The process cannot access the file 'e:\log\f.14010707.log' because it is being used by another process.

مشخصات نشــریه/اطلاعات دوره

طب توانبخشی | سال:1397 | دوره:7 | شماره:1

نتایج جستجو

2558

نتیجه یافت شد

مرتبط ترین ها

اعمال فیلتر

به روزترین ها

اعمال فیلتر

پربازدید ترین ها

اعمال فیلتر

پر دانلودترین‌ها

اعمال فیلتر

پر استنادترین‌ها

اعمال فیلتر

تعداد صفحات

27

انتقال به صفحه

آرشیو

سال

دوره(شماره)

مشاهده شمارگان

مرکز اطلاعات علمی SID1
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
نشریه: 

طب توانبخشی

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1397
  • دوره: 

    7
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    1
  • صفحه پایان: 

    9
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    192
  • دانلود: 

    136
چکیده: 

مقدمه و اهداف: هدف از پژوهش حاضر شناسایی دقیق و زودهنگام کودکان پیش دبستانی مستعد دیسلکسیا از طریق طراحی سیستم هوشمند کمک تشخیصی بود. مواد و روش ها: پژوهش حاضر از نظر هدف از نوع مطالعات تحقیق و توسعه ای و از نظر شیوه جمع آوری داده، توصیفی، پیمایشی از نوع ارزیابی و تشخیص بود. ابزاری که جهت ارزیابی و استخراج اطلاعات در پژوهش حاضر مورد استفاده قرار گرفت برنامه عصبی-شناختی طراحی شده توسط دلاوریان و همکاران بود که کارایی، دقت، روایی و اعتبار آن در بسیاری از مطالعات پیشین اذعان و به اثبات رسیده است. نمونه ها به روش تصادفی چند مرحله ای خوشه ایانتخاب شدند و عملکرد هر یک از آنها به مدت دو سال، تا زمان تشخیص قطعی، در فایل های اکسل جداگانه ذخیره شد و پس از دو سال جهت طراحی سامانه حمایتگر تصمیم بالینی مورد استفاده قرار گرفت. دو نوع شبکه عصبی مصنوعی چند لایه پرسپترون و تابع پایه شعاعی در طراحی سامانه، استفاده و از نظر دقت و حساسیت مقایسه شدند. یافته ها: میانگین دقت سامانه های طراحی شده توسط شبکه عصبی چند لایه پرسپترون، 40/94% و حساسیت و اختصاصی بودن شبکه در تشخیص کودکان پیش دبستانی مستعد دیسلکسیا به ترتیب، 27/90% و 28/95 % حاصل گردید. نتیجه گیری: با توجه به اعتبار و روایی بالای برنامه عصبی-شناختی و دقت و حساسیت بالای سامانه حمایتگر تصمیم طراحی شده، می توان با اطمینان بالا از این سامانه هوشمند جهت تشخیص زودهنگام کودکان مستعد دیسلکسیا، پیش از ورود به دبستان استفاده نمود.

آمار یکساله:  

بازدید 192

دانلود 136 استناد 0 مرجع 0
نشریه: 

طب توانبخشی

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1397
  • دوره: 

    7
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    10
  • صفحه پایان: 

    21
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    142
  • دانلود: 

    84
چکیده: 

مقدمه و اهداف: عوامل خطرآفرین درونی و بیرونی آسیب ACL به طور وسیعی مورد مطالعه قرار گرفته است، اما عوامل خطر بیومکانیکی و عصبی-عضلانی که زنان را در معرض این آسیب قرار می دهد هنوز مبهم است. ضعف عضلانی از عوامل دخیل در آسیب ACL می باشد. تحقیقات کنونی به سوی مطالعه اینکه چگونه ضعف و یا قدرت عضلات، خصوصا عضلات مرکزی می تواند بر روی عملکرد و آسیب اندام تحتانی موثر باشد، سوق یافته است. همچنین خستگی نیز یکی از عوامل تاثیرگذار منفی بر عملکرد عضلات ناحیه مرکزی بدن می باشد. از این رو هدف تحقیق حاضر تاثیر خستگی عملکردی عضلات مرکزی بدن بر برخی از پارامترهای کینماتیکی مرتبط با آسیب ACL طی مانور توقف-پرش تک پا در زنان ورزشکار می باشد. مواد و روش ها: تعداد 30 زن ورزشکار انتخاب و به دو گروه کنترل 14 نفر و تجربی 16 نفر تقسیم شدند. در تحقیق حاضر از پروتکل خستگی عملکردی برای خسته کردن عضلات ناحیه مرکزی و از دستگاه Vicon Motion Analyses برای تحلیل پارامترهای کینماتیکی استفاده شد. یافته ها: میزان زاویه فلکشن و والگوس زانو در لحظه تماس اولیه پا با زمین، حداکثر میزان فلکشن و والگوس زانو درحین مانور توقف-پرش تک پا اندازه گیری شد. بین میزان فلکشن زانو قبل (6/82) و بعد از مداخله (2/36) و والگوس زانو قبل (3/10) و بعد از مداخله (5/80) در لحظه تماس اولیه پا و بین حداکثر میزان فلکشن زانو قبل (12/45و بعد از مداخله (23/35) و حداکثر میزان والگوس زانو قبل (13/06) و بعد از مداخله (16/68) در گروه تجربی تفاوت معناداری مشاهده شد (p≤ 0/05). نتیجه گیری: نتیجه تحقیق حاضر نشان می دهد که خستگی عضلات ناحیه مرکزی بدن بر میزان زاویه فلکشن و والگوس زانو در لحظه تماس اولیه پا با زمین و حداکثر آن تاثیر دارد.

آمار یکساله:  

بازدید 142

دانلود 84 استناد 0 مرجع 0
نشریه: 

طب توانبخشی

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1397
  • دوره: 

    7
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    100
  • صفحه پایان: 

    109
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    327
  • دانلود: 

    120
چکیده: 

مقدمه و اهداف: با توجه به جمعیت رو به رشد سالمندی و شیوع بالای اختلالات روانی در این قشر، نیاز است که متخصصان بهداشت روانی اقداماتی در خصوص درمان اختلالات روانی سالمندان و به ویژه افسردگی داشته باشند. امروزه کتاب درمانی برای درمان اختلالات شایع روانی استفاده می شود. لذا پژوهش حاضر با هدف بررسی اثرات کتاب گویا بر سلامت روان سالمندان سازمان بهزیستی صورت گرفت. مواد و روش ها: پژوهش به روش نیمه تجربی می باشد. 30 نفر از سالمندان سازمان بهزیستی که در 8 جلسه ارائه کتاب گویا شرکت نموده و ابعاد سلامت روان آنها از طریق پرسش نامه استاندارد سلامت روان (SCL-90-R)قبل و بعد از شرکت در دوره هامورد بررسی قرار گرفت. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS 22 و روش های آماری توصیفی (میانگین و انحراف استاندارد) و روش آماری استنباطی (آزمون کلموگروف-اسمیرنوف یک نمونه ای، آزمون مقایسه میانگین یک نمونه ای، آزمون تحلیل همبستگی، آزمون مقایسه میانگین های جفتی) مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها: آنالیز آماری نشان داد که تفاوت قابل توجهی در پس آزمون نسبت به پیش آزمون بر سلامت روان و حساسیت در روابط متقابل، شکایات جسمانی، وسواسی اجباری، افسردگی، اضطراب، پرخاشگری، ترس مرضی، افکار پارانوئیدی و روان پریشی سالمندانی که در کارگاه های کتاب گویا شرکت کرده اند، به وجود آمده است (0/05>P). نتیجه گیری: با توجه به افزایش جمعیت رو به رشد سالمندی در کشور، سلامت افراد ضروری است. یافته ها نشان داد استفاده از کتاب و کتاب درمانی می تواند بر سلامت روان افراد جامعه اثرات مطلوبی به جا بگذارد، به نظر می رسد که این روش یکی از راهکارهای کم هزینه برای درمان است و مسئولین بهداشت روانی می توانند از آن برای پیشگیری و درمان استفاده نمایند.

آمار یکساله:  

بازدید 327

دانلود 120 استناد 0 مرجع 0
نشریه: 

طب توانبخشی

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1397
  • دوره: 

    7
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    110
  • صفحه پایان: 

    117
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    241
  • دانلود: 

    77
چکیده: 

مقدمه و اهداف: با ارائه هم زمان محرک های گفتاری به گوش ها می توان توانایی یکپارچه سازی شنوایی مغز را از طریق آزمون های دایکوتیک بررسی کرد. امروزه ارزیابی شنوایی دایکوتیک یکی از متداول ترین روش ها برای تشخیص و پایش درمان اختلال پردازش شنوایی در کودکان به شمار می رود. دو آزمون کلمات رقابتی کودکان و اعداد دایکوتیک تصادفی برای استفاده در زبان فارسی بومی سازی شده است. مطالعه حاضر با هدف بررسی تاثیر سن بر نتایج این آزمون ها در کودکان انجام شد. مواد و روش ها: مطالعه حاضر از نوع مشاهده ای بوده که به روش توصیفی-تحلیلی انجام شد. جمع آوری اطلاعات به روش مشاهده ای بوده است. 241 دانش آموز شامل 122 پسر (50/6%) و 119 دختر (49/4%) با محدوده سنی 6 تا 12 سال و میانگین سنی 9/30 و انحراف معیار (1/9) سال شرکت کردند که در فرکانس های 8000-250 هرتز سطح شنوایی 15 دسی بل HL یا کمتر داشتند. سایر معیارهای ورود شامل: نداشتن سابقه اختلالات شنوایی، گوش و اعصاب (مشخص شده از طریق معاینه، آزمون های شنوایی و مصاحبه شفاهی)، ناقرینگی آستانه ای کمتر از 10 دسی بل در گوش ها بود. راست دست یا چپ دست بودن کودکان از طریق پرسش نامه چاپمن-چاپمن تعیین شد. تمامی کودکان اختلال یادگیری و بیماری خاصی نداشتند. آزمون های کلمات رقابتی کودکان و اعداد دایکوتیک تصادفی در سطح 70 دسی بل HL انجام شد. برتری گوشی به دو روش برتری گوش راست و برتری گوش غالب محاسبه شد. اثر سن بر میزان برتری گوشی بررسی گردید. یافته ها: نتایج نشان داد که با افزایش سن کودکان از 6 تا 12 سال امتیاز هر دو گوش در هر دو آزمون کلمات رقابتی کودکان و اعداد دایکوتیک تصادفی افزایش می یابد؛ به طوری که امتیاز گوش راست در آزمون های کلمات رقابتی کودکان و اعداد دایکوتیک تصادفی به ترتیب با شیب 4/4 و 1/8 درصد بر سال و امتیاز گوش چپ به ترتیب با شیب 4/5 و 4/3 درصد بر سال افزایش یافته است. رشد سریع تر امتیاز گوش چپ باعث کاهش برتری گوشی با افزایش سن در هر دو آزمون فوق شد. به طور کلی برتری گوش غالب برای هر دو آزمون به طور معناداری بزرگتر از برتری گوش راست به دست آمد. میانگین برتری گوش راست با میانگین برتری گوش غالب در هر دو آزمون کلمات رقابتی کودکان و اعداد دایکوتیک تصادفی بین دو جنس مذکر و مونث و بین کودکان راست دست با کودکان چپ دست تفاوت معناداری نداشت و این تفاوت معنادار، به تفکیک گروه سنی نیز مشاهده نگردید. نتیجه گیری: امتیاز گوش ها در آزمون های کلمات رقابتی کودکان و اعداد دایکوتیک تصادفی مستقل از جنسیت و دست برتری با افزایش سن کودک افزایش می یابد که به کاهش فزاینده ناقرینگی گوشی در کودکان از سن 6 تا 12 سال می انجامد. برتری گوش غالب روش محافظه کارانه تر، برای اندازه گیری برتری گوشی محسوب می شود.

آمار یکساله:  

بازدید 241

دانلود 77 استناد 0 مرجع 0
نشریه: 

طب توانبخشی

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1397
  • دوره: 

    7
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    118
  • صفحه پایان: 

    125
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    161
  • دانلود: 

    70
چکیده: 

مقدمه و اهداف: ارزیابی پروب میکروفن تنها استاندارد طلایی برای تایید عملکرد سمعک است. در کودکان با توجه به تاثیر مثبت تنظیم سمعک با REM بر مهارت های ارتباطی کودک و همچنین با توجه به اینکه کودکان قادر به بیان مشکلات عملکردی سمعک خود نیستند، اهمیت استفاده از REM بیشتر احساس می شود؛ لذا مطالعه حاضر با هدف بررسی اختلاف خروجی سمعک تنظیم شده طبق اهداف تجویزی DSL با روش ارزیابی گوش واقعی و کوپلر 2 سی سیدر کودکانکم شنوای 3 تا 7 سال انجام گرفت تا با مقایسه این دو شیوه، تاثیر قالب بر اندازه گیری بررسی شود. مواد و روش ها: در مطالعه مقطعی تحلیلی-توصیفی حاضر کودکان کم شنوای 3 تا 7 سال که دارای کم شنوایی متوسط تا عمیق بوده، مورد مطالعه قرار گرفتند. مراحل ارزیابی کودکان به این شرح بود که پس از انجام آزمایشات ادیومتری، سمعک کودکان با استفاده از نرم افزار مربوطه مطابق با فرمول DSL برنامه ریزی شد، سپس خروجی سمعک یک بار به وسیله سیستم ارزیابی گوش واقعی در گوش و بار دیگر به وسیله آنالیزر سمعک در کوپلر 2 سی سی اندازه گیری و مقادیر به دست آمده با یگدیگر مقایسه گردید. یافته ها: بین میانگین سطح فشار صوتی منحنی هدف سیستم REM با میانگین سطح فشار صوتی سمعک در گوش واقعی و کوپلر 2 سی سی در سطوح شدتی مختلف، اختلاف معناداری وجود داشت (0/05>P). اختلاف میانگین سطح فشار صوتی منحنی هدف و منحنی اندازه گیری شده توسط REM از اختلاف میانگین سطح فشار صوتی منحنی هدف و منحنی اندازه گیری شده توسط Coupler، کمتر از عدد 10 می باشد. نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش حاضر، استفاده از REM در کودکان الزامی می باشد. همچنین علت اختلاف بین Target وMeasureدر ارزیابی های گوش واقعی، عملکرد ضعیف عوامل مختلف غیر از قالب (سمعک، اندازه گیری، عدم پیش بینی درست مقادیر در نر م افزار تنظیمی سمعک ها و غیره) بوده و این موضوع ارتباطی با کیفیت قالب ندارد.

آمار یکساله:  

بازدید 161

دانلود 70 استناد 0 مرجع 0
نشریه: 

طب توانبخشی

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1397
  • دوره: 

    7
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    126
  • صفحه پایان: 

    137
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    204
  • دانلود: 

    87
چکیده: 

مقدمه و اهداف: مهارت های ورزشی شامل فرود آمدن از فعالیت های پرخطر ورزشی به شمار می رود. فرود تک پا حرکتی رایج در بسیاری از رشته های ورزشی است و از عوامل اصلی آسیب های غیربرخوردی ACL شناخته شده است که افزایش حرکت در صفحه فرونتال می تواند همچنین موجب تشدید آن شود. هدف از انجام تحقیق حاضر بررسی اثر درجات متفاوت سختی کفی (نرم، نیمه سخت، سخت) بر کینماتیک مفصل زانو (والگوس زانو و فلکشن زانو) هنگام فرود تک پا از ارتفاع های متفاوت 20 و 40 و 60 سانتی متری بود. مواد و روش ها: 20 آزمودنی مرد (میانگین جرم: 1/03± 75/30کیلوگرم، قد: 4/19± 180/1سانتی متر، سن: 4/29± 25/30سال) انتخاب شدند. از آزمودنی ها خواسته شد که با کفی متفاوت از نظر درجات سختی قرار داده شده در کفش، عمل فرود تک پا را از ارتفاع های 20 و 40 و 60 سانتی متری برابر سیستم سه بعدی آنالیز حرکت انجام دهند، و پس از پردازش داده ها با نرم افزار کورتکس، پارامترهای حداکثر فلکشن زانو و والگوس زانو محاسبه شد. تحلیل آماری داده ها با استفاده از آزمون اندازه گیری های مکرر در سطح معناداری کمتر از 05/0 انجام گرفت. یافته ها: در فرود از ارتفاع 20 سانتی متری کفی نرم بیشترین مقدار فلکشن زانو و کمترین مقدار والگوس زانو، ارتفاع 40 سانتی متری کفی نیمه سخت بیشترین مقدار فلکشن زانو و کمترین مقدار والگوس و در ارتفاع 60 سانتی متری کفی سخت بیشترین مقدار فلکشن زانو و کمترین مقدار والگوس زانو را از خود نمایش داد. نتیجه گیری: به طور کلی نتایج نشان داد که درجات متفاوت سختی کفی بر کینماتیک مفصل زانو اثرگذار است، فلکشن بیشتر زانو به همراه والگوس کمتر در این کفی ها می تواند باعث کاهش آسیب به لیگامنت صلیبی قدامی شود.

آمار یکساله:  

بازدید 204

دانلود 87 استناد 0 مرجع 0
نشریه: 

طب توانبخشی

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1397
  • دوره: 

    7
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    138
  • صفحه پایان: 

    145
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    158
  • دانلود: 

    85
چکیده: 

مقدمه و اهداف: وضوح گفتار به عناصر مختلف زنجیری و فرازنجیری گفتاری همچون صحت تولیدی، آهنگ، کیفیت صوتی و تشدید بستگی دارد. بررسی وضوح گفتار در مطالعات مختلف به دو روش ادراکی و اکوستیکی انجام می شود. در روش ادراکی وضوح بر اساس قضاوت شنوندگان و در روش اکوستیکی پارامترهای اکوستیکی مرتبط با صداهای گفتاری بررسی می شود. در مطالعه حاضر نیز با هدف بررسی ارتباط عناصر زبرزنجیری با وضوح ادراکی گفتار، میزان همبستگی میانگین فرکانس پایه با درصد وضوح ادراکی گفتار کودکان کاشت حلزون شده بررسی شده است. مواد و روش ها: پژوهش حاضر بر روی 18 کودک 4-6 ساله کاشت حلزون شده انجام شده است. وضوح ادراکی از طریق قضاوت شنوندگان ناآشنا به گفتار کودکان کم شنوا بر اساس بخش کلمات آزمون وضوح گفتار زبان فارسی و محاسبه فرکانس پایه نیز به وسیله نرم افزار Praatنسخه 5. 2. 25 انجام شده است. یافته ها: نتایج حاصل از آنالیز اکوستیکی کلمات نشان می دهد که میانیگین فرکانس پایه در نمونه مورد مطالعه 05/45± 25/294 و همچنین میانیگین درصد وضوح ادراکی کلمات 33/20± 78/47 درصد می باشد. همچنین ضریب همبستگی وضوح ادراکی با میانیگین فرکانس پایه برابر با 20/0-و میزان همبستگی آنها P=0/41می باشد که بر اساس این نتایج همبستگی فرکانس پایه با درصد وضوح ادراکی معکوس است و با در نظر گرفتن سطح معناداری بالای 05/0، همبستگی منفی آنها معنادار نیست (P=0/41). نتیجه گیری: با توجه به عدم معناداری همبستگی میان وضوح و فرکانس پایه در مطالعه حاضر که یکی از ویژگی های زبرزنجیری گفتار است، میتوان نتیجهگیری کرد برخلاف تاثیرگذاری مولفه های زنجیری همچون تولید که در برخی مطالعات نشان داده شده است این پارامتر بر روی وضوح گفتار کودکان تاثیر قابل توجهی ندارد.

آمار یکساله:  

بازدید 158

دانلود 85 استناد 0 مرجع 0
نشریه: 

طب توانبخشی

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1397
  • دوره: 

    7
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    146
  • صفحه پایان: 

    153
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    305
  • دانلود: 

    111
چکیده: 

مقدمه و اهداف: اختلالات درک بینایی از مهمترین آسیب های افراد مبتلا به سکته مغزی است که سبب محدودیت در انجام فعالیت های روزمره زندگی، کاهش یادگیری مهارت های نگهداری از خود و تعادل حرکتی می گردد. هدف از پژوهش حاضر مقایسه بین ادراک بینایی، حدت بینایی، حساسیت کنتراست و ادراک عمق بین سه گروه افراد مبتلا به سکته مغزی راست و چپ و سالم است. مواد و روش ها: در مطالعه حاضر 31 فرد مبتلا به سکته مغزی (16 همی پلژی چپ و 15 همی پلژی راست) و 16 نفر سالم مشارکت داشتند. از نظر حدت بینایی (Freiburg Vision Test)، حساسیت کنتراست (Freiburg Vision Test)، ادراک عمق (Depth Perception Peg Board Set) و ادراک بینایی (Developmental Test Of Visual Perception-Adolescence and Adult) موردارزیابی قرار گرفتند. یافته ها: نتایج آزمون تحلیل واریانس نشان داد که در سه گروه مورد مطالعه متغیرهای ادراک بینایی، ادراک عمق، حدت بینایی و کنتراست بینایی دارای تفاوت معناداری باشد (0/05>P). همچنین با کوواریانسی حساسیت کنتراست آنالیز آزمون تحلیل واریانس چندمتغیره نشان داد در هر دو چشم، تفاوت معنادار بین زیرگروه های ادراک بینایی و ادراک عمق وجود دارد (0/05>P). نتیجه گیری: افراد مبتلا به سکته مغزی دارای ادراک بینایی، ادراک عمق، حدت بینایی و حساسیت کنتراست ضعیف تری نسبت به گروه افراد سالم می باشند، اما بین دو گروه سکته مغزی با آسیب نیمکره چپ و راست تفاوت معناداری وجود ندارد.

آمار یکساله:  

بازدید 305

دانلود 111 استناد 0 مرجع 0
نشریه: 

طب توانبخشی

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1397
  • دوره: 

    7
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    154
  • صفحه پایان: 

    163
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    180
  • دانلود: 

    97
چکیده: 

مقدمه و اهداف: پژوهش ها نشان داده که تمرینات ورزشی داری مزایای طبی و رفتاری فراوانی است. هدف پژوهش حاضر، بررسی اثر یک دوره تمرین مقاومتی بر سطوح خونی هورمون های کورتیزول، تستوسترون و برخی شاخص های آمادگی جسمانی در مردان پاک شده از اعتیاد به مت آمفتامین در دوره بازتوانی است. مواد روش ها: 19 مرد (سن 5/4± 29/8 سال) پاک شده از مت آمفتامین در دوره بازتوانی به طور تصادفی به دو گروه تمرین مقاومتی (10 نفر) و کنترل (9 نفر) تقسیم شدند. گروه تمرینی تمرینات را سه جلسه در هفته به مدت 8 هفته با شدت 50 تا 80 درصد یک تکرار بیشینه انجام دادند. قبل و پس از دوره تمرین، پس از 8 ساعت ناشتا خونگیری جهت اندازه گیری میزان سرمی هورمون های کورتیزول و تستوسترون به عمل آمد. همچنین میزان قدرت و استقامت عضلانی و شاخص های ترکیب بدن آزمودنی ها اندازه گیری شد. جهت آزمون فرضیه ها از آزمون کواریانس یک راهه و آزمون t وابسته استفاده شد و کلیه اطلاعات توسط نرم افزار آماری SPSS نسخه 20 تجزیه و تحلیل گردید. سطح معناداری 0/05≥ α در نظر گرفته شد. یافته ها: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که سطح استراحتی کورتیزول در گروه تجربی کاهش معناداری داشت (0/05=P)، با این وجود در مقایسه بین گروهی این افزایش معنادار نبود. میزان سرمی تستوسترون در گروه تجربی افزایش ناچیزی داشت (0/05). به علاوه، مقایسه تغییرات سطوح تستوسترون بین دو گروه تفاوت معناداری را نشان نداد (0/24=P). میزان قدرت عضلانی اندام فوقانی و استقامت عضلانی، دور سینه، دور بازو و دور کمر آزمودنی های گروه تجربی نیز در مقایسه با گروه کنترل افزایش معناداری داشت (0/01=P). نتیجه گیری: به نظر می رسد یک دوره تمرین مقاومتی به مدت 8 هفته به عنوان یک راهبرد درمانی غیردارویی در دوره ترک اعتیاد ضمن تاثیر کاهشی بر کورتیزول و افزایش نسبی و غیرمعنادار تستوسترون موجب بهبود وضعیت جسمانی افراد معتاد می شود.

آمار یکساله:  

بازدید 180

دانلود 97 استناد 0 مرجع 0
نشریه: 

طب توانبخشی

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1397
  • دوره: 

    7
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    164
  • صفحه پایان: 

    169
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    156
  • دانلود: 

    101
چکیده: 

مقدمه و اهداف: سکته مغزی باعث ناتوانایی زیادی می شود، اختلال حرکتی اندام فوقانی یکی از شایع ترین مشکلات بعد از سکته مغزی است. هدف از مطالعه حاضر بررسی اثر کینزیوتیپ بر زبردستی حرکات ظریف دست، فعالیت های روزمره زندگی و اسپاستیسیتی در بیماران سکته مغزی بود. مواد و روش ها: هشت بزرگسال سکته مغزی با محدوده سنی 63-50 سال، در مطالعه حاضر کارآزمایی بالینی آزمون-پس آزمون شرکت کردند. کینزیوتیپ به صورت I stripبر روی عضلات اکستانسور ساعد قرار داده شد. اسپاستیسیتی، فعالیت های روزمره زندگی و زبردستی حرکات ظریف دست بلافاصله بعد از کینزیوتیپ و یک ماه بعد با مقیاس اصلاح شده آشورث، پرسش نامه بارتل، و Nine Hole Peg Test اندازه گیری شد. یافته ها: در ارزیابی آنی، تفاوت معناداری در پیش آزمون و پس آزمون برای زبردستی حرکات ظریف دست مشاهده شد (0/001≥ P-value). ارزیابی ثانویه پس از یک ماه نیز بیانگر نتایج مشابه و تفاوت معنادار نسبت به پیش آزمون بود، اما تغییر قابل توجهی در اسپاستیسیتی عضلات فلکسور بعد از مداخله وجود نداشت. نتیجه گیری: مطالعه حاضر مقدماتی نشان داد که کینزیوتیپ در جهت عضلات اکستنسور، می تواند زبردستی حرکات ظریف دست و فعالیت های روزمره زندگی را بهبود بخشد.

آمار یکساله:  

بازدید 156

دانلود 101 استناد 0 مرجع 0
نشریه: 

طب توانبخشی

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1397
  • دوره: 

    7
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    170
  • صفحه پایان: 

    182
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    181
  • دانلود: 

    105
چکیده: 

مقدمه و اهداف: بیماران مبتلا به کمردرد مکانیکی مزمن دچار اختلال در حس عمقی و دقت حسی می باشند و این اختلالات با میزان درد این بیماران ارتباط دارد. هدف از مطالعه حاضر مقایسه اثربخشی تمرینات کنترل حرکتی، تمرین در آب و تمرینات ترکیبی بر حس عمقی، دقت حسی و درد بیماران مبتلا به کمردرد مکانیکی مزمن می باشد. مواد و روش ها: چهل و هشت بیمار مبتلا به کمردرد مکانیکی با استفاده از پرسش نامه استوری انتخاب شدند و به طور تصادفی به چهار گروه تمرینات کنترل حرکتی (12 نفر)، تمرین در آب (12 نفر)، تمرینات ترکیبی (11 نفر) و گروه کنترل (13 نفر) تقسیم شدند. هر سه گروه تمرینی هشت هفته تمرین تعیین شده را انجام دادند و گروه کنترل هیچ تمرینی انجام نداد. برای سنجش حس عمقی، دقت حسی و درد بیماران به ترتیب از گونیامتر، کالیپر و مقیاس آنالوگ بصری استفاده شد. برای مقایسه های درون گروهی بین متغیرها از آزمون t زوجی و برای مقایسه های بین گروهی متغیرها از آزمون تحلیل واریانس یک طرفه استفاده شد (0/05≥ آلفا). یافته ها: نتایج تحقیق نشان داد تفاوت معناداری بین پیش آزمون و پس آزمون گروه های تمرینی در مقایسه با گروه کنترل در متغیر درد (0/007=P)، حس عمقی (0/005=P) و دقت حسی (0/008=P) وجود دارد، اما بین سه گروه تفاوت معناداری مشاهده نشد. نتیجه گیری: تمرین در آب، تمرینات کنترل حرکتی و تمرینات ترکیبی بر کاهش درد و افزایش حس عمقی و دقت حسی بیماران مبتلا به کمردرد مکانیکی اثرگذار بوده و هر سه روش تمرینی بر درمان کمردرد مزمن غیراختصاصی اثرگذار می باشد.

آمار یکساله:  

بازدید 181

دانلود 105 استناد 0 مرجع 0
نشریه: 

طب توانبخشی

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1397
  • دوره: 

    7
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    183
  • صفحه پایان: 

    192
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    173
  • دانلود: 

    80
چکیده: 

مقدمه و اهداف: تکرارپذیری آزمون های دستی اهمیت زیادی دارد، زیرا آزمون های دستی مفصل ساکروایلیاک در ارزیابی این ناحیه زیاد استفاده می شوند و اینکه آزمون پاراکلینیک موفقی وجود ندارد. هدف مطالعه حاضر اندازه گیری پایداری تشخیص برخی از آزمون های دستی مفصل ساکروایلیاک و همچنین مقایسه آن بین معاینه شونده علامت دار و بدون علامت بود. انجام این مقایسه تاکنون در مطالعات مشابه انجام نشده بود. مواد و روش ها: مطالعه حاضر از نوع بررسی تست ها بود و نمونه گیری با استفاده از نمونه های در دسترس انجام شد. 17 معاینه گر قرینگی وضعیت زاویه های تحتانی خارجی ساکروم، خارهای خاصره خلفی فوقانی در حالت دمر، خارهای خاصره خلفی فوقانی در حالت ایستاده و قرینگی حرکت خارهای خاصره خلفی فوقانی حین انجام آزمون خم شدن از حالت ایستاده را روی 2 معاینه شونده (یک معاینه شونده علامت دار و یک معاینه شونده بدون علامت) ارزیابی کردند. پایداری تشخیص قرینگی لندمارک ها توسط آماره های کای دو و Bayes Factor محاسبه شد. معاینه گرها نسبت به وجود علائم در معاینه شوندگان ناآگاه بودند. یافته ها: مقدار کای دو و Bayes Factor به ترتیب برای زاویه تحتانی خارجی ساکروم در حالت دمر 76/4 و 28/12، برای خار خاصره خلفی فوقانی در حالت دمر 94/9 و 52/277 و برای خار خاصره خلفی فوقانی در حالت ایستاده و حین آزمون خم شدن از حالت ایستاده 30/9 و 15/241 بود. نتیجه گیری: خار خاصره خلفی فوقانی در حالت دمر بیشترین و زاویه تحتانی خارجی ساکروم کمترین پایداری تشخیص قرینگی را داشتند. پایداری تشخیص قرینگی آزمون ها برای معاینه شونده علامت دار بیشتر از معاینه شونده بدون علامت بود. بر این اساس احتمال مثبت شدن اشتباه آزمون ها در معاینه شونده بدون علامت زیاد است؛ بنابراین هنگام ارزیابی بالینی، بهتر است پیش از انجام آزمون های لمس لندمارک، با استفاده از آزمون های برانگیزاننده درد وجود دیسفانکشن مفصل ساکروایلیاک تایید شود.

آمار یکساله:  

بازدید 173

دانلود 80 استناد 0 مرجع 0
نشریه: 

طب توانبخشی

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1397
  • دوره: 

    7
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    193
  • صفحه پایان: 

    200
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    273
  • دانلود: 

    99
چکیده: 

مقدمه و اهداف: پرکاری مثانه سندرمی است که علائم آن در طول فاز ذخیره کردن ادرار و به شکل افزایش تعداد دفعات دفع ادرار و یا احساس فوریت در دفع ادرار ظاهر می شود. در سال های اخیر استفاده از تحریک الکتریکی سطحی عصب تیبیال خلفی به عنوان یک روش ساده، غیرتهاجمی و بدون عوارض جانبی برای درمان پرکاری مثانه مطرح شده است. هدف از انجام مطالعه حاضر بررسی تاثیر تحریک الکتریکی سطحی عصب تیبیال خلفی توام با انجام تمرینات کگل بر زنان مبتلا به پرکاری مثانه بود. مواد و روش ها: در این کارآزمایی بالینی دو سویه کور، 67 بیمار خانم مبتلا به پرکاری مثانه به صورت تصادفی در یکی از دو گروه آزمون یا شاهد قرار گرفتند. هر دو گروه 12 جلسه تحت درمان با تحریک الکتریکی عصب تیبیال خلفی توام با انجام تمرینات کگل قرار گرفتند، ولی شدت جریان در گروه شاهد صفر بود. از ابزار پرینومتری برای ارزیابی عملکرد عضلات کف لگن و از سه پرسش نامه ارزیابی کیفیت زندگی و ICIQ-OAB و ICIQ-UI SF و از فرم Voiding Diary برای ارزیابی علائم و شدت اختلال بیماران، قبل و بعد از انجام مداخله استفاده شد. یافته ها: نتایج به دست آمده از آزمون t زوجی برای مقایسه قبل و بعد هر گروه، حاکی از افزایش قدرت عضلات کف لگن و بهبود کیفیت زندگی در هردو گروه بود (0/05≥ P). مقایسه بین دو گروه با استفاده از آزمون t مستقل نشان دهنده افزایش معنادار قدرت عضلات کف لگن، بهبود کفیت زندگی و کاهش نمرات علائم ادراری در گروه آزمون در مقایسه با گروه شاهد بود (0/05≥ P). نتیجه گیری: بر اساس نتایج مطالعه حاضر، تحریک عصب تیبیال خلفی توام با انجام تمرینات کگل باعثافزایشقدرت عضلات کف لگن، بهبود کیفیت زندگی و کاهش علائم ادراری زنان مبتلا به پرکاری مثانه می شود.

آمار یکساله:  

بازدید 273

دانلود 99 استناد 0 مرجع 0
نشریه: 

طب توانبخشی

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1397
  • دوره: 

    7
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    201
  • صفحه پایان: 

    207
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    152
  • دانلود: 

    164
چکیده: 

مقدمه و اهداف: کمردرد مزمن یکی از شایع ترین مشکلات کلینیکی است که درمان های متعددی برای آن در نظر گرفته می شود. با توجه به تاثیر مانور Abdominal drawing-in (ADIM) بر روی عملکرد عضلات کمری-لگنی و تاثیر این عضلات بر روی لوردوز ناحیه کمری و هم چنین با توجه به ارتباط میان لوردوز کمری و بروز درد در این ناحیه، هدف تحقیق حاضر بررسی این است که آیا با انجام مانور ADIM، می توان موجب کاهش زاویه لوردوز کمری شد و در نتیجه از عوارض ناشی از هایپرلوردوزیس در افراد دارای کمردردهای مزمن جلوگیری کرد و موجب بهبود عملکرد در این افراد شد یا خیر. مواد و روش ها: آزمودنی های تحقیق حاضر شامل 15 نفر خانم با درد مزمن ناحیه کمری و پاسچر هایپرلودوتیک بودند. برای اندازه گیری زاویه لوردوز کمری در وضعیت ایستاده از بیماران تصویربرداری رادیوگرافی از نمای طرفی انجام شد و با استفاده از روش اندازه گیری Cobb، میزان زاویه لوردوز مشخص گردید. یافته ها: اختلاف میانگین میان قبل و بعد از انجام مانور 267/11 می باشد. این بدین معنا است که قبل از انجام مانور، انحنای ستون فقرات بیشتر بوده است و چون سطح معناداری کمتر از 05/0 است (05/0>P)، این اختلاف میانگین معنادار است. در نتیجه مانور درمانی ADIMدر اندازه لوردوز ناحیه کمری بیماران در تصویر رادیوگرافی تاثیر معناداری داشته و باعث کاهش این زاویه شده است. نتیجه گیری: در بررسی حاضر مشخص گردید که انجام ADIMدر وضعیت ایستاده در افراد دارای کمردرد مزمن و پاسچر هایپرلوردوتیک کمری می تواند منجر به کاهش زاویه لوردوز و بهبود راستای ستون فقرات و در نتیجه بهبود دردهای مزمن این ناحیه گردد.

آمار یکساله:  

بازدید 152

دانلود 164 استناد 0 مرجع 0
نشریه: 

طب توانبخشی

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1397
  • دوره: 

    7
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    208
  • صفحه پایان: 

    215
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    161
  • دانلود: 

    85
چکیده: 

مقدمه و اهداف: با توجه به زندگی ماشینی امروز و نبود تحرک کافی و پوزیشن های نادرست در هنگام کار با کامپیوتر و رانندگی طولانی مدت، اختلال پاسچر جلو آمده سر شیوع زیادی پیدا کرده است. از طرف دیگر مشکلات و پاتولوژی های کمربند شانه ای نیز یکی از شایع ترین اختلالات اسکلتی-عضلانی می باشد و با توجه به این که در افراد با پاسچر جلو آمده سر به دلیل تغییر وضعیت ستون مهره ای در صفحه ساژیتال و به دنبال آن تغییر طول-تنشن عضلانی احتمال تغییر در کینماتیک اسکاپولا وجود دارد و راستای ناصحیح اسکاپولا در طول فعالیت های عملکردی نیز می تواند باعث درد و پاتولوژی شانه شود، بنابراین به نظر می رسد تشخیص وضعیت اسکاپولا در افراد با پاسچر جلو آمده سر از اهمیت زیادی در ارزیابی و درمان برخوردار است. بنابراین هدف مطالعه حاضر بررسی وضعیت اسکاپولا در افراد با پاسچر جلو آمده سر با آزمون بالینی لغزش خارجی اسکاپولا و مقایسه آن با افراد سالم می باشد. مواد و روش ها: در مطالعه حاضر 45 خانم با پاسچر جلو آمده سر و 45 خانم با پاسچر نرمال که از نظر قد، وزن، سن و شاخص توده بدنی یکسان سازی شده بودند، شرکت داشتند. برای ارزیابی و تشخیص پاسچر جلو آمده سر از روش فتوگرافی و محاسبه زاویه کرانیوورتبرال و برای تشخیص میزان غیرقرینگی از آزمون لغزش خارجی استفاده شد. یافته ها: میزان غیرقرینگی اسکاپولا در افراد با پاسچر جلو آمده سر به طور معناداری بیشتر از گروه نرمال بود (0/05>p). نتیجه گیری: در افراد با پاسچر جلو آمده سر کینماتیک اسکاپولا تغییر کرده و پیشنهاد می شود که در ارزیابی و درمان این افراد کینماتیک اسکاپولا را نیز در نظر گرفت.

آمار یکساله:  

بازدید 161

دانلود 85 استناد 0 مرجع 0
نشریه: 

طب توانبخشی

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1397
  • دوره: 

    7
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    216
  • صفحه پایان: 

    224
تعامل: 
  • استنادات: 

    328
  • بازدید: 

    199
  • دانلود: 

    130
چکیده: 

مقدمه و اهداف: در زندگی امروزی با پیشرفت تکنولوژی، شرایط مدرن زندگی، وجود کامپیوتر و کار کردن در وضعیت نادرست بدون انجام فعالیت فیزیکی کافی، آناتومی و بیومکانیک ستون فقرات تغییر پیدا می کند، بنابراین تشخیص انحرافات پاسچرال و ارتباط کینماتیکی آنها در پیشگیری و درمان این اختلالات از اهمیت ویژه ای برخوردار است. یکی از اختلالات شایع پاسچرال، پاسچر جلو آمده سراست. هدف از مطالعه حاضر ارزیابی قوس های ستون فقرات افراد با پاسچر جلو آمده سر و مقایسه آن با افراد سالم می باشد. مواد و روش ها: در مطالعه حاضر 51 نفر مبتلابه جلو آمدگی سر و 50 نفر سالم که از نظر قد، وزن و سن با یکدیگر یکسان سازی شده بودند، شرکت نمودند. جهت ارزیابی و تشخیص پاسچر جلو آمده سر از روش فوتوگرافی و محاسبه زاویه کرانیوورتبرال و برای اندازه گیری زاویه قوس های ستون فقرات از خط کش منعطف به عنوان یک روش اندازه گیری غیرتهاجمی و معتبر استفاده شد. تمام اندازه گیری ها در دو وضعیت ایستاده و نشسته انجام پذیرفت. یافته ها: نتایج آزمون آماری نشان داد که کاهش زاویه کرانیوورتبرال با افزایش کایفوز سینه ای و لوردوز کمری همراه بوده است و همچنین نتایج نشان داد که زاویه کرانیوورتبرال، تیلت سر، لوردوز کمری و کایفوز سینه ای بین دو گروه در هر دو وضعیت نشسته و ایستاده، اختلاف معنادار آماری وجود دارد (0/05>P). نتیجه گیریبه نظر می رسد که احتمالا افزایش جلو آمدگی سر در حالت ایستاده با افزایش کایفوز سینه ای و همچنین افزایش لوردوز کمری همراه می باشد و در حالت نشسته احتمالا تنها با افزایش کایفوز سینه ای توام است.

آمار یکساله:  

بازدید 199

دانلود 130 استناد 328 مرجع 0
نشریه: 

طب توانبخشی

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1397
  • دوره: 

    7
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    22
  • صفحه پایان: 

    29
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    241
  • دانلود: 

    89
چکیده: 

مقدمه و اهداف: یکی از اجزای مهم سیستم سوماتوسنسوری حس عمقی است که به وسیله اندازه گیری حس وضعیت، حس حرکت و حس نیرو اندازه گیری می شود. اگرچه بررسی موضعی حس عمقی مهم است، مطالعه اثرات آن در رابطه با زنجیره حرکتی به خصوص در رابطه بین ستون فقرات و اندام ها نیز لازم می باشد. در حدود 84 درصد از افراد جوامع صنعتی کمردرد را تجربه می کنند. از آنجایی که کمردرد مزمن باعث اختلال در عملکرد عضلات کمر می گردد، گیرنده های حس عمقی را تحت تاثیر قرار داده و باعث اختلال در حس عمقی خود موضع کمر می گردد. همچنین در زنجیره حرکتی، تغییر در عملکرد عضلات در یک بخش از زنجیره باعث تغییر در الگوی حرکتی همه اجزای زنجیره می گردد. با توجه به اهمیت و ارتباط تنگاتنگ مفصل زانو و ستون فقرات کمری در ارتباط با یکدیگر و با توجه به اینکه یافته چندانی در مورد حس عمقی مفصل زانو در درگیری مزمن ستون فقرات کمری در دست نبود، بنابراین منجر به انجام مطالعه حاضر شد که هدف از انجام مطالعه حاضر بررسی خطای بازسازی زاویه مفصل زانو، به عنوان یک مفصل از زنجیره حرکتی اندام تحتانی در بیماران مبتلا به کمردرد مزمن غیراختصاصی در وضعیت های مختلف کمری در مقایسه با افراد سالم است. مواد و روش ها: در مطالعه حاضر که از نوع تحلیلی-مقطعی به روش مورد/شاهد می باشد، 24 زن دارای کمردرد غیراختصاصی مزمن و 25 زن سالم شرکت کردند. زاویه بازسازی مفصل زانو در چهار وضعیت کمری نوترال، فلکسیون، 50 درصد روتاسیون به چپ و 50 درصد روتاسیون به راست در وضعیت نشسته در حالی که چشم بیمار بسته بود، به وسیله اینکلینومتر اندازه گیری شد. نهایتا متغیرهای مورد مطالعه شامل خطای ثابت و خطای مطلق بازسازی زاویه مفصل زانو در هر دو گروه سالم و بیمار اندازه گیری شد و به منظور مقایسه ی این متغیرها بین دو گروه مورد مطالعه از آزمون آماری t مستقل استفاده شد. یافته ها: خطای مطلق در وضعیت های خنثی و فلکسیون در بیماران دارای کمردرد مزمن غیراختصاصی به طور معناداری بیشتر از افراد سالم بود (بدین صورت که در هر دو این وضعیت ها 01/0P=)، اما در وضعیت های 50 درصد روتاسیون به چپ (27/0P=) و 50 درصد روتاسیون به راست (14/0P=) تفاوت معناداری بین گروه سالم و بیمار وجود نداشت. نتیجه گیری: در افراد دارای کمردرد غیراختصاصی مزمن حس عمقی زانو نسبت به افراد سالم دارای اختلال می باشد. مطالعه حاضر تمرینات حس عمقی و تمرینات سنسوری موتور در اندام تحتانی به خصوص در مفصل زانو را در افراد دارای کمردرد غیراختصاصی مزمن پیشنهاد می کند.

آمار یکساله:  

بازدید 241

دانلود 89 استناد 0 مرجع 0
نشریه: 

طب توانبخشی

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1397
  • دوره: 

    7
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    225
  • صفحه پایان: 

    235
تعامل: 
  • استنادات: 

    702
  • بازدید: 

    222
  • دانلود: 

    91
چکیده: 

مقدمه و اهداف: خستگی بر عملکردهای انسان اثرگذار است. برای حفظ عملکرد حرکتی در حضور خستگی تطابق در متغیرهای سینماتیک، سینتیک و فعالیت عضلات مورد نیاز است. هدف از انجام تحقیق حاضر بررسی اثر خستگی اندام تحتانی بر متغیرهای مذکور در راه رفتن افراد جوان فعال بود. مواد و روش ها: در تحقیق نیمه تجربی حاضر 15 مرد سالم فعال (18/3± 09/22 سال) با میانگین قد (58/7± 177 سانتی متر) و وزن (72/7± 71 کیلوگرم) شرکت کردند. از پروتکل خستگی نشست و برخاست برای خستگی اندام تحتانی استفاده و متغیرهای سینماتیکی و سینتیکی و فعالیت عضلانی منتخب در حین راه رفتن طبیعی آزمودنی ها قبل و بعد از اعمال پروتکل خستگی جمع آوری شد. از آمار توصیفی برای تعیین شاخص های گرایش به مرکز و پراکندگی، از آزمون کولموگروف-اسمیرونوف برای تعیین وضعیت نرمال بودن توزیع داده ها و از آزمون آماری t همبسته در سطح معناداری (05/0>p) برای مقایسه متغیرهای تحقیق استفاده شد. یافته ها: تغییر در متغیرهای راه رفتن مانند افزایش عرض گام (0/003=p)، سرعت برخورد پاشنه (0/0001>p) و کاهش دورسی فلکشن مچ پا (0/005=p) افزایش فلکشن زانو (0/0001>p) و افزایش اوج اول نیروی عمودی عکس العمل زمین (0/004=p) و کاهش معنادار در فعالیت عضلات درشت نی قدامی (0/044=p)، پهن داخلی(0/001=p)، پهن خارجی(0/005=p)، راست رانی (0/007=p)، نیمه وتری (0/044=p) و دوسررانی(0/004=p)پس از خستگی مشاهده شد. نتیجه گیری: یافته ها موید اثر خستگی عضلانی بر متغیرهای راه رفتن بود. افزایش عرض گام، افزایش سرعت برخورد پاشنه و کاهش فعالیت عضلات منتخب اندام تحتانی ممکن است با افزایش نیاز به تعادل پویا در حین خستگی و افزایش خطر آسیب و افتادن ناشی از سرخوردن در ارتباط باشد. افتادن در سالمندان و کودکان می تواند عوارض نامطلوب روحی و جسمی بر جای بگذارد؛ از این رو در طراحی تمرین های مرتبط با این گروه ها توصیه می شود شدت تمرین در آستانه خستگی حفظ شود.

آمار یکساله:  

بازدید 222

دانلود 91 استناد 702 مرجع 0
نشریه: 

طب توانبخشی

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1397
  • دوره: 

    7
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    236
  • صفحه پایان: 

    243
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    189
  • دانلود: 

    98
چکیده: 

مقدمه و اهداف: عموما افراد دو زبانه به افراد یا گروه هایی اطلاق می شود که توانش زبانی آنها در آن دو زبان به ویژه در بعد کلامی در حد کاربران بومی آن دو زبان باشد. بر طبق مطالعات اخیر در افراد دو زبانه نسبت به افراد تک زبانه٬ پردازش اطلاعات زبانی در حضور نویز به شکل متفاوتی انجام می شود. عملکرد درکی زبان دوم در این افراد٬ در حضور نویز در مقایسه با سکوت بیشتر متاثر می شود. هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر دو زبانگی بر توانایی مهارت پردازش ساختار ظریف زمانی در افراد 18-25 سال با شنوایی هنجار می باشد. مواد و روش ها: پژوهش حاضر یک مطالعه مشاهده ای می باشد. جامعه آماری شامل 30 فرد جوان دو زبانه و 30 فرد جوان تک زبانه می باشد که به صورت غیرتصادفی در دسترس از بین دانشجویان دانشکده توانبخشی انتخاب شدند. دو گروه افراد با استفاده از آزمون ساختار ظریف زمانی در سه فرکانس 750-500-250 هرتز مورد ارزیابی قرار گرفتند. تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل واریانس اندازه های مکرر دو عاملی با کنترل متغیر سن انجام شد. یافته ها: بر اساس نتایج به دست آمده٬ در پردازش ساختار زمانی دو گروه اختلاف معنا دار دیده می شود (0/02=P) و گروه دو زبانه دارای میانگین آستانه تغییر فاز بالاتری نسبت به گروه تک زبانه می باشند. همچنین مقایسه میانگین آستانه تغییر فاز دو گوشی در فرکانس های مختلف معنا دار بود (0/0001>P). نتیجه گیری: مهارت پردازش ساختار ظریف زمانی در افراد دو زبانه ضعیف تر از افراد تک زبانه است. این تفاوت می تواند یکی از دلایل کاهش عملکرد درک گفتار در حضور نویز افراد دو زبانه تلقی گردد. در واقع طبق مطالعات مختلف انجام شده، افراد دو زبانه نسبت به افراد تک زبانه بیشتر تحت تاثیر محیط شنیداری نامناسب می باشند که در این آزمون به صورت بالا بودن آستانه تغییر فاز مشخص شد.

آمار یکساله:  

بازدید 189

دانلود 98 استناد 0 مرجع 0
نشریه: 

طب توانبخشی

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1397
  • دوره: 

    7
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    244
  • صفحه پایان: 

    251
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    190
  • دانلود: 

    130
چکیده: 

مقدمه و اهداف: با توجه به روند افزایشی استفاده از کفش های پاشنه بلند در میان زنان، مطالعه بر روی اثرات آن بر روی بدن و به خصوص لوردوز کمری و راستای لگن ضروری به نظر می رسد. مطالعات متعددی در این زمینه انجام شده است، اما در این مطالعات همسویی در مورد اثرات پوشیدن این کفش ها به چشم نمی خورد و در برخی موارد حتی تناقض وجود دارد. این تناقضات به خصوص در مورد تاثیر کفش پاشنه بلند بر لوردوز کمری بیشتر دیده می شود. با توجه به وجود این تناقضات، هدف از انجام مطالعه مروری حاضر، بررسی نتایج مطالعات انجام شده در زمینه تاثیر ارتفاع پاشنه کفش بر میزان لوردوز ناحیه کمری و راستای لگن می باشد. مواد و روش ها: مقاله حاضر به مرور مطالعات بین سال های 2000 تا 2016 در زمینه تاثیر کفش های پاشنه بلند بر راستای کمر و لگن در صفحه ساژیتال و بیان نتایج هر کدام می پردازد. پس از جستجوی منابع مرتبط، تعداد 6 مقاله از جمله دو مقاله مروری مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفت. یافته ها: با توجه به تعداد کم مطالعات انجام شده و تفاوت های این مطالعات، نمی توان نتیجه گیری قاطعی در مورد تاثیر ارتفاع پاشنه کفش بر میزان لوردوز کمر و راستای لگن انجام داد. نتیجه گیری: با توجه به نتایج این مقالات، عدم بررسی همه جانبه بر روی ستون فقرات و لگن، عدم استفاده از ابزارهای صحت سنجی شده در برخی موارد و در نظر نگرفتن اثرات جبرانی، از دلایل عمده واگرایی در نتایج می باشند و نیاز به انجام مطالعه جامع احساس می شود.

آمار یکساله:  

بازدید 190

دانلود 130 استناد 0 مرجع 0
نشریه: 

طب توانبخشی

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1397
  • دوره: 

    7
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    252
  • صفحه پایان: 

    260
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    217
  • دانلود: 

    116
چکیده: 

مقدمه و اهداف: وزوز از شایع ترین نشانه های بیماری های گوش و اختلالات شنوایی می باشد که به طور مرسوم به عنوان یک اختلال در ساختار گوش در نظر گرفته شده است، اما اخیرا دیدگاه بیشتر به سمت منشاء مرکزی گرایش دارد. امروزه تلاش بر این است که بر مبنای علوم اعصاب وزوز، تدابیر مدیریتی مناسب اتخاذ شود. مطالعه حاضر توضیحات جامع و جدید پیرامون فرآیندهای عصبی، شیوه های مدیریتی و توانبخشی وزوز فراهم آورده است. مواد و روش ها: مقاله حاضر، مروری می باشد بر آخرین مقالات و کتب که از سال 2005 تا 2016 میلادی در زمینه وزوز، عصب شناسی و رویکردهای درمانی مرتبط منتشر شده اند که از بانک های اطلاعاتی PubMed, Proquest, Google Scholar, Science Direct انتخاب گردیده است. یافته ها: وزوز بیشتر بر اثر تغییرات ناهنجار دستگاه عصبی مرکزی پس از محرومیت شنوایی و هیجانات منفی ایجاد می شود. این اختلال در حال حاضر درمان قطعی ندارد، اما با استفاده از دارودرمانی، تعدیل عصبی (Neural Modulation) و توانبخشی که اساس آن مشاوره می باشد، می توان شدت آن را تسکین داد. همچنین روش های درمانی جدیدی در حال پیشرفت است که مستقیما فرآیندهای عصبی مرتبط با وزوز را هدف قرار می دهد.

آمار یکساله:  

بازدید 217

دانلود 116 استناد 0 مرجع 0
نشریه: 

طب توانبخشی

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1397
  • دوره: 

    7
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    261
  • صفحه پایان: 

    273
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    173
  • دانلود: 

    98
چکیده: 

مقدمه و اهداف: حدود 13 درصد از کودکان، در طبقه کودکان با معلولیت جای می گیرند. بدرفتاری با کودکان و بزرگسالان با معلولیت شایع است. شناسایی ماهیت و ریسک فاکتورهای بدرفتاری، به شناسایی کودکان و خانواده های در معرض خطر کمک کرده و اجرای مداخلات در راستای پیشگیری و درمان این کودکان را تسهیل می کند. پژوهش حاضر با هدف شناسائی ماهیت و ریسک فاکتورهای بدرفتاری با کودکان با معلولیت انجام شده است. مواد و روش ها: در مطالعه مروری حاضر، جستجوی کلیدواژه های بدرفتاری؛ آزار؛ غفلت؛ معلولیت؛ کودک و ریسک فاکتور در پایگاه های داده: PubMed, Scopus, ProQuest, Elsevier, Springer, Cochrane, Ovidو موتور جستجوی Google Scholar، در بازه ی زمانی 1960 تا 2015 انجام شد. مطالعات پژوهشی، متاآنالیز و مرور سیستماتیک که در مورد بدرفتاری با افراد زیر 18 سال دارای معلولیت فیزیکی، روانی و ذهنی انجام شده بود، وارد مطالعه شد. یافته ها: با توجه به معیارهای ورود، چکیده 79 مقاله بررسی و در نهایت 26 متن کامل مورد بررسی دقیق قرار گرفت. تقریبا تمام مطالعات متفق بودند بدرفتاری با کودکان با معلولیت بیشتر از کودکان سالم رخ می دهد. بر اساس تحقیقات گذشته می توان ماهیت و ریسک فاکتورهای بدرفتاری را در سه طبقه ی ویژگی بدرفتاری، ویژگی قربانی و ویژگی عامل بدرفتاری بررسی کرد. داده ها در این زمینه ها پراکنده است و تحقیقات مختلف نتایج مختلفی را در این زمینه ها گزارش کرده اند. در مورد ویژگی قربانی می توان وجود معلولیت های رفتاری را ریسک فاکتور مهمتری برای بدرفتاری با کودک معرفی کرد. معلولیت کم شدت تر و معلولیتی که در ظاهر کودک نمایان نباشد، باعث افزایش خطر بدرفتاری خصوصا آزار جنسی می شود. در مطالعات مختلف، والدین، پرسنل مدارس، همسالان و غریبه ها به عنوان عامل بدرفتاری معرفی شدند. نتیجه گیری: تفاوت در تعریف معلولیت، بدرفتاری و روش تحقیقی که در مطالعات مختلف به کار رفته است، باعث گردید نتیجه گیری قاطعی در مورد ریسک فاکتورهای بدرفتاری با کودک با معلولیت صورت نگیرد، اما می توان احتمال داد فقدان مهارت والدگری در والدین و همچنین سن کمتر و معلولیت کم شدت تر در کودک-فارغ از نوع معلولیت-با احتمال بالاتری جزو ریسک فاکتورهای بدرفتاری هستند. مطالعات کمی که در کشورهای آسیایی انجام شده است، ممکن است نشان دهنده ی آمادگی کمتر این کشورها برای مقابله با این مسئله اجتماعی باشد.

آمار یکساله:  

بازدید 173

دانلود 98 استناد 0 مرجع 0
نشریه: 

طب توانبخشی

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1397
  • دوره: 

    7
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    274
  • صفحه پایان: 

    283
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    134
  • دانلود: 

    98
چکیده: 

مقدمه و اهداف: سمعک های امروزی اغلب غیرخطی بوده و دارای ویژگی های پویا، از قبیل سیستم کاهنده نویز و حذف فیدبک می باشد. بنابراین، این سمعک ها به گفتار به شکل متفاوت تری نسبت به محرک های سینوسی و مدوله نشده پاسخ خواهند داد. از آنجا که گفتار مهمترین محرکی است که کاربران سمعک در معرض آن قرار می گیرند؛ بنابراین استفاده از محرک های ایستا از قبیل جاروب های تون خالص و نویزهای مدوله نشده در ارزیابی و راستی آزمایی سمعک ها، منطقی به نظر نمی رسد. هدف از مقاله مروری حاضر معرفی شیوه نوین آنالیز درصدی با استفاده از سیگنال بین المللی آزمون گفتاری (ISTS) در راستی آزمایی سمعک ها می باشد تا علاوه بر کاهش تفاوت های بین کلینیکی و تنظیم دقیق سمعک، از آزار و اذیت ناشی از صداهای بلند و شنیده نشدن صداهای آرام توسط بیمار جلوگیری به عمل آید. مواد و روش ها: با جستجو در منابعی که از سال 1990 تا 2017 میلادی در زمینه راستی آزمایی سمعک ها منتشر گردیده، 40 مقاله مرتبط از بانک های اطلاعاتیGoogle Scholar، Proquest، Pubmed، Sciencedirect با کلیدواژه هایHearing Aid Verification، Speech Mapping، International Speech Test Signal، Percentile analysis انتخاب شد که از این مقالات، 32 مقاله پژوهشی برگزیده شد. در مقاله مروری حاضر از مقالات پژوهشی مذکور و 3 کتاب مرتبط استفاده شده است. نتیجه گیری: محرک ISTS به عنوان محرک گفتاری مشترک شناخته می شود. یعنی علاوه بر اینکه این محرک همه ویژگی های یک گفتار زنده را دارد، می توان از آن به عنوان محرکی مشترک جهت ارزیابی و راستی آزمایی سمعک ها در کلینیک های شنوایی استفاده کرد. بنابراین ویژگی های زمانی و طیفی محرک گفتاری از یک کلینیک به کلینیک دیگر ثابت خواهد بود. در این صورت می توان از تکنیک آنالیز درصدی برای به دست آوردن محدوده پویایی صداهای ورودی و خروجی از سمعک، میزان بهره و تراکم سمعک بهره برده و اطلاعات به دست آمده را از یک کلینیک به کلینیک دیگر مورد استفاده قرار داد. همچنین به دلیل اینکه گفتار محرکی پویا می باشد، تکنیک آنالیز درصدی این امکان را می دهد که بهره سمعک و ویژگی های تراکمی آن به گونه ای تنظیم شود تا علاوه بر جلوگیری از تجاوز قلل گفتاری از آستانه های ناراحت شنیداری، بخش های آرام گفتار نیز بالای آستانه شنیداری بیمار قرار بگیرد و رضایت بیمار از تنظیم سمعک را افزایش دهد.

آمار یکساله:  

بازدید 134

دانلود 98 استناد 0 مرجع 0
نشریه: 

طب توانبخشی

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1397
  • دوره: 

    7
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    30
  • صفحه پایان: 

    41
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    282
  • دانلود: 

    84
چکیده: 

مقدمه و اهداف: چشم در مقابل گاز خردل به علت سطح رطوبت آن خیلی حساس است، با توجه به عوارض دیررس این گاز، این مطالعه جهت بررسی عوارض طولانی مدت گاز خردل انجام گرفته است. مواد و روش ها: این پژوهش به روش توصیفی در 300 نفر از مجروحین شیمیائی جنگ تحمیلی که سن آنان بین 75-40 سال بود و از زمان مصدومیت آنان 33-28 سال گذشته بود، انجام گرفت. یک معاینه کامل چشمی توسط یک متخصص چشم انجام شد. عوارض در چهار گروه شامل: طبیعی، خفیف، متوسط و شدید تقسیم بندی گردید، نتایج توسط آزمونX2 مورد قضاوت آماری قرار گرفت و سایر نتایج در قالب آمارهای توصیفی اعلام گردید. یافته ها: از 300 مجروح جنگی 37. 5%سن بین 50-46 سال، 79% سابقه یک بار مصدومیت، 13. 4%سابقه دوبارمصدومیت، 6. 6% سابقه سه بار مصدومیت و1% بیش از سه بار، 42% سابقه بستری، 77. 6% سابقه مصرف دارو، بیشترین شکایات، خارش (42. 3%)، سوزس (38. 3%) و احساس خشکی چشم (37%). بیشترین عوارض پلک ها اختلال غدد میبومین (39. 4%). بیشترین عوارض ملتحمه، آنومالی های عروقی (46. 6%). بیشترین عوارض ناحیه لیمبوس، ایسکمی (12%) و بیشترین عوارض قرنیه، اختلال سلول های اپی تلیال (13. 4%) بودند. اعمال جراحی قبلی انجام شده: بستن پونکتوم اشکی (19. 4%)، پیوند قرنیه نفوذی (0. 33%)، تارسورافی (0. 66%)، کشیدن ملتحمه روی قرنیه (1%)، پیوند غشای آمنیونی (0%)، پیوند سلول های بنیادی (66/2%) و پیوند لایه ای قرنیه (66/0%) بودند. از نظر شدت ضایعات: نرمال(53. 34%)، خفیف(33/33%)، متوسط(9. 33%) و شدید(4%) بودند. نتیجه گیری: یافته های پژوهش نشان داد که گازخردل دارای عوارض تاخیری در چشم است وآنومالی های عروقی ملتحمه و اختلال سلول های اپی تلیال قرنیه بیشترین عوارض بودندوعوارض خفیف نسبت به متوسط و شدید بیشتر بود.

آمار یکساله:  

بازدید 282

دانلود 84 استناد 0 مرجع 0
نشریه: 

طب توانبخشی

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1397
  • دوره: 

    7
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    42
  • صفحه پایان: 

    50
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    143
  • دانلود: 

    76
چکیده: 

مقدمه و اهداف: پوکی استخوان شایع ترین بیماری متابولیک استخوان است که با کاهش تراکم معدنی و کیفیت ساختار استخوان یک عامل مهم بیماری زا در زنان شناخته می شود. در ایران بیش از 70% زنان و 50% مردان بالای 50 سال به استئوپروز یا استئوپنی مبتلا هستند. رایج ترین بیماری های مرتبط با پوکی استخوان، درد، محدودیت های حرکتی، کاهش عملکرد و آسیب های روان شناسی، بیماری های مزمن ثانویه به دنبال شکستگی است که باعث کاهش کیفیت زندگی می شود. در مطالعه حاضر اثر تمرینات تعادلی بر میزان درد و کیفیت زندگی زنان یائسه مبتلا به استئوپنی مورد بررسی قرار گرفت. مواد و روش ها: در این کارآزمایی بالینی دو سویه کور، 48 بیمار زن یائسه 48-65 ساله مبتلا به استئوپنی با تشخیص متخصص ارتوپدی بیمارستان اختربه طور تصادفی در دو گروه درمان رایج (پیاده روی و دارودرمانی)) و درمان رایج همراه با تمرینات تعادلی تحت درمان قرار گرفتند. تمرینات تعادلی به صورت بسته تمرینی پس از تایید متخصصین کاردرمانی روی بیماران به مدت 8 هفته طی 24 جلسه یک ساعته اجرا شد درد باVASو کیفیت زندگی باSF36در هر دو گروه، قبل و بعد از درمان مورد ارزیابی قرار گرفت تجزیه و تحلیل آماری داده ها به روش آماری توسط SPSS22 انجام گرفت یافته ها: درمان رایج به همراه تمرینات تعادلی نسبت به درمان رایج به تنهایی به طور معناداری سبب بهبودی بیشتر کیفیت زندگی و کاهش درد در اندام فوقانی و تحتانی و ستون فقرات بیماران مبتلا به استئوپنی می گردد (0/01>P). نتیجه گیری: استفاده از تمرینات تعادلی به همراه درمان های رایج پیاده روی و دارودرمانی در زنان یائسه مبتلا به استئوپنی، به طور چشمگیری باعث بهبودی کیفیت زندگی و کاهش درد می گردد.

آمار یکساله:  

بازدید 143

دانلود 76 استناد 0 مرجع 0
نویسنده: 

حجازی مسعود

نشریه: 

طب توانبخشی

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1397
  • دوره: 

    7
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    51
  • صفحه پایان: 

    58
تعامل: 
  • استنادات: 

    351
  • بازدید: 

    150
  • دانلود: 

    109
چکیده: 

مقدمه و اهداف: برخی از ویژگی های روانی و شخصیتی در انتخاب و تصمیم گیری انسان ها بسیار تاثیرگذار است. این ویژگی های روان شناختی می توانند با انتخاب نوع زایمان نیز مرتبط باشند. از این رو پژوهش حاضر به منظور مقایسه ی ویژگی های شخصیتی (روان رنجور خویی، برون گرایی، باز بودن به تجربه، توافق گرایی و وجدان گرایی) و اضطراب (آشکار و نهان) زنان باردار بر حسب انتخاب نوع زایمان (طبیعی یا سزارین) در شهرستان طارم اجرا شد. مواد و روش ها: روش پژوهش توصیفی از نوع علی-مقایسه ای بود. نمونه مورد بررسی شامل 90 نفر از زنان باردار مراجعه کننده به مراکز بهداشتی شهرستان طارم در سال 1394 بودند. ابتدا به روش نمونه گیری خوشه ایدو مرکز از سطح شهرستان انتخاب و سپس ار بین زنان باردار مراجعه کننده به این دو مرکز 90 نفر به روش تصادفی ساده انتخاب شدند. آزمودنی ها به پرسش نامه شخصیتی (NEO-FFI) و پرسش نامه اضطراب اشپیل برگر پاسخ دادند. برای تحلیل داده ها علاوه بر روش های آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار) از آزمون تحلیل واریانس چند متغیری (Manova) استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که بین زنان باردار با ترجیح دو نوع زایمان (طبیعی و سزارین) تفاوت معناداری در میزان اضطراب آشکار و ویژگی های شخصیتی روان رنجور خویی، برون گرایی، باز بودن به تجربه و مسئولیت پذیری وجود دارد (01/0(P<. نتیجه گیری: نتایج پژوهش اهمیت مسائل روان شناختی را در ترجیح نوع زایمان بیان می کند و نشان می دهد برای کاهش آمار سزارین می بایست به اضطراب آشکار و ویژگی های شخصیتی زنان باردار توجه شود.

آمار یکساله:  

بازدید 150

دانلود 109 استناد 351 مرجع 0
نشریه: 

طب توانبخشی

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1397
  • دوره: 

    7
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    59
  • صفحه پایان: 

    70
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    322
  • دانلود: 

    196
چکیده: 

مقدمه و اهداف: اختلال پردازش شنیداری مرکزی و نارساخوانی، در بسیاری از پژوهش ها با یکدیگر مرتبط شده اند و همبودی بالایی نیز دارند. بسیاری از دانش آموزان نارساخوان مشکلاتی در ادراک شنیداری دارند. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی برنامه توان بخشی پردازش شنیداری مرکزی بر ادراک شنیداری در دانش آموزان نارساخوان انجام شد. مواد و روش ها: پژوهش حاضر یک کارآزمایی بالینی با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش شامل دانش آموزان مقطع ابتدایی بود که با تشخیص نارساخوانی در یکی از مراکز اختلالات یادگیری شهر تهران مشغول به آموزش بودند. 30 دانش آموز نارساخوان با اختلال پردازش شنیداری مرکزی به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب، در گروه های آزمایش و گواه منسوب شدند. برنامه توان بخشی پردازش شنیداری مرکزی در 12 گام با تمرینات گوناگون برای دانش آموزان نارساخوان طراحی و تدوین شد. آزمون ادراک شنیداری برای افراد دارای آسیب شنوایی در پیش آزمون برای هر دو گروه اجرا شد. گروه آزمایش 15 جلسه برنامه توان بخشی پردازش شنیداری مرکزی را دریافت کردند. آزمون ادراک شنیداری مجددا در پس آزمون برای هر دو گروه اجرا شد. برای بررسی پایداری اثرات برنامه پی گیری 5 هفته بعد انجام شد. برای تحلیل یافته ها از آنالیز واریانس چندمتغیری با اندازه گیری مکرر استفاده گردید. یافته ها: نتایج نشان داد که بین میانگین نمرات ادراک شنیداری گروه آزمایش و گروه گواه در پس آزمون تفاوت معنادار وجود دارد (0/05=P) و گروه آزمایش نمرات بالاتری را کسب کرده بودند. نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده اثربخشی برنامه توانبخشی اختلال پردازش شنیداری مرکزی بر ادراک شنیداری دانش آموزان نارساخوان تایید شده و پی گیری نیز حاکی از پایداری نتایج بود.

آمار یکساله:  

بازدید 322

دانلود 196 استناد 0 مرجع 0
نشریه: 

طب توانبخشی

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1397
  • دوره: 

    7
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    71
  • صفحه پایان: 

    76
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    141
  • دانلود: 

    93
چکیده: 

مقدمه و اهداف: 45 تا 96 درصد کودکان مبتلا به اتیسم از اختلال در پردازش اطلاعات حسی رنج می برند. به دلیل شیوع بالای اختلال پردازش حسی و وجود مشکل در مشارکت در فعالیت های روزمره زندگی در کودکان مبتلا به اتیسم و همچنین اهمیت مقوله مشارکت در زندگی روزمره پژوهش حاضر با هدف بررسی ارتباط بین وضعیت پردازش اطلاعات حسی با میزان مشارکت کودکان اتیسم با هوش عادی انجام شد. مواد و روش ها: مطالعه حاضر از نوع بررسی-مقطعی بود. مطالعه بر روی 10 دانش آموز دبستانی مبتلا به اتیسم با هوش عادی از مدارس اتیسم و 10 دانش آموز دبستانی عادی انجام گرفت. جهت جمع آوری اطلاعات از والدین از دو پرسش نامه استاندارد نیمرخ پردازش حسی کوتاه دان و سنجش عادات زندگی که مشارکت کودکان ناتوان را می سنجد، استفاده شد. تحلیل داده ها با کمک نرم افزار SPSS21 و آزمون همبستگی اسپیرمن در سطح معناداری زیر 05/0 انجام شد. یافته ها: نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که میانگین میزان مشارکت کودکان اتیسم در فعالیت های روزمره 4/08 بود و در کودکان عادی 8/16 به دست آمد. داده های حاصل از پژوهش رابطه معناداری را بین وضعیت پردازش اطلاعات حسی و میزان مشارکت در کودکان مبتلا به اتیسم با کارکرد بالا نشان نداده است. همچنین همبستگی بین وضعیت پردازش اطلاعات حسی و میزان مشارکت در کودکان عادی نشان داده نشد. نتیجه گیری: یافته های پژوهش تاکید نمود که در کودکان مبتلا به اتیسم با کارکرد بالا، اختلال پردازش اطلاعات حسی وجود دارد و مشارکت در انجام فعالیت های روزمره زندگی کاهش نشان می دهد. در پژوهش حاضر همبستگی میان پردازش اطلاعات حسی و میزان مشارکت در کودکان مبتلا به اتیسم و نیز کودکان عادی وجود نداشت که این مسئله می تواند به دلیل حضور کودکان اتیسم با عملکرد بالا در مطالعه باشد.

آمار یکساله:  

بازدید 141

دانلود 93 استناد 0 مرجع 0
نشریه: 

طب توانبخشی

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1397
  • دوره: 

    7
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    77
  • صفحه پایان: 

    87
تعامل: 
  • استنادات: 

    351
  • بازدید: 

    202
  • دانلود: 

    100
چکیده: 

مقدمه و اهداف: سندروم پروناسیون اندام تحتانی، شامل پرونیشن بیش از اندازه پا، چرخش داخلی و نزدیک شدن زانو می باشد. هنگامی که تمرینات ورزشی به درستی طراحی و یکپارچه شود، با استفاده از یک روش تمرینی چندوجهی می توان اهداف توانبخشی فرد را بدون نیاز به مداخلات دیگر به دست آورد. استراتژی تعادلی مچ پابا حرکت دادن کل بدن حول مفصل مچ پا، تعادل را بازیابی می کند. هدف مطالعه حاضر بررسی هشت هفته تمرین اصلاحی ترکیبی بر میزان فعالیت عضلات درگیر در استراتژی مچ پای دختران مبتلا به سندروم انحراف پروناسیون بود. مواد و روش ها: در مطالعه نیمه تجربی حاضر با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل، 30 دانش آموز 16-13 ساله با وضعیت سندروم پروناسیون اندام تحتانی وجود داشتند. افراد مورد مطالعه به طور تصادفی به دو گروه تجربی (15 نفر) و کنترل (15 نفر) تقسیم شدند. قبل و پس از هشت هفته تمرین به مدت 60 تا 80 دقیقه و سه جلسه در هفته، کف پای صاف با استفاده از تست افت ناوی، والگوس زانو با اندازه گیری زاویه تیبیوفمورال، فعالیت الکترومیوگرافی عضلات تیبیای قدامی و گاستروکنمیوس داخلی روی سیستم تعادلی بایودکس هنگام ایستادن روی پای غالب ارزیابی شد. یافته ها: نتایج تحلیل کوواریانس، تفاوت معناداری در الکترومیوگرافی عضلات تیبیای قدامی و گاستروکنمیوس داخلی دو گروه در پس آزمون را نشان داد. تمرینات اصلاحی بر میزان فعالیت عضلات تیبیای قدامی و گاستروکنمیوس داخلی در مرحله پس آزمون نسبت به پیش آزمون تفاوت معناداری داشت و به طور تقریبی 94% و 62% به ترتیب بر الکترومیوگرافی عضلات مذکور دختران دارای سندروم پروناسیون اندام تحتانی تاثیر داشت (0/001=P و 0/026=P) نتیجه گیری: به نظر می رسد تمرینات ترکیبی اصلاحی منجر به تغییر فعالیت عضلات مسئول کنترل تعادل از جمله افزایش فعالیت عضله تیبیای قدامی و کاهش فعالیت عضله گاستروکنمیوس که مربوط به استراتژی مچ پا هستند، می شود. بنابراین به متخصصین و محققین توصیه می شود جهت بهبود استراتژی های تعادلی در افراد دارای سندروم پروناسیون، تمرینات اصلاحی مد نظر قرار گیرد.

آمار یکساله:  

بازدید 202

دانلود 100 استناد 351 مرجع 0
نشریه: 

طب توانبخشی

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1397
  • دوره: 

    7
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    88
  • صفحه پایان: 

    93
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    116
  • دانلود: 

    96
چکیده: 

مقدمه و اهداف: مشکل شایع در کودکان اختلال در خواندن درک گفتار در حضور نویز زمینه می باشد. شواهد نشان می دهد مسیر وابران شنوایی نقش مهمی در درک گفتار در حضور نویز رقابتی ایفا می کند. عملکرد مسیر وابران زیتونی حلزونی داخلی را می توان با استفاده از اثر مهاری گسیل های صوتی گذاری گوش در پاسخ به تحریک دگرسویی مورد ارزیابی قرار داد. در مطالعه حاضر عملکرد این مسیر در کودکان اختلال در خواندن و کودکان هنجار با استفاده از آزمون مهار دگرسویی گسیل های گذاری صوتی گوش مورد بررسی قرار می گیرد. مواد و روش ها: 32 دانش آموز هنجار با 32 دانش آموز دچار اختلال در خواندن با شنوایی هنجار تحت ارزیابی مهار دگرسویی گسیل های صوتی گوش قرار گرفتند. تشخیص کودکان دچار اختلال در خواندن بر اساس آزمون غربالگری تشخیص اختلال در خواندن بود. یافته ها: میزان مهار دامنه گسیل های گذرای گوش در گروه اختلال در خواندن و دانش آموزان هنجار تفاوت معناداری با همدیگر نداشت P<0/05. با مقایسه دامنه این گسیل ها بین دو گوش، در گروه دانش آموزان هنجار تفاوت قابل ملاحظه ای مشاهده نگردید، ولی در گروه اختلال در خواندن دامنه گسیل ها، در گوش راست بیشتر از گوش چپ به دست آمده و این تفاوت در فرکانس های 2000 و 3000 هرتز معنادار گردید P

آمار یکساله:  

بازدید 116

دانلود 96 استناد 0 مرجع 0
نشریه: 

طب توانبخشی

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1397
  • دوره: 

    7
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    94
  • صفحه پایان: 

    99
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    150
  • دانلود: 

    73
چکیده: 

مقدمه و اهداف: در سال های اخیر مطالعات بسیاری نشان داده است که تغییرات آستیگماتیسم قرنیه پس از جراحی ترابکولکتومی رخ می دهد و تاکید بر استیپ شدن مریدین عمودی و القای آستیگمات موافق قاعده دارند. در مطالعه حاضر علاوه بر تغییرات آستیگمات و محور آن، میزان تغییرات دوربینی و نزدیک بینی و مقایسه موارد فوق با جراحی شنت مورد بررسی قرار گرفته است. مواد و روش ها: پژوهش حاضر یک مطالعه مشاهده ای-تحلیلی است. جامعه پژوهش دو گروه 16 نفری تحت جراحی شنت و ترابکولکتومی به ترتیب با متوسط سنی 72/6± 68/49 و 90/8± 43/52 بودند که به منظور بررسی تغییرات عیب انکساری قبل از جراحی، 1 هفته، 1 ماه و 3 ماه بعد از جراحی مورد مقایسه قرار گرفتند. تحلیل داده های درون هر گروه به علت نرمال نبودن آنها آزمون فریدمن و برای مقایسه بین دو جراحی از آزمون من ویتنی استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان می دهد متوسط فشار چشم قبل از جراحی و 1 هفته، 1 ماه و 3 ماه بعد از جراحی ترابکولکتومی به ترتیب 65/7± 31/31، 88/2± 81/9، 26/1± 50/10 و 28/1± 93/10 (05/0 (P< و در جراحی شنت 32/10± 06/36، 30/3± 5/13، 21/2± 68/11 و 27/1± 18/11 P<0/05و متوسط آستیگمات قرنیه در جراحی ترابکولکتومی به ترتیب 59/0± 0/1-، 9/1± 6-، 1/1± 21/2-و 62/0± 37/1-P< 0/05که در جراحی شنت 46/0± 89/0-، 62/1± 5/1-، 46/1± 5/1-و 85/0± 07/1-P>0/05و درصد آستیگمات موافق قاعده در جراحی ترابکولکتومی به ترتیب 5/37، 100، 5/37 و 25/31 که در جراحی شنت 75/43، 50، 50 و 25/56 و متوسط اکی والان اسفر در جراحی ترابکولکتومی به ترتیب 49/1± 03/0-، 94/1± 43/1، 74/1± 27/0 و 46/1± 04/0 (P< 0/05و در جراحی شنت 5/1± 65/0، 03/2± 03/1، 64/1± 7/0 54/1± 62/0, P< 0/05است. مقایسه متغیرهای فوق در دو جراحی با استفاده از من ویتنی از منظر مقدار آستیگماتیسم و محور آن معنادار بوده P<0/05 تغییر اکی والان اسفر معنادار نشد P>0/05 نتیجه گیری: هر دو روش دوربینی را القا می کنند که با گذشت زمان از مقدار آن کاسته می شود، اما تغییرات مقدارو ایجاد آستیگماتیسم موافق قاعده در جراحی ترابکولکتومی به نسبت جراحی شنت بیشتر است.

آمار یکساله:  

بازدید 150

دانلود 73 استناد 0 مرجع 0

تبلیغات

مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID