلیس شد (الول - ساتن، 23:1955-22). گسترش حیطه منافع این کشور در جنوب ایران، متضمن پذیرش مسئولیت های جدید و تعهدات محکم تری در سطح حکومتی بود ...

آمار یکساله:  

بازدید 274

دانلود 23 استناد 0 مرجع 1
نویسنده: 

مفتاح الهامه

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1381
  • دوره: 

    15
  • شماره: 

    3 (مسلسل 43)
  • صفحه شروع: 

    139
  • صفحه پایان: 

    188
تعامل: 
  • استنادات: 

    1
  • بازدید: 

    251
  • دانلود: 

    23
کلیدواژه: 
چکیده: 

ادیان و مذاهب گوناگون، که در طول هزاران سال جوامع را به خود مشغول داشته اند، از نیازهای روحی انسان سرچشمه گرفته اند. آدمی از دین یاری جوید؛ چه، دین یارشناسی است و اصل دین، محبت خدا است، چنان که فرمود: «اهل ایمان را تمامی دل در عشق خدا است» (قرآن: بقره / 165). از آنجا که انسان موجودی مذهبی است، پیوسته به سوی ایمان کشش دارد و در این میان، نقش مهم عرفان ناب، بالندگی ایمان است. عرفان و ایمان را نباید در برابر هم نهاد؛ بلکه این دو، تنها در کنارهم خواهند توانست به پویای جامعه کمک کنند. گروهی عرفان را طرز تفکری وابسته به تصوف اسلامی می دانند؛ ولی واقعیت چنین نیست. هر چند واژه «عرفان» عربی وابسته به ادبیات اسلامی است، مفهوم آن ریشه های چند هزار ساله دارد. عرفان در واقع عبارت است از معرفت و شناخت وآگاهی باطنی، و عارف صاحب معرفت شهودی و در حقیقت «آگاه و بصیرو واقف به اسرار». عارف سیمای گشاده، خلق خوش، سعه صدر و روحیه خدمت به خلق دارد. حضورش ملامت از دل می برد و سخنش چراغ معرفت و کردارش دعوت به خیروجمال و حقیقت است (الهی قمشه ای، 249:1374). نزدیک ترین واژه به «عرفان» در ادبیات قدیم غرب، واژه یونانی گنوزیس – به معنای شناخت باطنی یا همان معرفت – است. درکنار این واژه، اصلاح دیگری در ادبیات یونان رواج داشت که مفهوم کلی تری را شامل می شد و عرفان را هم در بر می گرفت؛ وآن، اصلاح «میستی سیزم» بود که می توان آن را به مفهوم  «رازدانی» گرفت و اصطلاحی کلی برای مذاهب و جهان بینی هایی دانست که به شکلی درون نگر، مراقبه و مکاشفه را وسیله درک و کشف حقیقت و رستگاری نهایی می دانستند. با این تعبیر، میستیک یا اهل سر وراز که به کمک علم باطن به کشف حقیقت پی برده است، باعارف به مفهومی که قبلا بیان شد (آگاه و بصیرو واقف به اسرار)، تفاوتی اصولی نخواهد داشت. واژه «میستی سیزم» از «میستریا» مشتق شده که اسم جمع «میستریون» به معنای سر و راز است؛ واین واژه، در ضمن، در یونان قدیم برای مشخص کردن مذاهب اسراری و شعایر و آداب رسوم مخفی و رازگونه آنان به کار برده می شد. «عرفان» و «میستی سیزم» - چه در شرق، چه در غرب – به خواص و گروه اندکی که اغلب خود را از امور اجتماعی کنار می کشند، اختصاص یافته است. دلسردی مولود سرمایه داری بی رحم و ماشینیسم ویرانگر، بسیاری از کسان را که در جست و جوی دستاویزهای فکری و روحانی برای ایجاد آرامش و هماهنگی درونی هستند، به فرقه های متعدد و مبلغان فراوانی که مذاهب اسراری، رمزی و باطنی را به نام های «میستی سیزم»، «تصوف»، «ودانتیسم»، «بودیسم»، «زن بودیسم»، و حتی انواع سحر و جادو و حن گیری و شمنیسم، و... تبلیغ می کردند، متمایل کرد ...

آمار یکساله:  

بازدید 251

دانلود 23 استناد 1 مرجع 0
نویسنده: 

گرانمایه علی

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1381
  • دوره: 

    15
  • شماره: 

    3 (مسلسل 43)
  • صفحه شروع: 

    189
  • صفحه پایان: 

    219
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    70
  • دانلود: 

    23
کلیدواژه: 
چکیده: 

تعدادی از سفرهای ایرانی که در دوره قاجار به خارج از کشور اعزام شده بودند، شرح ماموریت خود را به رشته تحریر کشیدند. اما، همه این گزارش ها به کشورهای بزرگ اروپایی مانند روسیه ، فرانسه، آلمان، بریتانیا، اتریش و بعدها ایالات متحده مربوط است. در نتیجه، شرح ماموریت هدایت به خیوه که در سفارت نامه خوارزم ارائه شده، در بافت تاریخ دیپلماسی ایران، و قدرت رو به افول آن در این دوره موردی استثنایی است. هدایت، اولین فرستاده ایرانی نیست که به نگارش ماجراهای سفرش اقدام کرده باشد. چهار دهه پیش از ماموریت او، میرزا ابوالحسن خان ایلچی به بریتانیا (1224 ق. / 1809 م.) و روسیه (1229 ق. / 1814 م.) اعزام شد تا پیام فتحعلی شاه (1250-1212 ق. / 1834-1796 م.) را به شاه جورج سوم، و تزارآلکساندر اول برساند. ایلچی، مکتوباتش را دردو کتاب تحت عناوین حیرت نامه سفرا و دلیل السفرا گرد آورد. دو فرستاده ایرانی دیگر که پیش ازهدایت شرح سفرشان را نگاشته اند، عبارت اند از میرزا صالح شیرازی که در سال 1241 ق. / 1826 م. به فرانسه و انگلستان اعزام شد و میرزا حسن خان ناظم الدوله آجودان باشی که پیام محمد شاه (1263-1249 ق. / 48-1834 م.) را در سال1838به سلطان عثمانی و پادشاهان اتریش، فرانسه و بریتانیا تسلیم کرد. ماموریت ایلچی، شیرازی وآجودان باشی، به کشورهای اروپا بود؛ اما مسئولیت هدایت، عزیمت به خان نشین نیمه مستقل ترکستان بود که خارج از حوزه کشورهای همسایه، کسی از وجود این منطقه آگاه نبود. خان نشین خیوه که خوارزم نیز نامیده می شد، تا اواسط قرن هیجدهم بارها به طور متناوب به خراجگزار و تحت القید دولت ایران تبدیل شده بود. آخرین باری که ایران خیوه را تصرف کرد، در سال 1740 و در زمان نادر شاه افشار بود. اما پس از مرگ نادر، این خان نشین به صورت خود مختار اداره می شد. سیاحان اروپایی که قصد سفر به ایران داشتند، نه ترکستان، بلکه قفقاز را به عنوان مسیر حرکت خود به ایران انتخاب می کردند. در نتیجه، خیوه مانند دو امیرنشین دیگر آسیای مرکزی، تا تصرف آن از سوی روسیه در اواخر قرن نوزدهم، منطقه ای دست نخورده وغیر امن برای اروپاییان به شمار می آمد. موانع طبیعی مانند قره گوم (خاک سیاه) که اطراف خیوه را دربر گرفته بود، و نیز بی میلی مردم خوارزم به همزیستی با خارجیان، دنیای خارج را از شناخت یکی از سنتی ترین جوامع موجود شرق محروم کرد. بنابراین، نوشته های هدایت در سفارت نامه خوارزم، منبع اطلاعات منحصر به فردی در خصوص جامعه ای دورافتاده و بسته است. به علاوه، این کتاب، برای کسانی که به تحقیق در خصوص منشای تاریخی روابط بین منطقه ای ناحیه خزرعلاقه مندند، منبع با ارزشی به شمار می آید ... 

آمار یکساله:  

بازدید 70

دانلود 23 استناد 0 مرجع 0
نویسنده: 

اشراقی احسان

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1381
  • دوره: 

    15
  • شماره: 

    3 (مسلسل 43)
  • صفحه شروع: 

    21
  • صفحه پایان: 

    31
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    352
  • دانلود: 

    23
کلیدواژه: 
چکیده: 

از قرن دهم میلادی/ چهارم هجری قمری، در سرزمینی که در شمال دریاچه بالخاش واقع است، قبایلی ترک می زیستند که نامشان «اوغوز» یا «غز» بود؛ مورخان بیزانس ورومیه الصغری، از آنها با عنوان «اوزوری» یاد کرده اند؛ وهمین غزها هستند که در دوره چنگیزخانیان زیرنام ترکمن شناخته شده اند . در ربع دوم قرن یازدهم، دسته جات آنها برای کسب سود ثروت، هر یک به سویی رفتند؛ عده ای به طرف روسیه جنوبی وعده ای دیگر به سمت ایران. سپس در همین قرن، تحت فشارعشیره ترک دیگری موسوم به «قبچاق»، وارد ناحیه دانوب سفلی شدند و از این شط گذر کردند و بالکان را متصرف و سرانجام در آنجا مضمحل و منکوب شدند (1065م./458 ه . ق. ).عشیره ای دیگر از غزان به نام سلجوق، خط سیر دیگری گرفتند وایران وآسیای صغیر را تصرف کردند (گروسه 1353: 256-255). بنابراین، ورود ترکمانان سلجوقی به ماوراالنهررا باید در قرن پنجم دانست. نام ترکمن را نخست به شکل جمع فارسی (ترکمانان) نویسندگان ایرانی مانند بیهقی و گردیزی به کار بردند (بیهقی ،1324)؛ و اینکه آن را از ترکیب فارسی «ترک مانند» گرفته اند، وجه اشتقاقی عامیانه است (دهخدا،5827:1373 ). زبان و چهره ترکمانان به علت مهاجرت های آنان به مغرب به تدریج تعدیل شد؛ آن چنان که بین آنان و بقیه ترکمانان فقط شباهتی مختصر باقی ماند (همان). پس از تشکیل مهاجرنشینان مسلمان درحوالی سیردریا (در همان محلی  که مقر اصلی رئیس بزرگ اغزها بود)، غلبه فرهنگ اسلامی همانند برخی نقاط دیگر تحکیم شد. علاوه براین، بخشی ترکمن ها به خدمت سامانیان در آمدند و چراگاه هایی از آنان گرفتند و متعهد شدند  که از مرزهای قلمرو سامانیان در برابر ترکان غیر مسلمان خود دفاع کنند. آنان در جریان پیکار میان سامانیان و قره خانیان، گاهی از این وگاهی ازآن یک حمایت می کردند (اشراقی،156:1381) ودر طی زمان طولانی دسته جات بزرگی از ترکمانان کوچنده غز که به سلجوقیان معروف بودند، به تدریج از نواحی واقع بین دریاچه آرال ودریای خزر به حوالی بخارا و سمرقند آمدند. سلطان محمود غزنوی که در آن هنگام فرمانروایان مقتدر ایران بود، بنا به مصالح مملکتی به این دسته از ترکمنانان اجازه داد در منطقه ای بین نسا وسرخس اسکان یابند. اما پیوستن هزاران بیابان نورد ترکمان به این دسته جات ، موجب پیشروی آنها به نواحی جنوبی تر شد؛ تا جایی که سلطان برای جلوگیری از خطر احتمالی آنان، ناگزیر شد بر آنها لشکر بکشد و آنها را به حوزه دریاچه آرال و کوه های بلخان عقب براند. ترکمانان درزمان سلطان مسعود، به نیروی تعیین کننده ای درماوراءالنهر در قلمرو قره خانیان وغزنویان تبدیل شدند .آنان در جدالی که بین قره خانیان وحکام خوارزم (دست نشاندگان دولت غزنوی) رخ می دهد، به سود این یا آن وارد معرکه شدند؛ تا آنکه براثرکثرت جمعیت و تنگناهایی که بر آنها وارد می شد، اقامت در ماوراءالنهر برایشان غیر ممکن شد و به تدریج به بخش های جنوبی تر کوچ کردند ...

آمار یکساله:  

بازدید 352

دانلود 23 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1381
  • دوره: 

    15
  • شماره: 

    3 (مسلسل 43)
  • صفحه شروع: 

    221
  • صفحه پایان: 

    232
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    183
  • دانلود: 

    23
کلیدواژه: 
چکیده: 

شاه اسماعیل دوم درروز بیست و ششم ربیع الاول 985 ه. / 15 ژوئن 1577 م.؛ میرزا سلمان را که شغل ناظر بیوتات سرکار خاصه شریفه را داشت، با سمت وزیر و لقب اعتمادالدوله به عضویت دیوان اعلی منصوب کرد (احسن التواریخ، 491:1931؛ جامع مفیدی، 172:1342). ناظر بیوتات، ماموری عالی رتبه بود که با وزیرهمکاری داشت و مسئولیت نظارت بر تمامی دربار به عهده او بود. (تذکره الملوک، 50:1943-43، 19-113،5-134). میرزاسلمان از یک خانواده اشرافی اصفهانی بود که سلسله نسب آن به جابربن عبدالله انصاری می رسید (جامع مفیدی، 172:1342؛ تاریخ عالم آرای عباسی، 1334 / 1955:ج 1، ص 288). خدمت وی در دستگاه اداری صفویه هنگامی آغاز شد که وزیرآذربایجان،  میرزاعطاالله، در دوره سلطنت شاه طهماسب اول، او را به زیربال خود گرفت. توانایی های میرزا سلمان توجه شاه را به خود جلب کرد و این باعث شد تا او به عنوان ناظر بیشترینه بیوتات سلطنتی منصوب و یکی از مقربان درگاه (تذکره الملوک،1943:زیر همین عنوان) شود. او این مقام را تا مرگ طهماسب (984 / 1576) (تاریخ عالم آرای عباسی، 1334 / 1955:ج 1، ص 163) دارا بود و بعد از به سلطنت رسیدن شاه عباس دوم نیز در آن باقی ماند. بعد از منصوب شدن میرزا سلمان به مقام وزارت از سوی شاه اسماعیل دوم، «زمام حل و عقد امورو اهتمام در مهمات و مصالح جمهوربه کف اقتدار{ش} باز داده آمده و ضبط ممالک و حفظ مسالک و مفاتیح ابواب ملک و دولت و مناظم اسباب دین و ملت به قبضه سداد و رشاد و انامل اهتمام و اجتهاد او موکول گشت» (احسن التواریخ، 492:1931؛ نقل از متن اصلی). پنج سال بعد، در رمضان سال 985 / نوامبر 1577، شاه اسماعیل دوم مرد؛ و در پنجم ذی حجه 985 / 13 فوریه 1578، بعد از حدود سه ماه که از مرگ وی گذشت، برادرش سلطان محمد خدابنده با عنوان سلطان محمد شاه به تخت نشست. شاه جدید، مردی چهل وهفت ساله، آرام و گوشه گیر بود. بعد از مرگ شاه طهماسب، قزلباشان گفتند که سلطان محمد، به دلیل کوری، شایسته فرمانروایی نیست؛ اما در وقت مرگ شاه اسماعیل دوم، محمد خدابنده و سه پسرش تنها اعضای خاندان سلطنتی بودند که شاه اسماعیل طی دوره کوتاه سلطنت پانزده ماهه خود آنها را کشته یا نابینا کرده بود. آنان هم فقط به این دلیل جان به در برده بودند که پیش از اینکه فرمان های اعدامشان اجرا شود، شاه اسماعیل مرده بود. در مدتی به درازای هیجده ماه بعد از جلوس سلطان محمد شاه، فرمانروای واقعی دولت صفویه، نه شاه بلکه همسرش، مهد علیا، بود. در اینجا قصد آن را نداریم که تحریک های این زن بی رحم، جاه طلب ویا حوادثی را که منجر به قتل او به دست قزلباشان در یکم جمادی الاول 987 / بیست و ششم ژوئیه 1579 شد، به تفصیل شرح دهیم؛ بلکه می خواهیم از دوره وزارت میرزا سلمان سخن بگوییم و درباره علل و مفهوم سیاسی قتل او به دست قزلباشان درسال 991 / 1983 بحث کنیم ...

آمار یکساله:  

بازدید 183

دانلود 23 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1381
  • دوره: 

    15
  • شماره: 

    3 (مسلسل 43)
  • صفحه شروع: 

    33
  • صفحه پایان: 

    46
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    321
  • دانلود: 

    23
کلیدواژه: 
چکیده: 

پیش سخن در دین اسلام که نخستین واژه طلیعه بعثت پیامبر گرامی آن (ص) با ((خواندن)) آغاز شده و (آموختن آنچه انسان نمی داند)، از ارزش های جماعت (ایمان آورندگان) به حساب آمده است، به درستی می توان دانش ودانش آموزی را از معیارهای برین آن به شمار آورد. در این آیین، اعتبار علم وشرافت علمی، وظیفه و تکلیف دانش اندوزی و پیوند بر دوام آموزش با پرورش و تعلیم با ترکیه، آموختن در هر زمان و در هر مکان، کوشش در نشر و گسترش دانش و فراهم آوردن شرایط ممتاز آموزش و پرورش برای همگان و احترام به معلمان و آموزشگران، ازهنجاری های نیکو وهدف های والای فرهنگی جامعه محسوب شده است. در این باره در تاریخ تمدن اسلام، پژوهشهای مفصل گوناگونی انجام گرفته ودر مجموع، شیوه ها و روش های آموزشی در پیوند مستقیم و کارا با عقایدی تحقق یافته که بر جامعه های نو مسلمان، خاصه ایران،  حاکمیت داشته است. بر طبق این اعتقادها، انسان حیات فردی و خانوادگی و اجتماعی خود را در پیوند با بی نهایت (=خدا) سامان می دهد و با ابتکارو خلاقیت و سازندگی های مستمر، به سوی آن مبدای هستی در حرکت است. تربیت چنین انسانی در جامعه ای پویا، هدف بنیادی اسلام و نهادهای آموزشی آن در سطوح مختلف بوده است. خانه و درسخانه و به مرور مکتب و مکتبخانه، به گونه نهادهای آموزش و پرورش خردسالان درایران عصر اسلامی، در پی (فتوحات) اولیه، حیات فرهنگی خود را به دست آورده، پس از تحولات بسیار، واپسین تکاپوی تاریخی خود را تاکنون نیز ادامه داده و با اینکه به صورت های گوناگون درسراسر جهان اسلام تبلور عملی داشته، به دلایل خاص تاریخی و فرهنگی، درسرزمین های ایرانی نشین از مقبولیت بیشتری بر خوردار بوده است. پیش از سازمان یابی کم و بیش رسمی نهاد ویژه آموزش کودکان و نوجوانان – یعنی مکتبخانه – تلاش هایی را مسلمانان در امرآموزش وپرورش انجام داده اند که در پی آن، نهاد یاد شده اجتماعی با نظام های گوناگون فرهنگی پدید آمده است. در این نوشتار، چگونگی این حرکت تاریخی – فرهنگی جامعه بررسی و شرایط اجتماعی تاسیس آن نهاد آموزشی – مردمی ممتاز، در شش سده اسلامی، روشن شده است ...

آمار یکساله:  

بازدید 321

دانلود 23 استناد 0 مرجع 2
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1381
  • دوره: 

    15
  • شماره: 

    3 (مسلسل 43)
  • صفحه شروع: 

    47
  • صفحه پایان: 

    55
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    117
  • دانلود: 

    23
کلیدواژه: 
چکیده: 

کوسوا (کوزوو= قوصوه) به معنی مرغ سیاه (به ترکی قره طاووق)، نام صحرایی است در شبه جزیره بالکان که تا اواخر قرن نوزدهم میلادی، یکی از ایالت های عثمانی بوده است (کویمن، 291:1987-275). این منطقه به علت قرار گرفتن در مسیر کاروان های تجاری، حالت مرکزیتی برای شبه جزیره بالکان داشت. قبل از اسلاوها، اقوام مختلفی نظیر هون ها، آلان ها، ویزگوت ها، آوارها (و در نهایت، اسلاوها) از قرن ششم میلادی به این منطقه نفوذ کردند. از آن تاریخ به بعد، کوسووا به طورمداوم میان اسلاوها، بیزانسی ها و بلغارها دست به دست می شد تا اینکه در سال 1168میلادی، اسلاوها پس از شکست بیزانس، حاکمیت خود را بر این منطقه اعمال کردند (دایره المعارف اسلامی، ماده «بالکان»). عثمانی ها پس از تثبیت موجودیت خود در سال 1299 میلادی به دست عثمان غازی، با توجه به اساس فلسفه فکری خود که بر غازی گری استوار بود، به سمت کانون های مسیحی نشین حرکت کردند. در زمان عثمان، تا شهر بورسه پیشروی کردند؛ اما تصرف شهر بورسه در زمان اورخان – فرزند عثمان – اتفاق افتاد و این شهر مرکز عثمانیان شد ...

آمار یکساله:  

بازدید 117

دانلود 23 استناد 0 مرجع 0
نویسنده: 

معیری هایده

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1381
  • دوره: 

    15
  • شماره: 

    3 (مسلسل 43)
  • صفحه شروع: 

    57
  • صفحه پایان: 

    85
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    1757
  • دانلود: 

    23
کلیدواژه: 
چکیده: 

آفرینش خود انگیخته، داستان شگفت انگیزی است؛ و شگفت آورتر از آن، زمان بالنسبه کوتاهی است که در آن یکسره دگرگونی رخ می دهد. مردم ما قبل تاریخی دورگه تبار در هزاره پنجم و چهارم ق.م.؛ با آهنگی کند درمنطقه وسیعی ازخاورنزدیک باستان، در مصر و بین النهرین و سایر نقاط پخش شدند و اسکان یافتند. عصر ناآگاهی اقتصاد ساده کشاورزی تا پایان هزاره چهارم ق.م. ادامه یافت و سرانجام با دگردیسی حیرت آوری سامان گرفت. در این فاصله، شهرها بنا نهاده شدند و سازگان های نوین حکومتی برای آنها تعبیه گردیدند؛ باورداشت های دینی و آیین گذاری ها ساخته و پرداخته شدند و خرافات با جایگزینی فلسفه و دین و نظم گرفت. هم راستای این تجربه بزرگ ، نوشتار به عنوان یک ابداع بدیع همراه با معماری و مجسمه سازی یادمانی پدید آمد. اولین تجارب علمی به منصه ظهور رسید. در این محیط جغرافیایی، نخستین دستمایه های هنری انسان که در زمره بزرگ ترین ها نیزهست، در کهن ترین اعصارتجربه شد. انسان آموخت که چگونه جهانی را با خلاقیت های خود بارور سازد. پرتو پخشوده روشنگری در سرزمین های خاورنزدیک باستان، به ناگاه در روشنی یافتگی تابان دو سرزمین جدا گانه، مصر و بین النهرین، متمرکز شد. بررسی پیوستگی های ویژه این دو مرکز بزرگ از تمدن جهانی در آغاز پیدایش، و گذار هم راستا از پیشرفت های آغارین، گسترش مصر و بین النهرین در دوران شکل گیری (دورانی که در آن رشد فرهنگی ایشان در هزاره سوم ق.م. راه کمال پیمود)، و ویژگی جغرافیایی این دو منطقه وسیع که درآن هنگام تفاوت آشکاری با یکدیگر داشتند، از اهم موارد بحث مقاله حاضر است؛ همچنین ضمن تاکید بر درک و دریافت انسان به عنوان موجودی اندیشمند، به مسئله پیدایی نخستین تعابیر سیاسی – دینی و صورت های هنری انسان دراین دو فرهنگ متکامل توجه می شود. به علاوه، نگارنده بر آن است تا خواست انسان را در رابطه با تبیین مفاهیم هنری که به گونه ای ذاتی با باورداشت های دینی اش پیوسته بود، دریابد ...

آمار یکساله:  

بازدید 1757

دانلود 23 استناد 0 مرجع 0
نویسنده: 

رحیمی عبدالرفیع

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1381
  • دوره: 

    15
  • شماره: 

    3 (مسلسل 43)
  • صفحه شروع: 

    87
  • صفحه پایان: 

    105
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    206
  • دانلود: 

    23
کلیدواژه: 
چکیده: 

اصولا امارت و دولت حمدانیان، در دو منطقه «موصل» و «حلب» شکل گرفت. فعالان صحنه سیاسی – نظامی این خاندان، هر چند نقش خود را در دهه اول نیمه دوم قرن سوم درتاریخ اسلام ایفا کردند، آنچه به ظهور چهره فرهنگی این خاندان مربوط می شود، اعتلای فرهنگی دولت حلب به رهبری ابوالحسن علی (سیف الدوله) است که از سال 333 هجری تا سال 394 دوام آورد. گرچه با مرگ سیف الدوله در سال 365 ه. ق.، از رونق فرهنگی این خاندان کاسته شد، اثرات آن تا امروز باقی ماند و امت اسلامی را تحت تاثیر امواج عظیم فرهنگی خود قرار داده است. در مدت 23 سال حضور سیف الدوله در منطقه «حلب» و «شام»، چهره های فرهنگی منور بسیاری در دربار او درخشیدند؛ که در میان آنها، نام تعدادی از برجسته ترین شخصیت های علمی ایران چون فارابی (معلم ثانی)، زجاجی، ابن خالویه، قاضی جرجانی، ابوالعباس خوارزمی، ابوالفرج اصفهانی، ابوعلی فارسی، ابوالطیب لغوی، ابونصر بنص و ...، در رشته های مهمی مانند ریاضیات، تاریخ، فلسفه، لغت، نحو، ادب، شعر و موسیقی دیده می شود. در این مقاله، ضمن ارائه گزارشی کوتاه از چهره فرهنگی «سیف الدوله» و «حلب» سعی شده است در حد توان به حضور و نقش اندیشمندان ایرانی در آن حوزه اشاره ای شود ...

آمار یکساله:  

بازدید 206

دانلود 23 استناد 0 مرجع 0

تبلیغات

مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID