مشخصات نشــریه/اطلاعات دوره

بینا | سال:1383 | دوره:10 | شماره:2 (پی در پی 38)

نتایج جستجو

2558

نتیجه یافت شد

مرتبط ترین ها

اعمال فیلتر

به روزترین ها

اعمال فیلتر

پربازدید ترین ها

اعمال فیلتر

پر دانلودترین‌ها

اعمال فیلتر

پر استنادترین‌ها

اعمال فیلتر

تعداد صفحات

27

انتقال به صفحه

آرشیو

سال

دوره(شماره)

مشاهده شمارگان

مرکز اطلاعات علمی SID1
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
نویسنده: 

کیان ارثی فرزان

نشریه: 

بینا

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1383
  • دوره: 

    10
  • شماره: 

    2 (پی در پی 38)
  • صفحه شروع: 

    147
  • صفحه پایان: 

    154
تعامل: 
  • استنادات: 

    1
  • بازدید: 

    153
  • دانلود: 

    95
کلیدواژه: 
چکیده: 

هدف: تعیین الگوهای بالینی و سبب شناشی یووییت در بیماران ارجاعی با این تشخیص در شهر اصفهان. روش پژوهش: به کمک یک مطالعه توصیفی، پرونده 329 بیمار مبتلا به یووییت ارجاع شده به در مانگاه یووه در بیمارستان فارابی اصفهان، در فاصله 3 سال (1381-1378) از نظر سن، جنس و ویژگی های بالینی، آناتومیک و سبب شناختی مورد بررسی قرار گرفتند. یافته ها: میانگین سنی بیماران 33.2 سال و نسبت بیماران زن به مرد در جمعیت مورد مطاله 1.19 به 1 بود. یووییت قدامی شایع ترین نوع آناتومیک (29.2 درصد) بود و پس از آن، به ترتیب یووییت سرتاسری یا پان یووییت (26.7 درصد)، یووییت خلفی (23.7 درصد) و یووییت حد واسط (20.4 درصد) قرار داشتند. شایع ترین علل در انواع آناتومیک به شرح زیر بودند: در یووییت قدامی، علل ناشناخته (43.7 درصد) و سپس بیماری فوکس هتروکرومیک ایریدوسیکلیت (32.3 درصد)؛ در یووییت خلقی، توکسوپلاسموز (93.5 درصد)؛ در یووییت حدواسط، علل ایدیوپاتیک (18.2 درصد). در 35.5 درصد موارد، علت یووییت ها نا شناخته بود و در 12.1 درصد موارد، تشخیص اختصاصی چشمی وجود داشت. از میان علل شناخته شده، توکسوپلاسموز (22.2 درصد) شایع ترین عامل ایجادی یووییت در این بیماران بود و پس از آن بیماری بهجت (18.6 درصد) و بیماری فوکس (9.4 درصد) قرار داشتند. در 52.3 درصد موارد، بیماری زمینه ای سیستمیک دیده شد که شایع ترین بیماری سیستمیک عفونی، توکسوپلاسموز بود. مجموعه عوامل غیرعفونی، سهم بیشتری (73.3 درصد) در سبب شناسی یووییت نسبت به عوامل عفونی داشتند. یووییتها در 67.2 درصد موارد سیر مزمن داشتند و در 90.9 درصد موارد نوع یووییت غیر گرانولوماتوز بود. از نظر چشم گرفتار، در 56.8 درصد موارد تنها یک چشم مبتلا بود. در سنین زیر 16سالگی، یووییت حد واسط با فراوانی 35.9 درصد، شایع ترین نوع یووییت بود. نتیجه گیری: الگوی بالینی و سبب شناختی یووییت در اصفهان، تفاوت های بارزی با سایر مناطق دارد. برای مثال یووییت ناشی از توکسوپلاسما، بهجت وفوکس، در اصفهان فراوان تر دیده می شوند. عوامل محیطی، ژنتیکی و جغرافیایی ممکن است در این زمینه نقش داشته باشد.

آمار یکساله:  

بازدید 153

دانلود 95 استناد 1 مرجع 1
نشریه: 

بینا

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1383
  • دوره: 

    10
  • شماره: 

    2 (پی در پی 38)
  • صفحه شروع: 

    155
  • صفحه پایان: 

    162
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    159
  • دانلود: 

    91
کلیدواژه: 
چکیده: 

هدف: ارزیابی تاثیر لوودوپا – کاربی دوپا بر بهبود حدت بینایی، دید رنگ و میدان بینایی در مبتلایان به نوروپاتی ایسکمیک غیر آرتریتی قدامی عصب بینایی (NAION) در بیمارانی که کم تر از 6 هفته به این بیماری مبتلا شده اند. روش پژوهش: در این مطالعه که به روش کارآزمایی بالینی شاهددار تصادفی شده دو سوکور انجام شد؛ 13 بیمار به طور تصادفی تحت درمان لوودوپا-کاربی دوپا به مدت 3 هفته قرار گرفتند و 12 بیمار نیز به طور تصادفی تحت درمان با دارونما قرار گرفتند. پس از 6 ماه تفاوت میزان حدت بینایی به کمک جدول اسنلن، دید رنگی به کمک صفحات Ishihara و میدان بینایی به روشAutomates central 30-2  در هر دو گروه مورد قضاوت آماری قرار گرفت. یافته ها: متوسط حدت بینایی در گروه درمان در ابتدای مطالعه، 1.007 لاگمار (10/1) و در پایان مطالعه 0.75 لاگمار (10/4) بود. متوسط حدت بینایی در گروه شاهد، در ابتدا 0.85 لاگمار (10/3) و در پایان مطالعه 0.75 لاگمار (10/4) بود. بهبود حدت بینایی در گروه درمان به میزان 3 خط (p=0.0007) و در گروه شاهد به میزان 1 خط (p=0.013) بود. متوسط دید رنگی در گروه درمان در ابتدای مطالعه 14/4 و در پایان مطالعه 14/5.76 و در گروه شاهد در ابتدای مطالعه 14/4.3 و در پایان مطالعه 14/5.3 بود. میزان بهبود دید رنگی در گروه شاهد و درمان در ابتدای مطالعه و در پایان مطالعه از نظر آماری اختلاف معنی داری نداشت. میدان بینایی در هیچ یک از دو گروه شاهد و درمان، در پایان مطالعه بهبودی نداشت ((p=0.93. نتیجه گیری: داروی لوودوپا –کاربی دوپا در ایجاد بهبود حدت بینایی در مبتلایان بهNAION  تازه حادث شده، از نظر بالینی موثر است ولی دید رنگی و میدان بینایی، بهبود قابل ملاحظه ای نشان نمی دهند. بنابراین، استفاده از روشهای درمانی مناسب تر جهت این بیماران توصیه می گردد.

آمار یکساله:  

بازدید 159

دانلود 91 استناد 0 مرجع 1
نشریه: 

بینا

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1383
  • دوره: 

    10
  • شماره: 

    2 (پی در پی 38)
  • صفحه شروع: 

    163
  • صفحه پایان: 

    169
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    346
  • دانلود: 

    79
کلیدواژه: 
چکیده: 

هدف: تعیین شیوع بیماریهای سیستمیک و چشمی در بیمارانی که تحت عمل فیکو و کارگذاری لنز داخل چشمی قرار گرفتند و ارزیابی نتایج و عوارض این عمل در 1253 مورد جراحی آب مروارید. روش پژوهش: مطالعه براساس داده های موجود از روی پرونده بیمارانی که به طور متوالی طی سال های 81-1378به یک کلینیک خصوصی مراجعه و توسط یک جراح تحت عمل جراحی فیکو و کارگذاری لنز داخل چشمی قرار گرفته بودند، انجام شد. نتایج: از1253 چشم عمل شده، علت آب مروارید در 95.9 درصد موارد ناشی از سن (senile) بود. میانگین سن بیماران 61 سال و مدت پی گیری بعد از عمل 20±12.5 ماه بود. شیوع فشارخون بالا، دیابت، بیماری های قلبی، سودواکسفولیشن و گلوکوم به ترتیب 16، 11.5، 7.7، 3.1 و 2.7 درصد بود. بعد از عمل، به ترتیب 71.9 درصد و 90.4 درصد موارد، دید بدون اصلاح و با اصلاح 20.40 یا بهتر به دست آوردند. مهمترین عوارض حین و بعد از عمل عبارت بودند از یووییت استریل (4.8 درصد)، پرولاپس زجاجیه (0.23 درصد) و آندوفتالمیت، ادم سیستویید ماکولا، ادم پایدار قرنیه (که نیاز به پیوند داشت) و جداشدگی شبکیه هر کدام یک مورد (0.80 درصد). کدورت کپسول خلفی (PCO)که نیاز به کپسولوتومی با لیزر یاگ داشت نیز در 5.8 درصد موارد روی داد. نتیجه گیری: عمل جراحی فیکو و کار گذاری لنز داخل چشمی، روشی موثر و کم عارضه در مبتلایان به آب مروارید با علل مختلف می باشد. فشار خون بالا و دیابت، از بیماری های سیستمیک شایع همراه با آب مروارید می باشند.

آمار یکساله:  

بازدید 346

دانلود 79 استناد 0 مرجع 1
نویسنده: 

نصیری نادر

نشریه: 

بینا

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1383
  • دوره: 

    10
  • شماره: 

    2 (پی در پی 38)
  • صفحه شروع: 

    170
  • صفحه پایان: 

    177
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    259
  • دانلود: 

    92
کلیدواژه: 
چکیده: 

هدف: مقایسه دو روش PRK و لیزیک طی یک دوره پی گیری طولانی مدت، از نظر اثر بخشی، پایداری نتایج اولیه و نیز تاثیر برخی عوامل موثر بر موفقیت عمل. روش پژوهش: مطالعه به روش بررسی اطلاعات موجود بر روی 236 چشم از 122بیمار که تحت عملPRK  قرار گرفتند، انجام شد. اعمال جراحی در مدت حدود 11 ماه و همگی توسط یک جراح انجام شدند. بیماران به صورت داخل گروهی و بین گروهی مورد مقایسه قرار گرفتند. جراحی های انکساری توسط دستگاه لیزر Technolas-217 انجام شدند. شاخص های بیماری شامل حدت بینایی اصلاح نشده، بهترین دید اصلاح شده و میزان رفرکشن، قبل و بعد از عمل مورد ارزیابی قرار گرفتند. یافته ها: بیماران در محدوده سنی 47-18 سال قرار داشتند. تعداد زنان دو برابر مردان بود. همه بیماران مبتلا به نزدیک بینی ساده و یا توام با استیگماتیسم با شدت بین 1.25- تا 4- دیوپتر بودند. نتایج ارزیابی های شاخص های بینایی قبل از عمل بیماران در دو گروه یکسان بود. در آخرین ارزیابی بعد از عمل، 94.7 درصد بیماران در گروه لیزیک و 93.3 درصد در گروه PRK دارای دید 25/20 یا بهتر بودند. دست یابی به رفرکشنی در محدوده 0.5± دیوپتر طی دوره پیگیری سه ساله در 91.1 درصد گروه لیزیک و 90.6درصد گروهPRK  مشاهده شد. شاخصهای مورد بررسی، در گروه لیزیک بهتر از گروهPRK  بود ولی تفاوت ها از لحاظ اماری معنی دار نبودند. نتیجه گیری: هر دو روش لیزیک و PRK، تاثیر نسبتا یکسانی در اصلاح نزدیک بینی با شدت خفیف دارند؛ با این تفاوت که زمان دست یابی به BCVA در روش لیزیک کوتاه تر است و شدت استیگماتیسم بیماران ممکن است در روش PRK، مختصری افزایش یابد.

آمار یکساله:  

بازدید 259

دانلود 92 استناد 0 مرجع 0
نشریه: 

بینا

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1383
  • دوره: 

    10
  • شماره: 

    2 (پی در پی 38)
  • صفحه شروع: 

    178
  • صفحه پایان: 

    183
تعامل: 
  • استنادات: 

    1
  • بازدید: 

    154
  • دانلود: 

    79
کلیدواژه: 
چکیده: 

هدف: مقایسه و ارزیابی میزان ترشح اشک و پایداری فیلم اشکی به دنبال جراحی لیزیک (LASIK) و لازک (LASEK). روش پژوهش: پژوهش به روش کارآزمایی بالینی تصادفی شده بر روی 30 چشم از 15 بیمار که تحت جراحی لیزیک و 30 چشم از 15 بیمار که تحت جراحی لازک قرار گرفته بودند، انجام شد. پایداری فیلم اشکی و میزان ترشح اشک، قبل از جراحی و 2 و 6 هفته و 6 ماه بعد از جراحی، با استفاده از آزمایش های زمان گسیختگی اشک ((TBUT و شیرمر I و II بررسی گردید. یافته ها: اختلاف مقادیر TBUT و شیرمر I و II قبل از عمل در گروه لیزک و لازک معنی دار نبود ولی این اختلاف در دو گروه در 2 و 6 هفته و 6 ماه بعد از عمل معنی دار بود به طوری که میزان کاهش درTBUT  و مقادیر اشک بر اساس شیرمر I و II، در گروه لیزیک بیش تر از لازک بود. نتیجه گیری: کاهش در ترشح اشک بعد از 6 ماه در هر دو گروه لیزیک و لازک وجود داشت ولی این کاهش در گروه لیزیک شدیدتر از گروه تازک بود. پایداری فیلم اشکی بر اساسTBUT  نیز بعد از 6 ماه در گروه لیزیک کاهش یافت ولی در گروه لازک مانند قبل از عمل بود. بنابراین درمان مناسب خشکی چشم پس از این اعمال و به ویژه لیزیک ضرورت دارد.

آمار یکساله:  

بازدید 154

دانلود 79 استناد 1 مرجع 0
نشریه: 

بینا

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1383
  • دوره: 

    10
  • شماره: 

    2 (پی در پی 38)
  • صفحه شروع: 

    184
  • صفحه پایان: 

    191
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    120
  • دانلود: 

    87
کلیدواژه: 
چکیده: 

هدف: گزارش پنج بیمار در محدوده سنی 38-26 سال که برای اصلاح نزدیک بینی تحت عمل جراحی لیزیک قرار گرفتند و به دنبال عمل دچار عوارض سگمان خلفی شدند. معرفی بیماران: در بیمار اول، انسداد دو طرفه سرخرگ سیلیورتینال به همراه نوروپاتی ایسکمیک عصب بینایی ایجاد شد. بیمار دوم با نوروپاتی غیر هم زمان و دو طرفه به صورت اختلال ایسکمیک عصب بینایی دیررس مراجعه کرد. در بیمار سوم، پیش رفت علایم و نشانگان ماکولوپاتی اشتارگارد مشاهده شد. در بیمار چهارم پیش رفت سریع رتینوپاتی دیابتی در هر دو چشم مشاهده شد. در بیمار پنجم، خون ریزی یک طرفه ماکولا دیده شد. نتیجه گیری: احتمالا افزایش فشار داخل چشم در هنگام لیزیک، باعث اختلال جریان خون در سرخرگ سیلیاری خلفی و کورویید می شود. اثرات وخیم لیزیک روی گردش خون چشم می تواند باعث عوارض شدید چشمی و کاهش دید در افراد مستعد شود.

آمار یکساله:  

بازدید 120

دانلود 87 استناد 0 مرجع 0
نشریه: 

بینا

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1383
  • دوره: 

    10
  • شماره: 

    2 (پی در پی 38)
  • صفحه شروع: 

    192
  • صفحه پایان: 

    199
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    2160
  • دانلود: 

    98
کلیدواژه: 
چکیده: 

هدف: تعیین میزان موفقیت آناتومیک جراحی ویترکتومی در پارگی وسیع شبکیه و عوامل موثر بر نتایج این عمل جراحی. روش پژوهش: مطالعه با بررسی پروندهای 63 بیمار ویترکتومی شده به علت پارگی وسیع شبکیه از 1374 لغایت اسفند 1381، در بیمارستان لبافی نژاد انجام شد. در همه بیماران عمل جراحی استاندارد شامل ویترکتومی عمیق، گذاشتن باند حلقوی، ریتنوپکسی و تامپوناد داخل چشمی انجام گیرد. آناتومیک به سه دسته موفقیت کامل، موفقیت نسبی و عدم موفقیت تقسیم بندی شد. نقش عوامل قبل، حین و بعد از عمل جراحی شامل سن، جنس، دید قبل از عمل،RAPD  قبل از عمل، محل و وسعت کنندگی شبکیه،PVR  وضعیت ماکولا، فاصله زمانی بین بروز علایم تا عمل جراحی، وجود بیماریهای دیگر، روش جراحی و مدت پی گیری، بر روی موفقیت آناتومیک ویترکتومی بررسی گردید. یافته ها: تعداد 68 چشم از 63 بیمار با متوسط سنی 31.2±17.2 سال بررسی شدند. بیماران شامل 50 مرد (79.4 درصد) و 13زن (20.6 درصد) بودند. بیماری زمینه ای در 39 چشم (57.3 درصد) وجود داشت که شایع ترین آنها، نزدیک بینی بالا بود (33.8 درصد). ویترکتومی به طور متوسط 30 روز بعد از شروع علایم انجام شده بود. میانه مدت پیگیری بعد از عمل 10ماه (54.5-1 ماه) بود. در 64 چشم برای تامپوناد از روغن سیلیکون استفاده شد که در 36 چشم از این روغن تخلیه گردید. میزان موفقیت آناتومیک نهایی 73.8 درصد بود. از میان عوامل بررسی شده، تنها PVR قبل از عمل در موفقیت آناتومیک موثر بود. نتیجه گیری: میزان موفقیت آناتومیک در این بیماران قابل مقایسه با نتایج سایر مراکز دنیا و بهتر از نتایج قبلی همین مرکز بوده است. اگر عمل جراحی بیماران با پارگی وسیع شبکیه زودتر و قبل از ایجادPVR  انجام گیرد؛ احتمال موفقیت آناتومیک بیش تر خواهد شد.

آمار یکساله:  

بازدید 2160

دانلود 98 استناد 0 مرجع 1
نشریه: 

بینا

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1383
  • دوره: 

    10
  • شماره: 

    2 (پی در پی 38)
  • صفحه شروع: 

    200
  • صفحه پایان: 

    206
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    128
  • دانلود: 

    94
کلیدواژه: 
چکیده: 

هدف: تعیین حساسیت و اختصاصی بودن سونوگرافی های انجام شده چشمی در یافتن ضایعات شبکیه و زجاجیه قبل از انجام عمل ویترکتومی عمیق چشم در بیماران دچار کدورت مدیا در مقایسه با یافته های حین عمل. روش پژوهش: پرونده 42 بیمار که طی 6ماه اول سال 1379در بیماران خلیلی شیراز مورد عمل ویترکتومی عمیق قرار گرفته بودند، مورد بررسی قرار گرفت. یافته های سونوگرافی (براساس گزارش سونوگرافی که توسط یک متخصص سونوگرافی واحد گزارش شده بودند) با یافته های گزارش عمل بیمار (که توسط یک جراح واحد انجام شده بودند) مقایسه گردیدند. بیماران براساس مولفه های تشخیص و درمان، در 5 گروه طبقه بندی شدند: 1) کدورت زوجاجیه، 2) جدا شدگی شبکیه، 3) جسم بیگانه داخل چشمی، 4) پارگی دیواره خلقی چشم و 5) جدا شدگی مشیمیه. یافته ها: حساسیت سونوگرافی در تشخیص جسم بیگانه داخل چشمی یا وجود کدورت زجاجیه و یا پارگی دیواره خلفی چشم 100درصد، در تشخیص جدا شدگی شبکیه 90درصد و در تشخیص جداشدگی مشیمیه 71.4 درصد بود. میزان اختصاصی بودن سونوگرافی در همه موارد به جز کدورت زجاجیه، بالای 80 درصد و در مورد اخیر 71.4 درصد بود. نتیجه گیری: حساسیت و اختصاصی بودن سونوگرافی های انجام شده در پیش بینی ضایعات پنج گانه زجاجیه و شبکیه مورد مطالعه در مرکز قابل قبول است و تکیه بر گزارش های سونوگرافی جهت تصمیم گیری در مورد عمل بیمار، در غالب موارد به جا و صحیح خواهد بود.

آمار یکساله:  

بازدید 128

دانلود 94 استناد 0 مرجع 0
نشریه: 

بینا

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1383
  • دوره: 

    10
  • شماره: 

    2 (پی در پی 38)
  • صفحه شروع: 

    207
  • صفحه پایان: 

    213
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    93
  • دانلود: 

    87
کلیدواژه: 
چکیده: 

هدف: ارزیابی سرعت و دقت واکنش زنجیره ای پلیمراز نوع Nested-PCR در تشخیص آندوفتالمیت باکتریایی در مقایسه با کشت هوازی میکروب شناختی. روش پژوهش: این مطالعه از نوع آینده نگر تحلیلی و مقایسه ای بر روی 24 چشم از 24 بیمار مبتلا به آندوفتالمیت بستری در بیمارستان فوق تخصصی چشم پزشکی الزهرا انجام شد. زلالیه و زجاجیه بیماران مورد بررسی میکروسکوپی، کشت معمول میکروب شناسی هوازی و Nested-PCR قرار گرفتند و سپس نتایج حاصل با یکدیگر مقایسه شدند. یافته ها: کشت هوازی زجاجیه در 6 مورد (25 درصد) و کشت زلالیه در یک مورد (4 درصد) مثبت شد. براساس Nested-PCR، عامل عفونی در زلالیه 14 چشم (85 درصد) و در زجاجیه 17 چشم (70 درصد) مشخص گردید. همه موارد کشت مثبت، درPCR  نیز مثبت بودند ولی در 61 درصد نمونه های زجاجیه ای کشت منفی، عفونت باکتریایی به وسیله PCR شناسایی شد. نتیجه گیری:Nested-PCR  زلالیه و زجاجیه برای تشخیص آندوفتالمیت باکتریایی، روش موفقیت آمیزی است؛ به ویژه در نمونه های کشت منفی. انجام تحقیقات بیش تر با مدل های دیگرPCR  بر روی سایر انواع آندوفتالمیت توصیه می گردد.

آمار یکساله:  

بازدید 93

دانلود 87 استناد 0 مرجع 0
نشریه: 

بینا

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1383
  • دوره: 

    10
  • شماره: 

    2 (پی در پی 38)
  • صفحه شروع: 

    214
  • صفحه پایان: 

    220
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    156
  • دانلود: 

    117
کلیدواژه: 
چکیده: 

هدف: تعیین نتایج جراحی Jensen در اصلاح انحراف بیماران مبتلا به فلج کامل عصب ششم مغزی درمراجعه کنندگان به بیمارستان خلیلی شیراز طی سال های 1372-81. روش پژوهش: داده های موجود در پرونده بیمارانی که به علت فلج کامل عصب ششم مغزی تحت عمل جراحی Jensen قرار گرفته بودند، مورد مطالعه قرار گرفت. داده های مربوط به ویژگی های فردی و بیماری همه افراد مورد بررسی قرار گرفت. نتیجه عمل جراحی با آماره توصیفی ارایه گردید. یافته ها: طی مدت مورد بررسی، 19چشم از 18 بیمار واجد شرایط شامل 14 مرد و 4 زن تحت جراحیJENSEN  قرار گرفتند. علت بیماری در 83.5 درصد موارد، ضربه سر بود. میانگین میزان انحراف افقی در نگاه روبه رو، پیش از جراحی، 48 پریزم دیوپتر و پس از عمل جراحی، پریزم دیوپتر ایزوتروپی بود. پس از جراحی، 78 درصد بیماران افقی 8 پریزم دیوپتریا کمتر در نگاه روبه رو داشتند و 11درصد بیماران دچار انحراف عمودی به میزان 5 پریزم دیوپتر شده بودند. هفده درصد بیماران پس از عمل، چرخش صورت داشتند. قبل از عمل جراحی، 73درصد بیماران دوربینی داشتند که پس از عمل جراحی، در همه آن ها از بین رفت. هیچ کدام از بیماران دچار ایسکمی سگمان قدامی نشدند. نتیجه گیری: جراحی GENSEN روش مناسبی برای اصلاح انحراف ناشی از فلج کامل عصب ششم مغزی است. مقایسه این روش جراحی با سایر روش های جراحی موجود توصیه می گردد.

آمار یکساله:  

بازدید 156

دانلود 117 استناد 0 مرجع 0
نشریه: 

بینا

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1383
  • دوره: 

    10
  • شماره: 

    2 (پی در پی 38)
  • صفحه شروع: 

    221
  • صفحه پایان: 

    225
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    158
  • دانلود: 

    77
کلیدواژه: 
چکیده: 

هدف: تعیین اثربخشی و بی زیانی تزریق داخل مجرایی میتوماسین در درمان انسداد نسبی مجرای اشکی در بزرگسالان. روش پژوهش: تحقیق به روش کار آزمایی بالینی از نوع مقایسه قبل و بعد، بر روی بیمار انجام شد. همه بیماران تحت تزریق داخل مجرایی 1.5 میلی لیتر محلول میتوماسین با غلظت0.2 mg/ml  قرار گرفتند. در صورت پاسخ ناکافی، تزریق 1.5 میلی لیتر دیگر از محلول میتوماسین با غلظت0.3 mg/ml ، به فاصله یک هفته انجام شد. همه بیماران به مدت 2 هفته کلرامنفیکل و بتامتازون موضعی دریافت نمودند و به مدت 9 ماه پی گیری شدند. یافته ها: در پی گیری 9 ماهه، 80 درصد بیماران کاهش اشک ریزش داشتند و انسداد به طور میانگین، به میزان 50 درصد کاهش یافت. بیماران مبتلا به انسداد آناتومیک خفیف، بهبود 100 درصد داشتند. افزایش شدت انسداد با کاهش میزان بهبود همراه بود. هیچ عارضه چشمی در بیماران دیده نشد و تنها در یک مورد، تغییر رنگ مخاط بینی به دنبال تزریق دوم مشاهده گردید. نتیجه گیری: تزریق داخل مجرایی میتوماسین C می تواند به عنوان روشی ارزان، موثر و بی خطر در درمان انسداد نسبی مجرای اشکی در بزرگسالان به کار رود.

آمار یکساله:  

بازدید 158

دانلود 77 استناد 0 مرجع 0
نشریه: 

بینا

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1383
  • دوره: 

    10
  • شماره: 

    2 (پی در پی 38)
  • صفحه شروع: 

    226
  • صفحه پایان: 

    231
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    204
  • دانلود: 

    77
کلیدواژه: 
چکیده: 

هدف: تعیین عوارض و استفاده از مش مرسیلن به عنوان پوشش جدیدی برای ایمپلنت هیدروکسی آپاتیت. روش پژوهش: این مطالعه به روش مجموعه موارد مداخله ای ( (interventionalبه صورت آینده گر در 55 بیمار بعد از تخلیه چشم که توسط یک جراح تحت عمل خراحی کار گذاشتن هیدروکسی آپاتیت (Ha) با پوشش مش مرسلین به صورت ایمپلنت اولیه یا به طور ثانویه قرار گرفتند، انجام پذیرفت. نتایج و عوارض مهم استفاده از مش مرسلین قبل و بعد از pegging بررسی شد. یافته ها: بیماران شامل 29 مرد (52.7 درصد) و 26 زن (47.3 درصد) بودند. متوسط سن بیماران در زمان گذاشتن ایمپلنت 27.55±13.65 سال(3ماه تا 71 سال) و زمان متوسط پی گیری 19.1±8.1 ماه بود. زمان پی گیری 17 بیمار کمتر از 6 ماه و در 38 بیمار (69.1 درصد) بیش تر از 6 ماه بود. برای 28بیمار (51 درصد) ایمپلنت اولیه و برای 27 بیمار (49درصد) ایمپلنت ثانویه گذاشته شد. در 38 بیمار (65.5 درصد) پس از عمل جراحی،pegging  انجام شد که به طور متوسط 6.5±11.27 ماه (5 ماه تا 39 ماه) بعد از عمل تخلیه چشم بود. قبل از pegging، 2 مورد (5.2 درصد) دچار اکسپوژر شدند که یک مورد در ایمپلنت اولیه و یک مورد در ایمپلنت ثانویه اتفاق افتاد. یکی از موارد اکسپوژر، در مدت پیگیری، خود به خود بهبود یافت و یک مورد تا آخرین معاینه، اکسپوژر داشت. هیچ کدام از بیماران دچار التهاب socket نشدند. بعد از pegging، یک بیمار دچار اکسپوژر، 4 مورد دچار گرانولوما و 3 مورد دچار ترشح شدند. نتیجه گیری: مش مرسیلن جایگزین مناسبی برای صلبیه دهنده جهت پوشش هیدروکسی می باشد و مزایای آن شامل در دسترس و ارزان بودن و استفاده ساده می باشند.

آمار یکساله:  

بازدید 204

دانلود 77 استناد 0 مرجع 0
نشریه: 

بینا

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1383
  • دوره: 

    10
  • شماره: 

    2 (پی در پی 38)
  • صفحه شروع: 

    232
  • صفحه پایان: 

    235
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    147
  • دانلود: 

    77
کلیدواژه: 
چکیده: 

هدف: تعیین میزان تاخیر تطابق و ارزیابی علایم و نشانه های همراه آن در گروهی از دختران دانشجو در محدوده سنی 20 تا 25 ساله دانشکده پزشکی زاهدان در سال 1379. روش پژوهش: تعداد 300 دختر 20 تا 25 ساله وارد مطالعه شدند و بعد ازکنار گذاشتن افراد دارای عیوب تطابقی (طی سه مرحله آزمایش شامل بررسی دامنه تطابق، سهولت تطابق و تطابق نسبی) و افراد دچار بیماری های سیستمیک و چشمی دخیل در پاسخ تطابقی، افراد واجد شرایط از نظر تاخیر تطابق و علایم و نشانه های چشمی شامل خستگی چشم، سوزش چشم و اشک ریزش مورد بررسی قرار گرفتند. یافته ها: در مجموع 216 نفر واجد شرایط بودند که 28 نفر (13درصد) تاخیر تطابق برابر صفر، 42 نفر (4/19 درصد) تاخیر تطابق 25/0+، 40 نفر (5/18 درصد) تاخیر تطابق 5/0+، 39 نفر (1/18 درصد) تاخیر تطابق 75/0+، 51 نفر (6/23 درصد) تاخیر تطابق 1+، 4 نفر (9/1 درصد) تاخیر تطابق 25/1+، 10 نفر (6/4 درصد) تاخیر تطابق 5/1+ و 2 نفر (9/0 درصد) تاخیر تطابق 75/1+ داشتند. در 149 نفر (69 درصد) که تاخیر تطابق در حد طبیعی (صفر تا 75/0+) داشتند، هیچ شکایتی وجود نداشت. از 15نفری که تاخیر تطابق 1+ داشتند، 6 نفر (8/11 درصد معادل 8/2 درصد از کل) از خستگی چشم و 4 نفر (8/7 درصد معادل 9/1 درصد از کل) از سوزش خستگی چشم شکایت داشتند. از 16 نفری که تاخیر تطابق بیش تر از 1+ داشتند، 5 نفر (3/13 درصد معادل 3/2 درصد از کل) از سوزش یا خستگی چشم شکایت داشتند. در کل 15 نفر (4/22 درصد از افراد دارای تاخیر تطابق بالای 1+ و 9/6 درصد از کل) از مشکلات چشمی شکایت داشتند که 9 نفرشان (60 درصد معادل 2/4 درصد از کل) از مشکلات چشمی شکایت داشتتند که 9 نفرشان (60درصد معادل 2/4 درصد از کل) از خستگی و سوزش توام شاکی بودند. نتیجه گیری: گرچه هر بیمار دچار تطابق بیش از 0.75+ که در محدوده غیرطبیعی است، علامت ندارد ولی گروهی از آن ها شکایاتی دارند که ممکن است ناشی از تاخیر تطابق باشد. بنابراین ارزیابی تاخیر تطابق در افراد دارای شکایات خستگی و سوزش چشم اهمیت دارد.

آمار یکساله:  

بازدید 147

دانلود 77 استناد 0 مرجع 0
نشریه: 

بینا

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1383
  • دوره: 

    10
  • شماره: 

    2 (پی در پی 38)
  • صفحه شروع: 

    236
  • صفحه پایان: 

    241
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    191
  • دانلود: 

    81
کلیدواژه: 
چکیده: 

هدف: گزارش دو مورد پیوند مجدد قرنیه (regraft) در دو بیمار مبتلا به قوز قرنیه به منظور اصلاح آمتروپی و آستیگماتیسم بالا پس از پیوند قرنیه. معرفی بیمار: بیمار اول مرد 34 ساله مبتلا به قوز قرنیه بود که 6 ماه پس از پیوند که بخیه ها بر داشته شدند، دچار دوربینی بالا شد. با در نظر گرفتن طول قدامی – خلفی زجاجیه (57/14 میلی متر)، پیوند مجدد انجام گردید که با تغییر تفاوت انداز قرینه گیرنده و دهنده، عیب انکساری اصلاح شد. بیمار دوم مرد 21 ساله مبتلا به قوز قرنیه بود که او هم پس از برداشتن بخیه ها، دچار نزدیک بینی بالا و آستیگماتیسم گردید که پس از بررسی طول قدامی – خلفی زجاجیه (32/17 میلی متر)، پیوند مجدد قرنیه انجام شد و با تغییر تفاوت اندازه قرنیه گیرنده و دهنده، عیب انکساری وی اصلاح شد. نتیجه گیری: در بیماران مبتلا به قوز قرنیه، توجه به طول قدامی - خلفی زجاجیه می تواند در انتخاب بهترین اختلاف اندازه دهنده - گیرنده جهت پیش گیری و یا اصلاح عیوب انکساری قابل توجه بعد از پیوند قرنیه مفید باشد.

آمار یکساله:  

بازدید 191

دانلود 81 استناد 0 مرجع 0
نشریه: 

بینا

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1383
  • دوره: 

    10
  • شماره: 

    2 (پی در پی 38)
  • صفحه شروع: 

    242
  • صفحه پایان: 

    246
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    128
  • دانلود: 

    77
کلیدواژه: 
چکیده: 

هدف: گزارش یک مورد آژنزی نسبی ماهیچه راست تحتانی در یک کودک که به دلیل انحراف چشم و اختلال در دپرشن چشم راست مراجعه کرده نمود. معرفی بیمار: بیمار کودک 4 ساله ای است که به علت انحراف چشم و اختلال دپرشن مراجعه نمود.CT - اسکن قبل از عمل جراحی، تشخیص بالینی آژنزی ماهیچه راست تحتانی چشم راست را تاکید کرد. بیمار تحت عمل جراحی انتقال تقویت شده ماهیچه های راست افقی در چشم راست قرار گرفت و نتیجه بالینی اصلاح انحراف، بسیار قابل ملاحظه بود. نتیجه گیری: فقدان مادرزادی ماهیچه راست تحتانی، یک علت احتمالی فلج ماهیچه راست تحتانی است که به رغم نادر بودن، به ویژه در صورت فقدان سایر علل قابل کشف فلج راست تحتانی، باید مد نظر باشد. جراحی انتقال ماهیچه ها همراه با تزریق سم بوتولینیوم داخل ماهیچه ای یا با سایر اعمال جراحی تضعیف ماهیچه راست فوقانی، نتایج عملکردی و زیبایی قابل توجهی در این بیماران دارد.

آمار یکساله:  

بازدید 128

دانلود 77 استناد 0 مرجع 0
نشریه: 

بینا

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1383
  • دوره: 

    10
  • شماره: 

    2 (پی در پی 38)
  • صفحه شروع: 

    247
  • صفحه پایان: 

    255
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    236
  • دانلود: 

    89
کلیدواژه: 
چکیده: 

هدف: گزارش یک مورد سندروم پروتئوس با تظاهرات چشمی منحصر به فردی که تاکنون در این بیماری گزارش نشده است. معرفی بیمار: بیمار دختر 18ساله ای است که هیچ سابقه بیماری در اقوام درجه 1، 2 و 3 ندارد و از زمان تولد، متوجه ضایعات قرمز رنگ در پوست دست و پا و از یک سالگی متوجه رشد نامتقارن اندام های (دست و پا) وی شده اند. در معاینه بیمار دارای بزرگی اندام فوقانی و تحتانی سمت راست، ماکروداکتیلی، ناهنجاری های عروقی روی اندام ها، خال اپیدرمی روی تنه و کیفواسکولیوزمی باشد. در معاینه چشمی، آب مروارید زیرکپسولی خلفی دو طرفه (1+)، اتساع سیاهرگی قسمت تحتانی و نازال و باریک بودن سیاهرگهای قسمت فوقانی و تمپورال در شبکیه دو طرف و هیپولازی ماکولای دو چشم مشهود است. در آزمایشها، کم خونی فقر آهن، سنگ کوچکی در انتهای حالب و وارونه شدن موج T در نوارقلب وجود دارند. با وجود معیارهای اختصاصی (دو معیار گروه  Bو یک معیار گروه C)، تشخیص سندرم پروتئوس برای بیمار مسجل است. نتیجه گیری: از تظاهرات چشمی موجود در این بیمار، تنها آب مروارید در سندرم پروتئوس گزارش شده است و سایر تظا هرات (ناهنجاری های خاص عروق شبکیه و هایپوپلازی ماکولا) در این سندرم گزارش نشده اند. کم خونی فقر آهن، سنگ حالب واختلالات نوار قلب می توانند مستقل از این سندرم و یا از تظاهرات جدید وگزارش نشده آن باشند.

آمار یکساله:  

بازدید 236

دانلود 89 استناد 0 مرجع 0

تبلیغات

مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID