مشخصات نشــریه/اطلاعات دوره

مجله تحقیقات دامپزشکی (دانشگاه تهران) | سال:1382 | دوره:58 | شماره:3

نتایج جستجو

2558

نتیجه یافت شد

مرتبط ترین ها

اعمال فیلتر

به روزترین ها

اعمال فیلتر

پربازدید ترین ها

اعمال فیلتر

پر دانلودترین‌ها

اعمال فیلتر

پر استنادترین‌ها

اعمال فیلتر

تعداد صفحات

27

انتقال به صفحه

آرشیو

سال

دوره(شماره)

مشاهده شمارگان

مرکز اطلاعات علمی SID1
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1382
  • دوره: 

    58
  • شماره: 

    3
  • صفحه شروع: 

    197
  • صفحه پایان: 

    201
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    128
  • دانلود: 

    82
چکیده: 

هدف: تعیین ویژگی الگوی پروتئینی و طبقه بندی نمونه های پاستولا مولتوسیدا جدا شده از طیور استان مازندران، بررسی ایمنیت متقاطع و نیز مقایسه حدت پروتئین تیپهای شناسایی شده در مدل موشی. نمونه ها: تعداد 18 نمونه پاستورلا مولتوسیدا جدا شده از طیور استان مازندران که در طی ده سال (1388-1368) در موسسه رازی جدا شده اند.روش: مقدار 30-25 میکروگرم پروتئین خانم تهیه شده از جدایه ها در سیستم ناپیوسته در ژل سدیم دو دسیل سولفات پلی آکریل آمید الکتروفورز گردید. غلظت آکریل آمید در ژل سدیم دو دسیل سولفات پلی آکریل آمید الکتروفورز گردید. غلظت اکریل آمید در ژل جدا کننده 12.5 درصد و در ژل مترام کننده 4.5 درصد بود. حداقل دوز کشنده هر تیپ پروتئینی با تزریق رقتهای مختلف باکتری پاستورلامولتوسیدا به گروههای سه تایی موش از طریق داخل صفاقی تعیین گردید. چهار گروه ده تایی موش ایمن شده با سویه واکسینال به همراه چهار گروه ده تایی به عنوان کنترل برای بررسی ایمنی متقاطع با سایر تیپهای پروتئینی مورد استفاده قرار گرفتند. نتایج: بیش از 30 باند پلی پپتیدی در فاصله بین 24 تا 174 کیلو دالتون مشاهده شد. شکل کلی الگوهای پروتئینی جدایه ها بسیار به هم شباهت داشت. اختلاف عمده بین آنها در محل قرار گرفتن یکی از باندهای اصلی موسوم به پروتئین H بود. این باند در جدایه های مختلف در سه موقعیت38،36.5  و 34 کیلودالتون قرار داشت که بر همین اساس جدایه ها را در سه پروتئین تیپ (III, II, I) جای داد. ایمن سازی گروه های موش با سویه واکسینال (پروتئین تیپI ) توانست آنها را در مقابل چالش با پروتئین تیپ همنوع (همولوگ) حفاظت نماید.نتیجه گیری: بر ساس یافته های این مطالعه تهیه یک واکسن پلی والان متشکل از هر سه پروتئین تیپ جهت پیشگیری از وبای مرغان در این منطقه پیشنهاد میگردد.

آمار یکساله:  

بازدید 128

دانلود 82 استناد 0 مرجع 1
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1382
  • دوره: 

    58
  • شماره: 

    3
  • صفحه شروع: 

    203
  • صفحه پایان: 

    206
تعامل: 
  • استنادات: 

    1
  • بازدید: 

    215
  • دانلود: 

    101
چکیده: 

هدف: تعیین میزان آلودگی پنیرهای تازه به میکروبهای بروسلا.طرح: مشاهده مقعطی.روش: هزار نمونه پنیر طی مدت یکسال از تاریخ 1/7/78 لغایت 1/7/79 از شهرستان سراب و روستاهای اطراف آن جمع آوری گردید. سپس نمونه ها از نظر باکتریولوژیکی و بیوشیمیایی مورد آزمایش قرار گرفتند. تجزیه و تحلیل آماری: استفاده از آمار توصیفی و نمودار هیستوگرام جهت نشان دادن پراکندگی آلودگی.نتایج: از کل نمونه های مورد آزمایش 22 نمونه (2.2 درصد) آلودگی به گونه های مختلف بروسلا را نشان داد که از این تعداد از 7 نمونه (0.7 درصد) بروسلا ملی تنسیس و 15 نمونه (1.5 درصد) بروسلا ابورتوس جدا گردید. همچنین در این بررسی وقوع فصلی آلودگی نمونه ها نیز مورد مطالعه قرار گرفت که میزان آلودگی نمونه ها به بروسلا ابورتوس در فصول مختلف پاییز، زمستان، بهار، تابستان به ترتیب: 1.81 درصد، 0.69 درصد، 1.87 درصد و 1.74 درصد و در مورد بروسلا ملی تنسیس نیز به ترتیب: 0.60 درصد، 0.69 درصد، 0.62 درصد و 0.87 درصد تعیین گردید.نتیجه گیری: فرآورده های شیر غیر پاستوریزه به عنوان یکی از عمده ترین منابع آلودگی بروسلوز انسانی محسوب می شوند. شیر حیوانات آلوده حاوی مقدار زیادی میکروارگانیسم بیماریزا است که در صورت عدم پاستوریزاسیون، عامل بیماری به سایر فرآورده های لبنی به ویژه پنیر انتقال می یابد.

آمار یکساله:  

بازدید 215

دانلود 101 استناد 1 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1382
  • دوره: 

    58
  • شماره: 

    3
  • صفحه شروع: 

    207
  • صفحه پایان: 

    210
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    620
  • دانلود: 

    84
چکیده: 

هدف: مطالعه مسیر و تعداد کانالهای داخل جسم غاری و ارتباط آنها با هم و با فضاهای غاری.نمونه ها: بیست اندام جفتگیری گاومیش نر بالغ.روش: از انتهای قطع شده آلت تناسلی، به داخل کانالهای جسم غاری و مواد رنگی پلاستیکی نظیر لاتکس ورزین رودوپاس تزریق گردید و بعد از هضم بافتهای نرم در اسید، مسیر این کانالها و نحوه ارتباط آنها مورد مطالعه قرار گرفت.نتایج: تعداد این مجاری در ناحیه ابتدایی بدنه آلت تناسلی یکی بوده که به نام مجرای پشتی آلت تناسلی نامیده میشود. این مجرا به طور واضح تا قبل از خم S شکل در قسمت پشتی آلت تناسلی ادامه پیدا میکند و توسط مجاری زیر خون فضاهای غاری این ناحیه را تامین خواهد کرد ولی بعد از آن کم کم محو شده و جای خود را به دو مجرای شکمی - جانی میدهد. بعد از خم S شکل فقط مجاری شکمی - جانبی در طول آلت تناسلی به طور واضح دیده میشوند که در طرفین شیار پیشابراهی به سمت جلو ادامه پیدا میکنند. در بخش آزاد الت تناسلی این مجاری شکمی - جانبی هر کدام به دو یا سه شاخه طولی تقسیم شده که یکی از آنها تا انتهای آلت کشیده می شود.نتیجه گیری: وجود این کانالهای به صورت واضح در طول آلت تناسلی و ارتباط زیاد آنها با فضاهای غاری کوچک توجیه کننده نعوظ سریع در این حیوان است.

آمار یکساله:  

بازدید 620

دانلود 84 استناد 0 مرجع 0
نویسنده: 

داغستانی مریم

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1382
  • دوره: 

    58
  • شماره: 

    3
  • صفحه شروع: 

    211
  • صفحه پایان: 

    215
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    155
  • دانلود: 

    86
چکیده: 

هدف: بررسی تغییرات لیپوپروتئینها و بتا هیدروکسی بوتیرات سرم خون بز در اواخر دوران آبستنی، زمان زایمان و اوایل دوران شیردهی.طرح: طرح شبه آزمایشی از نوع تک گروهی سریهای زمانی.حیوانات: پانزده راس بز ماده از نژاد آمیخته ایرانی، آبستن، بدون سابقه دو قلوزایی.روش: از 8 هفته پیش از زایمان تا 8 هفته پس از زایمان، هر هفته در یک روز مشخص از ورید و داج بزها خونگیری به عمل می آمد. در سرم بزهای مورد مطالعه، کلسترول، تری گلیسیرید، لیپید تام، HDL- کلسترول، LDL- کلسترول،VLDL - کلسترول و بتا هیدروکسی بوتیرات مورد سنجش قرار گرفتند.تجزیه و تحلیل آماری: برای پی بردن به اختلاف معنی دار هر پارامتر در هفته های مختلف نمونه گیری (پیش از زایمان و پس از آن) از آزمون Repeated measure of analysis of variance (Time series) استفاده شد. تمام مقادیر به صورت میانگین ± خطای استاندارد در سطح (P<0.05) بیان شدند.نتایج: میزان کلسترول، تری گلیسیرید، LDL- کلسترول وVLDL - کلسترول تغییرات معنی داری را در هفته های پیش و پس از زایمان نشان دادند(P<0.05) . میزان لیپید تام،HDL - کلسترول و بتا هیدروکسی بوتیریک اسید تغییرات معنی داری را نشان ندادند (P>0.05). میزان کلسترول در طول هفته های پیش از زایمان و هفته های پس از زایمان روند افزایش معنی داری را نشان داد. میزان تری گلیسیرید در خلال هفته های پیش از زایمان تا زمان زایمان روند کاهشی داشته و در هفته های پس از زایمان روند افزایشی را نشان داد. میزانLDL - کلسترول در خلال هفته های پیش و پس از زایمان روند افزایش معنی داری را نشان داد. میزانVLDL - کلسترول در خلال هفته های پیش از زایمان تا زمان زایمان روند کاهشی و در هفته های پس از زایمان روند افزایشی داشت.نتیجه گیری: در هفته های قبل و بعد از زایمان باید به تغییرات چربیها و لیپوپروتئینهای سرم خون بز توجه داشت و از آنها در جهت دستیابی به تشخیص دقیقتر بیماریهای متابولیک استفاده کرد. در این زمان، تغییرات بتاهیدروکسی بوتیرات سرم معنی دار و قابل اعتنا نمی باشد.

آمار یکساله:  

بازدید 155

دانلود 86 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1382
  • دوره: 

    58
  • شماره: 

    3
  • صفحه شروع: 

    217
  • صفحه پایان: 

    222
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    1488
  • دانلود: 

    106
چکیده: 

هدف: معمولا ضایعات شدید و پیشرفته قسمت انتهایی سر پستانک به دلیل عدم امکان دو شش کارتیه مبتلا، افزایش خطر ورم پستان و حذف زود هنگام دام منجر به خسارات اقتصادی می گردد. تکنیک جدید ایجاد همدهانی بین سر پستاتک مبتلا با سرپستانک سالم کناری جهت جلوگیری از دست رفتن ظرفیت تولید شیر یک کارتیه و اثرات زیانبار متعاقب آن بر بافت غده پستان و حذف زودهنگام دام از گله های شیری می تواند یک روش جراحی جایگزین باشد.طرح: مطالعه توصیفی.حیوانات: پنج راس گاو هلشتاین شیروار غیر آبستن.روش: پس از انجام مقدمات لازم، قسمت یک سوم انتهایی سرپستانکهای چپ عقب به صورت عرضی اریب با اسکالپل برده شد و پس از ایجاد یک برش طولی قاچ خربزه ای بر روی سطح میانی سرپستانکهای راست عقب، دو سر پستانک در دو لایه با الگوی ساده تک برای لایه مخاطی و الگوی تشکی افقی برای پوست لایه میانی (ماهیچه ای)، به ترتیب با نخ بخیه 0-3 و 0-2 از جنس پلی گلاکتین 910 (ویکریل) بخیه شدند. گاوها تا 45 روز تحت نظر بودند و در نهایت محل ایجاد همدهانی به روش جراحی برداشت و گاوها به کشتارگاه اعزام شدند.نتایج: بر اساس انجام کشتهای باکتری شناسی از نمونه های شیر اخذ شده از سرپستانک مشترک بین کارتیه های عقب، هیچ گونه ورم پستانی بروز نکرد و مشکلی از بابت تخلیه شیر توسط دستگاه شیر دوش مشاهده نشد و در حجم شیر کارتیه های عقب (نسبت به قبل از عمل)، تغییر قابل ملاحظه ای دیده نشد ولی از لحاظ شیر دوشی. زمان مورد نیاز اندکی بیشتر از زمان تخلیه هر کارتیه به طور جداگانه بود. در مدت تحقیق هیچگونه فیستولی در محل پیوندها رخ نداد و در زمان برداشت محل همدهانی بین سرپستانکها، نشانه ای از ضایعات گرانولوماتوز مشاهده نشد. نتیجه گیری: با توجه به یافته های بالینی در این تحقیق نتیجه گیری میشود که این تکنیک را می توان به عنوان یک روش جایگزین در درمان ضایعات شدید و پیشرفته انتهای سرپستانک گاو شیری که موقعیت تشریحی سرپستانکها اجازه انجام این روش را می دهند، توصیه نمود.

آمار یکساله:  

بازدید 1488

دانلود 106 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1382
  • دوره: 

    58
  • شماره: 

    3
  • صفحه شروع: 

    223
  • صفحه پایان: 

    226
تعامل: 
  • استنادات: 

    2
  • بازدید: 

    1644
  • دانلود: 

    138
چکیده: 

هدف: هدف از انجام مطالعه حاضر بررسی میزان فراوانی این پدیده در میان باکتریهای جدا شده از لاشه مرضی جوجه های گوشتی می باشد.حیوانات: دویست قطعه جوجه گوشتی.روش: در این تحقیق، ابتدا عوامل باکتریایی عفونتها در 200 قطعه جوجه گوشتی واحدهای پرورش اطراف شیراز جدا و شناسایی گردیدند و سپس با کاربرد روش انتشار از دیسک، میزان مقاومت دارویی این عوامل نسبت به تعدادی از آنتی بیوتیکهای مورد استفاده در صنعت طیور تعیین شد.تجزیه و تحلیل آماری: مطالعه توصیفی.نتایج: عوامل عمده جدا شده شامل اشریشیاکلی (82 درصد)، سالمونلا (16.5 درصد) و استافیلوکوکوس (1.5 درصد) بود. پنی سیلین، آموکسی سیلین، لینکواسپکتین، فلومکوئین، و اریترومایسین آنتی بیوتیکهاییی بودند که آزمایش حساسیت آنتی بیوتیکی در موردشان انجام گردید. نتایج به دست آمده از این بررسی نشان میدهد که عوامل باکتریایی جدا شده، بیشترین میزان مقاومت را نسبت به پنی سیلین و کمترین میزان مقاومت را نسبت به جنتامایسین نشان داده اند. همچنین اشریشیاکلی در مقایسه با دو عامل دیگر مقاومت داروی بیشتری از خود بروز داد. تمام باکتریهای جدا شده حداقل به یک آنتی بیوتیک مقاوم و دوازده درصد از اشریشیاکلی جدا شده تنها به یک آنتی بیوتیک حساس بودند. تمام نمونه های سالمونلا حداقل به سه آنتی بیوتیک حساس و حداکثر به هشت آنتی بیوتیک مقاوم بودند. سه نمونه استافیلوکوکوس جدا شده به شش آنتی بیوتیک حساس و در مقابل پنج آنتی بیوتیک مقاومت نشان دادند.نتیجه گیری: یافته های این تحقیق دلالت بر بالا بودن میزان مقاومت آنتی بیوتیکی در عوامل باکتریایی جدا شده از لاشه مرضی طیور دارد. این امر می تواند احتمالا به دلیل استفاده نادرست از آنتی بیوتیکها در صنعت مرغداری باشد.

آمار یکساله:  

بازدید 1644

دانلود 138 استناد 2 مرجع 3
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1382
  • دوره: 

    58
  • شماره: 

    3
  • صفحه شروع: 

    227
  • صفحه پایان: 

    230
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    358
  • دانلود: 

    113
چکیده: 

هدف: ارزیابی موش BALB/c و ژربیل جهت ایجاد مرحله لاروی اکینوکوکوس گرانولوزوس و مقایسه این دو حیوان جهت ایجاد مرحله لاروی انگل.طرح: مطالعه مداخله ای تجربی آینده نگر.حیوانات: چهل و دو موش BALB/c و پنجاه و چهار ژربیل و یک عدد خرگوش.روش: پروتواسکولکس از کبد و ریه گوسفندان آلوده به کیست هیداتید تهیه شد و پس از اطمینان از زنده بودن 0.2 میلی لیتر مایع کیست هیداتید حاوی حدود 2000 پروتواسکولکس از طریق داخل صفاقی به موش و ژربیل تلقیح شد. خرگوش به طریق مشاب و به تعداد تقریبی 200.000 پروتواسکولکس آلوده شد. پس از کشتن حیوانات با اتر و باز کردن حفره شکمی تشکیل کیست مورد بررسی قرار گرفت.نتایج: توده های اولیه تولید کیست به اندازه تقریبی 3-2 میلی لیتر اکثرا به صورت آزاد در حفره شکمی موش و ژربیل بعد از هفته دوم از آلودگی مشاهده شده است. بعد از هفته ششم آلودگی در توده های تشکیل شده در حفره شکمی تقریبا 8-6 درصد پروتواسکولکسهای تزریق شده به حیوان هنوز زنده بودند. میزان آلودگی موش به کیست هیداتید بعد از 46 هفته 92 درصد در صورتی که در مقابل ژربیل تا 72 هفته بعد از تزریق پروتواسکولکس، میزان آلودگی 83.3 درصد نشان داد. خرگوش مورد مطالعه پس از 54 هفته دارای 15 کیست هیداتید بود.نتیجه گیری: تشکیل گرانولومای به اندازه 3-2 میلیمتر در اطراف پروتواسکولکسها در هفته دوم بعد از آلودگی در موش و ژربیل پاسخ سلولی میزبان به انگل می باشد. در عین حال عدم زنده بودن تعداد زیادی از پروتواسکولکسها احتمالا نشان دهنده تخریب این سلولها توسط سلولهای سیستم ایمنی در مراحل اولیه عفونت می باشد. بر اساس نتایج این مطالعه موش BALB/c و ژربیل حیوانات آزمایشگاهی مناسبی جهت تشکیل کیست هیداتید تجربی می باشند. از نظر تشکیل تعداد زیادتر کیست، موش حیوان مناسبتری است. در مقابل ژربیل حیوان مناسبتری جهت تشکیل کیستهای بزرگتر از نظر اندازه و کیست هیداتید ثانویه بارور می باشد.

آمار یکساله:  

بازدید 358

دانلود 113 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1382
  • دوره: 

    58
  • شماره: 

    3
  • صفحه شروع: 

    231
  • صفحه پایان: 

    233
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    134
  • دانلود: 

    79
چکیده: 

هدف: تعیین آلودگی باکتریایی ادرار گاوهای ارجاعی به کشتارگاههای اطراف تهران. حیوانات: چهارصد و پنج راس.روش: در سال 1377 با مراجعه به کشتارگاههای زیاران و قائم شهریار، نمونه ادرار 405 راس گاو جمع آوری گردید. از این تعداد 270 راس گاو ماده بالای دو سال و 71 راس زیر دو سال و 64 راس گاو نر بودند. نمونه ها به بخش میکروب شناسی دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران ارسال و از هر نمونه کشت به عمل آمد.تجزیه و تحلیل آماری: با استفاده از آزمون مربع کای.نتایج:از مجموع 405 نمونه ادرار در 43 (10.6 درصد) مورد کشت ادرار مثبت بود. از مجموع باکتریهای جدا شده ادرار 9 (20 درصد) مورد باکتریهای گروه باکتریوم رناله (8 مورد کرینه باکتریوم رناله و یک مورد کرینه باکتریوم پیلوزوم)، 20 (46 درصد) مورد استرپتوکوک،یک (2.3 درصد) مورد الکالیژنزفکالیس و یک (2.3 درصد) مورد فلوباکتریوم جدا شد.نتیجه گیری: با توجه به آزمایش ادرار و نتایج آماری در این مطالعه می توان گفت که بین دو گروه سنی از گاوهای ماده اختلاف معنی داری وجود دارد و آلودگی ادرار در گاوهای ماده بالای دو سال سن بیشتر می باشد. همچنین آزمون مربع کای نشان داد که از نظر آلودگی ادرار به باکتریها بین گاوهای نر و ماده، زیر دو سال اختلاف معنی داری وجود دارد ولی بین گاوهای نر و ماده بالای دو سال اختلاف معنی داری مشاهده نگردید.

آمار یکساله:  

بازدید 134

دانلود 79 استناد 0 مرجع 0
نویسنده: 

امینی فرهاد | طلا مریم

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1382
  • دوره: 

    58
  • شماره: 

    3
  • صفحه شروع: 

    235
  • صفحه پایان: 

    240
تعامل: 
  • استنادات: 

    1
  • بازدید: 

    285
  • دانلود: 

    107
چکیده: 

هدف: یافتن کمترین و موثرترین مقدار هورمون 17 آلفا – متیل تستوسترون جهت نرسازی و عقیم سازی ماهی قزل آلای رنگین کمان (Oncorhynchus mykiss).حیوانات: مای قزل آلای رنگین کمان.روش: تجویز خوراکی هورمون 17 آلفا – متیل تستوسترون در 11 تیمار: A1، A2، A6 و A7 به ترتیب 0.5 ppm، 1 ppm، 2 ppm و 3 ppm از زمان شروع تغذیه فعال به مدت 60 روز، A3 و A8 به ترتیب 1ppm و 3 ppm از زمان شروع تغذیه فعال به مدت 90 روز A4 و A9 به ترتیب 1ppm و 3 ppm از دو هفته بعد از شروع تغذیه فعال به مدت 60 روز، A5 و A10 به ترتیب 1ppm و 3 ppm از چهار هفته بعد از شروع تغذیه فعال به مدت 60 روز و A11 به میزان 30 ppm از زمان شروع تغذیه فعال به مدت 120 روز، در مقایسه با گروه شاهد (بدون تجویز هورمون). سپس تهیه لامهای بافت شناسی از غدد جنسی 20 عدد ماهی از هر گروه در سن 11 ماهگی و تعیین نسبتهای جنسی (نر، ماده، جنسیت بینابینی و عقیمی) در گروههای تیمار و شاهد.تجزیه و تحلیل آماری: بررسی آماری نسبتهای جنسی و مقایسه میانگین های میزان رشد ماهیان تیمارهای مختلف با گروه مشاهد به ترتیب با استفاده از آزمون مربع کای و آنالیز واریانس و مقایسه میانگین های بازماندگی با آزمون "t".نتایج: در نمونه تیمار A1، 100 درصد ماهیها نر بودند. در نمونه های دو تیمار A2 و A6 به ترتیب 90 درصد و 95 درصد ماهی نر مشاهده گردید. در نمونه های سه تیمار A9، A7 و A8 به ترتیب 68، 65 و 50 درصد و در نمونه هر یک از دو تیمار A5 و A10، نسبت 45 درصد ماهی نر مشاهده شد. در نمونه تیمار A11 هیچ ماهی نری مشاهده نگردید. آزمون مربع کای نشان داد که هشت تیمار از 10 تیماری که برای نرسازی منظور شده بودند (به جز تیمارهای A5 و A10) نسبت جنسی ماهیان را به طور بسیار معنی داری (P<0.001) به سمت نر تغییر دادند. نمونه تیمار 30 ppm از زمان شروع تغذیه فعال به مدت 120 روز نیز که برای ایجاد عقیمی د رنظر گرفته شده بود. شامل 90 درصد ماهی عقیم بود که به طور بسیار معنی داری (P<0.001) با گروه شاهد اختلاف داشت. نتیجه گیری: با توجه به مشاهدات بافت شناسی و نتایج آماری این مطالعه و نیز حداقل مصرف هورمون می توان اظهار داشت که در نرسازی با روش تجویز خواراکی هورمون 17 آلفا – متیل تستوسترون، تیمار 0.5 ppm از زمان شروع تغذیه فعال به مدت 60 روز، تیمار بهینه برای نرسازی در قزل آلای رنگین کمان می باشد.

آمار یکساله:  

بازدید 285

دانلود 107 استناد 1 مرجع 1
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1382
  • دوره: 

    58
  • شماره: 

    3
  • صفحه شروع: 

    241
  • صفحه پایان: 

    247
تعامل: 
  • استنادات: 

    351
  • بازدید: 

    159
  • دانلود: 

    101
چکیده: 

هدف: بررسی آزمایشگاهی میزان باروری تخمکهای بالغ شده گاو در مجاورت آلبومین سرم گاو و در حضور یا غیاب کافئین و هپارین. طرح: مطالعه مداخله ای.نمونه ها: تخمکهای گاو بالغ شده در آزمایشگاه.روش: جمع آوری و انتقال تخمدانهای دامهای ذبح شده در کشتارگاه در محیط سرم فیزیولوژی استریل و در دمای 35-30 درجه سانتیگراد و حاوی آنتی بیوتیک، مکش فولیکولها و جداسازی تخمکها و کشت آنها در محیط کشت سلول TC-199 دارای 10 درصد سرم گوساله جنینی توسط حرارت غیرفعال شده، کشت تخمکها به مدت 24 ساعت در انکوباتور با حرارت 38.5 درجه سانتیگراد و 5 درصد گاز کربنیک، گرفتن کومولوس نیمی از تخمکها و تقسیم اتفاقی آنها در محیط باروری حاوی کافئین یا هپارین و غلظتهای مختلف از البومین سرم گاو تلقیح تخمکها با اسپرم از ذوب خارج شده و قرار دادن آنها به مدت 24-22 ساعت در انکوباتور، ثابت نمودن تخمکها در اسید الکل و رنگ آمیزی آنها با استواورسئین و سپس مطالعه آنها با میکروسکوپ فاز کنتراست جهت تعیین میزان باروری. تجزیه و تحلیل آماری: آنالیز واریانس و در صورت وجود اختلاف معنادار، استفاده از آزمون دانکن.نتایج: هنگامی که تخمکهای دارای کومولوس در حضور کافئین تلقیح شدند، اختلاف معناداری در باروری آنها در غلظتهای مختلف آلبومین سرم گاو وجود نداشت (72 درصد در محیط فاقد آن، 78 درصد در محیط حاوی 5 میلی گرم در سی سی، 83 درصد در محیط حاوی 10 میلی گرم در سی سی و 62 درصد محیط حاوی 20 میلی گرم در سی سی). در صورتی که میزان باروری تخمکهای بدون کومولوس در محیط فاقد آلبومین (صفر) به طور معناداری کمتر (P<0.05) از باروری آن در غلظتهای مختلف آلبومین (به ترتیب 19،18  و 15 درصد) بود. باروری تخمکهای کومولوس دار و در حضور هپارین در محیط فاقد آلبومین 46 درصد و کمتر (P<0.05) از میزان باروری آنها در غلظتهای مختلف آن بود. در حالی که باروری تخمکهای بدون کومولوس در محیط فاقد آلبومین (صفر) و به طور معناداری کمتر (P<0.001) از محیطهای حاوی غلظتهای مختلف آن بود. در محیط فاقد کافئین و هپارین میزان باروری بسیار کم و بیشترین آن مربوط به باروری تخمکهای بدون کومولوس در غلظت 10 میلی گرم در سی سی آلبومین سرم گاو بود که 21 درصد آنها بارور شدند.نتیجه گیری: هنگامی که تخمکهای گاو در شرایط آزمایشگاهی فاقد کومولوس است. هپارین اثر سینرژیستی با آلبومین سرم گاو در باروری آنها دارد. در صورتی که تخمکهای دارای کومولوس باشند، آلبومین را می توان از محیط باروری حذف نمود ولی وجود کافئین یا هپارین برای باروری الزامی است.

آمار یکساله:  

بازدید 159

دانلود 101 استناد 351 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1382
  • دوره: 

    58
  • شماره: 

    3
  • صفحه شروع: 

    249
  • صفحه پایان: 

    256
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    607
  • دانلود: 

    109
چکیده: 

هدف: جداسازی بعضی از گونه های باکتریایی که قادر به تجزیه لیگنین و پلی ساکاریدهای کاه گندم هستند.طرح: طرح کاملا تصادفی متعادل با آزمایش فاکتوریل.نمونه ها: در این آزمایش از موریانه های جمع آوری شده و همچنین از باکتریهای مستخرجه از دستگاه گوارش آنها استفاده شد.روش: با توجه به گزارشات موجود در خصوص نحوه پراکندگی و نوع موریانه های موجود در استان مرکزی با مراجعه به منطقه ساوه نمونه ها جمع آوری و به آزمایشگاه انتقال یافت و بعد از شناسایی اولیه جهت تایید و آزمایشگاه مرجع فرستاده شد. از نمونه های پرورش یافته در آزمایشگاه جهت استخراج باکتریها با روش انتخابی استفاده شد. انواعی از لیگنین از کاه گندم استخراج گردید و همراه با کاه گندم عصاره گیری شده با آب به عنوان محیط اختصاصی در استخراج باکتریها مورد استفاده قرار گرفت. بعد از جداسازی، باکتریها در آزمایشگاه مرجع شناسایی شدند. تعیین منحنی رشد و دما و pH بهینه باکتریهای جدا شده نیز با استفاده از روشهای موجود انجام شد.تجزیه و تحلیل آماری: نحوه رشد با روش آنالیز واریانس و تعیین دما و pH با استفاده از طرح کاملا تصادفی متعادل و آزمایش فاکتوریل انجام شد.نتایج: موریانه های جمع آوری شده به عنوان موریانه های Anacanthotermes vagans مورد شناسایی قرار گرفتند. سه نمونه از باکتریهای جدا شده که بعدا به عنوان گونه هایی از جنسهای باسیلوس، انتروباکترو آکروباکتریوم مورد شناسایی قرار گرفتند قادر به استفاده از هر سه نوع لیگنین و کاه گندم عصاره گیری شده بودند و می توانستند از این مواد به عنوان تنها منبع کربن استفاده نمایند. در بین باکتریهای جدا شده گونه انتروباکتر دارای بیشترین میزان رشد بود که سریعتر از دو گونه دیگر نیز به حداکثر رشد خود رسید. اثرات pH و درجه حرارتهای مختلف بر فعالیت باکتریایی نشان داد که گونه های جدا شده در محیط مواد خشبی،pH  در محدوده خنثی و دمای حدود 40 درجه سانتیگراد را ترجیح می دهند.نتیجه گیری: باکتریهای جدا شده در این مطالعه تجزیه بیولوژیکی کاه گندم و سایر فرآورده های بیولوژیکی دارای لیگنین مشابه با کاه گندم که به عنوان ضایعات هستند را آسان می سازند.

آمار یکساله:  

بازدید 607

دانلود 109 استناد 0 مرجع 2
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1382
  • دوره: 

    58
  • شماره: 

    3
  • صفحه شروع: 

    257
  • صفحه پایان: 

    259
تعامل: 
  • استنادات: 

    1
  • بازدید: 

    183
  • دانلود: 

    81
چکیده: 

هدف: هدف این مطالعه تعیین آلودگی به BHV-1 با استفاده از نمونه های شیر و سرم گاوان توسط الایزای غیرمستقیم و مقایسه نتایج حاصل از نمونه های شیر و سرم بود.طرح: مطالعه گذشته نگر.حیوانات: صد و چهل راس گاو ماده شیری و پنجاه راس گاو نر از نژاد دورگ در سنین بالاتر از 2 سال.روش: خونگیری از گاوان و جدانمودن سرم و تهیه نمونه شیر از گاوان ماده و جستجوی پادتن BHV-1 در شیر و سرم به روش الایزای غیرمستقیم با تعیین OD نمونه ها و درصد موارد الایزا مثبت و الایزا منفی و مقایسه نتایج به دست آمده از شیر و سرم و تعیین درصد موافقت بین نتایج الایزای شیر و سرم.تجزیه و تحلیل آماری: استفاده از آزمونهای استیودنت تی و مربع کای به منظور پی بردن به اختلاف بین درصد نتایج الایزای شیر و سرم، با سطح اطمینان 95 درصد. نتایج: از 140 جفت نمونه شیر و سرم مربوط به گاوهای ماده 38 مورد (27.15 درصد) الایزا مثبت از شیر و 45 مورد (32.1 درصد) از سرم به دست آمد. نتایج نشان داد که الایزای سرم توانست 5 درصد (7.14) بیشتر از الایزای شیر موارد آلودگی به BHV-1 را کشف نماید. لکن اختلاف آماری معنی داری بین درصد موارد الایزا مثبت شیر و سرم مشاهده نگردید. در این مطالعه همچنین نشان داده شد که بین نتایج الایزای شیر و سرم 95 درصد همخوانی وجود دارد. همچنین در تحقیق حاضر نشان داده شد که حدود 32 درصد از گاوان ماده و 50 درصد از گاوان نر آلوده به BHV-1 می باشند.نتیجه گیری: با توجه به یافته های آزمون الایزای شیر و سرم و نتایج آماری به دست آمده تحقیق حاضر نشان داد که درآزمون الایزا جهت تعیین وضعیت آلودگی گله به BHV-1 می توان نمونه های شیر را به جای سرم به راحتی به کار برد و از آن به عنوان یک تست غربالی در تشخیص گله های آلوده از غیر آلوده استفاده نمود.

آمار یکساله:  

بازدید 183

دانلود 81 استناد 1 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1382
  • دوره: 

    58
  • شماره: 

    3
  • صفحه شروع: 

    261
  • صفحه پایان: 

    266
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    281
  • دانلود: 

    99
چکیده: 

هدف: بررسی تاثیر افزودن سه نوع پروبیوتیک تجاری به خوراک بر بازده تولید جوجه های گوشتی.طرح: طرح آماری کاملا تصادفی.حیوانات: هفتصد و بیست قطعه جوجه یکروزه گوشتی جنس نر از سویه تجاریRoss 208 .روش: در این آزمایش تجربی از چهار گروه استفاده گردید که هر گروه شامل شش زیر گروه 30 قطعه ای بود. جوجه های یک گروه به عنوان شاهد جیره غذایی پایه ذرت - سویا را دریافت کردند. برای تغذیه جوجه ها در سه گروه دیگر از جیره های غذایی پایه که به ترتیب سه نوع پروبیوتیک A،B  و C به آنها اضافه شده بود، استفاده گردید. وزن بدن، مقدار مصرف غذا، ضریب تبدیل غذایی، و میزان تلفات در سنین 21، 42 و 49 روزگی تعیین گردیدند.تجزیه و تحلیل آماری: برای تعیین اثر استفاده از پروبیوتیک ها در خوراک بر عملکرد تولید، از آزمون تجزیه واریانس استفاده شد. در موارد مشاهده اختلاف معنی دار، از آزمون Tukey برای مشخص نمودن اختلاف بین گروهها استفاده شد.نتایج: افزودن پروبیوتیکهای A و C به غذا سبب افزایش معنی دار وزن بدن تا سن 21 روزگی گردید (P<0.05)، در حالی که اضافه کردن پروبیوتیک B به خوراک تاثیر معنی داری بر وزن بدن نداشت. در پایان آزمایش، تفاوت معنی داری بین وزن بدن در گروه های تیمار شده در مقایسه با گروه شاهد مشاهده نگردید. با این حال استفاده از پروبیوتیکها همراه با غذا موجب افزایش نسبی وزن بدن شد. به کارگیری هر سه نوع پروبیوتیک تجاری مورد بررسی در جیره های غذایی موجب کاهش معنی دار ضریب تبدیل غذایی در مقایسه با گروه شاهد تا سن 21 روزگی گردید (P<0.05)، ولی در خاتمه آزمایش تفاوت معنی داری بین بازده غذایی گروه های تیمار شده و شاهد وجود نداشت. در پایان دوره آزمایش، جوجه های دریافت کننده جیره حاوی پروبیوتیک B از وزن بالاتر و ضریب تبدیل بهتری نسبت به سایر گروه ها برخوردار بودند.نتیجه گیری: از مجموع نتایج به دست آمده می توان چنین نتیجه گیری نمود، اگرچه در خاتمه دوره آزمایش اختلاف بین عملکرد تولید در گروه های تیمار شده و شاهد معنی دار نبوده است، ولی به دلیل آن که افزودن پروبیوتیکهای مورد استفاده در این بررسی به غذا سبب بهبود معنی دار وزن بدن و ضریب تبدیل غذایی به ویژه در سه هفته اول پرورش گردیدند، لذا به نظر می رسد که استفاده از این ترکیبات در جیره غذایی جوجه های گوشتی حداقل تا سن سه هفتگی قابل توصیه بوده و می تواند موجب افزایش بازده تولید گردد.

آمار یکساله:  

بازدید 281

دانلود 99 استناد 0 مرجع 1
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1382
  • دوره: 

    58
  • شماره: 

    3
  • صفحه شروع: 

    267
  • صفحه پایان: 

    270
تعامل: 
  • استنادات: 

    1
  • بازدید: 

    273
  • دانلود: 

    86
چکیده: 

هدف: مطالعه ماکروسکوپیک و میکروسکوپیک سیستی سرکوزیس شکمبه گاو.طرح: گزارش مورد.روش: در بازرسی رایج کشتارگاهی لاشه گاو، در شهرستان خرم آباد در سال 1380، علاوه بر عضلات اسکلتی و قلب، سیستی سرکهای جدار شکمبه با بخشی از بافتهای اطرافی در فرمالین 10 درصد حفظ و به آزمایشگاه انگل شناسی دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران ارسال گردید. برای بررسی مقایسه ای، از لاشه های آلوده علاوه بر شکمبه از سیستی سرک های موجود در قلب و بافتهای اطراف آنها نیز نمونه برداری شد و پس از طی مراحل آماده سازی بافتی، مقاطعی به قطر 5 میکرون تهیه و به روشهای هماتوکسیلین و ائوزین (H&E)، پریودیک اسید شیف (PAS)، تری کروم ماسون و گیمسای بافتی رنگ آمیزی شد.نتایج: در مطالعه ماروسکوپیک جدار شکمبه، در 2 راس گاو بومی دو و چهار ساله، سیستی سرکهای بیضی شکل به قطر 1-0.8 در 0.5-0.4 سانتیمتر، دارای غشایی نازک و شفاف و براق به رنگ سفید دیده شد. از ورای غشا، لکه سفیدی درون کیست قابل مشاهده بود که پس از شکافتن، اسکولکس تنیا ساژیناتا تشخیص داده شد. داخل سیستی سرک ها پر از مایع شفاف بی رنگ و یا زرد روشن بود. در مطالعه میکروسکوپیک، سیستی سرکها داخل بافت همبند بین پوشش مزوتلیال لایه سروزی و لایه خارجی عضلات دیواره شکمبه قرار داشتند. واکنش آماسی اطراف سیستی سرکها بسیار مختصر بود، علاوه بر تشکیل کپسول همبندی نازک در اطراف انگل، نفوذ اندک سلولهای لنفوسیتی به ویژه لنفوسیتهای کوچک و ادم که موجب فاصله دار شدن رشته های همبندی و عضلانی شده بود مشاهده گردید. در رنگ آمیزی با تری کروم ماسون، رشته ای ماهیچه ای صاف در سطح داخلی کپسول و رشته های متراکم کلاژن در سطح خارجی آن دیده شد. در بررسی مقایسه ای میان این ضایعات و ضایعات ایجاد شده در اطراف سیستی سرکها در قلب همان حیوان، اختلاف قابل ذکری مشاهده نگردید جز آنکه سیستی سرکها در شکمبه سطحی و در قلب عمیقتر جاسازی شده بودند.نتیجه گیری: یکی از نواحی استقرار طبیعی سیستی سرکوس بویس می تواند جدار شکمبه باشد. بر اثر این جایگزینی، تغییرات آسیب شناسی مختصری به وجود می آید که شباهت زیادی به ضایعات ایجاد شده در سایر عضلات دارد. با توجه به اینکه در این مطالعه کلیه سیستی سرک های جدار شکمبه زنده بودند و انسان بر اثر خوردن سیستی سرکهای زنده همراه با گوشتهای نیم پخته و کم پخته مبتلا به تنیا ساژیناتا میشود بنابراین باید در تغذیه از شکمبه این موضوع مورد توجه قرار گیرد

آمار یکساله:  

بازدید 273

دانلود 86 استناد 1 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1382
  • دوره: 

    58
  • شماره: 

    3
  • صفحه شروع: 

    271
  • صفحه پایان: 

    274
تعامل: 
  • استنادات: 

    1
  • بازدید: 

    346
  • دانلود: 

    142
چکیده: 

هدف: پی بردن به طیف جانوران منطقه مورد بررسی، اکولوژی محیط و نحوه زندگی مردم به ویژه در دوران قدیم.طرح: بررسی کالبد شناسی باقیمانده های جانوران.حیوانات: جانوران موجود در منطقه شامل تک سمیان، نشخوارکنندگان و گوشتخواران.روش: تمیز کردن نمونه ها، کدبندی، تشخیص نوع استخوان، نوع حیوان و اندازه گیری نواحی مختلف برخی از استخوانها.نتایج: بیشتر باقیمانده های حیوانی اکثرا شامل استخوانهای بدن حیوانات اهلی و تعدادی حیوانات وحشی بودند ولی بیشتر نمونه ها را نشخوارکننگان تشکیل می دادند.نتیجه گیری: نتایج نشان داد که منطقه مورد بررسی (قره تپه قمرود در شهرستان قم فعلی) در زمانهای قدیم بسیار حاصلخیز بوده است. استخوانهای به دست آمده نشان می دهد که منشا اصلی غذای ساکنین این ناحیه بیشتر نشخوارکنندگان به ویژه گوسفند، بز و گاو و بعد گراز بوده است. وجود استخوانهای اسب نشانه استفاده از این حیوان برای بارکشی و وجود استخوانهای سگ، نیز احتمالا نشانه نگهبانی از گله و غیره میباشد. استخوانهای به دست آمده متعلق به 6200 تا 6800 سال قبل بودند.

آمار یکساله:  

بازدید 346

دانلود 142 استناد 1 مرجع 1
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1382
  • دوره: 

    58
  • شماره: 

    3
  • صفحه شروع: 

    275
  • صفحه پایان: 

    278
تعامل: 
  • استنادات: 

    4
  • بازدید: 

    1624
  • دانلود: 

    242
چکیده: 

هدف: 1- بررسی میزان انتشار موارد مثبت بیماری هاری در سطح کشور. 2- بررسی علل و راههای انتشار بیماری هاری، 3- بررسی میزان و علل انتشار بیماری در انسان در سطح کشور. 4- بررسی میزان انتشار بیماری در سطح تهران.طرح: بررسی گذشته نگر.روش کار: جمع آوری اطلاعات موجود در مرکز رفرانس هاری انستیتو پاستور ایران و سایر مراکز درمان ضد هاری در سطح کشور صورت گرفته است. اطلاعات مزبور توسط کامپیوتر و به کمک نرم افزار تحقیقات EP5 مورد استخراج و آنالیز آماری قرار گرفت.تجزیه و تحلیل آماری: آمار توصیفی.نتایج: در حال حاضر 273 مرکز درمان ضد هاری در نقاط مختلف کشور در امر درمان مجروحین هارگزیده فعالیت دارند. و در سال 1381 تعداد 93216 نفر در مراکز فوق تحت درمان ضد هاری قرار گرفتند. در این سال تعداد 350 نمونه مثبت هاری حیوانی در سطح کشور تشخیص داده شد که بیشترین موارد آن در سگها و نشخوارکنندگان بوده است. در ناحیه شمال کشور. سگ، روباه و شغال مهمترین ناقلین بیماری و در غرب و شمال غربی، گرگها از ناقلین اصلی می باشند. بیماری در ایران به دو فرم صحرایی و شهری مشاهده می گردد و در نواحی شمال، شمال شرقی و شمال غربی، استانهای فارس و کرمان بیشترین موارد انتشار بیماری هاری در حیوانات مشاهده شده است. در سال 1379، پس از 13 سال، که شهر تهران عاری از بیماری هاری بود، یک مورد گربه هار در تهران مشاهده شد. و از آن زمان تا کنون تعداد موارد مثبت هاری در تهران به 5 مورد رسیده است.نتیجه گیری: در پایان با توجه به نتایج حاصله در این مطالعه می توان اظهار داشت که با افتتاح مراکز درمان ضدهاری در سطح کشور، مجروحین هار گزیده در سراسر کشور میتوانند بالافاصله پس از مجروح شدن به وسیله حیوان هار به نزدیکترین مرکز بهداشت و در محل واقعه گزیدگی مراجعه و تحت درمان ضدهاری قرار گیرند. با توجه به نحوه و روند افزایش موارد مثبت هاری در نقاط مختلف کشور به نظر می رسد که به اجرا در آوردن اقداماتی در خصوص مبارزه با بیماری هاری و ریشه کنی آن در هر استان می تواند نقش موثری در پیشگیری از افزایش و کنترل این بیماری در استانهای مجاور داشته باشد. روند افزایش موارد مثبت در سگ و نشخوارکننگان نشان میدهد که معمولا در هر منطقه با افزایش موارد در سگ و نشخوارکنندگان نشان می دهد که معمولا در هر منطقه با افزایش موارد هاری در سگ خسارات اقتصادی ناشی از این بیماری در نشخوارکنندگان نیز افزایش می یابد. همچنین با افزایش موارد هاری حیوانی، تعداد موارد هاری انسانی نیز افزایش می یابد، لذا به اجرا در آوردن اقدامات کنترلی موثر در مبارزه با بیماری هاری می تواند نقش مفیدی در پیشگیری از خسارات اقتصادی ناشی از بیماری در حیوانات و انسان داشته باشد و با کاهش تعداد موارد هارگزیدگان تحت درمان، در مصرف واکسن و سرم ضدهاری نیز صرفه جویی شده و مشکلات ناشی از حوادث گاز گرفتگی از بین خواهد رفت.

آمار یکساله:  

بازدید 1624

دانلود 242 استناد 4 مرجع 2
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1382
  • دوره: 

    58
  • شماره: 

    3
  • صفحه شروع: 

    279
  • صفحه پایان: 

    282
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    127
  • دانلود: 

    81
چکیده: 

هدف: مطالعه ساختمان آناتومی و بافت شناسی عضو ومرونازال در گوسفندان لری.نمونه ها: بیست و یک عدد سر گوسفند لری مورد استفاده قرار گرفت.روش: عضو ومرونازال گوسفندان تهیه گردید و پس از تثبیت و تهیه مقاطع بافتی با استفاده از روش رنگ آمیزی هماتوکسیلین و ائوزین بررسیهای بافتی صورت گرفت. ارزیابیهای بیومتری عضو نیز انجام شد.نتایج: میانگین طول عضو ومرونازال 5.96±90.64 میلیمتر اندازه گیری گردید. این عضو توسط کپسول غضروفی احاطه شده که در اکثر طول عضو ناقص و در بخشی کامل است. در برسی بافت شناسی عضو ومرونازال مشاهده شد که اپی تلیوم مخاطی لومن عضو، از دو نوع شامل اپی تلیوم استوانه ای مطبق کاذب مژه دار (تنفسی) و استوانه ای مطبق کاذب بدون مژه (رسپتوری) به ترتیب در دیواره جانبی و داخل لومن تشکیل شده است.

آمار یکساله:  

بازدید 127

دانلود 81 استناد 0 مرجع 1
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1382
  • دوره: 

    58
  • شماره: 

    3
  • صفحه شروع: 

    283
  • صفحه پایان: 

    285
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    180
  • دانلود: 

    90
چکیده: 

هدف: هدف از این پژوهش استفاده از تکنیک ایمونوهیستوشیمی و چگونگی، کاربرد آن در تومورهای پستانی سگ و مطالعه گیرنده های استروژن و پروژسترون می باشد.حیوانات: شش قلاده سگ مبتلا به تومور پستانی.روش: به طور اتفاقی 6 بلوک پارافینه تومور پستانی سگ از بین 141 تومور پستانی موجود در پرونده های آسیب شناسی دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران جهت انجام رنگ آمیزی ایمونوهیستوشیمی و H&E انتخاب گردید.نتایج: هیچ یک از نمونه ها واکنش مثبت به گیرنده استروژن و پروژسترون نشان ندادند.نتیجه گیری: ممکن است نتیجه فوق به دلیل عدم حضور گیرنده به خاطر بدخیمی تومور، عدم حفظ آنتی ژن در موقعیت اصلی در حین پروسه تهیه بافت باشد. البته لازم به ذکر است که مارکر تومور انسانی روی رحم اسب پاسخ مثبت نشان داد. کارسینوما در کنار تومور مختلط وجود داشته و مقاطع کارسینومایی به علت بدخیمی پاسخ مثبت نشان نداده اند. در این مطالعه از مونوکلونال آنتی بادی1D5  برای گیرنده استروژن و از کلون 1A6 برای گیرنده پروژسترون استفاده شده است.

آمار یکساله:  

بازدید 180

دانلود 90 استناد 0 مرجع 0
نویسنده: 

خطیبی اعظم

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1382
  • دوره: 

    58
  • شماره: 

    3
  • صفحه شروع: 

    287
  • صفحه پایان: 

    291
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    197
  • دانلود: 

    87
چکیده: 

هدف: تشخیص حاملین سالمونلا با سه روش کشت مدفوع، آزمایش آگلوتیناسیون و آزمایش الایزای نقطه ای و مقایسه آنها با یکدیگر.طرح: مطالعه آزمایشگاهی و میدانی.روش: تعداد دویست و شانزده نمونه مدفوع و سرم از گوساله های به ظاهر سالم از گاوداریهای اطراف تهران اخذ گردید. نمونه های مدفوع در محیط های غنی کننده و انتخابی کشت داده شدند. بر روی نمونه های سرم، آزمایش ویدال یا آگلوتیناسیون لوله ای O و H انجام شد. برای انجام این آزمایش تعلیقهای پادگنی مناسب O و H از سالمونلا دابلین تهیه گردید. همچنین برای انجام آزمایش الایزای نقطه ای آنتی ژن H خالص از سالمونلا دابلین تهیه شد.تجزیه و تحلیل آماری: آنالیز واریانس و در صورت وجود اختلاف معنادار، استفاده از آزمون دانکن.نتایج: از 216 نمونه مدفوع در 6 مورد سالمونلا جدا گردید که شامل چهار مورد سالمونلا تیفی موریوم و دو مورد سالمونلا دابلین بود. در آزمایش آگلوتیناسیون تعداد 5 نمونه با عیار O، بالاتر از مثبت بودند. در آزمایش الایزا نیز 15 نمونه مثبت وجود داشت.نتیجه گیری: در مقایسه روشهای انجام شده نتایج آزمایشات بیانگر حساسیت بیشتر روش الایزای نقطه ای به علت مشخص نمودن تعداد بیشتر دامهای حاصل می باشد. تعداد موارد مثبت روش آگلوتیناسیون از بقیه کمتر بود. در بررسیهای آماری در مقایسه روشهای فوق، تستهای الایزا و کشت مدفوع و ویدال، 2 به 2 مورد مقایسه قرار گرفتند. تستهای ویدال و کشت مدفوع از همخوانی و توافق بالایی برخوردار بودند که ضریب کاپای به دست آمده تا حدودی موید همین مطلب بود. همچنین بین تستهای الایزا و ویدال هم، همخوانی برقرار بود.

آمار یکساله:  

بازدید 197

دانلود 87 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1382
  • دوره: 

    58
  • شماره: 

    3
  • صفحه شروع: 

    293
  • صفحه پایان: 

    295
تعامل: 
  • استنادات: 

    1
  • بازدید: 

    486
  • دانلود: 

    97
چکیده: 

هدف: مقایسه اثرات اسانس درمنه (Artemisia sieberi) و کلوتریمازول در درمان درماتوفیتوزیس گربه و سگ.طرح: مطالعه تجربی.حیوانات: تعداد 68 قلاده گربه و 23 سگ که عفونت درماتوفیتی در آنها تایید شده بود.روش: یک دسته از حیوانات مبتلا (44 گربه و 14 سگ) تحت درمان با محلول 3 درصد اسانس درمنه و بقیه آنها (24 گربه و 9 سگ) با کلوتریمازول موضعی به مدت 2 هفته و دوبار در روز تحت درمان قرار گرفتند.تحلیل آماری: از آزمون مربع کای استفاده گردید.نتایج: بهبودی کامل در گربه ها و سگهایی که تحت درمان با اسانس درمنه قرار گرفتند، به ترتیب در 34 77.3) درصد) و 10 (71.4 درصد) مورد از حیوانات مشاهده شد، در حالی که در حیوانات تحت درمان با کلوتریمازول موضعی، بهبودی در 17 گربه (70.8 درصد) و 6 سگ (66.7 درصد( ‌حاصل گردید. بر اساس بهبودی بالینی و نتایج مایکولوژی به دست آمده از دو گروه حیوانات تحت مطالعه، اختلاف معنی داری بین حیوانات تحت درمان با محلول اسانس درمنه و کلوتریمازول مشاهده نگردید.نتیجه گیری: با توجه به اثرات مفید درمانی حاصل از کاربرد اسانس درمنه در این مطالعه، در آینده می توان از این محلول به عنوان داروی ضدقارچی جدید در درمان درماتوفیتوزیس حیوانات بهره جست.

آمار یکساله:  

بازدید 486

دانلود 97 استناد 1 مرجع 0

تبلیغات

مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID