مشخصات نشــریه/اطلاعات دوره

مجله دامپزشکی ایران (دانشگاه شهید چمران اهواز) | سال:1399 | دوره:16 | شماره:4

نتایج جستجو

2558

نتیجه یافت شد

مرتبط ترین ها

اعمال فیلتر

به روزترین ها

اعمال فیلتر

پربازدید ترین ها

اعمال فیلتر

پر دانلودترین‌ها

اعمال فیلتر

پر استنادترین‌ها

اعمال فیلتر

تعداد صفحات

27

انتقال به صفحه

آرشیو

سال

دوره(شماره)

مشاهده شمارگان

مرکز اطلاعات علمی SID1
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1399
  • دوره: 

    16
  • شماره: 

    4
  • صفحه شروع: 

    108
  • صفحه پایان: 

    118
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    116
  • دانلود: 

    85
چکیده: 

عوامل خطر محیطی و میزبانی به عنوان دو بخش اساسی در مطالعات اپیدمیولوژیکی بیماری های عفونی مورد توجه می باشد. شدت آلودگی و شانس انتقال باکتری های لپتوسپیرا اینتروگانس از علفخواران به انسان همواره دستخوش عوامل خطر محیطی و میزبانی قرار داشته است. هدف از مطالعه ی حاضر بررسی وجود واکنش سرمی در جمعیت تک سمیان استان لرستان و تعیین سرووارهای بومی و نیز ارزیابی نقش عوامل محیطی و میزبانی در میزان آلودگی سرمی است. از 327 راس تک سمی شامل 223 راس اسب، 46 راس قاطر و 58 راس الاغ اقدام به نمونه گیری شده و نمونه های سرمی بر علیه 7 سرووار مختلف لپتوسپیرا اینتروگانس مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج نشان داد میزان واکنش مثبت سرمی در اسب، قاطر و الاغ به ترتیب برابر با 38/18، 87/10 و 45/3 درصد می باشد. عوامل میزبانی نظیر جنس، سن و نژاد بر روی میزان واکنش سرمی اثرگذار بود و اختلاف آماری معنی داری وجود داشت. رایج ترین سرووار آلوده کننده در اسب، الاغ و قاطر به ترتیب با 34/46، 100 و 60 درصد ناشی از کانیکولا بود اما بین گونه های دامی اختلاف آماری دیده نشد. همچنین نتایج مشخص کرد عواملی از قبیل دمای سالانه محیط و ارتفاع محل نمونه گیری از سطح دریا با میزان آلودگی سرمی بر علیه لپتوسپیرا اینتروگانس ارتباط معنی داری دارد اما میزان بارش باران و رطوبت نسبی محیط ارتباط معنی داری ندارد. نتایج مطالعه ی حاضر ثابت کرد آلودگی به لپتوسپیرا اینتروگانس اگر چه در استان لرستان در مقایسه با سایر نقاط کشور شدت کم تری دارد اما وجود داشته و مهم ترین سرووار بومی این منطقه کانیکولا است.

آمار یکساله:  

بازدید 116

دانلود 85 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1399
  • دوره: 

    16
  • شماره: 

    4
  • صفحه شروع: 

    119
  • صفحه پایان: 

    132
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    168
  • دانلود: 

    109
چکیده: 

این آزمایش با هدف تأثیر شکل پلت و آردی جیره بر شاخص تولید، صفات مورفولوژی روده، شاخص آسیت، کیفیت و بار میکروبی بستر جوجه های گوشتی با استفاده از سه جیره دان آردی (شاهد)، جیره دان پلت و دان آردی +پلت بر عملکرد جوجه های گوشتی انجام شد. آزمایش در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تیمار و چهار تکرار به مدت 42 روز اجرا شد. صفات مورد اندازه گیری شامل شاخص تولید گله، صفات مورفولوژی روده، شاخص آسیت، درصد هماتوکریت، درصد رطوبت، مقدار ازت و بار میکروبی بستر بودند. در مجموع کل دوره، بالاترین شاخص تولید را دان پلت و تیمار آردی+پلت داشتند. نتایج صفات مورفولوژی روده نشان داد جیره دان پلت و پلت + آردی بیش ترین نسبت طول پرز به عمق کریپت در ژژنوم را داشته و تیمار دان آردی کم ترین میزان را داشت. نتایج حاصله نشان داد که بالا بودن نسبت پرزهای روده به عمق کریپت در ژژونوم حاصل از مصرف جیره تمام پلت و آردی+پلت موجب بهبود شاخص تولید در گله شده است. مصرف جیره های آردی و دان آردی +پلت در سه هفته ابتدایی، حساسیت به آسیت را به طور معنی داری کاهش داد و با افزایش طول دوره تغذیه از جیره پلت این شاخص افزایش داشت. تیمار آردی+پلت به همراه تیمار تمام آردی کم ترین میزان درصد رطوبت و مقدار ازت بستر در داشته و در نتیجه بار میکروبی بستر در دان آردی + پلت در مقایسه با تیمار پلت کم تر بود. تیمار آردی+پلت از لحاظ شاخص آسیت، کمترین تعداد پرنده حساس به آسیت (62/32 درصد) و درصد هماتوکریت کم تر (36 درصد) داشت. مصرف جیره های آردی و دان آردی +پلت در نتیجه نهایی این که استفاده از تیمار دان آردی+ پلت، بالاترین شاخص تولید و مناسب ترین کیفیت بستر و کم ترین شاخص آسیت و بار میکروبی بستر را نسبت به جیره تمام پلت در جوجه های گوشتی را داشت.

آمار یکساله:  

بازدید 168

دانلود 109 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1399
  • دوره: 

    16
  • شماره: 

    4
  • صفحه شروع: 

    16
  • صفحه پایان: 

    23
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    95
  • دانلود: 

    88
چکیده: 

این مطالعه با هدف، تعیین فراوانی سویه های اشرشیاکلی مقاوم به آنتی بیوتیک های پر مصرف متعلق به دسته ی بتالاکتام ها و همچنین تعیین فراوانی برخی ژن های مهم کدکننده ی مقاومت نسبت به بتالاکتام ها در گوسفند انجام پذیرفته است. به منظور انجام این مطالعه، با کمک سوآپ استریل از 67 راس گوسفند به ظاهر سالم نمونه ی مدفوعی از مقعد اخذ شد و از تمامی نمونه ها با کمک روش های کشت، باکتری اشرشیاکلی جداسازی شد. سپس با استفاده از آزمون دیسک دیفیوژن، حساسیت جدایه ها نسبت به 9 آنتی بیوتیک از دسته ی بتالاکتام سنجیده شد. همچنین به کمک PCR حضور ژن های blaTEM، blaSHV و blaCTX-M بررسی گردید. نتایج این مطالعه نشان داد که همه ی جدایه ها نسبت به حداقل یکی از آنتی بیوتیک های مورد بررسی مقاوم بودند. بیشترین درصد فراوانی مقاومت مربوط به مقاومت علیه سفالکسین و سفوتاکسیم به میزان 5/98 درصد و سفتازیدیم به میزان 97 درصد بود. همچنین 5 عدد (4/7 درصد) از نمونه ها دارای اشرشیاکلی تولید کننده ی ESBLs (Extended Spectrum Beta-lactamases یا بتالاکتامازهای وسیع الطیف) بودند. در این میان، هر 5 سویه ی تولید کننده ی ESBLs دارای ژن مقاومت blaTEM و یکی از آن ها واجد blaSHV بودند. نتایج این مطالعه بیان گر افزایش روز افزون مقاومت نسبت به آنتی بیوتیک های پر مصرف بتالاکتام در گوسفندان منطقه ی تحت بررسی می باشد که این موضوع گوسفند را به عنوان مخزن مهمی برای سویه های مقاوم به بتالاکتام ها مطرح می کند. بنابراین بروز رسانی روش های تجویز آنتی بیوتیک، استفاده ی چرخشی از آنتی بیوتیک ها و استفاده از روش های پیش گیری از بروز عفونت های باکتریای می تواند از مهم ترین استراتژی های کاهش مقاومت آنتی بیوتیک در حیوانات تولیدکننده ی محصولات غذایی باشد.

آمار یکساله:  

بازدید 95

دانلود 88 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1399
  • دوره: 

    16
  • شماره: 

    4
  • صفحه شروع: 

    24
  • صفحه پایان: 

    34
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    122
  • دانلود: 

    76
چکیده: 

این مطالعه به منظور بررسی تأثیر منابع کروم بر غلظت هورمون های تیروئیدی و برخی فراسنجه های خونی جوجه های گوشتی در شرایط تنش فیزیولوژیکی انجام شد. از 216 قطعه جوجه ی گوشتی (جنس نر) در قالب طرح کاملاً تصادفی با 6 تیمار، 3 تکرار و 12 قطعه پرنده در هر تکرار در یک آزمایش فاکتوریل 3×2 با دو وضعیت تنش (بدون تنش، تنش) و سه سطح افزودنی (بدون افزودنی، 2000ppb کروم-متیونین و 2000ppb کروم-متیونین آسیاب شده) استفاده شد. از افزودن دگزامتازون به جیره (5/1میلی گرم در کیلوگرم جیره) به مدت یک هفته (18-24 روزگی) برای ایجاد تنش فیزیولوژیکی استفاده شد. پرندگان با جیره های حاوی کروم از روز شروع آزمایش (18 روزگی) تا انتهای دوره، تغذیه شدند. در سنین 24 و 46 روزگی از دو پرنده در هر تکرار از طریق ورید بال خون گیری به عمل آمد و غلظت گلوکز و لیپیدهای خون، کورتیزول، تیروکسین (T4)، تیری یدوتیرونین (T3)، در نمونه های خون اندازه گیری شد. نتایج نشان داد که تنش فیزیولوژیکی موجب کاهش غلظت هورمون های تیروئیدی، غلظت گلوکز خون و لیپیدهای سرم و غلظت هورمون کورتیزول شد. در پرندگان تحت تنش استفاده از جیره ی حاوی کروم متیونین به طور معنی داری باعث کاهش کلسترول خون شد. مکمل نمودن جیره ی پرندگان با منابع کروم باعث افزایش غلظت هورمون تیروکسین (T4) شد. در پرندگانی که تنش را تجربه کرده بود، مصرف کروم متیونین آسیاب شده توانست غلظت کورتیزول را به طور معنی داری کاهش دهد. بر اساس نتایج حاصل، افزودن ppb2000 کروم از منابع مختلف باعث کاهش اثرات تنش فیزیولوژیکی بر غلظت هورمون ها و کلسترول در پرندگان تحت تنش فیزیولوژیک می شود.

آمار یکساله:  

بازدید 122

دانلود 76 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1399
  • دوره: 

    16
  • شماره: 

    4
  • صفحه شروع: 

    35
  • صفحه پایان: 

    46
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    126
  • دانلود: 

    81
چکیده: 

انتقال ژن به واسطه ی اسپرم (SMGT) برای اولین بار در سال 1989 معرفی شد و از همان زمان موضوعی چالش انگیز بوده است. از جمله چالش های جدی آن عدم تحرک اسپرم های حاوی DNA خارجی و در نتیجه قابلیت لقاح این اسپرم ها بوده است. هدف از این مطالعه بررسی اثر شرایط محیطی گرمخانه گذاری اسپرم با DNA خارجی و محیط ترانسفکشن و همچنین تأثیر پارامترهای اسپرم در میزان ترانسفکشن اسپرم گوسفند است. در این تحقیق اثر دمای مختلف انکوباسیون (5، 20 و º C 37)، سه محیط مختلف (PBS، TCM و DMEM)، حضور FBS در محیط، زنده مانی و تحرک اسپرم و ظرفیت پذیری اسپرم در میزان و شدت جذب DNA با استفاده از پلاسمید EGFP نشان دار شده با رودامین ارزیابی شد. نتایج نشان دادند که گرمخانه گذاری اسپرم ها با پلاسمید در 37 درجه ی سانتی گراد میزان جذب بیشتری به دنبال داشت اما محیط های مختلف مورد بررسی و حضور یا عدم حضور FBS اثر معنی داری در میزان ترانسفکشن اسپرم نداشتند. همچنین میزان تحرک اسپرم و ظرفیت گیری اسپرم ها نیز اثر معنی داری در میزان جذب نداشتند. در همه ی آزمایشات انجام شده تمام اسپرم های داری جذب واقعی DNA خارجی (جذب در ناحیه ی پشت آکروزوم) غیرمتحرک بودند و تغییر فاکتورهای مورد آزمایش نتوانست اسپرم ترانسفکت شده متحرک به دست بدهد. با توجه به نتایج مطالعه ی حاضر به نظر می رسد که می توان از اسپرم های با غشای آسیب دیده همراه با تزریق داخل سیتوپلاسمی این اسپرم ها جهت انتقال ژن به واسطه ی اسپرم (SMGT-ICSI) برای تولید حیوانات ترانس ژنیک استفاده کرد.

آمار یکساله:  

بازدید 126

دانلود 81 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1399
  • دوره: 

    16
  • شماره: 

    4
  • صفحه شروع: 

    47
  • صفحه پایان: 

    54
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    93
  • دانلود: 

    77
چکیده: 

مایکوباکتریوم ایویوم زیرگونه ی پاراتوبرکولوزیس (MAP) عامل ایجاد پاراتوبرکولوزیس (Ptb) در جهان شناخته می-شود. پاراتوبرکولوزیس یک بیماری مزمن بدون درمان در دستگاه گوارش نشخوارکنندگان می باشد. اپیدمیولوژی پیچیده MAP همراه با پتانسیل آن در ایجاد بیماری در انسان همچنان به عنوان یک چالش جهانی دامپزشکان محسوب می گردد. تقریباً نیم قرن پس از شناسایی اولین موارد این بیماری، هنوز گزارش وقوع پاراتوبرکولوزیس در ایران الزامی نمی باشد و این امر زمینه ی فقدان یک برنامه ی جامع کشوری کنترل بیماری را فراهم نموده است. مطالعه ی حاضر به منظور افزایش دانش موجود از ژنتیک جمعیت MAP در میزبان های مختلف در ایران انجام پذیرفته است. در مدت هفت ماه تعداد 35 جدایه از شیر و مدفوع گوسفند، بز و گاو در 8 استان کشور همراه با 11 جدایه آرشیو شده MAP بررسی گردیدند. استراتژی کالینز برای تشخیص افتراقی میان تیپ های گاوی این باکتری ها استفاده شد. مطالعه با بکارگیری RFLP-IS900 با استفاده از آنزیم PstI گسترده تر گردید. استراتژی کالینز نشان داد همه ی دام های تحت بررسی فقط با سویه-های تیپ گاوی آلوده شده بودند. در تایپینگ ژنتیکی یافته های RFLP-IS900نشان دهنده ی وجود 10 تیپ با شباهت زیاد بود که در 5 مورد میزبان های مختلف را آلوده نموده بودند. در عین حال نشانه ای از وجود بیش از یک سویه در یک فارم و یا در یک میزبان مشاهده نگردید. یافته های این مطالعه در کنار مشاهدات گزارش شده توسط دیگران این سوال را بر می انگیزند که چرا در ایران سویه های تیپ گوسفندی مشاهده نمی شوند. گردش سویه های بسیار مشابه MAP در میان نشخوارکنندگان اهلی ایران می تواند نشانه ای از وجود یک جمعیت یکنواخت ژنتیکی این پاتوژن باشد که اخیراً متحمل تحولات ایجاد کننده تنوع ژنتیکی شده است. دامنه ی مکانی و زمانی این گونه تغییرات در حال حاضر نامشخص و آگاهی از آن ها نیازمند مطالعات آتی خواهد بود.

آمار یکساله:  

بازدید 93

دانلود 77 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1399
  • دوره: 

    16
  • شماره: 

    4
  • صفحه شروع: 

    5
  • صفحه پایان: 

    15
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    116
  • دانلود: 

    90
چکیده: 

طاعون نشخوارکنندگان کوچک (PPR) بیماری ویروسی بسیار واگیر، شدید و کشنده نشخوارکنندگان کوچک است. چهار دودمان (Lineage) ویروس PPR بر اساس تحلیل توالی ژن نوکلئوپروتئین (N) و فیوژن (F) شناخته شده است. هدف از این مطالعه، بررسی تعیین هویت مولکولی و آنالیز فیلوژنتیکی ویروس طاعون نشخوارکنندگان کوچک در رخدادهای PPR سال های 95 و 97 در استان قم بوده است. 10 نمونه ی بافتی (غدد لنفاوی مزانتر) پس از کالبدگشایی از حیوانات مشکوک بالینی جمع آوری شد و وجود ویروس PPR با روش RT-PCR یک مرحله ای مورد بررسی قرار گرفت. بررسی توالی قطعه ای از ژن نوکلئوپروتئین (N) و آنالیز فیلوژنتیکی نمونه هایی که در RT-PCR مثبت بودند جهت تعیین دودمان جدایه ها انجام گرفت. از 10 نمونه بالینی مورد بررسی، 40 درصد آن ها بر اساس بررسی اسید نوکلئیک ویروس با روش RT-PCR مثبت بودند. آنالیز توالی نوکلئوتیدی و تجزیه فیلوژنتیکی جدایه ها نشان داد که جدایه های به دست آمده در رده ی آسیایی (دودمان IV) ویروس PPR قرار دارد. نتایج فیلوژنتیک این مطالعه، حضور ویروس PPR دودمان IV را در میان دام های مبتلا به طاعون نشخوارکنندگان کوچک استان قم، تأیید می کند. بنابراین این مطالعه نشان می دهد که جدایه های PPRV ایران به دودمان چهارم مربوط می شوند و با جدایه های PRPV پاکستان، تاجیکستان و هند ارتباط نزدیک دارند. توصیه می شود به منظور ترسیم دقیق تری از وضعیت حضور و چرخش دودمان یا دودمان های ویروس PPR در ایران، مطالعات بیش تری از دیگر مناطق کشور به خصوص نواحی مرزی انجام گیرد.

آمار یکساله:  

بازدید 116

دانلود 90 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1399
  • دوره: 

    16
  • شماره: 

    4
  • صفحه شروع: 

    55
  • صفحه پایان: 

    63
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    112
  • دانلود: 

    78
چکیده: 

نمونه گیری بدون در نظر گرفتن مصرف یا عدم مصرف آنتی بیوتیک در سگ های مورد مطالعه انجام شد و بر اساس تاریخچه ی سگ های تحت مطالعه، 90 درصد آن ها طی چند ماه اخیر آنتی بیوتیک مصرف نکرده بودند. در این مطالعه مجموعاً 168 سویه ی اشریشیاکلی متعلق به سگ های خانگی سالم (49 قلاده)، صاحبان آن ها (49 نفر) و افراد فاقد حیوان خانگی (70 نفر) مورد بررسی قرار گرفت؛ حضور یا عدم حضور توالی های فیلوژنتیکی شامل chuA، yjaA و TspE4. C2 با کمک واکنش زنجیره ای پلیمراز (PCR) ردیابی شد. همچنین جدایه ها از نظر مقاومت ضد میکروبی علیه 11 آنتی بیوتیک پر مصرف در سگ ها مورد مطالعه قرار گرفتند که این آنتی بیوتیک ها شامل اریترومایسین، استرپتومایسین، انروفلوکساسین، اکسی تتراسایکلین، سفوتاکسیم، آمپی سیلین، تری متوپریم-سولفامتوکسازول، آموکسی سیلین کلاولانیک اسید، سفتازیدیم، سفتریاکسون و کانامایسین بودند. نتایج این مطالعه نشان داد که جدایه های اشریشیاکلی در فیلوگروه های A، D، B1 و B2 به ترتیب با فراوانی های 9/55، 3/30، 1/7 و 3/5 درصد قابل طبقه بندی می باشند. مقاومت ضد میکروبی علیه اریترومایسین و اکسی تتراسایکلین به طور قابل ملاحظه ای بالا بود، در حالی که کم ترین فراوانی مقاومت آنتی بیوتیکی علیه سفتریاکسون، سفتازیدیم، آموکسی-سیلین کلاولانیک اسید و کانامایسین مشاهده گردید. این مطالعه بر روی سگ های به ظاهر سالم انجام شده است بنابراین می تواند نقش حاملی آن ها را برای سویه های مقاوم به آنتی بیوتیک تعیین کند. نتایج نشان داد که سگ های خانگی باید به عنوان مخازن مهم سویه-های اشریشیاکلی مقاوم به خصوص علیه اریترومایسین، اکسی تتراسایکلین، استرپتومایسین، انروفلوکساسین، سفوتاکسیم و آمپی سیلین که عمدتاً متعلق به گروه های فیلوژنتیکی A و D هستند، در نظر گرفته شوند.

آمار یکساله:  

بازدید 112

دانلود 78 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1399
  • دوره: 

    16
  • شماره: 

    4
  • صفحه شروع: 

    64
  • صفحه پایان: 

    73
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    112
  • دانلود: 

    92
چکیده: 

این تحقیق به منظور بررسی اثر سطوح مختلف پروتئین (20 و 24 درصد) و جایگزینی DL متیونین با L متیونین، بر بیان ژن های میوژنیک (آتروژین-1 و MYF-5) با اسفاده از تکنیک RT-qPCR در بلدرچین ژاپنی انجام شد. این آزمایش به صورت فاکتوریل 2×2 در قالب طرح کاملا تصادفی با چهار تیمار و چهار تکرار و 15 قطعه بلدرچین در هر تکرار به اجرا در آمد. تیمار اول شامل DL متیونین و پروتئین 20 درصد بوده که گروه کنترل ما بود. تیمار دوم شامل L متیونین و پروتئین 24 درصد، همچنین تیمار سوم شامل L متیونین و پروتئین 20 درصد بوده و تیمار چهارم شامل DL متیونین و پروتئین 24 درصد بودند. پس از 35 روز تغذیه و نگهداری بلدرچین ها، به دنبال 8 ساعت گرسنگی، از هر تکرار 2 بلدرچین کشتار و قطعه ای از بافت ماهیچه سینه ی آن ها به همراه ازت مایع به آزمایشگاه منتقل و در دمای 80– سانتی گراد ذخیره شدند. پس از استخراج RNA کل، کیفیت آن اندازه گیری گردید و برای تولید و سنتز cDNA مورد استفاده قرار گرفت. در نهایت بیان ژن های آتروژین-1 و MYF-5 با استفاده از تکنیک Real-time qPCR ارزیابی شد. در این روش ژن بتااکتین به عنوان ژن خانه دار (منبع) جهت نرمال نمودن داده ها استفاده شد. نتایج این آزمایش نشان داد که با کاهش سطح پروتئین از 24 درصد به 20 درصد بیان ژن آتروژین-1 افزایش و بیان ژن MYF-5 کاهش پیدا کرده است. به علاوه، جایگزینی DL متیونین با L متیونین تأثیری بر بیان ژن های آتروژین-1 و MYF-5 ندارد. نتایج بیان کننده ی این موضوع بود که می توان DL متیونین جیره را با L متیونین در جیره ی بلدرچین ژاپنی جایگزین کرد و سطح پروتئین 24 درصد در جیره از 20 درصد مناسب تر است.

آمار یکساله:  

بازدید 112

دانلود 92 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1399
  • دوره: 

    16
  • شماره: 

    4
  • صفحه شروع: 

    74
  • صفحه پایان: 

    83
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    98
  • دانلود: 

    113
چکیده: 

بیماری نیوکاسل، یک بیماری ویروسی ماکیان است که توسط پارامیکسوویروس تیپ 1 از جنس Avulavirus است ایجاد می شود و تشخیص سریع و دقیق آن از اهمیت بالایی برخوردار است. حدت این ویروس به پروتئین اتصالی (F)، یکی از شش پروتئین این ویروس، بستگی دارد که می تواند ابرای تشخیص حدت سویه های آن استفاده شود. بنابراین، این مطالعه بنا دارد با توجه به پیشرفت های علم بیوانفورماتیک، روشی پیشنهاد نماید که برای شناسایی ارزان و آسان ویروس نیوکاسل و تفریق سویه های حاد و غیرحاد آن مورد استفاده قرار گیرد. ابتدا توالی کلیه ی سویه های در دسترس ویروس نیوکاسل از بانک اطلاعاتی NCBI به روش همترازی (BLAST) جمع آوری و پس از همردیف سازی، پرایمرهای عمومی و اختصاصی سویه ها طراحی شدند. در مرحله ی بعد تأیید ویروس نیوکاسل با روش PCR و پرایمرهای عمومی روی cDNA نمونه ی کنترل مثبت بهینه سازی شد. سپس تفریق سویه ی غیرحاد از حاد با روش ARMS-PCR (سیستم بازتاب تکثیری جهش) با دو پرایمر فوروارد اختصاصی بهینه سازی شد. از آن جایی که روش مورد استفاده در این مطالعه نوعی ARMS-PCR است که بر روی cDNA حاصل از واکنش RT انجام گرفته است و همچنین به علت آن که به منظور افزایش ویژگی از محصول PCR اول به عنوان الگو برای واکنش PCR آشیانه ای استفاده شده است "RT-ARMS-PCR آشیانه ای" نام گذاری شده است. سپس تعدادی از نمونه های جمع آوری شده از مزارع پروش مرغ گوشتی با این روش و همچنین Real-Time PCR به عنوان تست استاندارد طلایی آزمایش شدند. نتایج نشان داد که حساسیت و ویژگی تشخیص ویروس و سویه ی آن در هردو روش با هم مطابقت کامل داشتند. در مجموع این روش در مقایسه با روش Real-Time PCR با صرف زمانی اندکی بیش تر ولی هزینه، تجهیزات و پیچیدگی بسیار کم تر به عنوان جایگزین مناسبی برای روش Real-Time PCR برای تشخیص ویروس نیوکاسل و تفریق سویه های حاد از غیرحاد پیشنهاد می گردد.

آمار یکساله:  

بازدید 98

دانلود 113 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1399
  • دوره: 

    16
  • شماره: 

    4
  • صفحه شروع: 

    84
  • صفحه پایان: 

    96
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    326
  • دانلود: 

    134
چکیده: 

مدتومیدین و دکسمدتومیدین، دو داروی جدید آگونیست آلفا-2 هستند که جهت کاربرد در بیهوشی دامپزشکی، در دسترس می باشند. این داروها، جهت ایجاد اثرات آرام بخشی و پیش بیهوشی در حیوانات خانگی کاربرد دارند. هدف از انجام مطالعه ی حاضر، ارزیابی اثرات مدتومیدین و دکسمدتومیدین به تنهایی و در ترکیب با آسپرومازین، بر آرام بخشی، عملکرد قلبی عروقی و الکتروکاردیوگرافی در سگ ها بود. شصت قلاده سگ، به صورت تصادفی به 4 گروه مساوی تقسیم شدند. سگ ها یکی از درمان های مدتومیدین (µ g/kg 10)، دکسمدتومیدین (µ g/kg 5)، مدتومیدین (µ g/kg 10) همراه با آسپرومازین (mg/kg 05/0) و دکسمدتومیدین (µ g/kg 5) همراه با آسپرومازین (mg/kg 05/0) را دریافت نمودند. میزان آرام بخشی، ضربان قلب، فشار خون سرخرگی غیر تهاجمی، تعداد تنفس، دمای بدن و الکتروکاردیوگرام، تا زمان 20 دقیقه بعد از تجویز، با دقت در سگ ها اندازه گیری شدند. نمرات آرام بخشی در گروه های مدتومیدین همراه با آسپرومازین و دکسمدتومیدین همراه با آسپرومازین، در دقایق 5 و 20 تزریق، در مقایسه با گروه های مدتومیدین و دکسمدتومیدین به تنهایی، به صورت معنی داری بالاتر بود. مقایسه ی نمرات آرام بخشی در هر گروه، افزایش معنی دار آن را در طول زمان نشان داد. مقایسه ی ضربان قلب، در داخل گروه ها، کاهش معنی دار آن را نسبت به زمان پایه نشان داد. تعداد تنفس در همه ی گروه ها یک روند کاهشی را نشان داد. ارتفاع موج P، در طول زمان کاهش یافت و فواصل P-R و Q-T در همه ی گروه ها، در طول زمان افزایش یافت. در تمامی گروه ها، آریتمی سینوسی، بلوک قلبی درجه ی یک و ایست سینوسی، پس از تزریق داروهای آرام بخش، مشاهده شدند. در قسمت نتیجه گیری، این طور استنباط می شود که اضافه نمودن آسپرومازین به مدتومیدین و دکسمدتومیدین، میزان آرام بخشی را افزایش می-دهد. تعداد ضربان قلب در گروه های دریافت کننده ی مدتومیدین و دکسمدتومیدین کاهش یافت و اضافه نمودن آسپرومازین، این روند کاهشی را تشدید کرد. همچنین استفاده از ترکیب آسپرومازین با مدتومیدین و دکسمدتومیدین، رخداد بروز آریتمی ها را در سگ کاهش نداد.

آمار یکساله:  

بازدید 326

دانلود 134 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1399
  • دوره: 

    16
  • شماره: 

    4
  • صفحه شروع: 

    97
  • صفحه پایان: 

    107
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    94
  • دانلود: 

    69
چکیده: 

رشد جنین در اواخر دوران بارداری وابسته به عملکرد صحیح و اختصاصی محور گلوکز-انسولین است که منجر به رشد و تکامل اختصاصی دستگاه های بدن جنین، عملکرد جفت و رشد جنین می شوند. در این بین رزیستین، هورمونی مترشحه از بافت چربی است که نقشی متفاوت را در تنظیم هومئوستاز انرژی و متابولیسم گلوکز ایفا می کند. در انسان تنها مقادیر کمی رزیستین در بافت چربی و مابقی آن در بافت هایی همچون مغز استخوان، طحال، بافت ریه و جفت بیان می شود. هدف از تحقیق حاضر بررسی تأثیر تجویز خوراکی نانوذره سلنیوم و سلنیت سدیم بر میزان نسخه برداری از ژن رزیستین در جفت میش بود. به این منظور 20 رأس از میش های 4 ماه آبستن به صورت تصادفی انتخاب و به چهار گروه تقسیم شدند و در زمان 10 روز منتهی به زایمان به صورت روزانه تجویز خوراکی انجام گرفت. به گروه تیمار 1 سلنیت سدیم (به میزان 1/0 میلی گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن)، به گروه های تیمار 2 و 3 نانوذره سلنیوم (به ترتیب در دو دوز 05/0 و 1/0 میلی گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن) و به گروه چهارم (شاهد) آب مقطر با حجم مشابه خورانده شد. در زمان زایمان، اقدام به نمونه برداری از بافت جفت کلیه میش ها شد و با استفاده از روش Real-time PCR و بر اساس روش مقایسه ای Δ Δ Ct-2، میزان نسخه برداری ژن رزیستین مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج حاصل نشان داد که خوراندن ترکیبات مختلف سلنیوم به جیره ی غذایی میش های آبستن، موجب افزایش میزان نسخه برداری ژن رزیستین در جفت می شود و در این بین نقش سلنیت سدیم بارزتر از نانوذره ی سلنیم است (به ترتیب با اندازه p برابر با 002/0، 002/0 و 001/0).

آمار یکساله:  

بازدید 94

دانلود 69 استناد 0 مرجع 0

تبلیغات

مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID