مشخصات نشــریه/اطلاعات دوره

کومش | سال:1383 | دوره:6 | شماره:1

نتایج جستجو

2558

نتیجه یافت شد

مرتبط ترین ها

اعمال فیلتر

به روزترین ها

اعمال فیلتر

پربازدید ترین ها

اعمال فیلتر

پر دانلودترین‌ها

اعمال فیلتر

پر استنادترین‌ها

اعمال فیلتر

تعداد صفحات

27

انتقال به صفحه

آرشیو

سال

دوره(شماره)

مشاهده شمارگان

مرکز اطلاعات علمی SID1
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
نشریه: 

کومش

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1383
  • دوره: 

    6
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    1
  • صفحه پایان: 

    6
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    243
  • دانلود: 

    95
چکیده: 

مقدمه: درد ناحیه ستون فقرات با کمردرد، از شیوع بالایی در کلیه جوامع برخوردار است. اگر چه ارتباط کمردرد با مشکلات پا دور از ذهن به نظر می‌رسد، ولی با علم به این مطلب که هر کدام از اجزای پا، در تعادل بدن نقش دارند و تعادل بدن با همکاری عضلات، ارتباط مستقیم دارد؛ پس هر گونه تغییر در اجزای پا می‌تواند به نحوی بر نیروهای وارده بر عضلات اثر گذاشته، باعث تغییر در آن‌ها شود. هدف از انجام این پژوهش بررسی ارتباط کمردرد مزمن با ناهنجاری‌های پا در دو گروه افراد سالم و مبتلا به کمردرد مکانیکی می‌باشد. مواد و روش‌ها: این پژوهش یک مطالعه تحقیقی به صورت مورد- شاهدی است که در آن ارتباط بین کمردرد با مشکلات پا (هالوکس والگوس، هالوکس‌رژیدوس، کف پای صاف، کوتاهی عضلات پشت ساق پا) و ابعاد پا، در دو گروه افراد سالم و مبتلا به کمردرد مزمن مکانیکی مورد بررسی قرار می‌گیرد. افراد مورد مطالعه با استفاده از روش نمونه‌گیری غیرتصادفی ساده انتخاب شدند و تعداد افراد هر گروه 83 نفر (48 زن و 35 مرد) بوده است. یافته‌ها: نتایج حاصل از این پژوهش نشان می‌دهند که ارتباط معنی‌داری بین افزایش زاویه والگوس شست پا، سفتی شست پا، صافی قوس کف پا و کوتاهی عضله سولئوس با کمردرد مزمن وجود دارد. اما ارتباط معنی‌داری بین ابعاد پا (پهنای پای راست) و کوتاهی گاستروکنمیوس با کمردرد به دست نیامد. نتیجه‌گیری: به نظر می‌رسد با توجه به یافته‌های فوق، می‌توان نتیجه گرفت که مشکلات و ناهنجاری‌های پا و مچ پا به دلیل تاثیراتی که بر روی پوسچر، تعادل و راه رفتن فرد می‌گذارند، می‌توانند در طولانی مدت باعث ایجاد کمردرد شوند.

آمار یکساله:  

بازدید 243

دانلود 95 استناد 0 مرجع 0
نشریه: 

کومش

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1383
  • دوره: 

    6
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    105
  • صفحه پایان: 

    110
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    168
  • دانلود: 

    86
چکیده: 

سابقه و هدف: دفع فاضلاب صنایع چرم سازی به محیط به دلیل غلظت های بالای کروم 3 ظرفیتی و تبدیل آن به کروم 6 ظرفیتی اثرات زیست محیطی خطرناکی را بر جای می گذارد. امروزه در مطالعات آزمایشگاهی از قارچ ها در بیوتکنولوژی محیط زیست استفاده شده است. هدف از این پژوهش که از نوع بنیادی کاربردی می باشد. تعیین حد تحمل قارچ فانروکیت کرایزوسپوریوم در پساب چرم سازی و پتانسیل آن در حذف کروم در مقیاس آزمایشگاهی است.مواد و روش ها: ابتدا نمونه برداری از پساب واحد کروم زنی یک کارخانه چرم سازی منتخب، به منظور تعیین مقدارpH، کل کربن آلی، کل ازت کجلدال، کروم (3+) و فسفر انجام شد؛ سپس نسبت کربن به ازت در محدوده 10 تا 12 تنظیم گردید. سوش قارچ P. chrysosporium تهیه و در مقادیر2.1% - 0.35% (وزن خشک قارچ) به پساب کروم داراستریل شده در غلظت های 1080-120 mg/lتلقیح شد. نمونه ها در انکوباتور شیکر قرار داده شدند. میزان رشد قارچ و حذف کروم در این مرحله تعیین و نمونه ای  از پساب که کم ترین کروم باقی مانده را داشتند. به نمونه بهینه برای تعیین شرایط محیطی مانند pH دما دور شیکر، نوع و غلظت مواد مغذی ازت دار و زمان ماند، انتخاب گردید. در این مرحله نیز میزان رشد قارچ و حذف کروم تعیین شد.یافته ها: بیش ترین میزان رشد قارچ و حذف کروم در نمونه پساب با غلظت کروم mg/l240 و میزان تلقیح قارچ 0.07%(وزن خشک) اتفاق می افتد و به ترتیب معادل 0.4832%(وزن خشک) و 76.7% است. در شرایط بهینه و پس از 26 ساعت، رشد قارچ به تعادل رسیده و میزان توده سلولی رشد یافته 0.2934%(وزن خشک) و میزان حذف کروم 95.8% شد. مطالعات آماری نشان داد با 95% اطمینان می توان گفت، رقت پساب و میزان تلقیح قارچ و هر یک از عوامل محیطی به تنهایی و در کنار هم بر میزان رشد قارچ و حذف کروم تاثیر معنی دار داشته اند(0.001>p).نتیجه گیری: بیش ترین میزان رشد قارچ و حذف کروم در غلظت کروم 240 mg/lاست، که به ترتیب معادل 0.48%(وزن خشک) و 76.7% بوده است. بررسی ها نشان داد با بهینه کردن شرایط محیطی میزان رشد و حذف کروم پس از 26ساعت معادل 0.29% و 95.8% می شود.

آمار یکساله:  

بازدید 168

دانلود 86 استناد 0 مرجع 0
نشریه: 

کومش

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1383
  • دوره: 

    6
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    111
  • صفحه پایان: 

    114
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    521
  • دانلود: 

    83
چکیده: 

سابقه و هدف: تغییرات هورمونی که در طی دوره ماهیانه صورت می‌گیرد می‌تواند علاوه بر تشدید بیماری‌های پوستی و برخی بیماری‌های سیستمیک، سبب بروز و یا تشدید علایم آلرژی گردد که از این بین آنافیلاکسی حایز اهمیت ویژه‌ای است. افزایش میزان پروژسترون در فاز لوتئال (قبل از شروع سیکل قاعدگی) از مهم‌ترین عوامل ایجاد علایم آلرژیک از جمله کهیر در طی دوره ماهیانه است که معمولا قبل از شروع دوره قاعدگی ظاهر می‌شود و زمان شروع و مدت برقراری علایم ناشی از آن متغیر است. علایم پوستی شامل قرمزی و کهیر وابسته به سیکل ماهیانه را در اصطلاح درماتیت اتوایمیون پروژسترونی یا (Autoimmune progesterone dermatitis (APD می‌نامند. کاتامنیال آنافیلاکسی حالت نادری است که در آن علایم بیمار در روز شروع جریان خونریزی ماهیانه، به صورت فلاشینگ، کهیر، سرگیجه، افت فشارخون و برونکواسپاسم شروع می‌گردد و معمولا در عرض 3-2 روز برطرف می‌گردد. کاتامنیال آنافیلاکسی از نظر پاتوژنز و زمان علایم و نحوه درمان با APD متفاوت است و باید از آن افتراق داده شود.یافته‌ها: در این مقاله، گزارش یک مورد کاتامنیال آنافیلاکسی در دختر خانم 19 ساله‌ای ذکر شده است، که بدون هیچ‌گونه سابقه‌ای از مصرف داروهای هورمونی و از جمله پروژسترون، به طور ماهیانه دچار علایم آنافیلاکسی، درست در اولین روز شروع خون‌ریزی ماهیانه می‌شود.

آمار یکساله:  

بازدید 521

دانلود 83 استناد 0 مرجع 0
نشریه: 

کومش

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1383
  • دوره: 

    6
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    15
  • صفحه پایان: 

    20
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    218
  • دانلود: 

    75
چکیده: 

سابقه و هدف: سنگ کیسه صفرا یکی از شایع‌ترین بیماری‌های کیسه صفرا می‌باشد. شیوع سنگ‌های صفراوی ارتباط نزدیکی با شرایط زندگی فرد دارد و می‌توان با کنترل ریسک فاکتورهای شناخته شده در هر منطقه از شیوع سنگ‌های صفراوی کاست. مواد و روش‌ها: برای کلیه بیمارانی که در طی یک سال، در بیمارستان امداد به علت سنگ کیسه صفرا تحت عمل کله‌سیستکتومی قرار گرفتند، پس از تکمیل پرسش‌نامه و اندازه‌گیری قند خون ناشتا، تری‌گلیسیرید، کلسترول و HDL، تعیین شاخص توده بدنی (BMI) و بررسی نوع سنگ به روش ماکروسکوپی و نمای میکروسکوپی، بیوپسی کیسه صفرا و تعیین ریسک فاکتورها، ارتباط آن‌ها با نوع سنگ، یافته هیستولوژیک و توزیع سنی و جنسی بررسی گردید. برای بررسی نتایج از آزمون Chi-square در سطح معنی‌داری 05/0 استفاده گردید.یافته‌ها: فراوان‌ترین ریسک فاکتور سنگ کیسه صفرا مصرف دارو؛ شایع‌ترین نوع سنگ، میکس و شایع‌ترین پاتولوژی کیسه صفرا، کله‌سیستیت مزمن غیراختصاصی بود و ارتباط معنی‌داری بین سنگ کیسه صفرا و مصرف دارو، دیابت، مولتی‌پاریتی، هیپرلیپیدمی و چاقی دیده شد.نتیجه‌گیری: توصیه می‌شود با توجه به ریسک فاکتورهای شایع با کنترل بی‌رویه مصرف دارو به‌خصوص OCP در زنان چاق و چندزا، کاهش وزن و کنترل چربی‌ها به ویژه در افراد مسن، شیوع بیماری را کاهش داد.

آمار یکساله:  

بازدید 218

دانلود 75 استناد 0 مرجع 0
نشریه: 

کومش

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1383
  • دوره: 

    6
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    21
  • صفحه پایان: 

    30
تعامل: 
  • استنادات: 

    1
  • بازدید: 

    156
  • دانلود: 

    72
چکیده: 

سابقه و هدف:آزمایشات نشان می‌دهند که دربیماران هایپرتنسیو فاقدکلیه، مقدار NPP و مقدار برادی‌کینین(BK) افزایش می‌یابد. هم‌چنین شناخته شده است که هم NPP و هم BK باعث رهایی کاتکولامین‌ها از بخش مرکزی غده آدرنال می‌شوند. بنابراین فرضیه ما این است که تزریق NPP باعث پیش‌برد تولید BK آندوژن می‌شود، که این امر ممکن است در بروز مشکلات قلبی و فشارخون NPP سهیم باشد. هدف از این مطالعه بررسی تغییرات ضربان قلب (HR) و فشارخون سیستولیک (SBP) در اثر تزریق (BK) در موش‌های کنترل (sham-2NX) و موش‌های نفرکتومی شده (2NX) و مقایسه این اثرات با پاسخ‌های NPP است. مواد و روش‌ها: در این مطالعه از موش‌های صحرایی نر نژادWistar استفاده شد. 24 ساعت پس از 2NX یا sham-2NX (کنترل) حیوان با داروی Inactin بی‌هوش شده و پس از تزریق داروی مسدودکننده گانگلیونی و یا کاپتوپریل (Cap)، برای اندازه‌گیری SBP و HR در پاسخ به تزریق ng/kg 100، BK و ng/kg 1000، BK،NPP 20 µl آماده گردید.یافته‌ها: درگروه کنترل بدون Cap، کاربرد NPP پاسخ SBP را 3±32 میلی‌مترجیوه و HR را 3±20 ضربان در دقیقه افزایش داد.کاربرد 100 BK پاسخ SBP را 1±2 میلی‌متر جیوه وHR را 5/0±1 ضربان دردقیقه افزایش داد. پس از کاربرد1000 BK، این پاسخ‌ها به ترتیب 3±13 و2±13 بود. در موش‌های 2NX بدونCap ، کاربرد NPP پاسخ SBP را 6±58 میلی‌مترجیوه و HR را 14±70 ضربان در دقیقه افزایش داد. کاربرد 100 BK پاسخ SBP را 1±4 و HR را 1±3 افزایش داد؛ اما با تزریق 1000BK این مقادیر به ترتیب به 1±6 و 1±2 کاهش یافت. پس از کاربرد Cap در موش‌های کنترل، این پاسخ‌ها به شدت تقویت شد؛ ولی این درمان در موش‌های نفرکتومی، فقط پاسخ 100 BK و1000 BK را تقویت نمود.نتیجه‌گیری: در موش‌های کنترل، اثرات هردو دوز پایین و بالای BK روی SBP و HR مشابه اثراتNPP بوده و پس ازکاربرد Cap، این اثرات تقویت می‌گردد. اما این پاسخ‌ها در موش‌های 2NX به‌طور متفاوتی تحت تاثیر قرار می‌گیرد.کاربردHOE-140 (آنتاگونیست اختصاصی گیرنده‌های B2) باعث بلوک کامل پاسخ‌های مربوط به BK می‌شود، ولی پاسخ‌های مربوط به NPP را به مقدار متوسط کاهش می‌دهد.

آمار یکساله:  

بازدید 156

دانلود 72 استناد 1 مرجع 0
نشریه: 

کومش

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1383
  • دوره: 

    6
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    31
  • صفحه پایان: 

    36
تعامل: 
  • استنادات: 

    2
  • بازدید: 

    319
  • دانلود: 

    91
چکیده: 

سابقه و هدف‌: به‌ علت‌ شیوع‌ بالای‌ دیابت‌ و عوارض‌ جدی‌ آن‌ و نیز‌ به‌ این علت‌ که‌،HbA1c یکی از شاخص‌های قابل‌اندازه‌گیری‌ و در دسترس‌ جهت‌ ارزیابی‌ کنترل‌ بودن‌ یا نبودن‌ دیابت‌ است‌ و نظر به‌ اهمیت‌ کنترل‌ دیابت‌ در پیش‌گیری‌ از عوارض‌ مزمن‌ آن‌، در این مطالعه‌ ضمن‌ اندازه‌گیری‌ میزان‌ HbA1c و قند خون ناشتا در بیماران دیابتیک شهر سمنان، برخی عوامل مرتبط با کنترل دیابت و شرایط‌ درمانی‌ این بیماران نیز ارزیابی‌ شده است‌. مواد و روش‌ها: تحقیق‌ به‌ روش‌ Analytic cross sectional بر روی‌ 288 بیمار که‌ در کلینیک‌ دیابت‌ بیمارستان ‌فاطمیه‌ صاحب‌ پرونده‌ بودند، از تاریخ‌ 81/5/15 لغایت‌ 81/6/15 صورت‌ گرفت‌. ابتدا به‌ روش‌ مصاحبه‌، چک‌لیستی‌ حاوی اطلاعات بیماران تکمیل گردید، سپس‌ بیماران‌ جهت نمونه‌گیری‌ خون‌ و‌ اندازه‌گیری‌ هموگلوبین(A1C (HbA1c و قند خون‌ ناشتا (FBS) به آزمایشگاه معرفی‌ شدند و در نهایت داده‌های به‌دست آمده توسط‌ نرم‌افزار SPSS و با روش‌ آماری‌ Chi-square مورد تجزیه‌ و تحلیل‌ قرار گرفتند‌.یافته‌ها: از میان‌ 288 بیمار، 7/46% مرد و 3/53% زن‌ بودند. در 50% بیماران‌ دیابتی،‌ سابقه‌ خانوادگی‌ دیابت ‌در بستگان‌ درجه‌ اول‌ وجود داشت‌. در 17% سابقه‌ خانوادگی‌ درجه‌ دوم‌ و در 6% موارد هر دو خانواده‌ درجه‌اول‌ و دوم‌ آن‌ها، دیابت‌ داشتند. میانگین‌ زمان‌ ابتلا به‌ دیابت‌، 7/8 سال‌ محاسبه‌ شد. متوسط‌ قند خون‌ ناشتا 33/203 و متوسط‌ میزان‌ HbA1c، 15/10 درصد بودند. فقط‌، 9/5% بیماران‌، میزان‌ HbA1c کم‌تر از 9% داشتند و 2/14% آن‌ها میزان‌HbA1c بالای‌ 11% را دارا بودند. در این‌ مطالعه‌، رابطه‌ای‌ بین‌ سن‌، جنس‌، روش‌های‌مختلف‌ درمانی‌ «رژیم‌ غذایی‌، داروی‌ خوراکی‌، انسولین‌‌درمانی‌» با میزان‌ HbA11c مشاهده نشد‌. در این ‌مطالعه‌، بین‌ HbA1c و FBS همبستگی‌ مثبت (مستقیم)‌ وجود داشت‌ (000/0>p ‍و 486/0=r). نتیجه‌گیری‌: نتایج‌ حاصله‌ نشان‌ می‌دهند که‌ قند خون‌ و میزان‌ هموگلوبین‌ A1c در اکثر بیماران‌ مبتلای شهرستان‌ سمنان در محدوده غیرقابل قبول قرار دارند و لذا کنترل دیابت این بیماران‌، ناکافی است‌ و مقادیر این‌ دو معیار با فاکتورهای‌ دموگرافیک‌ و نوع‌ درمان‌ به‌ کار گرفته‌ شده‌ مرتبط‌ نمی‌باشد؛ اما با توجه‌ به‌ نبود معیارهای‌ لازم‌ برای‌ ارزیابی‌ میزان‌ رعایت‌ دستورات‌ درمانی‌ یک‌ مطالعه‌ دقیق‌، با کنترل‌ بیماران‌ مورد نیاز است‌.

آمار یکساله:  

بازدید 319

دانلود 91 استناد 2 مرجع 8
نشریه: 

کومش

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1383
  • دوره: 

    6
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    37
  • صفحه پایان: 

    42
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    189
  • دانلود: 

    106
چکیده: 

سابقه و هدف: در طب سنتی، از برگ گیاه خرزهره به‌عنوان مقوی قلب و مدر و به‌صورت موضعی در درمان جرب، کچلی و برخی از بیماری‌های پوستی استفاده می‌شده است. در این مطالعه بر آن شدیم تا اثرات ضدمیکربی و ضد قارچی آن را بررسی نماییم. مواد و روش‌ها: در این پژوهش عصاره‌های آبی، الکلی و کلرفرمی اندام‌های هوایی گیاه، به روش سوکسله و خیساندن تهیه و غلظت‌های مختلفی از آن بر روی میکروارگانیسم‌های بیمارستانی و استاندارد از قبیل استافیلوکوک طلایی کوآگولاز مثبت، پسودومونا آئروژنوزا و کاندیدا آلبیکانس، به روش‌های سیلندر پلیت، دیسک و رقت آگار به کار رفت. میکروارگانیسم‌ها از محل‌های مختلف مانند خون، مدفوع، مایع نخاع، زخم، واژن، حلق و... نمونه‌برداری شدند. کلوگزاسیلین، جنتامایسین و کلوتریمازول به عنوان داروهای استاندارد به‌کار رفتند.یافته‌ها: نتایج نشان دادند که عصاره کلرفرمی، فاقد اثر ضدمیکربی و ضدقارچی بوده ولی عصاره‌های آبی در روش رقت آگار، دارای اثرات ضدمیکربی و ضدقارچی بودند که عصاره متانولی با غلظت کم‌تر اثرات ضدمیکربی و ضدقارچی بیش‌تری از عصاره آبی نشان داد که با آنتی‌بیوتیک‌های استاندارد قابل مقایسه بود. نتایج به‌دست آمده به‌شرح زیر است: اثر بر روی استافیلوکوک طلایی: غلظت mg/100ml 500 عصاره متانولی اثری معادلmg/100ml 1 کلوگزاسیلین از خود نشان داد. اثر بر روی پسودومونا آئروژینوزا: غلظت mg/100ml 500 عصاره اثری معادل mg/100ml 2 جنتامایسین از خود نشان داد. اثر بر روی کاندیدا آلبیکنس: غلظت g/100ml 2 عصاره اثری معادل mg/100ml 4/0 کلوتریمازول از خود نشان داد.نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج مذکور می‌توان نتیجه گرفت که این گیاه احتمالا بر علیه استافیلوکوک طلایی و پسودومونا آئروژینوزا اثر ضدمیکربی قابل توجهی دارد.

آمار یکساله:  

بازدید 189

دانلود 106 استناد 0 مرجع 0
نشریه: 

کومش

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1383
  • دوره: 

    6
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    43
  • صفحه پایان: 

    48
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    157
  • دانلود: 

    79
چکیده: 

سابقه و هدف: شنوایی، یکی از مهم‌ترین توانایی‌های حسی انسان می‌باشد. چنان ‌چه حس شنوایی دچار آسیب شود، به‌خصوص از بدو تولد یا قبل از فراگیری گفتار و زبان، با توجه به شدت آسیب، رشد گفتار و زبان فرد نیز با مشکل مواجه می‌شوند. صرف و نحو دو جنبه از زبان هستند که معمولا در مبتلایان به افت شنوایی شدید با مشکل مواجه می‌شوند. در این پژوهش برخی از شاخص‌های صرفی و نحوی و نیز برخی از ویژگی‌های غیرزبانی، مورد بررسی قرار گرفته‌اند. مواد و روش‌ها: روش انجام این پژوهش توصیفی بوده و نمونه‌گیری به شیوه غیرتصادفی بر روی کلیه کم‌شنوایان 16-10 ساله دبستان ناشنوایان وصال شهرستان بیرجند که دارای افت شنوایی بیش از 56 دسی‌بل در مقیاسBest binaural average بودند (جمعا 29 نفر)، انجام گرفته است. ابزار گردآوری اطلاعات در این پژوهش شامل؛ پرونده دانش‌آموزان، توصیف تصاویر و سؤال‌های مکمل بودند. همه گفتار آزمودنی‌ها در طول آزمون ضبط و سپس بر روی کاغذ پیاده شدند. پس از استخراج داده‌ها، محاسبه آمار توصیفی مربوط به شاخص‌های مورد مطالعه انجام شد.یافته‌ها: نتایج این بررسی شامل اطلاعات توصیفی زیر می‌باشد: طول متوسط گفته آزمودنی‌ها با مقیاس تک‌واژی، 7/3 تک‌واژ و با مقیاس واژه‌ای،4/2 واژه به‌دست آمد. از میان 1051 گفته بررسی شده، 4/17% از گفته‌ها درست بودند، که از این میان3/57% جمله و 7/42% غیرجمله بودند. در بررسی فعل، تنها 24% از فعل‌ها صحیح صرف شده بودند و بقیه به نوعی دچار اشکال بودند. در میان موارد خطای صرف فعلی، 9/38% مربوط به خطای فعل از نظر زمان، 5/24% مربوط به خطای فعل از نظر مطابقت فعل و فاعل و 6/36% از نوع سایر خطاها در ساخت فعل بودند. نتیجه‌گیری: میانگین طول گفته در افراد مورد بررسی بسیار کم می‌باشد. اگرچه این افراد در گفتار خود از فعل به میزان نسبتا زیادی استفاده می‌کردند، اما در تطابق فعل با فاعل و زمان جمله دارای مشکلات زیادی بودند.

آمار یکساله:  

بازدید 157

دانلود 79 استناد 0 مرجع 1
نشریه: 

کومش

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1383
  • دوره: 

    6
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    49
  • صفحه پایان: 

    56
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    179
  • دانلود: 

    75
چکیده: 

سابقه و هدف: یکی از مدل‌های ایجاد درد نوروپاتی، مدل(Chronic constriction injury (CCI می‌باشد که در سال 1988 توسط Bennet و Xieارایه گردید. در این مدل حساسیت شدید به محرک‌های دردزا و غیردردزای مکانیکی و حرارتی در مناطقی که به‌وسیله عصب سیاتیک عصب‌دهی می‌شوند به‌وجود می‌آید. با توجه به این که حس قسمتی از کف پا را عصب سافنوس که مستقل از عصب سیاتیک است هدایت می‌نماید، احتمالا در نوروپاتی حاصل از فشرده شدن عصب سیاتیک در بروز بعضی از رفتارهای درد دخالت می‌کند. لذا در این مطالعه به بررسی نقش عصب سافنوس در به‌وجود آمدن پاسخ‌های رفتاری حاصل ازCCI ‌ پرداخته شده است. مواد و روش‌ها: این تحقیق به روش تجربی انجام گرفت. از موش‌های صحرایی نژادSprague Dowley نر در محدوده‏ وزنی 200 تا 300 گرم استفاده شد. موش‌ها به چهار گروه: گروه Sham، گروه CCI، گروه قطع عصب سافنوس (Saph) و گروهCCI+Saph تقسیم شدند. دو هفته بعد از جراحی، تست‌های رفتاری شامل آلودینیای حرارتی (تست حباب استن و ‎غوطه‌ور کردن پا در آب 10 درجه) و هایپرآلژزیای حرارتی ‎(غوطه‌ور کردن پا در آب 42 درجه) و آلودینیای مکانیکی (تست Von frey) و هایپرآلژزیای مکانیکی (Pin prick) و هم‌چنین چگونگی استفاده از پای آسیب دیده انجام شد.یافته‌ها: همه علایم دردهای نوروپاتی در حیواناتی که تحت CCI قرار گرفته بودند ظاهر شد. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد در موش‌های گروه CCI+Saph، در مقایسه با گروه CCI کاهش معنی‌داری در آلودینیای حرارتی (تست استن و آب 10 درجه) و هایپرآلژزیای حرارتی (آب 40 درجه) به‌وجود آمده اسـت. هم‌چنین نتـایج نشان می‌دهد که کاهش معنی‌داری در هایپــرآلژزیای مکانیکی (تست Pin prick) ولی نه آلودینیای مکانیکی (تستVon frey ) به‌وجود می‌آید. این یافته‌ها نشان می‌دهد که استفاده از پای آسیب‌ دیده در گروهCCI+Saph در مقایسه با گروه CCI بهبود یافته است.نتیجه‌گیری: یافته‌های این مطالعه نشان می‌دهد که عصب سافنوس در ایجاد پاسخ‌های رفتاری درد در مدل نوروپاتی به روش CCI موثر می‌باشد. به این صورت که احتمالا عصب سافنوس به عنوان عصب هم‌جوار با عصب سیاتیک، با ایجاد شاخه‌های جانبی و نفوذ به مناطقی که اعصاب آن‌ها (CCI) آسیب دیده است، در تشدید رفتارهای درد نوروپاتیک در موش صحرایی موثر باشد.

آمار یکساله:  

بازدید 179

دانلود 75 استناد 0 مرجع 0
نشریه: 

کومش

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1383
  • دوره: 

    6
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    57
  • صفحه پایان: 

    62
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    484
  • دانلود: 

    132
چکیده: 

سابقه و هدف: اختلال تلفظی به دلیل اشکالاتی که در برقراری ارتباط با دیگران ایجاد می‌کند، مانع بزرگی در راه پیشرفت فرد در جامعه محسوب می‌شود و حتی ممکن است باعث افت تحصیلی فرد شود. به‌طور کلی حدود 5 درصد کودکان دبستانی دچار اختلال تولیدی (تلفظی) می‌باشند، به‌ طوری که ارجاع آن‌ها به مراکز گفتاردرمانی ضروری است. در این تحقیق شیوع اختلالات تلفظی در دانش‌آموزان مدارس ابتدایی شهر سمنان مورد بررسی قرار گرفته تا دامنه مشکل در این شهر ارزیابی شود. مواد و روش‌ها: دراین مطالعه مقطعی، از میان دبستان‌های ابتدایی شهر سمنان، 5 مدرسه دخترانه و 5 مدرسه پسرانه به طور تصادفی انتخاب شدند و تمام دانش‌آموزان این ده مدرسه (در مجموع3013 نفر) توسط گفتار درمان‌ گرها مورد بررسی قرار گرفته و از میان آن‌ها دانش‌آموزانی که مبتلا به اختلال تولید بودند، جدا ساخته و آن ‌گاه ارزیابی‌های تکمیلی در کلینیک‌های گفتار درمانی انجام گرفت. برای تحلیل داده‌ها از آزمون نسبت و کای‌اسکوئر و ضریب همبستگی پیرسن در سطح معنی‌داری 5% استفاده شده است.یافته‌ها: یافته‌های این تحقیق نشان داد که 7/8% (با فاصله اطمینان 95%: 7/9-7/7%) کودکان دبستانی، مبتلا به اختلال تلفظی بوده‌اند که در 8% آن‌ها اختلال از نوع خراب‌گویی، به‌ویژه در آواهای [z] و [s] بوده‌اند. شیوع اختلالات تلفظی در دانش‌آموزان پسر به‌طور معنی‌داری بیش‌تر از دانش‌آموزان دختر بوده است (002/0=P). بین نوع اختلال تلفظی و سن (55/0=P)، شدت اختلال تلفظی و جنس (397/0=P)، هم‌چنین شدت اختلال تلفظی و سن رابطه معنی‌داری دیده نشد. نتیجه‌گیری: با توجه به میزان بالای اختلال خراب‌گویی در دانش‌آموزان مقطع ابتدایی، توصیه می‌گردد که والدین و اولیای مدارس این اختلال را جدی گرفته و در جهت ارجاع دانش‌آموزان به کلینیک‌های گفتاردرمانی و درمان اهتمام لازم را به عمل آورند.

آمار یکساله:  

بازدید 484

دانلود 132 استناد 0 مرجع 1
نشریه: 

کومش

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1383
  • دوره: 

    6
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    63
  • صفحه پایان: 

    72
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    319
  • دانلود: 

    71
چکیده: 

سابقه و هدف: مطالعات متعددی، ارتباط پلی‌مورفیسم‌های موجود در مجموعه ژنی ApoAI- CIII-AIV را با هیپرلیپیدمی نشان داده‌اند. این مطالعه، جهت نشان دادن ارتباط میان پلی‌مورفیسم XmnI در ناحیه 5´ ژن آپولیپوپروتیین(AI (C – 2500 T در بیماران ایرانی مبتلا به هیپرلیپیدمی اولیه انجام شد. مواد و روش‌ها: DNAژنومیک 76 نفر بیمار با هیپرلیپیدمی اولیه و 75 نفر فرد سالم با میزان لیپیدهای طبیعی خون تهیه گردید،که گروه کنترل از نظر سن و جنس با گروه هیپرلیپیدمیک مشابه‌سازی شدند.تکثیر قطعه 392 جفت بازی ناحیه 5´ ژن apoAI با استفاده از واکنش زنجیره‌ای پلیمراز (PCR) و پرایمرهای ویژه انجام گردید. توزیع ژنوتیپی و فراوانی الل‌های پلی‌مورفیسم XmnI تعیین و میان افراد بیمار و سالم مقایسه گردید. یافته‌ها: فراوانی ژنوتیپ‌های X2X2، X1X2 و X1X1در گروه هیپرلیپیدمیک به ترتیب 63/0، 24/0 و 13/0 و در گروه کنترل به ترتیب 81/0، 11/0 و 08/0 بود؛ که اختلاف معنی‌داری بین دو گروه مشاهده شد (p<0.05). فراوانی الل نادر XmnI (X2) در گروه هیپرلیپیدمیک، افزایش معنی‌داری نسبت به گروه کنترل داشت (p<0.01)، ولی بین ژنوتیپ‌های مختلف XmnI در گروه هیپرلیپیدمیک، اختلاف معنی‌داری در غلظت لیپیدها و آپوپروتیین AI مشاهده نشد. نتیجه‌گیری: نتایج فوق نشان داد که پلی‌مورفیسم XmnIدر ناحیه ´ 5 ژن آپولیپوپروتیین AI در بیماران ایرانی مورد مطالعه ما همراه با هیپرلیپیدمی است. بنابراین نتایج ما تاییدی بر مطالعاتی است که ارتباط پلی‌مورفیسم مذکور را با هیپرلیپیدمی گزارش کرده‌اند.

آمار یکساله:  

بازدید 319

دانلود 71 استناد 0 مرجع 0
نشریه: 

کومش

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1383
  • دوره: 

    6
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    7
  • صفحه پایان: 

    14
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    287
  • دانلود: 

    114
چکیده: 

سابقه و هدف: با توجه به رشد روز افزون جمعیت شهرها، ‌هم‌چنین افزایش سالیانه مصرف سرانه در این جوامع به‌ویژه در کشورهایی که در اقلیم خشک و نیمه خشک قرار دارند، امکان استفاده از منابع سطحی به منظور تامین آب شرب شهرها رو به کاهش نهاده است؛ به‌طوری‌که در سال 1380 به علت کاهش ذخیره آب در سد لتیان، کرج و لار بیش از 70 درصد از آب آشامیدنی مردم تهران از منابع زیرزمینی تامین گردید و این ارقام در سایر شهرهای ایران نیز رو به افزایش است. از طرفی به علت تخلیه فاضلاب‌های صنعتی حاوی کروم و نیکل در چاه‌های جذبی و قدرت انتشار این ترکیبات در منابع آب‌های زیرزمینی با توجه به خاصیت تجمع‌پذیری این ترکیبات در بافت‌های مختلف بدن و خواص سرطان‌زایی آن‌ها که در تحقیقات مختلف به اثبات رسیده است لزوم کنترل دقیق این منابع احساس می‌گردد. هدف از این تحقیق به‌کارگیری روش مناسب در حذف فلزات سنگین از منابع آب‌های زیرزمینی است. مواد و روش‌ها: در این مطالعه با استفاده از عصاره میوه بلوطQuercus Brantii sub Belangri که حاوی ترکیبات اسید تانیک کندانسه، اسید تانیک قابل هیدرولیز، اسید گالیک و الاژیک اسید می‌باشد، اقدام به حذف کروم و نیکل از منابع آب‌های زیرزمینی آلوده به فاضلاب گردید. ابتدا در شرایط آزمایشگاهی تعداد 60 نمونه آب حاوی مقادیر مختلف کروم و نیکل با غلظت معلوم در 12 گروه با 5 غلظت و شرایط محیطی مختلف تهیه شد. با روش نمونه‌برداری غیراحتمالی و تجربی اثرات متقابل عصاره تانن، هیدروکسید کلسیم و هیدروکسید سدیم به‌صورت جداگانه و هم زمان مورد مطالعه قرار گرفت. با توجه به غلظت‌های اولیه معلوم مقدار غلظت باقیمانده از طریق دستگاه جذب اتمی به‌وسیله شعله تعیین مقدار گردید. از بین نمونه‌های اندازه‌گیری شده غلظت 50 میلی‌گرم بر لیتر هیدروکسید کلسیم یا غلظت 50 میلی‌گرم بر لیتر هیدروکسید سدیم به همراه 50 میلی‌گرم بر لیتر عصاره تانن‌دار 10 درصد با راندمان 80 تا 86 درصد بهترین شرایط در حذف کروم و نیکل از محیط واکنش می‌باشد. صحت و دقت نتایج به‌دست آمده به کمک آزمون آنالیز واریانس دو عامله با یک تکرار در هر خانه ارزیابی گردید.یافته‌ها: نتایج به‌دست آمده نشان می‌دهد، کاربرد هم‌زمان دو عامل چیلیت کننده هیدروکسید کلسیم و عصاره تانن دار تفاوت معنی‌داری نسبت به سایر روش‌های مقایسه دارد. هم‌چنین ثابت گردید که عصاره تانن‌دار در یک محیط قلیایی با تشکیل سری کامل از سرشاخه‌های (OH) که در محیط واکنش با یون‌های کروم و نیکل ترکیب شده به علت بزرگی مولکول‌های تانن و اشباع شدن آن‌ها با کاتیون‌های موجود به صورت توده فلوک در آمده و به علت سنگینی، بلافاصله در محیط راسب می‌شود. هم‌چنین عصاره موجود قادر است یون‌های مورد نظر را در غلظت‌های کم تا زیاد از محیط واکنش خارج نماید و غلظت یون‌ها تفاوت معنی‌داری در راندمان حذف ندارد. نتیجه‌گیری: با توجه به اینکه روش استفاده از کنترل کننده‌های PH به عنوان یک روش قدیمی در حذف فلزات سنگین مطرح شده است، اما به علت حجم زیاد لجن تولیدی، مشکلاتی را در فرایند تصفیه خواهد داشت حال آن‌که به کمک عصاره تانن‌دار میزان مصرف این مواد به شدت کاهش یافته و راندمان حذف ارتقا می‌یابد.

آمار یکساله:  

بازدید 287

دانلود 114 استناد 0 مرجع 0
نشریه: 

کومش

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1383
  • دوره: 

    6
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    73
  • صفحه پایان: 

    82
تعامل: 
  • استنادات: 

    1
  • بازدید: 

    201
  • دانلود: 

    80
چکیده: 

سابقه و هدف: شواهد زیادی در دست است که آزاد شدن دوپامین از انتهای نرون‌های دوپامینرژیک ناحیه تگمنتوم شکمی هنگام مصرف هروئین افزایش می‌یابد و اسید اسکوربیک، میزان آزاد شدن آن را تنظیم می‌کند. هدف از انجام این تحقیق تعیین اثر سه دوز مختلف اسیداسکوربیک بر وابستگی هروئین بود. مواد و روش‌ها: موش‌های صحرایی نر نژاد ویستار از طریق جراحی استریل در ورید ژوگولار سمت راست کانول‌گذاری شدند. پس از طی دوره بهبودی، موش‌ها در سه گروه کنترل، هروئین و اسید اسکوربیک از طریق روش خود تزریقی وریدی دو پداله (پدال فعال و غیرفعال) هر روز در یک جلسه 2 ساعته، مطالعه شدند. طول مدت آزمایش بعد از بهبودی شامل 15 روز بود که 5 روز اول با گرسنگی و 10 روز باقی‌مانده بدون گرسنگی انجام شد. حیوان با زدن پدال فعال، در گروه کنترل ml 1/0 نرمال سالین ولی در گروه‌های دیگر ml1/0 محلول هروئین ( mg/ml25/0) دریافت می‌کرد. گروه اسید اسکوربیک شامل سه زیر گروه بود (c، b و a)؛ که 30 دقیقه قبل از خودتزریقی، به ترتیب مقادیر (mg/kg.IP700، 300 و 100) اسیداسکوربیک دریافت می‌کردند. یافته‌ها: تزریق اسید اسکوربیک تعداد پدال‌های فعال زده شده را به‌طور محسوسی کاهش داد و الگوی خودتزریقی هروئین را دچار تغییر نمود. نتایج تعداد پدال‌های فعال و غیرفعال (Mean±SEM) به قرار زیر است: ....نتیجه‌گیری: تزریق اسید اسکوربیک اثر تقویتی و تشویقی هروئین را تضعیف کرده و از ایجاد وابستگی به آن جلوگیری می‌کند و در این رابطه تفاوتی بین دوزهای به‌کار رفته اسکوربات مشاهده نشد.

آمار یکساله:  

بازدید 201

دانلود 80 استناد 1 مرجع 0
نشریه: 

کومش

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1383
  • دوره: 

    6
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    83
  • صفحه پایان: 

    94
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    298
  • دانلود: 

    92
چکیده: 

سابقه و هدف: کپک Mold پاتوژن آسپرژیلوس فومیگاتوس (Aspergillus fumigatus) به‌عنوان یک میکروارگانیسم عامل انواع عفونت‌های ریوی به‌ویژه در افراد دارای ضعف سیستم ایمنی و هم‌چنین آلرژن، آلوده کننده مواد غذایی، مولد میکوتوکسین (Mycotoxin) و در نتیجه عامل میکوتوکسیکوز (Mycotoxicosis) مورد توجه می‌باشد. قدرت تولید انواع فسفولیپازها و به‌ویژه فسفولیپاز (PLB، Phospholipase B) از عوامل کلیدی در ویرولانس این قارچ بوده و کلونینگ و تعیین توالی ژن فسفولیپاز B2 PLB2)، B2 Phospholipose) جهت بررسی ویژگی‌های ژن سنتزکننده PLB2 در این میکروارگانیسم و مقایسه خصوصیات ژن و فرآورده آن با ژن مشابه سایر میکروارگانیسم‌ها انجام گردید.مواد و روش‌ها: DNA ژنومی آ. فومیگاتوس جدا شده از خلط یک بیمار مبتلا به آسپرژیلوزیس ریوی (Pulmonary aspergillosis)، استخراج و تلخیص شد و با استفاده از دژنراتیو(PCR (Degenerate PCR، یک قطعه اولیه از ژن plb2 به طول bp542 به‌دست آمد. سپس با استفاده از PCR برگشتی (IPCR،Inverse PCR )، قطعه طویل‌تری به طول bp1175 به‌دست آمد. توالی نوکلئوتیدی قطعه ژن ثانوی، متعاقب استخراج از ژل، خالص‌سازی، پیوند به وکتور مناسب، ترانسفورماسیون و نهایتا استخراج از سلول میزبان و تلخیص، تعیین و با تلفیق این توالی با توالی قطعه اولیه، سکوانسی به طول bp1529 حاصل گردید.یافته‌ها: آنالیز فرآورده PCR دژنراتیو اولیه و PCR برگشتی (IPCR) با بلاست(X (BLASTX، در سطح اسیدنوکلئیک، حداکثر 62% هم‌سانی با توالی نوکلئوتیدی ژن لیزوفسفولیپاز1 (LPL1) آسپرژیلوس اوریزه‌آ (A. oryza) و حداقل 39% هم‌سانی با توالی نوکلئوتیدی ژن فسفولیپاز(B (PLB کریپتوکوکوس نئوفرمنس Cryptococcus neoformans را نشان داد. نتیجه‌گیری: وجود ژن فسفولیپاز(B2 (PLB2 در ژنوم آ. فومیگاتوس و مشابهت بسیار زیاد قطعه توالی‌یابی شده با ژن فسفولیپاز سایر میکروارگانیسم‌های دارای قرابت فیلوژنیک و یا فاقد قرابت فیلوژنیک با این قارچ نشان‌دهنده انتقال محافظه‌کارانه آن در مسیر تکاملی از ژنوم دودمانی و هم‌چنین نقش اساسی آن برای بیماری‌زایی میکروارگانیسم می‌باشد. توالی نوکلئوتیدی حاصله می‌تواند برای کلون نمودن و تعیین توالی ژن کامل plb2 و تعیین خصوصیات پروتیین (آنزیم) حاصل از ژن و در نهایت طراحی و سنتز واکسن و یا داروی موثر بر علیه میکروارگانیسم، مورد استفاده قرار گیرد.

آمار یکساله:  

بازدید 298

دانلود 92 استناد 0 مرجع 0
نشریه: 

کومش

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1383
  • دوره: 

    6
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    95
  • صفحه پایان: 

    104
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    318
  • دانلود: 

    109
چکیده: 

سابقه و هدف: رشد ناکافی شیپور استاش و سلول‌های هوایی ماستوئید تا سن 12 سالگی به عنوان عاملی بسیار شایع، می‌تواند زمینه‌ساز اختلالات شنوایی انتقالی باشد. بنابراین انجام طرح‌های غربال‌گری در این رده سنی می‌تواند سبب شناسایی ضایعات شنوایی شود، که با درمان مناسب می‌توان از افت آموزشی و اختلالات یادگیری جلوگیری به‌عمل آورد. مطالعه حاضر با هدف ارزیابی دقیق شنوایی دانش‌آموزان کلاس پنجم دبستان‌های شهرستان سمنان طراحی گردید. مواد و روش‌ها: این مطالعه توصیفی غربال‌گری روی تمام دانش‌آموزان کلاس پنجم ابتدایی سمنان در دو مرحله انجام شد. ابتدا آزمایشات اتوسکوپی و ادیومتری شنوایی با سه فرکانس 500، 1000 و 2000 هرتز با شدت dB 20 روی 2081 دانش‌آموز 49 دبستان انجام شد؛ سپس موارد مشکوک به کم‌شنوایی به کلینیک شنوایی‌سنجی ارجاع و آزمایشات ادیومتری با فرکانس‌های 250، 500، 1000، 2000، 4000 و 8000 هرتز، ادیومتری تکلمی و تمپانومتری برای تعیین نوع کاهش شنوایی انجام شد. یافته‌ها: نتایج نشان‌گر وجود 9/6% سرومن شدید، 9/17% سرومن مختصر، 6/3% ضایعات پرده تمپان و 1/4% کم‌شنوایی در میان دانش‌آموزان دبستان بوده است، که میزان کم‌شنوایی در مناطق جنوبی شهر به‌طور مشخصی نسبت به مناطق دیگر افزایش داشت (P<0.05). میزان سرومن متراکم در دختران دو برابر پسران مشاهده گردید (P<0.05). درحالی‌که میزان ضایعات پرده تمپان در پسران نزدیک پنج برابر دختران بود (P<0.01). میزان کاهش شنوایی مشاهده شده بین دختران و پسران تفاوتی نداشت.نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه نشان‌دهنده وجود سرومن متراکم، ضایعات پرده تمپان و کم‌شنوایی در دانش‌آموزان کلاس پنجم دبستان‌های سمنان بوده که لزوم توجه به آموزش بهداشت گوش و مراقبت‌های پیش‌گیرانه را آشکار می‌کند. به‌نظر می‌رسد که انجام مرتب طرح‌های غربال‌گری در برنامه‌ریزی‌های بهداشتی از ضروریات جامعه سالم می‌باشد.

آمار یکساله:  

بازدید 318

دانلود 109 استناد 0 مرجع 0

تبلیغات

مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID