نتایج جستجو

2558

نتیجه یافت شد

مرتبط ترین ها

اعمال فیلتر

به روزترین ها

اعمال فیلتر

پربازدید ترین ها

اعمال فیلتر

پر دانلودترین‌ها

اعمال فیلتر

پر استنادترین‌ها

اعمال فیلتر

تعداد صفحات

27

انتقال به صفحه

آرشیو

سال

دوره(شماره)

مشاهده شمارگان

مرکز اطلاعات علمی SID1
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
نویسنده: 

اولاد علی | ذبحی حمید

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1385
  • دوره: 

    16
  • شماره: 

    56
  • صفحه شروع: 

    1
  • صفحه پایان: 

    8
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    308
  • دانلود: 

    97
چکیده: 

سابقه و هدف: در بسیاری از موارد، احساس ناراحتی در قفسه سینه مربوط به بیماری های قلبی نبوده و منشا دیگری دارد؛ به نحوی که درد به صورت ارجاعی از ارگان های دیگر باعث دردهای قفسه سینه می شود. گزارش هایی وجود دارند که افزایش جذب رادیو دارو در دیواره معده را نشانه ای از بیماری های معده ای می دانند. ازآن جا که تشخیص منشا درد (قلبی یا غیرقلبی) در برنامه ریزی درمانی بیماران به شدت موثر است، در این تحقیق سعی شده است با مطالعه بر روی برش نگاری خون رسانی (Perfusion scan) میوکارد بیماران، ارتباط بین جذب رادیو دارو در دیواره معده و علایم سوء هاضمه مشخص گردد تا شاید بتوان راهی برای تعیین و افتراق منشا قلبی و غیر قلبی دردهای قفسه سینه یافت.مواد و روش ها: جمعیت مورد مطالعه، کلیه افرادی بودند که با علایم درد یا احساس سوزش پشت جناغ به متخصص قلب و عروق مراجعه کرده و جهت بررسی اولیه از نظر بیماری عروق کرونر برای انجام برش نگاری خون رسانی میوکارد به بخش پزشکی هسته ای بیمارستان شریعتی ارجاع داده می شدند. از تمام این بیماران کلیه اطلاعات مربوط به علایم سوء هاضمه، سابقه اندوسکوپی یا جراحی، مصرف داروهای گوارشی و سابقه بیماری های زمینه ای ثبت می گردید. بعد از تکمیل اطلاعات، برای همه بیماران تحت مطالعه، بررسی خون رسانی میوکارد با استفاده از 99mTc-MIBI ، به روش برش نگاری رایانه ای با انتشار فوتون ساده (SPECT) و در پروتکل یک روزه انجام می شد. تصاویر برش نگاری معده توسط سه نفر متخصص پزشکی هسته ای مورد بررسی قرار می گرفت و از نظر میانگین جذب رادیو دارو بیماران به دوگروه A وB  تقسیم می شدند. گروه A گروهی بودند که میانگین جذب دیواره معده بالا داشتند (برابر یا بیش از فعالیت دیواره های طبیعی قلب) و گروه B گروهی بودند که میانگین جذب رادیودارو در دیواره معده کم تر از فعالیت قلب بود.یافته ها: 1120 بیمار در این مطالعه وارد شدند. الگوی افزایش جذب رادیو دارو در دیواره معده در20 بیمار از1120 نفر (1.78 درصد) دیده شد. به ترتیب 80 و 19.3 درصد از بیماران گروه های A و B حداقل یکی ازعلایم هشتگانه سوء هاضمه را نشان دادند (P<0.001). علایم سوء هاضمه درگروه A به گروه های زیر تقسیم می شوند: مشابه زخم (Ulcer-like) در 37.5 درصد موارد، مشابه اختلال تحرک (Dysmotility-like) در 43.75 درصد موارد و مشابه برگشت غذا از معده به مری (GERD-like) در 18.75 درصد موارد. از نظر طبقه بندی نوع سوء هاضمه تفاوت معنی داری بین دو گروه مشاهده نشد (P=0.4). هر 8 علامت مختلف سوء هاضمه به طور کاملا معنی داری درگروه A بیش تر از گروه B بود.استنتاج: بر اساس نتایج این مطالعه و این که این یافته ممکن است در روند تصمیم گیری تشخیصی و درمانی بیماران موثر باشد، توصیه می گردد که تصاویر سینماتیک برش نگاری خون رسانی قلب از لحاظ هرگونه جذب غیرطبیعی احشایی مورد توجه قرار گیرد و در صورت مواجهه با چنین یافته ای این امر در گزارش برش نگاری بیمار لحاظ گردد.

آمار یکساله:  

بازدید 308

دانلود 97 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1385
  • دوره: 

    16
  • شماره: 

    56
  • صفحه شروع: 

    101
  • صفحه پایان: 

    107
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    169
  • دانلود: 

    86
چکیده: 

سابقه و هدف: فرمالدهید ماده ای شیمیایی است که مصرف گسترده ای در تثبیت بافت ها و نیز اجساد دارد. فرمالدهید در هنگام تشریح جسد تبخیر و در فضای سالن تشریح منتشر می گردد. مشاهدات نشان داده است که این گاز می تواند سبب بروز علایم بالینی نظیر سوزش چشم، گلو و بینی، ریزش اشک و خارش به دلیل تحریکات مخاطی گردد. این مطالعه به منظور تعیین تغییرات آسیب شناسی بافت کلیه موش های صحرایی (Rat) که به مدت 18 هفته در معرض بخار فرمالدهید قرار گرفتند ، طراحی شد.مواد و روش ها: این مطالعه بر روی 28 سر موش صحرایی نر از نژاد Albino Wistar با سن 8-6 هفته انجام شد. این حیوانات به طور تصادفی (براساس زمان مواجهه) و به طور کاملا مساوی به سه گروه آزمایشی شامل گروه E1 (4 روز در هفته روزی 4 ساعت) ، گروه E2 (4 روز در هفته روزی 2 ساعت) و گروه E3 (2 روز در هفته روزی 2 ساعت) و یک گروه شاهد C (بدون مواجهه) تقسیم شدند.  موش های گروه های مورد به مدت 18 هفته در معرض 1 تا ppm 1.9 بخار فرمالدهید قرار گرفتند. در پایان 18 هفته، تمام موش های گروه های مورد و شاهد تحت بی هوشی کشته شدند. از نمونه های بافت کلیه پس از تثبیت و قالب گیری، مقاطع بافتی به ضخامت 5mm تهیه گردید. تمام مقاطع با ائوزین و هماتوکسیلین (H&E) رنگ آمیزی و با ذره بین نوری بررسی شدند.یافته ها: تمام لام های گروه های E3,E2,E1 تغییرات زیر به طور مشترک دیده شد: درگلومرول ها فقط مختصری احتقان دیده شد که اختصاصی نمی باشد. در توبول های گروه های E2 , E1 و E3 ، تغییرات انحطاطی (Degenerative) به صورت احتقان کانونی و انحطاط حفره ای سلول های لوله ای مشاهده شد. در بافت بینابینی تغییرات حاکی ازفیبروز و ارتشاح سلول های التهابی دیده نشد. در عروق کلیوی احتقان خفیف غیر اختصاصی مشاهده گردید. همچنین در رنگ پذیری هستک وسیتوپلاسم هیچگونه ناهنجاری دیده نشد. درگروه شاهد هیچگونه تغییرات آسیب شناسی بافتی مشاهده نگردید.استنتاج: مواجهه با غلظت 1 تا ppm 1.9 از بخار فرمالدهید موجب تغییرات خفیف و غیر اختصاصی به شکل احتقان گلومرولی و عروقی و نیز انحطاط حفره ای خفیف در سلول های لوله ای و نیز خونریزی پارانشیمال (انترستیسیل) می شود.

آمار یکساله:  

بازدید 169

دانلود 86 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1385
  • دوره: 

    16
  • شماره: 

    56
  • صفحه شروع: 

    108
  • صفحه پایان: 

    114
تعامل: 
  • استنادات: 

    1
  • بازدید: 

    243
  • دانلود: 

    108
چکیده: 

سابقه و هدف: باتوجه به اهمیت تغذیه صحیح و مناسب در دوران مختلف زندگی، به خصوص در دختران نوجوان که نقش موثری در سلامت نسل آینده جامعه ایفا می کنند، هدف از این مطالعه بررسی بسامد مصرف مواد غذایی و وضعیت دریافت وعده های غذایی در میان دختران نوجوان می باشد.مواد و روش ها: تعداد 240 دختر نوجوان 14 تا 18 ساله با روش نمونه گیری تصادفی از دبیرستان ها و پیش دانشگاهی های شهرساری انتخاب گردید. پرسشنامه بسامد مصرف خورال توسط نمونه ها تکمیل گردید. هم چنین مصرف و عدم مصرف وعده ها و میان وعده های غذایی دانش آموزان بررسی شد. جهت مطالعه آماری از نرم افزار SPSS و جهت رسم نمودارها از نرم افزار Exell استفاده شد.یافته ها: یافته های این مطالعه نشان داد که بیشترین میزان مصرف مواد غذایی در بین گروه گوشت و جانشین های آن به تخم مرغ، در گروه شیر و لبنیات به ماست، در گروه غلات و سیب زمینی به برنج، در گروه سبزی ها به گوجه فرنگی و پیاز، در گروه میوه ها به مرکبات و در گروه تنقلات به شکلات و چیپس اختصاص داده شده بود. هم چنین کمترین وعده غذایی اصلی و میان وعده مصرف شده به ترتیب صبحانه و میان وعده قبل از خواب بود.استنتاج: با کمک نتایج این بررسی و مطالعات تکمیلی انجام شده دیگر بر روی این گروه سنی، می توان الگوی غذایی مناسبی را جهت برنامه ریزی های منطقه ای و یا کشوری طراحی نمود و سپس با برنامه های آموزشی آگاهی دختران نوجوان را نسبت به نیازهای تغذیه ای آنان افزایش داد تا در نهایت تبدیل به رفتارهای غذایی مناسب شود.

آمار یکساله:  

بازدید 243

دانلود 108 استناد 1 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1385
  • دوره: 

    16
  • شماره: 

    56
  • صفحه شروع: 

    115
  • صفحه پایان: 

    125
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    363
  • دانلود: 

    111
چکیده: 

سابقه و هدف: فارماکوویژیلانس علمی است که به شناسایی، گزارش دهی، ارزیابی و پیشگیری از عوارض جانبی داروها پس از ورود به بازار پرداخته، اساس آن راگزارش داوطلبانه عوارض مشاهده شده توسط کادر درمانی ازطریق تکمیل کارت های زرد رنگ تشکیل می دهد. به دلیل پایین بودن میزان گزارش دهی در استان مازندران، این مطالعه به منظور بررسی دانش، نگرش و عملکرد داروسازان و پرستاران استان در خصوص گزارش دهی عوارض جانبی داروها انجام شده است.مواد و روش ها: این مطالعه توصیفی روی 286 نفر شامل 67 داروساز و 219پرستار که به صورت تصادفی از شهرهای مختلف استان انتخاب شده بودند، انجام شده است. ابزار سنجش، پرسشنامه استاندارد گروه تحقیقاتی فارماکوویژیلانس در اروپا بوده است. در حیطه دانش، تعریف فارماکوویژیلانس، آگاهی از معیارهای گزارش دهی و تعریف واژه های مربوط به تکرر بروز عارضه مطرح شد. در حیطه نگرش، واکنش افراد در زمینه گزارش یا عدم گزارش چند مـورد عارضـه جانبـی بیان شده در پرسشنامـه و مهم ترین دلایل عدم گزارش دهـی عوارض مشکوک، و در حیـطه عملکرد تعداد و محل ارسال گزارش ها مورد بررسی قرار گرفت. داده ها توسط نرم افزار SPSS و با آزمون های independent sample t-test برای مقایسه متغیرهای کمی و مربع کای و Kendall’s tau-b به ترتیب برای متغیرهای کیفی اسمی و رتبه ای مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند و P< 0.05 به عنوان اختلاف آماری معنی دار درنظر گرفته شد.یافته ها: دانش کافی در هیچیک از دو حرفه بررسی شده وجود نداشته است. علی رغم آن که بیش از 80 درصد شرکت کنندگان سابقه مواجهه با عارضه جانبی را بیان داشته اند، میانگین گزارش های ارسالی هر دو گروه شغلی بسیار پایین بوده و به ترتیب، 0.72 ± 2.8 و 0.17 ± 0.67 برای داروسازان و پرستاران بوده است (P<0.01). پرستاران بیشترعوارض دارویی را به پزشکان، ایستگاه پرستاری و داروسازان بیمارستان ها گزارش نمودند و با احتساب این نوع گزارش ها، گزارش دهی بیش تری از داروسازان داشته اند (P<0.001). مهم ترین دلایل عدم گزارش دهی عوارض مشکوک شامل عدم اطمینان از دخالت دارو در بروز عارضه، عدم اطلاع از مرکز ملی، شناخته شده بودن عارضه و جدی نبودن عوارض بوده است.استنتاج: با توجه به این که سیستم گزارش دهی عوارض جانبی داروها برای بسیاری از افرادی که در حوزه سلامت جامعه فعالیت دارند شناخته شده نمی باشد، اقداماتی نظیر برگزاری کارگاه های آموزشی در بیمارستان های استان با تاکید بر اهداف فارماکوویژیلانس، نحوه تکمیل کارت زرد و مواردی که ضرورتا باید گزارش شوند و نیز گنجاندن مبحث فارماکوویژیلانس در سرفصل دروس دانشجویان رشته های مختلف جهت بهبود وضعیت موجود، الزامی است.

آمار یکساله:  

بازدید 363

دانلود 111 استناد 0 مرجع 1
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1385
  • دوره: 

    16
  • شماره: 

    56
  • صفحه شروع: 

    126
  • صفحه پایان: 

    135
تعامل: 
  • استنادات: 

    3
  • بازدید: 

    374
  • دانلود: 

    125
چکیده: 

سابقه و هدف: ارزشیابی از مهم ترین پایه های ارتقا کیفیت آموزش می باشد. ارزشیابی استادان به روش های گوناگون شامل ارزشیابی توسط دانشجویان، (معمول ترین روش)، همکاران و مدیران گروه ها، بررسی پرونده آموزش و … انجام می گردد. در این راستا شناخت دقیق دیدگاه استادان و دانشجویان به عنوان ارزشیابی شوندگان و ارزشیابی کنندگان از اهمیت ویژه ای برخوردار است. از این رو در این مطالعه دیدگاه استادان و دانشجویان دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی مازندران در مورد ارزشیابی توسط دانشجویان در سال 1384 مورد بررسی قرار گرفت.مواد و روش ها: مطالعه از نوع توصیفی و مقطعی بوده و جامعه مورد مطالعه استادان و دانشجویان دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی مازندران بوده اند و روش نمونه گیری به شیوه سرشماری بود. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه ای مشتمل بر سوالاتی درمورد متغیرهای زمینه ای و آموزشی و دیدگاه استادان و دانشجویان در مورد نحوه انجام ارزشیابی (زمان، نحوه توزیع برگه ها، توضیحات کارشناسان) ویژگی های عملکردی دانشجویان در ارزشیابی (آگاهی، صداقت و اغراض شخصی) و ابزار ارزشیابی (پرسشنامه ها و رئوس) بود. روایی پرسشنامه با روش مشاوره با صاحبنـظران و پایایی با آزمون مجدد (r=0.85) تایید شد و پس از جمع آوری اطلاعات آنالیز در نرم افزار SPSS11 و به کمک آمار توصیفی، آزمون های t و مربع کای و همبستگی اسپیرمن انجام شد.یافته ها: در مجموع 345 نفر (95 نفر استاد و 250 دانشجو) در مطالعه شرکت کردند. میانگین سن استادان : 42.77 ± 7.22 سال و دانشجویان 24.98 ± 2 سال بود. 82.1 درصد استادان و 39.3 دانشجویان مرد بودند. نحوه انجام ارزشیابی (زمان، نحوه توزیع برگه ها و توضیحات کارشناسان) از نظر اغلب استادان و دانشجویان مناسب بود. در مورد آگاهی وصداقت دانشجویان در تکمیل پرسشنامه، درصد قابل توجهی از استادان (40-20 درصد) نسبت به آن نگرش منفی داشتند و بیش از نیمی از استادان به کل فرایند ارزشیابی نگرش منفی داشتند. در مورد رئوس پرسشنامه های نظری، عملی و بالینی در حالی که دانشجویان بر جنبه های معلم بودن، ارتباط استاد با دانشجو و انتقال مفاهیم تاکید داشتند، این موارد از نظر استادان اهمیت کم تری داشت.استنتاج: از نظر اغلب استادان و دانشجویان نحوه انجام ارزشیابی مناسب است، اما نگرش منفی قابل توجهی در استادان نسبت به آگاهی و صداقت دانشجویان در تکمیل پرسشنامه وجود دارد. الویت های ارزشیابی از نظرات استادان و دانشجویان متفاوت است. به نظر می رسد طراحی و انجام اقداماتی جهت بهبود نگرش استادان درمورد ارزشیابی آنان توسط دانشجویان و نزدیک تر نمودن دیدگاه های این دو گروه ضروری می باشد.

آمار یکساله:  

بازدید 374

دانلود 125 استناد 3 مرجع 11
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1385
  • دوره: 

    16
  • شماره: 

    56
  • صفحه شروع: 

    136
  • صفحه پایان: 

    142
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    111
  • دانلود: 

    81
چکیده: 

بیماری موکوپلی ساکاریدوز (Mucopolysaccharidosis) از نوع Maroteaux-Lamy جزو دسته ای از بیماری های متابولیک می باشد که به علت کمبود یک نوع آنزیم لیزوزومال به نام: N- استیل- گالاکتوزامین- آلفا- 4- سولفات سولفاتاز (آریل سولفاتاز (B N-acetyl- galactosamine-a-4-Sulfate Sulfatase (arylsulfatase B) ایجاد می شود. این کمبود باعث تجمع متابولیت های غیر طبیعی در نسوج مختلف بدن شده و علایم بالینی شدیدی را موجب می شود که مهم ترین آن ها عبارتند از : صورت خشن (Coarse)- کدورت عدسی- اختلالات شدید استخوانی- سفتی مفاصل بزرگ (Stiff joints)- ضخامت دریچه های قلب و نارسایی قلبی.شیوع بیماری 1 به 25000 تا 1 به 50000 می باشد. در این مقاله یک مورد از این بیماری که به علت تنگی نفس- تجمع غیرعادی مایع در صفاق و ورم اندام تحتانی بستری شده، معرفی می گردد، سونوگرافی شکم، تجمع مایع در صفاق، کبد بزرگ و اتساع وریدهای کبدی را نشان داد. در پرتونگاری لگن و ستون فقرات ناهنجاری های استخوانی شدیدی گزارش شد. در آزمایش ادرار بالابودن درماتان سولفات (Dermatan sulfate) و در آزمایش خون محیطی وجود ذرات (Inclusions) غیر طبیعی در نوتروفیل های خون محیطی گزارش گردید. مجموعه علایم بالینی و پاراکلینیکی فوق تشخیص بیماری موکوپلی ساکاریدوز از نوع Maroteaux-Lamy را مشخص نمود.

آمار یکساله:  

بازدید 111

دانلود 81 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1385
  • دوره: 

    16
  • شماره: 

    56
  • صفحه شروع: 

    143
  • صفحه پایان: 

    148
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    396
  • دانلود: 

    106
چکیده: 

این مقاله، گزارش یک مورد نادر از سروز سیست آدنومای پارااوارین در یک دختر خانم 19 ساله می باشد که به دلیل بزرگی شکم مراجعه کرده بود. در معاینه بیمار توده ای با قوام کیستیک تمام شکم را پر کرده بود. سونوگرافی و سی تی اسکن وجود یک کیست بسیار بزرگ را گزارش کرد. تشخیص اولیه با توجه به بزرگی آن، موسینوس سیست آدنومای تخمدان و جراحی نشان دهنده منشا اکسترااوارین آن بود. این تومورها می توانند مزوتلیالی باشند و یا از مجاری مزونفریک و یا پارامزونفریک منشا بگیرند. پارگی، تورشن، درد، بزرگی شکم و بدخیمی ازعوارض این کیست ها می باشد.

آمار یکساله:  

بازدید 396

دانلود 106 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1385
  • دوره: 

    16
  • شماره: 

    56
  • صفحه شروع: 

    149
  • صفحه پایان: 

    154
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    226
  • دانلود: 

    88
چکیده: 

پمفیگوس اریتماتو یک بیماری اتوایمیون تاولی است که به صورت ترکیبی از دو بیماری پمفیگوس فولیاسه و لوپوس اریتماتو بروز می کند.در این مطالعه خانم 60 ساله ای معرفی می شود که با شکایت ضایعه پوستی به صورت پلاک قرمز مترشح و پوسته ریزی دهنده همراه با سوزش و خارش بر گونه راست مراجعه کرد. از بیمار یک بار نمونه برداری به عمل آمد که با تشخیص لوپوس اریتماتو دیسکوئید تحت درمان با استروئید موضعی قرار گرفت. اما بهبودی حاصل نشد. کلیه آزمایش ها به عمل آمده اعم از Anti DNA, ESR, RF, CRP,CH50, C3,C4, ANA طبیعی بود. نمونه برداری مجدد از بیمار به عمل آمد که تشخیص پمفیگوس اریتماتو مطرح گردید که با انجام ایمونو فلورسانس مستقیم تایید گردید. پس از آن بیمار تحت درمان با پردنیزولون خوراکی به میزان 80mg/day قرار گرفت و بهبودی قابل ملاحظه ای طی سه ماه حاصل شد.

آمار یکساله:  

بازدید 226

دانلود 88 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1385
  • دوره: 

    16
  • شماره: 

    56
  • صفحه شروع: 

    155
  • صفحه پایان: 

    160
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    187
  • دانلود: 

    93
چکیده: 

سندرم ازدیاد Hyper-IgE Syndrome) IgE) یا Job`s Syndrom یک نقص ایمنی اولیه نادر با عفونت های مکرر مخصوصا عفونت های استافیلوککی، چهره خشن، ناهنجاری های اسکلتی و افزایش قابل ملاحظه سطح سرمی IgE (بالای 2000iu/ml ) می باشد. بیمارآقای 16 ساله ای می باشد که به علت سرفه، تنگی نفس، اگزما و پنوماتوسل با سابقه عفونت های پوستی از 1 ماهگی مراجعه کرده و در بررسی های انجام شده سطح IgE سرم بالا بوده که با تشخیص سندرم ازدیاد IgE اکنون تحت درمان می باشد.

آمار یکساله:  

بازدید 187

دانلود 93 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1385
  • دوره: 

    16
  • شماره: 

    56
  • صفحه شروع: 

    16
  • صفحه پایان: 

    20
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    408
  • دانلود: 

    80
چکیده: 

سابقه و هدف: سرطان پستان شایع ترین سرطان در جنس مونث می باشد. 7 تا 11 درصد زنان در طول عمر خود و سالیانه یک میلیون نفر در کل دنیا به آن مبتلا می شوند. علی رغم پیشرفت هایی که در روش های تشخیص موارد متاستاتیک بدخیمی ها صورت گرفته است، هنوز محدودیت های فراوانی در این زمینه وجود دارد. به همین علت امروزه توجه خاصی به استفاده از روش های حساس، سریع و ارزان شده است که یکی از آن ها استفاده از نشانگرهای تومور (Tumor Markers) می باشد. در این مطالعه حساسیت و ویژگی سطح خونی دو نشانگر تومور CEA و CA15-3 در تومورهای پستان با متاستاز به غدد لنفاوی زیر بغلی مورد بررسی قرار گرفت.مواد و روش ها: مطالعه روی 150 بیمار مبتلا به سرطان پستان بستری در بیمارستان امام خمینی (ره) و شفای ساری در سال 84-1383 انجام شده است. از هر بیمار قبل از نمونه برداری، خون گرفته شد و سرم آن جدا و با استفاده از کیت CANAg و روش ELISA ، میزان CEA,CA15-3 اندازه گیری شد. سپس نمونه پستان برداشته شده به روش پیشرفته تغییر شکل یافته (Modified Radical Mastectomy) و غدد لنفاوی زیر بغل مورد بررسی میکروسکوپیک قرار گرفت و اطلاعات به دست آمده توسط نرم افزار آماری SPSS11 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و حساسیت، ویژگی و کارآیی متغیرها تعیین گردید.یافته ها: مطالعه روی 150 بیمار مونث با محدوده سنی 75-32 سال (متوسط سنی 51.6 سال) انجام شد. بیماران به 2 گروه کلی تقسیم شدند. گروه یک: (89 نفر) مبتلا به بدخیمی پستان با درگیری غدد لنفاوی زیر بغل-  گروه دو: (61 نفر) مبتلا به بدخیمی پستان بدون درگیری غدد لنفاوی زیر بغل.میزان دو نشانگر تومور CEA,CA15-3 بین دو گروه یک و دو اختلاف آماری نشان داد. CA15-3 در آستانه تشخیصی35U/ml بالاترین کارآیی (82 درصد) را نشان داده و حساسیت 78 و ویژگی 88 درصد داشت. CEA در آستانه تشخیصی 5.2ng/ml بالاترین کارآیی (62.6 درصد) را نشان داده و حساسیت 48 و ویژگی 83 درصد داشت.استنتاج: نتایج مطالعه صورت گرفته حاکی از آن است که از نشانگر تومور CA15-3 می توان در شناسایی موارد وجود و یا عدم متاستاز به غدد لنفاوی زیر بغلی در بدخیمی های پستان استفاده نمود  ولی CEA حساسیت مناسبی دراین زمینه ندارد.

آمار یکساله:  

بازدید 408

دانلود 80 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1385
  • دوره: 

    16
  • شماره: 

    56
  • صفحه شروع: 

    21
  • صفحه پایان: 

    28
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    142
  • دانلود: 

    79
چکیده: 

سابقه و هدف: بروسلوزیس یا تب مالت یکی از بیماری های عفونی خطرناک در سراسر جهان می باشد که به لحاظ قابلیت انتقال بین انسان و دام از اهمیت بسزایی برخوردار است. ایجاد شکل های متعدد (Polymorphism) در ژن های گیرنده (FCγRIIA) FC علاوه بر آن که موجب افزایش غیریکنواختی در این گیرنده ها می گردد، مولکول هایی را پدید ابتدا می آورد که عملکرد آنها با مولکول های اصلی متفاوت خواهد بود و لذا افراد دارای آن شکل اللیک خاص، استعداد بیش تری به برخی بیماری ها پیدا می نمایند. هدف از این تحقیق، بررسی ارتباط شکل های متعدد ژنی FRγRII A (CD32) در بیماران مبتلا به بروسلوز می باشد و این که آیا بین روند بیماری با بروز شکل های متعدد FCγRIIA ارتباطی وجود دارد.مواد و روش ها : این مطالعه بر روی67 بیمار (43 نفر مرد و24نفر زن) مبتلا به بروسلوز با میانگین سنی 43.31 ± 17.84 انجام شد. از این بیماران، 54 نفر مبتلا به بروسلوزیس حاد براساس دوره بیماری، علایم بالینی و یافته های آزمایشگاهی بودند. 67 نفر (34 نفر مرد و 33 نفر زن) داوطلب سالم که از نظر سنی، جنس و شرایط جغرافیایی مشابه بیماران بودند، به عنوان شاهد انتخاب شدند. شکل های متعدد FCγRIIA ، با استفاده از پرایمرهای (Primers) اختصاصی آلل و به کمک واکنش پلیمراز زنجیره ای (SSCP-PCR) تعیین گردید.یافته ها: فراوانی ژنوتیپFCγRIIA -R/R131  در بیماران مبتلا به بروسلوز نسبت به افراد سالم افزایش معنی داری داشت (47.8 درصد برابر 28.4 درصد). به عبارت دیگر این ژنوتیپ ارتباط قابل توجهی با بیماری بروسلوز دارد (OR=2.1 و با 95 درصد دامنه اطمینان p=0.039, 1.3-2.4=). در حالی که فراوانی آلل موتان R131 اختلاف معنی داری بین بیماران مبتلا به بروسلوز و افراد سالم نداشت (P=0.2). همچنین گرچه فراوانی ژنوتیپ FCγRIIA- R/R131 در بیماران مبتلا به بروسلوز مزمن بیش تر از بیماران مبتلا به بروسلوز حاد بود، این تفاوت از نظر آماری معنی دار نشد (53.8 درصد در برابر 46.3 درصد، P=0.65). با این حال، ارتباط معنی دار بین ژنوتیپ FCγRIIA- R/R131 و شدت بیماری بروسلوز مشاهده نشد (p=0.65).استنتاج: با توجه به یافته های فوق، غالب بودن ژنوتیپ هموزیگوت FCγRIIA- R/R131 مشاهده شده در بیماران مبتلا به بروسلوز، بر اهمیت این ژنوتیپ به عنوان عامل خطر ژنتیکی در استعداد ابتلا به بیماری بروسلوز تاکید دارد.

آمار یکساله:  

بازدید 142

دانلود 79 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1385
  • دوره: 

    16
  • شماره: 

    56
  • صفحه شروع: 

    29
  • صفحه پایان: 

    36
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    134
  • دانلود: 

    80
چکیده: 

سابقه و هدف: اسپری استنشاقی، اثرات درمانی داروها را در بیماری های مزمن راه های هوایی به حداکثر می رساند و دارای عوارض جانبی کم تری نسبت به سایر روش ها می باشد. با توجه به تعداد زیاد افراد استفاده کننده از اسپری استنشاقی مدرج شده بر اساس مقدار (MDI, Metered Dose Inhaler) و گزارش شیوع بالای کاربرد نامناسب در بیماران و مراقبان بهداشتی (پرستار، پزشکان عمومی و ... )، تحقیق فوق طراحی گردید تا به ارزیابی مهارت بیماران و پرستاران در استفاده از MDI و بررسی تاثیر روش آموزش شفاهی و عملی در زمینه کاربرد MDI در پرستاران بپردازد.مواد و روش ها: در مرحله اول این مطالعه که به صورت مقطعی (Cross-sectional) انجام شده است 110 نفر شامل 55 پرستار و 55 بیمار با روش نمونه گیری غیر تصادفی و هدفدار از بیمارستان های آموزشی- درمانی شهرستان ساری انتخاب شده اند. براساس چک لیستی که بر مبنای 100-0 امتیازبندی شده بود میزان مهارت آن ها بررسی و امتیازدهی گردید. مرحله دوم تحقیق که به صورت کارآزمایی بالینی (Clinical trial) انجام گردید، 55 نفر پرستار که در مرحله اول امتیاز کامل از مهارت کاربرد MDI کسب نکردند به صورت تصادفی در دو گروه آزمون (25 نفر) و شاهد (30 نفر) قرار گرفتند. آموزش شفاهی و عملی کاربرد MDI فقط برای گروه آزمون اجرا گردید و بعد از سه هفته مجددا از پرستاران در هر دو گروه خواسته شد است که آن را به اجرا درآورند. سپس یافته ها با استفاده از نرم افزار آماری (14) SPSS و آزمون های T زوج، مربع کای، پیرسون، آزمون T و همچنین آمار توصیفی مورد تجزیه و تحلیل و تفسیر واقع گردید.یافته ها: میانگین امتیاز مهارت بیماران در کاربرد MDI،  63 ± 37 بوده و با جنس رابطه معنی داری نداشته است (P=0.07 , X2 = 6.96). کم ترین میزان مهارت مربوط به آرام بودن دم (52.7 درصد) و هماهنگی بین انجام دم و خالی کردن اسپری (%52.8) بوده است. صد درصد بیماران و پرستاران حداقل در یکی از مراحل دارای نقص مهارت بودند. میانگین امتیاز مهارت پرستاران در کاربرد MDI، 51 ±  21.2 و کم ترین میزان مهارت مربوط به انجام یک بازدم عمیق و نگه داشتن اسپری در فاصله 2.5-5 سانتی متری دهان (21.8 درصد) بوده است. در مرحله دوم تحقیق اختلاف معنی داری در میانگین مهارت کاربرد MDI بین قبل و بعد از آموزش در گروه آزمون با استفاده از t زوج مشاهده گردید (P=0.0001 , T = -8.19). همچنین بین دو گروه آزمون و شاهد بعد از آموزش در میانگین مهارت کاربرد MDI اختلاف معنی دار وجود داشت (P=0.0001 , T=16.26).استنتاج: نتایج این مطالعه نشان داد میزان کاربرد صحیح اسپری توسط بیماران بهتر از پرستاران بوده است و آموزش شفاهی و عملی استفاده صحیح از MDI می تواند در ارتقا مهارت پرستاران موثر باشد.

آمار یکساله:  

بازدید 134

دانلود 80 استناد 0 مرجع 1
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1385
  • دوره: 

    16
  • شماره: 

    56
  • صفحه شروع: 

    37
  • صفحه پایان: 

    43
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    329
  • دانلود: 

    118
چکیده: 

سابقه و هدف: تجمع غیرعادی مایع درپرده جنب (Plueral Effusion) یک یافته شایع در بسیاری از بیماری های ریوی و خارج ریوی می باشد که آنالیز آن جهت تعیین اگزودا یا ترانسودا بودن، برای تشخیص بیماری ضروری است. دسته بندی رایج معیارهای لایت توسط بعضی از مطالعات مورد تردید قرار گرفته است و میزان کلسترول مایع جنب به جهت ارزانی و سادگی روش اندازه گیری جهت افتراق، پیشنهاد شده و یا به ترکیب آن با دیگر پارامترهای آزمایشگاهی توصیه شده است. تحقیق حاضر در جهت بررسی ارزش تشخیصی کلسترول مایع جنب برای افتراق ترانسودا از اگزودا می باشد. مواد و روش ها: مطالعه برروی 70 بیمار دارای پلورال افیوژن با علت بالینی مشخص در بیمارستان امام خمینی انجام گردید. نمونه مایع جنب و سرم همزمان از نظرکلسترول، LDH و پروتئین اندازه گیری شد و کلسترول مایع جنب و نسبت آن به کلسترول سرم، LDH مایع جنب و نسبت آن به LDH سرم، نسبت پروتئین مایع جنب به سرم و ترکیب LDH و کلسترول مایع جنب مورد ارزیابی قرار گرفت و سپس نتایج با معیارهای لایت از نظر جداسازی ترانسودا و اگزودا مقایسه گردید.یافته ها: حساسیت، ویژگی و دقت اندازه گیری کلسترول مایع جنب برای افتراق ترانسودا از اگزودا به ترتیب 85 ، 100 و 90 درصد به دست آمد.حساسیت، ویژگی و دقت برای نسبت کلسترول مایع جنب به کلسترول سرم به ترتیب 87 ، 95 و 90 درصد به دست آمد، در حالی که برای معیارهای لایت، حساسیت 97 ، ویژگی 79 و دقت 91 درصد بود. برای ترکیب کلسترول مایع جنب با نسبت کلسترول مایع جنب به سرم، حساسیت 87 ، ویژگی 100 و دقت 91 درصد می باشد ولی پس از ترکیب کلسترول مایع جنب با LDH مایع جنب، حساسیت 97 ، ویژگی 83 و دقت 92 درصد بود.استنتاج: کلسترول مایع جنب جهت افتراق ترانسودا از اگزودا به اندازه معیارهای لایت مفید بوده ولی بالاتر نمی باشد و ترکیب آن با LDH مایع جنب می تواند اندکی ویژگی و دقت افتراقی را بهبود بخشد. مزیت اندازه گیری کلسترول، سادگی و ارزانی آن می باشد که می تواند همراه با آزمون های متداول تشخیصی مایع جنب انجام شود.

آمار یکساله:  

بازدید 329

دانلود 118 استناد 0 مرجع 1
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1385
  • دوره: 

    16
  • شماره: 

    56
  • صفحه شروع: 

    44
  • صفحه پایان: 

    52
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    214
  • دانلود: 

    90
چکیده: 

سابقه و هدف: بیماری عروق کرونر یکی از علل عمده مرگ و میر و از کارافتادگی جوامع بشری است. بنابراین بررسی عواملی که در ایجاد این بیماری نقش دارد از راه کارهای مهم می باشد. امروزه توجه به نشانگرهای التهابی به عنوان یکی از راه کارهای شناسایی عوامل خطر مورد توجه قرار گرفته است. در این مطالعه نیز رابطه نشانگرهای التهابی با شدت درگیری عروق کرونر بررسی می شود.مواد و روش ها: مطالعه از نوع تحلیلی مقطعی (cross sectional-analytical) می باشد و 200 بیمار که جهت آنژیوگرافی، (84-1383) به مرکز قلب مازندران مراجعه کرده بودند به صورت تدریجی وارد مطالعه شدند. شدت درگیری عروق کرونر با استفاده از آنژیوگرافی بر اساس تعداد رگ درگیر و شدت تنگی، تعیین شد و بیماران بر اساس آن در دو گروه پر خطر و کم خطر قرار گرفتند. افراد پر خطر بیمارانی بودند که تعداد عروق کرونر گرفتار بیش از یک عدد و شدت تنگی عروق کرونر بیش از 50 درصد و افراد کم خطر تعداد عروق کرونر گرفتار یک رگ و شدت تنگی کمتر از 50 درصد بود. جهت بررسی نشانگرهای التهابی، نمونه خون وریدی بیماران برای بررسی مقدار WBC، ESR و CRP و بلاکت گرفته شد. داده ها با نرم افزار SPSS11 و آزمون کای دو تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که 157 نمونه (78.5 درصد) مذکر و 94 نفر (47 درصد) درگروه پرخطر و 106 نفر (53 درصد) در گروه کم خطر قرار گرفتند. رابطه معنا داری بین جنس، شغل، شاخص توده بدن، وضعیت تحصیلات، طول مدت بیماری قلبی، دیس لیپیدمی، سیگار کشیدن، شماره WBC، ESR با شدت بیماری عروق کرونر (گروه پرخطر و کم خطر) وجود نداشت اما گروه پرخطر به طورمعنا داری بیشتر از گروه کم خطر، سابقه بستری به علت بیماری قلبی عروقی داشت (P=0.024) و میزان CRP آنان نیز به طورمعنا داری بیشتر از گروه کم خطر بود (P=0.047). هم چنین رابطه معنی دار بین درگیری LAD و سابقه دیابت مشاهده شد (P=0.002).استنتاج: در میان نشانگرهای التهابی فقط CRP با شدت درگیری عروق کرونر ارتباط داشت. مطالعات بعدی جهت بررسی علت و معلولی و یا اقدامات مداخله ای جهت کنترل آن ضروری به نظر می رسد.

آمار یکساله:  

بازدید 214

دانلود 90 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1385
  • دوره: 

    16
  • شماره: 

    56
  • صفحه شروع: 

    53
  • صفحه پایان: 

    59
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    164
  • دانلود: 

    82
چکیده: 

سابقه و هدف : نظر به تاثیر موثر و مثبت کتامین بر درد در مطالعات قبلی و با توجه به اینکه گلودرد و درد بعد از بلع در عمل جراحی تونسیلکتومی شایع است، در این مطالعه اثر دوز کم کتامین بر گلو درد بعد از جراحی تانسیلکتومی اطفال بررسی می شود.مواد و روش ها : در این مطالعه کارآزمایی بالینی دو سویه کور، 50 کودک 14- 4 ساله به دو گروه 25 نفری کتامین و شاهد تقسیم شدند. کلاس ASA بیماران، I یا II بود. 5 دقیقه قبل از القا بیهوشی، به صورت تصادفی 0.1 میلی گرم/ کیلوگرم کتامین وریدی یا هم حجم آن دارونما (نرمال سالین) به صورت وریدی به بیماران تزریق شد. در تمام بیماران، روش القا و اداره بیهوشی یکسان بود.یافته ها : نتایج نشان داد گروهی که کتامین دریافت کرده بودند به صورت معنی داری درد کمتری داشته و هم چنین میزان دریافت مسکن (پتیدین) توسط گروه کتامین در 6 ساعت اول بعد از عمل کم تر بود. درجه درد در گروه کتامین، به طور متوسط 1.3200 و در گروه شاهد 2.4000 بود. تفاوتی در شیوع تهوع و استفراغ بین دو گروه وجود نداشت.استنتاج : تجویز دوز کم کتامین به عنوان پیش دارو، گلودرد بعد از تانسیلکتومی در اطفال را کاهش می دهد.

آمار یکساله:  

بازدید 164

دانلود 82 استناد 0 مرجع 0
نویسنده: 

امامی سعید

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1385
  • دوره: 

    16
  • شماره: 

    56
  • صفحه شروع: 

    60
  • صفحه پایان: 

    67
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    274
  • دانلود: 

    93
چکیده: 

سابقه و هدف: داروهای ضدالتهاب غیراستروئیدی (NSAIDs) که مهارکننده آنزیم سیکلواکسیژناز می باشند، ازجمله داروهایی هستند که به طور گسترده ای برای درمان درد، التهاب و به ویژه آرتریت به کار می روند. این داروها سبب بروز عوارض گوارشی ناشی از مهارآنزیم سیکلواکسیژناز-1 (COX-1) می شوند، درحالی که مهارآنزیم سیکلواکسیژناز-2 (COX-2) مسوول ایجاد اثرات درمانی است. براین اساس کشف داروهایی که به طور اختصاصی آنزیم COX-2 را مهارکنند از جمله استراتژی های مهم در دست یابی به داروهای ضدالتهاب جدید است. براین اساس دراین پژوهش سنتز ترکیبات جدید مشتق 3، 4- دی آریل-4- تیازولین-2- تیون با اثر بالقوه مهارکننده COX-2 به عنوان داروهای ضدالتهاب جدید بررسی می شود.مواد و روش ها: از واکنش تیو آنیزول با استیک اسید و در حضور تری فلورواستیک انیدرید، متیل تیو استوفنون به دست آمد که به وسیله متاکلروپربنزوئیک اسید (MCPBA) به طور کامل به مشتق متیل سولفونیل اکسیده گردید. این ترکیب در حضور برم به مشتق فن اسیل برمید تبدیل گردید. از طرف دیگر، مشتقات آنیلین در واکنش با کربن دی سولفید، تولید آریل دی تیوکاربامات مربوطه را نمود. از واکنش آریل دی تیوکاربامات و متیل سولفونیل فن اسیل برمید در استون، الکل حلقوی حاصل می شود که در مرحله بعد در اثر آب گیری با اسید سولفوریک غلیظ ترکیبات نهایی3 ،4- دی آریل-4-تیازولین-2-تیون را به وجود می آورد.یافته ها : با روش سنتز پیشنهادی، ترکیبات 3، 4- دی آریل- 4- تیازولین- 2- تیون به دست آمد و ساختار ترکیبات شیمیایی سنتز شده به نحو مقتضی توسط طیف های IR، 1H-NMR ،  13C-NMR و Mass تعیین و تایید گردید.استنتاج : ترکیبات جدید طراحی شده به عنوان داروهای بالقوه مهارکننده COX-2، برای اولین بار با روشی سهل الوصول و با راندمان مناسب تهیه گردیدند و ساختار شیمیایی آنها با روش های مختلف اسپکتروسکوپی تایید گردید.

آمار یکساله:  

بازدید 274

دانلود 93 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1385
  • دوره: 

    16
  • شماره: 

    56
  • صفحه شروع: 

    68
  • صفحه پایان: 

    74
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    190
  • دانلود: 

    93
چکیده: 

سابقه و هدف: لیدوکائین از داروهای بی حس کننده موضعی متوسط الاثر است که به کرات در بی حسی اپی دورال مصرف می شود و خطر مسمومیت قلبی یا سیستم اعصاب مرکزی کم تری نسبت به بوپیواکائین دارد. این مطالعه طول مدت اثر مهار حسی و حرکتی لیدوکائین را با اضافه نمودن اپی نفرین، فنتانیل یا شبه دارو (سالین نرمال) در بی حسی اپی دورال با هم مقایسه نموده است.مواد و روش ها: در این مطالعه دو سو ناآگاه 60 بیمار IASA و II نامزد جراحی انتخابی ارتوپدی به صورت تصادفی بلوکی به سه گروه N (لیدوکائین + سالین)، E (لیدوکائین + اپی نفرین) و F (لیدوکائین + فنتانیل) تقسیم شدند. بی حسی اپی دورال با استفاده از 380 mg لیدوکائین 2 درصد و 1 میلی لیتر سالین نرمال در گروهN  ، 380 mg لیدوکائین 2 درصد و 100 میکروگرم (1 میلی لیتر از محلول 1.10000) اپی نفرین در گروه E و 380 mg لیدوکائین 2 درصد و 50 میکروگرم فنتانیل در گروه F انجام شد. زمان شروع مهار حسی و طول مدت مهار حسی و حرکتی در بیماران ثبت شد. یافته ها با نرم افزار آماری SPSS و با استفاده از آزمون های آماری آنالیز واریانس و مجذور کای مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. P<0.05 معنی دار تلقی شد.یافته ها: زمان متوسط شروع اثر مهار حسی در سه گروه E (8.35+/-0.85 دقیقه) ، F (8.15+/-0.75 دقیقه) و N (8.75+/-0.8 دقیقه) مشابه بود و و سه گروه از این لحاظ اختلاف معنی داری با هم نداشتند. طول مدت مهار حرکتی کامل در گروه های E (46.5+/-27.5 دقیقه) و F (45.3 +/-26.8 دقیقه) به طور معنی داری بیش تر از گروه N (22.5+/-18.3 دقیقه) بود. طول مدت مهار حسی در گروه E (117+/-15.8 دقیقه) بیش تر از دو گروه N (102+/-22.9 دقیقه) وF (102+/-18.3 دقیقه) بود. (p<0.05) افت فشارخون در 40 درصد، 50 درصد و 60 درصد موارد و کاهش تعداد نبض در 10 درصد، 25 درصد و 30 درصد بیماران گروه هایN و E و F به ترتیب روی داد.استنتاج: نتایج این مطالعه نشان داد که اضافه نمودن اپی نفرین یا فنتانیل به لیدوکائین برروی شروع اثر مهار حسی در بی حسی اپی دورال تاثیر ندارد. اپی نفرین و فنتانیل هر دو طول مدت مهار حرکتی را افزایش می دهند و اپی نفرین طول مدت مهار حسی با لیدوکائین را نیز افزایش می دهد. پیشنهاد می شود که در صورت نیاز به شلی و مهار حرکتی کامل در بی حسی اپی دورال اپی نفرین یا فنتانیل به لیدوکائین مصرفی افزوده شود.

آمار یکساله:  

بازدید 190

دانلود 93 استناد 0 مرجع 1
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1385
  • دوره: 

    16
  • شماره: 

    56
  • صفحه شروع: 

    75
  • صفحه پایان: 

    82
تعامل: 
  • استنادات: 

    4
  • بازدید: 

    462
  • دانلود: 

    252
چکیده: 

سابقه و هدف: اکثر زنان، یائسگی را یک مرحله طبیعی از زندگی خود تلقی می کنند، اما تعداد بسیار زیادی از آنان مشکلات عدیده ای را قبل و بعد از آن تجربه خواهند کرد. به علت عوارض ناشی از هورمون درمانی و شیوع متفاوت عوارض یائسگی در جمعیت هایی با رژیم های غذایی متفاوت و اثرات شبه استروژنی گیاه شیرین بیان، برای اولین بار تاثیر این دارو جهت کاهش عوارض منوپوز مورد بررسی قرار می گیرد.مواد و روش ها: پس از انتخاب نمونه ها و همگونی از نظر سن، سن یائسگی، و نمایه توده بدنی (BMI) در دو گروه مورد (29نفر) و شاهد(24نفر) قرار گرفتند. به نمونه های گروه مورد 250 میلی گرم کپسول شیرین بیان و به نمونه های گروه شاهد دارونما سه بار در روز داده شد. میانگین تعداد گرگرفتگی و علایم یائسگی KI در هر دو هفته محاسبه و به چهار درجه، بدون علایم، خفیف، متوسط و شدید تقسیم شد. پس از جمع آوری داده ها با برنامه SPSS و فرمول آماری t تجزیه و تحلیل شد و میزان تاثیر دارو بر تعداد گرگرفتگی و علایم یائسگی در زمان های مختلف ارزیابی شد. جهت تهیه دارو پودر حاصل از عصاره آبی ریشه شیرین بیان به روش خیساندن و PH قلیایی به شیوه HPLC تهیه و کپسول های 250 میلی گرمی آماده گردید.یافته ها: نتایج نشان داد میانگین تعداد گر گرفتگی، علایم یائسگی و میزان هورمون تحریک کننده فولیکولی به ترتیب از 6 ± 2.8 و 32.2 ± 6.8 و 72.29 ± 36 به 1.06 ± 1.1 و 9.5 ± 5.2 و 65.12 36 ± کاهش اما در گروه دارونما در شروع و پایان دوره تفاوت معنی داری نداشت. و نیز میزان استرادیول در زنان دریافت کننده دارو به طور معنی داری افزایش یافت (از 63.77 ± 41.02 به 102.29 ± 75.93).استنتاج: عصاره آبی شیرین بیان سبب کاهش گرگرفتگی و دیگر عوارض یائسگی می شود. با توجه به این که شیرین بیان از گیاهان بومی ایران می باشد، می تواند یک روش ارزان و بدون عارضه جهت درمان عوارض یائسگی باشد.

آمار یکساله:  

بازدید 462

دانلود 252 استناد 4 مرجع 7
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1385
  • دوره: 

    16
  • شماره: 

    56
  • صفحه شروع: 

    83
  • صفحه پایان: 

    90
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    1108
  • دانلود: 

    93
چکیده: 

سابقه و هدف : کنترل پشه ها و حفاظت افراد از گزش آنها یکی از مهم ترین راه های پیشگیری از بیماری های منتقله بوسیله پشه ها می باشد. دی متیل فتالات (DMP) یکی از کم خطرترین مواد دافع حشرات می باشد که به تنهایی و یا در ترکیب با سایر مواد دافع مورد استفاده قرار می گیرد. در این مطالعه لوسیون دی متیل فتالات که به تازگی در کشور ساخت و فرموله شده است بامشابه خارجی و پماد سنگر، از لحاظ مدت زمان حفاظت دهی و اثربخشی در مقابل Culex pipiens و در شرایط آزمایشگاهی مورد ارزشیابی قرار می گیرد.مواد و روش ها : در این مطالعه مداخله ای که از نوع کارآزمایی بالینی می باشد، از روش آزمایشگاهی Screen cage که برای برآورد مدت زمان حفاظت دهی مواد دافع در مقابل پشه ها طرح ریزی شده است، استفاده شد. برای این منظور سه نوع ماده دافع حشرات شامل لوسیون DMP ایرانی، خارجی و پماد سنگر در مقابل Cx.pipiens و با استفاده از داوطلب انسانی مورد آزمایش قرار گرفت. ساعد داوطلبین به مقدار مشخصی از مواد دافع، آغشته شده و سپس برای تعیین مدت زمان حفاظت دهی و اثربخشی در داخل قفس در معرض گزش پشه ها قرار گرفت.یافته ها : مدت زمان حفاظت دهی لوسیون دافع حشرات 60 DMP درصد ایرانی در مقابل Cx. pipiens ، 299 ± 7.03 دقیقه تعیین شد که اختلاف معنی داری با مشابه خارجی و پماد سنگر نداشت. هم چنین مدت زمان اثربخشی لوسیون دافع حشرات DMP ایرانی در مقابل Cx. pipiens ترکیبی، 333 ± 10.16 دقیقه برآورد شد که با لوسیون DMP خارجی و پماد سنگر اختلاف معنی دار داشت. مدت زمان اثربخشی لوسیون DMP ایرانی در مقابل Cx.pipiens ترکیبی، از لوسیون DMP خارجی و پماد سنگر کمتر بود. مدت زمان حفاظت دهی و اثربخشی پماد سنگر نیز در مقابل Cx.pipiens به ترتیب در حدود 5.5 و 8 ساعت تعیین شد.استنتاج : در این بررسی لوسیون DMP (60 درصد) ایرانی حفاظت دهی قابل توجهی (در حدود 5 ساعت) را در مقابل Cx.pipiens در شرایط آزمایشگاهی ایجاد نمود، بنابراین برای حفاظت دهی در مقابل این گونه مناسب می باشد و از این نظر دارای پتانسیل لازم برای رقابت با مشابه خارجی می باشد. ولی لازم است در فرمولاسیون آن تغییراتی صورت بگیرد تا شاخص مدت زمان اثربخشی آن نیز افزایش یابد.

آمار یکساله:  

بازدید 1108

دانلود 93 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1385
  • دوره: 

    16
  • شماره: 

    56
  • صفحه شروع: 

    9
  • صفحه پایان: 

    15
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    221
  • دانلود: 

    128
چکیده: 

سابقه و هدف: رینوسینوزیت مزمن (Chronic Rhinosinusitis) CRS یکی از شایع ترین علل مراجعه به درمانگاه های گوش و حلق و بینی (ENT) می باشد. درمان های رایج این بیماری شامل: شست و شوی بینی با نرمال سالین و یا استفاده از ضد احتقان، آنتی بیوتیک و جراحی می باشد. عود مکرر و نارضایتی از تاثیر درمان های رایج باعث شد تا مطالعه ای به منظور تعیین اثر بخور مرزنگوش (Origanum vulgare) در کاهش یا بهبود علایم بالینی بیماران مبتلا به رینوسینوزیت مزمن بالای پانزده سال مراجعه کننده به درمانگاه ENT بیمارستان بوعلی سینا ساری انجام گردد.مواد و روش ها: این تحقیق به روش کارآزمایی بالینی تصادفی دوسو ناآگاه (Randomized double blind clinical trial) انجام گرفت. زمان مطالعه از اردیبهشت ماه لغایت دی ماه 1384بود. گروه های شاهد و مورد از بین مراجعه کنندگان به درمانگاه ENT که تشخیص قطعی CRS بر مبنای علایم بالینی و CT اسکن یا عمل (Functional Endoscopy sinus surgery) FESS بود انتخاب شدند. افراد شاهد شامل عده ای از بیماران بودند که به لحاظ سن، جنس و طول مدت بیماری مشابه با گروه مورد بودند و دارونما دریافت کردند. بیماران به طور اتفاقی در 8 بلوک تقسیم شده و پس از توضیح شفاهی به بیماران و جلب رضایتمندی کتبی، پرسشنامه ای توسط پزشک به صورت سوال در مورد علایم بالینی سردرد، سرفه، آبریزش بینی، احتقان بینی، درد سینوس ها، درد اطراف چشم، ترشح پشت حلق (PND)، کاهش حس بویایی و چرک دربینی، قبل ازشروع مصرف دارو یا دارونما و همچنین پس از اتمام دوره درمان تکمیل گردید. گیاه مرزنگوش در تابستان همان سال از ارتفاعات کجور شهرستان نور تهیه شد و با روش خیساندن (maceration) عصاره گیری شد و عصاره براساس ماده موثر به روش امرسون (Emerson) استاندارد گردید و در شیشه های تیره رنگ و یکسان ریخته شد. دارونما نیز حاوی حامل و بدون عصاره در شیشه های مشابه تهیه گردید. پزشک و بیمار از نوع دارو و دارونما اطلاعی نداشتند. طریقه مصرف به صورت اضافه نمودن 5 میلی لیتر از دارو یا دارو نما در 250 میلی لیتر آب جوش و به صورت بخور (Inhalation) به مدت 15 دقیقه هر 8 ساعت آموزش داده شد و خواسته شد که تا دو هفته درمان را ادامه دهند. پی گیری بیماران به صورت دوبار تماس تلفنی انجام گرفت. معاینه دوم دوهفته پس از شروع درمان توسط متخصص گوش و حلق و بینی (ENT) و بدون اطلاع از این که بیماران در کدام گروه قرار دارند، انجام گرفت و تاثیر درمان در یک پرسشنامه مجزا ثبت شد و در مورد عوارض احتمالی از بیمار سوال گردید. هیچیک از داوطلبان در این دو هفته از داروی دیگری استفاده نکردند. یافته ها با آمار توصیفی و تحلیلی ( c2 و T test ) آنالیز شد.یافته ها: مطالعه بر روی 64 بیمار مبتلا به رینوسینوزیت مزمن انجام شد.گروه شاهد 32 نفر شامل 16 نفر زن (50 درصد) و 16 نفر مرد (50 درصد) با میانگین سنی 36.56 ± 8.51 سال بود. گروه مورد 32 نفر شامل 16 نفر زن (50 درصد) و 16 نفر مرد (50 درصد) با میانگین سنی 37.41 ± 10.01 بودند. مدت ابتلا به بیماری در گروه شاهد و مورد به ترتیب 6.5 ± 1 و 5.2 ± 1 سال بود. 25درصد افراد گروه شاهد و 15.6 درصد گروه مورد سابقه عمل جراحی سینوس داشتند. تاثیر مداخله به صورت کاهش علایم بالینی سردرد، احتقان بینی، درد سینوس، PND ، درد دور چشم، وجود چرک در بینی (P<0/00) و سرفه (P<0/01) مشاهده گردید. ولی در مورد علایم کاهش حس بویایی و آبریزش از بینی تفاوت معنی دار نبود. در تمام موارد فوق عارضه ای گزارش نشد.استنتاج: تحقیق نشان داد بخور مرزنگوش (Origanum vulgare) در کاهش بیشترعلایم بالینی رینوسینوزیت مزمن موثر می باشد و عارضه ای گزارش نشد.

آمار یکساله:  

بازدید 221

دانلود 128 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1385
  • دوره: 

    16
  • شماره: 

    56
  • صفحه شروع: 

    91
  • صفحه پایان: 

    100
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    1040
  • دانلود: 

    79
چکیده: 

سابقه و هدف: وجود اختلالات رفتاری- هیجانی در دوره کودکی مساله مهمی است و زمینه ساز بروز اختلالات روانی در دوران بزرگسالی می باشد. هدف پژوهش حاضر تعیین شیوع اختلالات رفتاری- هیجانی و عوامل مرتبط با آن در دانش آموزان مقاطع ابتدایی شهری و روستایی شهرستان ساری در سال 1384 می باشد.مواد و روش ها: 926 دانش آموز مقاطع ابتدایی شهری و روستایی شهرستان ساری به روش نمونه گیری خوشه ای به طور تصادفی انتخاب شدند. ابزارهای جمع آوری اطلاعات در این پژوهش شامل: پرسشنامه مشخصات دموگرافیک و دو پرسشنامه اختلالات رفتاری- هیجانی راتر فرم والدین (31 ماده) و فرم معلمان (30 ماده) بوده است. داده ها با به کارگیری نرم افزار SPSS و با استفاده از آمار توصیفی، آزمون های مربع کای و آزمون t مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.یافته ها: نتایج این بررسی موید شیوع کلی اختلالات رفتاری- هیجانی کودکان براساس گزارش والدین (8/15 درصد) و براساس گزارش معلمان (24.9 درصد) بوده است. شایع ترین اختلال رفتاری- هیجانی براساس گزارش والدین و معلمان اختلال کمبود توجه و حواس پرتی به ترتیب 13.3 و 11.1 درصد بوده است و کم ترین شیوع اختلالات، رفتار ضد اجتماعی به ترتیب 1.6 و 0.4 درصد براساس گزارش والدین و معلمان بوده است.به علاوه یافته ها نشان داد بین شیوع کلی اختلالات رفتاری- هیجانی کودکان براساس فرم والدین با متغیرهای جنسیت، معدل دانش آموز، رتبه تولد، شکایات جسمی (سردرد، آسم، درد معده یا تهوع، مشکلات در خوردن، مشکلات در خواب، بی اختیاری ادرار، بی اختیاری مدفوع)، هماهنگی/ ناهماهنگی والدین در تربیت کودک، سوء رفتار با کودک، فرار از مدرسه در سطح کم تر از 5 درصد معنی دار بوده است. همچنین در گزارش معلمان شیوع کلی اختلالات رفتاری- هیجانی در کودکان در سطح کم تر از 5 درصد با عوامل چون وضعیت تحصیلی، معدل، جدایی والدین، سوء رفتار با کودک، حملات قشقرق معنی دار بوده است. به علاوه ارتباط معنی داری بین شیوع کلی اختلالات رفتاری- هیجانی در کودکان براساس گزارش معلمان و والدین برحسب شهری یا روستایی به دست نیامد.استنتاج: همه گیری شناسی اختلالات رفتاری- هیجانی به لحاظ اهمیت زیربنایی، در آتیه سلامت فردی و اجتماعی از اهمیت ویژه ای برخوردار است؛ خاصه آن که پژوهش های لازم در این زمینه کم تر انجام شده و بیش تر پژوهش ها متوجه اختلالات بزرگسالان بوده است. شناخت دقیق و علمی مشکلات رفتاری کودکان، نخستین گام در جهت پیشگیری و درمان آنان است.

آمار یکساله:  

بازدید 1040

دانلود 79 استناد 0 مرجع 4