نتایج جستجو

2558

نتیجه یافت شد

مرتبط ترین ها

اعمال فیلتر

به روزترین ها

اعمال فیلتر

پربازدید ترین ها

اعمال فیلتر

پر دانلودترین‌ها

اعمال فیلتر

پر استنادترین‌ها

اعمال فیلتر

تعداد صفحات

27

انتقال به صفحه

آرشیو

سال

دوره(شماره)

مشاهده شمارگان

مرکز اطلاعات علمی SID1
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1401
  • دوره: 

    15
  • شماره: 

    1 (پیاپی 56)
  • صفحه شروع: 

    18
  • صفحه پایان: 

    32
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    62
  • دانلود: 

    70
کلیدواژه: 
چکیده: 

مقدمه: سرطان پستان و درمان های مربوطه عوارض مختلفی بر دستگاه ایمنی بدن دارد. تمرینات ورزشی به عنوان روشی برای کاهش برخی عوارض و بهبود کیفیت زندگی این بیماران پیشنهاد می شود. یکی از ورزش های پیشنهادی به بیماران سرطان پستان تمرینات پیلاتس است که اگرچه از برخی جوانب مفید بوده اما تاثیر آن بر سیستم ایمنی مشخص نیست. هدف این تحقیق بررسی تاثیر هشت هفته تمرینات پیلاتس بر فاکتورهای ایمنی در زنان مبتلا به سرطان پستان بود. روش بررسی: شرکت کنندگان در این تحقیق 30 نفر از زنان مبتلا به سرطان پستان در دامنه سنی بین 30 تا 57 سال بودند که به طور داوطلبانه و با توجه به معیارهای ورود در این پژوهش شرکت کردند و به شکل تصادفی به دو گروه تمرین (18نفر) و کنترل (12 نفر) تقسیم شدند و نهایتا با توجه به معیارهای خروج در دو گروه تمرین (15 نفر) و کنترل (8 نفر) مورد بررسی قرار گرفتند. گروه تمرین، تمرینات پیلاتس را به مدت 8 هفته و 3 روز در هفته به مدت 60 دقیقه در جلسه انجام دادند و گروه کنترل به فعالیت های عادی روزانه خود ادامه دادند. 48 ساعت قبل و بعد از دوره مطالعاتی (8 هفته) از هر دو گروه تمرین و کنترل جهت اندازه گیری لنفوسیت و مونوسیت، خونگیری انجام شد. از آزمون آماری تحلیل کوواریانس به منظور تحلیل یافته ها استفاده شد. یافته ها: متغیرهای مورد نظر در دو گروه تمرین (15 نفر، سن: 30/6± 66/40 سال، شاخص توده بدنی: 27/5± 67/26 کیلوگرم/مترمربع) و کنترل (8 نفر، سن: 31/7± 12/49 سال، شاخص توده بدنی: 03/4± 96/28 کیلوگرم /مترمربع) مقایسه شدند. نتایج تحقیق نشان داد که تغییرات میزان نوتروفیل در پیش آزمون (77/5± 58/51) و پس آزمون (69/8± 75/56) در مقایسه با گروه کنترل در پیش آزمون (11/5± 87/53) و پس آزمون (22/3± 87/52) تفاوت معنی داری نداشت (19/0=P). تغییرات لنفوسیت ها در گروه تمرین در پیش آزمون (50/7± 25/40) و پس آزمون (04/10± 75/37) در مقایسه با گروه کنترل در پیش آزمون (74/6± 86/36) و پس آزمون (64/5± 87/37) تفاوت معنی داری نداشت (84/0=P). نسبت نوتروفیل به لنفوسیت ها نیز در گروه تمرین در پیش آزمون (37/0± 34/1) و پس آزمون (59/0± 64/1) در مقایسه با گروه کنترل در پیش آزمون (40/0± 52/1) و پس آزمون (25/0± 42/1) تفاوت معنی داری نداشت (23/0=P). نتیجه گیری: با توجه به نتایج تحقیق بیماران مبتلا به سرطان پستان می توانند بدون تاثیر منفی بر شاخص های بررسی شده در سیستم ایمنی در تمرینات پیلاتس شرکت کنند، اما احتمالا شدت این تمرینات برای بهبود عملکرد سیستم ایمنی کافی نبوده است.

آمار یکساله:  

بازدید 62

دانلود 70 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1401
  • دوره: 

    15
  • شماره: 

    1 (پیاپی 56)
  • صفحه شروع: 

    33
  • صفحه پایان: 

    45
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    64
  • دانلود: 

    74
کلیدواژه: 
چکیده: 

مقدمه: با توجه به شیوع بالای سرطان پستان و میزان ابتلا و مرگ و میر ناشی از آن در سراسر دنیا به نظر می رسد بهترین روش برای کنترل آن، پیشگیری است. برای پیشگیری، همواره آموزش و توانمندسازی زنان به عنوان ابتدایی ترین و موثرترین راه کار پیشنهاد شده است. امروزه، موثرترین روش های آموزش، استفاده از نرم افزارها، سایت ها، شبکه های اجتماعی و سایر ابزارهای به روز و در دسترس است. جهت ارایه آموزش به شیوه الکترونیک نیاز به محتوای مناسب، قابل استفاده و اثربخش وجود دارد. در این مقاله محتوای آموزش الکترونیک «پیشگیری از سرطان پستان» طراحی و ارزیابی شد. روش بررسی: این پژوهش در سه فاز اصلی انجام شد. در فاز اول با استفاده از منابع علمی موجود، کتاب ها و متون تخصصی سرطان پستان (مورد تایید متخصصان و مبتنی بر شواهد علمی) موارد آموزشی تهیه شد. در فاز دوم در طی جلسات متعدد مصاحبه و اجماع نظرات که با متخصصان رشته های مختلف برگزار شد، به تدوین و بومی سازی بسته آموزشی پیشگیری از سرطان پستان پرداخته شد. در فاز سوم محتوای آموزشی توسط تیم متخصصان حوزه آموزش، انفورماتیک پزشکی، سرطان شناسی، تغذیه و ورزش مورد ارزیابی قرار گرفت و بسته پیشگیری از سرطان پستان جهت استفاده در روش های مختلف آموزش الکترونیک ارایه شد. همچنین بسته آموزشی در اختیار تعدادی از کاربران بالقوه آن قرار گرفت و توسط آن ها نیز ارزیابی شد. یافته ها: محتوای آموزشی در زمینه روش های تشخیص زودرس، ریسک فاکتورها، نقش تغذیه در پیشگیری، نقش فعالیت بدنی در پیشگیری و نشانه های اولیه سرطان پستان مورد تایید متخصصان با روایی بالا قرار گرفت و در نهایت در هر زمینه محتوای الکترونیک آن با توجه به نظر متخصصین حوزه آموزش در فرمت های انیمیشن، گیف و اینفوگرافیک طراحی شد و پس از بازبینی های مکرر نسخه نهایی در هر زمینه تولید شد. ارزیابی محتوای تولید شده توسط گروه هدف نیز نشان داد محتوا از لحاظ ساده و قابل فهم بودن، حجم و کیفیت فایل ها، کافی و به موقع بودن اطلاعات ارایه شده، به روز بودن اطلاعات و قابل اعتماد بودن نمره عالی کسب کرد. نتیجه گیری: با توجه به ارزیابی هایی که از بسته آموزشی انجام گرفت، این بسته می تواند به عنوان یک محصول قابل قبول و مبتنی بر شواهد علمی به روز در حیطه پیشگیری از سرطان پستان مورد استفاده قرار گیرد.

آمار یکساله:  

بازدید 64

دانلود 74 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1401
  • دوره: 

    15
  • شماره: 

    1 (پیاپی 56)
  • صفحه شروع: 

    4
  • صفحه پایان: 

    17
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    81
  • دانلود: 

    130
کلیدواژه: 
چکیده: 

مقدمه: سرطان پستان یکی از شایع ترین سرطان ها در بین زنان است. امروزه با پیشرفت شیوه های درمانی پزشکی، اقدامات درمانی برای بیماران مبتلا به سرطان تنها جهت افزایش مدت زمان زنده ماندن آنان انجام نمی شود بلکه با هدف درمان کامل بیماری نیز همراه است. در این مطالعه، علاوه بر بررسی بقای بیماران مبتلا به سرطان پستان، شانس بهبود کامل بیماری و عوامل پیش آگهی آن با استفاده از مدل های شفای آمیخته مورد بررسی قرار گرفته است. روش بررسی: این مطالعه از نوع کوهورت گذشته نگر بوده که بر روی 1310 نفر از زنان مبتلا به سرطان پستان که طی سال های 1374 تا 1392 به پژوهشکده سرطان معتمد مراجعه نموده و تا سال 1397 مورد پیگیری قرار گرفتند، انجام شده است. منحنی کاپلان-مایر و مدل نیمه پارامتری شفای آمیخته بر داده ها برازش شدند. در این مدل، بیماران به دو دسته شفایافته و شفانیافته تقسیم شده، سپس میزان شفایافتگی (نرخ بیماران درمان شده) و بقای بیماران شفانیافته محاسبه شده و عوامل مرتبط با آن شناسایی شدند. یافته ها: از بین 1310 بیمار حاضر در مطالعه، 235 نفر (1/18%) فوت کرده و باقی افراد سانسور شدند. بر اساس منحنی کاپلان-مایر، نسبت شفایافتگی 68% بود و آخرین پیامد مرگ حدود 12 سال پس از تشخیص مشاهده شد. ابتلا به چاقی، درگیری غدد لنفاوی، انجام جراحی ماستکتومی و عدم دریافت هورمون درمانی به عنوان عوامل خطر احتمال شفای بیماران در بلند مدت شناسایی شدند در حالی که اندازه تومور بزرگتر، مرحله پیشرفته تر بیماری و عدم دریافت شیمی درمانی از عوامل خطر بقای کوتاه مدت بیماران بودند. نتیجه گیری: با توجه به نتایج حاصل از مطالعه حاضر بسیاری از عوامل پیش آگهی سرطان پستان علاوه بر اینکه در کوتاه مدت برای انتخاب استراتژی درمانی اهمیت دارند، در طولانی مدت نیز برای شناسایی بیماران پرخطر و بیمارانی که همچنان نیاز به پیگیری دارند اهمیت ویژه ای دارند.

آمار یکساله:  

بازدید 81

دانلود 130 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1401
  • دوره: 

    15
  • شماره: 

    1 (پیاپی 56)
  • صفحه شروع: 

    46
  • صفحه پایان: 

    58
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    62
  • دانلود: 

    83
کلیدواژه: 
چکیده: 

مقدمه: سرطان پستان سه گانه منفی (TNBC) نوعی سرطان پستان است که گیرنده استروژن (ER)، گیرنده پروژسترون (PR) و گیرنده فاکتور رشد اپیدرمی انسانی 2 (HER2)، همگی منفی هستند. این وضعیت 10 تا 15 درصد از کل سرطان های پستان را تشکیل می دهد. هدف از این مطالعه بررسی پیامد بالینی و پیش آگهی کوتاه مدت سرطان پستان سه گانه منفی در مقایسه با سایر زیرگروه های سرطان پستان است. روش بررسی: مطالعه مقطعی بر روی نمونه های مناسب از 108 بیمار زن مبتلا به سرطان پستان مهاجم تشخیص داده شده توسط FNAC، CNB یا نمونه ماستکتومی انجام شد. بیماران به طور تصادفی به دو گروه TNBC و غیرTNBC تقسیم شدند. مقایسه بین این دو گروه از نظر متغیرهای آسیب شناسی بالینی متعدد، گزارش روش های تشخیصی، بقای بدون پیشرفت و بقای کلی انجام شد. یافته ها: نتایج مطالعه نشان داد که بین بیماران گروه TNBC و غیرTNBC از نظر میانگین سن، میانگین شاخص توده بدنی و وجود سابقه خانوادگی سرطان پستان تفاوت معنی داری وجود ندارد. در گروه TNBC در مقایسه با گروه غیرTNBC درجه III بیماری و وجود تهاجم لنفی عروقی به طور معنی داری بیشتر بود (به ترتیب 02/0=P-value، 0/014=P-value). میانگین دوره بدون پیشرفت بیماری برای گروه های TNBC و غیرTNBC به ترتیب 4/81% و 9/90% و میانگین بقای کلی (OS) به ترتیب در دو گروه 8/93% و 93% بود. نتیجه گیری: در این مطالعه درجه III بیماری و وجود تهاجم لنفی عروقی در گروه TNBC به طور معنی داری بیشتر از گروه غیرTNBC بود. این مسیله می تواند نشانگر وخامت بیشتر بیماری در گروه TNBC باشد. تفاوت معنی داری بین دو گروه در بقای بدون پیشرفت و بقای کلی وجود نداشت که با توجه به کوتاه بودن دوره پیگیری، نیاز به مطالعات طولی بلندمدت تر دارد.

آمار یکساله:  

بازدید 62

دانلود 83 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1401
  • دوره: 

    15
  • شماره: 

    1 (پیاپی 56)
  • صفحه شروع: 

    59
  • صفحه پایان: 

    70
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    67
  • دانلود: 

    74
کلیدواژه: 
چکیده: 

مقدمه: سرطان دومین عامل شایع مرگ و میر در کشورهای توسعه یافته و سومین عامل مرگ در کشورهای در حال توسعه است. سندروم متابولیک یا سندروم مقاومت به انسولین به صورت چاقی شکمی، دیس لیپیدمی، قند خون ناشتای بالا و فشار خون بالا توصیف می شود. این مطالعه با هدف بررسی ارتباط بین سندروم متابولیک و سرطان پستان در زنان مراجعه کننده به بخش های رادیوتراپی و شیمی درمانی بیمارستان توحید سنندج انجام شده است. روش بررسی: این مطالعه مورد-شاهدی بر روی 222 زن سرطانی و غیرسرطانی (سرطان پستان) (هر گروه 111 نفر) مراجعه کننده به بیمارستان توحید و بعثت شهر سنندج در سال1393 انجام شد. پس از جمع آوری اطلاعات و ورود آن به نرم افزار SPSS، متغیر سن با استفاده از میانگین و انحراف معیار (SDs) و همچنین عوامل سندروم متابولیک به صورت فراوانی و درصد در بین دو گروه افراد با و بدون سرطان پستان گزارش می شوند. برای بررسی نرمال بودن توزیع متغیر کمی سن از آزمون کولموگروف-اسمیرنف استفاده شد. با بکارگیری آزمون کای اسکویر، آزمون دقیق فیشر و آزمون تی مستقل به ترتیب عوامل سندروم متابولیک و میانگین سن در بین دو گروه مورد و شاهد مقایسه می شوند و همچنین جهت بررسی ارتباط سندروم متابولیک با سرطان پستان از مدل رگرسیون لجستیک استفاده شد و نسبت شانس با حدود اطمینان 95% محاسبه شد. یافته ها: نتایج نشان داد که شیوع سندروم متابولیک در افراد با و بدون سرطان پستان به ترتیب (6/76%)85 و (1/54%)60 است که به لحاظ آماری دارای تفاوت معنی داری است. شیوع اختلال هایپر لیپیدی، تری گلیسرید و فشار خون بالا در بین دو گروه با و بدون سرطان پستان تفاوت معنی داری داشتند. همچنین نسبت شانس ابتلا به سرطان پستان در افراد دارای سندروم متابولیک ((063/5-528/1), CI95% 782/2)؛ برابر افراد بدون سندروم متابوک است.0/001=P). نتیجه گیری: بررسی مقالات و نتایج مطالعه حاضر نشان داد که خطر ابتلا به سرطان به خصوص سرطان پستان در زنان، در افراد دارای سندروم متابولیک بالاتر است و باید اقداماتی جهت کاهش این خطرات در گروه های در معرض خطر اتخاذ نمود.

آمار یکساله:  

بازدید 67

دانلود 74 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1401
  • دوره: 

    15
  • شماره: 

    1 (پیاپی 56)
  • صفحه شروع: 

    71
  • صفحه پایان: 

    86
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    66
  • دانلود: 

    83
کلیدواژه: 
چکیده: 

مقدمه: استفاده از سیستم های تحویل دارو می تواند کارایی شیمی درمانی را افزایش و عوارض جانبی آن را در درمان سرطان پستان کاهش دهد. هدف از انجام این مطالعه بررسی تاثیر نانوذرات فیبرویین ابریشم حامل داروی دوکسوروبیسین (NF-DOX) بر بیان ژنp53 در رده سلولی مبتلا به سرطان پستان و سنجش میزان سمیت آن در محیط آزمایشگاهی است. روش بررسی: نانوذرات فیبرویین ابریشم حاوی داروی دوکسوروبیسین سنتز و مشخصه یابی شدند. رده سلولی سرطان پستان MCF-7 و رده سلولی نرمالHFF تحت تیمار با غلظت های مختلف NF-DOX قرار گرفتند و سمیت آن و بیان نسبی ژن P53 اندازه گیری شد. یافته ها: بررسی و مشخصه یابی ترکیب سنتز شده NF-DOX نشان دهنده بعد نانومتری آن بود. میزان سمیت سلولی بر روی سلول های سرطانی MCF-7 در مقایسه با سلول های HFF و گروه کنترل افزایش معناداری را نشان داد (001/0 P<). همچنین، مقادیر IC50 (50% رشد سلولی) به دست آمده از تیمار دارویی سلول های MCF7 و HFF با NF-DOX به ترتیب 229، 647 میکروگرم بر میلی لیتر به دست آمد. میانگین و انحراف معیار p53 در رده های سلولی MCF7 و HFF در مقایسه با گروه کنترل به ترتیب 51/0± 09/27، 07/0± 57/0 اندازه گیری شد. میزان بیان نسبی ژن p53 در رده های سلولی MCF7 (0001/0 P<) و HFF ( P<0/0006) در مقایسه با سلول های کنترل به ترتیب افزایش و کاهش معناداری را نشان داد. نتیجه گیری: تغییرات متمایز و معنادار بیان ژن P53 در رده های سلولی نشان دهنده آن است که NF-DOX احتمالا در مهار متاستاز در سلول های سرطانی پستان نقش موثری ایفا می کنند. نتایج تحقیق نشان دهنده اثر ضد سرطانی وابسته به دوز و زمان NF-DOX بود و به دلیل اثرات سیتوتوکسیک در سلول های سرطانی، می توان آن را به عنوان کاندیدای یک دارویی جدید ضدسرطان در نظر گرفت.

آمار یکساله:  

بازدید 66

دانلود 83 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1401
  • دوره: 

    15
  • شماره: 

    1 (پیاپی 56)
  • صفحه شروع: 

    87
  • صفحه پایان: 

    102
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    80
  • دانلود: 

    116
کلیدواژه: 
چکیده: 

مقدمه: امروزه تعامل پیچیده فرایندهای روان شناختی، عصبی و ایمونولوژی بیش از هر زمان دیگری در تعریف سلامت دیده شده است. تشخیص سرطان می تواند تجربه ای به شدت اضطراب آور باشد که مسایل روان شناختی، اجتماعی و زیستی بسیاری را موجب می شود. اضطراب می تواند تاثیر مخربی بر عملکرد سیستم ایمنی داشته باشد. فاکتور نکروز دهنده تومور آلفا (TNFα ) یک سیتوکین التهابی است که بیان آن در انواع سرطان ها افزایش می یابد و به طور خاص، در سرطان پستان با تکثیر سلول های توموری تقویت شده، درجه بدخیمی بالاتر، افزایش وقوع متاستاز و پیش آگهی عمومی ضعیف برای بیمار ارتباط دارد. روش بررسی: این پژوهش یک کارآزمایی بالینی تصادفی شده، با طرح پیش آزمون-پس آزمون با پیگیری و گروه گواه با هدف بررسی اثر بخشی روان درمانی وجودی گروهی مبتنی بر معنا بر میزان اضطراب و میزان سرمی فاکتور نکروز دهنده تومور آلفا در زنان مبتلا به سرطان پستان انجام شده است. 24 بیمار مبتلا به سرطان پستان از بیمارستان آیت الله خوانساری اراک با دارا بودن معیارهای ورود، به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دوگروه 12نفره آزمایش و کنترل گروه بندی شدند. گروه آزمایش به مدت 10 جلسه 90 دقیقه ای تحت مداخله وجودی مبتنی بر معنا قرار گرفت و گروه کنترل در این مدت از هیچ درمان روان شناختی استفاده نکردند. هر دو گروه قبل، بعد و سه ماه پس از پایان مداخله به وسیله پرسشنامه اضطراب بک (فرم 21 سوالی با درجه بندی لیکرت) و آزمایش سنجش سطح سرمی فاکتور نکروزدهنده تومور مطابق با دستورالعمل کیت انسانی TNFα ارزیابی شدند و داده ها به وسیله تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تحلیل گردید. یافته ها: گروه آزمایش پس از دریافت برنامه روان درمانی در مقایسه با گروه گواه در نمرات اضطراب و میزان سرمی TNFα کاهش نشان داد. نتایج نشان می دهد میانگین TNFα 22/1± 19/47 و اضطراب 30/9± 75/21 در گروه آزمایش کمتر از میانگین TNFα 71/1± 95/50 و اضطراب 27/12± 73/44 در گروه گواه بود و همچنین این میزان کاهش در مرحله پیگیری هم مشهود بوده است. این در حالی است که این مولفه در گروه گواه تغییری نیافته است. بر اساس این یافته ها و تحلیل معناداری حاصل از تحلیل اندازه گیری مکرر بر میزان اضطراب و میزان سرمی TNFα اثر کاهشی معنادار داشته است (0/001≥ p). نتیجه گیری: بر اساس یافته های به دست آمده، روان درمانی وجودی مبتنی بر معنا با کاهش میزان اضطراب بیماران و کمک به معنادهی مجدد به زندگی می تواند در کاهش درجات اضطراب و کاهش میزان سرمی TNFα تاثیر داشته باشد. بر همین اساس می توان از این روش درمانی در کنار درمان های پزشکی استفاده نمود.

آمار یکساله:  

بازدید 80

دانلود 116 استناد 0 مرجع 0