مشخصات نشــریه/اطلاعات دوره

نتایج جستجو

2558

نتیجه یافت شد

مرتبط ترین ها

اعمال فیلتر

به روزترین ها

اعمال فیلتر

پربازدید ترین ها

اعمال فیلتر

پر دانلودترین‌ها

اعمال فیلتر

پر استنادترین‌ها

اعمال فیلتر

تعداد صفحات

27

انتقال به صفحه

آرشیو

سال

دوره(شماره)

مشاهده شمارگان

مرکز اطلاعات علمی SID1
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1400
  • دوره: 

    79
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    1
  • صفحه پایان: 

    9
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    235
  • دانلود: 

    252
چکیده: 

بیماری آلزایمر شایعترین بیماری تحلیل برنده عصبی است که تاکنون هیچ پیشگیری یا درمان قطعی برای آن یافت نشده است. پلاک های پیری و کلاف های نوروفیبریلاری دو نشانه مهم بافتی در آلزایمر هستند که هر دو برای سلول سمی می باشند. تغییرات سلولی بسیاری از قبیل استرس اکسیداتیو، التهاب نورونی، تجمع پروتیین های بد تاخورده و اختلالات میتوکندریایی نیز در آلزایمر ایجاد می شوند که می توانند منجر به مرگ نورونی شوند. در سال های اخیر، اثرات حفاظت کننده نورونی فلاونوییدها بسیار مورد توجه قرار گرفته است. این ترکیبات مشتق از گیاهان به سبب توانایی شان در تولید آنتی اکسیدان ها، دارای اثرات بسیار قوی بر روی اختلالات ناشی از دمانس مغزی می باشند. مکانیسم های متعددی برای فلاونوییدها پیشنهاد شده است که به واسطه آن ها می توانند در پیشگیری و یا آهسته کردن روند بیماری نقش داشته باشند. براساس شواهد، فلاونوییدها سمیت ناشی از آمیلویید بتا را کاهش داده و مانع تشکیل کلاف های نوروفیبریلاری در مغز می شوند. این ترکیبات در شکل پذیری سیناپسی و ایجاد نورون های جدید نیز نقش دارند. همچنین، موجب کاهش آپوپتوز ناشی از استرس اکسیداتیو یا التهاب نورونی می شوند. از اینرو، این فرایندها می توانند از پیشرفت آلزایمر جلوگیری کرده و علایم شناختی را بهبود بخشند. در مقاله حاضر تاثیر برخی از فلاونوییدهای مشتق از گیاهان در مدل های مختلف آلزایمر به طور خلاصه مرور می شود و مکانیسم اثر و مسیرهای پیامرسانی مهم در کاهش التهاب عصبی، آپوپتوز و آسیب اکسیدانی مطرح می شوند. با وجود اثرات سودمند این ترکیبات، بررسی های بیشتری مورد نیاز است تا بتوان فلاونوییدها را به طور جدی به عنوان دارو در درمان آلزایمر استفاده نمود.

آمار یکساله:  

بازدید 235

دانلود 252 استناد 0 مرجع 10
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1400
  • دوره: 

    79
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    10
  • صفحه پایان: 

    17
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    195
  • دانلود: 

    97
چکیده: 

زمینه و هدف: تشخیص دقیق و به هنگام بیماری کبد چرب غیرالکلی که عامل اصلی بیماری های مزمن کبد است، بسیار مهم می باشد. سونوگرافی از کبد متداول ترین روش تشخیص میزان کبدچرب می باشد. اما به دلیل کیفیت پایین تصاویر اولتراسوند، نیاز به روش های هوش مصنوعی برای تشخیص دقیق میزان چربی کبدی، ضروری می باشد. هدف این مقاله توسعه یک مدل یادگیری ماشین برای ارزیابی سطح چربی کبد براساس تصاویر التراسوند کبد می باشد. روش بررسی: در این مطالعه تحلیلی که از اردیبهشت 1399 تا آذر 1399 در تهران به طول انجامیده است، از تصاویر اولتراسوند 55 فرد مبتلا به چاقی مفرط که قصد جراحی لاپاروسکوپی داشته اند، استفاده شده و از نتیجه بافت شناسی نمونه برداشتی از کبد در آزمایشگاه به عنوان مرجع میزان چربی کبد استفاده شده است. ابتدا 88 ویژگی مبتنی بر بافت با استفاده از ماتریس هم رخداد سطح خاکستری از تصاویر استخراج شده است. در مرحله ی بعد با استفاده از روش حداقل افزونگی و حداکثر ارتباط 20 ویژگی برتر از میان 88 ویژگی انتخاب شده و به ورودی طبقه بند اعمال شده است. در انتها با استفاده از سه طبقه بند آنالیز افتراقی خطی، ماشین بردار پشتیبان و آدابوست، تصاویر به چهار گروه براساس میزان چربی طبقه بندی شده اند. یافته ها: صحت به دست آمده در این مدل، برای طبقه بند آدابوست برابر با 72/92% شد. در حالی که صحت به دست آمده برای هر دو طبقه بند ماشین بردار پشتیبان و آنالیز افتراقی خطی به ترتیب برابر با 88/87% و 76/75% شده است. نتیجه گیری: رویکرد پیشنهادی مبتنی بر ویژگی های بافت با استفاده از طبقه بند آدابوست از روی تصاویر التراسوند، میزان چربی کبد را با دقت بالا و به صورت اتوماتیک تشخیص می دهد و می تواند در تشخیص نهایی به پزشکان و رادیولوژیست ها کمک شایانی کند.

آمار یکساله:  

بازدید 195

دانلود 97 استناد 0 مرجع 4
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1400
  • دوره: 

    79
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    18
  • صفحه پایان: 

    25
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    256
  • دانلود: 

    108
چکیده: 

زمینه و هدف: جراحی فکومولسیفیکاسیون یکی از رایج ترین جراحی ها در جهان است. داروهای مختلفی به تنهایی و یا در ترکیب با یکدیگر برای ایجادآرام بخشی موثروایمن دربیماران استفاده شده اند اما تاکنون روش دارویی مورد توافق متخصصان بیهوشی پیشنهاد نشده است. هدف از این تحقیق ارزیابی کیفیت آرام بخشی میدازولام یا پروپوفول با دوز کم کتامین در جراحی فاکومولسیفیکاسیون بود. روش بررسی: این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادقی دو سو کور که از آذر 1396 تا شهریور 1398 در بیمارستان فیض اصفهان انجام شد. در این مطالعه، 68 بیمار با استفاده از نرم افزار تصادفی در گروه های میدازولام (M) و پروپوفول (P) قرار گرفته و وارد مطالعه شدند. گروه (M) میدازولام mg/kg 04/0 و گروه (P) پروپوفول mg/kg 5/0 دریافت کردند سپس در هر دو گروه، کتامین mg/kg 3/0 به صورت وریدی تزریق شد. کیفیت آرام بخشی، پاسخ قلبی عروقی و رضایت بیمار و جراح ارزیابی و ثبت شد. داده ها وارد SPSS software, version 23 (IBM SPSS, Armonk, NY, USA) شدند و توسط روش های آماری ANOVA و Independent samples t‐ test مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: در این مطالعه از نظر مشخصات دموگرافیک بین دو گروه تفاوت معناداری وجود نداشت (05/0>p). درگروه KM درصد بیشتری از بیماران به کیفیت آرام بخشی مطلوب رسیدند، اما از نظر آماری تفاوت معناداری بین دو گروه وجود نداشت (75/0=P). رضایت جراح در گروه KP بیشتر بود (18/0=P)و رضایت بیمار در گروه KM بود (18/0=P) اما اختلاف معناداری وجود نداشت (05/0>P). زمان ریکاوری نیز بین دو گروه مشابه بود. بین دو گروه از نظر آماری تفاوت معناداری وجود نداشت (98/0>p). در گروه KM در دقیقه پنجم جراحی فشارخون سیستولی به صورت معناداری بیش از گروه KP (02/0=P) بود و فشارخون دیاستولی به صورت غیرمعناداری بالاتر از گروه دیگر بود (08/0=P). نتیجه گیری: می توان اظهار داشت که اضافه کردن دوز کم کتامین به میدازولام و پروپوفول همراه با آرام بخشی موثر و پاسخ قلبی عروقی مشابه در طی جراحی فیکوامولسیفیکاسیون می باشد.

آمار یکساله:  

بازدید 256

دانلود 108 استناد 0 مرجع 5
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1400
  • دوره: 

    79
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    26
  • صفحه پایان: 

    32
تعامل: 
  • استنادات: 

    124
  • بازدید: 

    145
  • دانلود: 

    137
چکیده: 

زمینه و هدف: امروزه از لیزرهای کم توان برای درمان ریزش مو به دلیل افزایش تکثیر سلولی استفاده می شود. سلول درمانی با استفاده از سلول های بنیادی می تواند رویکرد جدیدی در زمینه کاشت مو باشد. در این مطالعه اثر تابش لیزر کم توان بر بقا و همچنین میزان رادیکال های فعال اکسیژن سلول های بنیادی فولیکول موی انسانی مورد بررسی قرار گرفت. روش بررسی: مطالعه آزمایشگاهی، مداخله ای و در محیط In vitro آزمایشگاه کشت سلولی سازمان جهاد دانشگاهی علوم پزشکی تهران در سال 1398 (خرداد 1398 تا بهمن 1398) انجام شد. ابتدا فولیکول مو از ناحیه پس سری(SDA) جدا شد. جداسازی ناحیه بالب هر فولیکول پس از جداسازی واحدهای فولیکولار انجام شد. پس از رشد سلول های بنیادی فولیکول مو در فلاسک کشت سلولی، بیان نشانگرهای سلول های بنیادی با استفاده از روش فلوسایتومتری مورد بررسی قرار گرفت. میزان بقا و همچنین میزانROS تحت تابش دوز های مختلف لیزر کم توان با طول موج nm 685 سنجیده شد. یافته ها: نتایج تیمار سلول های بنیادی فولیکول مو با دوز های مختلف لیزر کم توان (صفر تا J/cm2 20) نشان داد که لیزر کم توان با دوز پنج J/cm2 بالاترین میزان بقا را نشان داد. نتایج سنجش میزان ROS تحت تاثیر لیزر کم توان نیز حاکی از افزایش میزان ROS در دوز انرژی پنج J/cm2 بود. نتیجه گیری: افزایش بقا و تکثیر بیشتر سلول های بنیادی فولیکول مو تحت تاثیر لیزر کم توان می تواند رویکرد جدیدی را در سلول درمانی با استفاده از سلول های بنیادی فولیکول مو و همچنین کاشت مو ایجاد کند.

آمار یکساله:  

بازدید 145

دانلود 137 استناد 124 مرجع 4
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1400
  • دوره: 

    79
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    33
  • صفحه پایان: 

    41
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    215
  • دانلود: 

    101
چکیده: 

زمینه و هدف: در مطالعات آماری، به منظور بررسی ارتباط بین متغیرها از مدل های آماری استفاده می شود. با توجه به تنوع مدل های آماری پیدا کردن مناسب ترین مدل کار پیچیده ای است. این مطالعه با هدف مقایسه مدل های مختلف در بررسی درمان کولیک شیرخواران و تاثیر بد مشخص سازی انجام شد. روش بررسی: این کارآزمایی بالینی تصادفی شده در درمانگاه اطفال بیمارستان امیرکبیر اراک، بر روی 100 شیرخوار مبتلا به کولیک به صورت تصادفی و در دو گروه مداخله و کنترل انجام شد. جمع آوری و تحلیل داده ها در سال 1395 انجام شد. پس از آموزش ماساژ به مادران گروه مداخله، از آن ها خواسته شد روزی سه بار در طول هفته ماساژ را بر روی شیرخواران انجام دهند و در گروه کنترل با تکان دادن شیرخوار، علایم کولیک را برطرف کنند. در هر گروه، والدین روزانه تعداد و شدت گریه کودکان را در چک لیست مربوطه ثبت نمودند. در نهایت، با به کارگیری مدل های مختلف و نرم افزارهای R، SAS و معیارهای نیکویی برازش بهترین مدل معرفی شد. یافته ها: در گروه ماساژ میانگین شدت گریه شیرخواران مبتلا به کولیک از 01/5 در روز نخست به 47/2 واحد در روز هفتم کاهش پیدا کرد. از روز چهارم به بعد شیرخواران گروه ماساژ میانگین مدت زمان خواب بالاتری را دارا بودند. همچنین شدت گریه در شیرخواران گروه ماساژ به طور معناداری بیشتر از گروه تکان به دست آمد. در خصوص برازش مدل های حاشیه ای، ساختار همبستگی خودبازگشتی مرتبه اول بهترین برازش و برای برخی از متغیرها مدل اثرات تصادفی با توزیع گاما برای مولفه تصادفی برازش بهتری داشته است. نتیجه گیری: ماساژ می تواند باعث کاهش کولیک شیرخواران گردد. ازنظر آماری نیز در صورت بدمشخص سازی مدل غیرخطی، واریانس برآوردها بیش از مقدار برآورد شده تحت تاثیر بدمشخص سازی ساختار همبستگی قرار می گیرند.

آمار یکساله:  

بازدید 215

دانلود 101 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1400
  • دوره: 

    79
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    42
  • صفحه پایان: 

    50
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    128
  • دانلود: 

    100
چکیده: 

زمینه و هدف: با وجود سال ها پژوهش مداوم، هنوز هم مرگ مادران در اثر پره اکلامپسی به عنوان یک تهدید جدی مطرح می باشد. محققین بر این باورند که پره اکلامپسی یک بیماری چند عاملی است و عوامل خطر متعددی از جمله عوامل ایمونولوژیکی را برای آن پیشنهاد نموده اند. بنابراین بررسی رابطه ی پره اکلامپسی با تغییرات ایمونولوژیکی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. با توجه به نقش عوامل ایمونولوژیک و التهابی در اتیولوژی پره اکلامپسی، در تحقیق حاضر ارتباط پلی مورفیسم (rs1028181)-513T/C ژن اینترلوکین 19 با بیماری پره اکلامپسی مورد بررسی قرار گرفت. روش بررسی: این مطالعه مورد-شاهدی از دی 1395 تا خرداد 1396 در دانشگاه آزاد اسلامی واحد کازرون انجام شد. 150 زن مبتلا به بیماری پره اکلامپسی به عنوان مورد و150 زن سالم باردار فاقد هر گونه بیماری، مراجعه کننده به بیمارستان ولی عصر کازرون به عنوان شاهد انتخاب شدند. پس از نمونه گیری و استخراج DNA، ژنوتیپ های مربوط به پلی مورفیسم اشاره شده با روش Tetra Primer ARMS PCR مورد بررسی قرار گرفت. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS software, version 16 (IBM SPSS, Armonk, NY, USA) و Chi-square test مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: اختلاف معناداری در فراوانی همه ژنوتیپ ها (CC، CT و TT) (001/0P=) و هر دو آلل (C و T) (002/0P=) در موقعیت پلی مورفیسم (rs1028181)-513T/C بین زنان باردار مبتلا به پره اکلامپسی و زنان باردار سالم مشاهده شد. میان سایر پارامترهای پاراکلینیکی مورد نظر تحقیق با پلی مورفیسم مذکور ارتباط معناداری در گروه بیمار و کنترل دیده نشد. نتیجه گیری: حضور پلی مورفیسم (rs1028181)-513T/C را می توان به عنوان عامل پیش بینی کننده ی ایجاد پره اکلامپسی در نظر گرفت.

آمار یکساله:  

بازدید 128

دانلود 100 استناد 0 مرجع 5
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1400
  • دوره: 

    79
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    51
  • صفحه پایان: 

    60
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    110
  • دانلود: 

    98
چکیده: 

زمینه و هدف: مدت بیهوشی می تواند نقش معناداری در بروز عوارض پس از اعمال جراحی داشته باشد. به همین منظور مطالعه ی حاضر با بررسی تاثیر تحریک شنوایی با صدای آشنا بر بازگشت از بیهوشی در بیماران تحت عمل جراحی رینوپلاستی صورت گرفته است. روش بررسی: این مطالعه بر روی 80 بیمار کاندید عمل جراحی رینوپلاستی در بیمارستان سوانح و سوختگی یزد طی بازه زمانی شهریور 1397 تا آذر 1398 (در دو گروه 40 نفره کنترل و مداخله) انجام شده است. برای بیماران گروه کنترل، پس از ورود به ریکاوری مراقبت های روتین پرستاری انجام، و بیماران گروه مداخله علاوه بر مراقبت های روتین، تحت تاثیر تحریک حس شنوایی با صدای ضبط شده از قبل به مدت 15 دقیقه قرار گرفتند. سپس قبل و بعد از تحریک حس شنوایی پارامترهای همودینامیک و همچنین مدت زمان بازگشت از بیهوشی بیماران ثبت شد. یافته ها: نتایج مطالعه حاضر نشان داد از دقیقه پنجم پس از تحریکات شنوایی، میانگین متوسط فشارخون شریانی (MAP) در گروه مداخله به طور معناداری بیش ازگروه کنترل بوده است (05/0p). نتیجه گیری: برطبق نتایج، استفاده از تحریکات شنوایی با صدای آشنا به طور معناداری می تواند مدت بازگشت از بیهوشی را کاهش دهد. بعلاوه در تغییر SBP، DBP و MAP این بیماران به سطح نرمال نقش به سزایی داشته است.

آمار یکساله:  

بازدید 110

دانلود 98 استناد 0 مرجع 5
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1400
  • دوره: 

    79
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    61
  • صفحه پایان: 

    66
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    114
  • دانلود: 

    94
چکیده: 

زمینه و هدف: لنفوم، بدخیمی سلول های لنفوییدی است. لنفوم T-Cell به صورت خارج نودی بسیار نادر می باشد. لنفوم های دهانی درصد کمی از بدخیمی های سر و گردن را شامل می شوند. لنفوم نان هوچکین در دهان نادر است و بیشتر در افراد با ضعف سیستم ایمنی ایجاد می شود. معرفی بیمار: بیمار خانمی 67 ساله با زخمی در کام که از دو ماه قبل ایجاد شده بود، مراجعه کرد. در نمای بالینی، یک ضایعه اندوفیتیک با سطح گرانولر در سمت چپ کام سخت به سمت کام نرم و ریج آلویولر مشاهده شد. با تشخیص احتمالی اسکواموس سل کارسینوما تحت بیوپسی قرار گرفت. بررسی میکروسکوپی و ایمونوهیستوشیمی متاستاز لنفوم T-Cell را نشان داد. با توجه به سابقه ابتلای بیمار به لنفوم T-Cell روده کوچک، به انکولوژیست ارجاع گردید. نتیجه گیری: متاستاز بدخیمی ها به حفره دهان می تواند به صورت تورم و زخم بروز یابد. معاینه دقیق و گرفتن تاریخچه کامل در تشخیص زودهنگام ودرمان به موقع می تواند مفید باشد.

آمار یکساله:  

بازدید 114

دانلود 94 استناد 0 مرجع 13
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1400
  • دوره: 

    79
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    67
  • صفحه پایان: 

    71
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    173
  • دانلود: 

    102
چکیده: 

زمینه و هدف: اکستانسور کارپی رادیالیس لانگوس (ECRL) و اکستانسور کارپی رادیالیس برویس (ECRB) دو عضله سطحی کمپارتمان خلفی ساعد می باشند. واریاسیون های این عضلات بسیار شایع بوده و معمولا حین جراحی تشخیص داده می شوند. گاهی اوقات این واریاسیون ها علامت دار بوده و می توانند در اقدامات بالینی مانند جراحی کمک کننده باشند. معرفی بیمار: طی تشریح روتین جسد مردی حدودا 70 ساله فیکس شده در فرمالین 10% در گروه بیولوژی و علوم تشریح دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی تهران دو مورد واریاسیون تاندون عضلات ECRL و ECRB در ثلث فوقانی ساعد دست چپ مشاهده کردیم. تاندون این عضلات در ثلث فوقانی ساعد به دو شاخه تقسیم شده بودند. شاخه فرعی این عضلات در انتهای تحتانی ساعد با یکدیگر تقاطع کرده و هر کدام به شاخه اصلی تاندون عضله مقابل متصل شده بود. نتیجه گیری: آگاهی از این واریاسیون ها می تواند به رادیولوژیست ها و جراحان در تشخیص و درمان کمک شایانی کند.

آمار یکساله:  

بازدید 173

دانلود 102 استناد 0 مرجع 1
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1400
  • دوره: 

    79
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    72
  • صفحه پایان: 

    77
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    99
  • دانلود: 

    88
چکیده: 

زمینه و هدف: درک ساختارهای ناحیه دست برای تشخیص بیماری ها و صدمات آن ضروری است. روش های مختلفی برای آموزش آناتومی این ناحیه وجود دارد. در این مقاله ابزار آموزشی جدیدی را معرفی و تاثیر استفاده از آن را بررسی می کنیم. روش بررسی: ابتدا ابزار آموزشی ساخته شد. 280 دانشجوی شرکت کننده در پژوهش به دو گروه شاهد (الف) و تجربی (ب) تقسیم شدند. هر دو گروه در یک پیش آزمون شرکت کردند. پس از تدریس تیوری مبحث دست برای هر دو گروه، گروه شاهد با روش سنتی و گروه تجربی با استفاده از ابزار آموزشی پیشنهادی، آموزش عملی دریافت نمودند و هر دو گروه در یک پس آزمون شرکت نمودند و نمرات پیش و پس آزمون گروه ها مقایسه شد. یافته ها: نمرات پیش آزمون گروه الف و ب به ترتیب 197/48± 1/3 و 481/49± 1/3 و نمرات پس آزمون گروه الف و ب به ترتیب 504/97± 1/6 و 303/1± 54/10 بود. نتیجه گیری: ابزار آموزشی پیشنهادی در زمینه آموزش آناتومی دست موثر است.

آمار یکساله:  

بازدید 99

دانلود 88 استناد 0 مرجع 2

تبلیغات

مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID