مشخصات نشــریه/اطلاعات دوره

مجله دیابت و متابولیسم ایران (مجله دیابت و لیپید ایران) | سال:1384 | دوره:4 | شماره:4

نتایج جستجو

2558

نتیجه یافت شد

مرتبط ترین ها

اعمال فیلتر

به روزترین ها

اعمال فیلتر

پربازدید ترین ها

اعمال فیلتر

پر دانلودترین‌ها

اعمال فیلتر

پر استنادترین‌ها

اعمال فیلتر

تعداد صفحات

27

انتقال به صفحه

آرشیو

سال

دوره(شماره)

مشاهده شمارگان

مرکز اطلاعات علمی SID1
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    2005
  • دوره: 

    4
  • شماره: 

    4
  • صفحه شروع: 

    21
  • صفحه پایان: 

    25
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    8204
  • دانلود: 

    3992
کلیدواژه: 
چکیده: 

Background: Oxidized low-density lipoprotein (Ox-LDL), a key factor in the development of atherosclerosis, can cause endothelial dysfunction and augment lipid accumulation within the arterial wall. Increased oxidative stress in diabetes contributes to this process. Ox-LDL is a highly immunogenic molecule and it is not clear whether anti oxidized LDL antibodies (OLAB) are pathogenic or protective in atherosclerosis? The aim of this study was to evaluate Ox-LDL and its antibody in type 2 diabetes and healthy subjects.Methods: As a case-control study we evaluated 81 type 2 diabetic patients and 69 non-diabetic healthy persons aged 40 to 65 years. Controls were sex and BMI matched with diabetic patients.Patients with history of cigarette smoking, antioxidant or antihyperlipidemic drugs consumption, coronary heart disease, hypertension, and renal impairment were excluded. We measured serum level of Ox-LDL (two monoclonal antibody of Mercodia co.) and OLAB by ELISA. Lipid profile, serum electrolytes, and HbA1c (HPLC) were also determined. Ox-LDL and its antibody were compared between diabetic patients and controls and the correlation with lipid profile, HbA1c and BMI were assessed.Results: Serum Ox-LDL concentration and Ox-LDL to LDL ratio were distinctively higher in controls (15.7+-6.9 vs. 11.8+-5.6, P<0.005). Ox-LDL concentrations were correlated with LDL-C (rs=0.36, P<0.0005) and total cholesterol (rs=0.31, P<0.0005) in both groups but not with age and HbA1c. In diabetic patients, Ox-LDL and its antibody were positively correlated (rs=0.26, P<0.05).Obese diabetic patients (BMI > 30) had higher Ox-LDL concentrations in comparison with diabetic patients with BMI less than 30.Conclusion: In diabetic patients Ox-LDL level is lower than non-diabetics and is correlated with its antibodies. Based on previous findings, we suppose that the pattern of LDL oxidation enhances Ox- LDL recognition by macrophage via specific legends. This results in low serum Ox-LDL concentrations in diabetes.

آمار یکساله:  

بازدید 8204

دانلود 3992 استناد 0 مرجع 0
نویسنده: 

MAGHBOULI ZH. | ARDESHIR LARIJANI MOHAMMAD BAGHER | HOSSEINNEZHAD ARASH

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    2005
  • دوره: 

    4
  • شماره: 

    4
  • صفحه شروع: 

    21
  • صفحه پایان: 

    25
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    12743
  • دانلود: 

    3992
کلیدواژه: 
چکیده: 

Background: Women with gestational diabetes mellitus (GDM) have a reported 3% to 65% risk of developing type 2 diabetes. This study aims to identify the factors in GDM patients which can predict the risk of postpartum impaired glucose tolerance (T2DM+IGT) and T2DM.Methods: A cohort study was conducted on 2416 pregnant women referred to five university hospital clinics. The universal screening was performed with a GCT- 50g and those with plasma glucose level ≥130mg/dl, were diagnosed as GDM if they had an impaired GTT-100g based on Carpenter and Coustan criteria. All pregnancies were followed until delivery. Available GDM patients underwent an OGTT-75gr within 6 to 12 weeks after delivery. Postpartum diabetes mellitus was diagnosed according to ADA criteria.Results: Such factors as FBS.105 during pregnancy, insulin requirement during pregnancy and BMI≥27kg/m2 before pregnancy were more prevalent in postpartum diabetic patients as compared with normal controls, significantly. Multivariate analysis suggested that gestational requirement for insulin and BMI≥27kg/m2 were the best predictors for developing postpartum diabetes. Also history of abortion, gestational requirement for insulin and BMI≥27kg/m2 were the best predictors for postpartum IGT. Conclusion: Women with GDM have a substantially increased risk of developing postpartum IGT or diabetes. High glucose levels, insulin requirement during pregnancy, history of abortion and BMI≥27kg/m2 are the best predictors for postpartum diabetes and IGT.

آمار یکساله:  

بازدید 12743

دانلود 3992 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1384
  • دوره: 

    4
  • شماره: 

    4
  • صفحه شروع: 

    1
  • صفحه پایان: 

    7
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    163
  • دانلود: 

    97
چکیده: 

مقدمه: دیابت نوع یک (T1DM)، یک بیماری خودایمنی است که در آن با واسطه سلول‌های T، سلول‌های بتای لوزالمعده بصورت گزینشی تخریب می شوند. نیمی از خطر ایجاد T1DM به وسیله منطقه ژنی HLA بوجود می آید. همچنین، نیمی از خطر بیماری T1DM توسط دیگر ژن‌های غیر از HLA  و احتمالا آنهایی که در کمپلکس میان‌کنش با آنتی ژن دخیل می‌باشند، ایجاد شود. محصول ژن CD4 (یکی از مهمترین گیرنده های سطح سلول T که نقش کلیدی در ارائه آنتی ژن دارد) می‌تواند عاملی از این دست می‌باشد. روش‌ها: ما در این مطالعه با بهره گیری از رویکرد ژن کاندید،  ارتباط احتمالی چندشکلی ژن CD4 را با T1DM در جمعیت ایرانی بررسی نموده ایم. چندشکلی ناشی از تکرار پنج نوکلئوتیدی غنی از بازهای پیریمیدینی که در پروموتر ژن مربوطه واقع شده است، مورد مطالعه قرار گرفت. تعداد 92 بیمار T1DM و 108 فرد شاهد سالم با استفاده از شیوه PCR بررسی شدند. یافته‌ها: تجزیه و تحلیل  نتایج بدست آمده، ارتباط حمایتی آلل  CD4*A3 در مقابل بیماری Pc=0.025 RR=0.159) T1DM؛ (%95 CI:0.036-0.707 و مستعد کنندگی آلل  CD4*A5برای بیماری Pc=0.010 RR=7.397) T1DM؛ (%95 CI:1.630-33.414 را نشان داد. نتیجه‌گیری: این نتایج حاکی از آن است که چند شکلی های خاص ژن CD4 دارای پیوستگی مثبت و منفی با بیماریT1DM  در جمعیت ایران می باشد.

آمار یکساله:  

بازدید 163

دانلود 97 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1384
  • دوره: 

    4
  • شماره: 

    4
  • صفحه شروع: 

    11
  • صفحه پایان: 

    17
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    143
  • دانلود: 

    100
چکیده: 

مقدمه: نفروپاتی دیابتی هنوز هم یکی از شایع‌ترین علل نارسایی پیشرفته کلیوی محسوب می گردد. یکی از موانع موجود در پیشگیری مؤثرتر از این عارضه، ماهیّت پیچیده و نقش سیّالی است که زمینه ژنتیکی افراد دیابتی در زمینه هدایت و هماهنگیOrchestrating)) میان علل شناخته و ناشناخته این عوارض در قالب استعداد و یا مقاومت میزبان از خود نشان می دهند. بررسی تأثیرات منفرد هر ژن با اولویت  ژن هایی که دخالت آنها در ایجاد و یا پیشرفت فنوتیپ مورد مطالعه، توجیه بیولوژیک دارد، تنها رویکرد مطالعاتی است که برای غلبه بر پیچیدگی(Complexity)  و تجزیه (Dissection) زیرساخت ژنتیکی بیماریهای کمپلکس (مثل نفروپاتی دیابتی)، در دسترس محققین قرار دارد. روش‌ها: در قالب یک "Association Study"، تاثیرات و قابلیت‌های فنوتیپیک پلی‌مورفیسم‌های ژن  TGF-β1در کدون های 10 T/C)*869 +) و G/C)*915+) 25  در پیدایش و کنترل شدت نفروپاتی دیابتی در بیماران مبتلا به دیابت نوع یک ((T1DM مورد مطالعه قرار گرفت. میزان فراوانی آلل/ ژنوتیپ حاصله از پلی‌مورفیسم‌های‌ ژن‌ مذکور که توسط روش PCR – ARMS تایپ گردید، در دو گروه بیمار (248 نفر:86 DN+  و162 DN−) و کنترل سالم (113 نفر) که همگی "بریتانیایی- قفقازی" بوده‌اند، بررسی گردید. یافته‌ها: تفاوت معناداری در توزیع فراوانی آلل‌های پلی‌مورفیک ژن TGF-β1 بین گروه‌ها و زیرگروه‌های افراد مورد مطالعه مشاهده نشد P=NS)). نتیجه‌گیری: این عدم تفاوت در توزیع آلل‌ها/ ژنوتیپ‌ها، می‌تواند تا حدودی "قابلیت عملکردی" (Functionality) (و البته پتانسیل پروگنوستیک) پلی‌مورفیسم‌های مورد مطالعه را در سطح ژنی به عنوان نشانگرهایی "قابل اعتماد"، زیر سوال ببرد. تاکید مجدد برعدم وجود رابطه قطعی و دایمی بین "ژنوتیپ- فنوتیپ" در بیماری‌های پیچیده،  می‌تواند پیام مطالعه حاضر باشد. البته این نتیجه (عدم پیوستگی) می تواند نتیجه ای "کاذب" نیز فرض گردد و آن حالتی است که به علت "کشنده" بودن نفروپاتی دیابتی، بخشی از بیمارانی که حامل "ژنوتیپ‌های پرخطر" بوده اند، به علت مرگ از جمعیت مورد مطالعه، حذف قبلی شده اند.

آمار یکساله:  

بازدید 143

دانلود 100 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1384
  • دوره: 

    4
  • شماره: 

    4
  • صفحه شروع: 

    21
  • صفحه پایان: 

    25
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    163
  • دانلود: 

    22
چکیده: 

مقدمه: سطح استرس اکسیداتیو در بیماران دیابتی بالا است و اکسیداسیون LDL-C ورود و تجمع آن در ماکروفاژها را تسهیل می نماید که شاید از علل افزایش آترواسکلروز و بیماری های قلبی عروقی در این بیماران باشد. از طرف دیگر ترکیبات اکسید شده LDL-C خاصیت ایمونوژنیک داشته و باعث تولید آنتی بادی می شوند. البته اثر این آنتی بادی ها در مهار یا تحریک روند آترواسکلروز به خوبی معلوم نیست. مطالعه حاضر سطح LDL-C اکسید شده و آنتی بادی ضد آن را در بیماران دیابتی و افراد سالم مقایسه می نماید. روش ها: جمعیت مورد مطالعه81 بیمار دیابتی نوع دو 40 تا 65 ساله غیر سیگاری بودند که تحت درمان با داروهای پایین آورنده چربی خون و فشار خون نبوده و سابقه بیماری قلبی- عروقی و کلیوی نداشتند. به عنوان گروه شاهد 69 فرد سالم انتخاب شده و از نظر جنس و نمایه توده بدن با گروه مورد هماهنگ شدند. پس از اخذ رضایت برای ورود به مطالعه ، اطلاعات دموگرافیک و آنتروپومتریک افراد مورد مطالعه ثبت گردید. در نمونه خون ناشتا قند، کلسترول تام، HDL، تری گلیسرید ، نیتروژن اوره ،اسید اوریک، الکترولیت ها، هموگلوبین گلیکوزیله (HbA1c)، LDL اکسید شده و آنتی بادی ضد آن اندازه گیری شده و میزان LDL، نسبت LDL اکسید شده به خود LDL  و نمایه توده بدن محاسبه گردید. یافته ها: در دو گروه شاهد و بیمار، میزان LDL اکسید شده با LDL-C و کلسترول تام متناسب بود. سطح LDL اکسید شده و نسبت LDL اکسید شده به LDL در گروه شاهد بیش از بیماران دیابتی بود. در بیماران دیابتی آنتی بادی ضد LDL اکسیدشده با آن ارتباط معنی دار داشت. سطح LDL اکسید شده با سن و میزان کنترل قند خون ارتباط نداشت. نتیجه گیری: سطح LDL اکسید شده در بیماران دیابتی کمتر از افراد سالم و متناسب با آنتی بادی ضد آن است. طبق مطالعات موجود به نظر می آید نوع و شدت اکسیداسیون در بیماران دیابتی به گونه ای است که برداشت آن توسط ماکروفاژ و سایر سلول ها را تسهیل و در نتیجه سطح خونی آن را کاهش می دهد.  

آمار یکساله:  

بازدید 163

دانلود 22 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1384
  • دوره: 

    4
  • شماره: 

    4
  • صفحه شروع: 

    27
  • صفحه پایان: 

    36
تعامل: 
  • استنادات: 

    1
  • بازدید: 

    154
  • دانلود: 

    42
چکیده: 

مقدمه: شیوع دیابت نوع 2 پس از زایمان در میان زنان با تاریخچه دیابت بارداری از 3% تا 65% گزارش شده است . هدف از این مطالعه تعیین عوامل پیشگویی کننده دیابت نوع 2 و اختلال تحمل گلوکز در دوران پس از زایمان در زنان مبتلا به دیابت بارداری بوده است.  روش ها: این مطالعه به صورت هم گروهی در 2416 زن باردار مراجعه کننده به بیمارستان های تابعه دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد. جهت غربالگری، آزمون چالش گلوکز (GCT) 50 گرمی یک ساعته با معیار گلوکز بالاتر از 130 mg/dl بود. در موارد اختلال این آزمون، پیگیری با آزمون تحمل گلوکز (GTT) 100 گرم سه ساعته جهت تشخیص دیابت بارداری استفاده شد. 12 - 6 هفته پس از زایمان از بیماران مبتلا به دیابت بارداری، برای انجام آزمون تحمل گلوکز 75 گرمی دو ساعته دعوت به عمل آمد تا از نظر وجود اختلال تحمل گلوکز بررسی شوند. تشخیص دیابت و اختلال تحمل گلوکز بر اساس معیارهای انجمن دیابت آمریکا مطرح شد. از آزمون T دوطرفه و تحلیل واریانس برای مقایسه میانگین مقادیر بدست آمده در گروه های مورد بررسی استفاده شد؛ همچنین جهت مقایسه فراوانی هر یک از عوامل مورد بررسی در گروه های مورد مطالعه، از آزمون مجذور کای استفاده گردید. جهت تعیین عوامل پیشگویی کننده از آنالیز رگرسیون استفاده شد.P  کمتر از 05/0 معنی دار تلقی شد. یافته ها:  افراد مبتلا به دیابت پس از زایمان در مقایسه با افراد سالم اختلاف معنی داری در عواملی مانند فراوانی افراد با سطح قند خون ناشتای بالاتر از 105 mg/dl در بارداری، نیاز به درمان با انسولین طی بارداری و شاخص توده بدن بالاتر از 27 Kg/m2 قبل از بارداری داشتند. با استفاده از مدل رگرسیون تنها  نیاز به انسولین و شاخص توده بدن بالاتر از 27 Kg/m2 قبل از بارداری در افراد دیابتی، عوامل مستقل در پیشگویی دیابت نوع 2 بعد از بارداری بودند و در اختلال تحمل کربوهیدرات، سابقه سقط نیز علاوه بر عوامل ذکر شده نقش داشت که این رابطه بعد از تطابق سنی نیز برقرار بود. نتیجه گیری: شاخص توده بدنی بالا، نیاز به انسولین طی بارداری، قند خون ناشتای بالا و سابقه سقط، مهمترین عوامل در پیشگویی ابتلا به دیابت و اختلال تحمل کربوهیدرات پس از زایمان هستند.

آمار یکساله:  

بازدید 154

دانلود 42 استناد 1 مرجع 2
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1384
  • دوره: 

    4
  • شماره: 

    4
  • صفحه شروع: 

    37
  • صفحه پایان: 

    41
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    163
  • دانلود: 

    88
چکیده: 

مقدمه: انفارکتوس حاد میوکارد (AMI) مهم ترین علت مرگ و میر در جهان است. این مشکل با بعضی عوامل خطر تشدید می‌شود. یکی از این عوامل، هیپرگلیسمی ناشی از استرس است. این مطالعه با هدف تعیین فراوانی هیپرگلیسمی استرسی در انفارکتوس حاد میوکارد و رابطه آن با عوارض داخل بیمارستانی AMI انجام شده است. روش‌ها: در 160 بیمار مبتلا به انفارکتوس حاد میوکارد (Q Wave MI) هیپرگلیسمی استرسی بررسی شد. سپس دو گروه نرموگلیسمیک و هیپرگلیسمی استرسی در طی مدت بستری از نظر ایجاد عوارض، نارسایی قلبی، شوک کاردیوژنیک و مرگ و میر پی گیری و مقایسه شدند. یافته‌ها: از 160 بیمار مورد بررسی، 1/63 درصد نرموگلیسمیک ، 5/7 درصد هیپرگلیسمی استرسی، 25 درصد به دیابت شناخته شده و 4/4 درصد به دیابت ناشناخته مبتلا بودند. از 18 بیمار هیپرگلیسمی استرسی، 6 بیمار (50 درصد) و از 101 بیمار نرموگلیسمیک، 18 بیمار (8/17 درصد) دچار نارسایی قلبی شدند که اختلاف معنی دار بود P=0.02)، (X2=6.27. شوک کاردیوژنیک در هر دو گروه مشاهده نشد. سه مورد مرگ و میر در گروه بدون دیابت شناخته شده در ساعات اولیه رخ داد (97/2 درصد). چون قند خون هنوز اندازه گیری نشده بود، احتساب این بیماران در گروه نرموگلیسمی یا هیپرگلیسمی استرسی امکان نداشت. نتیجه‌گیری: هیپرگلیسمی استرسی می‌تواند میزان مرگ و میر، نارسایی قلبی و طول مدت بستری را در بیماران AMI افزایش دهد. در این مطالعه نارسایی قلبی به طور معنی‌داری با هیپرگلیسمی استرسی ارتباط داشت. تکمیل این بررسی به  تعداد نمونه‌های بیشتر احتیاج دارد.

آمار یکساله:  

بازدید 163

دانلود 88 استناد 0 مرجع 1
نویسنده: 

عزیززاده محمدرضا

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1384
  • دوره: 

    4
  • شماره: 

    4
  • صفحه شروع: 

    43
  • صفحه پایان: 

    51
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    317
  • دانلود: 

    143
چکیده: 

مقدمه: عوارض پا یکی از مهمترین و هزینه‌سازترین مشکلات بیماران دیابتی است. قسمت عمده این عوارض بعلت درگیری‌های عصبی-عروقی حادث می‌شوند. روش‌ها: مطالعه بر روی 142 بیمار دیابتی درمانگاه دیابت بیمارستان دکترشریعتی طی آذرماه 1382 تا شهریور 1383 صورت گرفت. پس از اتمام جمع‌آوری اطلاعات، با استفاده از پرسشنامه و انجام آزمون‌های عصبی و عروقی بر مبنای روش‌های استاندارد، اطلاعات خام بررسی و آنالیز شدند. یافته‌ها: با توجه به حس نکردن مونوفیلامان در بیش از یک نقطه، 9/23 درصد بیماران دارای نوروپاتی بودند. 3/6 درصد برخورد سوزن با پوست را احساس نکردند و 4/13 درصد لرزش ناشی از دیاپازون 128هرتز را احساس ننمودند. در کل براساس مثبت شدن هریک از سه روش قبل، 1/26 درصد دارای نوروپاتی بودند. برطبق معیار میشیگان، 7/42 درصد دارای نوروپاتی بودند. با در نظر گرفتن مجموع علایم و نشانه‌ها، 61 درصد دارای نوروپاتی بودند. در بررسی ABI، 10.6 درصد دارای اختلال عروقی بوده و مجموعا در 8/8 درصد موارد حداقل یکی از نبض های محیطی در هر دو پا لمس نمی‌شد. 9/16 درصد موارد از لنگش متناوب شکایت داشتند.  نتیجه‌گیری: به‌نظر می‌رسد استفاده از مونوفیلامان، بهترین روش بررسی نوروپاتی در پای بیماران دیابتی است. همچنین شکایت از لنگش متناوب برای تشخیص بیماری عروق محیطی بیماران دیابتی چندان قابل اعتماد نیست و استفاده از شاخص‌های عروقی برای این منظور توصیه می‌شود.

آمار یکساله:  

بازدید 317

دانلود 143 استناد 0 مرجع 2
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1384
  • دوره: 

    4
  • شماره: 

    4
  • صفحه شروع: 

    53
  • صفحه پایان: 

    63
تعامل: 
  • استنادات: 

    1
  • بازدید: 

    128
  • دانلود: 

    93
چکیده: 

مقدمه: هدف از این مطالعه بررسی نقش لیپیدهای پلاسمایی شامل کلسترول تام (TC)، تری گلیسرید (TG)، LDL-C و HDL-C در برابر شاخص‌های لیپیدی از جمله TC/HDL-C و non-HDL-C به عنوان متغیرهای پیشگویی کننده رخدادهای قلبی عروقی در کوتاه مدت و در افراد بالای 30 سال بوده است. روش‌ها: در یک مطالعه مورد - شاهد، طی 3 سال پیگیری تعداد 207 واقعه قلبی عروقی (CVD) در شرکت کنندگان مطالعه قند و لیپید تهران (TLGS) ثبت گردید. از این تعداد، 132 نفر که در ابتدای مطالعه هیچ‌گونه سابقه CVD  نداشتند به عنوان گروه مورد و 264 نفر بعد از تعدیل برای سن و جنس به‌عنوان گروه شاهد انتخاب گردیدند. از تمامی افراد اطلاعات دموگرافیک، بالینی و آزمایشگاهی شامل فشار خون و شاخص‌های تن سنجی و نیز لیپیدهای سرم و قند ناشتا و 2 ساعته از بانک اطلاعاتی مرحله اول TLGS در دسترس بود. خطر نسبی (RR) مرتبط با هر یک از شاخص‌های لیپیدی در یک مدل رگرسیون لجستیکی مرحله‌ای و پس از تعدیل برای سابقه خانوادگی بیماری قلبی زودرس، مصرف سیگار، فشار خون سیستولیک و دیاستولیک، قند ناشتا و 2 ساعته و نسبت دور کمر به دور باسن، محاسبه گردید. یافته‌ها: RR مرتبط با افزایش یک انحراف معیار (SD) در مقدار هر یک از لیپیدهای پیشگویی کننده مستقل CVD در آنالیز چند متغیری به این شرح بودند: RR=1.5[1.2-2.0]) TC و (SD=49 mg/dl، RR=1.5[1.1-2.0]) LDL-C و (SD=38 mg/dl، RR=1.6[1.2-2.1]) non-HDL-C و (SD=49 mg/dl، RR=1.5[1.1-2.0]) TC/HDL-C و (SD=1.8. مقایسه این چهار متغیر مستقل با استفاده از آنالیز منحنی ROC نشان داد که هیچ تفاوت معنی داری میان قدرت پیشگویی آنها برای رخدادهای قلبی عروقی وجود ندارد. در آنالیز چند متغیری ارتباط معنی داری میان TG، HDL-C و LDL/HDL-C و رخدادهای قلبی عروقی مشاهده نگردید. نتیجه‌گیری: این مطالعه نشان داد که در کوتاه مدت، TC، LDL-C، non-HDL-C و TC/HDL-C قدرت مشابهی در پیشگویی رخدادهای قلبی عروقی دارند. در این میان TC به علت هزینه های پایین‌تر می‌تواند انتخاب معقول‌تری جهت این پیشگویی باشد.

آمار یکساله:  

بازدید 128

دانلود 93 استناد 1 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1384
  • دوره: 

    4
  • شماره: 

    4
  • صفحه شروع: 

    65
  • صفحه پایان: 

    71
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    178
  • دانلود: 

    90
چکیده: 

مقدمه: هموسیستیین یکی از عوامل خطرزای نسبتا جدید مطرح در بیماری های قلبی- عروقی است. می دانیم که اغلب عوامل خطرزای بیماری های قلبی- عروقی و دیابت مشابه می‌باشند. با توجه به شیوع بالای دیابت در کشور ما و مشخص نبودن تاثیر این عامل در بیماری دیابت، بر آن شدیم تا مطالعه ای در این زمینه انجام دهیم. روش‌ها: این مطالعه در ساکنین 64-25 ساله منطقه 17 شهری تهران و طبق پروتکل MONICA سازمان جهانی بهداشت (WHO) انجام شد. هوموسیستیین بالاتر از 15 میکرومول در لیتر، غیرطبیعی در نظر گرفته شد. طبق معیار انجمن دیابت امریکا (ADA 2004)، گلوکز ناشتای سرم 100 تا 125 میلی گرم در دسی لیتر به عنوان عدم تحمل گلوکز مساوی یا بیشتر از 126 به عنوان دیابت در نظر گرفته شد. یافته‌ها: 5/54% کل جمعیت دچار افزایش هموسیستیین بودند. شیوع عدم تحمل گلوکز 5/3% و شیوع دیابت 1/10% بود. شیوع عدم تحمل گلوکز و دیابت در واجدین هموسیستیین طبیعی و غیر طبیعی تفاوت معنی داری نداشت (p=0.365). این تفاوت در هیچ‌یک از دو جنس نیز معنی دار نبوده است؛ ولی میانگین گلوکز در مبتلایان به اختلال هموسیستیین به طور معنی داری پایین تر بود (p=0.003). نتیجه‌گیری: در مجموع یافته ها حاکی از ارتباط معکوس سطح گلوکز خون با سطح هوموسیستیین سرم بوده است. از آنجایی که در مورد اثر هموسیستیین به عنوان یک عامل مؤثر در ابتلا به دیابت همچنان اختلاف نظر وجود دارد؛ نیاز به تحقیقات بیشتری جهت مشخص شدن نقش واقعی هموسیستیین در این بیماری وجود دارد.

آمار یکساله:  

بازدید 178

دانلود 90 استناد 0 مرجع 3
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1384
  • دوره: 

    4
  • شماره: 

    4
  • صفحه شروع: 

    73
  • صفحه پایان: 

    77
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    175
  • دانلود: 

    82
چکیده: 

مقدمه: هیپرهموسیستیینمی با اختلال در عملکرد سلول‌های اندوتلیال عروق ممکن است باعث افزایش فشار خون شود. هدف از این مطالعه تعیین رابطه بین سطح هموسیستیین پلاسما و فشار خون در بیماران دیابتی نوع 2 تازه تشخیص داده شده بود. روش‌ها: در یک مطالعه مقطعی، 46 بیمار دیابتی نوع 2 تازه تشخیص داده شده به روش آسان انتخاب شدند. پس از معاینه بالینی، فشار خون تمامی افراد در دو روز متوالی و در دو نوبت به فاصله نیم ساعت اندازه‌گیری و میانگین فشار خون‌هـا ثبت شد.  نمونه خون جهت آزمـایش گلوکز ناشتای پلاسما، HbA1c، هموسیستیـین (Hcy)، کراتینین، کلسترول تام،  HDL-Cو تری گلیسرید گرفته شد. سپس رابطه بین میانگین غلظت Hcy و فشار خون سیستولی و دیاستولی افراد با استفـاده از ضریب همبستـگی پیرسون تعیین گردید. بیمـاران براساس سطح هموسیستیـین پلاسمـا به 3 گروه Hcy<10 μmol/l، 10≤Hcy<15 μmol/l و Hcy≥15 μmol/l تقسیم شدند. سپس میانگین فشار خون سیستولی و دیاستولی بین این گروه‌ها با استفاده از ANOVA یک طرفه و آزمون Tuckey– HSD مقایسه شد. یافته‌ها: میانگین و انحراف معیار غلظت هموسیستیین 12.2(6.8) μmol/l و میانگین و انحراف معیار فشار خون سیستولی و دیاستولی به ترتیب (1/18)8/128 و (9) 3/82 میلی‌متر جیوه بود. بین سطح هموسیستیین پلاسما و فشار خون سیستولی P<0.01) و (r=0.39 و دیاستولی P<0.01) و (r=0.44 رابطه معنی‌دار وجود داشت. میـانگین فشـار خون سیستولی و دیاستولی  بیماران با Hcy≥15 μmol/l به ترتیب (17.7)15.2و (28.5)91.8 میلیمتر جیوه بود که بالاتر از بیماران در دو گروه دیگر بود (P<0.001). بین سطح هموسیستیین پلاسما با FPG ، HbA1c، و لیپیدهای سرم رابطه‌ای وجود نداشت. نتیجه‌گیری: در بیماران دیابتی نوع 2 تازه تشخیص داده شده، بین سطح هموسیستیین پلاسما و فشار خون سیستولی و دیاستولی رابطه معنی‌دار وجود دارد. بیماران با هیپرهموسیستینمی فشار خون بالاتری دارند.

آمار یکساله:  

بازدید 175

دانلود 82 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1384
  • دوره: 

    4
  • شماره: 

    4
  • صفحه شروع: 

    79
  • صفحه پایان: 

    83
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    304
  • دانلود: 

    99
چکیده: 

دیابت بیماری شایعی بوده و می‌تواند بسیاری از ارگان‌های بدن را درگیر کند. یکی از عوارض نادر دیابت، پیومیوزیت می‌باشد که با درد عضلانی و تورم مشخص می‌شود. این بیماری در آب و هوای گرمسیری شایع‌تر است.  تشخیص پیومیوزیت مشکل بوده و باید در هر بیمار دیابتی با شکایت پای دردناک به این بیماری فکر کرد. تشخیص افتراقی های آن شامل استئومیلیت، آرتریت سپتیک، هماتوم عضلانی، پارگی عضله و DVT می‌باشند. در صورت تأخیر در تشخیص، ممکن است سبب ایجاد سندرم کمپارتمان، سپسیس و مرگ شود.  پیومیوزیت را می‌توان به سه مرحله بالینی تقسیم کرد. مرحله اول به صورت درد کرامپی عضلانی، تورم، تب خفیف، لکوسیتوز و سفتی در عضلات درگیر بوده و عضله مانند چوب سفت می‌شود. مرحله دوم 21-10 روز بعد شروع شده و با تب، تندرنس عضلانی و ادم مشخص می‌شود و معمولا چرک در عضلات درگیر ایجاد می شود. مرحله سوم با باکتریمی و ظاهر توکسیک مشخص شده ومی تواند منجر به  عوارضی مانند شوک سپتیک، اندوکاریت، پنومونی و غیره شود. در این مقاله یک بیمار 53 ساله مبتلا به دیابت که با درد و تورم  و سفتی در ناحیه عضلات باسن و ران مراجعه کرده است و برای وی تشخیص پیومیوزیت دیابتی مطرح شد، معرفی و سپس مروری بر مقالات موجود صورت می‌گیرد.

آمار یکساله:  

بازدید 304

دانلود 99 استناد 0 مرجع 0

تبلیغات

مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID