مشخصات نشــریه/اطلاعات دوره

مجله غدد درون ریز و متابولیسم ایران | سال:1385 | دوره:8 | شماره:3 (مسلسل 31)

نتایج جستجو

2558

نتیجه یافت شد

مرتبط ترین ها

اعمال فیلتر

به روزترین ها

اعمال فیلتر

پربازدید ترین ها

اعمال فیلتر

پر دانلودترین‌ها

اعمال فیلتر

پر استنادترین‌ها

اعمال فیلتر

تعداد صفحات

27

انتقال به صفحه

آرشیو

سال

دوره(شماره)

مشاهده شمارگان

مرکز اطلاعات علمی SID1
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1385
  • دوره: 

    8
  • شماره: 

    3 (مسلسل 31)
  • صفحه شروع: 

    207
  • صفحه پایان: 

    208
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    404
  • دانلود: 

    180
کلیدواژه: 
چکیده: 

برای سال ها به نظر می رسید که هیچ چیز در طب ساده تر از تشخیص و درمان کم کاری تیروئید نباشد. وجود یک آزمون سرمی مطمئن یعنی اندازه گیری TSH و تجویز داروی اختصاصی صناعی یعنی لووتیروکسین، تشخیص و درمان این بیماری را بسیار ساده و عملی نموده بود.در سال های اخیر پرسش هایی در مورد تشخیص موارد خفیف کم کاری تیروئید مطرح شد. مواردی که دارای علایم مشخص و بارزی نبودند یا فقط یکی از علایم مهم کم کاری تیروئید را داشتند و نتایج آزمون های T4 و T3 آن ها طبیعی ولی TSH سرم کمی بالا بود، به عنوان موارد خفیف یا Decreased thyroid reserve نامیده شدند. در نهایت این گروه را بیماران مبتلا به کم کاری زیربالینی تیروئید (Subclinical hypothyroidism) نامگذاری کردند و مطالعه های فراوانی برای اهمیت این یافته غیرطبیعی و پیامدهای قلبی- عروقی، عضلانی، استخوانی و سایر پیامدهای کم کاری تیروئید انجام شد. مع هذا هنوز در مورد معیار تشخیص و اهمیت این یافته و نیز نیاز آن به درمان جایگزینی اتفاق نظر وجود ندارد.

آمار یکساله:  

بازدید 404

دانلود 180 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1385
  • دوره: 

    8
  • شماره: 

    3 (مسلسل 31)
  • صفحه شروع: 

    209
  • صفحه پایان: 

    214
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    138
  • دانلود: 

    71
چکیده: 

مقدمه: با توجه به برخی محدودیت های استفاده از میزان LDL سرم به عنوان شاخص ارزیابی کننده شانس خطر بروز بیماری های کرونر، اخیرا نشان داده شده که آپولیپوپروتئین B بر این شاخص ارجح است. Non-HDL-Cholestrol که از تفاضل کلسترول تام و HDL سرم به دست می آید، در برگیرنده ذرات لیپوپروتئینی آتروژنیک از جمله آپولیپوپروتئین B است و می تواند به عنوان یک شاخص برآورد آپولیپوپروتئین B برای ارزیابی شانس خطر بروز بیماری های کرونر قلبی مورد استفاده قرار گیرد. از آنجا که در این زمینه در گروه سنی کودکان و نوجوانان ایرانی اطلاعاتی در دسترس نیست، این مطالعه برای تهیه اطلاعات مبتنی بر جامعه مربوط به توزیع و ارتباط این شاخص با سایر شاخص ها در کودکان و نوجوانان صورت گرفته است. مواد و روش ها: جامعه مورد مطالعه شامل 4298 کودک و نوجوان 19-3 ساله، متشکل از 2019 پسر (47%) و 2279 دختر (53%) بود که در مرحله اول مطالعه قند و لیپید تهران شرکت داشتند. شاخص های آنتروپومتریک و آزمایشگاهی کودکان در این مرحله ثبت شده بود تا در طی این مطالعه مورد آنالیز قرار گیرد.یافته ها: در بررسی نتایج دیده شد که Non-HDL-C در دختران بیش از پسران در گروه سنی مشابه بود و این اختلاف با افزایش سن کاهش می یافت به طوری که درگروه سنی 4-3 سال، این اختلاف بیش از همه محسوس بود. نمایه توده بدن و دور کمر هر دو با Non-H-C ارتباط مستقیم داشتند. Non-HDL-C و LDL-C هر دو با یکدیگر و نیز با کلسترول تام قویا ارتباط مستقیم داشتند Non-HDL-C.r2=0.81, p<0.001)) و LDL-C هر دو با تری گلیسرید نیز ارتباط مستقیم داشتند ولی در مقایسه با کلسترول تام این ارتباط ضعیف تر بود. Non-HDL-C یک ارتباط معکوس ضعیف معنی دار با HDL-C نشان می داد (r2=0.01, p<0.01). هم چنین دیده شد که Non-HDL-C بهتر از LDL-C با نمایه توده بدن و معیارهای چاقی مرتبط است.نتیجه گیری: این مطالعه برای نخستین بار مقادیر Non-HDL-C و معادل آن را با سطوح LDL-C درکودکان و نوجوانان محاسبه و گزارش نموده است که می تواند جهت تعیین شانس خطر بروز بیماری های قلبی- عروقی مورد استفاده قرار گیرد. از آن جا که بیماری های قلبی- عروقی از سنین کودکی آغاز می شوند بهتر است از این شاخص در کودکان به ویژه کسانی که در خانواده سابقه بیماری قلبی- عروقی دارند، برای پیشگویی بهتر شانس خطر ابتلا به بیماری در آینده استفاده شود.

آمار یکساله:  

بازدید 138

دانلود 71 استناد 0 مرجع 1
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1385
  • دوره: 

    8
  • شماره: 

    3 (مسلسل 31)
  • صفحه شروع: 

    215
  • صفحه پایان: 

    222
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    124
  • دانلود: 

    77
چکیده: 

مقدمه: لیپوپروتئین [Lp(a)](a) به عنوان یک عامل مستقل در ایجاد بیماری آترواسکلروز شناخته شده است. تغییرهای سطح سرمی این مولکول و سایر لیپوپروتئین ها در دیابت مورد توجه است، چرا که مهم ترین علت مرگ و میر بیماران دیابتی درگیری های قلبی- عروقی است. حتی مبتلایان به اختلال تحمل گلوکز (IGT) نیز خطی قلبی- عروقی بالاتری نسبت به جمعیت عادی دارند. این مطالعه با هدف مقایسه سطح سرمی [Lp(a)] بین بیماران دیابتی و مبتلایان به IGT و افراد سالم غیرمبتلا به اختلال متابولیسم گلوکز انجام شد.مواد و روش ها: (112 زن با میانگین سنی 51 ± 11 و 68 مرد با میانگین سنی 54 ± 14 سال) در سه گروه 60 نفری منطبق با هم از نظر سن و جنس تحت عنوان دیابتی (DM) (38 زن، 22 مرد)، مبتلا به IGT (37 زن، 23 مرد) و شاهد (37 زن، 23 مرد) انتخاب و پس از گرفتن شرح حال و تعیین اندازه های تن سنجی، سطح سرمی کلسترول، تری گلیسرید، LDL-C, HDL-C و Lp(a) در نمونه سرم ناشتا اندازه گیری شد.یافته ها: سطح سرمی Lp(a) درسه گروه تفاوت معنی داری با یکدیگر نداشتند (به ترتیب: IGT:24.21.4, DM:25.4±20.9 و 24.6±17.9 میلی گرم در صد: شاهد). میزان تری گلسیرید در گروه DM نسبت به گروه شاهد افزایش داشت (به ترتیب: 210.6+91.5 میلی گرم در صد: DM، 159+71.9 میلی گرم در صد: شاهد) (p=0.04). سطح HDL-C درگروه ها تفاوت معنی داری نداشت. هم چنین HDL-C در هر سه گروه از میزان توصیه شده برای پیشگیری از بیماری عروق کرونر کمتر بود (میانگین در سه گروه 37.4±8.7 میلی گرم در صد). سطح سرمی کلسترول تام و LDL-C در دیابتی ها نسبت به گروه شاهد بالاتر بود (به ترتیب: 222.3±35.4 میلی گرم در صد: DM، 191.7+46.5: شاهد و 141.2±32.4 میلی گرم درصد: DM، 119.0±36.6 میلی گرم درصد: شاهد) (p<0.03, p<0.007). درمبتلایان به IGT سطح لیپیدها در مرتبه ای بینابینی نسبت به گروه شاهد و دیابتی قرار داشت که البته هیچ کدام از این تفاوت ها از نظر آماری معنی دار نبودند.نتیجه گیری: به نظر می رسد ابتلا به دیابت و IGT اثری بر سطح سرمی LP(a) ندارند.

آمار یکساله:  

بازدید 124

دانلود 77 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1385
  • دوره: 

    8
  • شماره: 

    3 (مسلسل 31)
  • صفحه شروع: 

    223
  • صفحه پایان: 

    229
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    137
  • دانلود: 

    82
چکیده: 

مقدمه: به نظر می رسد که سطح بالای لیپوپروتئین [lp(a)]a در ایجاد ترومبوز و آترواسکلروز نقش داشته باشد. پاتوفیزیولوژی Lp(a) به عنوان عامل خطرزا ممکن است به توانایی اتصال آن به اسید آمینه لیزین بستگی داشته باشد که عملکرد اختصاصی از جمله مهار فیبرینولیز به آن می دهد. در پلاسمای انسان Lp(a) به صورت چهار زیرگونه متفاوت (Lp(a)Lys+3, Lp(a)Lys+2, Lp(a)Lys+1, Lp(a)Lys-) وجود دارد. این تقسیم بندی براساس توانایی اتصال آن ها به لیزین سفاروز می باشد. پژوهش ها نشان داده اند که لیپوپروتئین های سرم نسبت به اکسیداسیون به وسیله یون مس حساس هستند. هدف این مطالعه بررسی اثر یون مس بر توانایی اتصال لیپوپروتئین (a) به اسید آمینه لیزین است تا به این وسیله مکانیسم مولکولی اثر lp(a) درایجاد ترمبوز و آترواسکلروز بررسی شود. مواد و روش ها: لیپیدهای سرم در حضور غلظت های 15، 30، 50، 75 و 100 میکرومولار کلرید مس اکسید شدند. اکسیداسیون لیپیدها از طریق تشکیل دی ان کونژوگه به وسیله روش اسپکتروفتومتر در طول موج 245 نانومتر مشخص شد. سپس چهار زیرگونه لیپوپروتئین a در سرم اکسید شده با استفاده از کروماتوگرافی با میل ترکیبی لیزین سفاروز جداسازی شدند. اندازه گیری Lp(a) به روش توربیدومتری با استفاده از کیت پارس آزمون انجام شد. سپس مقدار زیرگونه های جداشده از سرم در حضور یون مس و بدون حضور یون مس مقایسه شدند. یافته ها: با جداسازی زیرگونه های Lp(a) به روش کروماتوگرافی لیزین سفارز، افزایش وابسته به غلظت یون مس در همه زیرگونه های Lp(a)Lys+ و کاهش زیرگونه - Lp(a)Lys مشاهده شد. به نظر می رسد اکسیداسیون Lp(a) توسط یون مس چنان تغییرات شیمیایی در ساختمان آن ایجاد می کند که سبب افزایش فعالیت LBS آن می شود و موجب می شود که لیپوپروتئین (a) با اتصال قوی تر به لیزین در ساختمان لیزین سفاروز متصل شود. بنابراین پیشنهاد می شود که اکسیداسیون Lp(a) توسط عوامل اکسیدکننده ای که در خون وجود دارد احتمالا از طریق افزایش توانایی اتصال به اسید آمینه لیزین می تواند آترواسکلروز و ترومبوز را تسریع نموده، در ایجاد بیماری های قلبی- عروقی نقش داشته باشد.

آمار یکساله:  

بازدید 137

دانلود 82 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1385
  • دوره: 

    8
  • شماره: 

    3 (مسلسل 31)
  • صفحه شروع: 

    231
  • صفحه پایان: 

    239
تعامل: 
  • استنادات: 

    5
  • بازدید: 

    506
  • دانلود: 

    141
چکیده: 

مقدمه: دیابت یکی از مشکلات عمده بهداشت عمومی در جهان معاصر است که مرگ و میر ناشی از عوارض دیررس این بیماری از جمله پای دیابتی به طور چشمگیر در حال افزایش است. عارضه پای دیابتی و قطع آن یکی از اصلی ترین علل معلولیت در بیماران دیابتی است و به لحاظ جسمانی و عاطفی بسیار هزینه بر است. استراتژی رایج امروز در خصوص پیشگیری از پای دیابتی، آموزش بهداشت مراقبت از پا است، به طوری که می تواند 85% از قطع عضوهای اندام تحتانی را کاهش دهد. این مطالعه با هدف بررسی تاثیر برنامه آموزشی براساس مدل اعتقاد بهداشتی در مراقبت از پا در بیماران دیابتی نوع 2 انجام شد.مواد و روش ها: این مطالعه یک بررسی مداخله ای است که در آن 108 نفر (46 مرد و 72 زن) از بیماران دیابتی نوع 2 تحت پوشش مرکز دیابت شهر کرمانشاه شرکت داشتند. بیماران به طور تصادفی در دو گروه مورد و شاهد تقسیم شدند. روش گردآوری اطلاعات پرسشنامه ای مشتمل بر 59 سوال در 5 قسمت دموگرافیک، ابعاد مدل اعتقاد بهداشتی (حساسیت، شدت، منافع و موانع درک شده و نیز راهنمای عمل)، مراقبت از پا در منزل (به صورت خود گزارش دهی) و چک لیست بود که قبل از مطالعه، روایی و پایایی آن به دست آمد و اطلاعات به روش مصاحبه سازمان یافته گردآوری شد. بعد از تکمیل پرسشنامه، مداخله آموزشی برای گروه مورد براساس مدل اعتقاد بهداشتی در 3 جلسه 60 دقیقه ای انجام و یک ماه بعد نیز اطلاعات، مجددا گردآوری شد. برای مقایسه میانگین نمره آگاهی، ابعاد مدل اعتقاد بهداشتی و مراقبت از پا قبل و بعد از مداخله در هر یک از گروه ها از آزمون تی جفتی و برای مقایسه میانگین نمره آگاهی، ابعاد مدل اعتقاد بهداشتی و مراقبت از پا بین دو گروه از آزمون آنالیز واریانس یک طرفه استفاده شد. یافته ها: میانگین سنی گروه مورد و شاهد به ترتیب 46.2 و 47.2 سال و میانگین مدت ابتلا به بیماری دیابت نوع 2 درگروه مورد 4.8 و در گروه شاهد 5.3 سال بود. بین تمام مشخصات دموگرافیک بین دو گروه مورد و شاهد اختلاف معنی داری وجود نداشت. میانگین نمره آگاهی، حساسیت، شدت، تهدید، منافع و موانع درک شده قبل از مداخله آموزشی در حد متوسط و میانگین نمره مراقبت از پا پایین تر از حد متوسط بود. اما بعد از مداخله آموزشی، نتایج این بررسی نشان داد که میانگین نمره آگاهی، حساسیت، شدت، تهدید، منافع و موانع درک شده، عملکرد و چک لیست در بیماران دیابتی نوع 2 در مقایسه با گروه شاهد به طور عمده و معنی داری افزایش یافت.نتیجه گیری: هر چه آگاهی، حساسیت، شدت، منافع و موانع درک شده بالاتر باشد، مراقبت از پا نیز بیشتر انجام می شود. یافته های این بررسی تاثیر و کارایی مدل اعتقاد بهداشتی در اتخاذ رفتارهای مراقبت از پا در بیماران دیابتی نوع 2 را مشخص و تایید می کند.

آمار یکساله:  

بازدید 506

دانلود 141 استناد 5 مرجع 5
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1385
  • دوره: 

    8
  • شماره: 

    3 (مسلسل 31)
  • صفحه شروع: 

    241
  • صفحه پایان: 

    248
تعامل: 
  • استنادات: 

    1
  • بازدید: 

    280
  • دانلود: 

    98
چکیده: 

مقدمه: امروزه چاقی کودکان به عنوان یک مشکل بهداشتی مطرح است و والدین می توانند در پیشگیری و درمان چاقی کودکان نقش بسزایی داشته باشند اما بعضی از والدین معتقدند که بچه های چاق و تپل از نظر سلامتی وضعیت مناسب دارند و بنابراین در هیچ کدام از برنامه های درمان و پیشگیری چاقی شرکت نمی کنند. این مطالعه با هدف تعیین درک والدین از چاقی در کودکان چاق 12-6 ساله شهرکرد و تاثیر آموزش بر درک آن ها انجام شده است.مواد و روش ها: این پژوهش در دو مرحله انجام شد (مرحله اول توصیفی و مرحله دوم تجربی) به این ترتیب که ابتدا وزن و قد کودکان 12-6 ساله در مدارس ابتدایی شهرکرد اندازه گیری شد و 300 کودک با نمایه توده بدن بالاتر از مقدار استاندارد برای سن و جنس به عنوان کودکان چاق انتخاب شدند سپس پرسشنامه توسط یکی از والدین (ترجیحا مادر) تکمیل گردید. مادرانی که معتقد بودند کودکان چاقشان اضافه وزن ندارند به طور تصادفی به دو گروه تقسیم شدند. یک گروه طی چهار جلسه 2 ساعته تحت آموزش در مورد چاقی و وزن ایده ال قرار گرفتند و گروه دیگر هیچ آموزشی ندیدند. بعد از 2 ماه مجددا پرسشنامه توسط دو گروه تکمیل و با هم مقایسه شد.یافته ها: 41.3 درصد از کودکان چاق دختر و 58.7 درصد پسر بودند. هم چنین 23.3 درصد از مادران کودکان چاق معتقد بودند که کودکان آن ها چاق نیستند یا اضافه وزن ندارند. یافته ها هم چنین نشان دادند که 94.3 درصد از این مادران بعد از آموزش متقاعد شدند که بچه هایشان اضافه وزن دارند. در این مطالعه ارتباط معنی دار بین تحصیلات، شاغل بودن مادر و جنس کودک با درک مادر از چاقی مشاهده نشد.نتیجه گیری: عقیده والدین نسبت به چاقی کودکان متفاوت است و بعضی از آن ها تا حدودی اضافه وزن را برای کودکان لازم و مطلوب می دانند بنابراین به نظر می رسد در هر جامعه، ابتدا لازم است درک والدین نسبت به چاقی کودکان مشخص گردد سپس با روش های مختلف آموزش های لازم را در این زمینه کسب کنند تا بتوانند در پیشگیری از چاقی کودکان سهم بیشتری داشته باشند.

آمار یکساله:  

بازدید 280

دانلود 98 استناد 1 مرجع 2
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1385
  • دوره: 

    8
  • شماره: 

    3 (مسلسل 31)
  • صفحه شروع: 

    249
  • صفحه پایان: 

    257
تعامل: 
  • استنادات: 

    1
  • بازدید: 

    236
  • دانلود: 

    90
چکیده: 

مقدمه: نتایج متفاوتی در خصوص شیوع سندرم متابولیک و همراهی آن با بروز بیماری های قلبی- عروقی گزارش شده است. هدف از این مطالعه بررسی نقش سندرم متابولیک در پیش بینی حوادث قلبی- عروقی (CVD) براساس دو تعریف «سومین نشست جهت برنامه آموزش ملی درمان کلسترول در بزرگسالان (NceP, ATP III) و فدراسیون بین المللی دیابت (IDF)» است. مواد و روش ها: در این مطالعه کوهورت همه افراد بالای 40 سال شرکت کننده در مطالعه طرح قند و لیپید تهران که براساس شرح حال، مشکل قلبی- عروقی نداشتند بررسی شدند. کلیه وقایع قلبی- عروقی رخ داده برای این افراد به مدت 4.9 ± 0.8 سال ثبت و در انتها قدرت پیش بینی وقوع CVD قبل از تعدیل عوامل خطر زا (مدل 1)، بعد از تعدیل عوامل خطرزای معمول شامل سن، جنس، سابقه فامیلی CVD زودرس و سیگار کشیدن (مدل 2)، بعد از تعدیل عوامل خطرزا در مدل 2 به همراه LDL (مدل 3) و با اضافه نمودن اجزای سندرم متابولیک (مدل 4) توسط هر یک از تعاریف سندرم متابولیک برآورد و از طریق محاسبه سطح زیر منحنی ROC مقایسه شد.نتایج: افراد مورد مطالعه 3777 نفر با میانگین سنی 53.7 ± 9.9 سال بودند. 1563 نفر (41%) براساس هر دو معیار ATP III و IDF سالم بوده، 1714 نفر (%45.4) از شرکت کنندگان بر مبنای معیارهای ATP III و 1900 نفر (%50.3) بر مبنای معیارهای IDF دچار سندرم متابولیک بودند. تا پایان مطالعه 143 نفر (%3.7) دچار رخداد قلبی- عروقی جدید شدند. سندرم متابولیک در 3 مدل اول براساس هر دو معیار ATP III و IDF پیش بینی کننده حوادث قلبی- عروقی بود. ولی در مدل 4، هیچ کدام از تعاریف سندرم متابولیک پیش بینی کننده رخداد قلبی- عروقی نبودند. بعد از محاسبه سطح زیر منحنی ROC برای مدل های 2 و 3 دیده شد که معیارهای ATP III در مدل 2 بهتر از IDF حوادث قلبی- عروقی را پیش بینی می کند (سطح زیر منحنی ROC 0.760 در برابر p<0.001, 0.735 ). ولی درمدل 3 پیش بینی رخدادهای قلبی- عروقی در دو تعریف اختلاف معنی داری نداشت.نتیجه گیری: به نظر می رسد این دو تعریف در پیش بینی رخدادهای قلبی- عروقی بعد از تعدیل همه ریسک فاکتورهای شایع و LDL به طور مشابه، رخدادهای قلبی- عروقی را پیش بینی می کنند ولی هیچ یک از تعاریف ATP III و IDF مستقل از اجزای تشکیل دهنده خود پیش بینی کننده رخدادهای قلبی- عروقی نیستند.

آمار یکساله:  

بازدید 236

دانلود 90 استناد 1 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1385
  • دوره: 

    8
  • شماره: 

    3 (مسلسل 31)
  • صفحه شروع: 

    259
  • صفحه پایان: 

    268
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    401
  • دانلود: 

    91
چکیده: 

مقدمه: در پاتوژنز دیابت کاهش ترشح انسولین و نیز مقاومت نسبت به اثر انسولین نقش اساسی را ایفا می کنند. هدف این مطالعه تعیین ارتباط مقاومت به انسولین با بروز اختلال های متابولیسم کربوهیدرات ها با استفاده از مدل HOMA-IR می باشد. مواد و روش ها: از مجموع افراد سالم از نظر قند خون در شروع مطالعه قند و لیپید تهران تعدادی از افرادی که پس از 3 سال دچار دیابت یا هر یک از مراحل پره دیابت شدند و هم چنین افراد سالم از نظر قند خون در هر دو مرحله مورد بررسی قرار گرفتند. در هر یک از دو مرحله نمایه توده بدن (BMI)، دور کمر، دور کمر به دور باسن (WHR)، فشار خون سیستولیک و دیاستولیک، آزمون تحمل گلوکز، سطح لیپیدهای سرم، سابقه مصرف سیگار، سابقه فامیلی دیابت، غلظت انسولین، قند ناشتای سرم و نمایه HOMA-IR مشخص شد. برای مقایسه ها از آنالیز واریانس و مربع کای استفاده شد. رگرسیون لجستیک با روش مرحله ای برای تخمین خطر نسبی بروز دیابت، اختلال تحمل گلوکز، اختلال قند خون ناشتا و اختلال توام قند خون ناشتا و تحمل گلوکز در ارتباط با چارک های HOMA-IR قبل و بعد از تعدیل عوامل مداخله گر انجام شد. برای مقایسه قدرت پیش گویی مدل های مختلف از سطح زیر منحنی ROC استفاده شد.یافته ها: از مجموع 255 فرد سالم مورد مطالعه در فاز 1 پس از سه سال، 30 نفر در گروه دیابتی، 89 نفر در گروه IGT، 26 نفر در گروه IFG&IGT، 57 نفر درگروه IFG و 53 نفر درگروه شاهد بررسی شدند. سن، جنس، کلسترول تام، کلسترول HDL و LDL، سابقه فامیلی مثبت دیابت، وضعیت مصرف سیگار و فعالیت فیزیکی در مرحله پایه مطالعه بین گروه ها تفاوت معنی داری نداشت. در ابتدای مطالعه میانگین قند خون ناشتا در همه گروه ها، که بعدا به اختلال تحمل گلوکز، دیابت، اختلال قند خون ناشتا و اختلال توام قند خون ناشتا و تحمل گلوکز مبتلا شدند از گروه شاهد بیشتر بود (به ترتیب 91.2 ± 7.9 ، 96.2 ± 9.0 ، 98.1 ± 8.1 و 98.9 ± 8.5 میلی گرم در دسی لیتر در مقابل 86.8 ± 9.9 در گروه شاهد، (p<0.001, p<0.05. میانگین HOMA-IR در مرحله اول طرح در گروهی که بعدا به دیابت، اختلال قند خون ناشتا، اختلال توام قند خون ناشتا و تحمل گلوکز مبتلا شدند به صورت معنی دار از گروه شاهد بالاتر بود (به ترتیب 1.9 ± 1.0 و 2.2 ± 1.3 و 2.5 ± 1.6 در مقابل 1.0 ± 0.9 در گروه شاهد (p<0.001, p<0.001, p<0.05. سه سال پس از شروع مطالعه، میزان HOMA-IR نسبت به شروع مطالعه در تمام گروه های مورد مطالعه به صورت معنی دار افزایش یافت، به جز گروه IFG و IFG&IGT که این افزایش معنی دار نبود. تغییرات HOMA-IR با تغییرات تری گلیسرید، LDL، HDL و فشار خون همبستگی معنی داری نداشت. با استفاده از رگرسیون لجستیک نشان داده شد در چارک های مختلف، HOMA-IR به تنهایی و هم چنین بعد از تعدیل عوامل مداخله گر پیش بینی کننده مستقل بروز دیابت، اختلال ایزوله ای تحمل گلوکز، اختلال ایزوله قند خون ناشتا و اختلال توام قند خون ناشتا و تحمل گلوکز می باشد (به ترتیب (p<0.001, p<0.001, p<0.001 p<0.001. نتیجه گیری: بین سطوح HOMA-IR و احتمال ابتلا به دیابت، اختلال تحمل گلوکز، اختلال قند خون ناشتا و اختلال توام قند خون ناشتا و تحمل گلوکز در آینده رابطه معنی دار و مستقیم وجود دارد.

آمار یکساله:  

بازدید 401

دانلود 91 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1385
  • دوره: 

    8
  • شماره: 

    3 (مسلسل 31)
  • صفحه شروع: 

    269
  • صفحه پایان: 

    274
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    226
  • دانلود: 

    88
چکیده: 

مقدمه: پرولاکتین در سه وزن مولکولی کوچک، بزرگ و خیلی بزرگ یا ماکروپرولاکتین در سرم وجود دارد. وجود ماکروپرولاکتین که معمولا کمپلکس پرولاکتین و IgG است، ممکن است عامل هیپرپرولاکتینمی در تعداد زیادی از بیماران باشد. اگرچه فعالیت بیولوژیک ماکروپرولاکتین کم است، در روش های مرسوم ایمونواسی به همراه پرولاکتین شرکت می کند و می تواند منجر به اقدامات تشخیصی و درمانی گران و غیرموثر گردد. روش کلاسیک تشخیصی ماکروپرولاکتینمی کروماتوگرافی فیلتراسیون ژلی می باشد که به صورت معمول در تمام آزمایشگاه ها قابل انجام نیست. اخیرا از روش رسوب ماکروپرولاکتین با پلی اتیلن گلیکول برای تشخیص سریع، دقیق و ارزان ماکروپرولاکتینمی استفاده می شود. هدف از این مطالعه بررسی فراوانی ماکروپرولاکتینمی در بیماران مبتلا به هیپرپرولاکتینمی با روش رسوب با پلی اتیلن- گلیکول و مقایسه علایم کلینیکی (گالاکتوره و آمنوره) و رادیولوژیک (ارزیابی هیپوفیز با MRI) در این بیماران با بیماران مبتلا به هیپرپرولاکتینمی واقعی بود. مواد و روش ها: در این مطالعه 50 بیمار مبتلا به هیپرپرولاکتینمی از نظر ماکروپرولاکتین با روش رسوب با پلی اتیلن گلیکول بررسی شدند. در صورت اندازه گیری مجدد بیش از 40% اولیه در مجاورت با پلی اتیلن گلیکول، بیمار مورد مبتلا به ماکروپرولاکتینمی در نظر گرفته شد.یافته ها: با این روش در 14 بیمار وجود ماکروپرولاکتین اثبات شد. در بیماران گروه هیپرپرولاکتینمی واقعی، گالاکتوره در %59.4 و اولیگومنوره در %65.6 بیماران مشاهده شد، در صورتی که در بیماران ماکروپرولاکتینمی در 8.3% گالاکتوره و در 25% موارد اولیگومنوره وجود داشت. هم چنین در بررسی های رادیولوژیک در %85.7 بیماران مبتلا به ماکروپرولاکتینمی، هیپوفیز طبیعی بود. در صورتی که در بیماران مبتلا به هیپرپرولاکتینمی واقعی در %41.2 بیماران تصویر هیپوفیز طبیعی گزارش شد.نتیجه گیری: شیوع ماکروپرولاکتینمی در هیپرپرولاکتینمی 28% و تفاوت یافته های بالینی و رادیولوژیک در این دو گروه قابل ملاحظه است.

آمار یکساله:  

بازدید 226

دانلود 88 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1385
  • دوره: 

    8
  • شماره: 

    3 (مسلسل 31)
  • صفحه شروع: 

    275
  • صفحه پایان: 

    279
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    207
  • دانلود: 

    76
چکیده: 

مقدمه: هیپرپرولاکتینمی علاوه بر حاملگی در برخی شرایط پاتولوژیک نیز مشاهده می شود. بعضی بیماران مبتلا به هیپرپرولاکتینمی با اتیولوژی نامشخص در گروه ایدیوپاتیک قرار می گیرند. این افراد ممکن است متحمل مطالعه های مکرر رادیولوژیک، درمان طولانی مدت با برموکریپتین و حتی اعمال جراحی گردند. شواهد زیادی بر ماکروپرولاکتینمی به عنوان علت اصلی هیپرپرولاکتینمی ایدیوپاتیک دلالت دارند. ماکروپرولاکتینمی که در آن قسمت عمده پرولاکتین در گردش از کمپلکس های پروتئینی بزرگ (> 150 کیلو دالتون) تشکیل شده با فقدان یا درجات خفیفی از علایم مرتبط با هیپرپرولاکتینمی بروز می نماید. هدف از این مطالعه بررسی شیوع ماکروپرولاکتینمی در بیماران مبتلا به هیپرپرولاکتینمی است. مواد و روش ها: میزان پرولاکتین سرم در 113 بیمار با هیپرپرولاکتینمی (پرولاکتین (28 µg/L< قبل و پس از رسوب ماکروپرولاکتین به وسیله پلی اتیلن گلیکول اندازه گیری شد.یافته ها: 23% این افراد مبتلا به ماکروپرولاکتینمی بودند.نتیجه گیری: با توجه به شیوع بالای ماکروپرولاکتینمی و برای اجتناب از بروز اشتباه در تشخیص و درمان، غربالگری ماکروپرولاکتین برای همه بیماران مبتلا به هیپرپرولاکتینمی توصیه می گردد.

آمار یکساله:  

بازدید 207

دانلود 76 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1385
  • دوره: 

    8
  • شماره: 

    3 (مسلسل 31)
  • صفحه شروع: 

    281
  • صفحه پایان: 

    288
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    162
  • دانلود: 

    74
چکیده: 

مقدمه: راهکارهای تصمیم گیری بالینی برای کمک به پزشکان در جهت شناسایی زنان متلا به استئوپروز ابداع شده است.هدف از این مطالعه بررسی کارایی سه راهکار تصمیم گیری در جمعیت زنان یائسه ایرانی می باشد. مواد و روش ها: سه شاخص بررسی خطر استئوپروز شامل ابزار بررسی شخصی استئوپروز (OST)، ابزار بررسی خطر استئوپروز (ORAI) و معیار وزن برای 5573 نفر بیمار درمانگاهی که عوامل خطرزای برای استئوپروز ثانویه نداشته، داروی تاثیرگذار بر استخوان به جز استروژن مصرف نمی کردند و سابقه قبلی شکستگی به دنبال ضربه های جزیی را نیز نداشتند، محاسبه شد. هم چنین اندازه گیری دانسیته معدنی استخوان از مهره های کمر و گردن استخوان ران به روش dual x-ray absorptometry محاسبه بیماران براساس معیار WHO به افراد طبیعی مبتلا به استئوپنی و مبتلا به استئوپروز تقسیم شده اند. سپس میزان حساسیت ویژگی، ارزش اخباری مثبت، ارزش اخباری منفی و سطح زیرمنحنی (ROC) در شناسایی زنان مبتلا به استئوپروز برای هرراه کار محاسبه و با یکدیگر مقایسه شدند.یافته ها: شیوع استئوپروز در مهره های کمر %30.8 و در گردن استخوان ران 20% بود. در این مطالعه میزان حساسیت این راه کارها در شناخت زنان مبتلا به استئوپروز بین 70 تا %84.1 و میزان ویژگی 44.6 تا %65.6 به دست آمد. سطح زیر منحنی در شناسایی زنان مبتلا به استئوپروز برای معیارهای OST، 0.75 و برای معیار ORAI، 0.74 به دست آمد که به طور قابل توجهی بهتر از مقادیر محاسبه شد. برای معیار وزن (0.66) بود. ارزش اخباری منفی برای ابزارهای مختلف 80 تا 93% بود در حالی که ارزش اخباری مثبت 33% و 54% محاسبه شد.نتیجه گیری: اطلاعات به دست آمده نشان دهنده کارایی روش های OST و ORAI به عنوان ابزار بالینی مفید است برای کمک به پزشکان در تصمیم گیری برای اینکه چه بیمارانی به بررسی دانسیته معدنی استخوان نیاز دارند، اما اعتبار معیار وزن احتیاج به بررسی بیشتری دارد.

آمار یکساله:  

بازدید 162

دانلود 74 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1385
  • دوره: 

    8
  • شماره: 

    3 (مسلسل 31)
  • صفحه شروع: 

    289
  • صفحه پایان: 

    294
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    191
  • دانلود: 

    85
چکیده: 

مقدمه: بیماران همودیالیزی مبتلا به کمبود آهن فانکشنال اغلب به درمان با اریتروپویتین پاسخ ضعیفی می دهند. مطالعه ها نشان داده اند که ویتامین C تزریقی می تواند در تصحیح آنمی این بیماران موثر باشد. در رابطه با ویتامین C خوراکی مطالعه های محدود بوده و چنین اثری را نشان نداده اند. این مطالعه با هدف مقایسه اثر ویتامین C تزریقی و خوراکی در تصحیح آنمی فانکشنال در بیماران همودیالیزی سه مرکز درمانی استان مازندران انجام شد.مواد و روش ها: 31 بیمار همودیالیزی که دارای فریتین سرم بیشتر از 100 µg/L، و هموگلوبین کمتر از 11mg/dL و درصد اشباع ترانسفرین کمتر از 30 درصد بودند، به طور تصادفی به دو گروه خوراکی و تزریقی تقسیم شدند. گروه خوراکی روزانه 125mg و گروه تزریقی هفته ای 1.5g (بعد از هر جلسه دیالیز 500mg) وریدی به مدت دو ماه دریافت کردند. در ابتدا و پایان 8 هفته هموگلوبین، آهن، ظرفیت آهن، فریتین و اگزالات سرم اندازه گیری و درصد اشباع ترانسفرین استفاده از فرمول محاسبه شد. یافته ها: تغییر میانگین هموگلوبین در طول دوره درمان در گروه خوراکی 1.1±0.7g/dL و در گروه تزریقی 0.1±1 g/dL بود و از نظر آماری این افزایش در گروه خوراکی به طور معنی داری بیشتر از گروه تزریقی بود (p=0.02). تغییر میانگین فریتین سرم و درصد اشباع ترانسفرین در طول دوره درمان بین دو گروه از نظر آماری تفاوت معنی داری نداشت (p=0.5, p=0.3). تغییر میانگین در اگزالات سرم در گروه خوراکی 0.05±0.4mg/L و در گروه تزریقی 0.1±0.3 mg/L بود و از نظر آماری تفاوت معنی داری بین دو گروه دیده نشد (p=0.3). نتیجه گیری: با توجه به نتایج این مطالعه و اثر ویتامین C خوراکی در بهبود آنمی ناشی از کمبود آهن فانکشنال و با توجه به مصرف راحت تر و قیمت ارزان تر آن نسبت به فرم تزریقی تجویز آن در بیماران همودیالیزی توصیه می گردد.

آمار یکساله:  

بازدید 191

دانلود 85 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1385
  • دوره: 

    8
  • شماره: 

    3 (مسلسل 31)
  • صفحه شروع: 

    295
  • صفحه پایان: 

    299
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    176
  • دانلود: 

    90
چکیده: 

مقدمه: امروزه با توجه به شیوع بالای اختلال های عملکرد تیروئید و علایم غیراختصاصی آن، آزمونهای سنجش عملکرد تیروئید به وفور درخواست می شوند. مواجهه با نتایج غیرطبیعی یا عدم همخوانی نتیجه آزمون های تیروئید با هم دور از انتظار نیست. به علاوه، اشتباه تکنیکی ممکن است به علت نقایص ذاتی این روش ها باشد. هیچ روش آزمایشگاهی بی نقص نیست و تکنیک های سنجش هورمون های تیروئید از این قاعده مستثنی نیستند. با توجه به اینکه در روش های رایج از یک یا دو آنتی بادی نشان دار (با منشا حیوانی، معمولا موش) برای سنجش هورمون مورد نظر استفاده می شود، مواد تداخل گر می توانند با این آنتی بادی ها واکنش داده، نتایج کاذب ایجاد نمایند. این نتایج اشتباه منجر به تشخیص نادرست و در نتیجه انجام اقدام های تشخیصی و درمانی نا به جا می گردد. تا کنون موارد متعددی از این گونه تداخل ها گزارش شده است.مواد و روش ها: این گزارش اختصاص دارد به زنی 47 ساله با شکایت غیراختصاصی مطرح کننده پرکاری تیروئید که قبلا به علت T3 بیش از 2.5 برابر حد بالای طبیعی مورد بررسی های تشخیصی اضافی و انجام درمان های متفاوت قرار گرفته است.یافته ها: پس اثبات یوتیروئیدی وی، آزمایش های تکمیلی منجر به شناسایی نوع آنتی بادی تداخل کننده از نوع آنتی بادی های هتروفیل و از دسته IgG در سرم وی شد.نتیجه گیری: این مورد در حد اطلاع نگارنده و با مرور مقاله های ارایه آمده، اولین مورد گزارش تداخل ناشی از آنتی بادی های هتروفیل در سنجش T3 به روش رادیوایمونواسی (RIA) می باشد. قبل از این موارد متعددی از تداخل اتوآنتی بادی ها در سنجش T4 و T3 به روش RIA گزارش شده است.

آمار یکساله:  

بازدید 176

دانلود 90 استناد 0 مرجع 0

تبلیغات

مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID