مشخصات نشــریه/اطلاعات دوره

مجله دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد (Journal of Shahrekord University of Medical Sciences) | سال:1379 | دوره:2 | شماره:1

نتایج جستجو

2558

نتیجه یافت شد

مرتبط ترین ها

اعمال فیلتر

به روزترین ها

اعمال فیلتر

پربازدید ترین ها

اعمال فیلتر

پر دانلودترین‌ها

اعمال فیلتر

پر استنادترین‌ها

اعمال فیلتر

تعداد صفحات

27

انتقال به صفحه

آرشیو

سال

دوره(شماره)

مشاهده شمارگان

مرکز اطلاعات علمی SID1
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1379
  • دوره: 

    2
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    1
  • صفحه پایان: 

    10
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    156
  • دانلود: 

    77
چکیده: 

تکنیک سنجش حرکات Saccadic چشم که کنترل آن از اراده و اختیار شخص خارج است، یک روش نسبتا حساسی برای مطالعه و اندازه گیری اثرات بعضی داروهاست که بر روی سستم عصبی مرکزی اثر می گذارد. هرچند که آناتومی و فیزیولوژی قسمت هایی از مغز که حرکات Saccadic چشم را کنترل می کنند به خوبی شناخته شده است، ولی به فارماکولوژی حرکات Saccadic چشم در انسان کمتر توجه شده است. هدف این تحقیق مطالعه بیشتر نقش رسپتورهای گابا ـ بنزودیازپین در شروع و کنترل حرکات Saccadic است. برای این منظورآگونیست رسپتور GABAb بلکوفن (شل کننده عضلانی با اثرات مرکزی)، مهار کننده آنزیم گابا ترانس آمیناز ویگاباترین (داروی ضد صرع) و آگونیس بنزودیازپین میدازولام (داروی ضد اضطراب و کمک بیهوشی) به کار گرفته شد. این مطالعه بر روی نه نفر داوطلب در بیمارستان Britol Royal infirmary به صورت یک مطالعه دو سو کور انجام گرفت و با پلاسبو مقایسه گردید. "در این مطالعه علاوه بر اندازه گیری ضربان قلب و فشار خون یک سری روانکاوی خود آزمون نیز از میزان Alertness داوطلبین جهت مقایسه به عمل آمد. بکلوفن و ویگاباترین اثر معنی داری بر روی حرکات Saccadic و خودآزمون های اضطراب، خمودی و هوشیاری نداشتند ولی میدازولام تغییرات معنی داری در سرعت پیک، شتاب اوج گیری و شتاب افت کننده حرکات Saccadic، نسبت شتاب اوج گیری به شتاب افت کننده و Saccadic error به وجود آورد. میدازولام همچنین بر میزان خمودی داوطلبین افزود و همزمان اضطراب و هوشیاری داوطلبین را کاهش داد. هیچ گونه تداخل اثر دارویی بین بکلوفن یا ویگاباترین با میدازولام مشاهده نگردید. این مطالعه بیانگر این است که بنزودیازپین هستند نقش مهم تری دارند. عدم تاثیر ویگاباترین بر روی حرکات Saccadic چشم غیر منتظره است و فاکتورهای فارماکوکینتیکی و فارماکودینامیکی ممکن است تاثیرگذار باشند. استفاده از آگونیست های انتخابی GABAa  می تواند نقش این رسپتورها را در کنترل حرکات Saccadic چشم روشن تر کند.

آمار یکساله:  

بازدید 156

دانلود 77 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1379
  • دوره: 

    2
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    11
  • صفحه پایان: 

    16
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    195
  • دانلود: 

    82
چکیده: 

اثر بوپروپیون، یک داروی ضد افسردگی، بر رفتار بوکشیدن (Sniffing) در موش های صحرائی نر مورد آزمایش قرار گرفت. دوزهای مختلف بوپروپیون (5، 10، 20 و 40 میلی گرم در کیلوگرم) به صورت داخل صفاقی (i.p.) تزریق شد. بوپروپیون به صورت وابسته به دوز، رفتار بوکشیدن را ایجاد کرد. و آنتاگونیست گیرندهD1 ، SCH 23390، (0.025،  0.05و 0.1 میلی گرم در کیلوگرم) یا آنتاگونیست گیرندهD2 ، Sulpiride، (12.5، 25 و50  میلی گرم در کیلوگرم) رفتار بو کشیدن حاصل از بوپروپیون را کاهش داد. کاربرد توام هر دو دارو نیز کاهش بیشتری را در بروز رفتار بو کشیدن باعث شد. تیمار حیوانات با رزرپین (2.5 میلی گرم در کیلوگرم) 18 ساعت قبل، به تنهایی یا توام با آلفا ـ متیل پاراتیروزین (250 میلی گرم در کیلوگرم) نیز کاهش معنی داری را در رفتار بوکشیدن نشان داد. آنتاگونیست گیرنده α (فنوکسی بنزامین)، آنتاگونیست گیرنده β (پروپروانولول) در دوزهای 5 و 10 میلی گرم در کیلوگرم، قبل از تزریق داروی اصلی هیچ یک پاسخ بوپروپیون را کاهش ندادند. تزریق آتروپین، آنتاگونیست موسکارینی کولینرژیک در دوزهای 5 و 10 میلی گرم در کیلوگرم، 30 دقیقه قبل از تزریق بوپروپیون نه تنها رفتار بوکشیدن را کاهش نداد بلکه باعث افزایش رفتار شد. بنابراین می توان نتیجه گرفت که بوپروپیون از راه مکانیسم غیر مستقیم دوپامینرژیک سبب بروز رفتار بوکشیدن می شود.

آمار یکساله:  

بازدید 195

دانلود 82 استناد 0 مرجع 0
نویسنده: 

امینی سیداسداله

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1379
  • دوره: 

    2
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    17
  • صفحه پایان: 

    26
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    178
  • دانلود: 

    95
چکیده: 

مطالعات کلینیکی انسانی و تحقیقات انجام گرفته بر روی حیوانات آزمایشگاهی نشان داده که الکل یک ماده تراتوژن برای بسیاری از حیوانات و انسان می باشد. اثر تراتوژنیک الکل بر روی بسیاری از گونه های موش اثبات شده و از آنجائی که در تحقیقات اخیر از موش Quackenbush Special (QS)  جهت مطالعات فیزیولوژی تولید مثل استفاده گردیده بر آن شدیم که اثرات تراتوژنیک الکل را بر این گونه موش بررسی نمائیم. تجویز الکل از طریق معده به روش حاد به مدت 6 روز و با دوز 3 gr/kg  (نه در دوز 1.5 gr/kg) به ازای وزن بدن در طی روزهای هفتم تا دوازدهم حاملگی و همچنین به روش مزمن و به شکل 15%  الکل در آب آشامیدنی که چند هفته قبل از جفت گیری شروع و در دوران آبستنی ادامه داشته موجب کاهش وزن، اندازه و پروتئین تام جنین 12 روزه و وزن جنین 18 روزه موش QS شد. میزان وقوع تاخیر در استخوان سازی نیز در جنین موش هایی که تحت رژیم مزمن الکل قرار گرفته بودند به شکل معنی داری نسبت به گروه کنترل افزایش نشان داد (45% در مقابل 6.7%) استفاده از الکل به صورت حاد و با دوز 3 gr/kg و به شکل مزمن موجب فقدان انگشتان دست و پای جنین های 18 روزه به ترتیب به میزان 1% و 8.5% گردید. بنابراین نتیجه گیری می شود که مصرف الکل در دوران حاملگی در جنین موش های QS ایجاد اختلال در رشد نموده بدون اینکه ضایعات استخوانی زیادی ایجاد نماید. بنابراین با توجه به اینکه کاهش رشد مهم ترین اثر تراتوژنیک الکل می باشد می توان از موش QS به عنوان یک مدل حیوانی خوب جهت بررسی مکانیسم اثر الکل بر جنین استفاده نمود.

آمار یکساله:  

بازدید 178

دانلود 95 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1379
  • دوره: 

    2
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    27
  • صفحه پایان: 

    33
تعامل: 
  • استنادات: 

    5
  • بازدید: 

    320
  • دانلود: 

    117
چکیده: 

هدف اصلی این پژوهش بررسی رضایت شغلی کارکنان بهداشتی شاغل در شبکه های بهداشت و درمان استان چهار محال و بختیاری بود. به همین منظور 733 نفر (395 نفر زن و 338 نفر مرد) از شاغلین (بهورزان، تکنسین‌ها، کاردانان بهداشتی، بهداشتکاران دهان و دندان، کارشناسان و پزشکان) با استفاده از پرسشنامه JDI مورد بررسی قرار گرفتند. بررسی نتایج نشان داد که اکثریت کارکنان در مقیاس های سرپرستی همکاران و ماهیت کار از رضایت شغلی مطلوبی برخوردار هستند. اما در مقیاس های ترفیعات و حقوق ماهیانه نارضایی شغلی در اکثریت کارکنان محسوس بود. بررسی عوامل موثر بر رضایت شغلی نشان داد که بهورزان از گروه های شغلی دیگر رضایت بیشتری داشته و همچنین کارکنان دارای مدرک ابتدایی، افراد بومی، کارکنان شبکه های دورتر از مرکز از رضایت شغلی بیشتری برخوردار بودند. بنابراین توجه به مسائل فوق و همچنین توجه به مشکلات کارکنان، عدم تبعیض در ارتقا شغلی و افزایش حقوق احتمالا می‌ تواند در افزایش رضایت شغلی کارکنان موثر باشد.

آمار یکساله:  

بازدید 320

دانلود 117 استناد 5 مرجع 0
نویسنده: 

نسیمی علی | ریز آدریان

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1379
  • دوره: 

    2
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    34
  • صفحه پایان: 

    42
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    106
  • دانلود: 

    80
چکیده: 

با توجه به اینکه بین طرح زمانی پاسخ (Post-stimulus time histogram=PSTH) نورون ها و عملکرد فیزیولوژیک آنان ارتباط تنگاتنگی وجود دارد و طرح پاسخ نورون ها در کالیکولوس تحتانی (هسته بزرگ شنوایی در مغز میانی) به طور کامل مشخص نبود، این مطالعه در جهت شناسایی و تقسیم بندی دقیق طرح های پاسخ به صورت خالص ورودی از گوش مقابل انجام گرفت. مطالعه بر روی خوکچه هندی و با روش ثبت پتانسیل عمل خارج سلولی انجام پذیرفت. تعداد 216 نورون مورد مطالعه قرار گرفت، که 80 درصد آنان در هسته مرکزی کالیکولوس تحتانی قرار داشتند. طرح های پاسخ اصلی شامل این موارد بودند :Chopper (که دارای یک وقفه در پاسخ اند)، On-sustained (که به شروع و دوام تحریک پاسخ می دهند)، Sustained (که فقط به دوام تحریک پاسخ می‌ دهند) Onset که فقط به شروع تحریک پاسخ می دهند) و off که پاسخ مهاری کامل به تحریک صوتی می دهند). این گروه های اصلی خود به زیر گروه های متعددی تقسیم شده اند. همچنین مکانیسم پاسخ ها و نقش فیزیولوژیک محتمل آنان با توجه به مطالعات دیگر مورد کنکاش قرار گرفت.

آمار یکساله:  

بازدید 106

دانلود 80 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1379
  • دوره: 

    2
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    43
  • صفحه پایان: 

    51
تعامل: 
  • استنادات: 

    2
  • بازدید: 

    217
  • دانلود: 

    99
چکیده: 

دوره حاملگی و پس از آن با تغییرات روانشناختی و فیزیولوژیک بسیار مهمی همراه است، که گاهی با تغییرات پاتولوژیک مانند اختلالات خلقی همراه می گردد. بنابراین لازم است تیم پزشکی به خصوص پرستاران و ماماها قادر باشند بیماران و خانواده آنها را که مستعد ابتلا به اختلالات روانی بعد از زایمان هستند، شناسایی و در مورد مراقبت ها و حمایت های این دوره راهنمایی کنند. لذا پژوهش حاضر با هدف بررسی میزان شیوع افسردگی پس از زایمان و عوامل مستعد کننده آن به صورت یک مطالعه توصیفی ـ تحلیلی از نوع مقطعی بر روی 300 مادر بارداری که در سه ماهه سوم حاملگی بوده و تا 6 هغته پس از زایمان پیگیری و بررسی شدند، انجام گرفته است. ابزار پژوهش تست افسردگی بک، پرسشنامه مربوط به عوامل مستعد کننده و چک لیست مصاحبه بالینی بوده که با روش مصاحبه و بررسی بالینی اطلاعات گرد آوری شده است. نتایج نشان داده است که میزان شیوع افسردگی پس از زایمان 21.3 درصد بوده و بین افسردگی پس از زایمان و عوامل مستعد کننده فردی، روانی و اجتماعی ـ اقتصادی رابطه معنی‌داری وجود دارد. لذا با توجه به شیوع افسردگی پس از زایمان و تاثیر عوامل مختلف بر آن، نتایج این پژوهش می تواند الگویی جهت مراقبین بهداشتی، پرستاران و ماماها باشد، تا بدینوسیله مادران مستعد را شناسایی و از بروز این اختلال پیشگیری نمایند.

آمار یکساله:  

بازدید 217

دانلود 99 استناد 2 مرجع 7
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1379
  • دوره: 

    2
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    52
  • صفحه پایان: 

    60
تعامل: 
  • استنادات: 

    2
  • بازدید: 

    215
  • دانلود: 

    118
چکیده: 

هدف این پژوهش برسی رابطه بین باورهای غیر منطقی و اقدام به خودکشی (به روش خودسوزی) است. روش مطالعه مقطعی ـ مقایسه‌ای و نمونه پژوهش شامل دو گروه می باشد. گروه اول شامل کلیه افراد اقدام کننده به خودسوزی در شهر تهران بود که به دو مرکز بزرگ سوانح سوختگی "شهید مطهری و توحید" در طی مدت 6 ماه ارجاع و بستری شده بودند. گروه دوم شامل افرای بود که هیچگونه سابقه بیماری روانی نداشته و به صورت تصادفی انتخاب و به عنوان گروه شاهد با گروه اول مورد مقایسه قرار گرفتند. ابزار پژوهش شامل دو آزمون "IBT" باورهای غیر منطقی و "SCL-90"  چک لیست علایم بود که افکار و باورهای غیر منطقی و سلامت روانی نمونه ها را مورد ارزیابی قرار می داد. نتایج به دست آمده نشان داد از کل نمونه گروه اقدام کننده به خودکشی (50 نفر)، تعداد 34 نفر (68%) زن و 16 نفر (32%) مرد بودند. محدوده سنی زنان 20 تا 29 و مردان 30 تا 39 سال بود. از گروه مذکور 62% متاهل، 28% مجرد و 10% سایر موارد (بیوه، مطلقه و غیره) بودند. 87.5% مردان و 82% زنان که روی هم 70% گروه خودسوز را تشکیل می دادند سابقه اقدام به خودکشی نداشته و تنها 16% چنین سابقه ای را متذکر شدند. همچنین 76% اقدام کنندگان سابقه مراجعه به روان پزشک و روان شناسی را طی 4-3 سال گذشته گزارش کردند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون t برای گروه های مستقل نشان داد که بین باورهای غیر منطقی در اقدام کنندگان به خودکشی با افراد بهنجار تفاوت معنی داری وجود دارد. در این رابطه بین دو گروه در باورهای غیر منطقی "تایید و حمایت از جانب دیگران" "انتظار بیش از حد از خود"، "تمایل به سرزنش"، "واکنش به ناکامی"،" بی مسولیتی عاطفی"، "نگرانی بیش از حد توام با اضطراب" و "درماندگی نسبت به تغییر" تفاوت معنی داری به دست آمد اما این تفاوت در باورهای غیر منطقی "اجتناب از مشکلات"، "وابستگی" و "کمال گرایی" در همان سطح آماری معنی دار نبود. نتایج این پژوهش به طور کلی نشان داد که باورهای غیر منطقی اقدام کنندگان به خودکشی نسبت به افراد بهنجار در سطح بالائی وجود دارد که شناخت این باورها در این گروه و روش های درمانی خاص در این مورد می تواند تا حد زیادی در پیشگیری از این معضل موثر باشد.

آمار یکساله:  

بازدید 215

دانلود 118 استناد 2 مرجع 1
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1379
  • دوره: 

    2
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    61
  • صفحه پایان: 

    65
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    235
  • دانلود: 

    86
چکیده: 

بیماری کاندیدیازیس (Candidiasis) یکی از مهمترین و شایعترین عفونت های قارچی فرصت طلب است که عوامل مستعد کننده ای نظیر اختلالات هماتولوژیک و سرولوژیک مانند لوسمی و لنفوم در ایجاد آن نقش دارند. چون فعالیت سیستم کمپلمان در جلوگیری از بروز بسیاری از عفونت های از جمله کاندیدازیس نقش مهمی دارد و این سیستم که خود از اجزاء مختلف و با عملکرد متنوعی تشکیل یافته است، لذا سعی گردید تا نقش و اهمیت اجزاء C3 و C4 این سیستم و میزان فعالیت همولیتیک کمپلمان (CH50) در سرم بیماران مبتلا به لوسمی و لنفوم که همزمان به کاندیدیازیس نیز دچار شده اند بیمارانی که تنها به لوسمی و لنفوم مبتلا بوده اند، مورد مقایسه و ارزیابی قرار گیرد. جهت ارزیابی میزان فعالیت همولیتیک کمپلمان از روش حساس نمودن خون گوسفند به وسیله امبوسبتور (Embosebtor) و برای تعیین مقادیر متوسط اجزاء C3 و C4 سرم بیماران مبتلا به لوسمی و لنفوم که همزمان به کاندیدیازیس نیز مبتلا بوده اند با نتایج گروه شاهد (بیمارانی که تنها به لوسمی و لنفوم مبتلا بوده اند) با استفاده از آزمون آماریT ، مورد مقایسه و ارزیابی قرار گرفت و مشخص گردید که مقادیر متوسط C3 و میزان فعالیت همولیتیک کمپلمان (CH50) گروه تحت مطالعه که به کاندیدیازیس مبتلا بوده‌اند، در مقایسه با مقدار متوسط این جزء از سیستم کمپلمان در گروه شاهد کاهش داشت P<0.05 این نتایج می تواند بیانگر ارتباط معنی دار آماری مشخص بین مقدار متوسط C3 و میزان فعالیت همولیتیک کمپلمان در دو گروه بیمار و شاهد ولی بین میانگین مقادیر جزء C4 کمپلمان بیماران و افراد شاهد اختلاف معنی دار آماری مشاهده نگردید. بنابراین با توجه به کاهش مشخص میزان فعالیت همولیتیک کمپلمان (CH50) و مقدار متوسط جزء C3 کمپلمان در سرم بیماران در مقایسه با گروه شاهد تصور می رود این دو عامل نقش مهمی در ابتلاء همزمان بیماران به کاندیدیازیس داشته باشند.

آمار یکساله:  

بازدید 235

دانلود 86 استناد 0 مرجع 0
نویسنده: 

مدینه حسین

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1379
  • دوره: 

    2
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    66
  • صفحه پایان: 

    69
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    491
  • دانلود: 

    85
چکیده: 

ECT یکی از درمان های مفید و موثر در بیماران دچار افسردگی و ماینا می باشد و همچنین یکی از درمان های موفق در بیمارانی است که قادر به استفاده از داروهای ضد افسردگی و ضد جنون نمی باشند. مرگ و میر ناشی از انجام ECT حدود 3 در ده هزار مورد است که بیشتر به دلیل آریتم های قلبی ناشی از ECT است. لیدوکائین احتمالا به علت تشنج زایی و دپرسیون روی سیستم اعصاب مرکزی در دوزهای بالا مورد استفاده قرار نمی گیرد. در این تحقیق تاثیر لیدوکائین با دوز mg/kg 1 به صورت پروفیلاکسی در بیماران واجد شرایط دریافت ECT که به صورت غیر احتمالی و آسان انتخاب شده بودند انجام گرفت. اطلاعات لازم به روش مصاحبه، مشاهده و پرکردن فرم اطلاعات جمع آوری گردید. بیماران به ترتیب ورود به کل دریافت ECT در یکی از دو گروه مورد یا شاهد قرار گرفتند. در گروه مورد 90 ثانیه قبل از انجام ECT لیدوکائین به میزان 1 mg/kg به صورت داخل وریدی، 3 mg/kg تیوپنتال سدیم و 0.5 mg/kg سوکسنیل کولین داخل وریدی تزریق شد و در گروه شاهد به جای لیدوکائین پلاسبو تزریق گردید. بیماران مبتلا به نارسایی قلبی و سن بالاتر از. 55 سال از این مطالعه حذف گردیدند. نتایج به دست آمده گواه این امر است که در گروه مورد 19.5% و در گروه شاهد 34.5% آریتمی قلبی پیدا شده است. لذا تزریق لیدوکائین با دوز فوق الذکر قبل از انجام ECT از بروز آریتمی های قلبی کاسته و احتمالا برای بیمار مفید خواهد بود.

آمار یکساله:  

بازدید 491

دانلود 85 استناد 0 مرجع 0

تبلیغات

مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID