مشخصات نشــریه/اطلاعات دوره

نتایج جستجو

2558

نتیجه یافت شد

مرتبط ترین ها

اعمال فیلتر

به روزترین ها

اعمال فیلتر

پربازدید ترین ها

اعمال فیلتر

پر دانلودترین‌ها

اعمال فیلتر

پر استنادترین‌ها

اعمال فیلتر

تعداد صفحات

27

انتقال به صفحه

آرشیو

سال

دوره(شماره)

مشاهده شمارگان

مرکز اطلاعات علمی SID1
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1398
  • دوره: 

    11
  • شماره: 

    2
  • صفحه شروع: 

    365
  • صفحه پایان: 

    382
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    185
  • دانلود: 

    99
چکیده: 

استفاده بهینه از منابع و نهاده ها یکی از اولین و اساسی ترین اهداف کشاورزی پایدار به شمار می رود. در پژوهش حاضر، جریان انرژی و انتشار گازهای گلخانه ای در محصولات زراعی (اعم از یکساله و چندساله) و باغی عمده دشت شریف آباد استان قم شامل گندم (Triticum aestivum L. )، جو (Hordeum vulgare L. )، کلزا (Brassica napus L. )، یونجه (Medicago sativa L. )، ذرت علوفه ای (Zea mays L. )، پنبه (Gossypium hirsutum L. )، انار (Punica granatum L. )، انگور (Vitis vinifera L. ) و پسته (Pistacia vera L. ) مورد ارزیابی قرار گرفت. بدین منظور، اطلاعات مورد نیاز تحقیق با استفاده از پرسشنامه و مصاحبه حضوری با 183 کشاورز منطقه در سال 1397 به دست آمد. شاخص های انرژی ورودی، انرژی خروجی، انرژی خالص، انرژی مخصوص، کارایی مصرف انرژی، بهره وری انرژی، اشکال مختلف انرژی و پتانسیل گرمایش جهانی محاسبه گردید. نتایج نشان داد که در بین محصولات مورد مطالعه، بیشترین انرژی در فرایند تولید محصولات یونجه، انار و انگور به ترتیب با 94906، 79696 و 78984 مگاژول در هکتار بوده و بیشترین انرژی خروجی نیز به ترتیب متعلق به محصولات یونجه (218567 مگاژول در هکتار)، ذرت علوفه ای (171810 مگاژول در هکتار) و گندم (123430 مگاژول در هکتار بود. بیشترین کارایی مصرف انرژی مربوط به محصولات جو (9/2)، ذرت علوفه ای (8/2) و گندم (6/2) بوده و کمترین آن به ترتیب برای محصولات پسته (34/0)، انار (48/0) و پنبه (9/0) محاسبه گردید. محصولات پسته (7/72 مگاژول بر کیلوگرم)، پنبه (1/27 مگاژول بر کیلوگرم) و کلزا (7/20 مگاژول بر کیلوگرم) به ازای تولید هر کیلوگرم محصول انرژی بیشتری نسبت به سایر محصولات مورد استفاده قرار دادند و کمترین آن مربوط به محصولات ذرت علوفه ای (5/1 مگاژول بر کیلوگرم)، انار (5 مگاژول بر کیلوگرم) و یونجه (8/6 مگاژول بر کیلوگرم) بود. نتایج نشان داد که در نظام تولید محصولات مورد مطالعه، سهم انرژی مستقیم (شامل نیروی انسانی، سوخت دیزلی، آب آبیاری و الکتریسیته) بیش از انرژی غیرمستقیم (شامل بذر، کودهای شیمیایی، کود حیوانی، آفت کش ها و ماشین آلات) و سهم انرژی های تجدیدناپذیر (الکتریسیته، کودهای شیمیایی، سوخت دیزلی، آفت کش ها و ماشین آلات) بیش از انرژی تجدیدپذیر (نیروی انسانی، بذر، آب آبیاری و کود دامی) بود. کشت بوم های یونجه (معادل 12294کیلوگرم معادل CO2 در هکتار)، انار (معادل 10484کیلوگرم CO2 در هکتار) و انگور (معادل 10085 کیلوگرم CO2 در هکتار) به ترتیب بیشترین مقدار پتانسیل گرمایش جهانی را داشته و کمترین آن متعلق به محصولات جو (معادل 4019 کیلوگرم CO2 در هکتار)، کلزا (معادل 4285 کیلوگرم CO2 در هکتار) و گندم (معادل 4542 کیلوگرم CO2 در هکتار) بود. نتایج نشان داد که در بیشتر محصولات، الکتریسیته، گازوئیل و نیتروژن بیشترین سهم را در انرژی ورودی و انتشار گازهای گلخانه ای ایفا می کنند. بنابراین، مدیریت بهینه آبیاری برای افزایش کارایی مصرف آب و استفاده از عملیات زراعی مناسب مانند کشت کود سبز یا قرار دادن محصولات لگوم برای افزایش حاصلخیزی خاک به جای استفاده از کودهای شیمیایی می تواند به افزایش بهره وری انرژی و کاهش انتشار گازهای گلخانه ای کمک کند.

آمار یکساله:  

بازدید 185

دانلود 99 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1398
  • دوره: 

    11
  • شماره: 

    2
  • صفحه شروع: 

    383
  • صفحه پایان: 

    401
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    151
  • دانلود: 

    88
چکیده: 

به منظور بررسی تأثیر دو روش مصرف کودهای زیستی شامل بذرمال و محلول دهی پای بوته بر عملکرد، جذب عناصر NPK، شاخص های کیفی و کمی شامل ویتامین ث، تعداد میوه کل و درصد میوه قابل عرضه به بازار گوجه فرنگی، آزمایشی در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با هشت تیمار و سه تکرار به اجرا درآمد. در این آزمایش بذرهای گوجه فرنگی رقم سوپر چیف به هنگام کاشت در خزانه و نشاءهای گوجه فرنگی هنگام کاشت در زمین اصلی با تیمار تلفیقی جدایه های Pseudomonas sp. شامل (S10-3+S19-1، S14-3+S19-1 و S21-1+S19-1) تلقیح شدند، علاوه بر آن تیمار شاهد بدون تلقیح باکتری و تیمار کود کامل (براساس نتایج آزمون خاک) به منظور انجام مقایسه لحاظ شد. تیمارها شامل T1-تلقیح با باکتری­ هایS10-1+S19-1 در هنگام کاشت بذر در خزانه به روش بذرمال، T2-تلقیح با باکتری هایS14-3+S19-1 در هنگام کاشت بذر در خزانه به روش بذرمال، T3-تلقیح با باکتری هایS19-1+S21-1 در هنگام کاشت بذر در خزانه به روش بذرمال، T4-تلقیح خاک با باکتری های S10-1 +S19-1 در هنگام کاشت نشاء در زمین اصلی، T5-تلقیح خاک با باکتری های S14-3+S19-1 در هنگام کاشت نشا در زمین اصلی، T6-تلقیح خاک با باکتری های S19-1+S21-1 در هنگام کاشت نشا در زمین اصلی، T7-شاهد بدون کود و تلقیح میکروبی و T8-تیمار کود کامل براساس آنالیز خاک. نتایج نشان داد که اثر زمان تلقیح باکتری های فوق بر شاخص هایی مثل عملکرد در متر مربع، میزان میوه کل، درصد میوه قابل عرضه به بازار، میزان پتاسیم و ویتامین ث میوه در سطح احتمال یک درصد معنی دار بود و بالاترین عملکرد و میزان میوه کل، درصد میوه قابل عرضه به بازار و میزان پتاسیم میوه در تیمارT2 به ترتیب با مقادیر 9/4130 گرم بر متر مربع و 22/60، 18/31 و 7/4 میلی گرم بر گرم و بالاترین میزان ویتامین ث در تیمار T3 با مقدار 02/7 میلی گرم در 100 گرم وزن تر میوه بدست آمد. این در حالی بود که سایر صفات اندازه گیری شده در این آزمایش شامل درصد نیتروژن و فسفر موجود در برگ های گیاه، طول و قطر میوه و درصد ماده خشک تحت تاثیر زمان تلقیح باکتری های مورد استفاده قرار نگرفت. باتوجه به نتایج فوق می توان به مؤثر بودن زمان تلقیح باکتری های مورد استفاده و نوع باکتری مورد استفاده در این آزمایش به عنوان کود زیستی در بهبود عملکرد و کیفیت میوه اشاره کرد.

آمار یکساله:  

بازدید 151

دانلود 88 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1398
  • دوره: 

    11
  • شماره: 

    2
  • صفحه شروع: 

    403
  • صفحه پایان: 

    415
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    148
  • دانلود: 

    88
چکیده: 

به منظور بررسی تأثیر کاربرد بیوچار بر رشد و عملکرد توده های بومی گیاه دارویی شنبلیله (Trigonella foenum-graecum L. ) در شرایط کم آبیاری، آزمایشی در سال 1394 در مزرعه ی تحقیقاتی پژوهشگاه بیوتکنولوژی کشاورزی ایران در شهر کرج اجرا گردید. بدین منظور شش توده ی بومی پاکوتاه دزفول، شوشتر، اردستان، رهنان، یزد و خمینی شهر در شرایط عدم کاربرد و کاربرد بیوچار در دو دور آبیاری 4 و 8 روز با استفاده از آزمایش اسپلیت پلات فاکتوریل درقالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج حاصل نشان داد کاربرد بیوچار در هر دو دور آبیاری عملکرد دانه، وزن صد دانه و تعداد شاخه ی اصلی و فرعی در بوته را افزایش می دهد. با وجود پاسخ متفاوت توده ها، اثر کاهشی افزایش دور آبیاری بر عملکرد دانه، وزن صد دانه، ارتفاع بوته و تعداد شاخه ی اصلی و فرعی در بوته در تمام توده ها مشاهده شد. میانگین تعداد غلاف در بوته و تعداد دانه در غلاف تحت تأثیر اثرات متقابل تیمارها قرار نگرفتند. روند مشابه تغییرات وزن صد دانه و عملکرد دانه تحت تاثیر تیمارهای آزمایشی نشان می دهد که کاربرد بیوچار عملکرد را با افزایش وزن دانه، تا با افزایش تعداد غلاف در بوته و تعداد دانه در غلاف، افزایش داده است. در میان توده ها، رهنان بیشترین عملکرد دانه، وزن صد دانه و تعداد غلاف در بوته را به خود اختصاص داد.

آمار یکساله:  

بازدید 148

دانلود 88 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1398
  • دوره: 

    11
  • شماره: 

    2
  • صفحه شروع: 

    417
  • صفحه پایان: 

    434
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    182
  • دانلود: 

    72
چکیده: 

به منظورطالعه عملکرد و سنجه های ورودی-خروجی انرژی و اقتصادی نظام های مختلف خاک ورزی و کودی ذرت، تحقیقی به صورت کرت های خرد شده در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در اراضی کشاورزی شهرستان بهبهان در طی سالهای 1394 و 1395 انجام شد. سه عامل خاک ورزی حداقل، کاهش یافته و متداول در کرت های اصلی و نظام های کودی مختلف شامل زیستی (نیتروکسین و بیوسوپرفسفات، هر کدام یک لیتر در هکتار)، کو دامی (30 تن کود گاوی در هکتار)، توصیه شده شیمیایی(250کیلوگرم در هکتار نیتروژن و 150 کیلوگرم در هکتار فسفات)، نصف توصیه شده شیمیایی (50 درصد کودهای شیمیایی توصیه شده)، تلفیق کود زیستی و نصف توصیه شده شیمیایی، تلفیق کود دامی و نصف توصیه شده شیمیایی و تلفیق کودزیستی و دامی، در کرت های فرعی قرار گرفتند. بیشترین عملکرد دانه ( 10005 کیلوگرم در هکتار) و عملکرد ساقه و برگ (8409 کیلوگرم در هکتار) از تیمار کود تلفیقی دامی و شیمیایی همراه با خاک ورزی کاهش یافته به دست آمد. تیمار کود تلفیقی دامی و شیمیایی همراه با خاک ورزی متداول، بالاترین انرژی ورودی (7/45886 مگاژول در هکتار) و کود تلفیقی دامی و شیمیایی در خاک ورزی کاهش یافته، بیشترین انرژی خروجی (5/309459 مگاژول در هکتار) را داشته اند. به هر حال در میان تیمارهای آزمایشی، ترکیب کود زیستی و خاک ورزی حداقل، بالاترین کارایی استفاده از انرژی (59/8) و بهره وری انرژی (28/0 کیلوگرم بر مگاژول) را موجب شد. تیمار کود تلفیقی زیستی و دامی در خاک ورزی متداول، بیشترین انرژی ویژه (64/32 مگاژول بر کیلوگرم) و کود تلفیقی دامی و شیمیایی در نظام خاک ورزی کاهش یافته، مقدار بیشینه انرژی خالص (266051 مگاژول در هکتار) را موجب شدند. کمترین میزان هزینه (32097340 ریال در هکتار) مربوط به کود زیستی همراه با خاک ورزی حداقل و بالاترین درآمد خالص (69810430 ریال در هکتار) از تیمار کود تلفیقی دامی و شیمیایی با خاک ورزی کاهش یافته محاسبه شد. همچنین بالاترین نسبت سود به هزینه (97/2) مربوط به تیمار تلفیق کود تلفیقی زیستی و شیمیایی همراه با خاک ورزی حداقل و بیشترین بهره وری اقتصادی (26/0گرم بر ریال) از کود تلفیقی زیستی و شیمیایی در خاک ورزی حداقل حاصل شد. نتایج تحقیق نشان داد که روش های خاک ورزی کمتر و استفاده از کودهای زیستی و دامی و تلفیقشان با نصف کود شیمیایی توصیه شده یک راهکار مؤثر برای بهبود کاربرد منابع در کشاورزی است.

آمار یکساله:  

بازدید 182

دانلود 72 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1398
  • دوره: 

    11
  • شماره: 

    2
  • صفحه شروع: 

    435
  • صفحه پایان: 

    452
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    156
  • دانلود: 

    84
چکیده: 

به منظور بررسی کمیت و کیفیت علوفه کشت مخلوط جو (Hordeum vulgare L. ) با نخود فرنگی (Pisum sativum L. ) در شرایط دیم، آزمایشی به صورت فاکتوریل بر پایه طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در دانشکده کشاورزی دانشگاه مراغه در سال زراعی 1394 اجرا شد. تراکم های 100، 150، 200، 250 و 300 بوته در متر مربع نخود فرنگی به عنوان فاکتور اول و الگوهای کشت (کشت مخلوط 75 درصد جو+ 25 درصد نخود فرنگی، 50 درصد جو+ 50 درصد نخود فرنگی و 25 درصد جو+ 75 درصد نخود فرنگی) به عنوان فاکتور دوم در نظر گرفته شد. نتایج نشان داد که عملکرد کل علوفه تحت تأثیر معنی دار الگوی کشت و تراکم های مختلف نخود فرنگی قرار گرفت. بیشترین (2/289 گرم بر متر مربع) و کمترین (1/191 گرم بر متر مربع) عملکرد کل علوفه خشک به ترتیب در تیمارهای 75 درصد جو+ 25 درصد نخود فرنگی و 25 درصد جو+ 75 درصد نخود فرنگی بدست آمد. همچنین تراکم های 100 و 300 بوته در متر مربع نخود فرنگی بیشترین و کمترین تاثیرگذاری را بر روی عملکرد کل علوفه خشک داشتند. از لحاظ کیفیت علوفه، با افزایش نسبت جو خاکستر علوفه کاهش یافت؛ به طوری که در تیمار 75 درصد جو+ 25 درصد نخودفرنگی، میزان خاکستر علوفه نسبت به تیمارهای 75 درصد نخودفرنگی+ 25 درصد جو و 50 درصد جو+ 50 درصد نخودفرنگی به ترتیب 85/23 و 38/17 درصد کاهش یافت. علاوه بر این، با افزایش تراکم نخود فرنگی در کشت مخلوط، درصد پروتئین خام کل نیز افزایش یافت، به طوری که بیشترین درصد پروتئین خام کل به تیمارهای 75 درصد نخود فرنگی با تراکم 300 بوته در متر مربع+ 25 درصد جو تعلق داشت. همچنین با افزایش تراکم نخود فرنگی، میزان دیواره سلولی (NDF) و دیواره سلولی بدون همی سلولز (ADF) علوفه کاهش معنی داری پیدا کرد. بیشترین نسبت برابری زمین به ترتیب در الگوهای 25 درصد جو+ 75 درصد نخود فرنگی و 50 درصد جو+ 50 درصد نخود فرنگی در تراکم 100 بوته در متر مربع نخود فرنگی به دست آمد. به طور کلی، کشت مخلوط جو با نخود فرنگی در تراکم های پایین آن با تولید علوفه مناسب از لحاظ کمی و کیفی می تواند جایگزین مناسبی برای آیش در شرایط دیم کشور باشد.

آمار یکساله:  

بازدید 156

دانلود 84 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1398
  • دوره: 

    11
  • شماره: 

    2
  • صفحه شروع: 

    453
  • صفحه پایان: 

    466
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    133
  • دانلود: 

    76
چکیده: 

محلول پاشی، رویکردی اجرایی، پایدار، اقتصادی و کاملاً مؤثر جهت غنی کردن عناصر ریزمغذی ضروری در دانه گیاهان زراعی است. به منظور بررسی اثر محلول پاشی فرم های مختلف روی و آهن بر انتقال مجدد ماده خشک و کیفیت دانه 4 رقم گندم نان (Triticum aestivum L. ) در دو منطقه با خصوصیات خاک متفاوت در استان خراسان جنوبی، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در سال زراعی 95-1394 به اجرا درآمد. عوامل مورد بررسی عبارت بودند از: ارقام گندم (روشن، بک کراس روشن، بم و افق)؛ مصرف روی در سه سطح محلول پاشی با آب (شاهد)، سولفات روی و کلات روی و مصرف آهن نیز در سه سطح محلول پاشی با آب (شاهد)، سولفات آهن و کلات آهن (معادل 5/2 کیلوگرم در هکتار). آزمایش اول در منطقه امیرآباد بیرجند با بافت خاک لومی رسی شنی و pH 1/8 و EC 8/10 دسی زیمنس بر متر و آزمایش دوم در منطقه محمدیه بیرجند با بافت خاک لومی، pH معادل 6/7 و EC 4/4 دسی زیمنس بر متر انجام گردید. بر اساس نتایج حاصله غلظت روی و آهن دانه در امیرآباد به ترتیب 9/52 و 9/62 پی پی ام در مقایسه با مقادیر آن ها در محمدیه به ترتیب، 3/39 و 7/50 پی پی ام، کم تر بود. ارقام قدیمی تر روشن و بک کراس روشن از غلظت روی، آهن و فسفر دانه بیشتر و انتقال مجدد ماده خشک کم تری در مقایسه با ارقام جدید بم و افق برخوردار بودند. بیشترین میزان، کارایی و سهم انتقال مجدد نیز به رقم افق و پس از آن به رقم بم اختصاص داشت. در آزمایش حاضر مشاهده گردید که محلول پاشی سولفات روی منجر به بهبود 18 و 4/4 درصدی غلظت روی و نیتروژن و کاهش 15 درصدی فسفر دانه و محلول-پاشی سولفات آهن نیز منجر به افزایش 13 درصدی غلظت آهن و کاهش 11 درصدی فسفر دانه در مقایسه با شاهد گردید. اثرات افزایشی فرم های سولفاته روی و آهن بر غلظت آن ها در دانه در مقایسه با فرم های کلاته نیز بهتر بود. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که استفاده از هر یک از منابع روی و آهن می تواند منجر به بهبود صفات کیفی گندم شود.

آمار یکساله:  

بازدید 133

دانلود 76 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1398
  • دوره: 

    11
  • شماره: 

    2
  • صفحه شروع: 

    467
  • صفحه پایان: 

    482
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    104
  • دانلود: 

    95
چکیده: 

با توجه به سازگاری مناسب یونجه یکساله (Medicagio scutellatu L. ) با شرایط اقلیمی و توپوگرافیکی غرب ایران، شناخت نواحی مستعد کشت این محصول می تواند حاصلخیزی خاک، احیاء مراتع و تولید علوفه را به همراه داشته باشد. ازاین رو این تحقیق باهدف شناخت مناطق مستعد کشت این گیاه با استفاده از روش فرایند تحلیل سلسله مراتبی (AHP) و سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) انجام شد. به این منظور لایه های کلاس بندی شده پاسخ یونجه یکساله به عوامل اقلیمی (بارندگی سالیانه، دمای میانگین دوره رشد، دمای حداقل و دمای بیشینه دوره رشد) و عوامل توپوگرافیکی (ارتفاع از سطح دریا، شیب و سیما یا جهت شیب)، تهیه شدند. سپس جهت تعیین میزان اهمیت هر یک از عوامل ذکرشده بر رشد یونجه یکساله، از فرایند تحلیل سلسله مراتبی، استفاده شد. درنهایت لایه های نهایی مربوط به اراضی زراعی و مرتعی استان کرمانشاه در چهار پهنه بسیار مستعد، مستعد، نیمه مستعد و غیر مستعد طبقه بندی شدند. نتایج به دست آمده از فرایند سلسله مراتبی (AHP) نشان داد که از بین عوامل اقلیمی و توپوگرافی مؤثر بر رشد یونجه یکساله در منطقه موردمطالعه، نقش عوامل اقلیمی (با وزن 833/0) بیشتر از عوامل توپوگرافیکی (با وزن 167/0) بود. در بین عوامل اقلیمی بارش بالاترین اهمیت و پس ازآن میانگین دمای دوره رشد گیاه، دمای بیشینه و دمای کمینه در مرتبه بعدی قرار داشتند. از بین متغیرهای توپوگرافیکی به ترتیب جهت شیب، شیب و ارتفاع از سطح دریا بود دارای اهمیت بودند. همچنین نتایج نشان داد که اراضی کشاورزی و مرتعی مستعد رشد یونجه یکساله به ترتیب 4570 و 6898 کیلومترمربع، معادل 19 و 28 درصد از کل اراضی استان را به خود اختصاص دادند. در حقیقت با توجه به مساحت اراضی کشاورزی و مرتعی استان کرمانشاه (به ترتیب معادل 9105 و 11849 کیلومترمربع)، مناطق مستعد کشت یونجه یکساله به ترتیب 50 و 59 درصد از کل اراضی کشاورزی و مرتعی استان را می تواند باشد. به طورکلی می توان بیان داشت که بر اساس متغیرهای موردبررسی در این مطالعه، استان کرمانشاه از پتانسیل بالایی درکشت یونجه یکساله به عنوان گیاهی مناسب در تناوب زراعی و همچنین احیاء مراتع، برخوردار است که استفاده از این اطلاعات می تواند امکان انتخاب نواحی مستعد کشت یونجه یکساله را برای بهبود مدیریت زراعی و مراتع، فراهم آورد.

آمار یکساله:  

بازدید 104

دانلود 95 استناد 0 مرجع 0
نویسنده: 

کوچک زاده احمد

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1398
  • دوره: 

    11
  • شماره: 

    2
  • صفحه شروع: 

    483
  • صفحه پایان: 

    498
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    79
  • دانلود: 

    69
چکیده: 

به منظور بررسی اثر گیاه پیش کشت و میزان کود نیتروژن بر صفات آگرواکولوژیک گیاه خرفه (Portulaca oleraceae L. )، آزمایشی طی سال زراعی 93-1392 در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه کشاورزی و منابع طبیعی رامین خوزستان به صورت فاکتوریل-اسپلیت در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار انجام شد. در این آزمایش، عامل مصرف کود نیتروژن از منبع اوره در پنج سطح شامل: N1-شاهد یا بدون مصرف کود، N2-75 کیلوگرم نیتروژن خالص در هکتار، N3-100 کیلوگرم نیتروژن خالص در هکتار، N4-125 کیلوگرم نیتروژن خالص در هکتار و N5-150 کیلوگرم نیتروژن خالص در هکتار و دو نوع گیاه پیش کشت شامل: P1-گندم نان رقم چمران P2-شبدر برسیم به عنوان عامل دوم مورد بررسی قرار گرفتند. چین برداری (C) نیز به عنوان عامل سوم در کرت های فرعی قرار گرفت. نتایج نشان داد که تناوب زراعی و مصرف کود نیتروژن در گیاه پیش کاشت اثر معنی داری بر تمامی صفات داشت، در حالی که اثر چین برداری تنها بر برخی صفات مانند عدد کلروفیل متر و درصد پروتئین برگ معنی دار بود. کاربرد کود نیتروژنه با میزان150 کیلوگرم در هکتار باعث افزایش میزان صفات عملکردی گردید اما نتایج مؤید این موضوع بود که در زمان استفاده از شبدر به عنوان پیش کشت می توان میزان کود کاربردی را بدون کاهش در میزان عملکرد کمی و کیفی گیاه تعدیل نمود.

آمار یکساله:  

بازدید 79

دانلود 69 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1398
  • دوره: 

    11
  • شماره: 

    2
  • صفحه شروع: 

    499
  • صفحه پایان: 

    514
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    122
  • دانلود: 

    71
چکیده: 

به منظور کاهش اثرات تنش شوری در مزرعه آزمایش تاثیر همزمان پرایمینگ بذر و استفاده از میکوریزا بر بهبود عملکرد دانه و اجزای عملکرد ذرت هیبرید 640 NS در شهرستان گتوند استان خوزستان طی دو سال 1394-1393 انجام شد. آزمایش فاکتوریل با دو فاکتور میکوریزا و پرایمینگ بذر در دو مکان خاک شور (7dS. m-1 (EC= و خاک غیرشور(EC=2/5dS. m-1) در طی دو سال اجرا شد. آزمایش برای دو مکان و دو سال تجزیه مرکب شد. عامل اول تلقیح و عدم تلقیح محدوده بستر بذر با میکوریزا (Glomus mossea)، عامل دوم، چهار سطح پرایمینگ بذر شامل اسموپرایمینگ با محلول NaCl (با غلظت دو دسی زیمنس بر متر در مدت 22 ساعت)، پرایمینگ با اسید سالیسیلیک (با غلظت 5/0 میلی مولار در مدت 14 ساعت)، پرایمینگ با آب شهری (مدت زمان 18 ساعت) و عدم پرایم (شاهد) بودند. نتایج تجزیه واریانس مرکب نشان داد که اثرات سال، مکان، سال × مکان، پرایمینگ بذر، تلقیح میکوریزایی و اثرات متقابل آنها بر صفات شاخص سطح برگ در مرحله گل تاجی، تعداد دانه در بلال، وزن هزار دانه، عملکرد، عملکرد بیولوژیک و شاخص برداشت معنی دار بودند. مقایسه میانگین ها نشان داد کاربرد تلقیح با میکوریزا نسبت به عدم تلقیح و استفاده از پرایمینگ بذر نسبت به شاهد (عدم پرایم) در تمامی صفات اندازه گیری شده در هر دو محیط شور و غیرشور در هر دو سال برتری داشتند. در مکان شور بدون کاربرد تلقیح با میکوریزا و پرایم (شاهد)، میزان شاخص سطح برگ (7/2)، تعداد دانه در بلال (212)، وزن هزار دانه (210 گرم)، عملکرد دانه (2826 کیلوگرم در هکتار) و عملکرد بیولوژیک (7296 کیلوگرم در هکتار) بود که کاربرد پرایمینگ باعث افزایش تمامی صفات شده و بیشترین افزایش در تیمار پرایمینگ با اسید سالیسیلیک بدست آمد که باعث افزایش شاخص سطح برگ (8/14 درصد)، تعداد دانه در بلال (4/34 درصد)، وزن هزار دانه (9/10 درصد)، عملکرد دانه (7/48 درصد) و عملکرد بیولوژیک (8/37 درصد) نسبت به عدم کاربرد پرایم و تلقیح با میکوریزا (شاهد) شده بود. تلقیح با میکوریزا باعث افزایش شاخص سطح برگ (9/2 درصد)، تعداد دانه در بلال (8/19 درصد)، وزن هزار دانه (2/4 درصد)، عملکرد دانه (9/23 درصد) و عملکرد بیولوژیک (9/19 درصد) نسبت به عدم کاربرد پرایم و تلقیح با میکوریزا (شاهد) شده بود. اثر متقابل پرایمینگ بذر و تلقیح با میکوریزا باعث افزایش تمامی صفات شده بود بیشترین افزایش در تیمار پرایمینگ با اسید سالیسیلیک و تلقیح با میکوریزا بدست آمد که باعث افزایش افزایش شاخص سطح برگ (9/25 درصد)، تعداد دانه در بلال (4/42 درصد)، وزن هزار دانه (7/15 درصد)، عملکرد دانه (9/62 درصد) و عملکرد بیولوژیک (2/49 درصد) نسبت به عدم کاربرد پرایم و تلقیح با میکوریزا (شاهد) شده بود و نشان دهنده هم افزایی اثرات متقابل میکوریزا و پرایمینگ بذر در کاهش تنش شوری می باشد.

آمار یکساله:  

بازدید 122

دانلود 71 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1398
  • دوره: 

    11
  • شماره: 

    2
  • صفحه شروع: 

    515
  • صفحه پایان: 

    530
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    128
  • دانلود: 

    87
چکیده: 

امروزه با توجه به مصرف بی رویه نهاده های کشاورزی علاوه بر تحمیل هزینه های اضافی بر بخش تولید، آلودگی های زیست محیطی پیش آمده در نتیجه آن نیز مشکل ساز شده است. لذا به منظور برآورد مقادیر بهینه مصرف منابع آب و نیتروژن در زراعت گندم آزمایشی در قالب طرح مرکب مرکزی در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد در سال زراعی 1390-1389 اجرا شد. تیمارهای آزمایشی با توجه به سطوح بالا و پائین کود نیتروژن (صفر و 400 کیلوگرم کود اوره در هکتار) و آبیاری (2500 و 5000 مترمکعب) طراحی شدند، نقطه مرکزی در هر تیمار پنج بار تکرار شد و درمجموع 13 ترکیب تیماری بدست آمد. عملکرد بیولوژیک، عملکرد دانه، تلفات نیتروژن، کارایی مصرف نیتروژن و کارایی مصرف آب بعنوان متغیرهای وابسته مورد اندازه گیری قرار گرفتند و با استفاده از یک مدل رگرسیونی، سطوح پاسخ این متغیرها تحت تأثیر تیمارها محاسبه شد. در مجموع نتایج نشان داد که افزایش مصرف کود نیتروژن و آبیاری اثر مثبتی بر افزایش عملکرد دانه، عملکرد بیولوژیک و کارایی مصرف آب داشت در حالیکه افزایش آبیاری منجر به کاهش کارایی مصرف نیتروژن و افزایش تلفات نیتروژن شد. در نهایت مقادیر بهینه مصرف کود نیتروژن و آبیاری بر اساس سه سناریوی اقتصادی، زیست محیطی و اقتصادی-زیست محیطی تعیین گردید. در سناریوی اقتصادی، مقدار بهینه کوددهی و آبیاری به منظور دستیابی به 4045 کیلوگرم در هکتار عملکرد دانه و 9908 کیلوگرم در هکتار عملکرد بیولوژیک به ترتیب 274 کیلوگرم در هکتار کود اوره و 3964 مترمکعب در هکتار آبیاری بدست آمد. در سناریوی زیست محیطی، مقدار بهینه این منابع به منظور کاهش تلفات نیتروژن محاسبه شد و به ترتیب برای کوددهی و آبیاری مقادیر 64 کیلوگرم در هکتار و 2651 مترمکعب در هکتار بدست آمد. در سناریوی اقتصادی-زیست محیطی عملکرد دانه و کاهش تلفات نیتروژن همزمان مورد نظر قرار گرفت، در نتیجه مقادیر بهینه سطوح کوددهی و آبیاری به ترتیب معادل 153 کیلوگرم در هکتار و 3030 مترمکعب بدست آمد. توجه همزمان به جنبه اقتصادی تولید و مسائل زیست محیطی، برتری سناریوی اقتصادی-زیست محیطی را نسبت به دو سناریوی دیگر نشان می دهد.

آمار یکساله:  

بازدید 128

دانلود 87 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1398
  • دوره: 

    11
  • شماره: 

    2
  • صفحه شروع: 

    531
  • صفحه پایان: 

    541
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    147
  • دانلود: 

    76
چکیده: 

کشت مخلوط دو یا چند گیاه علوفه ای، یک جامعه گیاهی را به وجود می آورد که قادرند از منابع بهتر استفاده کرده و درنتیجه کمیت و کیفیت محصول بهبود یابد. جهت بهینه سازی نسبت و آرایش کاشت در مخلوط جو و شبدر ایرانی آزمایشی به صورت کرت های خردشده در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در سال زراعی 93 – 1392 در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد اجرا شد. آرایش کاشت در پنج سطح (مخلوط ردیفی 1: 1، کشت یک ردیف جو یک ردیف شبدر (M1)، مخلوط ردیفی 2: 2، کشت دو ردیف جو دو ردیف شبدر (M2)، مخلوط نواری 3: 3، کشت سه ردیف جو سه ردیف شبدر (M3)، مخلوط نواری 4: 4، کشت چهار ردیف جو چهار ردیف شبدر (M4) و کشت مخلوط درهم جو و شبدر (M5)) به عنوان کرت اصلی و نسبت کاشت نیز در پنج سطح (مخلوط افزایشی 50% شبدر + 100% جو (R5)، مخلوط افزایشی 25% شبدر + 100% جو (R4)، مخلوط جایگزینی 50% جو + 50% شبدر (R3) همراه با جو خالص (R2) و شبدر خالص (R1)) در کرت های فرعی قرار گرفتند. خصوصیات کیفی موردبررسی برای هر تیمار شامل قابلیت هضم ماده خشک (DMD)، قابلیت هضم ماده آلی (OMD)، ارزش هضمی (D-value)، مقدار پروتئین خام (CP)، عملکرد پروتئین (PY)، فیبر قابل حل در شوینده خنثی (NDF) و فیبر قابل حل در شوینده اسیدی (ADF) بود. نتایج آزمایش نشان داد که آرایش و نسبت کاشت تاثیر معنی داری برDMD، OMD، D-value و PY داشت. بالاترین مقدار DMD، OMD و D-value متعلق به آرایش کاشت (M1) و نسبت کاشت شبدر خالص (R1) بود. مقادیرCP، NDF و ADF تحت تأثیر آرایش کاشت قرار نگرفت ولی اثر نسبت کاشت بر مقدار CP معنی دار بود. به طوریکه بیشترین مقدار CP را شبدر خالص (26/16 %) به خود اختصاص داد. همچنین بیشترین PY مربوط به نسبت کاشت R2 (2/1962 کیلوگرم در هکتار) و آرایش-کاشت M5 (38/1584 کیلوگرم در هکتار) بود. باوجود بیشتر بودن مقادیر DMD، OMD، D-value و CP درکشت خالص شبدر و PY درکشت خالص جو، آنچه امروز بسیار حائز اهمیت می باشد پایداری تولید است که در سیستم های کشت مخلوط تحقق می پذیرد که آرایش کشت مخلوط درهم (M5) با مقدار عملکرد مناسب ازنظر کمی و کیفی بیشترین مقدار عملکرد پروتئین را تولید نمود.

آمار یکساله:  

بازدید 147

دانلود 76 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1398
  • دوره: 

    11
  • شماره: 

    2
  • صفحه شروع: 

    543
  • صفحه پایان: 

    560
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    170
  • دانلود: 

    96
چکیده: 

به منظور بررسی اثر نسبت های کشت مخلوط جایگزینی زیره سبز (Cuminum cyminum L. ) و موسیر (Allium altissimum Regel. ) بر ویژگی های اکولوژیک و شاخص های رشدی دو گونه، آزمایشی در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد در سال زراعی 94-1393 انجام شد. نسبت های کشت مخلوط جایگزینی شامل 20% موسیر + 80% زیره سبز، 40% موسیر + 60% زیره سبز، 50% موسیر + 50% زیره سبز، 80% موسیر +20% زیره سبز، 60% موسیر + 40% زیره سبز و کشت خالص هر دو گونه به عنوان تیمار مدنظر قرار گرفتند. تراکم غده های موسیر و بذر زیره سبز به ترتیب برابر با 10 و 120 بوته در مترمربع بود. شاخص های فیزیولوژیکی رشد شامل شاخص سطح برگ، میزان تجمع ماده خشک، سرعت رشد محصول و سرعت رشد نسبی هر دو گونه بودند. نتایج نشان داد که اثر نسبت های کشت مخلوط دو گیاه دارویی زیره سبز و موسیر بر روند تجمع ماده خشک، شاخص های رشدی سطح برگ، سرعت رشد محصول و سرعت رشد نسبی هر دو گیاه تأثیرگذار بود؛ به طوری که بیشترین میزان تجمع ماده خشک زیره سبز و موسیر در کشت خالص به ترتیب با 426 و 289 گرم بر مترمربع به دست آمد. بالاترین سرعت رشد محصول زیره سبز، 55 روز پس از سبز شدن از کشت خالص (45/8 گرم در مترمربع در روز) و کمترین مقدار آن از تیمار 20% زیره سبز + 80% موسیر (7/6 گرم در مترمربع در روز) به دست آمد. بیشترین و کمترین مقدار CGR موسیر 50 روز پس از سبز شدن در کشت خالص با 98/7 گرم در مترمربع و تیمار 80% زیره سبز + 20% موسیر 45 روز پس از سبز شدن به دست آمد.

آمار یکساله:  

بازدید 170

دانلود 96 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1398
  • دوره: 

    11
  • شماره: 

    2
  • صفحه شروع: 

    561
  • صفحه پایان: 

    577
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    101
  • دانلود: 

    69
چکیده: 

به منظور ارزیابی باکتری بومی افزاینده رشد (Enterobacter sp. ) بر عملکرد، اجزای عملکرد و جذب پتاسیم برنج (Oriza sativa L. ) (رقم ’ طارم هاشمی‘ ) آزمایشی در یکی از مزارع زارعین واقع در شهرستان بابل از استان مازندران در سال 1395 انجام شد. آزمایش به صورت کرت های خردشده در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار اجرا گردید. تیمارها شامل شش سطح کود سولفات پتاسیم (صفر، 25، 50، 75، 100 و 125 کیلوگرم در هکتار) به عنوان کرت اصلی و تلقیح در چهار سطح (عدم تلقیح بذر یا گیاهچه به عنوان شاهد، تلقیح بذر در خزانه، تلقیح ریشه گیاهچه و تلقیح توأم بذر در خزانه و ریشه گیاهچه) به عنوان کرت فرعی بودند. طبق نتایج، اثرات اصلی تیمارها بر تمامی صفات مورد مطالعه به جز طول خوشه و تعداد دانه کل در خوشه معنی دار و اثر متقابل تیمارها غیر معنی دار بود. روش های مختلف تلقیح موجب افزایش معنی دار تعداد خوشه در کپه، تعداد دانه پر در خوشه، عملکرد دانه، عملکرد بیولوژیک، شاخص برداشت، جذب پتاسیم در دانه و جذب پتاسیم در بقایا (به ترتیب 4/8-8/17، 5/3-3/8، 6/14-8/19، 71/8-2/13، 2/5-7/5، 9/15-9/18 و 45/3-2/13 درصد) و کاهش تعداد دانه پوک در خوشه (به مقدار 3/58-6/61 درصد) نسبت به شاهد شدند. همچنین، با مصرف کود پتاسیم از صفر تا 125 کیلوگرم در هکتار مقدار تمامی صفات اندازه گیری شده به ویژه عملکرد دانه (2/18 درصد بیشتر از شاهد) افزایش یافت. در مجموع، تلقیح توأم بذر در خزانه و ریشه گیاهچه با باکتری از طریق بهبود صفات اجزای عملکرد و جذب پتاسیم بر روش های دیگر برتری داشت. در نتیجه، از این تیمار به خوبی می توان در مقادیر کاهش یافته کود پتاسیم (حدود 25 کیلوگرم در هکتار) جهت رسیدن به کشاورزی پایدار به ویژه در زراعت برنج استفاده نمود.

آمار یکساله:  

بازدید 101

دانلود 69 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1398
  • دوره: 

    11
  • شماره: 

    2
  • صفحه شروع: 

    579
  • صفحه پایان: 

    599
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    157
  • دانلود: 

    95
چکیده: 

در استان گلستان با توجه به وجود دیم زارهای گسترده، مقدار و توزیع مکانی و زمانی بارش، از اهمیت زیادی برخوردار است. در این مطالعه، با استفاده از تحلیل های مکانی سامانه اطلاعات جغرافیایی، تغییرات مکانی و زمانی و نیز کفایت متغیر های بارش در محدوده اراضی کشاورزی شهرستان های آق قلا، کلاله و گنبدکاووس جهت توسعه زراعت دیم غلات پاییزه مورد ارزیابی قرار گرفت. این پژوهش در سال 1394 در دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان اجرا گردید. ابتدا نقشه های موضوعی انواع متغیرهای بارش مؤثر در زراعت دیم شامل بارش سالانه، بارش پاییزه، بارش بهاره، بارش آبان ماه و بارش اردیبهشت ماه، با استفاده از روش های متعدد درون یابی مانند کریجینگ معمولی، وزن دهی فاصله معکوس (IDW) و توابع پایه شعاعی (RBF) در محیط GIS نسخه 10 تهیه و طبقه بندی شدند. از معیارهای میانگین مطلق خطا (MAE)، میانگین انحراف خطا (MBE) و خطای برآورد ((RMSE، جهت ارزیابی این روش ها استفاده شد. در این پژوهش از داده های 10 ایستگاه هم دیدی و 77 ایستگاه باران سنجی مستقر در استان گلستان استفاده گردید. نتایج نشان داد که روش کریجینگ با مدل کروی بهترین الگو برای تخمین بارش پاییزه و اردیبهشت ماه و هم چنین روش توابع پایه شعاعی مدل چند ربعی، بهترین الگو برای تخمین بارش های سالانه، بهاره و آبان ماه در اراضی کشاورزی شهرستان های آق قلا، کلاله و گنبدکاووس می باشد. روش وزن دهی فاصله معکوس توان 1 و روش توابع پایه شعاعی مدل نواری کم ضخامت، نامناسب ترین الگو جهت تخمین انواع بارش شناخته شد. نتایج توزیع مکانی بارش نشان داد از سمت شمال به جنوب مناطق موردمطالعه، بر میزان متغیرهای بارش افزوده می شود. بر این اساس، برخی از مناطق شمالی شهرستان های آق قلا و گنبدکاووس ازنظر بارش بهاره و بارش اردیبهشت ماه جهت توسعه زراعت دیم دارای محدودیت می باشند. درمجموع در بین سه شهرستان موردبررسی، شهرستان کلاله بیش ترین میزان و بهترین توزیع مکانی انواع متغیرهای بارش را جهت توسعه زراعت دیم دارا بود.

آمار یکساله:  

بازدید 157

دانلود 95 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1398
  • دوره: 

    11
  • شماره: 

    2
  • صفحه شروع: 

    601
  • صفحه پایان: 

    618
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    260
  • دانلود: 

    86
چکیده: 

یکی از پیامد های تغییر اقلیم افزایش ریسک وقوع رخداد های وخیم اقلیمی است که باعث اختلال در تولید مواد غذایی خواهند شد و انتظار می رود فراوانی آنها در جهان افزایش یابد. تغییر اقلیم بر محیط تولید محصولات زراعی ازجمله مناطق عمده تولید گندم دیم (Triticum aestivum L. ) در ایران (استان های اردبیل، کردستان، کرمانشاه، گلستان، همدان و زنجان) اثرگذار خواهد بود و می تواند در این مناطق امنیّت غذایی را با خطر مواجه سازد. احتمال وقوع پدیده های نامطلوب اقلیمی تأثیرگذار بر عملکرد محصول طی مراحل مختلف رشد و نمو برای سه رقم زود رس، دیررس و میان رس تعیین شد. برای تعریف پدیده های نامطلوب از شاخص های اگروکلیمایی (13 شاخص) در مقیاس روزانه که بر مبنای خروجی مجموعه مدل های به روز CMIP5 و سناریوهای انتشار RCP8. 5 و RCP2. 6 است، استفاده شد. خروجی روزانه هفت مدل GCM انتخابیِ متناسب با منطقه برای دو دوره زمانی 2045-2065 و 2080-2100 با روش تصحیح خطای نگاشت هم فاصله تابع توزیع تجمعی EDCDFm تصحیح و سپس بکار گیری شد. بیشترین افزایش دمای متوسط طی دوره رشد مربوط به سناریوی RCP8. 5 در دوره 2080-2100 و رقم دیررس به مقدار 1/3 درجه سانتی گراد خواهد بود. تاریخ مناسب کاشت برای تمام سناریوها در آینده نسب به دوره پایه دیرتر رخ داده و به اواخر پاییز منتقل می شود. به علت افزایش متوسط دما طی دوره رشد مراحل گل دهی و رسیدن زودتر رخ داده و درنتیجه متوسط طول دوره رشد برای تمام سناریوها در مقایسه با دوره پایه کوتاه تر می شود. متوسط مجموع تبخیر و تعرق محصول (ETc) طی دوره رشد در اکثر ایستگاه ها کاهش می یابد. با توجه به مطلوب تر شدن کاهش نسبی عملکرد (YD) و تابش خورشیدی مؤثر طی دوره رشد برای اکثر ایستگاه ها می-توان گفت که این شاخص های عملکردی محصول نسبت به دوره پایه بهبود می یابند. اما آنچه در این میان نامطلوب به نظر می آید افزایش فراوانی وقوع پدیده های نامطلوب نسبت به دوره پایه است و نکته نگران کننده تر افزایش احتمال وقوع حداقل یک، دو و سه پدیده نامطلوب طی دوره رشد است که می تواند شرایط اقلیمی را به ضرر تولید گندم تغییر دهد. انتخاب یک رقم زودرس جهت کاشت در آینده در مقایسه با رقم های دیررس و میان رس، رقم مناسب تری خواهد بود و می تواند شرایط اقلیمی آینده را به نفع تولید گندم دیم در اکثر مناطق به ویژه مناطق سردسیر تغییر دهد.

آمار یکساله:  

بازدید 260

دانلود 86 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1398
  • دوره: 

    11
  • شماره: 

    2
  • صفحه شروع: 

    619
  • صفحه پایان: 

    634
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    165
  • دانلود: 

    100
چکیده: 

کاهش کمی و کیفی منابع آب همراه با شوری خاک از مهمترین ویژگی های مناطق خشک و نیمه خشک می باشد و تولید گیاهان شور زیست تحت این شرایط جهت تغذیه دام از پایدارترین روش های حفاظت از اکوسیستم های بیابانی محسوب می شود. هدف از این پژوهش بررسی کمی و کیفی علوفه کوشیا (Kochia scoparia L. ) تحت مدیریت شوری و کم آبیاری بود. این آزمایش به صورت کرت های خردشده در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار در سال 1394 در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد انجام شد. تیمارهای آزمایشی شامل 3 روش مدیریتی شوری: آب غیر شور (9/0 ﺩ ﺳ ﻲ ﺯ ﻳ ﻤ ﻨ ﺲ ﺑ ﺮ ﻣ ﺘ ﺮ )، مخلوط آب شور و غیر شور (45/15دسی-زیمنس بر متر) و آب شور (30 دسی زیمنس بر متر)، 5 تیمار خشکی شامل: آبیاری کامل (100% جبران نقصان رطوبتی خاک)، کم آبیاری سنتی یا تنظیم شده 75% و 50% آبیاری کامل، و کم آبیاری نوین یا بخشی (جویچه ای یک در میان متغیر) 75% و 50% آبیاری کامل بود. نتایج نشان داد که اثر متقابل تنش شوری و خشکی باعث کاهش خاکستر خام و چربی خام و افزایش سدیم و پروتئین خام شد. همچنین اثر متقابل تنش شوری و خشکی بر روی میزان پتاسیم و کلر، NDF و ADF، قابلیت هضم و انرژی متابولیسم معنی دار نبود که بیانگر بی تأثیر بودن تنش شوری و خشکی بر کیفیت علوفه کوشیا می باشد. بعلاوه افزایش شوری و خشکی بر عوامل ضد کیفیت علوفه مانند تانن و فنول بی تأثیر بود. در مجموع با توجه به پاسخ گیاه به تنش های شوری و کم آبی، می توان کوشیا را به عنوان گیاه علوفه ای برای بسیاری از مناطق به ویژه مناطق خشک و نیمه خشک که در ایران از وسعت زیادی هم برخوردار هستند، جهت برآورده ساختن نیازهای انواع دام های اهلی توصیه نمود.

آمار یکساله:  

بازدید 165

دانلود 100 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1398
  • دوره: 

    11
  • شماره: 

    2
  • صفحه شروع: 

    635
  • صفحه پایان: 

    654
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    226
  • دانلود: 

    148
چکیده: 

کاربرد مداوم علف کش ها به منظور کنترل علف های هرز مشکلات زیست محیطی گوناگونی از جمله آلودگی آب های سطحی و زیرزمینی را در پی داشته است. استفاده از گیاهان پوششی یکی از مهم ترین روش های جایگزین و پایدار برای کاهش استفاده از علف کش های شیمیایی در بوم نظام های زراعی می باشد. به منظور بررسی تأثیر گیاهان پوششی مختلف در کنترل علف های هرز، رشد و عملکرد ذرت (Zea mays L. ) رقم سینگل کراس 704، آزمایشی به-صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در سال زراعی96-1395در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان اجرا شد. تیمارهای آزمایش شامل هفت گیاه پوششی (چاودار(Secale cereal L. )، جو(Hordeum vulgare L. )، ماشک گل خوشه ای (Vicia villosa L. )، شبدر برسیم (Trifolium alexandrinum L. )، خردل علوفه ای (Brassica junce L. )، منداب (Eruca sativa L. ) و شاهد بدون گیاه پوششی) که در دو شرایط وجین (عاری از علف هرز در کل فصل رشد) یا عدم وجین دستی (آلوده به علف هرز در کل فصل رشد) کشت شدند. گیاهان پوششی در اواسط بهمن ماه سال 1395 به صورت ردیفی و در سه برابر مقدار توصیه شده کشت شدند. یک هفته قبل از کاشت ذرت، کلیه گیاهان پوششی با استفاده از علف کش پاراکوات (3 لیتر در هکتار) سمپاشی و سپس کاشت ذرت در درون بقایای آنها در فواصل بین و روی ردیف 75 و 18 سانتی متر به صورت دستی انجام شد. نتایج نشان داد که مقایسه تراکم و وزن خشک علف های هرز در تیمارهای مختلف گیاه پوششی با شاهد ( بدون گیاه پوششی) حاکی از پتانسیل گیاه پوششی (صرف نظر از نوع آن) در مهار علف هرز و افزایش تنوع گونه ای بود. نتایج نشان داد که وزن خشک ذرت در محدوده بقایای دو گیاه ماشک گل خوشه ای و شبدر برسیم ( هر دو از تیره بقولات) و چاودار (از تیره گندمیان) روند افزایشی و در محدوده بقایای دو گونه منداب و خردل علوفه ای (هر دو از تیره شب بو) و جو (از تیره گندمیان) روند کاهشی داشت. کمترین عملکرد دانه ذرت، در تیمارهای بقایای جو (8492 کیلوگرم در هکتار) و به دنبال آن بقایای منداب (6/9335 کیلوگرم در هکتار) و خردل علوفه ای (10220 کیلوگرم در هکتار) تولید شد. به نظر می رسد علاوه بر حجم زیاد بقایای تولیدشده به وسیله این گیاهان، بروز اثرات دگرآسیبی ناشی از بقایای این گیاهان نیز در بروز این نتیجه دخالت داشته باشند. اما بیشترین مقادیر عملکرد دانه ذرت به سه تیمار چاودار (8/11028 کیلوگرم در هکتار)، شبدر برسیم (2/11321 کیلوگرم در هکتار) و ماشک گل خوشه ای (8/11914 کیلوگرم در هکتار) تعلق داشت. در بین این سه، دو گیاه ماشک گل خوشه ای و شبدر برسیم در مقایسه با سایر تیمارها ماده خشک کمتری داشتند؛ اما به نظر می رسد توانایی قابل توجه این گیاهان در تثبیت بیولوژیک نیتروژن و بهبود حاصلخیزی خاک و همچنین سرعت تجزیه بالاتر بقایای این گیاهان به دلیل پایین بودن نسبت کربن به نیتروژن آنها، نقش مؤثری در بهبود رشد و استقرار سریع تر ذرت کاشته شده در بقایای این گیاهان داشته باشد.

آمار یکساله:  

بازدید 226

دانلود 148 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1398
  • دوره: 

    11
  • شماره: 

    2
  • صفحه شروع: 

    655
  • صفحه پایان: 

    671
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    115
  • دانلود: 

    74
چکیده: 

استفاده کارا از نیتروژن در افزایش بهره وری و سودمندی نظام های زراعی نقش مهمی ایفا کرده است. بهبود کارآیی مصرف نیتروژن به عنوان یک راهکار کلیدی در افزایش عملکرد سیستمهای کشاورزی پایدار از طریق به حداقل رساندن مصرف نهاده ها و هدر روی نیتروژن نقش دارد. به منظور بررسی ویژگی های عملکرد و شاخص های کارآیی نیتروژن شامل عملکردهای اقتصادی و بیولوژیک، شاخص برداشت، کارآیی های مصرف، جذب و استفاده از نیتروژن، بهره وری جزئی نیتروژن و شاخص برداشت نیتروژن در ارقام مختلف گندم (Triticum aestivum L. )، پژوهشی در سال زراعی 94-1393 در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد به صورت کرت‍ ‍ های خردشده در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار انجام شد. در این مطالعه فاکتور اصلی مقادیر مختلف کود در 12 سطح (نیتروژن از منبع کود اوره 46 درصد: 0، 100، 200 و 300 کیلوگرم نیتروژن خالص در هکتار؛ کود دامی: 0، 10، 20 و 30 تن کود دامی در هکتار که به ترتیب معادل تقریباً صفر، 100، 200 و 300 کیلوگرم نیتروژن خالص می باشد، ترکیب دو نوع کود نیتروژن شیمیایی و دامی به ترتیب به نسبت های 0: 0، 5: 50، 10: 100، 15: 150 کیلوگرم در هکتار: تن در هکتار) و فاکتور فرعی شامل ارقام گندم در 6 سطح (ارقام خیلی قدیمی: روشن و طبسی؛ رقم قدیمی: فلات؛ ارقام جدید: پارسی، سیروان و سپاهان) بود. نتایج این پژوهش نشان داد که صفات مورد مطالعه به طور معنی دار تحت تأثیر تیمارهای آزمایش قرار گرفتند. درحالی که اثر برهمکنش نوع رقم با سطوح کودی بر هیچ یک از صفات معنی دار نبود. با کاربرد کودهای اوره، دامی و ترکیب آ ن ها، عملکرد دانه، کاه و بیولوژیک به طور معنی دار در مقایسه با شاهد افزایش یافت. بیشترین و کمترین کارآیی مصرف نیتروژن در ارقام سپاهان و سیروان که هر دو از ارقام جدید بوده به ترتیب به میزان 84/20 کیلوگرم بر کیلوگرم و 63/14 کیلوگرم بر کیلوگرم به دست آمد. بدون در نظر گرفتن نوع منبع کود بکار رفته، با افزایش میزان نیتروژن مصرفی، شاخص های کارآیی نیتروژن به طور معنی دار کاهش یافت. اگرچه بین ارقام مختلف ازنظر کارایی استفاده از نیتروژن، شاخص برداشت نیتروژن، عملکرد کاه و بیولوژیک تفاوت معنی دار وجود داشت اما بین ارقام قدیم و جدید روندی مشاهده نگردید.

آمار یکساله:  

بازدید 115

دانلود 74 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1398
  • دوره: 

    11
  • شماره: 

    2
  • صفحه شروع: 

    673
  • صفحه پایان: 

    686
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    140
  • دانلود: 

    73
چکیده: 

اندازه گیری و تحلیل شاخص های بهره وری تولید به ویژه آب در بخش کشاورزی بسیار مهم بوده و از جایگاه خاصی برخوردار است. هدف از این تحقیق اندازه گیری و مقایسه بهره وری آبیاری در دو روش آبیاری نشتی و کلاسیک در محصول چغندرقند (Beta vulgaris L. ) در استان همدان می باشد. بدین منظور تعداد 48 بهره بردار انتخاب و سپس داده های لازم از طریق مصاحبه و تکمیل پرسشنامه جمع آوری گردید در این مطالعه سه نوع شاخص مختلف بهره وری آب شامل عملکرد از هر واحد حجم آب، سود ناخالص از هر واحد حجم آب و سود خالص از هر واحد حجم آب مورد استفاده قرار گرفت. نتایج نشان داد که متوسط مصرف آب در سیستم آبیاری نشتی به میزان 1/23 درصد بیش از آبیاری کلاسیک است. هزینه تولید چغندرقند در تمام شهرستان های مورد بررسی استان همدان در سیستم آبیاری نشتی کمتر از کلاسیک به دست آمد. بر اساس نتایج حاصله میزان بهره وری فیزیکی آب در سامانه آبیاری کلاسیک (85/6 کیلوگرم به ازای یک متر مکعب آب) بیشتر از نشتی (71/4 کیلوگرم به ازای یک متر مکعب آب) بود. در بین شهرستان های مختلف استان همدان نیز بالاترین بهره وری فیزیکی و اقتصادی آب در مزارع چغندرقند در شهرستان های نهاوند و فامنین و کمترین بهره وری در شهرستان اسدآباد مشاهده شد. به طور کلی می توان نتیجه گرفت که کشاورزان از نگاه بهره وری آب در روش آبیاری کلاسیک در مقایسه با روش نشتی از لحاظ مصرف آب منطقی عمل می کنند، بطوریکه شاخص بهره وری اقتصادی آب در سامانه آبیاری کلاسیک (11077 ریال بر متر مکعب) به میزان 7/62 درصد بیشتر از روش آبیاری نشتی (6805 ریال بر متر مکعب) برآورد گردید. لیکن تلفات آب در نتیجه تبخیر و بادبردگی در سامانه های بارانی باید مورد توجه باشد.

آمار یکساله:  

بازدید 140

دانلود 73 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1398
  • دوره: 

    11
  • شماره: 

    2
  • صفحه شروع: 

    687
  • صفحه پایان: 

    701
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    235
  • دانلود: 

    91
چکیده: 

به منظور ارزیابی تأثیر آرایش کاشت و تیمارهای کودی بر رشد و عملکرد گل و بذر گونه دارویی پنیرک (Malva sylvestris L. )، آزمایشی به صورت کرت های دو بار خردشده (اسپلیت اسپلیت پلات) در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه فردوسی مشهد در دو سال زراعی 92-1391 و 93-1392 به اجرا درآمد. منابع کودی شامل کود دامی از نوع گاوی، کمپوست زباله شهری پوسیده، کود شیمیایی و شاهد (عدم مصرف کود) و سه آرایش کاشت یک طرفه با فاصله 70 سانتی متر، یک طرفه با فاصله 90 سانتی متر و دوطرفه (با فاصله ردیف 100 سانتی متر) و دو برداشت به ترتیب به عنوان عامل کرت های اصلی، فرعی و فرعی فرعی در آزمایش در نظر گرفته شدند. صفات موردمطالعه شامل ارتفاع بوته، عملکرد گل تر و خشک، عملکرد بیولوژیک، دانه و درصد موسیلاژ پنیرک بودند. نتایج نشان داد که اثر ساده و متقابل تمام فاکتورها بر بیشتر صفات موردمطالعه معنی دار بود. بیشترین عملکرد خشک گل برای کود دامی و آرایش کاشت دوطرفه (17/4071 کیلوگرم در هکتار) مشاهده شد و کمترین میزان به شاهد×آرایش کاشت یک طرفه 90 سانتی متر (85/1095 کیلوگرم در هکتار) اختصاص داشت. بیشترین و کمترین عملکرد خشک گل به ترتیب برای کود دامی×برداشت دوم (06/4596 کیلوگرم در هکتار) و شاهد×برداشت اول (69/941 کیلوگرم در هکتار) بدست آمد. بالاترین عملکرد بیولوژیک و بذر مربوط به آرایش دوطرفه (به ترتیب با 01/4731 و 60/813 کیلوگرم در هکتار) بود و کمترین میزان به آرایش یک طرفه 90 سانتی متر (به ترتیب با 96/3880 و 74/635 کیلوگرم در هکتار) تعلق داشت. کاربرد کود دامی در مقایسه با شاهد بیشترین تأثیر معنی دار را در افزایش درصد موسیلاژ داشت؛ به طوری که بیشترین درصد موسیلاژ برای کود دامی (06/12 درصد) بدست آمد و کمترین میزان به کود شیمیایی (32/9 درصد) تعلق داشت. بر اساس نتایج این آزمایش، آرایش کاشت دوطرفه و بهره گیری از کودهای دامی را می توان به عنوان راهکاری پایدار جهت دستیابی به عملکرد مطلوب کمی و کیفی در مدیریت این گونه دارویی مدنظر قرارداد.

آمار یکساله:  

بازدید 235

دانلود 91 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1398
  • دوره: 

    11
  • شماره: 

    2
  • صفحه شروع: 

    703
  • صفحه پایان: 

    721
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    149
  • دانلود: 

    82
چکیده: 

یکی از دقیق ترین راه های مطالعه واکنش گیاهان به شرایط محیطی ارزیابی شاخص های رشدی می باشد. به همین منظور حاضر با هدف بررسی اثرات تنش رطوبتی و کود دامی بر برخی شاخص های رشدی و تجمع وزن خشک دو گونه گیاه دارویی آویشن باغی (. Thymus vulgaris L) و آویشن دنایی (Thymus daenensis celak. ) به-صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه بیرجند در سال زراعی 1394 اجرا گردید. فاکتورهای آزمایش شامل سطوح رطوبتی (100، 67 و 33 درصد ظرفیت زراعی)، گونه های آویشن (دنایی و باغی) و کود دامی (کود گاوی) (عدم کاربرد و کاربرد 30 تن در هکتار) بودند. تنش باعث کاهش معنی دار شاخص سطح برگ (LAI)، سرعت رشد محصول (CGR)، سرعت آسیمیلاسیون خالص (NAR)، سطح ویژه برگ (SLA)، نسبت وزن برگ (LWR) و تجمع وزن خشک کل (TDM) گردید و تنها تأثیر غیر معنی داری بر سرعت رشد نسبی (RGR) داشت. تیمار کود دامی تأثیر مثبتی بر شاخص های رشد و افزایش TDM داشت و به همین دلیل مصرف کودهای دامی در مدیریت منابع غذایی و رطوبتی و در شرایط تنش خشکی جهت حصول عملکرد کمی مطلوب قابل توصیه می باشد. همچنین در بین دو گونه مورد آزمایش گونه آویشن دنایی با دارا بودن میزان بالاتر شاخص های رشدی(به استثناء نسبت وزن برگ) و دارا بودن تجمع وزن خشک بالاتر (TDM) نسبت به گونه آویشن باغی برتری داشت و به عنوان گونه برتر در این آزمایش معرفی می گردد.

آمار یکساله:  

بازدید 149

دانلود 82 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1398
  • دوره: 

    11
  • شماره: 

    2
  • صفحه شروع: 

    723
  • صفحه پایان: 

    737
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    98
  • دانلود: 

    74
چکیده: 

میزان عملکرد گیاهان توسط اثر متقابل محیط و ژنتیک تعیین می شود. در بین عوامل محیطی، تنش کم آبی در اکثر مناطق کشاورزی ایران در جلوگیری از دستیابی به عملکرد مطلوب گیاهان زراعی از جمله گندم (Triticum aestivum L. ) نقش مهمی دارد. بنابراین، این تحقیق به منظور بررسی نحوه تأثیر تنش کم آبی پس از گلدهی بر خصوصیات فیزیولوژیک منابع جاری و ذخیره ای ارقام گندم مناطق معتدله شامل: دو رقم با تیپ رشد بهاره (سیوند و سیروان) و دو رقم با تیپ رشد بینابین (پیشگام و اروم) انجام شد. این پژوهش در سال زراعی 95-1394در دانشگاه رازی کرمانشاه به صورت طرح کرت های خردشده بر پایه طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار انجام شد. تیمار تنش کم آبی در دو سطح شامل: شاهد و قطع کامل آبیاری پس از گلدهی در کرت های اصلی و رقم ها در کرت های فرعی قرار گرفتند. بر اساس نتایج به دست آمده، اعمال تنش کم آبی به طور متوسط موجب 36، 28، 24 و 26 درصد کاهش عملکرد دانه به ترتیب در ارقام سیوند، سیروان، پیشگام و اروم گردید. 7 و 21 روز بعد از گرده افشانی در شرایط شاهد رطوبتی به ترتیب ارقام سیوند و سیروان بیشترین سرعت فتوسنتز (به ترتیب با 5/24 و 9/21 میکرومول دی اکسید کربن بر مترمربع در ثانیه)، سرعت تعرق، هدایت روزنه ای و کارایی فتوشیمیایی فتوسیستم II و پایین ترین دمای برگ و در هر دو مرحله مذکور رقم اروم کمترین مقادیر صفات فوق را داشتند. تنش کم آبی دمای برگ را 7 و 21 روز بعد از گرده افشانی افزایش و سرعت فتوسنتز غلظت CO2 اتاقک روزنه ای، هدایت روزنه ای، سرعت تعرق و حداکثر کارایی فتوشیمیایی را به طور معنی داری کاهش داد. رقم پیشگام بالاترین مقدار انتقال مجدد را در هر دو شرایط رطوبتی داشت. سهم انتقال مجدد در شکل گیری عملکرد دانه در ارقام موردبررسی کمتر از 30 درصد بود. با توجه به نتایج به دست آمده، ارقام تیپ رشد بهاره در مقایسه با تیپ رشد بینابین در کشت پاییزه ازنظر عملکرد دانه حساسیت بیشتری نسبت به تنش کم آبی پس از گلدهی داشتند و کاشت آنها در این شرایط با کاهش عملکرد دانه بیشتری توأم همراه خواهد بود.

آمار یکساله:  

بازدید 98

دانلود 74 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1398
  • دوره: 

    11
  • شماره: 

    2
  • صفحه شروع: 

    739
  • صفحه پایان: 

    755
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    119
  • دانلود: 

    83
چکیده: 

این مطالعه به منظور بررسی جریان انرژی و پتانسیل گرمایش جهانی مزارع آفتابگردان (Helianthus annuus L. ) در شهرستان میامی انجام شد. اطلاعات لازم در مورد سه روش کاشت مرسوم، روش کم خاک ورزی و کاشت مستقیم از طریق مصاحبه حضوری و تکمیل پرسش نامه در سال 1389 تهیه شد. پس از جمع آوری اطلاعات، پارامترهای مربوط به انرژی و پتانسیل گرمایش جهانی ناشی از انتشار گازهای گلخانه ای بر مبنای معادل دی اکسید کربن محاسبه گردید. نتایج نشان داد که میزان انرژی ورودی در سه روش کاشت مرسوم، روش کم خاک ورزی و کاشت مستقیم به ترتیب برابر 13971، 12117 و 10865 مگاژول بر هکتار بود. در هر سه روش در مقایسه با سایر نهاده ها، کود نیتروژن و سوخت مصرفی بیشترین سهم انرژی ورودی را داشتند. بیشترین و کمترین میزان بهره وری انرژی به ترتیب مربوط به کشت مستقیم (15/0 کیلوگرم بر مگاژول) و کشت رایج (11/0 کیلوگرم بر مگاژول) بود. کمترین مقدار پتانسیل گرمایش جهانی از روش کاشت مستقیم به میزان 1449 کیلوگرم معادل دی اکسید کربن در هکتار بود. در روش مرسوم و کم خاک ورزی، پتانسیل گرمایش جهانی حاصل از مصرف سوخت بیشترین مقدار تولید گازهای گلخانه ای به ترتیب 3/43 و 5/36 درصد از کل تولید گازهای گلخانه ای را به خود اختصاص داده است. در روش کاشت مستقیم، پتانسیل گرمایش جهانی حاصل از مصرف کود نیتروژن بیشترین مقدار تولید گازهای گلخانه ای (3/47 درصد) را به خود اختصاص داد. با توجه به نتایج بدست آمده مدیریت عملیات زراعی با رویکرد حذف عملیات اضافی (کاهش مصرف سوخت) و مدیریت مصرف کود نیتروژن، به منظور افزایش بهره وری انرژی، کاهش تولید گازهای گلخانه ای و اثرات زیست محیطی ضروری است.

آمار یکساله:  

بازدید 119

دانلود 83 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1398
  • دوره: 

    11
  • شماره: 

    2
  • صفحه شروع: 

    757
  • صفحه پایان: 

    774
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    157
  • دانلود: 

    120
چکیده: 

کمبود آب، عامل محدود کننده رشد و عملکرد گیاهان در مناطق خشک و نیمه خشک محسوب می شود. به منظور بررسی اثر تنش خشکی بر خصوصیات مرفولوژیک و آنزیم کاتالاز جمعیت های گیاه دارویی بالنگو شیرازی (Lallemantia royleana Benth. )، آزمایشی به صورت کرت های خرد شده در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی گیاهان دارویی دانشکده علوم کشاورزی دانشگاه شاهد در سال 94-1393 اجرا شد. فاکتورهای آزمایش شامل سه سطح خشکی در مرحله گلدهی به عنوان فاکتور اصلی (پتانسیل رطوبت خاک 5/0-(شاهد)، 5/6-و 5/9-اتمسفر)، پنج جمعیت بالنگو شامل یک جمعیت از استان کردستان (سنندج) و چهار جمعیت از استان اصفهان (نائین، اردستان، نجف آباد و خوانسار) به عنوان فاکتور فرعی در نظر گرفته شدند. بررسی نتایج نشان داد که خشکی تأثیر معنی داری بر صفات مرفولوژیک، اجزای عملکرد (به جز صفت تعداد فندقه در هر چرخه گل)، عملکرد دانه، درصد و عملکرد موسیلاژ، محتوای پروتئین و آنزیم کاتالاز داشت. با افزایش خشکی صفاتی مانند ارتفاع بوته، اجزای عملکرد و عملکرد دانه، عملکرد موسیلاژ و محتوای پروتئین کاهش پیدا کردند. تنش خشکی باعث افزایش طول ریشه، درصد موسیلاژ و آنزیم کاتالاز شد. اثر ساده جمعیت بر ارتفاع بوته، تعداد شاخه های فرعی، وزن تر و خشک تک بوته غیر معنی دار شد. در بین جمعیت های بالنگو، جمعیت نجف آباد دارای بیش ترین عملکرد دانه، عملکرد موسیلاژ و اجزای عملکرد بود. بین عملکرد دانه با ارتفاع بوته، وزن هزار دانه، تعداد فندقه در هر چرخه گل، وزن تر بوته، وزن خشک بوته و طول ریشه همبستگی مثبت و معنی داری مشاهده شد. بیش ترین همبستگی بین عملکرد موسیلاژ و وزن هزار دانه مشاهده شد. با توجه به اینکه هدف از کشت گیاه دارویی بالنگو دانه است، جمعیت نائین در پتانسیل رطوبت 5/9-اتمسفر بیش ترین عملکرد دانه را داشت.

آمار یکساله:  

بازدید 157

دانلود 120 استناد 0 مرجع 0