مشخصات نشــریه/اطلاعات دوره

پژوهنده (researcher bulletin of medical sciences) | سال:1381 | دوره:7 | شماره:4 (پی در پی 30)

نتایج جستجو

2558

نتیجه یافت شد

مرتبط ترین ها

اعمال فیلتر

به روزترین ها

اعمال فیلتر

پربازدید ترین ها

اعمال فیلتر

پر دانلودترین‌ها

اعمال فیلتر

پر استنادترین‌ها

اعمال فیلتر

تعداد صفحات

27

انتقال به صفحه

آرشیو

سال

دوره(شماره)

مشاهده شمارگان

مرکز اطلاعات علمی SID1
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
نویسنده: 

NAIMI S.S.

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    2003
  • دوره: 

    7
  • شماره: 

    4 (30)
  • صفحه شروع: 

    289
  • صفحه پایان: 

    294
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    7450
  • دانلود: 

    3992
کلیدواژه: 
چکیده: 

Background: Inactivity is a major cause of cardiovascular disease and osteoporosis. Physical activity can be helpful, however little is known about the role of duration and severity of such programs on heart rate and aerobic power. We have studies the effects of8- and 16-week aerobic training program with 70 and 85% of maximum aerobic power on resting heart rate (RHR) and aerobic power. Materials and methods: Thirty healthy inactive females aged 18-33 years have entered this experimental study. Cases were assigned randomly in experiment (20) and control group (10). RHR and maximum aerobic power were determined before and after 8- and 16-week training program (thrice a week) with 55-70% and 70-85% of maximum aerobic power. Similar tests were achieved in the control group who had no exercise. Results: Having 16 weeks of aerobic exercise, RHR was reduced (71.2±4.5 vs. 65±4.6 beats/s, p<0.04). This showed a significant difference when compared to the control group (p=0.019). Meanwhile, maximum aerobic power was increased (3.57±1.6 vs. 4.25±2.1 l/min, p=0.05). Conclusion: Sixteen weeks of aerobic exercise with 70-85% of maximum aerobic power is necessary to altered RHR and maximum aerobic power in healthy inactive females. Further studies are highly recommended in other patients who are at risk of cardiovascular diseases.

آمار یکساله:  

بازدید 7450

دانلود 3992 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    2003
  • دوره: 

    7
  • شماره: 

    4 (30)
  • صفحه شروع: 

    275
  • صفحه پایان: 

    280
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    6985
  • دانلود: 

    3992
کلیدواژه: 
چکیده: 

Background: The role of preoperative dietary support in preventing cervical anastomatic leak in patients with esophageal cancer suffering from albumin level of <3.4gr/dl is controversial. Some studies have failed to reveal any association between malnutrition and anastomatic leak whereas the others had. Materials and methods: We have reviewed the reports of 421 patients underwent esophagectomy during a 12-year period, 1989-2001. Anastomatic leak was determined and the role of hypoalbuminemia and other related factors was judged. Results: Anastomatic leak was reported in 67 patients (15.9%). 16.2% of patients with hypoalbuminemia and 15.9% of non-hypoalbuminemic patients presented with anastomatic leak (NS). 80% of patients who lack blood supply to anastomatic edge had anastomatic leak, however this was reported in 14.4% of patients who had blood supply (p<0.001). Conclusion: Hypoalbuminemia had no correlation with anastomatic leak. Bear in mind the relatively high prevalence of anastomatic leak (16%), further studies are suggested.

آمار یکساله:  

بازدید 6985

دانلود 3992 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1381
  • دوره: 

    7
  • شماره: 

    4 (پی در پی 30)
  • صفحه شروع: 

    265
  • صفحه پایان: 

    269
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    624
  • دانلود: 

    79
چکیده: 

سابقه و هدف: اختلاف نظر بر سر بهبود بقای زنان پره منوپوز مبتلا به سرطان پستان که طی فاز لوتئال سیکل قاعدگی تحت رزکسیون تومور قرار گرفته اند ازسال 1989 با مطالعه Hrushesky شروع شده و همچنان ادامه دارد. با توجه به اهمیت پیش آگهی در مبتلایان به سرطان پستان و جهت تعیین رابطه زمان عمل جراحی با پیش آگهی بیماران، این مطالعه بر روی زنان پره منوپوز مبتلا به سرطان پستان که طی سالهای 79-1373 در بخش رادیوتراپی- اونکولوژی بیمارستان جرجانی تحت درمان قرار گرفته بودند، انجام شد.مواد و روش ها: تحقیق به روش Historical Cohort بر روی 59 زن پره منوپوز مبتلا به سرطان پستان قابل جراحی با سیکل قاعدگی منظم انجام شد. بیماران در دو گروه مورد و شاهد طبقه بندی شدند. گروه شاهد بیمارانی بودند که در طی فاز فولیکولار (روزهای 14-1) سیکل قاعدگی و گروه مورد بیمارانی بودند که طی فاز لوتئال سیکل قاعدگی (روزهای 28-15) عمل جراحی شده بودند. نحوه درمان همه بیماران یکسان و همه بیماران درگیری غدد لنفاوی داشتند. بقای دو گروه با روش کاپلان مایر به دست آمده و با آزمون Log rank با هم مقایسه شد. یافته ها: حداقل مدت پیگیری 17 ماه و متوسط مدت پیگیری 58.3 ماه بود. هیچ تفاوت قابل ملاحظه آماری در بقاء کلی و بدون بیماری بین دو گروه وجود نداشت. تاثیر زمان عمل جراحی نسبت به سیکل قاعدگی بر بقای کلی و بدون بیماری در آنالیز تک متغیره و چند متغیره نیز تایید نشد. نتیجه گیری و توصیه ها: نتایج ما این فرضیه که زمان عمل جراحی در فازهای مختلف سیکل قاعدگی (فولیکولار و لوتئال) بقای کلی و بدون بیماری را تحت تاثیر قرار می دهد، تایید نمی کند، لیکن برای اظهار نظر دقیق تر یک مطالعه آینده نگر که در آن فازی از سیکل قاعدگی که در آن عمل جراحی انجام شده با آزمایش بیوشیمیایی خون تایید شده باشد، پیشنهاد می شود.

آمار یکساله:  

بازدید 624

دانلود 79 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1381
  • دوره: 

    7
  • شماره: 

    4 (پی در پی 30)
  • صفحه شروع: 

    271
  • صفحه پایان: 

    274
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    361
  • دانلود: 

    77
چکیده: 

سابقه و هدف: یکی از مهمترین علل تاخیر تکلمی کودکان کاهش میزان شنوایی می باشد که در صورت عدم تشخیص و درمان سریع منجر به تاخیر تکاملی، مشکلات روحی و اجتماعی متعدد برای کودک خواهد شد. با توجه به اهمیت مطالعه عواملی که باعث کاهش میزان شنوایی در نوزادان می شود و نظر به وجود گزارشات متفاوت از میزان بروز کاهش شنوایی در نوزادان، همچنین عدم اطلاع از وضعیت موجود در کشور،‌ این تحقیق روی نوزادان بستری در بخش NICU و نوزادان بیمارستان مفید طی سالهای 80-1379 انجام گرفت. مواد و روش ها: این تحقیق به روش توصیفی روی 150 نوزاد که در بیمارستان مفید بستری بوده اند و یک یا بیش از یک ریسک فاکتور ایجاد افت شنوایی راداشتند، انجام گرفت. این نوزادان پس از ترخیص از بخش، تا سه ماهگی به بخش شنوایی سنجی بیمارستان ارجاع داده شدند و در آنجا با آزمون Auditory Brainstem Response ABR مورد ارزیابی شنوایی قرار گرفتند. یافته ها: میانگین سنی (± انحراف معیار) نوزادان 14.1±21.7 روز بود. 108 نوزاد (72%) از شنوایی طبیعی برخوردار بودند و 42 نوزاد (28%) دارای کاهش میزان شنوایی از خفیف تا عمیق بودند. از نوزادان دارای کاهش شنوایی 17 نوزاد (11.3%) دارای کاهش شنوایی خفیف، 16 نوزاد (10.7%) دارای کاهش شنوایی متوسط، 4 نوزاد (2.7%) دارای کاهش شنوایی شدید و 5 نوزاد (3.3%) دارای کاهش شنوایی عمیق بودند. جنس نوزاد نقشی در مطالعه نداشت. بیشترین احتمال بروز افت شنوایی در نوزادان مبتلا به آسفیکسی بود. نتیجه گیری و توصیه ها: این تحقیق نشان داد که فراوانی کاهش شنوایی در نوزادان بستری که ریسک فاکتورهای کاهش شنوایی را دارند، بیش از آمار کشورهای دیگر است. از آنجایی که اکثریت قریب به اتفاق این نوزادان در معرض حداقل یکی از ریسک فاکتورهای کاهش شنوایی قرار دارند، ضروری است تحقیقات گسترده تر به صورت غربالگری شنوایی شیرخواران زیر سه ماه جهت تعیین نقش ریسک فاکتورها در میزان بروز و شدت کاهش شنوایی به عمل آید.

آمار یکساله:  

بازدید 361

دانلود 77 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1381
  • دوره: 

    7
  • شماره: 

    4 (پی در پی 30)
  • صفحه شروع: 

    275
  • صفحه پایان: 

    279
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    370
  • دانلود: 

    63
چکیده: 

سابقه و هدف: نقش حمایت تغذیه ای قبل از عمل در جلوگیری از بروز نشت از آناستوموز گردنی در بیماران مبتلا به سرطان مری که آلبومین سرمی کمتراز 3.4 گرم در دسی لیتر دارند، مورد بحث بوده است. در بعضی تحقیقات نشان داده شده است که رابطه ای بین سوء تغذیه (هیپوآلبومینمی) و نشت از آناستوموز گردنی وجود ندارد، حال آن که برخی از مولفین بر حمایت تغذیه ای قبل از عمل تاکید می ورزند، لذا به منظور تعیین رابطه آن، این تحقیق طی سالهای 80-1368 انجام گرفت. مواد و روش ها: تحقیق به روش مطالعه داده های موجود روی 421 بیمار که به واسطه سرطان مری و یا معده تحت عمل جراحی ازوفاژکتومی قرار گرفته اند، انجام پذیرفت. میزان بروز نشت در نمونه ها تعیین و نقش هیپوآلبومینمی و سایر عوامل در بروز آن مورد قضاوت آماری قرار گرفته و odd's ratio آن محاسبه گردید. یافته ها: 67 بیمار (15.9%) دچار عارضه نشت از آناستوموز گردن شدند. مبتلایان دارای هیپوآلبومینمی به میزان 16.2% و افراد فاقد آن به میزان 15.9% دارای عارضه نشت شده اند (NS). در بیماران آناستوموزی بدون کشش 13% و با کشش 55.2% دارای نشت بودند (p<0.001). در بیماران بدون خون رسانی لبه آناستوموز 80% و دارای خون رسانی 14.4% نشت از آناستوموز گزارش شد (p<0.001). سایر عوامل ارتباطی با میزان نشت نداشتند. نتیجه گیری و توصیه ها: هیپوآلبومینمی ارتباطی با بروز نشت از آناستوموز ندارد. با توجه به بروز حدود 16 درصدی نشت در این بیماران تحقیقات تحلیلی برای شناخت علت آن و تحقیقات تجربی برای کاهش مشکل توصیه می شود.

آمار یکساله:  

بازدید 370

دانلود 63 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1381
  • دوره: 

    7
  • شماره: 

    4 (پی در پی 30)
  • صفحه شروع: 

    281
  • صفحه پایان: 

    284
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    172
  • دانلود: 

    71
چکیده: 

سابقه و هدف: نظر به شایع بودن بیماری سل در کشور و طولانی بودن مدت زمان تشخیص آن و با توجه به گزارشاتی که درباره افزایش فعالیت آنزیم آدنوزین د - آمیناز (ADA) در بیماران مسلول ارایه شده است و به منظور بررسی تجربی این موضوع در کشور، این تحقیق روی مراجعین به بیمارستان امام خمینی تهران در سال 1378 انجام گرفت. مواد و روش ها: مطالعه به روش Historical Cohort انجام گرفت. فعالیت ADA در مایع مغزی نخاعی سه گروه شامل گروه شاهد اول (10 بیمار غیر مسلول که مایع مغزی نخاعی آنها درحین بیهوشی اسپاینال گرفته شده بود)، گروه شاهد دوم (6 بیمار غیرمسلول) و گروه بیماران مسلول 6) نفر) مورد بررسی قرار گرفت. همچنین جهت ارزیابی فعالیت این آنزیم در مایع آسیت، دو گروه شامل گروه شاهد (بیماران غیر مسلول 10نفر) و گروه بیماران مسلول (5 نفر) مورد سنجش قرار گرفت. جهت سنجش این آنزیم سوبسترای آدنوزین تحت اثر آنزیم ADA به آمونیاک و اینوزین تبدیل شده و آمونیاک حاصل با روش رنگ سنجی اندازه گیری شده است. یافته ها: میزان فعالیت آنزیم ADA در مایع مغزی نخاعی گروه شاهد اول 0.12±0.64، در گروه شاهد دوم 0.8±2.08 و در گروه بیماران مسلول 5.3±13.1 واحد بر لیتر بود که اختلاف موجود معنی دار بود (p<0.0001). میزان فعالیت آنزیم ADA در مایع آسیت گروه شاهد (بیماران غیرمسلول) 5.7±13.9 و در گروه بیماران مسلول 12.9±66 واحد بر لیتر بوده است که اختلاف معنی داری را نشان می دهد (p<0.0001). نتیجه گیری و توصیه ها: اندازه گیری ADA می تواند در تشخیص بیماری سل در آسیت و مایع مغزی نخاعی مورد استفاده قرار گیرد.

آمار یکساله:  

بازدید 172

دانلود 71 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1381
  • دوره: 

    7
  • شماره: 

    4 (پی در پی 30)
  • صفحه شروع: 

    285
  • صفحه پایان: 

    288
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    382
  • دانلود: 

    75
چکیده: 

سابقه و هدف: با توجه به موارد متعدد استفاده از فسفر پرتوزا در درمان تومورهای کیستیک مغزی و میزان موفقیت آنها و عدم اطلاع از نتایج آن و به منظور سنجش نتایج درمانی فسفر پرتوزا بر روی تومورهای مغزی، این تحقیق بر روی مراجعین به بیمارستان شهدای تجریش از سال 1377 تا 1380 انجام گرفت. مواد و روش ها: تحقیق به روش مطالعه داده های موجود بر روی کلیه بیماران صورت گرفت. خصوصیات سن،‌ جنس و روش عمل و تاثیر آن روی تومور بویژه تغییرات اندازه کیست، میدان بینایی، تیزبینی و تغییرات اختلالات هورمونال ارزیابی و داده ها به صورت آمار توصیفی ارایه گردید. یافته ها: تحقیق روی 12 بیمار مبتلا به تومورهای کیستیک مغزی شامل 6 بیمار مذکر (50%) و 6 بیمار مونث (50%) با میانگین سنی 12.75 سال انجام شد. از نظر آسیب شناسی 10 بیمار مبتلا به کرانیوفارنژیوما و 2 بیمار مبتلا به آستروسیتوم کیستیک بوده اند. جراحی با روش استروتاکسیک و تزریق فسفر رادیواکتیو از طریق مخزن متصل به کاتتر انجام گرفت. هیچ موردی از مرگ و میر به دنبال مراحل عمل یا تزریق مشاهده نشد. زمان پیگیری بیماران بین شش ماه تا چهار سال (میانگین 28.8 ماه) بوده است. در 5 بیمار (41.6%) بهبودی واضح میدان بینایی و تیزبینی مشاهده شد. در 4 بیمار (33.3%) بینایی بدون تغییر ولی در سه بیمار (25%)، متناسب با ادامه افزایش رشد قسمت جامد تومور بینایی بدتر شد. بررسی های تصویرنگاری C.T scan یا MRI در مراحل پیگیری، در 10 بیمار (83.3%) کاهش حجم قسمت کیستیک تومور را نشان داد که در 5 بیمار (41.7%) کاملا محو شده و در 4 بیمار (33.3%) بیش از 80% کاهش حجم یافته و در یک مورد (8.3%) کاهش حجم 25% بود. در 2 بیمار (16.6%) افزایش قسمت جامد و همچنین کیستیک تومور مشاهده شد. نتیجه گیری و توصیه ها: نتایج درمانی فسفر پرتوزا در بیماران مبتلا به تومورهای کیستیک مغزی، مطلوب و قابل قبول بوده و در مقایسه با نتایج دیگران آمار مناسب و قابل قبولی است. انجام این روش برای کاهش حجم کیست تومور و بهبودی علایم بیماران توصیه می گردد.

آمار یکساله:  

بازدید 382

دانلود 75 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1381
  • دوره: 

    7
  • شماره: 

    4 (پی در پی 30)
  • صفحه شروع: 

    289
  • صفحه پایان: 

    293
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    655
  • دانلود: 

    179
چکیده: 

سابقه و هدف: کم تحرکی عامل خطر موثر در بیماریهای قلبی - عروقی، پوکی استخوان و برخی از سرطان ها است. تمرینات جسمانی می تواند اثرات سودمندی در پیشگیری و درمان این گونه بیماریها داشته باشد، لیکن شواهد متناقضی در مورد تاثیرات حاصل از تغییر مدت و شدت ورزشها بر ضربان قلب و توان هوازی وجود دارند. لذا در این تحقیق تغییرات حاصل از 8 و 16 هفته ورزش هوازی با شدت های 70% و 85% حداکثر توان هوازی بر ضربان قلب استراحتی و توان هوازی بررسی گردید. مواد و روش ها: تحقیق به روش تجربی روی 30 خانم سالم و کم تحرک با دامنه سنی 18 تا 33 سال انجام گرفت. نمونه ها بطور تصادفی در دو گروه تجربی (20 نفر) و شاهد (10 نفر) تقسیم شدند. ضربان قلب استراحتی و حداکثرتوان هوازی گروه تجربی قبل و بعد از انجام 8 و 16 هفته ورزش (هفته ای 3 جلسه) به ترتیب با 55 الی 70% و 70 الی 85% حداکثر توان هوازی آنها، اندازه گیری شدند. آزمونهای مشابهی نیز به طور همزمان با گروه تجربی در گروه شاهد انجام گردید. گروه شاهد در این مدت زمان هیچ ورزشی انجام ندادند. یافته ها: پس از 16 هفته ورزش هوازی، ضربان قلب استراحتی گروه تجربی از 4.5±71.2 به 4.6±65 ضربه در دقیقه رسید که نسبت به وضعیت اولیه خود آنها (p=0.04) و گروه شاهد (p=0.019) کاهش معنی دار نشان داد. حداکثر توان هوازی آنها نیز از 1.6±3.57 به 2.1±4.25 لیتر در دقیقه رسید و نسبت به نتایج آزمون اولیه خود آنها (p=0.05) و گروه شاهد (p=0.032) افزایش معنی دار نشان داد. نتیجه گیری و توصیه ها: برای کاهش ضربان قلب استراحتی و افزایش توان هوازی خانمهای جوان سالم و کم تحرک، انجام 16 هفته ورزش هوازی با شدت 70 الی 85% لازم است. انجام بررسی های مشابه در افراد دارای دیگر عوامل خطر بیماریهای قلبی مانند پرفشاری خون نیز توصیه می گردد.

آمار یکساله:  

بازدید 655

دانلود 179 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1381
  • دوره: 

    7
  • شماره: 

    4 (پی در پی 30)
  • صفحه شروع: 

    295
  • صفحه پایان: 

    300
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    581
  • دانلود: 

    105
چکیده: 

سابقه و هدف: یکی از مشکلات عمده تغذیه ای در کشورهای در حال توسعه، کمبود بعضی از ریزمغذهای از جمله ویتامین A است که یکی از راه های حل این مشکل غنی سازی مواد غذایی با ویتامین A می باشد. از آنجا که این ویتامین محلول در چربی است، در این بررسی روغن های نباتی مایع و جامد که از اقلام غذایی اصلی مردم است به عنوان حامل ویتامین A انتخاب شدند. مواد و روش ها: مقدار 200 واحد بین المللی پالمیتات ویتامین A به ازای هر گرم روغن اضافه شد و پس از بسته بندی، نمونه های روغن جامد در حرارت های 25 و 45 درجه سانتی گراد و نمونه های روغن مایع نیز در حرارت های مذکور توام با شرایط تاریکی و نور به مدت 6 ماه نگهداری شدند. کلیه نمونه های فوق در زمانهای 0، 2، 4 و 6 ماه از نظر میزان پایداری ویتامین A و عدد پراکسید مورد آزمایش قرار گرفتند. همچنین با هر یک از نمونه ها، فرآیندهای پختن (برنج) و سرخ کردن (سیب زمینی) انجام شد تا اثرات فرآیندهای مذکور برمیزان پایداری ویتامین A مشخص گردد. یافته ها: نتایج نشان داد که بیشترین میزان پایداری ویتامین A در روغن جامد نگهداری شده در درجه حرارت محیط (25 درجه سانتی گراد) است که پس از 6 ماه معادل 95 درصد بود و کمترین میزان پایداری در روغن مایع نگهداری شده در نور و حرارت محیط مشاهده شد که پس از 6 ماه 50 درصد بود. همچنین فرآیندهای پختن و سرخ کردن به ترتیب منجر به کاهش 5 و 10 درصد ویتامین A شد و در روغن جامد نگهداری شده در درجه حرارت محیط پس از 6 ماه، مقادیر به ترتیب 91 و 87 درصد بود. تغییرات عدد پراکسید نمونه ها نیز در جهت عکس تغییرات میزان ویتامین A بوده به طوری که با افزایش عدد پراکسید، میزان ویتامین A کاهش یافت که این نتیجه اهمیت کیفیت اولیه روغن را در حفظ و پایداری ویتامین A نشان می دهد.نتیجه گیری و توصیه ها: از آنجا که نور عامل اصلی در کاهش پایداری ویتامین A به حساب می آید غنی سازی روغن های نباتی مایع و جامد با ویتامین A و با استفاده از بسته بندی مناسب برای رفع کمبود این ویتامین در رژیم غذایی افراد، به عنوان یک روش عملی و موثر پیشنهاد می شود.

آمار یکساله:  

بازدید 581

دانلود 105 استناد 0 مرجع 1
نویسنده: 

نفیسی وحیدرضا

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1381
  • دوره: 

    7
  • شماره: 

    4 (پی در پی 30)
  • صفحه شروع: 

    301
  • صفحه پایان: 

    305
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    432
  • دانلود: 

    127
چکیده: 

سابقه و هدف: با توجه به قند خون بالا در بیماران دیابتی و عوارض شناخته شده آن، این پژوهش با هدف تعیین تاثیر مصرف گیاه ریحان بر روی غلظت قند خون بیماران دیابتی نوع 2 مراجعه کننده به مرکز تحقیقات دیابت یزد در سال 1378 انجام گرفت. مواد و روش ها: پژوهش به روش کارآزمایی بالینی از نوع cross over روی تعداد 16 بیمار داوطلب که تحت درمان با داروهای پایین آورنده قند خون نبودند، انجام گرفت. نمونه ها به طور تصادفی به دو گروه 7 نفری تقسیم شدند. به گروه آزمایش روزانه 20 گرم پودر ریحان مخلوط با ماست همراه رژیم غذایی معمولی به مدت 4 هفته داده شد و گروه شاهد فقط رژیم غذایی معمولی را دریافت کردند، پس از 2 هفته دوره پاکسازی جای گروه آزمایش با شاهد عوض شد. در چهار مقطع آغاز، پس از 4، 6 و 10 هفته، غلظت قند سرم ناشتا و قند سرم 2 ساعت پس از صرف صبحانه استاندارد اندازه گیری شد و اختلاف هر گروه با آزمون Paired t-test و بین دو گروه با آزمون t-test تعیین گردید. یافته ها: 10 زن و 6 مرد با میانگین سنی (± انحراف معیار) 8±46.9 سال، وزن 9.1±66.8 کیلوگرم و مدت آگاهی از ابتلا 1.7±3.3 سال وارد مطالعه شدند. میانگین مقدار کربوهیدرات و فیبر دریافتی در دوره رژیمی با ریحان (47.1±242.9 و 5.6±20.9 گرم) به طور معنی داری از دوره رژیمی غذای معمولی (48.4±204.8 و 8.5±9.6 گرم) بیشتر بود (به ترتیب p<0.01 و (p<0.001. غلظت قند سرم ناشتا در پایان دوره مصرف ریحان همراه رژیم معمولی 114.2±12.5) میلی گرم در دسی لیتر) در مقایسه با مقادیر پایه این دوره 140.4±17.3) میلی گرم در دسی لیتر) و همچنین نسبت به دوره رژیم معمولی (17.3±140.4 میلی گرم در دسی لیتر) کاهش معنی دار آماری داشت (p<0.001). غلظت قند سرم 2 ساعت پس از صرف صبحانه استاندارد در پایان دوره مصرف ریحان همراه با رژیم معمولی 160.5±15.8) میلی گرم در دسی لیتر) در مقایسه با مقادیر پایه این دوره (9.1±195.4 میلی گرم در دسی لیتر) و همچنین نسبت به دوره رژیم معمولی (12.2±195.6 میلی گرم در دسی لیتر) کاهش معنی دار آماری نشان داد (p<0.001). نتیجه گیری و توصیه ها: مصرف ریحان همراه با رژیم غذایی غلظت قند سرم بیماران دیابتی نوع 2 را کاهش می دهد. انجام پژوهش مشابهی بر روی تاثیر این گیاه بر چربی های خون، هموگلوبین گلیکوکوزیله، مواد معدنی و ویتامین های خون و همین طور تاثیر دراز مدت آن توصیه می گردد.

آمار یکساله:  

بازدید 432

دانلود 127 استناد 0 مرجع 1
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1381
  • دوره: 

    7
  • شماره: 

    4 (پی در پی 30)
  • صفحه شروع: 

    307
  • صفحه پایان: 

    312
تعامل: 
  • استنادات: 

    1
  • بازدید: 

    200
  • دانلود: 

    95
چکیده: 

سابقه و هدف: با توجه به اهمیت تنش گرمایی در سلامت کارکنان و کاستی های احتمالی روش پایش محیطی در تفهیم تنش حرارتی در بروز بیماری های خاص مناطق گرمایی و به منظور مقایسه روشهای پایش محیطی و زیستی در ارزیابی تنش گرمایی، این تحقیق بر روی کارکنان بندر امام خمینی طی سالهای 79-1378 انجام گردید. مواد و روش ها: تحقیق به روش توصیفی ـ تحلیلی در دو مقطع زمستان و تابستان روی 170 نفر از کارکنان بخشهای مختلف بندر امام خمینی انجام گرفت. تنش حرارتی به روش پایش محیطی (شاخص دما سنج ترگوی سان) و پایش زیستی (شاخص فیزیولوژیکی ضربان قلب و دمای بدن) ارزیابی گردید و عوارض حاصل از تنش گرمایی از پرونده های موجود در بندر استخراج گردید. میزان تنش حرارتی طی دو فصل در کارکنان مورد قضاوت آماری قرار گرفت. یافته ها: از 170 نفری که طی دو فصل مورد بررسی قرار گرفتند در روش پایش محیطی و در فصل زمستان هیچ یک از کارکنان تحت تنش گرمایی نبودند ولی در تابستان تمام کارکنان بغیر از بخش اداری تحت تنش گرمایی قرار داشتند. براساس پایش زیستی در فصل زمستان، تنش حرارتی مشاهده نشد و در تابستان 12.5 و 16.25 درصد از کارکنان به ترتیب نسبت به ضربان قلب و دمای بدنی تحت تنش حرارتی تشخیص داده شدند. از طرفی عوارض ناشی از گرما بصورت خستگی گرمایی،‌ گرفتگی عضلانی و حمله گرمایی در تابستان به میزان 23.5% در گروه کارکنان عملیاتی و 6.6% در گروه کارکنان اداری دیده شد. نتیجه گیری و توصیه ها: نتایج حاصل از پایش زیستی می تواند نشان دهنده واقعی وقوع تنش حرارتی تلقی گردد. ضمنا علایم فیزیولوژیکی ضربان قلب و دمای بدن در پایش زیستی می تواند نشانگر اثرات زودرس گرمای محیطی در کارکنان عملیاتی باشد. بنابراین برای حفاظت سلامت کارکنان از عوارض گرما، توصیه می شود پایش تنش گرمایی با روش معمول (پایش محیطی) و روش جدید (پایش زیستی) به طور توام انجام پذیرد. در صورت محدودیت امکانات در ارزیابی تنش گرمایی، روش پایش زیستی به لحاظ قابلیت غربالگری افراد آسیب پذیر توصیه می گردد.

آمار یکساله:  

بازدید 200

دانلود 95 استناد 1 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1381
  • دوره: 

    7
  • شماره: 

    4 (پی در پی 30)
  • صفحه شروع: 

    313
  • صفحه پایان: 

    318
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    202
  • دانلود: 

    91
چکیده: 

سابقه و هدف: EMG و NCS به عنوان روش انتخابی بررسی سیر نوروپاتی اورمیک شناخته شده و در ارزیابی کارآیی دیالیز و کیفیت درمان نقش بسزایی دارند. مواد و روش ها: چهارده بیمار مبتلا به نارسایی مزمن کلیوی مورد مطالعات بالینی و الکترودیاگنوستیک (Nerve Conduction Studies) قرار گرفتند. این مطالعات بلافاصله قبل و بعد از دیالیز انجام می گرفت. یافته ها: مطالعات NCS روی بخش حسی عصبی اولنار و بخش حرکتی عصب تیبیال نشان می دهد که بعد از دیالیز دامنه پاسخهای حسی و حرکتی مذکور به صورت معنی داری افزایش می یابند (p<0.05). در مورد سرعت هدایت اعصاب (NCV) تغییرات کمتری رخ می دهد. در معاینات بالینی همزمان درگیری بیشتری در حس ارتعاش و Deep Tendon Reflex مشخص گردید. نتیجه گیری و توصیه ها: مجموع این حالات نشان دهنده این موضوع است که بعضی از فیبرهای عصبی در روند دیالیز از حالت غیرفعال و خاموش به حالت فعال و شرکت کننده در انتقال عصبی تبدیل می شوند.

آمار یکساله:  

بازدید 202

دانلود 91 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1381
  • دوره: 

    7
  • شماره: 

    4 (پی در پی 30)
  • صفحه شروع: 

    319
  • صفحه پایان: 

    329
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    348
  • دانلود: 

    96
چکیده: 

سابقه و هدف: صرع نوعی بیماری عصبی است که در آن تعدادی از سلولهای عصبی مغز ایمپالسهای الکتریکی غیر طبیعی صادر می کنند که موجب اختلال موقت سایر سلولهای عصبی مغز می گردد. به منظور تعیین اثرات ترکیب جدید کویینازولینونی بر جریانهای یونی مرتبط با تشنج، این تحقیق روی یک مدل صرعی انجام گرفت. مواد و روش ها: تحقیق به روش تجربی و با استفاده از تکنیکهای کلمپ جریان و کلمپ ولتاژ در الکترودی، به منظور تعیین اثرات ترکیب جدید کوئینازولینونی بنام (2- (سه فلونورومتیل)، 3- (پارااتیل فسیل 4 - (3(H) کویینازولینون) بر روی اثرات صرعی و کنداکتانس های یونی ناشی از PTZ در جسم سلولیD5  حلزون باغی، صورت گرفت. یافته ها: داروی تشنج زای 25 PTZ میلی مولار موجب تغییر شکل پتانسیلهای عمل خودبخودی و افزایش فرکانس شلیک آن می گردد. در پتانسیلهای نگهدارنده 40- میلی ولت، PTZ موجب کاهش دامنه جریانهای رو به داخل و رو به خارج گردید. کاربرد خارج سلولی ترکیب جدید کویینازولینون (0.1 mM) در مدل صرعی سبب هیپرپلاریزاسیون پتانسیل استراحت غشا و کاهش فرکانس پتانسیل عمل گردید. تحت شرایط کلمپ ولتاژ، ترکیب جدید مورد آزمایش، موجب کاهش حداکثر دامنه جریان رو به داخل و تا حدودی افزایش جریانهای رو به خارج گردید. کاربرد ترکیب جدید در غیاب PTZ موجب کاهش فرکانس، دامنه و طول مدت پتانسیل عمل گردید. پتانسیل استراحت غشا هم تحت تاثیر قرار گرفته و به سوی ولتاژهای هیپرپلاریزه تر شیفت نمود. کاربرد همزمان ترکیب کویینازولینونی و PTZ موجب کاهش شدید فعالیت صرعی در جریانهای یونی غشا گردید. نتیجه گیری و توصیه ها: ترکیب جدید کویینازولینونی موجب کاهش تحریک پذیری سلولی و مهار فعالیت صرعی ناشی از PTZ از طریق تغییر کنداکتانس های یونی غشا می گردد. انجام تحقیقات بیشتر در این خصوص توصیه می گردد.

آمار یکساله:  

بازدید 348

دانلود 96 استناد 0 مرجع 2
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1381
  • دوره: 

    7
  • شماره: 

    4 (پی در پی 30)
  • صفحه شروع: 

    331
  • صفحه پایان: 

    335
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    173
  • دانلود: 

    98
چکیده: 

سابقه و هدف: استئوآرتریت زانو شایع ترین بیماری مفصلی در انسان است. با توجه به نتایج درمانی متفاوت هیالن تراپی و بررسی گزارش یک تجربه و بکارگیری آن در کشور، این تحقیق با مقایسه نتایج آن در مبتلایان به استئوآرتریت زانو نسبت به NSAID مراجعین به بیمارستان اختر و کلینیکهای خصوصی در تهران و گرگان طی سالهای 80-1378 انجام گرفت.مواد و روش ها: این بررسی به صورت همگروهی و با استفاده از گروه شاهد، 45 بیمار که از NSAID با و بدون آرتروسنتز استفاده می کردند و گروه مورد، 23 بیمار که مورد هیالن تراپی به صورت 3 دوره تزریق با فاصله 10 روز قرار گرفتند، صورت گرفت. بیماران دو گروه به لحاظ سن، جنس و شدت درد مشابه سازی شدند. شدت درد براساس طبقه بندی ASRA و کیفیت زندگی در سه طبقه قبل، مراحل پیگیری 3 ماهه و 6 ماهه تعیین شدند. در پایان نتایج مورد قضاوت آماری قرار گرفت. یافته ها: بیماران دو گروه از لحاظ سن، جنس و شدت درد و نیز مدت ابتلاء به بیماری مشابه بودند. هیالن تراپی در کلاسI و II قابل مقایسه با NSAID همراه آرتروسنتز می باشد و در کلاس III، 75% بیماران تحت درمان با Synovisc به کلاس های پایین تری منتقل شدند که یک مورد نیز به کلاسI منتقل شد. استفاده توام از آرتروسنتز و NSAID موفق به بهبود 33% بیماران شد. نتیجه گیری و توصیه ها: به نظر می رسد هیالن تراپی در بیماران استئوآرتریت زانو شدید می شود از NSAID بهتر عمل می کند. انجام یک تحقیق تجربی با کنترل BMI توصیه می شود.

آمار یکساله:  

بازدید 173

دانلود 98 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1381
  • دوره: 

    7
  • شماره: 

    4 (پی در پی 30)
  • صفحه شروع: 

    337
  • صفحه پایان: 

    339
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    222
  • دانلود: 

    92
چکیده: 

سابقه و هدف: عمل جراحی لوزه یکی از عمل های شایع است که خونریزی مهمترین عارضه آن می باشد. گزارشات متعددی در خصوص تاثیر استروژن کونژوگه بر آزمونهای انعقادی وجود دارد. لذا بمنظور تعیین تاثیر استروژن کونژوگه خوراکی در عمل جراحی لوزه، این تحقیق در بیمارستان آیت اله طالقانی در سال 1376 انجام گرفت. مواد و روش ها: تحقیق به روش کارآزمایی بالینی روی تعداد 50 کودک کمتر از 14 سال انجام گرفت. کودکان با ریسک بالا از مطالعه حذف شدند. قبل از عمل آزمون های انعقادی PT, PTT, CT, BT به روش استاندارد تعیین و بیماران برحسب مراجعه و بطور تصادفی به گروههای مورد و شاهد تقسیم شدند. در گروه مورد یک قرص خوراکی 0.625 میلی گرم استروژن کونژوگه تجویز و همه بیماران به روش معمول تحت بیهوشی عمومی تحت عمل جراحی لوزه قرار گرفته و تاثیر دارو بر شاخص های انعقاد خون و میزان خونریزی حین عمل نسبت به وزن هر بیمار تعیین و مورد قضاوت آماری قرار گرفت. یافته ها: تحقیق روی50 نفر، در 2 گروه 25 نفری که مشابه شده بودند، انجام گرفت. میزان خونریزی در گروه شاهد 1.75±3.8 و درگروه مورد 3.4±2.15 میلی لیتر بود (NS). دارو روی شاخص BT تاثیر مثبت گذاشته بود (p<0.002) حال آنکه روی سایر شاخص ها تاثیری نداشت. عوارض حین عمل، یک هفته پس از آن و عوارض دیررس در گروه ها مشاهده نشد. نتیجه گیری و توصیه ها: تجویز استروژن کونژوگه موجب بهبودBT  می گردد. در این خصوص انجام تحقیق مشابه توصیه می شود.

آمار یکساله:  

بازدید 222

دانلود 92 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1381
  • دوره: 

    7
  • شماره: 

    4 (پی در پی 30)
  • صفحه شروع: 

    341
  • صفحه پایان: 

    343
تعامل: 
  • استنادات: 

    1
  • بازدید: 

    487
  • دانلود: 

    125
چکیده: 

سابقه و هدف: زایمان زودرس عامل مهمی در بروز مورتالیتی و موربیدیتی نوزادان می باشد. در مورد عوامل مرتبط با این مشکل تناقضات فراوانی به چشم می خورد، لذا این تحقیق جهت تعیین شیوع زایمان زودرس و عوامل مرتبط با آن روی مراجعین به بیمارستان شهدای تجریش صورت گرفته است. مواد و روش ها: تحقیق به روش مطالعه داده های موجود روی کلیه بیمارانی که با علایم زایمان زودرس مراجعه و تشخیص قطعی زایمان زودرس در آنها مطرح شده بود، صورت گرفت. خصوصیات مربوط به سن، تعداد حاملگی، هفته حاملگی، آپگار نوزاد، پرزانتاسیون، پارگی زودرس کیسه آب، پره اکلامپسی، بیماری های سیستمیک مادر، چندقلویی، هیدرآمینوس، اولیگوهیدرآمینوس، کوریوآمنیوتیت، سابقه زایمان زودرس، عفونت ادراری، پیلونفریت و سایر عوامل خطر مرتبط با زایمان زودرس مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها: طی مدت بررسی، 5628 مورد زایمان وجود داشت که از این تعداد، 407 مورد زایمان زودرس (7.2%) گزارش شده بود. شایع ترین عوامل مرتبط با زایمان زودرس به ترتیب عبارتند از: پارگی زودرس کیسه آب (37.6%)، پره اکلامپسی (17.7%)، عفونت ادراری شامل پیلونفریت (17%)، بیماری های سیستمیک مادر (9.6%) و هیدرآمینوس (9.6%).نتیجه گیری و توصیه ها: شیوع زایمان زودرس در بیمارستان شهدای تجریش بیشتراز گزارش های دیگر است. مطالعات جامع تر در این خصوص توصیه می شود.

آمار یکساله:  

بازدید 487

دانلود 125 استناد 1 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1381
  • دوره: 

    7
  • شماره: 

    4 (پی در پی 30)
  • صفحه شروع: 

    345
  • صفحه پایان: 

    348
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    433
  • دانلود: 

    93
چکیده: 

سابقه و هدف: به منظور ارزیابی تاثیر احتمالی اسفنج ژلاتینی (ژلفوم) آغشته به مرفین در کنترل طولانی مدت درد بعد از عمل جراحی ستون فقرات کمری این مطالعه روی بیماران بستری در بیمارستان امام حسین در سال 1379 انجام گردید. مواد و روش ها: تحقیق به روش کارآزمایی بالینی دوسوکور و ازنوع مستمر روی 60 بیمار که تحت عمل جراحی لامینکتومی کمری قرار گرفتند، انجام گردید. در گروه تجربی یک قطعه 2×2 سانتی متری ژلفوم حاوی 3 میلیگرم مرفین سولفات روی دورمر گذاشته شد و در گروه شاهد ژلفوم آغشته به نرمال سالین قرار داده شد. بیماران از نظر میزان درد بعد از عمل براساس Visual Analog Scale (هر 4 ساعت تعیین گردید)، میزان نیاز به مرفین، زمان راه افتادن بعد از عمل و طول مدت بستری در بیمارستان مورد ارزیابی قرار گرفتند. یافته ها: دو گروه از نظر سن، جنس و وزن مشابه بودند. از لحاظ میزان درد بعد از عمل، دفعات تزریق مرفین، زمان راه افتادن بدنبال عمل جراحی و بروز عوارض تفاوت معنی داری بین دو گروه مشاهده نگردید. در مورد طول مدت بستری بعد از عمل جراحی نیز کاهش قابل توجه دیده نشد (0.83±3.27 روز برای گروه شاهد و 0.7±3.35 روز برای گروه تجربی).نتیجه گیری و توصیه ها: استفاده از ژلفوم آغشته به مرفین در فضای اپی دورال کمری که منجر به آزادسازی تدریجی دارو می شود، در کنترل در بعد از عمل جراحی لامینکتومی موثر نمی باشد.

آمار یکساله:  

بازدید 433

دانلود 93 استناد 0 مرجع 0
نویسنده: 

تقدیری محمدمهدی

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1381
  • دوره: 

    7
  • شماره: 

    4 (پی در پی 30)
  • صفحه شروع: 

    349
  • صفحه پایان: 

    353
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    325
  • دانلود: 

    74
چکیده: 

سابقه و هدف: در میان انواع مختلف سندرم های اپی لپتیک، اسپاسم شیرخواران (In fantile spasm) یکی از بدخیم ترین انواع آن می باشد که اثرات سوء ترمیم ناپذیری بر مغز کودک اعمال می نماید. بدیهی است هر چه مدت اسپاسم شیرخواران بیشتر باشد، نتایج مخرب آن هم وخیم تر و شدیدتر خواهد بود. در حال حاضر برای درمان این بیماری از داروهایی نظیر ACTH، پردنیزولون، والپروات سدیم و بنزودیازپین ها استفاده می شود که هر یک از عوارض خاص خود را دارند. مواد و روش ها: در این مطالعه آینده نگر که به صورت تصادفی و دوسوکور صورت گرفت، 60 کودک 2 تا 24 ماهه مبتلا به اسپاسم شیرخواران که به درمانگاه اعصاب بیمارستان مفید تهران در فاصله سالهای 79-1377 مراجعه کرده بودند، مورد مطالعه قرار گرفتند. در این بیماران دو داروی نیترازپام NZP Nitrazepam و آدرنوکورتیکوتروپین هورمون (ACTH) مورد مقایسه قرار گرفتند. بیماران بطور تصادفی به دو گروه NZP و ACTH تقسیم شدند. در گروه اول، NZP به مقدار 0.5-1 mg/kg/24h در سه وعده همراه با غذا و در گروه دوم، ACTH به مقدار 40 واحد در 24 ساعت و در یک وعده بطور تزریق عضلانی تجویز شد. بیماران در پایان هفته های دوم، چهارم و ششم درمان بر طبق جداول مربوطه از نظر قطع یا کاهش تشنج و بروز عوارض دارویی مورد بررسی قرار گرفتند. یافته ها: در پایان هفته ششم در63% افراد گروه NZP، و 30% افراد گروه ACTH قطع کامل تشنج گزارش شد. ملاحظه می شود NZP به طور معنی داری از ACTH موثرتر بوده است (p<0.05). این در حالیست که کاهش نسبی پس از 6 هفته در گروه 26% NZP و در گروه ACTH 53% بوده است که اختلاف معنی دار نمی باشد. اصلاح کامل EEG در 47% افراد گروه NZP و 30% افراد گروه ACTH دیده شد. نتیجه گیری و توصیه ها: نتایج نشان می دهد نیترازپام (NZP) در مقایسه با ACTH از عوارض کمتر و قیمت پایین تری برخوردار است. پس می توان از آن به عنوان درمان خط اول در اسپاسم شیرخواران سود جست.

آمار یکساله:  

بازدید 325

دانلود 74 استناد 0 مرجع 0

تبلیغات

مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID