مشخصات نشــریه/اطلاعات دوره

باروری و ناباروری (JOURNAL OF REPRODUCTION AND INFERTILITY) | سال:1383 | دوره:6 | شماره:1 (مسلسل 21) ویژه نامه استئوپروز

نتایج جستجو

2558

نتیجه یافت شد

مرتبط ترین ها

اعمال فیلتر

به روزترین ها

اعمال فیلتر

پربازدید ترین ها

اعمال فیلتر

پر دانلودترین‌ها

اعمال فیلتر

پر استنادترین‌ها

اعمال فیلتر

تعداد صفحات

27

انتقال به صفحه

آرشیو

سال

دوره(شماره)

مشاهده شمارگان

مرکز اطلاعات علمی SID1
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1383
  • دوره: 

    6
  • شماره: 

    1 (مسلسل 21) ویژه نامه استئوپروز
  • صفحه شروع: 

    25
  • صفحه پایان: 

    36
تعامل: 
  • استنادات: 

    3
  • بازدید: 

    327
  • دانلود: 

    102
چکیده: 

مقدمه: استئوپروز شایع‌ترین بیماری متابولیک استخوان است و علاوه بر ناتوانی و از کارافتادگی باعث افزایش نسبی خطر مرگ در مبتلایان به شکستگی‌های ناشی از آن می‌شود. در ایران شواهد کافی در مورد این‌ که استئوپروز، نظیر کشورهای غربی، یک مساله سلامت عمومی است موجود نبود و لذا انجام این مطالعه در دستور کار مرکز تحقیقات غدد درون‌ریز و متابولیسم قرار گرفت. این مطالعه با هدف برآورد بار استئوپروز در سال 1380 در ایران انجام شد. مواد و روشها: از داده‌های مطالعه مرکز تحقیقات غدد در مورد تراکم استخوان، داده‌های حاصل از ثبت حوادث توسط وزارت بهداشت در 9 استان کشور و مطالعات انجام شده در سایر جوامع در مورد خطر مرگ بیماران پس از وقوع شکستگی‌های قابل انتساب به استئوپروز استفاده شد. برای محاسبه بار بیماری، ابتدا شیوع استئوپروز، بروز شکستگی‌های قابل انتساب به استئوپروز و خطر نسبی مرگ ناشی از آنها برآورد شد. با استفاده از مدل‌های اپیدمیولوژی، دوره ابتلا به هر شکستگی برآورد و با استفاده از وزن ناتوانی اختصاص یافته به ناتوانی‌های مشابه در مطالعه بار جهانی بیماری‌ها، شاخص DALYs برای شکستگی‌های قابل انتساب به استئوپروز (مهره، هیپ وساعد) محاسبه شد. نتایج: سال‌های از دست رفته ناشی از شکستگی لگن در زنان 15880 سال، شکستگی مهره 1269 سال و شکستگی ساعد 121 سال به دست آمد. در مردان، سال‌های از دست رفته ناشی از شکستگی لگن 16495 سال، شکستگی مهره 2225 سال و شکستگی ساعد 37 سال به دست آمد. مجموع سال‌های از دست رفته ناشی از استئوپروز 36026 سال در جمعیت ایران در سال 1380 محاسبه گردید که 18757 سال متعلق به مردان و 17270 سال متعلق به زنان بود. بیشترین علت بالا بودن بار استئوپروز در مردان افزایش خطر نسبی مرگ بعد از شکستگی‌های لگن و مهره در مردان است. در هر دو جنس شکستگی لگن بیشترین تعداد را به خود اختصاص داده بود. در منبع داده مورد استفاده، شکستگی مهره در مردان بیش از زنان و در هر دو جنس کمتر از شکستگی‌های لگن و ساعد ثبت شده بود.نتیجه‌گیری: داده‌های به کار گرفته شده در این مطالعه حاکی از بروز کمتر شکستگی هیپ در ایران نسبت به سایر جوامع است. باید به منظور توجیه بروز پایین‌تر این شکستگی، بالاتر بودن نسبی تراکم معدنی استخوان (BMD) در جمعیت ایران و تفاوت‌های احتمالی جامعه ایرانی با جوامع دیگر را از نظر سایر عوامل موثر بر شکستگی هیپ، نظیر محیط و سبک زندگی، مورد بررسی قرار داد. با توجه به محدودیت داده‌های موجود در خصوص شکستگی‌های قابل انتساب به استئوپروز در ایران، می‌بایست مطالعات کامل‌تری در این زمینه به منظور دست‌یابی به تصویری شفاف‌تر از ابعاد این مشکل سلامتی انجام شود.

آمار یکساله:  

بازدید 327

دانلود 102 استناد 3 مرجع 19
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1383
  • دوره: 

    6
  • شماره: 

    1 (مسلسل 21) ویژه نامه استئوپروز
  • صفحه شروع: 

    37
  • صفحه پایان: 

    42
تعامل: 
  • استنادات: 

    1
  • بازدید: 

    208
  • دانلود: 

    112
چکیده: 

مقدمه: استئوپروزمشکل جدی سلامت در ساختارهای ارائه مراقبت بهداشتی هم در کشورهای پیشرفته و هم در کشورهای در حال توسعه است. این بیماری با کاهش توده استخوانی و افزایش خطر شکستگی استخوان همراه است. شکستگی به دلیل استئوپروز یکی از علل شایع ناتوانی و از علل عمده تحمیل هزینه‌های بیمارستانی در بسیاری از مناطق دنیا محسوب می‌شود که شیوع آن در جوامع مختلف متفاوت است. پیش بینی شده است که تا سال 2050  حدود 50 %  از تمام موارد شکستگی لگن در کشورهای آسیایی اتفاق افتد. متأسفانه در ارتباط با میزان بروز شکستگی لگن در ایران هیچ اطلاعی در دست نمی‌باشد. با توجه به اینکه نتایج طرح جامع پیشگیری، تشخیص و درمان استئوپروز در کشور که در مرکز تحقیقات غدد و متابولیسم دانشگاه علوم پزشکی تهران با همکاری معاونت سلامت وزارت بهداشت، درمان و آموزشی پزشکی در سال 1379 انجام شده نشان می‌دهد که حدود 70 % زنان و 50 % مردان  بالای 50 سال مبتلا به استئوپروز و یا استئوپنی هستند، این تحقیق با هدف تعیین میزان بروز شکستگی به دلیل استئوپروز لگن در تهران و با همکاری همان مرکز انجام گرفت.مواد و روشها: با مراجعه به پرونده کلیه بیماران بالای 50 سال که در طرح جامع استئوپروز به عنوان نمونه طرح شناخته شده بودند و تماس تلفنی و در صورت لزوم مراجعه حضوری به درب منازل این نمونه‌ها، اقدام به تکمیل پرسشنامه‌ای که بدین منظور تهیه شده بود نمودند و سوالاتی در ارتباط  با بروز شکستگی در طی سه سال اخیر (83 - 1379 ) و نیز برخی اطلاعات دموگرافیک و عوامل خطرساز مرتبط با شکستگی استئوپروتیک پرسیده شد و با استفاده از نرم‌افزار (11.5) SPSS، آزمون c2 و T مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. سطح معنی‌داری کمتر از 05/0 در نظر گرفته شد. نتایج: یافته‌های حاصل از این پژوهش نشان داد که بروز شکستگی لگن با افزایش سن افزایش می‌یابد و در زنان شایعتر از مردان  است. میزان بروز شکستگی استئوپروتیک لگن در مجموع 8/3% در طی سه سال اخیر می‌باشد که این میزان در مقایسه با کشورهای آسیایی به مراتب کمتر است. احتمالاً عوامل ژنتیکی و فاکتورهای محیطی در این امر دخالت دارند. همچنین براساس نتایج این بررسی ارتباط معنی داری بین شکستگی لگن و استئوپروز در ناحیه لگن (016/P=0) و نیز بین میزان تراکم استخوان در ناحیه لگن و شکستگی آن وجود دارد (001/P=0). نتیجه‌گیری: ارتباط معنی‌دار بین شیوع شکستگی و تراکم معدنی استخوان می‌تواند تا حدی نشان‌دهنده توانایی پیشگویی شکستگی براساس نتیجه سنجش تراکم استخوان باشد.

آمار یکساله:  

بازدید 208

دانلود 112 استناد 1 مرجع 9
نویسنده: 

بهاروند ولی

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1383
  • دوره: 

    6
  • شماره: 

    1 (مسلسل 21) ویژه نامه استئوپروز
  • صفحه شروع: 

    43
  • صفحه پایان: 

    52
تعامل: 
  • استنادات: 

    2
  • بازدید: 

    272
  • دانلود: 

    129
چکیده: 

مقدمه: استئوپروز یکی از بیماری‌های شایع و بدون علامت است. در ایران 50% مردان بالای 50 سال و70% زنان بالای 50 سال مبتلا به استئوپروز یا استئوپنی هستند. به علاوه کمبود ویتامین D نیز در شهر تهران از شیوع بالایی برخوردار است. از آنجا که وضعیت آلودگی هوا در شهر تهران بحرانی است و آلودگی هوا می‌تواند یکی از موارد تأثیرگذار بر میزان ویتامین D سرمی باشد، این مطالعه با هدف بررسی ارتباط آلودگی هوا در شهر تهران با میزان شاخص‌های استخوانی انجام شد.مواد و روشها: در این مطالعه تعداد 184 فرد 69-20 ساله ساکن شهر تهران به صورت تصادفی از 14 بلوک در شعاع Km4 از 5 ایستگاه هواشناسی انتخاب شدند. مناطق به 2 منطقه پاک و آلوده تقسیم و سپس ویتامین D، کلسیم، فسفر، آلکالین فسفاتاز، پاراتورمون و تراکم استخوانی در ناحیه لگن و کمر بررسی شد. برای تحلیل داده‌ها نرم‌افزار آماری (11.5) SPSS، آزمون T برای مقایسه میانگین مقادیر به دست آمده، آزمون c2 برای متغیرهای کیفی و Fisher Exact Test در موارد لزوم مورد استفاده قرار گرفت. برای مقایسه میزان خطر و خطر نسبی از Odds Ratio یا Relative Risk و برای مقایسه چندین میانگین از آنالیز واریانس استفاده شد. سطح‌ معنی‌داری کمتر از 05/0 در نظر گرفته شد. نتایج: بطور کلی 6/79% افراد مورد مطالعه مبتلا به کمبود ویتامین D بودند. کمبود ویتامینD سرم در مردان ساکن منطقه آلوده (2/86%) نسبت به مردان ساکن منطقه پاک (8/61%) بالاتر بود (029/p=0). شانس خطر کمبود ویتامینD در مردانی که در منطقه آلوده زندگی می‌کردند، 675/1 برابر سایر مردان مورد مطالعه بود (خطر نسبی=675/1 و نسبت شانس=869/3). استئوپروز نیز در مردان و زنان منطقه آلوده (6/0%) بیشتر از ساکنین منطقه پاک (0/0%) بود (034/p=0) و افرادی که در منطقه آلوده زندگی می‌کردند در مقایسه با ساکنین منطقه پاک 26/6 برابر بیشتر در معرض ابتلا به استئوپروز بودند.نتیجه‌گیری: بنابر نتایج این مطالعه مواجهه با آلودگی هوا می‌تواند خطر ابتلا به استئوپروز را به نسبت بالایی افزایش دهد. از آنجا که متغیر محل سکونت ممکن است به سادگی امکان‌پذیر نباشد، در نظر داشتن سایر راه‌های مقابله با کمبود ویتامین D مانند غنی‌سازی مواد غذایی با ویتامین D می‌تواند کمک کننده باشد.

آمار یکساله:  

بازدید 272

دانلود 129 استناد 2 مرجع 22
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1383
  • دوره: 

    6
  • شماره: 

    1 (مسلسل 21) ویژه نامه استئوپروز
  • صفحه شروع: 

    5
  • صفحه پایان: 

    24
تعامل: 
  • استنادات: 

    2
  • بازدید: 

    707
  • دانلود: 

    465
چکیده: 

پوکی استخوان بیماری است که با کاهش تراکم استخوان و از دست رفتن کیفیت ریزساختار استخوان شناخته می‌شود که خود منجر به افزایش خطر شکستگی می‌شود. این بیماری یکی از دلایل مهم ناتوانی و مرگ در افراد مسن است. میزان مرگ و میر ناشی از شکستگی لگن (سر استخوان ران) در سال اول بعد از شکستگی، در افراد مسن، به حدود 20% می‌رسد و نیمی از این افراد در باقیمانده عمر خویش دچار درجاتی از ناتوانی خواهند بود. تراکم اولیه استخوان که در سال‌های نوجوانی و جوانی به حداکثر می‌رسد و سرعت کاهش تراکم استخوان در سال‌های بعدی عمر، دو عامل مهم در بروز پوکی استخوان هستند. عارضه مهم پوکی استخوان، شکستگی پاتولوژیک می‌باشد که در برخی موارد می‌تواند کشنده باشد. امروزه روش‌های پیشگیری و درمانی مختلفی در دسترس بوده یا در حال ارائه هستند. پیشگیری و درمان پوکی استخوان شامل روش‌های دارویی و غیردارویی است. در هر دو مرحله پیشگیری و درمان، هدف انجام هر چه زودتر اقداماتی است که منجر به حفظ تراکم استخوان و مانع از دست رفتن یک‌دستی و صحت ساختار استخوانی شود، تا به این ترتیب از بروز شکستگی‌ های پاتولوژیک جلوگیری شود. داروهای اصلی در حال حاضر داروهای ضد جذب هستند و عملکرد اصلی آنها کاهش سرعت وا گردش استخوانی است. درمان ‌های جدیدتری که موجب افزایش تولید استخوان می ‌شوند نیز در حال بررسی هستند و ممکن است به زودی مورد استفاده گسترده قرار گیرند.این مقاله مروری به بررسی جوانب مختلف بیماری پوکی استخوان اولیه در بالغین از جمله عوامل خطر، تشخیص، پیشگیری و درمان آن  در جهان و ایران می‌پردازد.

آمار یکساله:  

بازدید 707

دانلود 465 استناد 2 مرجع 85
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1383
  • دوره: 

    6
  • شماره: 

    1 (مسلسل 21) ویژه نامه استئوپروز
  • صفحه شروع: 

    53
  • صفحه پایان: 

    61
تعامل: 
  • استنادات: 

    1
  • بازدید: 

    1007
  • دانلود: 

    123
چکیده: 

مقدمه: کمبود ویتامینD3  که در نتیجه فقدان این ماده در رژیم غذایی یا قرارنگرفتن در معرض اشعه UV به میزان کافی اتفاق می‌افتد می‌تواند همراه با ابتلا به بیماری‌های استخوانی به صورت ریکتز در بچه ها و استئومالاسی در بزرگسالان دیده شود که همراه با درد استخوانی و عضلانی توأم با ضعف عضلانی می‌باشد. از طرفی، در بیماران مبتلا به دردهای اسکلتی و عضلانی با منشأ غیرمشخص نیز شیوع بالایی از کمبود ویتامین D گزارش شده است. با توجه به شیوع بالای کمبود ویتامینD  در کشور به نظر می‌رسد بررسی ارتباط دردهای عضلانی و اسکلتی با میزان ویتامین D می‌تواند راهکاری در مواجهه با این معضل ارائه دهد.مواد و روشها: جمعیت مورد مطالعه مردان و زنان 69-20 سال ساکن شهر تهران بودند که در طرح پیشگیری،  تشخیص و درمان استئوپروز مورد مطالعه قرار گرفتند. معیارهای خروج از مطالعه ابتلا به بیماری‌های آرتریت روماتوئید، کم کاری یا پرکاری تیروئید، پاراتیروئید و آدرنال، دیابت قندی، نارسایی کلیه، نارسایی پیشرفته کبدی و هر نوع سرطان بود. برای انجام نمونه‌گیری به روش تصادفی، اطلاعات مربوط به تمام زایمان‌های اول در شهر تهران جمع‌آوری شد و از این تعداد، 50 نقطه به صورت تصادفی برای شروع نمونه‌گیری انتخاب شد. از افراد شرکت کننده نمونه‌ خون جهت بررسی میزان ویتامین D سرمی و هورمون‌ پاراتیروئید، کلسیم، فسفر و آلکالین فسفاتاز گرفته شد. از افراد داوطلب جهت حضور در بخش سنجش تراکم استخوان مرکز تحقیقات غدد دانشگاه علوم پزشکی تهران دعوت به عمل آمد. اطلاعات به دست آمده با استفاده از نرم افزار (11.5) SPSS آنالیز شد. برای مقایسه میانگین مقادیر به دست آمده از T- test و بر حسب مورد از آزمون‌های غیرپارامتری استفاده شد. جهت مقایسه فراوانی متغیرهای مورد سنجش از آموزن c2 استفاده شد. سطح‌معنی‌داری کمتر از 05/0 درنظرگرفته شد. نتایج: درمجموع 1229 نفر جهت شرکت در طرح دعوت شدند.از این تعداد 124 نفر یکی از معیارهای خروج از مطالعه را داشتند که از مطالعه خارج شدند. در نهایت از 1105 نفر باقیمانده، 830 نفر با سه بار پیگیری حضوری و تلفنی در این طرح شرکت کردند؛ به عبارتی 1/75% از افراد دعوت شده با این طرح همکاری نمودند. در این بررسی کمبود ویتامین D در زنان دارای دردهای تیز و مداوم استخوانی در سنین زیر 50 سال شایعتر از افراد بدون دردهای تیز و مداوم استخوانی بود (009/0=P). همچنین درجات شدید کمبود ویتامین D هم در این افراد شایعتر بود. 50% زنان زیر 50 سال که دردهای تیز و مداوم استخوانی داشتند دچار کمبود شدید ویتامین D بودند (015/0=P). همچنین کمبود شدید ویتامین D با دردهای مداوم استخوانی در زنان بالای 50 سال (6/28%) نسبت به افراد بدون درد (9/7%) شایع‌تر بود (034/0=P).نتیجه‌گیری: به نظر می‌رسد کمبود ویتامین D به ویژه در درجات شدید و در زنان می‌تواند با دردهای عضلانی-اسکلتی بدون منشأ مشخص همراه باشد؛ لذا بررسی این بیماران از نظر سطوح ویتامین D و درمان آنها با این ویتامین توصیه می‌گردد. در این رابطه غنی‌سازی مواد غذایی با ویتامین D می‌تواند راهکار مناسبی جهت کاهش شیوع کمبود ویتامین D و احتمالاً بهبود مشکلات عضلانی-اسکلتی در جامعه باشد.

آمار یکساله:  

بازدید 1007

دانلود 123 استناد 1 مرجع 19
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1383
  • دوره: 

    6
  • شماره: 

    1 (مسلسل 21) ویژه نامه استئوپروز
  • صفحه شروع: 

    62
  • صفحه پایان: 

    68
تعامل: 
  • استنادات: 

    2
  • بازدید: 

    206
  • دانلود: 

    88
چکیده: 

مقدمه: کاهش توده استخوانی یکی از مهمترین عوارض دوران یائسگی است که اغلب ناشی از افت سطح هورمون های تخمدانی می باشد. ترکیبات شبه استروژنی مثل ایزوفلاون ها که در گیاهان به ویژه سویا یافت می شوند به دلیل شباهت ساختمانی با استروژن ممکن است سرعت کاهش توده استخوان را در زنان یائسه کم کنند. لذا این تحقیق با هدف بررسی اثر پروتئین سویا بر شاخص های بیوشیمیایی متابولیسم استخوان در زنان یائسه مبتلا به استئوپنی انجام شد.مواد و روشها: این مطالعه به روش کارآزمایی بالینی و به صورت قبل و بعد، بر روی 15 زن یائسه مبتلا به استئوپنی 64-45 ساله انجام گرفت. به افراد شرکت کننده، مصرف روزانه 35g پروتئین سویا به مدت 12 هفته توصیه شد. نمونه گیری خون و ادرار، اندازه گیری های تن سنجی و یادآمد غذایی 2 روزه در هفته های 0 ،6 و 12 صورت گرفت. داده های بررسی مصرف غذایی با برنامه Food Proccessor تحلیل و جهت بررسی تغییرات شاخص های متابولیسم استخوان و تغییرات داده های آنتروپومتری و رژیم غذایی از آنالیز اندازه گیری های تکراری استفاده گردید. سطح‌ معنی داری کمتر از 05/0 در نظر گرفته شد.نتایج: مقایسه تغییرات وزن، BMI، فعالیت بدنی و دریافت انرژی و سایر مواد مغذی مداخله گر در مراحل مختلف بررسی تفاوت معنی داری را نشان نداد. مصرف پروتئین سویا، کاهش معنی داری را در شاخص دزوکسی پیریدینولین ادرار و افزایش معنی داری در شاخص آلکالن فسفاتاز تام نشان داد (05/0>P)؛ اما تغییرات ایجاد شده در شاخص های استئوکلسین، C – تلوپپتید، پروتئین پیوندشونده با عامل رشد شبه انسولینی (IGFBP3) و تلوپپتید کلاژن نوع I معنی دار نبود.نتیجه گیری: با توجه به تاثیر مفید مصرف پروتئین سویا بر شاخص های متابولیسم استخوان، گنجاندن این ماده غذایی ارزان و در دسترس، در رژیم غذایی روزانه زنان یائسه، احتمالا سرعت روند کاهش توده استخوانی را در آنها کم می نماید و می تواند گامی مثبت در جهت پیشگیری از پوکی استخوان باشد.

آمار یکساله:  

بازدید 206

دانلود 88 استناد 2 مرجع 31
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1383
  • دوره: 

    6
  • شماره: 

    1 (مسلسل 21) ویژه نامه استئوپروز
  • صفحه شروع: 

    69
  • صفحه پایان: 

    78
تعامل: 
  • استنادات: 

    1
  • بازدید: 

    154
  • دانلود: 

    100
چکیده: 

مقدمه: استئوپروز یکی از بیماری های غیر واگیر شایع در دوران سالمندی است که عوارض آن هزینه های زیادی را به جامعه تحمیل می کند. اصلاح عوامل موثر بر تراکم معدنی استخوان می تواند در پیشگیری از این بیماری نقش داشته باشد. در تحقیق حاضر رابطه مصرف میوه و سبزیها با تراکم معدنی استخوان در جمعیت روستایی اطراف تهران بررسی شده است. مواد و روشها: از مجموع نمونه های مورد بررسی در طرح شیوع و علل کمبود ویتامین D در روستاهای اطراف شهر تهران، 82 زن و مرد 80-10 ساله که تراکم معدنی استخوان آنها اندازه گیری و یک پرسشنامه یادآمد 24 ساعته خوراک برای آنها تکمیل شده بود، از نظر مصرف میوه و سبزیها مورد بررسی قرار گرفتند. قد و وزن طبق روش های استاندارد و تراکم معدنی استخوان به روش Dual X-Ray (DXL) (Calscan)  و در ناحیه پاشنه پا اندازه گیری شد. نتایج: درصد شیوع استئوپنی و استئوپروز در زنان بالای 50 سال به ترتیب 6/55% و 3/33% و در مردان 2/69% و 7/7%  و خطر نسبی(RR)  استئوپروز در زنان نسبت به مردان 33/4 بود. میزان مصرف میوه ها به تنهایی ارتباط معنی داری با تراکم معدنی استخوان نداشت. ارتباط مصرف سبزیها با تراکم معدنی استخوان تنها در زنان معنی دار بود. تفاوت بین بیشترین و کمترین چارک مصرف سبزیها در افراد استئوپروتیک و سالم 4/1 واحد غذایی بود. بر اساس همین تفاوت افراد به دو گروه مصرف کننده کمتر و بیشتر از 5/1 واحد غذایی از سبزی ها تقسیم شدند. سن، قد، وزن و BMI زنان در دو گروه مصرف سبزی تفاوت آماری معنی داری نداشت.  T-scoreزنانی که سبزی بیشتری مصرف می کردند بطور معنی داری بالاتر بود 8/0±1/1- در مقابل 0/1±9/1- ، (P>0.01).  در گروهی که سبزی بیشتر مصرف می کردند دریافت بعضی ریزمغذی ها مانند ویتامینA ، ویتامین C، فولات، کلسیم، فسفر، مس، آهن، سدیم، پتاسیم، منیزیم و روی بالاتر بود اما هیچ یک بغیر از ویتامینA  (r=0.3  و 05/P<0) ارتباط معنی داری با T-score نداشتند. نتیجه گیری: مصرف زیاد سبزیها تاثیر مثبتی روی تراکم معدنی استخوان در زنان دارد و توصیه به مصرف حداقل 5/1 واحد غذایی از این گروه غذایی در پیشگیری از استئوپروز موثر خواهد بود.

آمار یکساله:  

بازدید 154

دانلود 100 استناد 1 مرجع 27
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1383
  • دوره: 

    6
  • شماره: 

    1 (مسلسل 21) ویژه نامه استئوپروز
  • صفحه شروع: 

    79
  • صفحه پایان: 

    86
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    354
  • دانلود: 

    102
چکیده: 

مقدمه: بیماری گریوز نوعی بیماری خود ایمنی است که با افزایش تحریک پذیری غده تیرویید و در نتیجه هیپرتیروییدی همراه می‌باشد. افزایش واگردش استخوانی به علت افزایش جذب استخوانی در هیپرتیروییدی گزارش شده است و میزان جذب استخوانی بستگی به میزان هورمون‌های تیروییدی در خون دارد. این گونه افزایش واگردش استخوانی مسوول کاهش توده استخوانی بوده و در نتیجه بیماران گریوزی با افزایش خطر ابتلا به استئوپروز روبرو می‌باشند. هدف این مطالعه بررسی ارتباط بین بیماری گریوز و شاخص‌های استخوانی است.مواد و روشها: افراد مورد بررسی در این مطالعه شامل 31 بیمار مبتلا به گریوز بودند که شروع به درمان نکرده بودند و 37 داوطلب سالم بود که از نظر جنس و سن با گروه بیماران مطابقت داشتند. بیماری گریوز از طریق مختل شدن میزان سرمی  TSH و افزایش مقادیر سرمی T3  آزاد و T4 آزاد و آنتی‌بادی گیرنده تیروئید مثبت تشخیص داده شدند. در نهایت رابطه بین میزان سرمی استئوکلسین و Cross laps با بیماری گریوز و سپس بعد از 8 هفته درمان و پیگیری با دو نوع داروی متی‌مازول و پروپیل تیواوراسیل بررسی شد. برای مقایسه میانگین از T-test استفاده شد، در مواردی که آزمون‌های پارامتریک قادر به نشان دادن اختلاف نبود از آزمون ناپارامتری Mann-Whitney استفاده شد. برای مقایسه مقادیر فراوانی توزیع متغیرها از آزمون c2و در مواردی که شرایط انجام این آزمون وجود نداشت از Fisher Exact test استفاده شد. سطع معنی‌داری کمتر از 05/0 در نظر گرفته شد. نتایج: قبل از درمان مقادیر سرمی شاخص‌های استخوانی و هورمون‌های تیروئیدی بین بیماران و گروه شاهد تفاوت معنی‌داری نداشت. بعد از درمان بهبودی و برگشت در حد طبیعی در تمام تست‌های آزمایشگاهی مشاهده شد. بین دو گروه درمانی از نظر تأثیر درمان بر هورمون‌های تیروییدی و شاخص‌های استخوانی تفاوتی  وجود نداشت.نتیجه‌گیری: ارتباط بارزی میان بیماری گریوز و شاخص‌های استخوانی وجود دارد. بنابراین درمان بیماری گریوزی می‌تواند واگردش استخوانی را بهبود بخشد. این یافته‌ها نشان می‌دهد که تشخیص و درمان زود هنگام بیماری گریوز می‌تواند برای پیشگیری از پوکی استخوان موثر باشد.

آمار یکساله:  

بازدید 354

دانلود 102 استناد 0 مرجع 11
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1383
  • دوره: 

    6
  • شماره: 

    1 (مسلسل 21) ویژه نامه استئوپروز
  • صفحه شروع: 

    87
  • صفحه پایان: 

    92
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    382
  • دانلود: 

    108
چکیده: 

مقدمه: مصرف لووتیروکسین یک عامل خطر برای پوکی استخوان محسوب می شود. روش DXA  استاندارد طلایی تشخیص پوکی استخوان است. اطلاعات اندکی درباره همخوانی نتایج DXL (سنجش تراکم استخوان به روش DXA در منطقه پاشنه) با روش  DXAمحوری (کمر و لگن) در بیماران مصرف کننده لووتیروکسین وجود دارد. این مطالعه برای بررسی همخوانی این دو روش در بیماران مصرف کننده لووتیروکسین طراحی شده است.مواد و روشها: در این مطالعه 62 بیمار مصرف کننده لووتیروکسین حضور داشتند. متوسط سنی افراد 54/10± 32/53 سال بود. 42 نفر از زنان یائسه بودند و متوسط سن یائسگی آنها  80/5± 61/48 سال بود. تراکم معدنی استخوان در نواحی کمر و لگن (منطقه عمومی ران) به روش DXA با یک دستگاه GE-Lunar (USA، DPX-MD ) و در ناحیه پاشنه با یک دستگاه Calscan (Demetek, Sewden) صورت گرفت. نرم افزار مورد استفاده (10) SPSS بود. حساسیت و ویژگی روش DXL برای تعیین پوکی استخوان در دو ناحیه کمر و لگن با استفاده از منحنی ROC به دست آمد. سطح معنی داری کمتر از 05/0 در نظر گرفته شد. نتایج: با استفاده از روش DXA، در 18% بیماران استئوپروز یافت شد (6% در ناحیه عمومی ران و 16% در ناحیه کمر). با استفاده از روش DXL در 18% بیماران استئوپروز مشاهده گردید. با استفاده از منحنی  ROCحساسیت 5/T-Score≤2 در ناحیه پاشنه برای تشخیص پوکی استخوان در ناحیه عمومی ران و ناحیه کمر به ترتیب 75% و 60% و ویژگی آن برای این تشخیص در نواحی فوق الذکر به ترتیب 2/88% و 2/90% بود. سطح زیر منحنی برای نواحی عمومی ران و ناحیه کمر به ترتیب 975/0 (002/0= P-value) و 866/0 (000/0=  P-value) بود.نتیجه گیری: به نظر می رسد روش DXL، می تواند در غربالگری بیماران مصرف کننده لووتیروکسین برای پوکی استخوان مفید باشد. تایید نهایی تشخیص با انجام سنجش تراکم استخوان به روش DXA در نواحی محوری الزامی است.

آمار یکساله:  

بازدید 382

دانلود 108 استناد 0 مرجع 35
نویسنده: 

عبدی محمدرضا

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1383
  • دوره: 

    6
  • شماره: 

    1 (مسلسل 21) ویژه نامه استئوپروز
  • صفحه شروع: 

    93
  • صفحه پایان: 

    97
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    195
  • دانلود: 

    84
چکیده: 

مقدمه: استئوپروز در بیماران دیالیزی شایع است و روش DXA که استاندارد طلایی تشخیص آن است، همه جا در دسترس نیست. سونوگرافی کمی انگشتان، روشی غیرتهاجمی، ارزان و قابل حمل برای بررسی پوکی استخوان است که در حال حاضر اطلاعات اندکی درباره همخوانی نتایج آن با روش DXA در بیماران دیالیز خونی وجود دارد. این مطالعه برای بررسی همین مطلب در بیماران دیالیز خونی طراحی شد.مواد و روشها: افراد مورد مطالعه، بیماران مبتلا به نارسایی کلیه تحت دیالیز خونی بودند که در بخش سنجش تراکم استخوان مرکز تحقیقات غدد درون ریز و متابولیسم دانشگاه علوم پزشکی تهران مورد بررسی قرار گرفتند. تراکم توده استخوان در نواحی کمر و لگن (گردن و منطقه عمومی ران) به روش DXA و با استفاده از دستگاه GE-Lunar (DPX-MD, USA) و در ناحیه انگشتان به روش سونوگرافی کمی با استفاده از یک دستگاه DBM-Sonic 1200 (Italy) صورت گرفت. متغیر اندازه گیری شونده در سونوگرافی انگشتان Amplitude-dependent Speed of  Sound (Ad-SOS) بود. نرم افزار مورد استفاده (10) SPSS بود و جهت سنجش حساسیت و ویژگی روش سونوگرافی انگشت، منحنی ROC رسم شد. سطح معنی داری کمتر از 05/0 در نظر گرفته شد.نتایج: ‌در این مطالعه مقطعی، 64 بیمار دیالیز خونی با متوسط سنی 51.33±15.20 سال که بطور متوسط 45.62±49.45 ماه تحت دیالیز خونی قرار داشتند مورد مطالعه قرار گرفتند. با استفاده از روش DXA ، در 3/31% بیماران، استئوپروز یافت شد (25% در ناحیه گردن ران، 8/18% در ناحیه عمومی ران و 9/7% در ناحیه کمر). با استفاده از روش QUS انگشتان در 1/28% بیماران استئوپروز مشاهده گردید. با استفاده از منحنی ROC حساسیت 5/2-T-Score≤ در انگشتان برای تشخیص پوکی استخوان در ناحیه گردن و عمومی ران و ناحیه کمر به ترتیب 5/37%، 50% و 80% و ویژگی آن برای این تشخیص در نواحی فوق الذکر به ترتیب 75% و77% و76% بود. سطح زیر منحنی برای نواحی گردن و عمومی ران و ناحیه کمر به ترتیب 692/0 (022/0= P-value)، 0.701(031/0=P-value) و 809/0 (023/0= P-value) بود.نتیجه گیری: به نظر می رسد سونوگرافی انگشتان، می تواند در غربالگری بیماران دیالیز خونی برای پوکی استخوان روش مناسبی باشد. افرادی که با این روش احتمال پوکی استخوان در آنها مطرح شود، برای تایید نهایی تشخیص باید مورد سنجش تراکم استخوان به روش DXA قرار گیرند.

آمار یکساله:  

بازدید 195

دانلود 84 استناد 0 مرجع 18
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1383
  • دوره: 

    6
  • شماره: 

    1 (مسلسل 21) ویژه نامه استئوپروز
  • صفحه شروع: 

    98
  • صفحه پایان: 

    106
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    115
  • دانلود: 

    96
چکیده: 

مقدمه: فاکتورهای جمعیتی متعددی در کشورهای در حال توسعه مانند بالابودن میزان بیسوادی یا سطح اقتصادی- اجتماعی پایین به عنوان موانع پیشگیری از استئوپروز در نظر گرفته می شوند. ولی در زمینه ارتباط بین سطح اقتصادی- اجتماعی و استئوپروز در این کشورها مطالعات محدودی انجام شده است. هدف از انجام این مطالعه بررسی ارتباط بین فاکتورهای انسانی و استئوپورز در زنان شهری یائسه بوده است. مواد و روشها: روش مطالعه شاهد- مورد بوده و به صورت ثبت مورد و مصاحبه انجام پذیرفته است. اطلاعات در دو مرکز اندازه گیری تراکم استخوان در تهران (مرکز سنجش تراکم استخوان بیمارستان شریعتی به عنوان مرکز دولتی و مرکز سنجش تراکم استخوان مهراد به عنوان مرکز خصوصی) طی دوره زمانی خرداد 1381 تا تیر 1382 مورد استفاده واقع شدند. گروه مورد شامل 163 زن یائسه دارای پوکی استخوان بودند که دانسیته ستون فقرات و فمور آنها در هر دو مرکز به شیوه DEXA و توسط دستگاه لونار اندازه گرفته شده بود. گروه شاهد نیز از همین مراکز انتخاب شدند و از نظر نسبی با گروه مورد هماهنگ شدند. تحلیل داده ها بوسیله نرم افزار آماری (10)SPSS انجام شد. ارتباط بین عوامل خطر و استئوپروز به وسیله Odds Ratio مورد سنجش قرار گرفت. برای مقایسه میانگین از - test T و برای مقایسه فراوانی توزیع متغیرها از آزمون c2 استفاده شد. سطح معنی داری کمتر از 05/0 در نظر گرفته شد. نتایج: تفاوت نسبت با حدود اطمینان 95% برای عوامل خطرساز انسانی استئوپروز به این ترتیب است: بیسوادی (افرادی که مدرسه نرفته اند) 4/3 (7 و 64/1) در هر دو مرکز، 31/2 (06/5 ، 06/1) در مراکز دولتی، 18/12 (57/105، 41/1) در مراکز خصوصی، بیسوادی شوهر 09/5 (12/18، 43/1) در هر دو مرکز، 76/3 (69/13، 04/1) در مراکز دولتی، شغل (خانه دار بودن) (50/2 ، 97/0) 56/1 در هر دو مرکز، (50/3 ، 19/1) 041/2 در مراکز دولتی، پس از هماهنگ کردن سن، وزن، قد و سایر فاکتورهای مهم مثل سن یائسگی، سن منارک و ... تمام فاکتورهای بالا، همچنان با اهمیت باقی ماندند. سایر فاکتورهای جمعیتی که در این مطالعه مورد بررسی قرار گرفتند شامل شغل بیمار در مرکز خصوصی، شغل همسر و وضعیت تاهل در هر دو مرکز، ارتباط معنی داری با استئوپروز نداشتند. نتیجه گیری: بی سوادی و پایین بودن سطح تحصیلات (کسانی که کمتر از 6 سال به مدرسه رفته اند) به عنوان عوامل خطرساز (ریسک فاکتور) در هر دو مرکز خصوصی و دولتی تهران با استئوپروز مرتبط بود. در این مطالعه مشخص شد که ارتباط قوی بین شغل و استئوپروز به عنوان عوامل خطرساز وجود ندارد (به خصوص در مراکز خصوصی، که در این مراکز گروه های بالاتر اقتصادی اجتماعی بیشترند). تحصیلات بالا یک فاکتور محافظت کننده در مقابل استئوپروز در هر دو مرکز شناخته شد.

آمار یکساله:  

بازدید 115

دانلود 96 استناد 0 مرجع 31

تبلیغات

مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID