مشخصات نشــریه/اطلاعات دوره

کومش | سال:1382 | دوره:4 | شماره:4-3

نتایج جستجو

2558

نتیجه یافت شد

مرتبط ترین ها

اعمال فیلتر

به روزترین ها

اعمال فیلتر

پربازدید ترین ها

اعمال فیلتر

پر دانلودترین‌ها

اعمال فیلتر

پر استنادترین‌ها

اعمال فیلتر

تعداد صفحات

27

انتقال به صفحه

آرشیو

سال

دوره(شماره)

مشاهده شمارگان

مرکز اطلاعات علمی SID1
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
نویسنده: 

FARANOUSH M. | RAHBAR M. | SAFAEI Z. | MALEK M. | GHORBANI R.

نشریه: 

KOOMESH

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    2003
  • دوره: 

    4
  • شماره: 

    3-4
  • صفحه شروع: 

    183
  • صفحه پایان: 

    188
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    9846
  • دانلود: 

    3992
کلیدواژه: 
چکیده: 

Introduction: Lead is a constant poisonous metal used frequency in daily life and identifying this element as a neurological poison comes back to 2000 years ago before Christ. Lead compound are used in various industries. The main sources of pollution with lead are paints dusts, drinking water, the parent's job environment, water and foods. The different studies showed the prevalence of lead poisoning varies about 8-20%. As there is lack of information about lead poisoning in children in Semnan city, thus this study was performed. Materials and Methods: This is a descriptive cross-sectional study. Sampling on 320 students was done randomly in two areas in Semnan city. 6 ml blood was taken from each student, 5 ml was sent to atomic energy organization in Tehran in order to determine the blood lead by atomic absorption (Spect AA.20), and then the rest of the blood (1ml) was sent to Pastur laboratory in Semnan to perform completed blood count (CBC) and differentiation. The data were analyzed in descriptive statistics in the form of table and graphs. To test the hypothesis the regression were used in level 5%. Results: 78.8% of the children had lead poisoning (Pb>10 g/dl). In 5% of them toxic levels of lead was observed (Pb>20 g/dl). There was no relation between lead concentration in blood with age, gender, parent's job, residential area, grade average, RBC level, painting and reconstruction of home, but there was a relation between lead with Hct, MCV, RDW, MCHC and the years in which houses have been made (P<0.05). Conclusion: In this study, lead poisoning is higher than the other studies but toxic level of Semnan is necessary.      

آمار یکساله:  

بازدید 9846

دانلود 3992 استناد 0 مرجع 0
نشریه: 

کومش

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1382
  • دوره: 

    4
  • شماره: 

    4-3
  • صفحه شروع: 

    105
  • صفحه پایان: 

    112
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    127
  • دانلود: 

    80
چکیده: 

سابقه و هدف: با توجه به اثرات تراتوژنیک کلریدمس بر بافت ها، هدف این مطالعه بررسی اثرات آن بر رشد و نمو لوله عصبی با تاکید بر نخاع گردنی است. مواد و روش ها: محلول کلریدمس II با دوز mg/kg 5 از طریق داخل صفاقی (IP) به 18 سر موش آزمایشگاهی نژاد Balb/C در روزهای 7، 8 و 9 بارداری تزریق شد و 18 سر موش حامله نیز به عنوان گروه های کنترل با روشی مشابه در همان روزها، آب مقطر دریافت کردند. در روز 15 بارداری به دنبال تشریح حیوانات حامله، جنین ها خارج و با محلول بوئن ثابت شدند. بررسی های ماکروسکوپی روی جنین ها انجام شد. از لوله عصبی جنین ها مقاطع 5 میکرونی به صورت سریال تهیه شد و پس از مراحل پاساژ بافتی، با رنگ هماتوکسیلین، ائوزین رنگ آمیزی شدند و سرانجام ارزیابی های میکروسکوپی و مورفومتری بر روی مقاطع تهیه شده انجام گرفت. یافته ها: نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که کلریدمس باعث کاهش وزن جنین ها و کاهش اندازه CR جنین ها می شود. از طرفی این ماده می تواند در سراسر سیستم عصبی جنین، تغییرات سلولی ایجاد کند که این تغییرات به صورت بی نظمی در جهت قرارگیری سلول ها و هسته ها، افزایش فضاهای بین سلولی، ادم سلول ها و نهایتاً دژنراسیون سلول های عصبی قابل ملاحظه می باشد. همچنین در نواحی بطنی سراسر لوله عصبی، افزایش سیستم میتوز و در نواحی حاشیه ای نخاع کاهش ضخامت مشاهده می ِشود. قطر داخلی طناب نخاعی در سگمان های گردنی نیز افزایش می یابد. نتیجه گیری: بر اساس تحقیق حاضر می توان نتیجه گرفت که افزایش کلریدمس در دوران جنینی باعث به وجود آمدن اختلال در سیستم عصبی جنین خواهد شد و روند دژنراسیون سلول های عصبی و احتمالاً مرگ سلولی را القا و تشدید می کند.

آمار یکساله:  

بازدید 127

دانلود 80 استناد 0 مرجع 0
نشریه: 

کومش

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1382
  • دوره: 

    4
  • شماره: 

    4-3
  • صفحه شروع: 

    113
  • صفحه پایان: 

    122
تعامل: 
  • استنادات: 

    1
  • بازدید: 

    208
  • دانلود: 

    83
چکیده: 

سابقه و هدف: گره سینوسی - دهلیزی قلب پستانداران-از جمله خرگوش- از نقطه نظر ساختمانی و عمل الکتروفیزیولوژیکی بافت یکنواختی ندارد. تفاوت درمختصات شکل پتانسیل عمل نیز بخوبی دانسته شده است. یکی از دلایل تفاوت در مختصات شکل پتانسیل عمل میتواند مربوط به تفاوت در وجود و یا عدم وجود جریان های یونی در نواحی مختلف گره باشد از جمله جریانهای مطرح که تصورمیشود که نقشی در ایجاد شیب پیس میکری پتانسیل بازی می کند جریان یونی i_f است. این انتظار و پیش بینی در گره سینوسی- دهلیزی قلب خرگوش با بلوکه کردن جریان مذکور هدف این بررسی است. مواد و روش ها: در بررسی حاضر ابتدا از نمونه های توپ مانند کوچک بافتی مربوط به نواحی محیطی (توپ A) بینابینی (توپ B) و مرکزی (توپهای C و D) گره سینوسی - دهلیزی قلب خرگوش ثبت داخل سلولی فعالیتهای الکتریکی توسط میکروالکترود شیشه ای به عنوان کنترل انجام شد و سپس جریان مذکور به مدت 2 دقیقه توسط 2 میلی مولار سزیم مسدود شد و از هر یک از توپهای کوچک بافتی فعالیتهای الکتریکی ثبت گردید. یافته ها: سزیم به طور معنی داری (P<0.05) موجب کاهش شیب پیس میکری به میزان 5±47 درصد (n=5) در توپ A از ناحیه محیطی و به میزان 9±21 درصد (n=4) در توپ D از ناحیه مرکزی گره سینوسی - دهلیزی شد. همچنین سزیم موجب کاهش مقدار فعالیت خودبخودی یا Rate به میزان 1±7 درصد (n=4) در توپ D از ناحیه مرکزی و 1±19 درصد (n=5) در توپ A از ناحیه محیطی گردید. نتیجه گیری: براساس نتایج، احتمالا جریان یونی i__f در فعالیت پیس میکری ناحیه محیطی نقش بیشتری در مقایسه با ناحیه مرکزی گره سینوسی دهلیزی بازی می کند.

آمار یکساله:  

بازدید 208

دانلود 83 استناد 1 مرجع 3
نشریه: 

کومش

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1382
  • دوره: 

    4
  • شماره: 

    4-3
  • صفحه شروع: 

    123
  • صفحه پایان: 

    128
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    446
  • دانلود: 

    96
چکیده: 

سابقه و هدف: تاکنون پژوهش های زیادی درباره تعیین مقدار ذغال سنگ انتشار یافته در هوای محیط کار معادن در سرتاسر دنیا صورت گرفته، ولی اطلاعات جامعی در مورد وضعیت بهداشتی و ایمنی معادن در کشور وجود ندارد. در یک آمار منتشر شده از طریق یک منبع داخلی حدود 10% کارگران شاغل در معادن مورد بررسی، در اثر استنشاق هوای آلوده محیط کار دچار بیماری ریوی بوده اند. هدف این تحقیق تعیین مقدار ذغال انتشار یافته در محیط کار معدن بمنظور آگاهی از میزان آلودگی احتمالی موجود در این مناطق می باشد. مواد و روش ها: در این بررسی از قسمت های مختلف موجود در دو معدن مورد بررسی، بر طبق روش پیشنهادی سازمان های ذیصلاح از هوای محیط کار در روزهای مختلف، بیش از 30 نمونه گرفته شد که برای هر نمونه برداری یک روز وقت صرف شده است. برای نمونه برداری، از دستگاه نمونه بردار فردی استفاده شد و نمونه های گرفته شده به آزمایشگاه منتقل و با ترازوی با حساسیت موردنیاز، وزن شده و با میزان استاندارد آن مقایسه شد. لازم به ذکر است که هم برای گرد وغبار قابل استنشاق و هم برای گرد و غبار کلی نمونه برداری صورت گرفته است. یافته ها: نتایج بدست آمده، نشان داد که در مناطقی که بیشترین تجمع کارگری را داشته و کارگران، بیشتر وقت کاری خود را در آن مناطق می گذرانند مقدار ذرات ذغال انتشار یافته بسیار بیشتر از میزان استاندارد اعلام شده می باشد. به طوری که در محل استخراج معدن، این مقدار برای گرد و غبار قابل استنشاق 10 برابر مجاز و در تونل های افقی معدن 6 برابر مقدار مجاز بوده است. میزان گرد و غبار کلی حتی از این حدود نیز فراتر رفته است. نتیجه گیری: نتایج فوق بیان گر این است که میزان آلودگی هوا در مناطق مورد بررسی بسیار فراتر از مقدار مجاز بوده و بدون شک سلامت کارگرانی که در این مناطق کار می کنند مورد تهدید جدی است و بایستی برای رفع آلودگی و تامین بهداشت کارگران، اقدامات عاجل و موثری را به کار بست.

آمار یکساله:  

بازدید 446

دانلود 96 استناد 0 مرجع 0
نشریه: 

کومش

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1382
  • دوره: 

    4
  • شماره: 

    4-3
  • صفحه شروع: 

    129
  • صفحه پایان: 

    136
تعامل: 
  • استنادات: 

    6
  • بازدید: 

    395
  • دانلود: 

    121
چکیده: 

سابقه و هدف: با پیشرفت علم پزشکی، امید به زندگی افزایش یافته و جوامع را با افزایش جمعیت سالمندان روبرو ساخته است. برنامه ریزی جهت ارائه هرگونه خدمات، نیازمند شناخت نیازهای واقعی سالمندان است. آگاهی و دستیابی به نیازهای واقعی آنان به برنامه ریزان کمک می کند تا با توجه به خواست و نیاز آنان برنامه ریزی نمایند. این تحقیق به منظور تعین وضعیت اقتصادی، اجتماعی، بهداشتی و نحوه گذران اوقات فراغت سالمندان انجام گرفت. مواد و روش ها: طی یک پژوهش توصیفی ـ تحلیلی، 1024 نفر از سالمندان، با استفاده از پرسشنامه و به روش نمونه گیری خوشه ای مورد بررسی قرار گرفتند. برای تحلیل داده های کیفی، داده ها به صورت کمی درآمده و رتبه بندی «خوب، متوسط و ضعیف» انجام شد. از آزمون های Chi 2 و ضریب همبستگی اسپیرمن در سطح معنی داری 5 درصد استفاده گردید. یافته ها: یافته ها نشان داد که اکثر سالمندان (69.23%) وضعیت اقتصادی متوسط دارند و وضعیت اجتماعی بیشتر آنان (69.02%) نیز متوسط می باشد. وضعیت بهداشتی سالمندان نیز بیانگر وجود اختلالاتی مانند افزایش فشار خون (80.6%) و مشکلات دفعی (76.7%) می باشد. گرچه وجود مشکلات بینائی (46.9%)، شنوایی (29.3%) و حرکتی (28.2%) نیز قابل توجه بود. ارتباط معنی دار بین وضعیت اقتصادی و جنس (0.0003=‍P)، سن و وضعیت اجتماعی (0.000=P) مشاهده گردید؛ در سایر موارد ارتباط معنی دار نبود. نتیجه گیری: متوسط بودن وضعیت اقتصادی سالمندان نشان می دهد که این قشر جامعه نیز به مراقب بیشتری از نظر مالی دارند. نتایج، همچنین نشان داد که وضعیت فعالیت های اجتماعی اکثر سالمندان در حد متوسط است که می تواند ناشی از افزایش سن و از بین رفتن انگیزه های زندگی باشد. در مجموع اکثر سالمندان مشکلات جسمانی زیادی را مطرح کرده اند که توجه برنامه ریزان سیستم بهداشت و درمان جامعه را به کمک به سالمندان طلب می نماید.

آمار یکساله:  

بازدید 395

دانلود 121 استناد 6 مرجع 2
نشریه: 

کومش

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1382
  • دوره: 

    4
  • شماره: 

    4-3
  • صفحه شروع: 

    137
  • صفحه پایان: 

    143
تعامل: 
  • استنادات: 

    1
  • بازدید: 

    428
  • دانلود: 

    77
چکیده: 

سابقه و هدف: تحمل و وابستگی دو مشکل عمده در مصرف مرفین بوده که می توانند منجر به ایجاد عوارض و خطرات جدی به خصوص علایم شدید ناشی از قطع مصرف آن شوند. مطالعات قبلی پیشنهاد نمودند که احتمالاً داروهای استروئیدی و استرس می توانند بر تعدیل علایم ناشی از قطع مرفین مؤثر باشند. بر همین اساس پژوهش حاضر که هدف آن بررسی اثرات استرس و دگزامتازون (به عنوان یک آگونیست گلوکوکورتیکوئید ها بر تعدیل علایم ناشی از قطع مرفین (سندرم Withdrawal ) بود طراحی و انجام شد. مواد و روش ها: در این مطالعه موش های نر سوری سفید آزمایشگاهی نژاد آلبینو با وزن 25 تا 30 گرم مورد استفاده قرار گرفتند. برای معتاد کردن حیوانات از روش مارشال استفاده شد ؛ در این روش موش ها طی سه روز متوالی و در هر روز سه دوز 50، 50 و 75 میلی گرم به ازای هر کیلوگرم وزن موش در ساعات 8، 12 و 16 مرفین زیر جلدی دریافت کردند. در روز چهارم، دو ساعت پس از تزریق دوز 50 میلی گرم، برای بررسی علایم قطع به حیوانات نالوکسان با دوز 2 میلی گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن و به صورت داخل صفاقی تزریق شد. برای ارزیابی علایم قطع از شاخص های استاندارد مانند تعداد پریدن و سنجش وزن مدفوع ناشی از اسهال استفاده شد. جهت ارزیابی اثر گلوکوکورتیکوئید ها از تزریق زیرجلدی دگزامتازون (0.3، 1 و 2 میلی گرم به ازای هر کیلوگرم وزن به عنوان آگونیست گلوکوکورتیکوئید ها) 30 دقیقه قبل از تزریق نالوکسان استفاده شد. برای ایجاد استرس، حیوان به مدت یک دقیقه در آب سرد حدود 18 درجه سانتی گراد شنا می کرد. جهت انجام آزمایشات، حیوانات معتاد به چهار گروه تقسیم شدند. گروه اول به عنوان گروه کنترل بودند که بدون دریافت دارو و یا استرس فقط 30 دقیقه قبل از تزریق نالوکسان، وهیکل (سالین و اتانول 2%) زیرجلدی دریافت کردند. گروه های آزمایش که دوزهی مختلف دگزامتازون (0.3، 1 و 2 میلی گرم به ازای هر کیلوگرم) دریافت کردند. گروه سوم قبل از تزریق نالوکسان، استرس ناشی از شنای آب سرد دریافت کردند. گروه چهارم ضمن تزریق فقط دوز 0.3 دگزامتازون (با توجه به اینکه این دوز بهترین پاسخ را داده بود) استرس نیز دریافت کردند. یافته ها: نتایج نشان می دهد که استرس ناشی از شنای آب سرد و تزریق دگزامتازون با دوز 0.3 و 1 میلی گرم، 30 دقیقه قبل از تزریق نالوکسان، به طور قابل توجهی علایم قطع را کاهش می دهد ولی دوز 2 میلی گرم دگزامتازون اثر معنی داری نداشت. در ضمن اثرات استرس به تنهایی یا همراه با دگزامتازون نسبت به مصرف دگزامتازون به تنهایی بیشتر بود. نتیجه گیری: یافته های فوق نشان می دهد که استرس و فعال شدن گیرنده های گلوکوکورتیکوئید ها نقش مهمی در کاهش علایم قطع مرفین دارند که برای پی بردن به نقش نوروترانسمیتری و دیگر عوامل مداخله گر مغزی نیاز به مطالعات بیشتری احساس می شود.

آمار یکساله:  

بازدید 428

دانلود 77 استناد 1 مرجع 2
نشریه: 

کومش

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1382
  • دوره: 

    4
  • شماره: 

    4-3
  • صفحه شروع: 

    143
  • صفحه پایان: 

    150
تعامل: 
  • استنادات: 

    1
  • بازدید: 

    273
  • دانلود: 

    97
چکیده: 

سابقه و هدف: با توجه به اینکه درمان اساسی در بیماری لیشمانیوز با ترکیبات آنتی‌موان، شامل پنتوستام و گلوکانتیم، صورت می‌گیرد و مقاومت داروئی بییمار به این ترکیبات خصوصاً در مناطق اندمیک یکی از مشکلات اصلی در این بیماری است. این مطالعه جهت ارزیابی حساسیت و یا مقاومت سوش‌های Leishmania tropica جدا شده از بیماران را در محیط کشت و در حالت تکثیر داخل سلولی (فرم اماستیگوئی) در مقابل دو ترکیب سه ظرفیتی و پنج ظرفیتی آنتی‌موان، انجام گردید و نتایج آن با پاسخ درمانی بیماران مقایسه شد. مواد و روش‌ها: جهت انجام این بررسی از بیمار مبتلا به لیشمانیوز جلدی در منطقه اندمیک نمونه‌برداری شد. انگل‌های جدا شده از هر بیمار در محیط‌های جامد و مایع، کشت و تکثیر گردید. سپس با استفاده از ماکروفاژهای زنده مایع صفاق موش، کشت و تکثیر انگل در داخل سلول‌های ماکروفاژ و در پلیت‌هایی مخصوص فراهم گردید. کاهش رشد انگل در داخل ماکروفاژ و همین طور کاهش درصد ماکروفاژهای آلوده شده در اثر اضافه نمودن دارو تعیین و بدین وسیله میزان حساسیت انگل در مقابل این ترکیبات در حالت In vitro مشخص گردید. یافته‌ها: نتایج حاصله از این بررسی نشان داد که ترکیب آنتی‌موان سه ظرفیتی با حداقل غلظت 100 g/ml به طور معنی‌دار باعث کاهش تکثیر داخل سلولی انگل جدا شده از هر بیمار می‌گردد (0.05>P). مقایسه آماری بین میانگین تعداد آماستیگوت‌های داخل ماکروفاژ با میزان مداومت زخم بیانگر وابستگی این دو معیار به طور معنی‌دار نبود. همین طور بین میزان درصد ماکروفاژهای آلوده به انگل‌ برای هر سوش جدا شده از بیمار و مدت زمان بهبودی در همان بیمار، وابستگی معنی‌داری مشاهده نشد. نتیجه‌گیری: نتایج حاصله، احتمالاً نشان دهنده عدم ارتباط بین میزان تکثیر و قدرت تهاجم و یا شدت بیماری‌زایی سوش انگل جدا شده از بیمار با میزان مداومت و یا توسعه زخم می‌باشد.

آمار یکساله:  

بازدید 273

دانلود 97 استناد 1 مرجع 0
نشریه: 

کومش

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1382
  • دوره: 

    4
  • شماره: 

    4-3
  • صفحه شروع: 

    151
  • صفحه پایان: 

    158
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    182
  • دانلود: 

    98
چکیده: 

سابقه و هدف: بیماری های التهابی روده (IBD) اصطلاحی است که برای گروهی از بیماری های التهابی دستگاه گوارش با اتیولوژی نامشخص به کار می رود. کولیت اولسروز (UC) و بیماری کرون (CD) دو نوع اصلی از این بیماری می باشند که مشخصه این بیماری ها افزایش مدیاتورهای التهابی نظیر IL-1، IL-6، TNF-a، LTB 4 و PGE 2 می باشند. نظر به مطرح شدن نقش ایمونومدولاتوری (LVA7220) در تعدیل پروسه های التهابی در سال های اخیر بر آن شدیم که اثر این ماده را بر شکل مزمن کولیت تجربی در رت مورد کنکاش قرار دهیم. این ماده از مشتقات آلژینات می باشد و پلی ساکاریدی است که از جلبک های قهوه ای به دست می آید و از دو نوع اسید ارونیک (D- مانورونیک و L- گلورونیک اسید) تشکیل شده است. مواد و روش ها: در این مطالعه با روش TNBS به میزان 120 میلی گرم در میلی لیتر از ماده TNBSحل شده در اتانل 50% با تلقیح 0.25 میلی لیتر به هر رت، فرم مزمن بیماری ایجاد شد. حیوانات شامل گروه های بیمار (P)، درمان شده (T) و پیش درمانی (M) جهت هفته اول، دوم و سوم و ششم و نیز گروه کنترل و نرمال به تعداد n=5 برای هر گروه منظور گردید که گروه های M و T محلول g/lit LVA 5 را به صورت خوراکی دریافت می کردند. ارزیابی با استفاده از روش ELISA برای اندازه گیری مدیاتورهای التهابی سرم نظیر IL-6، TNF-alpha، LTB 4 و PGE 2 و همچنین ارزیابی ماکروسکوپیک روده با روش Gerald و ارزیابی میکروسکوپ با استفاده از لام های تهیه شده، صورت پذیرفت. یافته ها: نتایج سنجش سایتوکاین ها و ارزیابی میکروسکوپ، نشان دهنده اختلاف معنی دار بین گروه های M و T با گروه P می باشد. در خصوص پارامترهای IL-6، TNF-a، LTB 4 بین گروه بیمار و درمان شده اختلاف معنی دار وجود داشت که مؤید اثر مهاری LVA بر این پارامترهای التهابی می باشد. نتیجه گیری: بنابراین LVA می تواند به عنوان عامل مهمی در تعدیل پاسخ های التهابی که منجر به تخریب بافت روده در بیماری IBD مطرح گردد.

آمار یکساله:  

بازدید 182

دانلود 98 استناد 0 مرجع 0
نشریه: 

کومش

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1382
  • دوره: 

    4
  • شماره: 

    4-3
  • صفحه شروع: 

    159
  • صفحه پایان: 

    166
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    565
  • دانلود: 

    101
چکیده: 

سابقه و هدف: مشخص نمودن محل سینوس ساژیتال جهت سهولت عمل جراحی و پیشگیری از عوارض احتمالی در جراحی های ناحیه سینوس ساژیتال مهم می باشد. از گذشته، سوچور ساژیتال به عنوان یک راهنمای تشریحی در مشخص نمودن قسمت میانی سینوس ساژیتال استفاده می شده است. جهت مشخص نمودن رابطه سوچور ساژیتال با سینوس ساژیتال فوقانی این مطالعه انجام شد. مواد و روش ها: این مطالعه یک مطالعه توصیفی ـ تحلیلی بود. در این مطالعه، پنجاه جسد انسان بزرگسال از نظر رابطه بین سوچور ساژیتال فوقانی تشریح شدند. طی این مطالعه طول سوچور ساژیتال، عرض سوچور و عرض سینوس ساژیتال فوقانی در سه نقطه ابتدا، وسط و انتهای سوچور اندازه گیری شد. سپس رابطه سوچور ساژیتال با سینوس ساژیتال فوقانی در سه نقطه مذکور بررسی گردید؛ همچنین سینوس عرضی غالب نیز در این مطالعه بررسی و نتایج فوق بر اساس روش های آماری، تحلیل شد. نتایج: یافته های این تحقیق نشان می دهد که در اکثر موارد، سینوس ساژیتال فوقانی در مقایسه با سوچور ساژیتال به طرف راست منحرف می شود؛ به طوری که در نقطه برگما در 54 درصد، در نقطه لامبدا و نقطه وسط بین لامبدا و برگما در 64 درصد موارد سینوس به طرف راست منحرف میِ شود. اندازه این انحراف به طور متوسط 3.5 میلی متر در نقطع برگما، 4.5 میلی متر در نقطه وسط و 6 ملی متر در نقطه لامبدا بود. تفاوت جنسی در یافته های این تحقیق دیده نشده است. در 76 درصد موارد سینوس عرضی راست غالب بود. نتیجه گیری: بر اساس یافته های فوق در اکثر موارد سینوس ساژیتال نسبت به سوچور ساژیتال در طرف راست قرار دارد. اطلاعات فوق می تواند به جراح مغز و اعصاب در مورد رابطه بین سینوس ساژیتال فوقانی و مشخصات سطحی جمجمه در مشخص نمودن محل سینوس ساژیتال فوقانی در طی اعمال جراحی کمک کند.

آمار یکساله:  

بازدید 565

دانلود 101 استناد 0 مرجع 0
نشریه: 

کومش

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1382
  • دوره: 

    4
  • شماره: 

    4-3
  • صفحه شروع: 

    167
  • صفحه پایان: 

    176
تعامل: 
  • استنادات: 

    2
  • بازدید: 

    374
  • دانلود: 

    120
چکیده: 

سابقه و هدف: ارزیابی وضعیت چربی‌های سرم نوجوانان و ارتباط آن با رژیم غذایی و ارزیابی رفتار، نگرش، عملکرد و آگاهی (BASK) دانش آموزان، والدین و مسئولین مدارس در این رابطه، به منظور طراحی مداخلات جامعه‌نگر در جهت پیشگیری و کنترل عوامل خطرساز بیماری‌های قلبی و عروقی. مواد و روش‌ها: افراد مورد بررسی، 2000 دانش آموز 18-11 ساله انتخاب شده به روش تصادفی ساده چند مرحله‌ای (1000 دختر و 1000 پسر)، والدین آنها (2000 نمونه) و مسئولین مدارس (500 نمونه) در مناطق شهری و روستایی دو استان اصفهان و مرکزی بوده‌اند (استان اصفهان برای مداخلات بعدی در نظر گرفته شده و استان مرکزی به عنوان ناحیه مرجع در نظر گرفته شده است). یافته‌ها توسط پرسشنامه، معاینه فیزیکی و فرم ثبت غذای سه روزه و پرسشنامه تکرر مصرف مواد غذایی به دست آمد و لیپیدهای سرم در آزمایشگاه مرکز تحقیقات قلب و عروق اصفهان، اندازه‌گیری شد. یافته‌ها توسط نرم‌افزار Spss/win و با استفاده از آزمون‌های آماری Student T و رگرسیون خطی چندگانه در سطح معنی‌دار 0.05>P تحلیل شد. یافته‌ها: بیشتر دانش آموزان، والدین و مسئولین مدارس آگاهی کافی نسبت به تغذیه سالم داشتند؛ ولی عملکرد آنها در این جهت نبود به طوری که بیشتر خانواده‌ها علی‌رغم داشتن آگهی از سالم‌تر بودن انواع روغن مایع، بیشتر از روغن جامد استفاده می‌کردند و این موضوع تا حد زیادی می‌تواند به دلیل مناسب بودن قیمت روغن جامد و دسترسی راحت‌تر به آن باشد. اگرچه میانگین مصرف چربی نوجوانان (0.4+-21.2 درصد) در محدوده مجاز توصیه شده (30%>) بود، اما در بسیاری موارد اختلالات چربی خون سرم وجود داشت. به عنوان مثال، میانگین کلسترول سرم دختران گروه سنی 14-11 و 18-15 ساله، به طور معنی‌داری بالاتر از مقادیر استاندارد بود (به ترتیب 169 و 172 در برابر 160 و 159 میلی گرم در دسی لیتر، 0.05>P). ارتباط مستقیم بین اختلالات چربی خون در نوجوانان و مصرف چربی هیدروژنه غذاهای آماده و میان وعده‌های غذایی چرب به دست آمد (0.05>P). اگرچه میزان مصرف پروتئین در حد توصیه شده بود (0.9+-13.4 درصد)؛ ولی با توجه به مصرف گوشت گوسفند چرب، تعداد دفعات مصرف گوشت قرمز با اختلالات چربی خون ارتباط مستقیم داشت (0.05>P). یکی از دلایل بالا بودن تری‌گلیسرید خون می‌تواند مصرف بیش از حد کربوهیدرات (1+-65.2 درصد) باشد. نتیجه‌گیری: هرچند در جوامع غربی، بیشتر بر کاهش میزان چربی مصرفی تأکید می‌ِشود، ولی در جامعه ما که این میزان در حد قابل قبول است، بیشتر باید بر اصلاح کیفیت چربی مصرفی تأکید شود تا کمیت آن. این اقدام زیر بنایی مستلزم مشارکت صنایع غذایی، مسئولین دولتی، مصرف کنندگان و رسانه‌های گروهی می‌باشد.

آمار یکساله:  

بازدید 374

دانلود 120 استناد 2 مرجع 0
نشریه: 

کومش

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1382
  • دوره: 

    4
  • شماره: 

    4-3
  • صفحه شروع: 

    177
  • صفحه پایان: 

    182
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    225
  • دانلود: 

    100
چکیده: 

سابقه و هدف: محاسبه سرعت هدایت عصب اولنار در آرنج به طور موثری تحت تاثیر وضعیت آن قرار دارد. به طوری که در وضعیت کاملاً خم، سرعت هدایت عصب اولنار در آرنج، بیشتر است و این به دلیل کشیده شدن عصب و باز شدن چین های آن در طول آرنج است. در مورد اثر وضعیت مچ دست بر سرعت هدایت عصب اولنار در مطالعات مختلف نتایج متناقضی گزارش شده است. به منظور روشن شدن علت تناقض و تایید صحت یکی از آنها و با هدف تعیین تاثیر وضعیت های مختلف مچ دست بر سرعت هدایت عصب اولنار مطالعه حاضر به عمل آمد. مواد و روش ها: در این مطالعه که از نوع کارآزمایی بالینی خود شاهد است، در 40 داوطلب سالم فاقد علائم نروپاتی اولنار، اثر وضعیت های مختلف مچ به صورت خم (F)، خنثی (N) و باز (E) روی سرعت هدایت عصب اولنار بررسی شد. یافته ها: سرعت هدایت عصب اولنار در آرنج در حالت های مختلف F، N و E به ترتیب 59.3، 59.4 و 59.8 متر بر ثانیه بود؛ که تفاوت معنی داری نداشتند (0.3=P). در ساعد، سرعت هدایت عصب اولنار به ترتیب 62.6، 61.8 و 61 متر بر ثانیه و تفاوت معنی داری بود (0.02=P)، ولی بعد از در نظر گرفتن تغییر فاصله بین دو محل تحریک در اثر تغییر وضعیت مچ، تفاوت قابل ملاحظه ای نداشت (0.3=‍P). نتیجه گیری: نتایج بررسی نشان داد، تغییر وضعیت مچ دست با در نظر گرفتن جابجایی و کشش پوست، روی سرعت هدایت عصب اولنار تاثیر قابل توجهی ندارد. بنابراین لازم است وضعیت مچ در حین بررسی برای هر فرد ثابت باشد تا از مخدوش شدن نتایج، جلوگیری شود.

آمار یکساله:  

بازدید 225

دانلود 100 استناد 0 مرجع 0
نشریه: 

کومش

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1382
  • دوره: 

    4
  • شماره: 

    4-3
  • صفحه شروع: 

    183
  • صفحه پایان: 

    190
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    291
  • دانلود: 

    36
چکیده: 

سابقه و هدف: سرب یک فلز پر مصرف و یک سم پایدار است که شناسایی آن به عنوان یک سم عصبی و تلاش برای کنترل آن به 2000 سال قبل از میلاد می رسد. با توجه به استفاده از سرب در بسیاری از صنایع، این ماده سبب آلودگی محیط اطراف می شود. منابع اصلی آلوده کننده شامل رنگ ها، گرد وغبار، آب آشامیدنی، محیط کار والدین، هوا و غذا می باشند. در مطالعات مختلف شیوع مسمومیت با سرب از 20-8% متغیر بوده است. مواد و روش ها: 320 نفر از دانش آموزان مقطع ابتدایی شهر سمنان به روش چند مرحله ای انتخاب شدند. سپس با برگزاری جلسات توجیهی برای والدین کودکان و اخذ رضایت نامه از هر یک از دانش آموزان 6 سی سی خون گرفته شد. 5 سی سی جهت آزمایش سرب و 1 سی سی خون جهت CBC و Index ارسال شد. اندازه گیری سرب به روش جذب اتمی متوسط دستگاه Spect AA.20 انجام گرفت. برای تحلیل داده ها از رگرسیون در سطح 5% استفاده شده است. یافته ها: 78.8% کودکان آلودگی با سرب داشتند (مقدار سرب بیشتر یا مساوی 10mg/dI) و در 5% کودکان سطح توکسیک سرب وجود داشت (مقدار سرب بیشتر از 20mg/dI) ارتباط معنی داری بین میزان سرب با متغیرهای سن، جنس، شغل والدین، منطقه مسکونی، معدل تحصیلی، میزان RBC، نقاشی ساختمان و بازسازی منزل وجود نداشت؛ ولی بین میزان سرب با هماتوکریت، MCHC، RDW، MCV و تعداد سال های ساخت خانه ارتباط معنی داری دیده شد (0.05>P). نتیجه گیری: هرچند شیوع آلودگی با سرب در سمنان نسبت به سایر مناطق بالاتر بوده است، اما سطح توکسیک آن نسبت به مناطق دیگر بالاتر نمی باشد. با توجه به شیوع بالای آلودگی با سرب، یافتن منابع مختلف آلودگی با سرب جهت رفع آن و اطلاع رسانی به والدین جهت شناسایی علائم و بررسی سایر کودکان از نظر آلودگی با سرب ضروری می باشد.

آمار یکساله:  

بازدید 291

دانلود 36 استناد 0 مرجع 0
نشریه: 

کومش

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1382
  • دوره: 

    4
  • شماره: 

    4-3
  • صفحه شروع: 

    191
  • صفحه پایان: 

    191
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    159
  • دانلود: 

    82
چکیده: 

موکورمایکوزیس یک بیماری قارچی نادر است که در شرایط خاص ایجاد می شود. این عفونت می تواند جدی و کشنده باشد. هدف از معرفی این بیماری، نادر بودن و نیز اهمیت تشخیص زودرس آن، جهت نتیجه درمانی بهتر می باشد.

آمار یکساله:  

بازدید 159

دانلود 82 استناد 0 مرجع 0

تبلیغات

مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID