نتایج جستجو

2558

نتیجه یافت شد

مرتبط ترین ها

اعمال فیلتر

به روزترین ها

اعمال فیلتر

پربازدید ترین ها

اعمال فیلتر

پر دانلودترین‌ها

اعمال فیلتر

پر استنادترین‌ها

اعمال فیلتر

تعداد صفحات

27

انتقال به صفحه

آرشیو

سال

دوره(شماره)

مشاهده شمارگان

مرکز اطلاعات علمی SID1
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    2012
  • دوره: 

    30
  • شماره: 

    1 (91)
  • صفحه شروع: 

    41
  • صفحه پایان: 

    51
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    12781
  • دانلود: 

    5087
کلیدواژه: 
چکیده: 

Objective: Implant-retained overdenture is the standard of treatment of edentulous patients. The aim of this study was to compare the effect of different implant location (ABDE, 6AE6, 6BD6) on the retention and stability of mandibular implant overdenture with ball attachment.Methods: An experimental study was designed. An acrylic resin model of edentulous mandible with six implant in the location of first molars, first premolar and between lateral incisor and canine on the left and right side was fabricated. A metallic overdenture was fabricated precisely adapted to the model and attached to a Zwick testing machine (crosshead speed of 51 mm/min). The ball attachments were screw in three patterns. The balls were first screwed in ABDE, then in 6AE6, and finally in 6BD6 position. Dislodging tensile forces were applied in three vertical, oblique, anterior-posterior directions for each sample. For each of these three situations, five tests were done. The maximum dislodging force was measured. Normal distributions of data were analyzed with Shapiro-Wilk test. Levene’s test analyzed the variances. A Three-way ANOVA test was employed followed by Tukey’s test.Results: The amount of vertical load was significantly higher than the oblique and Anterior-posterior load (P<0.001). The amount of ant-post load is significantly higher than the oblique load (P<0.001). The average of MDF is significantly higher in 6BD6 position (P<0.001). This average was also significantly lower in ABDE position (P<0.001). The amount of measured force was the lowest in ABDE and the highest in 6BD6 positions (ABDE=64.51 N and 6AE6=66.06 N). Vertical and oblique dislodging force are the minimum and maximum measured forces respectively (mean vertical= 87.95 N, mean Lateral= 48.1 N and mean Ant. Post= 63.5 N).Conclusion: Lateral and Ant-Post dislodgment forces are higher in 6BD6 and 6AE6 positions respectively. The greatest vertical dislodgment force was observed in 6BD6 position. Vertical retention was higher than lateral and Ant-Post retentions. The more posterior position the distal implant the more the retention and stability.

آمار یکساله:  

بازدید 12781

دانلود 5087 استناد 0 مرجع 0
نویسنده: 

MOEZZYZADEH MARYAM

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    2012
  • دوره: 

    30
  • شماره: 

    1 (91)
  • صفحه شروع: 

    24
  • صفحه پایان: 

    29
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    27885
  • دانلود: 

    15476
چکیده: 

Objective: Nowadays, composite restorations have gained more popularity and are widely used due to their high esthetic properties, rapid application, ease of use and low costs. There are various composite resins of different brands available in the market and it is necessary to find the most favorable one in terms of reliability and long term prognosis. The present study aimed at evaluating and comparing the compressive strength of hybrid and nanocomposites.Methods: In this experimental in-vitro study 4 different types of composite resins were used as follows: Group 1- Filtek Z 250 (3M) (hybrid composite) Group 2- Filtek Supreme (3M) Group 3-Gradia Direct X(GC) Group 4-Herculite XRV Ultra (Kerr Hawe)composite resins (groups 2, 3 and 4 are nanocomposites). Twelve samples were made in stainless steel molds of 4mm diameter and 6mm height of each composite. Following photopolymerization of cylindrical samples using Radi plus light curing unit (SDI limited), the specimens were stored in distilled water at 37°C for 48 hours. The specimens were subjected to compressive stress test using Mechanical Testing Machine (Zwick/Roell) at cross head speed of 0.5 mm/min. One way ANOVA and Tukey’s Post-hoc tests were employed for statistical analyses and determining level of significance.Results: The obtained results were as follows: Group 1: 362.51 group 2: 266.70 group 3: 268.72 and group 4: 275.75 Newton. Compressive strength of group 1 (Filtek Z 250) was higher than other three groups and it was statistically significant (P<0.05). No statistically significant difference was detected among groups 2, 3 and 4.Conclusion: Hybrid composite showed more compressive strength than nano composites.

آمار یکساله:  

بازدید 27885

دانلود 15476 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1391
  • دوره: 

    30
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    1
  • صفحه پایان: 

    8
تعامل: 
  • استنادات: 

    351
  • بازدید: 

    219
  • دانلود: 

    100
چکیده: 

سابقه و هدف: درمان های وسیع دندانپزشکی برای کودکان کم سن یا با مشکلات خاص، اغلب تحت بیهوشی عمومی انجام می گیرد. با توجه به امکان بروز عوارض فارماکولژیک ناشی از داروهای بیهوشی و نیز نظر به ریسک بالای پوسیدگی در این گروه از بیماران، در این موارد انجام مطمئن ترین درمان ها اهمیت بسیاری دارد. هدف از این مطالعه، بررسی کلینیکی میزان شکست درمان های دندانپزشکی انجام شده تحت بیهوشی عمومی در کودکان مراجعه کننده به بیمارستان کودکان مفید در سال های 1388 و 1389 بود.مواد و روشها: در مطالعه توصیفی- مقطعی حاضر تعداد 104 بیمار مراجعه کننده به بیمارستان کودکان مفید که درمان های دندانپزشکی تحت بیهوشی را دریافت کرده، حداقل 6 ماه از درمان آنها گذشته بود مورد معاینه قرار گرفتند. معاینه بر روی صندلی دندانپزشکی توسط آینه و پروب و در بخش دندانپزشکی بیمارستان کودکان مفید انجام گرفت و ضمن مقایسه با پرونده قبلی، اطلاعات مربوط به شکست هر درمان در فرم مخصوص هر بیمار ثبت گردید. جهت مقایسه میان میزان شکست ترمیم ها از آزمون آماری کای دو و جهت بررسی تاثیر عوامل مختلف بر شکست درمان ها از آزمون Multiple logistic regression استفاده شد.یافته ها: یافته ها نشان داد که SSC با 1.5% شکست، موفق ترین ترمیم ها می باشد. میزان شکست SSC به طور معنی داری از آمالگام (7.9%) و ترمیم های همرنگ خلفی (9.9%) کمتر بود (به ترتیب  P=0.003و .(P=0.000 همچنین شکست ترمیم های قدامی بیلدآپ (22.4%) از سایر ترمیم های همرنگ قدامی (11.6%) به طور معنی داری بیش تر بود (.(P=0.009 میزان شکست درمان های پالپکتومی 0.8% و میزان شکست پالپوتومی 1.1% بود.نتیجه گیری: میزان شکست ترمیم قدامی بیلدآپ از سایر ترمیم های همرنگ قدامی بیشتر بود SSC .بدلیل درصد موفقیت بسیار بالا، بعنوان ترمیم انتخابی در ترمیم دندان های کودکانی که درمان های دندانپزشکی را تحت بیهوشی دریافت می کنند مطرح می باشد.

آمار یکساله:  

بازدید 219

دانلود 100 استناد 351 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1391
  • دوره: 

    30
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    17
  • صفحه پایان: 

    22
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    160
  • دانلود: 

    51
چکیده: 

سابقه و هدف: آلودگی بزاق حین ترمیم های کامپوزیتی موجب کاهش استحکام باند و در نهایت شکست درمان های ترمیمی می گردد. نظر به افزایش تقاضا برای ترمیم های کامپوزیتی، همچنین با توجه به اینکه درصد کمی از دندانپزشکان حین درمان از رابردم استفاده می نمایند، مطالعه حاضر با هدف ارزیابی اثر آلودگی بزاق بر استحکام ریزبرشی باند میان سطوح کامپوزیت رزین، همچنین تعیین بهترین روش از بین بردن آلودگی جهت دوباره برقرار کردن استحکام باند کامپوزیت به کامپوزیت انجام گرفت.مواد و روشها: در مطالعه آزمایشگاهی حاضر، نمونه های ساخته شده از کامپوزیت Z100 به 7 گروه 15 تائی تقسیم شده، به صورت زیر آماده گردیدند: گروه 1- گروه کنترل (بدون هیچ گونه آلودگی)، گروه 2- آلودگی بزاق + خشک کردن، گروه 3- آلودگی بزاق + شستشو + خشک کردن، گروه 4- آلودگی بزاق+ شستشو + خشک کردن + اچ، گروه 5- آلودگی بزاق + شستشو+ خشک کردن+ اچ کردن+ باند، گروه 6- آلودگی بزاق + استفاده از الکل و گروه 7- آلودگی بزاق + برداشت حدود 0.5 میلی متر + شستشو + خشک کردن. سپس کامپوزیت Z100 در لوله هایی به ابعاد 0.7×1 میلی متر روی سطوح آماده شده گروه ها باند گردیده، میزان استحکام باند ریزبرشی آنها تعیین شد. داده های به دست آمده با استفاده از آنالیز واریانس یک طرفه ANOVA و آزمون تعقیبی Tukey مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.یافته ها: میانگین و انحراف معیار استحکام باند ریزبرشی در گروه 1 برابر 3.60±23.0، در گروه 2 برابر 2.49±11.71، در گروه 3 برابر 4.25±17.60، در گروه 4 برابر 6.34±21.84، در گروه 5 برابر 7.58±21.25، در گروه 6 برابر 5.53±21.65 و در گروه 7 برابر 5.95±17.34، مگاپاسکال بدست آمد. اختلاف میان گروه های  1و  2((P<0.0001،  2وP<0.0001) 4 )، 2 و 5 (P<0.001) و 2 و 6 (P<0.0001) از لحاظ آماری معنی دار بود.نتیجه گیری: در شرایط مطالعه اخیر خشک کردن بزاق روی نمونه ها استحکام باند ریزبرشی را به طور معنی دار کاهش داد. تمامی روش های از بین بردن آلودگی بزاقی در مطالعه حاضر توانستند استحکام باند ریزبرشی نمونه ها را تا حد گروه شاهد افزایش دهند.

آمار یکساله:  

بازدید 160

دانلود 51 استناد 0 مرجع 0
نویسنده: 

معزی زاده مریم

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1391
  • دوره: 

    30
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    23
  • صفحه پایان: 

    28
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    354
  • دانلود: 

    95
چکیده: 

سابقه و هدف: امروزه ترمیم های کامپوزیتی به علت ظاهر زیبا، سرعت عمل حین کار و هزینه کم، بسیار مورد استفاده قرار می گیرند. کامپوزیت های مختلفی در بازار موجود هستند و شناخت بهترین آنها که کارایی بهتر و دراز مدت تری داشته باشند ضروری است. هدف از مطالعه حاضر بررسی استحکام فشاری مواد ترمیمی کامپوزیت های هیبرید و نانوکامپوزیت ها بود.مواد و روشها: در مطالعه تجربی حاضر از چهار نوع مختلف کامپوزیت رزین به شرح زیر استفاده شد: گروه 1- () Filtek Z 250 (3Mکامپوزیت هیبرید)، گروه 2- Filtek Superme (3M)، گروه 3- Gradia Direct X (GC) و گروه  .(Kerr Hawe) Herculite XRV Ultra -4برای هر کامپوزیت 12 نمونه در یک مولد فلزی به ابعاد 4 میلی متر قطر و 6 میلی متر ارتفاع ساخته شد. نمونه ها پس از پولیمریزاسیون در داخل مولد با استفاده از دستگاه لایت کیورLED Radiplus (SDI) ، به مدت 48 ساعت در آب مقطر با درجه حرارت 37 درجه سانتی گراد نگه داری شدند. سپس با استفاده از دستگاه Mechanical Testing Machine با سرعت 0.5 میلی متر در دقیقه تحت تست استحکام فشاری قرار گرفتند. برای بررسی و آنالیز آماری نمونه ها از آزمون های آماری Tukey's Post hoc و one-way ANOVA استفاده شد.یافته ها: یافته های مطالعه حاضر نشان دادند که استحکام فشاری گروه 1 ( (Filtek Z 250بیشتر از سه گروه دیگر بود که از نظر آماری معنی دار بود ( .(P<0.05میان گروه های 2، 3 و 4 از نظر آماری تفاوت معنی داری وجود نداشت.نتیجه گیری: کامپوزیت هیبرید استحکام فشاری بیشتری به نسبت نانوکامپوزیت ها از خود نشان داد.

آمار یکساله:  

بازدید 354

دانلود 95 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1391
  • دوره: 

    30
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    29
  • صفحه پایان: 

    39
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    142
  • دانلود: 

    91
چکیده: 

سابقه و هدف: هدف از درمان های پریودنتال جلوگیری از تخریب بیشتر بافت ها و بازسازی انساج پریودنتال تخریب شده ناشی از بیماری یا تروما می باشد. بر اساس یافته های هیستولوژی، GTR قابل پیش بینی ترین روش رژنراتیو به منظور بازسازی استخوان و سمان می باشد. مطالعه حاضر با هدف مقایسه نتایج کلینیکال حاصل از کاربرد غشای بافت همبند کام Bio-oss + PRGF + با نتایج حاصل از غشای کلاژن Bio-oss + PRGF + صورت پذیرفت.مواد و روشها: این کارآزمایی بالینی تصادفی شده بر روی 15 بیمار که حداقل یک جفت ضایعه عمودی بین دندانی داشتند، با دو روش + PRGF غشای بافت همبند کام) Bio-oss + گروه مورد) و + PRGF غشای کلاژن) Bio-oss + گروه شاهد) انجام شد. ضایعات استخوانی باید 2 یا 3 دیواره بوده، حداقل دارای 3 میلی متر عمق بودند. در هر بیمار به صورت تصادفی یک ضایعه به عنوان مورد و ضایعه دیگر به عنوان شاهد در نظر گرفته شده، توسط مواد ذکر شده تحت درمان قرار گرفت. متغیرهای کمی شامل عمق پاکت، عمق ضایعه، حد چسبندگی کلینیکال، موقعیت مارجین لثه و محل کرست استخوان نسبت به ساختار آکریلی (نقطه مرجع) در روز جراحی و 6 ماه پس از آن در جراحی ورود مجدد اندازه گیری شدند. سپس داده های بدست آمده با استفاده از نرم افزار SPSS-16 و نیز آنالیزهای آماری Wilcoxon و Two-way Repeated Measure ANOVA مورد بررسی قرار گرفتند.یافته ها: کلیه پارامترهای کلینیکی ارزیابی شده در هر دو گروه مورد و شاهد پس از 6 ماه تغییرات آماری معنی داری را نسبت به قبل از درمان نشان دادند (P<0.05). بین دو گروه مورد و شاهد هیچ تفاوت آماری معنی داری از نظر شاخص های عمق پاکت (به ترتیب 3.7 میلی متر در برابر 3.5 میلی متر)، حصول چسبندگی کلینیکال (1.8 میلی متر در برابر 1.6 میلی متر)، تحلیل کرست آلوئول (1.8 میلی متر در برابر 1.7 میلی متر) و پر شدن ضایعه (2.3 میلی متر در برابر 2.2 میلی متر) دیده نشد (P>0.05). تنها شاخصی که تفاوت معنی داری را بین دو گروه مورد و شاهد نشان داد میزان تحلیل لثه بود که بطور معناداری در گروه مورد کمتر بود (به ترتیب 0.8 میلی متر در برابر 1.7 میلی متر، (P<0.05).نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده از مطالعه حاضر به نظر می رسد که نتایج حاصل از کاربرد بافت همبند کام به عنوان غشا PRGF + BioOss + در مقایسه با غشای کلاژن PRGF + Bio-Oss + تفاوتی از نظر کاهش عمق پاکت، میزان پر شدگی ضایعه استخوانی، میزان تحلیل کرست استخوان و حصول چسبندگی کلینیکی نداشته، تنها تفاوت موجود، میزان کمتر تحلیل لثه در گروه بافت همبند (به عنوان غشا) می باشد.

آمار یکساله:  

بازدید 142

دانلود 91 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1391
  • دوره: 

    30
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    40
  • صفحه پایان: 

    49
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    142
  • دانلود: 

    56
چکیده: 

سابقه و هدف: درمان بی دندانی با اوردنچر متکی بر ایمپلنت استاندارد درمان بی دندانی در آینده است. هدف از این تحقیق مقایسه گیر و ثبات اوردنچرهای متکی بر ایمپلنت در سه موقعیت مختلف از قرارگیری ایمپلنت ها) ABDE) استخوان قدام فک پایین که به پنج ستون مساوی بین سوراخ های چانه ای با نام های A، B، C، D و E تقسیم می شود)، 6AE6 (6 موقعیت اولین دندان مولر فک پایین است) و 6BD6) روی یک مدل بی دندانی فک پایین با استفاده از اوردنچر متکی بر ایمپلنت بود.مواد و روشها: در مطالعه تجربی آزمایشگاهی حاضر یک مدل آزمایشگاهی آکریلی فک پایین با امکان قرارگیری ایمپلنت در شش محل در موقعیت های مولر اول سمت راست و چپ، حد فاصل دندان های لترال و کانین راست و چپ و حد فاصل دندان های پرمولر اول و دوم راست و چپ ساخته شد. بر روی این مدل فک پایین یک اوردنچر فلزی منطبق ساخته، در مقابل محل هر ایمپلنت یک housing اتچمنت از نوع Ball تعبیه گردید، به نحوی که در آزمایش اول موقعیت های ABDE، در آزمایش دوم موقعیت های 6AE6 و در آزمایش سوم موقعیت های  6BD6دارای اتچمنت فعال باشند. به منظور اندازه گیری گیر و ثبات اوردنچر در حالات و موقعیت های مختلف، توسط ماشین Zwick با سرعت 51 میلی متر در دقیقه نیروی کششی در سه جهت عمودی، مایل و قدامی خلفی به اوردنچر فلزی وارد شد. هر آزمایش پنج بار انجام گردید. سپس Maximum Dislodging Force یعنی حداکثر نیرویی که اوردنچر تحمل می کند تا به طور کامل از مدل جدا شود برای هر نمونه توسط دستگاه اندازه گیری شد. بررسی نرمال بودن توزیع داده ها توسط آزمون آماری Shapiro-Wilk و تساوی واریانس ها توسط آزمون Levene انجام گرفت. برای بررسی اثر سه عامل موقعیت ایمپلنت، نحوه اعمال نیرو و وضعیت بر متغیر وابسته کمی میزان نیرو از تحلیل واریانس سه عامله (Three-way ANOVA) و برای مقایسه های دو به دو از روشTukey HSD  استفاده شد.یافته ها: بر اساس تحلیل واریانس سه طرفه اثر متقابل بین موقعیت ایمپلنت، نحوه اعمال کشش معنی دار نبود ((P=0.821. اما اثر متقابل معنی دار ordinal بین موقعیت ایمپلنت با نحوه اعمال کشش وجود داشت (P<0.001). اثر موقعیت ایمپلنت و نحوه اعمال کشش نیرو اثر معنی دار آماری بر میزان نیرو داشتند (P<0.001). کمترین میزان نیرو در موقعیت ABDE و بیشترین میزان نیرو در موقعیت  6BD6دیده شد (میانگین نیرو در موقعیت 64.51=ABDE نیوتن، میانگین نیرو در موقعیت  66.06=6AE6نیوتن و میانگین نیرو در موقعیت 68.54=6BD6 نیوتن). کمترین میزان نیرو در کشش مایل و بیشترین نیرو در کشش عمودی دیده شد (میانگین نیروی عمودی=87.95 نیوتن، نیروی مایل=48.10 نیوتن و نیروی قدامی-خلفی=63.06 نیوتن(.نتیجه گیری: تحقیق حاضر نشان داد میزان گیر اوردنچر همچنین میزان ثبات طرفی اوردنچر در برابر نیروی مایل در موقعیت 6BD6 بیشتر است. از طرف دیگر میزان ثبات طرفی اوردنچر در برابر نیروی قدامی- خلفی در موقعیت 6BD6 بیشتر است. با قرار دادن ایمپلنت دیستالی در موقعیت خلفی تر گیر و ثبات بیشتر می شود. میزان گیر اوردنچر بیشتر از ثبات آن است. همچنین میزان ثبات قدامی- خلفی از ثبات طرفی بیشتر است.

آمار یکساله:  

بازدید 142

دانلود 56 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1391
  • دوره: 

    30
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    50
  • صفحه پایان: 

    56
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    274
  • دانلود: 

    74
چکیده: 

سابقه و هدف: در پروتز متکی بر بافت و ایمپلنت(RP-5) ، ایمپلنت ها را می توان در مکان های متفاوتی بین دو سوراخ چانه ای قرار داد. هدف از این بررسی، مقایسه گیر اوردنچرهای متکی بر بافت و ایمپلنت با اتچمنت ball در قدامی ترین و خلفی ترین موقعیت ایمپلنت ها در محدوده سوراخ های چانه ای بود.مواد و روشها: در بررسی تجربی آزمایشگاهی حاضر ابتدا یک مدل آزمایشگاهی فک پایین بی دندان، با استفاده از رزین آکریلیک تهیه شد. سپس با استفاده از میلینگ ماشین، دو جفت ایمپلنت به صورت قرینه در طرفین خط وسط و موازی با یکدیگر در قدامی ترین و خلفی ترین موقعیت سمفیز، روی مدل گذاشته شدند. یک اوردنچر فلزی بر روی مدل تهیه شد. سپس over denture housing از جنس آکریل پختنی، آماده و به قسمت قاب مانند اوردنچر در قدام آن متصل گردید. پس از پیچ کردن ball abutment بر روی ایمپلنت ها، در دو موقعیت مختلف،attachment housing  و clinical insert داخل آن، درونover denture housing  قرار گرفتند. در بین مراحل مختلف با تراشover denture housing ، نمونه ها تعویض شدند. توسط ماشین زوئیک (zwick) با سرعت 51 میلی متر در دقیقه نیروی کششی در جهت عمودی، اعمال گردید. برای هر موقعیت پنج نمونه در نظر گرفته شد Maximum Dis lodging Force .(حداکثر نیرویی که اوردنچر تحمل می کند و از مدل جدا نمی شود) برای هر نمونه اندازه گیری و ثبت گردید. آزمون independent sample t برای تحلیل آماری داده ها به کار رفت و نتایج با ضریب اطمینان %95 به دست آمد.یافته ها: یافته های تحقیق نشان داد میزان گیر اوردنچر درموقعیت قدامی و خلفی ایمپلنت ها از نظر آماری، تفاوت معنی داری ندارد (P>0.05).نتیجه گیری: بر اساس نتایج این تحقیق، میزان گیر اوردنچر در موقعیت های قدامی و خلفی ایمپلنت ها یکسان است.

آمار یکساله:  

بازدید 274

دانلود 74 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1391
  • دوره: 

    30
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    57
  • صفحه پایان: 

    64
تعامل: 
  • استنادات: 

    316
  • بازدید: 

    178
  • دانلود: 

    68
چکیده: 

سابقه و هدف: آلوگرافت ها به عنوان جایگزین جهت پیوندهای استخوانی اتوژن مطرح هستند. در این مطالعه با تاکید بر بررسی هیستولوژی این مطلب ارزیابی شد که آیا این امکان وجود دارد که دندان را با نیروی ارتودنسی به درون بافت پیوندی DFDBA و FDBA حرکت داد؟ بنابراین تحقیق حاضر با هدف تعیین اثر تراکنش حرکت ارتودنتیک دندان با دو نوع بافت پیوندی DFDBA و FDBA صورت پذیرفت.مواد و روشها: مطالعه تجربی حاضر بر روی چهار سگ انجام گرفت. در هر سگ چهار حفره در سطح مزیال پرمولر اول فک بالا و پایین ایجاد گردید. این حفره ها به طور مساوی با DFDBA و  FDBAپر شدند. با استفاده از کویل NiTi با نیروی 150 گرم دندان پرمولر اول به سمت مزیال حرکت داده شد. زمانی که این دندان به میانه ماده پیوندی رسید حیوانات کشته شده، ناحیه، مورد بررسی هیستولوژی قرار گرفت. جهت مقایسه میزان حرکت دندان ها از آزمون آماری ANOVA استفاده شد.یافته ها: نتایج این مطالعه نشان داد که می توان دندان را با نیروی ارتودنسی به درون ماده پیوندی آلوگرافت حرکت داد. متوسط میزان حرکت دندان در پایان مطالعه در گروه DFDBA معادل0.11 ±2.6 و در گروه FDBA معادل0.12 ±2.4 گزارش گردید. تحلیل ریشه در ناحیه یک سوم اپیکال هر دو گروه مشاهده شد. نتیجه گیری: بررسی حاضر نشان داد مواد پیوندی DFDBA و FDBA می توانند به عنوان جایگزین استخوان اتوژنوس جهت حرکت دندان به درون شکاف های فکی مورد استفاده قرار گیرند.

آمار یکساله:  

بازدید 178

دانلود 68 استناد 316 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1391
  • دوره: 

    30
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    65
  • صفحه پایان: 

    75
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    289
  • دانلود: 

    82
چکیده: 

سابقه و هدف: پایان نامه ها یکی از مهمترین منابع پژوهشی دانشگاه ها می باشند که اجرای هر چه بهتر آنها بر اساس استانداردهای بین المللی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. هدف از مطالعه حاضر، تعیین میزان صحت اصول نگارش مواد و روش ها در پایان نامه های عمومی و تخصصی دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی از ابتدای سال 88 تا پایان نیمه اول سال 1390 بود.مواد و روشها: طی مطالعه ای توصیفی-مقطعی، کلیه پایان نامه های دفاع شده دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در سال تحصیلی 1389 تا نیمه اول سال تحصیلی 1390 بر اساس چک لیست های بین المللی مورد ارزیابی قرار گرفتند. جهت آنالیز داده ها از نرم افزار SPSS (Version 16.0)، همچنین از روش های آماری ANOVA و T- test مستقل استفاده شد.یافته ها: تعداد101  پایان نامه با طراحی مشاهده ای و 72 پایان نامه با طراحی تجربی ارزیابی شدند. متوسط میزان انطباق پایان نامه ها با طراحی مشاهده ای با تمامی موارد چک لیست STROBE برابر با 75% بود. بیشترین انطباق مربوط به شرح کامل معیار ورود و خروج نمونه ها (95%) و کمترین انطباق مربوط به نحوه کنترل اریبی (48%) بود. متوسط میزان انطباق پایان نامه های با طراحی مداخله ای با تمامی موارد ذکر شده در چک لیست (%62) CONSORT بود. بیشترین انطباق مربوط به شرح کامل نحوه اعمال مداخله ها (90.3%) و کمترین انطباق مربوط به (%88) Allocation concealment بود. ارتباط معنی داری بین حضور استاد مشاور و مقطع علمی استاد راهنما با میانگین امتیازات پایان نامه ها یافت نشد.نتیجه گیری: کمترین انطباق در پایان نامه ها با طراحی مشاهده ای مربوط به شرح چگونگی کنترل اریبی، و در پایان نامه ها با طراحی مداخله ای مربوط به رعایت Allocation concealment بود.

آمار یکساله:  

بازدید 289

دانلود 82 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1391
  • دوره: 

    30
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    9
  • صفحه پایان: 

    16
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    344
  • دانلود: 

    91
چکیده: 

سابقه و هدف: استفاده از داروهای مختلف در داخل کانال ریشه برای کاهش تعداد میکروارگانیسم ها یکی از مراحل اصلی درمان های ریشه به شمار می رود. امروزه، کاربرد پروپولیس (ماده طبیعی تولید شده توسط زنبور عسل) به عنوان یک عامل ضدالتهابی و ضدمیکروبی مورد توجه محققان قرار گرفته است. تحقیق حاضر با هدف تعیین خصوصیات ضدمیکروبی پروپولیس در مقایسه با کلسیم هیدروکساید بر علیه باکتری انتروکوکوس فکالیس به صورت آزمایشگاهی انجام گردید.مواد و روشها: در تحقیق تجربی حاضر، 42 دندان تک کاناله انسانی انتخاب و پس از تهیه حفره دسترسی، لایه اسمیر کانال ها برداشته شد. کانال های آماده سازی شده از طریق باکتری انتروکوکوس فکالیس آلوده شدند. سپس به منظور ارزیابی مواد، فضای کانال ریشه از عصاره پروپولیس 30% و هیدروکسید کلسیم پر شد.گروه کنترل منفی درمرحله استریلیزاسیون نمونه ها بکار برده شدند و از گروه کنترل مثبت، در مرحله آخر استفاده شد که در آن هیچ ماده ای داخل کانال های این گروه اضافه نگردید. نمونه ها به مدت 72 ساعت، 1 هفته و 1 ماه در انکوباتور  CO2دار نگهداری شدند. سپس از داخل کانال ها نمونه برداری انجام و تعداد کلنی های رشد یافته انتروکوکوس فکالیس شمارش گردید. تعداد کلنی ها در زمان های مختلف نگهداری به وسیله آزمون Kruskal-wallis و در استفاده از دو دارو با آزمون Mann-whitney U مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.یافته ها: تعداد کلنی های باکتری در کاربرد عصاره پروپولیس 30%، 72 ساعت بعد از نگهداری برابر 55000±46368.09 و در استفاده از کلسیم هیدروکساید معادل 48027.077±43333.33 برآورد گردید. یک هفته بعد از نگهداری، تعداد کلنی های شمارش شده در پروپولیس معادل 408.25±166.67 و در هیدروکسید کلسیم برابر صفر بود. هیچ کلنی از باکتری انتروکوک فکالیس 1 ماه بعد از نگهداری نمونه ها در استفاده از عصاره پروپولیس و هیدروکسید کلسیم مشاهده نگردید. تفاوت آماری معنی داری بین دو دارو در زمان های مختلف مشاهده نشد.نتیجه گیری: در مجموع، خصوصیات ضدباکتری پروپولیس بر علیه باکتری انتروکوکوس فکالیس در زمان های مختلف در حد کلسیم هیدروکساید برآورد گردید. بنابراین، در صورت تایید تمام خصوصیات و ویژگی های پروپولیس، می توان از این ماده طبیعی، در درمان های کانال ریشه استفاده کرد.

آمار یکساله:  

بازدید 344

دانلود 91 استناد 0 مرجع 0