نتایج جستجو

2558

نتیجه یافت شد

مرتبط ترین ها

اعمال فیلتر

به روزترین ها

اعمال فیلتر

پربازدید ترین ها

اعمال فیلتر

پر دانلودترین‌ها

اعمال فیلتر

پر استنادترین‌ها

اعمال فیلتر

تعداد صفحات

27

انتقال به صفحه

آرشیو

سال

دوره(شماره)

مشاهده شمارگان

مرکز اطلاعات علمی SID1
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1391
  • دوره: 

    2
  • شماره: 

    4 (پیاپی 5)
  • صفحه شروع: 

    19
  • صفحه پایان: 

    27
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    204
  • دانلود: 

    94
چکیده: 

مقدمه: امروزه جراحی پیوند بای پس عروق کرونر (CABG) در بسیاری از بیماران برای برطرف نمودن مشکلات ناشی از بیماری های قلبی- عروقی متداول می باشد. هدف: تعیین تاثیر بازتوانی قلبی بر شاخص های همودینامیک بیماران تحت CABG روش: در این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی، 100 بیمار پس از عمل جراحی پیوند عروق کرونر به دو گروه مساوی مداخله و کنترل تقسیم شدند. فاز 2 برنامه بازتوانی قلبی به مدت 24 جلسه برای گروه آزمون انجام شد و گروه کنترل از برنامه های معمول پیروی کردند. به منظور گردآوری داده ها از پرسشنامه دموگرافیکی و برگه ثبت وضعیت همودینامیک در زمان ترخیص یا شروع بازتوانی، هفته چهارم یا جلسه 12 بازتوانی قلبی و هفته 8 یا جلسه 24 بازتوانی قلبی استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS نسخه 17 و آزمون های تی مستقل، مجذورکای و آنالیزواریانس یک طرفه استفاده شد. یافته ها: گروه های آزمون و کنترل از لحاظ متغیرهای دموگرافیک اختلاف معناداری با یکدیگر نداشتند. مقایسه یافته های دو گروه نشان داد که به طور معنی داری میانگین تعداد ضربان قلب 8 هفته بعد از ترخیص در گروه آزمون با میانگین و انحراف معیار 8.34±72.84 کمتر از گروه کنترل (7.93±77.75) بود (p<0.006)؛ ولی اختلاف سایر پارامترهای همودینامیک معنادار نبود. نتیجه گیری: نتایج مطالعه حاضر دلالت بر بهبود نسبی برخی از شاخص های همودینامیک با انجام مداخله بازتوانی قلبی دارد. مطالعات بیشتر جهت بررسی اثربخشی برنامه های بازتوانی مورد نیاز است.

آمار یکساله:  

بازدید 204

دانلود 94 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1391
  • دوره: 

    2
  • شماره: 

    4 (پیاپی 5)
  • صفحه شروع: 

    29
  • صفحه پایان: 

    36
تعامل: 
  • استنادات: 

    351
  • بازدید: 

    181
  • دانلود: 

    101
چکیده: 

مقدمه: آسم شایع ترین بیماری مزمن دوران کودکی است که شیوع آن به طور چشمگیری رو به افزایش می باشد. والدین به دنبال راه هایی هستند تا با اضطراب حاصل از بیماری های مزمن از جمله آسم مقابله نمایند. هدف:تعیین تاثیر ماساژ ترکیبی بر روی سطح اضطراب مادران کودکان مبتلا به آسم.روش: این مطالعه یک کارآزمایی بالینی است که در کلینیک تخصصی آسم و آلرژی دانشگاه علوم پزشکی تبریز در سال 1391 انجام گرفت. 64 کودک مبتلا به آسم 14-6 ساله به صورت تصادفی به دو گروه مداخله و کنترل تقسیم شدند. مادران در گروه مداخله، کودک خود را هر شب قبل از خواب به مدت 30 دقیقه در طی یک ماه ماساژ دادند و گروه کنترل نیز فقط درمان استاندارد را انجام دادند. در هر دو گروه در ابتدا و انتهای مطالعه، داده ها توسط پرسشنامه استاندارد اضطراب آشکار و پنهان اسپیل برگر جمع آوری شد. داده ها از طریق نرم افزار SPSS18 و با استفاده از آزمون های t مستقل، t زوجی، مجذور کای و کواریانس تحلیل شد. یافته ها: میانگین سنی مادران (4.18±)34.78  سال بود. بین میانگین اضطراب آشکار و پنهان در هر دو گروه، قبل از مداخله اختلاف آماری معنی داری بدست نیامد و دو گروه از این نظر همگن بودند. نتایج نشان داد کاهش میزان اضطراب آشکار و پنهان در گروه ماساژ قبل (6.88±35.83، 11.65±419.23) و بعد از مداخله (8.07±39.96، 12.31±45.00) معنی دار بود (0.05>p). نتیجه گیری:سطح اضطراب مادران به دنبال انجام ماساژ ترکیبی کاهش می یابد. در واقع، نقش فعال مادر در امر مراقبت از کودک می تواند موجب افزایش سلامت روانی و کاهش اضطراب وی شود.

آمار یکساله:  

بازدید 181

دانلود 101 استناد 351 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1391
  • دوره: 

    2
  • شماره: 

    4 (پیاپی 5)
  • صفحه شروع: 

    37
  • صفحه پایان: 

    46
تعامل: 
  • استنادات: 

    1053
  • بازدید: 

    1177
  • دانلود: 

    147
چکیده: 

مقدمه: مساله مهمی که همواره در ارائه مراقبت های پرستاری مورد توجه قرار می گیرد، دستیابی به کیفیت مطلوب ارائه مراقبت می باشد. به نظر می رسد که آموزش مهارت های ارتباطی می تواند کیفیت مراقبت را افزایش دهد. هدف: تاثیر آموزش مهارت های ارتباطی به پرستاران بر کیفیت مراقبت از بیماران.روش: این پژوهش تجربی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. واحدهای پژوهش 60 نفر از پرستاران شاغل در بیمارستانهای قائم (عج) و امام رضا (ع) بودند که بر اساس تخصیص تصادفی، به دو گروه مساوی تقسیم شدند و 3 بیمار به ازای هر پرستار در هریک از مراحل قبل و 1، 2 و 3 هفته بعد از مداخله انتخاب شدند. مداخله شامل کارگاه آموزش مهارتهای ارتباطی به مدت 8 ساعت بود. ابزار پژوهش، پرسشنامه کیفیت مراقبت QUALPAC و چک لیست مهارت های ارتباطی بود. داده ها با استفاده از نرم افزار نسخه 16 و آزمون های تی مستقل، من ویتنیی و و ویلکاکسون تجزیه و تحلیل گردیدیافته ها: میانگین نمره کیفیت مراقبت کلی گروه آموزش مهارت های ارتباطی، در مراحل 2، 3 و 4 هفته بعد از مداخله، نسبت به مرحله قبل از مداخله تغییر یافته است که بطور معنی داری بیشتر از گروه کنترل می باشد (P<0.001). این افزایش در بعدهای مختلف کیفیت مراقبت یکسان نبوده، در بعد روانی- اجنماعی فردی 50.8 درصد، در بعد روانی- اجتماعی گروهی 63.8 درصد، در بعد ارتباط 54.5 درصد، در بعد فیزیکی 50.6 درصد، در بعد عمومی 41 درصد و در بعد حرفه ای 98 درصد بود. درگروه کنترل نیز میانگین نمره کیفیت مراقبت کلی در مراحل بعد از مداخله به طور معنی داری کاهش یافته است (P<0.001).نتیجه گیری: از آنجایی که آموزش مهارت های ارتباطی، شیوه موثر برای بهبود کیفیت مراقبت می باشد، پیشنهاد می شود به منظور ارتقای کیفیت مراقبت از بیماران، مورد توجه مدیران و مسوولین قرار گیرد.

آمار یکساله:  

بازدید 1177

دانلود 147 استناد 1053 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1391
  • دوره: 

    2
  • شماره: 

    4 (پیاپی 5)
  • صفحه شروع: 

    47
  • صفحه پایان: 

    55
تعامل: 
  • استنادات: 

    1
  • بازدید: 

    196
  • دانلود: 

    111
چکیده: 

مقدمه: اضطراب و افسردگی از عوامل زمینه ساز و پی آیند بیماری سکته قلبی می باشد. برطرف شدن افسردگی و اضطراب این بیماران گام مهمی به منظور کاهش سکته مجدد و ارتقای کیفیت زندگی می باشد.هدف: تعیین تاثیر رفتاردرمانی شناختی بر اضطراب و افسردگی بیماران دچار سکته قلبی.روش: این مطالعه تجربی، شامل 30 بیمار بستری در بخش سی سی یو بود که به روش تصادفی به دو گروه 15 نفری شاهد و آزمون تقسیم شدند. گروه آزمون ده جلسه مداخله رفتاردرمانی شناختی به صورت انفرادی دریافت کردند و گروه شاهد تحت مداخله ای قرار نگرفت. برای هر دو گروه قبل و بعد از مداخله، پرسشنامه نشانه های اختلال روانی SCL-90 که افسردگی و اضطراب را نیز می سنجد، تکمیل شد. تجزیه و تحلیل داده ها توسط آزمون های مجذورکای، مان ویتنی، تی مستقل و تی زوج انجام شد.یافته ها: میانگین سنی افراد شرکت کننده در این مطالعه 6.73±55.69 سال بود که 60% آنان را زنان تشکیل دادند. در مقایسه میانگین نمره افسردگی و اضطراب بین دو گروه قبل از درمان تفاوت دیده نشد؛ اما طبق آزمون آماری تی میانگین نمره افسردگی پس از مداخله در گروه شاهد (0.38±1.2) بیشتر از گروه درمان (0.33±0.7) بود (p<0.003). همچنین میانگین نمره اضطراب در گروه شاهد پس از مداخله (0.27±1.09) افزایش معنی داری نسبت به گروه آزمون (0.27±0.63) داشته است (p<0.001). گروه دریافت کننده رفتاردرمانی شناختی نشانه های اضطراب و افسردگی کمتری داشتند.نتیجه گیری: مداخلات رفتاردرمانی شناختی به صورت انفرادی بر اضطراب و افسردگی بیماران سکته قلبی موثر است.

آمار یکساله:  

بازدید 196

دانلود 111 استناد 1 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1391
  • دوره: 

    2
  • شماره: 

    4 (پیاپی 5)
  • صفحه شروع: 

    57
  • صفحه پایان: 

    67
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    258
  • دانلود: 

    115
چکیده: 

مقدمه: تحریک حسی مناسب می تواند ارتباط سیناپسی مغز را بهبود ببخشد و هوشیاری را برقرار کند.هدف: مقایسه تاثیر تحریکات حسی توسط اعضای خانواده و پرستاران بر سطح هوشیاری بیماران بستری در بخش مراقبت های ویژهروش: در این کارآزمایی بالینی، 69 بیمار بستری در بخش مراقبت های ویژه بیمارستان عشایر و شفای خرم آباد در دو گروه آزمون و کنترل قرار گرفتند. این مقاله قسمتی از پایان نامه کارشناسی ارشد پرستاری مراقبت های ویژه، دانشکده پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی لرستان می باشد. یک گروه توسط خانواده و گروه دیگر توسط پرستار، تحریک حسی دیانگ (Dyang) را روزانه دو ساعت به مدت 6 روز دریافت نمودند. سطح هوشیاری در 5 دقیقه قبل و 30 دقیقه بعد از مداخله با استفاده از جدول کمای گلاسکو اندازه گیری شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS18 و آزمون های آماری اندازه گیری مکرر و آنالیز واریانس یک طرفه انجام شد.یافته ها: بر اساس نتایج آزمون تحلیل کوواریانس، بین گروه های آزمایشی از نظر میانگین افزایش سطح GCS قبل و پس از مداخله اختلاف معناداری وجود داشت (0.001>p). از این نظر، گروه اول آزمون با میانگین افزایش 0.032±0.388 امتیاز از لحاظ GCS بعد از هر مداخله بهترین گروه درمانی، گروه دوم آزمون با 0.032±0.268 و گروه کنترل با 0.032±0.044 امتیاز در رتبه های بعدی قرار گرفتند. نتیجه گیری: تحریک حسی برای بهبود سطح هوشیاری بیماران کمایی توسط خانواده موثرتر از پرستاران می باشد؛ بنابراین پیشنهاد می شود شرایطی فراهم شود که نزدیکترین فرد خانواده با آموزش کافی، برنامه تحریکات حسی را در زمان مناسب انجام دهد.

آمار یکساله:  

بازدید 258

دانلود 115 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1391
  • دوره: 

    2
  • شماره: 

    4 (پیاپی 5)
  • صفحه شروع: 

    69
  • صفحه پایان: 

    74
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    2119
  • دانلود: 

    120
چکیده: 

مقدمه: بیماری تب مالت یکی از مهمترین بیماری های مشترک انسان و دام می باشد که از تنوع علایم برخوردار است. استفاده از یک روش تشخیصی کم هزینه، اثربخش، آسان و مطمئن، اولویت مهمی در تشخیص بیماران مبتلا به تب مالت است. مطالعات متعددی برای انتخاب روش های تشخیصی مناسب انجام و نتایج متنوعی گزارش شده است. هدف: تعیین حساسیت آزمون های رایت، کومبس رایت و 2 مرکاپتواتانول (2ME)روش: در این پژوهش، بیماران بستری مبتلا به تب مالت در بیمارستان شهیدهاشمی نژاد مشهد در سال 1386 وارد مطالعه شدند. داده های ‎دموگرافیک، علایم‎ ‎بالینی‎ ‎و‎ ‎نتایج آزمایشات مبتلایان‎ ‎از پرونده های آنان جمع آوری شد. توصیف داده ها و میزان حساسیت سه آزمون رایت، کومبس رایت و 2 مرکاپتواتانول توسط نرم افزار SPSS نسخه 11.5انجام شد. یافته ها: از مجموع بیماران، 54 درصد مرد بودند و 58 درصد آنها در محدوده سنی 40-20 سال قرار داشتند. فراوان ترین علت اصلی مراجعه بیماران، شکایت از تب (34 درصد) و آرترالژی (22 درصد) بود. در 312 مورد آزمون رایت با عیار 1:80 و بالاتر، در 324 مورد آزمون کومبس رایت و 318 مورد 2 مرکاپتواتانول مثبت بود. حساسیت آزمون رایت بر مبنای تیتر 1:80 و 1:160 به ترتیب برابر (92 (%95 CI=83-95 در درصد و (95 CI76.3-85.1 درصد) 80.6 درصد بود. حساسیت آزمون های کومبس رایت ( 95 CI=91.3-97.7درصد) 95.3 درصد و 2 مرکاپتواتانول (95 CI=91.1-95-6 درصد) 93.7 درصد بر مبنای تیتر 1:40 نشان داده شد.نتیجه گیری: در مقایسه با آزمون های جدیدتر و پرهزینه، آزمون های رایت، کومبس رایت و 2مرکاپتواتانول که در ایران در بررسی های رایج استفاده می گردد از حساسیت مناسبی برخوردار است.

آمار یکساله:  

بازدید 2119

دانلود 120 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1391
  • دوره: 

    2
  • شماره: 

    4 (پیاپی 5)
  • صفحه شروع: 

    7
  • صفحه پایان: 

    17
تعامل: 
  • استنادات: 

    351
  • بازدید: 

    339
  • دانلود: 

    98
چکیده: 

مقدمه: یکی از مهم ترین عوامل ایجاد، حفظ و ارتقای سلامت، فعالیت فیزیکی منظم است که در زنان دیابتی به دلیل شیوع زیاد چاقی، میزان فعالیت فیزیکی کافی نمی باشد.هدف: تعیین تاثیر آموزش مبتنی بر راهبردهای خودتنظیمی بر فعالیت فیزیکی زنان مبتلا به دیابت نوع 2.روش: پژوهش حاضر کارآزمایی شاهددار تصادفی بود که 82 نفر از زنان دیابتی نوع 2 انتخاب و به صورت تصادفی به گروههای مداخله و کنترل تخصیص یافتند. ابزار گردآوری داده ها؛ پرسشنامه های سنجش آگاهی، هدف گذاری، برنامه ریزی و فعالیت فیزیکی بود. مداخله آموزشی در 7 جلسه 60 دقیقه ای با راهبردهای هدف گذاری و برنامه ریزی برای فعالیت فیزیکی و خودارزیابی رفتار اجرا شد. ارزشیابی برنامه آموزش در هنگام شروع و بلافاصله پس از مداخله و در مرحله پیگیری انجام گرفت و داده ها با نرم افزار SPSS ویرایش 11. در سطح 0.05>P با آزمونهای تحلیل واریانس مشاهدات تکراری، تی مستقل و زوجی بررسی شدند.یافته ها: میانگین سن شرکت کنندگان مطالعه 6.26±49.07 سال بود. در گروه مداخله؛ در دوره های ارزشیابی مداخله، تفاوت معناداری در هدف گذاری (0.001>P)، برنامه ریزی (0.008>P)، آگاهی (0.001>P) و فعالیت فیزیکی (0.004>P) مشاهده شد. همچنین در قند خون ناشتا (از 46.38±164.78 به 37.55±150.73، 0.019>P) و شاخص توده بدنی ( از 9.93±70.43 به 6.62±68.39، 0.001>P) کاهش معناداری در مرحله پیگیری در مقایسه با قبل از مداخله وجود داشت که در گروه کنترل مشاهده نشد.نتیجه گیری: مداخله آموزشی با بکارگیری راهبردهای خودتنظیمی، باعث افزایش فعالیت فیزیکی، بهبود قندخون و شاخص توده بدنی در زنان دیابتی نوع 2 می شود.

آمار یکساله:  

بازدید 339

دانلود 98 استناد 351 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1391
  • دوره: 

    2
  • شماره: 

    4 (پیاپی 5)
  • صفحه شروع: 

    75
  • صفحه پایان: 

    83
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    197
  • دانلود: 

    88
چکیده: 

مقدمه: بیماران تحت درمان با همودیالیز که بتوانند به شکل مناسب از روش های مقابله ای استفاده کنند مداخلات درمانی را بهتر می پذیرند و احتمالا به سطح بالاتری از کیفیت زندگی دست می یابند. هدف: تعیین تاثیر آموزش روش های مقابله ای (مشکل مدار، هیجان مدار) بر کیفیت زندگی بیماران تحت درمان با همودیالیز.روش: این پژوهش یک مطالعه شبه تجربی بود که در آن، 38 بیمار تحت همودیالیز مشارکت داشتند. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه کیفیت زندگی Sf36 و پرسشنامه شیوه های مقابله ای جالویس و لازاروس بود. ابتدا کیفیت زندگی و شیوه های مقابله ای بیماران مذکور سنجیده شد و سپس شیوه های مقابله ای آموزش داده شد. در آخر، مجددا پرسشنامه های مربوط به کیفیت زندگی و شیوه های مقابله ای تکمیل گردید. نتایج با استفاده از آزمون های تی زوجی، آنالیز واریانس یک طرفه و با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 18 تجزیه و تحلیل شد.یافته ها: بیشتر افراد تحت مطالعه زن، متاهل، با میانگین و انحراف معیار سنی 20.50±51.42 سال بود. نمره کیفیت زندگی بیماران قبل از آموزش 19.35±89.03 و بعد از آموزش 16±98.89 بدست آمد. آموزش شیوه های مقابله ای توانست به میزان 9.85 نمره کیفیت زندگی این بیماران را ارتقا دهد. آزمون تی زوجی اختلاف معناداری بین نمره قبل و بعد کیفیت زندگی نشان داد (p<0.001).نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نشان داد آموزش به بیماران تحت همودیالیز، از میزان روش مقابله ای هیجان مدار می کاهد؛ در عوض، باعث ارتقای استفاده از روش مشکل مدار شده است و این تغییر شیوه سازگاری، کیفیت زندگی این بیماران را ارتقا داده است.

آمار یکساله:  

بازدید 197

دانلود 88 استناد 0 مرجع 0