مشخصات نشــریه/اطلاعات دوره

علوم پزشکی رازی (مجله دانشگاه علوم پزشکی ایران) | سال:1381 | دوره:9 | شماره:28

نتایج جستجو

2558

نتیجه یافت شد

مرتبط ترین ها

اعمال فیلتر

به روزترین ها

اعمال فیلتر

پربازدید ترین ها

اعمال فیلتر

پر دانلودترین‌ها

اعمال فیلتر

پر استنادترین‌ها

اعمال فیلتر

تعداد صفحات

27

انتقال به صفحه

آرشیو

سال

دوره(شماره)

مشاهده شمارگان

مرکز اطلاعات علمی SID1
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1381
  • دوره: 

    9
  • شماره: 

    28
  • صفحه شروع: 

    101
  • صفحه پایان: 

    106
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    71
  • دانلود: 

    34
چکیده: 

این مطالعه به بررسی بیماران مبتلا به سینویت گذرای حاد مفصل هیپ که در طی سالهای 1370 لغایت 1378 در بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی ایران بستری شده بودند، اختصاص دارد. هدف از انجام این پژوهش بررسی شیوع بیماری از نظر سن، جنس، علائم بیماری و درمان آن بوده است. در بررسی پرونده 24 بیمار مبتلا به سینویت گذرای حاد نتایج زیر بدست آمد. سن شیوع بیماری در کودکان زیر 10 سال بود (67%). جنس شایع درگیر پسر بچه ها بودند (67%). از نظر علائم بالینی تمام بیماران با هر سه علامت درد، لنگش و محدودیت حرکت در مفصل هیپ مراجعه کرده بودند. اغلب بیماران (83%) قبل از ابتلا به این بیماری، دچار بیماریهای تنفسی، ادراری یا تروما شده بودند. از نظر علائم بالینی اغلب بیماران دچار علائم سیستمیک مثل تب و بی اشتهایی بودند بطوری که تمام بیماران (100%) درجات خفیفی از تب را داشتند. از نظر علائم پاراکلینیکی در بررسی مایع مفصلی مواردی چون شفاف بودن مایع مفصلی، تعداد WBC 200 تا 2000، قند بالای 60 و افزایش ویسکوزیته مایع مفصلی، همگی به نفع مایع مفصلی غیرالتهابی بود، همچنین ESR و CRP در بیشتر موارد بالا بودند و کشت مایع مفصلی در تمام موارد منفی بود. از لحاظ درمانی اغلب بیماران توسط آنتی بیوتیک یا تجویز مسکن و استراحت یا ترکیبی از هر دو درمان شده بودند. به نظر می رسد که این بیماری یک بیماری خود محدود شونده است و استراحت بهترین درمان آن می باشد.

آمار یکساله:  

بازدید 71

دانلود 34 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1381
  • دوره: 

    9
  • شماره: 

    28
  • صفحه شروع: 

    107
  • صفحه پایان: 

    112
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    278
  • دانلود: 

    55
چکیده: 

لرز پس از بیهوشی عمومی به دلیل، افزایش مصرف اکسیژن تا 600 % ، ایجاد کشیدگی در محل برش جراحی، افزایش فشار داخل چشم و مغز، نیاز به توجه و درمان دارد. استفاده از گرم کردن سطحی پوست و دارو در درمان لرز پس از عمل مطرح می باشند. مپریدین یک داروی مؤثر در درمان لرز است اما در برخی بیماران از جمله مصرف کنندگان (MAO- I (Mono Amino oxidase inhibitor دارای ممنوعیت مصرف است. لذا در این مطالعه سعی شده است تا با مقایسه اثر دارویی مپریدین با متادون در درمان لرز بعد از بیهوشی، جایگزین مناسبی برای مپریدین در مواقعی که مصرف آن ممنوع است پیدا کنیم. در این مطالعه که بصورت کارآزمایی بالینی صورت گرفت، 50 بیمار به روش غیراحتمالی آسان انتخاب و با راندومیزاسیون در 2 گروه متادون و مپریدین قرار داده شدند. در گروه مپریدین 25 میلی گرم دارو به ازای 70 کیلوگرم وزن بیمار بصورت داخل وریدی و در گروه متادون 5/2 میلی گرم به ازای 70 کیلوگرم وزن بدن بصورت رقیق شده داخل وریدی استفاده شد و اثرات آنها در درمان لرز بعد از بیهوشی عمومی در ریکاوری بررسی گردید. میانگین سنی در گروه مپریدین 76/33 سال و در گروه متادون 4/34 سال بود. میانگین دمای اگزیلاری در گروه مپریدین 1/36 و در گروه متادون 08/36 بود که تفاوت معنی داری نداشت (05/0 <P ). در گروه مپریدین در 84% موارد بهبودی لرز تا 150 ثانیه پس از تزریق دیده شد و در گروه متادون در 64% موارد بهبود لرز طی این مدت مشاهده گردید که با هم تفاوت معنی دار آماری نداشتند. (05/0 <P ). در گروه مپریدین اغلب بیماران در 30 ثانیه اول، لرز آنها بهبود یافت و در گروه متادون این اثر در 60 ثانیه اول پس از مصرف دارو دیده شد. اختلاف بهبودی در این 2 گروه از نظر آماری معنی دار نبود (05/0 <P ). با توجه به نتایج بدست آمده می توان در موارد ممنوعیت مصرف مپریدین از متادون جهت درمان لرز پس از بیهوشی عمومی استفاده کرد.

آمار یکساله:  

بازدید 278

دانلود 55 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1381
  • دوره: 

    9
  • شماره: 

    28
  • صفحه شروع: 

    11
  • صفحه پایان: 

    18
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    211
  • دانلود: 

    62
چکیده: 

نوروبلاستوما توموری با منشأ سلولهای عصبی می باشد که بطور معمول در غده آدرنال و گانگلیونهای رشته سمپاتیک دیده می شود. این تومور شایعترین تومور بدخیم دوران شیر خوارگی و چهارمین تومور در دوره کودکی است. در این مطالعه ما بر آن شدیم تا عوامل مؤثر بر بقا اطفال مبتلا به نوروبلاستوما را بررسی نمائیم. این مطالعه مقطعی- تحلیلی روی 119 کودک مبتلا به نوروبلاستوما که طی سالهای 1356 الی 1380 در بخش سرطان شناسی بیمارستان علی اصغر(ع) بستری شده بودند انجام گردید. علاوه بر وضعیت فعلی بیمار از نظر بقا، مشخصات دموگرافیک، علائم و نشانه ها، آزمایشهای زمان تشخیص، مرحله بیماری و نوع درمان ثبت گردید و در نهایت آنالیز بقا توسط روشهای جدول عمر و حد حاصل ضرب کاپلان مایر صورت گرفت و برای تعیین عوامل مؤثر از Cox regression استفاده شد. میانه میزان بقا در افراد مورد پژوهش 33/33 ماه بود (25/44 – 42/22). میانگین بقا در بیماران دختر بطور معنی داری بیش از پسران بود(04/0 = ‍ P و 59/0 =(Exp (B   . همچنین میزان بقا دراطفالی که سن بروز بیماری آنها کمتر از1 سال بود، بطور معنی داری بیش از بیماران با سن بروز بیش از 1 سال بوده است (008/0 = P و 31/0 = B ) Exp ). عدم وجود متاستاز، میزان بقای مبتلایان را بطور معنی داری افزایش می داد (03/0 = P و 44/0 = (B) (Exp)  . از مهمترین عوامل پیشگویی کننده پیش آگهی خوب می توان به جنس مؤنث، سن کمتر از 1سال، عدم متاستاز و عدم درگیری مغز استخوان اشاره کرد. لازم به ذکر است که مرکز سرطان شناسی علی اصغر (ع) از مراکز ارجاعی سرطان شناسی اطفال است، لذا اغلب بیماران در مراحل بالای بیماری به این مرکز ارجاع داده می شوند و در نتیجه میزان بقای محاسبه شده در این مطالعه، از میزان بقای بیماران مبتلا به نوروبلاستوما در کل ایران کمتر می باشد. [EXP(B): Relative Risk]

آمار یکساله:  

بازدید 211

دانلود 62 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1381
  • دوره: 

    9
  • شماره: 

    28
  • صفحه شروع: 

    113
  • صفحه پایان: 

    120
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    279
  • دانلود: 

    60
چکیده: 

شکستگی تیپ 3 سوپراکندیلار بازو در بچه ها شکستگی شایع و پرعارضه ای است که بحث های زیادی پیرامون نحوه درمان آن وجود دارد. روشهای متداول برای درمان این شکستگی، جااندازی بسته با پین گذاری از راه پوست و جااندازی باز با فیکساسیون داخلی (ORIF) است که هر یک از این 2 روش مزایا و معایب خاص خود را دارند. این مطالعه به صورت توصیفی و گذشته نگر روی 49 بیمار انجام شد که 21 مورد به روش جااندازی بسته و پین گذاری از راه پوست و 28 مورد به روش جااندازی باز و فیکساسیون داخلی تحت درمان قرار گرفتند. معاینه بیماران از طریق دعوت نامه و ویزیت در درمانگاه و نیز حضور معاینه کننده در محل زندگی بیماران صورت گرفت. در 4 مورد از بیمارانی که به روش جااندازی بسته و پین گذاری از راه پوست تحت درمان قرار گرفته بودند شکستگی سوپراکندیلار بازو تیپ 2 و بقیه تیپ 3 بودند، در حالی که تمام بیماران در گروه جااندازی باز و فیکساسیون داخلی تیپ 3 بودند. نتایج با استفاده از معیار آقای Flynn از لحاظ دامنه حرکتی آرنج و دفورمیتی موجود، بررسی شد. ابزاری که برای سنجش در این بررسی به کار برده شد، گونیامتر ارتوپدی بود. در بیماران گروه جااندازی بسته و پین گذاری از راه پوست، در 2/76% نتایج عالی و خوب و در 8/23%  نتایج ضعیف و یا متوسط بود. در بیماران گروه جااندازی باز و فیکساسیون داخلی در 1/57% نتایج عالی و خوب و در  8/42% نتایج ضعیف یا متوسط بود. عامل اصلی ایجاد نتایج نامطلوب در روش جااندازی بسته و پین گذاری از راه پوست دفورمیتی و بدشکل شدن به علت عدم جااندازی خوب و در گروه جااندازی باز و فیکساسیون داخلی، دفورمیتــی و محدودیــت حرکت بود. در گروه ORIF جراح در Safety Zone کوچکتری از لحاظ انجام خطای تکنیکی قرار داشت. با توجه به نتایج حاصل از این مطالعه، روش جااندازی بسته و پین گذاری از راه پوست برای جراحانی که تجربه و امکانات کافی برای انجام عمل ORIF ندارند، پیشنهاد می شود

آمار یکساله:  

بازدید 279

دانلود 60 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1381
  • دوره: 

    9
  • شماره: 

    28
  • صفحه شروع: 

    121
  • صفحه پایان: 

    128
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    106
  • دانلود: 

    60
چکیده: 

استفاده بدون نسخه از داروهای ضدقارچ در دهه اخیر، بطور گسترده ای در بین زنان رواج پیدا کرده است. همچنین بسیاری از زنان از روشهای طبی دیگر برای رفع علائم و مشکلات بهداشتی خود، استفاده می کنند. با این حال در رابطه با وسعت کاربرد و هزینه این درمانها، اطلاع کمی در دست است. مطالعه حاضر برای بررسی میزان استفاده بدون نسخه از داروهای ضدقارچ و روشهای طبی دیگر در درمان علائم ولووواژینال مزمن در زنان مراجعه کننده به درمانگاه زنان بیمارستان امام شهر ساری انجام شد. این مطالعه به روش توصیفی روی 102 زن مراجعه کننده به درمانگاه زنان که از علائم ولووواژینال مزمن شاکی بودند، انجام شد. ابزار جمع آوری داده ها، پرسشنامه، مشاهده و لوازم آزمایشگاهی بود. جهت بررسی آماری از روشهای آماری توصیفی و آزمون  کای دو استفاده گردید. میانگین سنی بیماران 28 سال و تحصیلات حدود نیمی از بیماران، دبیرستان و بالاتر از دیپلم بود و میانگین طول مدت علائم اکثر بیماران 18 ماه بود. یافته های این پژوهش نشان داد که 60 نفر (82/58 % ) از بیماران، خوددرمانی با داروهای ضدقارچ نظیر کلوتریمازول (85 % )، مایکونازول (5 % )، پوویدون آیودان (10 % ) داشتند. 22 نفر (56/21 % ) از روشهای طبی دیگر نظیر وان یا دوش واژینال سرکه (9/40 % ) ، وان یا دوش واژینال نمک (2/27 % ) ، وان یا دوش واژینال بتادین (2/3 % ) و شستشوی موضعی با ساولن (8 % ) استفاده کرده بودند. در 20 نفر از بیماران (6/19 % )، سابقه خوددرمانی با هیچ روشی وجود نداشت. تعداد 3/73 % پزشکان در رابطه با مصرف داروهای ضدقارچ توسط خود بیمار آگاهی داشتند در صورتی که تعداد کمتری از پزشکان نسبت به استفاده زنان از روشهای طبی دیگر آگاه بودند (%18.2).با وجود آنکه اغلب بیماران تصور می کردند که ولووواژینیت قارچی علت ایجاد کننده علائم آنها است (5/72 % ) در معاینات بالینی و آزمایشگاهی ولووواژینت کاندیدیایی فقط در 35 نفر (3/34 % ) وجود داشت. بر اساس این مطالعه استفاده از روشهای خوددرمانی با داروهای ضدقارچ در زنان متداول می باشد. این امر نه تنها موجب به تعویق افتادن تشخیص و درمان صحیح بیماری می گردد، بلکه عاملی برای ایجاد حالتهای مقاوم و مزمن بیماری می باشد. عوارض جانبی استفاده نادرست و هزینه این گونه خوددرمانی ها، موجب صدمه زدن به سلامتی فرد و ضررهای اقتصادی در جامعه می گردد.

آمار یکساله:  

بازدید 106

دانلود 60 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1381
  • دوره: 

    9
  • شماره: 

    28
  • صفحه شروع: 

    129
  • صفحه پایان: 

    138
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    313
  • دانلود: 

    78
چکیده: 

 این مطالعه به منظور مقایسه روشهای سنجش شدت تروما (روشهایISS، RTS، TRISSو ASCOT) در تعیین پیش آگهی بیماران انجام شد. شدت تروما با استفاده از روشهای نمره دهیISS، RTS، TRISS و ASCOT در افراد مراجعه کننده به مراکز حضرت رسول اکرم و شهدای هفتم تیر در یک دوره 6 ماهه تعیین شد و توانایی این روشهادر پیش بینی مرگ و میر، مدت بستری و هزینه بیمارستانی به کمک منحنی ROC روشهای رگرسیونی مورد بررسی قرار گرفت. برای این کار پرونده های بیمارستانی به شکل یک نمونه اتفاقی شامل 525 نفر از بیمارانی که حداقل 1 روز در بیمارستان بستری بودند یا فوت شدگان بیمارستان همراه با گزارش کالبد شکافی آنها مورد استفاده قرار گرفت. در مجموع 5/6% از بیماران فوت شده بودند. شدت تروما به کمک روش ISS 57/8، با روش  RTS59/7، با روش 1.8TRISS،  و با روش 4.03ASCOT،  به دست آمد. شدت تروما در افرادی که زنده ماندند و فوت شدگان با استفاده از هر 4 روش، تفاوت معنی دار آماری داشت. بیشترین سطح زیر منحنی ROC برای پیش بینی مرگ و میر به ترتیب متعلق به ASCOT، TRISS، ISSو نهایتاً RTS بود. ISS بیشترین همبستگی(Correlation) را با مدت بستری(76/0=r) و هزینه بیمارستانی (77/0 =r) داشت. رابطه رگرسیونی معنی داری بین هر 4 روش با مدت بستری و هزینه بیمارستانی به دست آمد اما ضریب تعیین در هیچ یک از 4 روش، از 37/0(در مورد بستری) و 36/0(در مورد هزینه بیمارستانی) فراتر نرفت. بیشترین توانایی پیش بینی مرگ و میر مربوط به روشهای ASCOT و TRISS و بهترین روش در پیش بینی هزینه های بیمارستانی و طول مدت بستری روش ISS بود. با توجه به سودمند بودن و کاربردهای خاص این روشها، استفاده از آنها در طرح ریزی یک نظام مراقبتی ملی در زمینه تروما پیشنهاد می گردد.

آمار یکساله:  

بازدید 313

دانلود 78 استناد 0 مرجع 1
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1381
  • دوره: 

    9
  • شماره: 

    28
  • صفحه شروع: 

    139
  • صفحه پایان: 

    150
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    191
  • دانلود: 

    73
چکیده: 

LBP) Low back pain) شایعترین بیماری عضلانی اسکلتی است که در جامعه از شیوع بالایی برخوردار بوده و عامل عمده ای برای ناتوانی می باشد. عمده ترین علت LBP بیماری دژنراتیو دیسکوورتبرال است و MRI نیز بهترین و بی خطرترین روش بررسی دژنرسانس دیسکوورتبرال می باشد. این طرح به منظور بررسی یافته های MRI در بیماران مبتلا به کمر درد دژنراتیو انجام شده است. بررسی بصورت مقطعی و توصیفی روی 110 بیمار (60 مرد و 50 زن) با میانگین سنی 45 سال و مبتلا به کمر درد دژنراتیو که سابقه تروما، ضایعه نئوپلاستیک، التهابی یا جراحی نداشتند صورت گرفت. یافته های دژنراتیو دیسکی شامل تغییر سیگنال کمپلکس دیسک، شکل و اندازه دیسک، cleft اینترانوکلئر، ارتفاع دیسک، Bulging دیسک، هرنی دیسک، اثر فشاری روی ساک نخاعی و وجود استئوفیت می باشد بررسی برحسب وجود و شدت ضایعه به گرید صفر تا 3 طبقه بندی شد. نتایج نشان داد که در 7/92 % بیماران تغییرات دژنراتیو وجود داشته و شایعترین سن ابتلا دهه 4 تا 6 بوده است تغییرات در مردان یک دهه زودتر از زنان رخ داده بود. شایعترین زمان مراجعه بیماران حدود 1 تا 6 ماه بعد از شروع بیماری و شایعترین سطح گرفتاری، دیسک L4-L5 بود که در مردان 82 % و در زنان 75 % درگیر بود. بعد از آن به ترتیب دیسک پنجم و دیسکهای سوم، دوم و اول گرفتار بودند. شایعترین تظاهرات دژنرسانس، تغییر دژنراتیو cleft اینترانوکلئر (2/58 % )، تغییر سیگنال کمپلکس دیسک (6/41 % )، کاهش ارتفاع دیسک (9/25 % ) و تغییر شکل و اندازه کمپلکس دیسک (2/23 % ) بود. شیوع یافته های دژنراتیو بجز هرنی دیسک، از دیسک اول تا چهارم کمری افزایش و بعد از آن کاهش نسبی داشت. همچنین مشاهده گردید که Bulging بیشتر از هرنی اثر فشاری روی کانال نخاع در سطح دیسک اول تا سوم کمری ایجاد می کند. از نظر شدت یافته های دژنراتیو، نکته جالب، شیوع بیشتر گرید متوسط تغییر سیگنال و تغییر در cleft اینترانوکلئر و گرید خفیف کاهش ارتفاع بوده است. تفاوت جنسی در شیوع یافته های دژنراتیو وجود نداشت. افزایش شیوع تغییر سیگنال با افزایش سن در تمامی دیسکها مشاهده گردید(05/0 < P) و همچنین افزایش شیوع تغییر شکل هسته دیسک، تغییر شکل cleft و کاهش ارتفاع در دیسکهای اول تا سوم دیده شد(05/0 <P ) اما شیوع Bulging ، هرنی و کمپرشن ساک نخاعی با افزایش سن رابطه معنی داری نداشت. افزایش شیوع استئوفیت در مهره های اول تا دوم کمری با افزایش سن دیده شد(05/0 < P) شیوع یافته های دژنرسانس دیسکی نشان می دهند که شاید بتوان دیسکهای اول تا سوم کمری را در یک گروه و دیسک چهارم و پنجم را در گروه دیگری از نظر تغییرات دژنراتیو قرار داد.

آمار یکساله:  

بازدید 191

دانلود 73 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1381
  • دوره: 

    9
  • شماره: 

    28
  • صفحه شروع: 

    19
  • صفحه پایان: 

    26
تعامل: 
  • استنادات: 

    2
  • بازدید: 

    340
  • دانلود: 

    63
چکیده: 

تولد زودرس یکی از مشکلات بزرگی است که سلامت جامعه را تهدید می کند. تولد پیش از موعد مهمترین علت ابتلا به بیماری و مرگ و میر نوزادان می باشد. اما مهم تر از آن ناتوانیهای ماندگار در نوزادانی است که زنده می مانند. بدون تردید یکی از تراژدیهای جهان وجود افراد با آسیبهای فیزیکی یا مغزی ناشی از تولد زودرس است. این مطالعه به صورت یک پژوهش تحقیقی برای تعیین میزان بروز تولد زودرس در بیمارستانهای وابسته به دانشگاه علوم پزشکی شیراز (زینبیه و حافظ) در سال 1378 و ارتباط آن با فاکتورهای مادر و نوزاد و سرانجام این نوزادان انجام شد در این بررسی با رجوع به پرونده های پزشکی نوزادان نارس (سن کمتر از 37 هفته)، اطلاعاتی شامل سن مادر، نوع زایمان، رتبه حاملگی، بیماریهای مادر، وجود یا عدم وجود مراقبتهای دوران بارداری، جنس، وزن، سن و آپگار نوزاد در هنگام تولد، بیماریها و سرانجام این نوزادان از پرونده آنها استخراج شد. از سوی دیگر به عنوان گروه کنترل 160 نوزاد ترم به صورت تصادفی انتخاب شدند و اطلاعات مشابهی جمع آوری گردید. از 9743 نوزاد متولد شده، 522 نفر آنها نارس بودند بنابراین میزان بروز تولد نوزاد نارس 5/53 در 1000 تولد نوزاد زنده بود. روند متضادی بین وزن و سن حاملگی با میزان مرگ و میر آنها وجود داشت (P<0.000001). درصد نوزدان زنده نارس در روش زایمان طبیعی (87%) بیشتراز سزارین (6/71%) بود (P<0.0005). بین جنسیت و سرانجام نوزاد، روش زایمان و سن حاملگی رابطه معنی داری مشاهده نشد. در مقایسه آپگار دقیقه اول تا پنجم، تعداد بیشتری از نوزادان گروه مورد دارای آپگار کمتراز 7 نسبت به گروه کنترل بودند که به ترتیب 5/22% در مقابل (P<0.000001) %72.5 و 6/0% در مقابل (P<0.0002) %10.9 بوده است. تعداد کمتری در گروه مورد (3/50%) نسبت به گروه کنترل (1/78%) از مراقبتهای دوران بارداری برخوردار بودند. شایعترین بیماریهای نوزادان نارس به ترتیب شامل: سندرم دیسترس تنفسی مادرزادی، زردی و سپسیس بوده است و در 7/78% از موارد، مادران این نوزادان دچار مشکلات زایمانی بوده اند که شایعترین این مشکلات را پاره شدن زودرس غشای جنینی، درد زودرس زایمانی و پره اکلامپسی تشکیل داده بود. نتیجه ای که از این پژوهش به دست آمد این است که افزایش اطلاعات و آگاهیهای مادران در مورد عوامل خطر در بروز تولد نوزاد نارس و تأکید بر اهمیت مراقبتهای دوران بارداری جهت جلوگیری از زایمان زودرس می تواند نقش بسیار مؤثری در کاهش میزان بروز نارسی در نوزادان و مرگ ومیر آنها داشته باشد.

آمار یکساله:  

بازدید 340

دانلود 63 استناد 2 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1381
  • دوره: 

    9
  • شماره: 

    28
  • صفحه شروع: 

    27
  • صفحه پایان: 

    32
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    235
  • دانلود: 

    50
چکیده: 

لیپوسارکوم یکی از تومورهای بدخیم بافت نرم است که گه گاه در اندام تحتانی و ناحیه خلف صفاق دیده می شود. این تومور قوام نرمی دارد، لوبوله و زرد رنگ می باشد و از نظر ظاهر شبیه به لیپوم است اما اندازه آن بزرگتر از لیپوم بوده و اغلب به بافتهای اطراف دست اندازی می کند. این تومور در لوله گوارش بسیار نادر است و فقط 4 مورد لیپوسارکوم معده در دنیا گزارش شده است. این تومور در روده تاکنون گزارش نشده است. در این مقاله یک خانم 29 ساله که مبتلا به لیپوسارکوم سکوم بود معرفی می شود. تا آنجائیکه نویسندگان اطلاع دارند این اولین مورد لیپوسارکوم روده بزرگ است که در دنیا گزارش می شود. این بیمار دچار علائم کم خونی و زخم پپتیک بود که چند سال بی نتیجه و با همین تشخیص تحت درمان قرار داشت تا اینکه در رادیوگرافی باریم از روده بزرگ نقص پرشدگی در سکوم مشاهده گردید و برای درمان نهایی به بخش جراحی فرستاده شد. در لاپاراتومی کولکتومی راست انجام شد و تومور سکوم لوبوله، زرد رنگ و شبیه به لیپوم در داخل فضای روده مشاهده گردید که در پاتولوژی آن را لیپوسارکوم گزارش کردند.

آمار یکساله:  

بازدید 235

دانلود 50 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1381
  • دوره: 

    9
  • شماره: 

    28
  • صفحه شروع: 

    33
  • صفحه پایان: 

    38
تعامل: 
  • استنادات: 

    3
  • بازدید: 

    126
  • دانلود: 

    52
چکیده: 

این مطالعه به صورت مقطعی و با هدف تعیین فراوانی عوامل خطرساز در بارداریهای ناخواسته روی 600 خانم باردار با بارداری ناخواسته انجام شد این افراد از اسفند ماه 77 لغایت اردیبهشت ماه 78 به بیمارستانهای تابعه دانشگاه ایران مراجعه کرده بودند. در این مطالعه بیشترین فراوانی بارداریهای ناخواسته در سنین بالاتر از 30 سال، سطح سواد کمتر از دوره راهنمایی و حاملگی سوم بود. در35 % موارد، قبل از باردای اخیر، هیچ گونه روش پیشگیری از بارداری وجود نداشت که شایعترین علت آن اعتقادات غلط و در سایر موارد، استفاده از روش سنتی برای پیشگیری از بارداری بوده است. در مواردی که قبل از بارداری اخیر از قرصهای ضدبارداری خوراکی استفاده شده بود، میزان استفاده صحیح قرص، در موارد دریافت از بخش دولتی بیشتر بوده است. در 3/58 % موارد قبل از بارداری اخیر هیچ گونه آموزشی در مورد روشهای پیشگیری از بارداری وجود نداشته است.در 16 % موارد، بارداری به علت تمایل همسر بوده است.

آمار یکساله:  

بازدید 126

دانلود 52 استناد 3 مرجع 2
نویسنده: 

خسروی نسترن

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1381
  • دوره: 

    9
  • شماره: 

    28
  • صفحه شروع: 

    39
  • صفحه پایان: 

    44
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    480
  • دانلود: 

    54
چکیده: 

سندرم دندی واکر در سال 1914 توسط Dandy، Blackfan توصیف شد. این سندرم بوسیله یک تریاد، مشخص می شود که شامل آژنزی کامل یا نسبی ورمیس مخچه، دیلاتاسیون کیستیک بطن چهارم و بزرگی حفره خلفی با جابجایی سینوس ترانسورس ـ تنتوریوم و torcular به طرف بالا می باشد. مهمترین ناهنجاری در این سندرم وجود اتساع وسیع بطن چهارم است که به شکل کیست در آمده و سقف آن توسط یک غشای نوروگلیال عروقی پوشیده می شود. این کیست به صورت فتق به طرف پایین جابجا می شود و به علت فشار، سبب جداشدن نیمکره های خلفی مخچه و جابجایی آنها به طرفین و جلو می گردد. ورمیس و شبکه کوروئید به صورت خطی (به علت آژنزی) می باشند. تشکیل بطن چهارم اغلب به علت مامبرانها متوقف شده و یا آژنزی بطن چهارم وجود دارد. یک نوع از این سندرم که از انواع کلاسیک دندی واکـــر شایعتـــر است، اتساع کیستیـــک بطن چهـــارم و هیپوپلازی ورمیس مخچه، بدون بزرگی حفره خلفی می باشد. این فرم 3/1ناهنجاریهای حفره خلفی را شامل می شود. تقریباً 90% بیماران هیدروسفالی دارند و تعدادی از بیماران آنومالیهای دیگری نیز همراه این سندرم دارند که عبارتند از: انسفالوسل اوکسی پوت، آنژیومای صورت، شکاف کام در خط وسط، ناهنجاریهای قلبی عروقی و کلیه کیستیک. هیدروسفالی در زمان تولد دیده نمی شود اما اغلب در 3 ماهگی ظاهر می شود. در بعضی موارد هیدروسفالی پیشرفت نمی کند و در طول زندگی بدون علامت باقی می ماند. تشخیص قبل از تولد، بوسیله سونوگرافی و پس از تولد، بوسیله CTاسکن و MRI می باشد. در صورت پیشرفت هیدروسفالی درمان آن جراحی است. قبل از تولد در 10 جنین، تشخیص سندم دندی واکر توسط سونوگرافی داده شده که پس از تولد، در 8 مورد با MRI تشخیص تأیید گردید. 2 مورد سندم دندی واکر در یک خانواده دیده شد که والدین اهل ترکیه بودند. 1 مورد از آنها پسر و فرزند سوم خانواده بود که این نوزاد پلی داکتیلی داشت و در 5 ماهگی فوت کرد. مورد دیگر دختر همین خانواده و حاصل حاملگی پنجم بود که در 1 سالگی فوت کرد. در این مقاله نوزاد 1 روزه با سندرم دندی واکر معرفی می شود.

آمار یکساله:  

بازدید 480

دانلود 54 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1381
  • دوره: 

    9
  • شماره: 

    28
  • صفحه شروع: 

    45
  • صفحه پایان: 

    50
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    100
  • دانلود: 

    43
چکیده: 

میوفیبروبلاستومای داخل عقده لنفاوی، یک تومور اولیه غیرلنفاوی عقده های لنفاوی است که به راحتی با دیگر تومورهای مزانشیمی عقده های لنفاوی اشتباه می شود. به نظر می رسد که این نئوپلاسم از میوفیبروبلاستهای موجود در عقده لنفاوی منشأ می گیرد که این یافته، با ایمونوهیستوشیمی نیز حمایت شده است. موردی که معرفی می شود پسر بچه 13 ساله ایرانی با توده عقده لنفاوی در بازوی راست است که این توده از پرولیفراسیون سلولهای دوکی شکل با نواحی پرچینی مانند هسته ها و رسوب کلاژن ایجادشده بود. یافته میوفیبروبلاستومایی این سلولها با ایمونوهیستوشیمی تأیید شد. بعد از رزکسیون توده، بیمار تا 1 سال پیگیری شد که عود نداشت. از نظر ما این بیمار اولین مورد گزارش شده میوفیبروبلاستوما عقده لنفاوی در بازو می باشد

آمار یکساله:  

بازدید 100

دانلود 43 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1381
  • دوره: 

    9
  • شماره: 

    28
  • صفحه شروع: 

    5
  • صفحه پایان: 

    10
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    170
  • دانلود: 

    86
چکیده: 

ورزش از شایعترین عوامل مستعدکننده حملات آسم می باشد و در آسم خفیف، علائم بالینی ممکن است فقط با ورزش کردن ظاهر شود. موقعیت ویژه ورزش و طرح اتهام دوپینگ (استفاده از داروهای نیروزا) در ورزشکاران مبتلا به آسم، لزوم شناخت بهتر آسم ناشی از ورزش را با هدف کاهش عوارض این بیماری و یافتن راههای درمانی مناسب تر، آشکار می سازد. این مطالعه به صورت کارآزمایی بالینی صورت گرفت و جمعیت هدف فوتبالیستهای تهران بودند که 4 باشگاه بطور خوشه ای انتخاب و ورزشکاران به صورت سرشماری بررسی شدند. نتایج حاصل از شرح حال، معاینات فیزیکی واسپیرومتری در حالت استراحت و در دقایق 5 و 12 بعد از یک دوره تمرین 10 دقیقه ای ثبت گردید. میانگین سنی 100 ورزشکار مورد مطالعه 26/4 ± 20 سال، میانگین FEV1 5 دقیقه قبل از فعالیت 44/0 ± 15/4 و در دقیقه پنجم و دوازدهم بعد از فعالیت 54/0 ± 13/4 و 46/0 ± 12/4 بود. تغییرات FEV1 ، با افزایش سن کمتر شده بود و در مجموع 6 نفر کاهش FEV1 به میزان 15 تا 17 % داشتند. میانگین تغییرات FEV1 قبل از تمرین آنها، 52/0 ± 28/4 و در دقیقه دوازدهم بعد از تمرین 33/0 ± 57/3 بود. شیوع آسم در این مطالعه 6 % برآورد شد که مطالعات مشابه شیوع آن را 3 تا 11 % بیان کرده بودند. کم بودن شیوع آسم در نمونه های مورد بررسی را می توان به میانگین سنی بالا، نداشتن سابقه آلرژی و بیماریهای ریوی نسبت داد.

آمار یکساله:  

بازدید 170

دانلود 86 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1381
  • دوره: 

    9
  • شماره: 

    28
  • صفحه شروع: 

    51
  • صفحه پایان: 

    56
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    143
  • دانلود: 

    41
چکیده: 

تاثیر وضعیت قرارگیری بیمار بر گسترش و زمان شروع بیحسی اپیدورال بطور دقیق ثابت نشده است. این مطالعه به منظور ارزیابی و بررسی تاثیر وضعیت ترندلنبرگ تعدیل شده بر گسترش بیحسی اپیدورال، حین جراحی سزارین انجام شده است. در این مطالعه 739 خانم حامله ترم که کاندید عمل سزارین اورژانس یا انتخابی بودند تحت بیحسی اپیدورال قرار گرفتند. بیماران بطور اتفاقی به 2 گروه تقسیم شدند. تمام بیماران 20 میلیلیتر لیدوکائین %2 را از طریق سوزن شماره 19 اپیدورال دریافت کردند. گروه اول پس از دریافت بیحسی اپیدورال در وضعیت ترندلنبرگ 15 درجه و 10 درجه سربالا و گروه دوم در وضعیت افقی قرار داده شدند. شروع زمان بیحسی و سطح آن، علایم حیاتی بیماران و آپگار نوزادان در هر 2 گروه ثبت شد. علایم حیاتی، اشباع اکسیژن خون شریانی و درجه آپگار نوزادان در 2 گروه، تفاوت چشمگیری نداشت و نتایج بیشتر بیانگر تفاوت واضح در زمان شروع بیحسی (بطور متوسط 4 دقیقه سریعتر در گروه قرار داده شده در وضعیت ترندلنبرگ تعدیل شده (P<0.001) و دستیابی به سطح بیحسی مهره پنجم سینه ای یا 97.5%) T5 در مقابل 42.8%) بین خانمهای حامله ترم قرار داده شده در وضعیت ترندلنبرگ تعدیل شده و وضعیت افقی بود. این مطالعه نشان داد که وضعیت ترندلنبرگ تعدیل شده بر کاهش زمان شروع و گسترش بیحسی اپیدورال تاثیر واضح داشته و با اطمینان میتوان از این روش در بیماران کاندید جراحی سزارین اورژانس یا انتخابی استفاده کرد.

آمار یکساله:  

بازدید 143

دانلود 41 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1381
  • دوره: 

    9
  • شماره: 

    28
  • صفحه شروع: 

    57
  • صفحه پایان: 

    62
تعامل: 
  • استنادات: 

    1
  • بازدید: 

    113
  • دانلود: 

    67
چکیده: 

در علم پزشکی، بسیاری از موارد به ظاهر مشکل و حتی نادر را می توان با توجه و دقتی که مستلزم زیرکی زیادی هم نیست، به آسانی و به موقع تشخیص داد و در نتیجه درمان مناسب تری را نیز انجام داد. در این گزارش علاوه بر معرفی یک مورد بیماری نادر، به بحث در رابطه با آن پرداخته می شود. بیمار دختر 11 ماهه ای با علائم تنفسی بود که از 3 ماهگی دچار سرفه و خلط فراوان شده بود. در بررسیهای انجام شده ترشح و التهاب در برونشها، پرهوایی در هر دو ریه (بیشتر در سمت راست) و توده مدیاستن خلفی در سمت راست مشاهده شد. بیمار با تشخیص احتمالی کیست برونکوژنیک تحت عمل جراحی قرار گرفت که گزارش پاتولوژی نیز این تشخیص را تأیید کرد. کیست برونکوژنیک ضایعه مادرزادی خوش خیم نادری از روده پیشین قدامی است که 10 % از توده های مدیاستن را در اطفال تشکیل می دهد و اغلب در مدیاستن خلفی و نزدیک خط وسط یافت می شود. در کودکان همیشه علامت دار است اما در ابتدای تولد بندرت مشخص می گردد. به دلیل داشتن عوارض خطرناک، تشخیص زودرس آن بسیار ضروری است. رادیوگرافی قفسه سینه شک تشخیصی را ایجاد می کند و CT اسکن ریه باکنتر است بسیار کمک کننده است. در صورت تشخیص، جراحی الزامی است. کیست برونکوژنیک باید در تشخیص افتراقی توده های مدیاستن، سرفه های مزمن خلط دار، عفونتهای مکرر ریوی، پرهوایی یک طرفه ریه در گرافیها و FTT در اطفال قرار گیرد.

آمار یکساله:  

بازدید 113

دانلود 67 استناد 1 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1381
  • دوره: 

    9
  • شماره: 

    28
  • صفحه شروع: 

    63
  • صفحه پایان: 

    68
تعامل: 
  • استنادات: 

    1
  • بازدید: 

    178
  • دانلود: 

    64
چکیده: 

یکی از راههای تشخیص میوپاتیهای التهابی عضله، استفاده از بیوپسی عضلانی و بررسی بافت شناسی می باشد. این مطالعه به منظور مؤثر بودن استفاده از بیوپسی عضلانی با کمک سوزن بیوپسی برای تشخیص بیماریهای التهابی عضله انجام شد. در این مطالعه تعداد 15 بیمار که طی 3 سال (1379-1376) با علائم بالینی و آزمایشگاهی یا EMG منطبق بر یک میوپاتی التهابی به بخش روماتولوژی بیمارستان حضرت رسول اکرم مراجعه کرده بودند، روی تخت بیمارستان برای آنها بیوپسی انجام شد. از 10 بیمار با تشخیص میوپاتی اولیه (پلی میوزیت، درماتومیوزیت) در 8 مورد بیوپسی تشخیص دهنده و در 1 مورد بیوپسی نرمال بود. در 1 بیمار نیز نمونه ناکافی گزارش شد. در 4 بیمار با تشخیص سندرم Overlap ، نمونه پاتولوژی در 1 مورد التهابی و در 3 مورد میوپاتیک بود و در مورد 1 بیمار پاتولوژی، واسکولیت گزارش گردید که با تشخیص بالینی واسکولیت منطبق بود. هیچ یک از بیماران، هماتوم، عفونت یا درد طولانی مدت بعد از بیوپسی نداشتند. بیوپسی عضلانی به کمک سوزن بیوپسی یک روش راحت و بی خطر است که در تشخیص میوپاتی التهابی بخصوص نوع اولیه، از دقت نسبتاً بالایی برخوردار می باشد. این روش بیوپسی در تشخیص میوپاتیهای التهابی توصیه می شود.

آمار یکساله:  

بازدید 178

دانلود 64 استناد 1 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1381
  • دوره: 

    9
  • شماره: 

    28
  • صفحه شروع: 

    69
  • صفحه پایان: 

    74
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    76
  • دانلود: 

    62
چکیده: 

شکستگی دررفتگی قدامی 2 قطعه ای شانه (برجستگی بزرگ) را می توان با جااندازی بسته درمان کرد. در این گزارش 1 مورد از این نوع دررفتگی که با جااندازی بسته جااندازی نشده بود، معرفی می گردد. در این بیمار به علت گیرافتادن تاندون عضله دوسربازویی و برجستگی بزرگ در کف مفصل گلنوئید و ایجاد شکاف در طول الیاف عضله ساب اسکاپولاریس( Button hole )، درمان به صورت جراحی باز انجام شد. این نوع گیرافتادن( Interposition ) در کتابها و نوشته ها تا کنون گزارش نشده است.

آمار یکساله:  

بازدید 76

دانلود 62 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1381
  • دوره: 

    9
  • شماره: 

    28
  • صفحه شروع: 

    75
  • صفحه پایان: 

    88
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    280
  • دانلود: 

    57
چکیده: 

آنزیم تبدیل کننده آنژیوتانسین ( ACE) با اثر روی مولکول غیرفعال آنژیوتانسین (AngI) I آن را تبدیل به مولکول فعال آنژیوتانسین (AngII) II می نماید. بافتهای اپی تلیومی، اندوتلیومی و نورواپی تلیالی منبع ACE هستند. این آنزیم در بافتهایی نظیر ریزپرزهای روده و توبولهای کلیه فراوان است و مقداری از آن نیز درون پلاسما شناور می باشد. در مواردی دیده شده است که استفاده از داروهای دارای سمیت ریوی یا کلیوی، توانسته است میزان سرمی و بافتی این آنزیم را تغییردهد. در این مطالعه، اثر داروی دارای سمیت کلیوی (جنتامایسین) بر روی فعالیت ACE در موش صحرایی بررسی شده است. 5 گروه از موشهای نر نژاد Sprague-Dawley انتخاب گردیدند که گروه اول گروه کنترل بود و به 4 گروه بعدی هر روز 100 mg/kg جنتامایسین داخل صفاقی داده شد. این 4 گروه به ترتیب در روزهای 1 ، 3 ،5 و7 قربانی شدند و میزان فعالیت ACE در سرم و بافتهای کلیه و ریه این حیوانات اندازه گیری شد. برای مقایسه، فعالیت آنزیم NAG (آنزیم لیزوزومال و داخل سلولی) به عنوان استاندارد نشان دهنده آسیب سلولی در این بافتها و ادرار بررسی گردید. همچنین با اندازه گیری پارامترهای عملکرد کلیوی (کراتینین، اوره، سدیم وپروتئین ادرار)، اندازه گیری میزان جنتامایسین بافت کلیوی و مشاهدات بافت شناسی بافت کلیه ها، روند تغییرات اعمال شده بر کلیه ها بررسی گردید. فشار خون موشها توسط cuff دمی اندازه گیری گردید. نتایج حاصل از این بررسی نشان داد که مصرف مقادیر حاد جنتامایسین (100 mg/kg) باعث آسیب پیشرونده کلیه ها می گردد. نشانه های نارسایی حاد کلیوی و آسیب سلولهای توبول کلیه عبارتند از: الف) کاهش کلیرانس کراتینین، افزایش BUN و پروتئینوری . ب) افزایش درجه آسیب بافتی در مطالعه پاتولوژی ج) افزایش فعالیت آنزیم NAG ادرار و کاهش NAG کلیه ها. میزان ACE بافت کلیه بطور معنی داری در روز اول کاهش یافت اما در مورد بافت ریه و سرم، این تغییرات تا روز هفتم مشاهده نگردید.ACE ریه در روز هفتم افزایش معنی داری یافت که در همان زمان ACE سرم و کلیه نیز افزایش نشان داد. فشار خون در روز هفتم بطور معنی داری بالا رفت که با اافزایش ACE ریوی همخوانی دارد. این اطلاعات نشان می دهد که احتمالا افزایش فعالیت ACE کلیه حاصل آزاد شدن نیتریک اکسید (NO) از کلیه آسیب دیده می باشد. این اثر ناشی از یک پیام عمومی است که سبب افزایش ACE در بدن می شود و در نتیجه فشار خون و احتمالا سرعت پالایش گلومر ولی (GFR) افزایش می یابد.

آمار یکساله:  

بازدید 280

دانلود 57 استناد 0 مرجع 0
نویسنده: 

عبدلی نسرین | دلار علی

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1381
  • دوره: 

    9
  • شماره: 

    28
  • صفحه شروع: 

    89
  • صفحه پایان: 

    92
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    109
  • دانلود: 

    49
چکیده: 

کوتیس لاکسا یک بیماری ارثی است که از 2 طریق اتوزومال غالب و مغلوب منتقل می شود. شکل اکتسابی این بیماری به دنبال یک بیماری تب دار یا التهاب پوستی ایجاد می شود. موردی که گزارش می شود دختر 5 ماهه ای است که پوستی شل و آویزان در تمام بدن همراه با چهره ای خاص داشت. همچنین دارای بینی قلابی شکل با سوراخهای به بالا برگشته، لب بالایی بلند، قوس بلند کام، فونتانلهای وسیع، فاصله بیش از حد چشمها، چین های اپی کانتال، شکاف پلکی آنتی مونگلوئید در چشمها و فتق نافی واضح بود. در بررسیهای پاراکلینیکی، رادیوگرافی قفسه سینه و اکوکاردیوگرافی طبیعی بودند اما رادیوگرافی لگن، در رفتگی دو طرفه مفصل ران را نشان داد. نتایج آزمایشگاهی شامل CBC، کلسیم، فسفر، آلکالن فسفاتاز، تستهای تیروئیدی، آزمایش کامل ادرار و کشت ادرار طبیعی بودند. بررسی پاتولوژیک انجام شده روی بیوپسی پوست بیمار، با کوتیس لاکسا مطابقت داشت. نتایج بررسی کاهش بافت الاستیک و طبیعی بودن بافت کلاژن را نشان داد.

آمار یکساله:  

بازدید 109

دانلود 49 استناد 0 مرجع 1
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1381
  • دوره: 

    9
  • شماره: 

    28
  • صفحه شروع: 

    93
  • صفحه پایان: 

    100
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    489
  • دانلود: 

    72
چکیده: 

رادیکالهای آزاد و ترکیبات حاصل از پراکسیداسیون لیپیدها، نقش مهمی در بروز آترواسکلروز دارند. انواع اکسیژنهای فعال، (LDL Low density lipoproteins) را اکسید می کنند سپس LDL اکسید شده در تشکیل پلاک در دیواره عروق شرکت می نماید. سلولهای موجودات زنده مجهز به آنزیمهای خنثی کننده اثر رادیکالهای آزاد می باشند که همراه با مواد آنتی اکسیدان بر علیه اکسیدکننده ها عمل می کنند. در این مطالعه فعالیت 2 آنزیم اکسیداتیو، کاتالاز و گلوتاتیون ردوکتاز گلبولهای قرمز که به نظر می رسد با عمل آنتی اکسیداتیو خود مانع بروز بیماری آترواسکلروز می گردند بررسی شده است. این بررسی روی بیمارانی که مبتلا به گرفتگی عروق کرونر بودند و به مرکز قلب شهید رجائی تهران مراجعه کرده بودند انجام شد و ارتباط فعالیت این 2 آنزیم با میزان لیپیدهای سرم خون، مطالعه گردید. میزان فعالیت 2 آنزیم کاتالاز و گلوتاتیون ردوکتاز گلبولهای قرمز خون، در 90 بیمار که 1، 2 یا 3 رگ کرونر آنها دچار گرفتگی بود اندازه گیری شد و نتایج با 30 فرد سالم (گروه شاهد) که سابقه بیماری قلبی نداشتند مقایسه گردیـــد. فعالیـــت آنزیم گلوتاتیون ردوکتاز در گروه بیماران 12.07±1.77 U/g Hb و در گروه افراد سالـم 11.92±1.56 U/g Hb بود که این تفاوت معنی دار نبود. فعالیت آنزیم کاتالاز در گروه بیمار 265.67±40 k/g Hb و در گروه شاهد 82.278±50 k/g Hb بود که کاهش معنی داری را نشان داد (P<0.05). این کاهش در گروه بیماران با گرفتگی 3 رگ کرونر چشمگیرتر بود (P<0.008). غلظت کلسترول تام، LDL-c و نسبت HDL-c / LDL-c سرم در بیماران نسبت به گروه کنترل افزایش معنی داری داشت (P<0.002). ارتباط معنی داری بین لیپیدهای سرم با فعالیت 2 آنزیم آنتی اکسیداتیو کاتالاز و گلوتاتیون ردوکتاز به دست نیامد اما فعالیت آنزیم کاتالاز با نسبت HDL-c / LDL-c در افراد سالم ارتباط معنی داری نشان داد (P<0.05). فعالیت آنزیم کاتالاز در افراد بیمار و سیگاری، نسبت به افراد بیمار و غیرسیگاری کاهش معنی داری داشت (P<0.002). به نظر می رسد که پیشرفت آترواسکلروز در بیماران، با کاهش فعالیت آنزیم کاتالاز گلبولهای قرمز خون همراه باشد. مصرف سیگار نیز در این بیماران، کاهش فعالیت آنزیم کاتالاز را تشدید می نماید.

آمار یکساله:  

بازدید 489

دانلود 72 استناد 0 مرجع 0

تبلیغات

مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID