مشخصات نشــریه/اطلاعات دوره

مراقبت مبتنی بر شواهد (EVIDENCE BASED CARE) | سال:1391 | دوره:2 | شماره:3 (پیاپی 4)

نتایج جستجو

2558

نتیجه یافت شد

مرتبط ترین ها

اعمال فیلتر

به روزترین ها

اعمال فیلتر

پربازدید ترین ها

اعمال فیلتر

پر دانلودترین‌ها

اعمال فیلتر

پر استنادترین‌ها

اعمال فیلتر

تعداد صفحات

27

انتقال به صفحه

آرشیو

سال

دوره(شماره)

مشاهده شمارگان

مرکز اطلاعات علمی SID1
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1391
  • دوره: 

    2
  • شماره: 

    3 (پیاپی 4)
  • صفحه شروع: 

    23
  • صفحه پایان: 

    32
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    216
  • دانلود: 

    92
چکیده: 

مقدمه: چالش هایی که بوسیله مادران کودکان مبتلا به فلج مغزی تجربه می شود متعدد و مداومند. این چالش ها برسلامت روان آنها تاثیر می گذارد. هدف: تعیین تاثیر برنامه حمایتی طراحی شده بر سلامت روان مادران کودکان مبتلا به فلج مغزی. روش: در این مطالعه شبه تجربی 60 مادر در دو گروه آزمون (30 نفر) و شاهد (30 نفر) از دو مرکز توانبخشی مستقل با استفاده از نمونه گیری دردسترس انتخاب و بررسی شدند. ابزارهای گردآوری داده ها شامل پرسشنامه دموگرافیک و سلامت روان GHQ-12 بود. برنامه حمایتی طراحی شده، در سه مرحله بررسی و شناخت، حمایت و ارزشیابی اجرا شد. داده ها توسط آزمونهای مجذورکای و تی مستقل و زوجی و با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 16 تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: آزمون مجذورکای بین دو گروه از نظر متغیرهای دموگرافیک اختلاف معنی داری را نشان نداد. آزمون تی مستقل نشان داد که بین میانگین نمره سلامت روان در دو گروه آزمون و شاهد بعد از مداخله، اختلاف معنی داری وجود دارد (p<0.001). نتایج تی زوجی نیز اختلاف معنی داری در گروه آزمون قبل و بعد از مداخله نشان داد (p<0.001)، ولی این اختلاف در گروه شاهد معنی دار نبود. نتیجه گیری: برنامه حمایتی طراحی شده روش موثری در ارتقای سلامت روان مادران کودکان مبتلا به فلج مغزی است. بنابراین پیشنهاد می شود در ارتقای سلامت روان مادران کودکان فلج مغزی بکار گرفته شود.

آمار یکساله:  

بازدید 216

دانلود 92 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1391
  • دوره: 

    2
  • شماره: 

    3 (پیاپی 4)
  • صفحه شروع: 

    33
  • صفحه پایان: 

    40
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    144
  • دانلود: 

    76
چکیده: 

مقدمه: قرص های پیشگیری از بارداری پر مصرف ترین روش غیر جراحی پیشگیری از بارداری محسوب می شوند. بعضی از مطالعات این قرص ها را به علت داشتن استروژن و پروژسترون در وسعت بخشیدن به پراکسیداسیون لیپیدها ودر نتیجه به وجود آمدن استرس اکسیداتیو موثر دانسته اند. هدف: تعیین میزان مالون دی آلدئید پلاسما در استفاده کنندگان قرص های پیشگیری از بارداری ال دی و کاندوم. روش: در این مطالعه 80 خانم مصرف کننده قرص های جلوگیری از بارداری ال دی و 38 خانم استفاده کننده از کاندوم به روش نمونه گیری در دسترس از بین زنان مراجعه کننده به مراکز بهداشت شیراز (مهر و ثامن الائمه) انتخاب و مالون دی آلدئید پلاسما با روش تیوباربیتوریک اسید در آن ها اندازه گیری شد. نتایج با استفاده از نرم افزار spss17 و آزمون های آماری تی، من ویتنی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که میانگین مالون دی آلدئید (MDA) در مصرف کنندگان قرص های جلوگیری از بارداری 0.836±4.19 نانوگرم بر میلی لیتر و در استفاده کنندگان از کاندوم 0.758±3.32 نانوگرم بر میلی لیتر است. با استفاده از آزمون تی، مشخص شد که بین دو گروه از نظر میزان مالون دی الدئید تفاوت معنی داری وجود دارد (P=0.001). نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که مصرف قرص های جلوگیری از بارداری ال دی با افزایش مالون دی آلدئید همراه است. مطالعات بیشتر در این خصوص مورد نیاز است.

آمار یکساله:  

بازدید 144

دانلود 76 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1391
  • دوره: 

    2
  • شماره: 

    3 (پیاپی 4)
  • صفحه شروع: 

    41
  • صفحه پایان: 

    50
تعامل: 
  • استنادات: 

    1
  • بازدید: 

    546
  • دانلود: 

    144
چکیده: 

مقدمه: ابتلاء به بیماری های قلبی عروقی از عوارض مهم بیماری دیابت محسوب می گردد. اثرات انجام ورزش بر کنترل بیماری دیابت یک موضوع در حال مطالعه است. مطالعات کمی در خصوص تاثیر ورزش بر فاکتورهای هموستئاز گلوکز و لپتین، به طور همزمان، در بیماران دیابتی انجام شده است.هدف: تعیین تاثیر 12 هفته تمرینات هوازی متوسط بر لپتین و فاکتورهای هموستئاز گلوکز در بیماران دیابتی نوع دوروش: در این تحقیق شبه تجربی، از بین مردان مبتلا به دیابت نوع دو مراجعه کننده به کلینیک پارسیان مشهد در سال 1390، تعداد 40 نفر به روش غیراحتمالی انتخاب و سپس به روش تصادفی ساده در دو گروه تمرین هوازی و شاهد قرار گرفتند. گروه تمرینات هوازی به مدت 12 هفته (هفته ای 3 جلسه، هر جلسه به طور متوسط 40 دقیقه با شدت 70-60 در صد ضربان قلب ذخیره روی تریدمیل شرکت نمودند. در این پژوهش، فاکتورهای لپتین، گلوکز ناشتا، انسولین و مقاومت به انسولین اندازه گیری شد. تجزیه و تحلیل داده‍ها توسط آزمونهای تی مستقل و زوجی و من ویتنی و ویلکاکسون و با نرم افزار SPSS نسخه 11.5 انجام شد. سطح معنی داری (p<0.05) %95 در نظر گرفته شد.یافته ها: میانگین سن در گروه تجربی 40.4 و گروه شاهد 38.3 سال بود. میانگین سابقه ابتلا به دیابت در گروه تجربی 5.38 و گروه شاهد 5.20 سال بود. در مقادیر پلاسمایی لپتین (p<0.001)، گلوکز ناشتا (p<0.01)، انسولین (p<0.015) و مقاومت به انسولین (p<0.035)، در گروه تمرینات هوازی در مقایسه با گروه شاهد تفاوت معنی داری مشاهده شد. نتیجه گیری: با توجه به اثرات تمرینات منظم هوازی در کاهش مقاومت به انسولین و کاهش سطح سرمی لپتین، می توان این تمرینات را به عنوان تدبیری جهت کاهش عوارض قلبی عروقی در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو توصیه نمود.

آمار یکساله:  

بازدید 546

دانلود 144 استناد 1 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1391
  • دوره: 

    2
  • شماره: 

    3 (پیاپی 4)
  • صفحه شروع: 

    51
  • صفحه پایان: 

    60
تعامل: 
  • استنادات: 

    351
  • بازدید: 

    165
  • دانلود: 

    78
چکیده: 

مقدمه: پروسیجرهای تشخیصی و درمانی مانند Endoscopic Retrograde Cholangio Pancreatography (ERCP) برای بیمار اضطراب آور است هنوز بهترین روش انتقال اطلاعات به بیماران کاندید آندوسکپی جهت تخفیف اضطراب این بیماران تعیین نشده است. هدف: تعیین تاثیر اجرای برنامه آشناسازی بر میزان علائم حیاتی و اضطراب بیماران تحت ERCP.روش: این پژوهش یک مطالعه کارآزمایی بالینی است که در سال 1390 در آن 70 بیمار (آزمون و شاهد هر یک 35 نفر) مبتلا به بیماریهای گوارشی بستری در بخش گوارش بیمارستان طالقانی تهران به صورت تصادفی انتخاب شده اند. گروه آزمون برنامه آشناسازی و گروه شاهد برنامه روتین بخش رادریافت کردند. سپس میزان اضطراب وعلائم حیاتی دو گروه اندازه گیری وباآزمون آماری استنباطی مقایسه و با نرم افزار spss13 تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: از نظر مشخصات جمعیت شناسی و متغیرهای مداخله گر، یکسان سازی توزیع نمونه های پژوهش در دو گروه آزمون و شاهد با استفاده از آزمون آماری کای دو انجام شد. آزمون تی مستقل نیز نشان داد که قبل از اجرای برنامه های آشناسازی، تفاوت معنی داری در کاهش میانگین نمره اضطراب موقعیتی و علائم حیاتی (تعداد ضربان نبض و فشارخون) گروه آزمون در مقایسه با گروه شاهد وجود نداشت (0.05<P). لیکن بعد از اجرای برنامه آشناسازی تفاوت معنی داری در کاهش میانگین نمره اضطراب موقعیتی و تعداد ضربان نبض، گروه آزمون در مقایسه با گروه شاهد بوجود آمد (0.05>P). نتیجه گیری: اجرای برنامه آشناسازی سبب کاهش اضطراب موقعیتی و تعداد ضربان نبض در بیماران تحت ای آر سی پی شده است. لذا پیشنهاد می شود برنامه آشناسازی در قالب یک طرح جامع و به عنوان یک روش موثر غیرداروئی و کم هزینه در کاهش اضطراب این بیماران در کشور به کار گرفته شود.

آمار یکساله:  

بازدید 165

دانلود 78 استناد 351 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1391
  • دوره: 

    2
  • شماره: 

    3 (پیاپی 4)
  • صفحه شروع: 

    61
  • صفحه پایان: 

    68
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    273
  • دانلود: 

    107
چکیده: 

مقدمه: تروما از مهمترین مشکلات سلامتی در دنیا و از علل منجر به مرگ و ناتوانی به خصوص در چهار دهه اول زندگی در مصدومین است. در ایران نیز مرگ و میر ناشی از تصادفات از وضعیت بحرانی برخوردار است و آمار موارد فوت ناشی از تصادفات هرساله بین 10-15 درصد در حال رشد است. هدف: تعیین ارتباط شاخص شوک با میزان مرگ ومیر بیماران ترومایی در 24 ساعت اول بستری در بیمارستان.روش: طرح مقطعی آینده نگر برای بررسی ارتباط شاخص شوک با میزان مرگ ومیر بیماران ترومایی در 24 ساعت اول بستری بر روی 240 نفر بیمار ترومایی مراجعه کننده به بیمارستان خاتم الانبیاء ایرانشهر استفاده شد. شاخص شوک از تقسیم تعداد نبض بر فشارخون سیستولیک بدست می آید که در حالت طبیعی بین 0.5 تا 0.7 قرار دارد. شاخص شوک در بدو ورود به بیمارستان اندازه گیری شد و در پایان 24 ساعت اول مرگ و میر بیماران پیگیری شد. تجزیه و تحلیل داده ها با نرم افزار SPSS نسخه 15 و با کمک آزمون رگرسیون لوجستیک و مجذورکای انجام شد. یافته ها: 74.2% بیماران به دلیل تصادف مراجعه کردند که از بین آنها 38.3% دچار تروماهای متعدد بودند. در 24 ساعت اول بستری، 2.1% بیماران ترومایی فوت کردند. حداقل شاخص شوک 0.31 و حداکثر 1.59 با میانگین 0.71 بود. ارتباط معنی داری بین اولین شاخص شوک با میزان مرگ ومیر بیماران ترومایی در 24 ساعت اول بستری در بیمارستان دیده شد (p<0.001). بیشترین مرگ ومیر در افراد با شاخص شوک بیشتر از 0.9 گزارش شد. نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که شاخص شوک قادر به پیشگویی مرگ ومیر بیماران ترومایی است؛ بنابراین، می تواند به عنوان یک ابزار در تریاژ و اولویت بندی بیماران ترومایی بکار گرفته شود. به منظور جلوگیری از هرگونه خطا بهتر است همراه با سایر ابزار تریاژ استفاده شود.

آمار یکساله:  

بازدید 273

دانلود 107 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1391
  • دوره: 

    2
  • شماره: 

    3 (پیاپی 4)
  • صفحه شروع: 

    69
  • صفحه پایان: 

    78
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    111
  • دانلود: 

    82
چکیده: 

مقدمه: استرس شغلی با عوامل مختلفی در ارتباط بوده وفرضیات مختلفی در این خصوص ارائه شده است که جهت هدایت بهینه کار پرستاری نیاز به حمایت دارد.هدف: تعیین ارتباط بین فراوانی و شدت مواجهه با عوامل درون سازمانی سوختگی و برخی مشخصه های شغلی کارکنان پرستاری به عنوان فرضیه ای منتج از یک مطالعه گراندد تئوری در همین خصوص انجام شده است. روش: این مطالعه توصیفی- مقطعی از نوع همبستگی است. کارکنان پرستاری بیمارستان سوختگی شهید مطهری تهران (98 نفر) در سال 1389 از طریق تمام شماری در مطالعه شرکت کردند. داده ها از طریق پرسشنامه های عوامل درون سازمانی و مشخصه های شغلی برگرفته از پژوهش گراندد تئوری قبلی پژوهشگر جمع آوری و با استفاده از SPSS-PC نسخه 14 و آزمون های ضریب همبستگی پیرسون و اسپیرمن، آنالیز واریانس یک طرفه، رگرسیون قدم به قدم، توکی و شف تحلیل شد. یافته ها: 56.1% واحدهای مورد پژوهش (55 نفر) پرستار بودند. محل کار 69.4% آنان (68 نفر) بخش بود. 51% آنها (50 نفر)در نوبت کاری عصر یا شب کار می کردند و مدت تماس 63.3% واحدهای مورد پژوهش (62 نفر) با بیمار «خیلی طولانی» بود. تنها رسته شغلی با میزان مواجهه (p<0.001) و شدت فشار (p<0.001) ناشی از مواجهه با عوامل درون سازمانی ارتباط دارد. فقط کمک بهیار با بقیه رسته ها تفاوت دارد. نتیجه گیری: میزان مواجهه و شدت فشار ناشی از مواجهه با عوامل درون سازمانی تنها با رسته شغلی ارتباط دارد و هر چند سایر مشخصه های شغلی تغییراتی را در میزان و شدت مواجهه نشان می دهد؛ اما نقشی در این متغیر ندارد. بر این اساس، مفهوم سازی های قبلی پژوهشگر تعدیل گردید.

آمار یکساله:  

بازدید 111

دانلود 82 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1391
  • دوره: 

    2
  • شماره: 

    3 (پیاپی 4)
  • صفحه شروع: 

    7
  • صفحه پایان: 

    22
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    127
  • دانلود: 

    76
چکیده: 

مقدمه: حمل جایگزین (رحم جایگزین) یکی از بحث انگیزترین روش های درمان ناباروری است که با وجود افزایش روزافزون به کارگیری آن، داده های تجربی اندکی در این زمینه موجود است. تاکنون مطالعه ای به منظور درک تجارب مادران به هنگام انتخاب حامل صورت نگرفته است. هدف: هدف از این پژوهش، بررسی تجارب مادران استفاده کننده از حمل جایگزین به هنگام انتخاب حامل بود.روش: این مطالعه با رویکرد کیفی در سال های 1389-1391 انجام شد. روش گردآوری داده ها، مصاحبه بدون ساختار و نمونه گیری مبتنی بر هدف بود. به طور کلی 32 مصاحبه با 15 مادر استفاده کننده از حمل جایگزین و 5 نفر از کارکنان درمانی انجام شد. محیط پژوهش پژوهشگاه رویان و سایر مراکز ناباروری دولتی، خصوصی، بیمارستان ها و مطب ها در تهران و شهرستان ها بود. تحلیل داده ها به روش آنالیز محتوای متعارف صورت گرفت. برای امکان تاییدپذیری، اعتماد، انتقال پذیری و حسابرسی تحقیق، روند پژوهش تا حد امکان گام به گام گزارش شد. اخذ مجوز از کمیته اخلاق و کسب رضایت آگا هانه از مشارکت کنندگان از ملاحظات اخلاقی این پژوهش بود. یافته ها: در نهایت، سه مضمون که نشان دهنده ماهیت و ابعاد تجارب مادران به هنگام انتخاب حامل بود، آشکار شد. این مضمون ها شامل چالش انتخاب حاملی امین، برخورداری از تکیه گاه و حمایت ناکارآمد می باشد؛ که هر یک دارای زیر طبقاتی می باشند. نتیجه گیری: انتخاب حامل امین یکی از مراحل چالش برانگیز مادرشدن به شیوه حمل جایگزین است و سیستم های حمایتی از کارآمدی لازم برخوردار نمی باشند. ارائه نتایج مبتنی بر واقعیت می تواند مسوولین را از معضلات موجود آگاه نموده و راه را برای برنامه ریزی های دقیق تر و مراقبت اصولی تر هموار کند.

آمار یکساله:  

بازدید 127

دانلود 76 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1391
  • دوره: 

    2
  • شماره: 

    3 (پیاپی 4)
  • صفحه شروع: 

    79
  • صفحه پایان: 

    87
تعامل: 
  • استنادات: 

    1
  • بازدید: 

    191
  • دانلود: 

    86
چکیده: 

مقدمه: اضطراب مشکلی شایع در بیماران مبتلا به سرطان است که شیمی درمانی و عوارض ناشی از آن بر شدت آن می افزاید. استفاده از آموزش گروهی در این بیماران علیرغم داشتن مزایای متعدد به علت تمایل بیماران به حضور در گروه کمتر مورد استفاده قرار می گیرد. هدف: مقایسه تاثیر آموزش خود مراقبتی به روش فردی و گروهی بر میزان اضطراب بیماران تحت شیمی درمانی بیمارستان امید در طی سالهای 85 تا 87.روش: در این کارآزمایی شاهددار تصادفی تعداد 102 بیمار مبتلا به سرطان مری، معده و پستان مراجعه کننده به بیمارستان امید به صورت تصادفی در دو گروه، تحت آموزش های خودمراقبتی به روش فردی و گروهی (سه جلسه) قرار گرفتند. اطلاعات مربوط به میزان اضطراب با استفاده از پرسشنامه سنجش اضطراب بیماران سرطانی EORCT و در سه دوره متوالی شیمی درمانی به روش مصاحبه جمع آوری شد. جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات از نرم افزار Spss ویرایش 14 و آزمونهای مجذور کای و اندازه های تکراری ((Repeated measures استفاده گردید. یافته ها: میانگین سنی گروه تحت آموزش فردی 3.9±46.46 و گروه تحت آموزش گروهی 1.23±48.7 سال بود. نتایج آزمون اندازه های تکراری تفاوت آماری معنی داری بین سطح اضطراب درون گروهی و بین گروهی در طی سه دوره شیمی درمانی نشان نداد. نتیجه گیری: علیرغم تاثیر بالقوه شیمی درمانی بر افزایش اضطراب بیماران، آموزش توانسته به حفظ اضطراب بیماران در سطح قبل از شروع شیمی درمانی کمک نماید. مطالعات بیشتر در خصوص شناسایی اثرات دراز مدت آموزش گروهی در کاهش اضطراب بیماران نسبت به آموزش های فردی مورد نیاز است.

آمار یکساله:  

بازدید 191

دانلود 86 استناد 1 مرجع 0

تبلیغات

مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID