نتایج جستجو

2558

نتیجه یافت شد

مرتبط ترین ها

اعمال فیلتر

به روزترین ها

اعمال فیلتر

پربازدید ترین ها

اعمال فیلتر

پر دانلودترین‌ها

اعمال فیلتر

پر استنادترین‌ها

اعمال فیلتر

تعداد صفحات

27

انتقال به صفحه

آرشیو

سال

دوره(شماره)

مشاهده شمارگان

مرکز اطلاعات علمی SID1
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1389
  • دوره: 

    17
  • شماره: 

    2 (پیاپی 43)
  • صفحه شروع: 

    107
  • صفحه پایان: 

    117
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    79
  • دانلود: 

    37
چکیده: 

زمینه و هدف: مواجهه تنفسی با گرد و غبار سیمان محتوی مقادیری از ترکیبات فلزی سنگین، می تواند اثرات موضعی و عمومی زیادی را به همراه داشته باشد. مطالعه حاضر با هدف ارزیابی میزان تماس ریوی کارگران کارخانه سیمان با یون های فلزی کادمیوم، کبالت، کروم و نیکل انجام شد.روش تحقیق: در این مطالعه مقطعی، نمونه برداری محیطی از بارگیرخانه کارخانه سیمان کرمان برای پایش مقادیر یون های فلزی مورد نظر در هوا و سیال ساخته شده مشابه شرایط ریه انجام گرفت. داده ها با استفاده از نرم افزار آماری  SPSS(ویرایش 11.5) و آزمون تی در سطح معنی داری P<0.050 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.یافته ها: مقایسه میانگین تراکم فلزات مورد مطالعه با حداکثر آستانه مجاز نشان داد که میانگین تراکم همه فلزات کمتر از حد آستانه مجاز می باشد (P<0.05). بیشترین غلظت یون فلزی در هوا برای کروم با تراکم 1.75mg/m3 و کمترین برای کادمیوم با تراکم 0.01mm/m3 بود. میزان یون های فلزی کادمیوم، کبالت، کروم و نیکل در ذرات معلق هوای محیط بارگیرخانه به ترتیب 0.74±0.41، 9.31±3.38، 81.96±53.35 و 32.5±27.83 و مقادیر فلزات استخراج شده با سیال شبیه سازی شده آلوئولی در شرایط برون تنی به ترتیب 0.006±0.002، 0.02±0.009، 0.53±0.12 و 0.14±0.03 میکروگرم بر گرم گرد و غبار هوا بود. بر اساس آزمون ضریب همبستگی اسپیرمن، رابطه میان تراکم یون های فلزی در هوا و سیال شبیه سازی شده، معنی دار نبود (P>0.05).نتیجه گیری: هرچند رابطه معنی داری میان مقادیر یون فلزی به دست آمده از هوا و سیال شبیه سازی شده وجود نداشت اما به علت بالا بودن درصد حلالیت کادمیوم تحت شرایط آلوئولی، ضرورت پیگیری این مواجهات الزامی به نظر می رسد.

آمار یکساله:  

بازدید 79

دانلود 37 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1389
  • دوره: 

    17
  • شماره: 

    2 (پیاپی 43)
  • صفحه شروع: 

    118
  • صفحه پایان: 

    126
تعامل: 
  • استنادات: 

    1
  • بازدید: 

    159
  • دانلود: 

    55
چکیده: 

زمینه و هدف: اساتید به عنوان یکی از ارکان اصلی نظام آموزش عالی بطور مستمر و به روش های مختلف، از جمله توسط دانشجویان ارزشیابی می شوند. نظر به این که گروهی از اساتید، با ارزشیابی توسط دانشجویان ضعیف، موافق نیستند، مطالعه حاضر به منظور تعیین ارتباط بین نمره ارزشیابی اساتید و سطوح مختلف پیشرفت تحصیلی دانشجویان طراحی و اجرا گردید.روش تحقیق: در این مطالعه توصیفی - تحلیلی و مقطعی که در سال 1386 در دانشگاه علوم پزشکی بیرجند انجام شد، 63 نفر از اساتید به روش سرشماری انتخاب شدند و با تکمیل 2700 پرسشنامه توسط تمامی دانشجویان رشته پزشکی مورد ارزیابی قرار گرفتند. ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسشنامه ارزشیابی اساتید بود که روایی و پایایی آن توسط مرکز توسعه آموزش دانشگاه تایید شده بود. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS (ویرایش 11.5) در سطح معنی داری P<0.05 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.یافته ها: میانگین نمرات ارزشیابی اساتید توسط دانشجویان ممتاز، متوسط و ضعیف به ترتیب 55.59±11.46، 55.70±12.49 و 55.51±12.23 بود (P=0.96). در بررسی حیطه های مختلف مورد ارزشیابی، فقط در حیطه شؤون مدرسی بین دانشجویان ممتاز و ضعیف اختلاف معنی داری مشاهده گردید (P=0.03).نتیجه گیری: با توجه به این که بین نمره ارزشیابی اساتید و سطوح مختلف پیشرفت تحصیلی دانشجویان اختلاف معنی داری مشاهده نشد، به نظر می رسد که سطح علمی دانشجویان در ارزشیابی اساتید تاثیر چندانی ندارد و از این رو این متغیر نمی تواند به عنوان یک عامل سوگیری در ارزشیابی اساتید تلقی گردد. اختلاف مشاهده شده در حیطه شؤون مدرسی، می تواند تاکیدی بر لزوم رعایت بیشتر عدالت اساتید در برخورد با دانشجویان باشد.

آمار یکساله:  

بازدید 159

دانلود 55 استناد 1 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1389
  • دوره: 

    17
  • شماره: 

    2 (پیاپی 43)
  • صفحه شروع: 

    127
  • صفحه پایان: 

    135
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    142
  • دانلود: 

    72
چکیده: 

زمینه و هدف: ایجاد محیط بالینی مطلوب برای استفاده از توانمندی های پرستاران و بالفعل کردن استعدادهای بالقوه آنها نیازمند ایفای مهارت های مدیریتی و اثربخشی رهبری مدیران پرستاری است؛ هرچند بکارگیری این مهارت ها کمتر مشاهده می گردد. مطالعه حاضر با هدف تعیین تاثیر مدل کسب شایستگی مبتنی بر انتظارات در پرستاری بر اثربخشی سبک رهبری مدیران پرستاری و توانمندی کارکنان پرستاری انجام شد.روش تحقیق: این مطالعه نیمه تجربی با گروه های کنترل نامتعادل، بخشی از یک تحقیق تلفیقی می باشد. 43 پرستار و 13 مدیر پرستاری بیمارستان امام رضا (ع) (گروه شاهد) و 47 پرستار و 29 مدیر پرستاری بیمارستان ولی عصر (عج) شهر بیرجند (گروه مداخله) مورد بررسی قرار گرفتند. به منظور جمع آوری داده ها از پرسشنامه های توانمندی اسپریتزر و سبک رهبری لیدز استفاده شد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS ویرایش 16 و آزمون های آماری تی مستقل، تی زوجی، من ویتنی، کروسکال والیس و کای دو در سطح معنی داری P<0.05 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.یافته ها: یافته ها حاکی از تفاوت معنی داری در میانگین نمرات توانمندی کارکنان پرستاری گروه مداخله بود (P<0.001) اما تفاوت معنی داری در سطح توانمندی این گروه مشاهده نشد (P=0.146)؛ همچنین تفاوت معنی داری در میانگین نمرات اثربخشی سبک رهبری مدیران پرستاری گروه مداخله، بعد از مداخله مشاهده گردید (P=0.046).نتیجه گیری: مدل کسب شایستگی مدیریتی مبتنی بر انتظارات در پرستاری توانسته است اثربخشی سبک رهبری و مهارت های مدیران پرستاری را به گونه ای ارتقا دهد که این تغییرات توسط کارکنان درک شده و بر توانمندی آنان اثر بگذارد.

آمار یکساله:  

بازدید 142

دانلود 72 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1389
  • دوره: 

    17
  • شماره: 

    2 (پیاپی 43)
  • صفحه شروع: 

    136
  • صفحه پایان: 

    142
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    333
  • دانلود: 

    41
چکیده: 

زمینه و هدف: رابدومیولیز نشانگانی بالینی و بیوشیمیایی است که یکی از علل آن مسمومیت های حاد می باشد. مطالعه حاضر با هدف ارزیابی تظاهرات بالینی و آزمایشگاهی رابدومیولیز در بیماران مبتلا به مسمومیت حاد شدید انجام شد.روش تحقیق: در این مطالعه مقطعی، از 450 بیمار با مسمومیت حاد شدید که در بخش مراقبت های ویژه مسمومین بیمارستان لقمان حکیم تهران، در فاصله ماه های فروردین تا مهر 1385 بستری شدند، 165 بیمار با سطح سرمی کراتین کیناز حداقل پنج برابر میزان طبیعی (975³IU/L) پس از رد سایر علل، وارد مطالعه شدند. تشخیص مسمومیت بر اساس تاریخچه مصرف سموم و یافته های بالینی گذاشته شد. سم مصرف شده به کمک آزمایش سم شناسی مناسب تایید گردید. اطلاعات جمعیت شناختی، علایم بالینی و بررسی های آزمایشگاهی بیماران ثبت گردید. داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (ویرایش 11.5) در سطح معنی داری P<0.05 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.یافته ها: فراوانی رابدومیولیز در این مطالعه %36.6 بود. شایع ترین نوع مسمومیت به وجود آورنده این عارضه به ترتیب، مصرف اپیوم (%28)، داروهای ضد افسردگی سه حلقه ای (%14) و بنزودیازپین ها (%14) بودند. نارسایی حاد کلیه در 23 بیمار (%15) مشاهده گردید. بین سطح کراتین کیناز و میزان کراتینین سرم همبستگی خطی وجود داشت (P<0.05).نتیجه گیری: بیماران با مسمومیت حاد شدید در معرض خطر بالای بروز رابدومیولیز قرار دارند و نارسایی حاد کلیه عارضه اصلی این نشانگان می باشد.

آمار یکساله:  

بازدید 333

دانلود 41 استناد 0 مرجع 0
نویسنده: 

شیرزایی معصومه

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1389
  • دوره: 

    17
  • شماره: 

    2 (پیاپی 43)
  • صفحه شروع: 

    146
  • صفحه پایان: 

    147
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    116
  • دانلود: 

    93
کلیدواژه: 
چکیده: 

در مقاله فوق به جای فلوراید از واژه فلوئور استفاده شده است؛ در حالی که واژه فلوراید بیشتر مرسوم می باشد. در استان سیستان و بلوچستان که در مجاورت استان خراسان جنوبی قرار دارد، فلوروزیس دندانی بسیار شایع است.

آمار یکساله:  

بازدید 116

دانلود 93 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1389
  • دوره: 

    17
  • شماره: 

    2 (پیاپی 43)
  • صفحه شروع: 

    72
  • صفحه پایان: 

    78
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    128
  • دانلود: 

    25
چکیده: 

زمینه و هدف: پیشرفت های موجود در زمینه تشخیص زودرس ناهنجاری جنینی و بیماری های تهدیدکننده حیات مادر، باعث افزایش میزان ختم بارداری سه ماهه دوم شده است. مطالعه حاضر با هدف مقایسه اثربخشی تجویز میزوپروستول واژینال هر 6 ساعت یا 12 ساعت برای ختم بارداری در سه ماهه دوم انجام شد.روش تحقیق: در این کارآزمایی بالینی، 140 زن با سن بارداری 14 تا 28 هفته که به دلایل مختلف کاندید ختم حاملگی بودند، به طور تصادفی به دو گروه مساوی تقسیم شدند. گروه اول هر 6 ساعت و گروه دوم هر 12 ساعت، 400 میکروگرم میزوپروستول از طریق واژینال دریافت کردند؛ در صورت عدم دفع جنین تا 48 ساعت، اکسی توسین با مقدار بالا تجویز می شد. فاصله زمانی شروع دارو تا دفع جنین، متوسط میزان داروی تجویزشده، نیاز به تجویز اکسی توسین با مقدار بالا و عوارض جانبی در دو گروه ثبت گردید. داده ها با استفاده از نرم افزارSPSS (ویرایش 12) در سطح معنی داری P<0.05 تجزیه و تحلیل شد.یافته ها: تفاوت معنی داری در متوسط زمان تجویز دارو تا دفع جنین در دو گروه مشاهده نشد. متوسط میزان تجویز میزوپروستول در گروه اول (6 ساعته) (1600±761mg) در مقایسه با گروه دوم (12 ساعته) (1200±385mg) بیشتر بود (P<0.001). در هیچ یک از موارد نیاز به تجویز اکسی توسین با مقدار بالا پیدا نشد. تب در گروه اول، اندکی بیشتر بود ولی از نظر آماری معنی دار نبود.نتیجه گیری: به منظور ختم بارداری در سه ماهه دوم، با تجویز 400 میکروگرم میزوپروستول واژینال هر 12 ساعت، می توان ضمن مصرف داروی کمتر، به موفقیت در ایجاد سقط به اندازه تجویز هر 6 ساعت دست یافت.

آمار یکساله:  

بازدید 128

دانلود 25 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1389
  • دوره: 

    17
  • شماره: 

    2 (پیاپی 43)
  • صفحه شروع: 

    79
  • صفحه پایان: 

    86
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    148
  • دانلود: 

    51
چکیده: 

زمینه و هدف: با وجود اینکه برخی مطالعات نشان داده اند که حمایت طی زایمان، سبب بهبود پیش آگهی مادر در ارتباط با شیرخوار می شود، اما اطلاعات علمی کافی در این زمینه گزارش نشده است. در این راستا مطالعه ای با هدف تعیین تاثیر مراقبت حمایتی ماما طیّ زایمان بر تغذیه انحصاری با شیر مادر در زنان نخست زا، در بیمارستان ام البنین (س) شهر مشهد انجام شد.روش تحقیق: در این مطالعه کارآزمایی بالینی که از آذر 1386 تا خرداد 1387 انجام شد، 80 زن نخست زا با سن حاملگی 38 تا 42 هفته، جنین زنده واحد، با نمایش قله سر، پرده های جنینی سالم، اتساع دهانه رحم 3 تا 4 سانتیمتر، عدم وجود عوارض طبی طی حاملگی و عدم وجود شواهد زجر جنین یا تناسب سری - لگنی، به صورت تصادفی در گروه مراقبت حمایتی و گروه مراقبت معمول قرار گرفتند. همه مادران از زمان تولد نوزاد تا شش هفته پس از زایمان، روزانه تغذیه شیرخوار را در فرم بازنگری ثبت می کردند. ابزار گردآوری داده ها فرم مصاحبه، فرم معاینه و مشاهده، فرم بازنگری، مقیاس تطابق دیداری، مقیاس اضطراب اشپیل برگر و مقیاس تجربه شیردهی بود. داده ها با استفاده از آزمون های تی، من ویتنی، کای دو و آزمون دقیق فیشر تجزیه و تحلیل شدند.یافته ها: فراوانی تغذیه انحصاری با شیر مادر در هفته چهارم و ششم پس از زایمان به طور معنی داری در گروه مراقبت حمایتی بیشتر از گروه مراقبت معمول بود (به ترتیب P=0.023 و P=0.017).نتیجه گیری: مراقبت حمایتی ماما تاثیر مثبتی بر شیردهی دارد؛ بنابراین پیشنهاد می شود مراقبت حمایتی به عنوان راهکاری به منظور تقویت تغذیه انحصاری با شیر مادر و حفظ سلامت شیرخوار به کار گرفته شود.

آمار یکساله:  

بازدید 148

دانلود 51 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1389
  • دوره: 

    17
  • شماره: 

    2 (پیاپی 43)
  • صفحه شروع: 

    87
  • صفحه پایان: 

    97
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    163
  • دانلود: 

    44
چکیده: 

زمینه و هدف: مراقبت از بیمار مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس (ام.اس) تنش زیادی برای مراقب و خانواده ایجاد می کند. اجرای یک برنامه توانمندسازی به خودکنترلی و اتخاذ رفتارهای پیشگیرانه منجر می شود. پژوهش حاضر با هدف تعیین تاثیر الگوی توانمندسازی خانواده- محور بر دانش، نگرش و عملکرد مراقبین مبتلایان به ام.اس انجام شد.روش تحقیق: این مطالعه با طراحی کارآزمایی بالینی بر روی 70 مراقب بیمار مبتلا به ام.اس در دو گروه آزمون و شاهد انجام شد. برنامه توانمندسازی خانواده - محور در طول سه ماه اجرا و پرسشنامه های دانش، نگرش و عملکرد پس از تکمیل، جمع آوری و داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS (ویرایش 11.5) و آزمون های آماری استنباطی در سطح معنی داری P<0.05 تجزیه و تحلیل شدند.یافته ها: بر اساس آزمون تی مستقل، بین میانگین نمرات دانش، نگرش و عملکرد گروه آزمون و شاهد قبل از مداخله اختلاف معنی داری وجود نداشت (P>0.05). این مقایسه بعد از اجرای مداخله سه ماهه، معنیدار بود (P=0.001). همچنین میانگین نمرات دانش، نگرش و عملکرد مراقبین گروه آزمون سه ماه بعد از مداخله، به صورت معنی داری افزایش یافت (p=0.001)؛ در حالی که در گروه شاهد اختلاف معنی داری وجود نداشت (p>0.05).نتیجه گیری: توانمندسازی مراقبین بیماران مبتلا به ام.اس، منجر به افزایش آگاهی، درک و مهارت شده، ایشان را در امر مراقبت کارآمد یاری داده و منجر به بهبود ایفای نقش می شود. طراحی و اجرای برنامه های موثر و ایمن برای مراقبین بیماران مزمن توصیه می گردد.

آمار یکساله:  

بازدید 163

دانلود 44 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1389
  • دوره: 

    17
  • شماره: 

    2 (پیاپی 43)
  • صفحه شروع: 

    98
  • صفحه پایان: 

    106
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    104
  • دانلود: 

    17
چکیده: 

زمینه و هدف: دریافت انرژی مازاد و چاقی متعاقب آن، باعث افزایش بروز بیماری های مزمن و کاهش امید به زندگی می شود. محدودیت انرژی، با در نظر گرفتن دریافت کافی مواد مغذی، خطر بروز بیماری های مزمن در حال پیشرفت را کم می کند. این مطالعه با هدف ارزیابی تاثیر محدودیت دریافت انرژی بر روی تغییرات نشانگرهای التهاب و طول عمر موش های صحرایی انجام شد.روش تحقیق: در این مطالعه تجربی، 50 موش صحرایی نر از نژاد ویستار به صورت تصادفی به دو گروه شاهد (رژیم با دسترسی آزاد) و محدودیت انرژی (%40 محدودیت نسبت به انرژی پایه مورد نیاز) تقسیم شدند. وزن، شاخص توده بدن (BMI)، دمای بدن و سطوح سرمی گلوکز، انسولین، لپتین، عامل نکروز تومور- آلفا (TNF-a) و اینترلوکین 6 (IL-6) در پایان مطالعه اندازه گیری شدند. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS ویرایش 11.5 و آزمون تی مستقل در سطح معنی داری P<0.05 تجزیه و تحلیل شدند.یافته ها: محدودیت انرژی باعث کاهش معنی داری در وزن (p=0.001)، (P=0.001) BMI، دمای بدن (p=0.001) و همچنین سطوح سرمی گلوکز (p=0.035)، انسولین (P=0.021)، (P=0.045) IL-6 و لپتین (P=0.001) شد، اما سطح TNF-a تغییر معنی داری نکرد (p=0.3).نتیجه گیری: کاهش سطح انسولین و دمای بدن، به عنوان دو نشانگر طول عمر، تحت اثر محدودیت انرژی می تواند علامت کاهش میزان متابولیسم باشد؛ همچنین کاهش نشانگر التهابی IL-6 نشان دهنده این مطلب است که محدودیت انرژی می تواند فرایندهای التهابی را که عامل خطر عمده برای بسیاری از بیماری های مزمن است، کاهش دهد.

آمار یکساله:  

بازدید 104

دانلود 17 استناد 0 مرجع 0