مشخصات نشــریه/اطلاعات دوره

مجله روانپزشکی و روانشناسی بالینی ایران (اندیشه و رفتار) | سال:1386 | دوره:13 | شماره:2 (پیاپی 49)

نتایج جستجو

2558

نتیجه یافت شد

مرتبط ترین ها

اعمال فیلتر

به روزترین ها

اعمال فیلتر

پربازدید ترین ها

اعمال فیلتر

پر دانلودترین‌ها

اعمال فیلتر

پر استنادترین‌ها

اعمال فیلتر

تعداد صفحات

27

انتقال به صفحه

آرشیو

سال

دوره(شماره)

مشاهده شمارگان

مرکز اطلاعات علمی SID1
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1386
  • دوره: 

    13
  • شماره: 

    2 (پیاپی 49)
  • صفحه شروع: 

    104
  • صفحه پایان: 

    111
تعامل: 
  • استنادات: 

    2
  • بازدید: 

    409
  • دانلود: 

    104
چکیده: 

هدف: این پژوهش تاثیر مداخلات روانپزشکی (دارویی- روان درمانی) را در میزان رضایت زناشویی زوج های نابارور مراجعه کننده به مرکز تحقیقات بهداشت باروری ولی عصر (عج) در مجتمع بیمارستانی امام خمینی (تهران) بررسی نموده است. روش: این بررسی با طرحی مداخله ای،140 زوج را در دو گروه درمانی (70 زوج) و گواه (70 زوج)، با بهره گیری از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به مدت 6 ماه با داروی فلوکستین و روان درمانی شناختی- رفتاری و روان درمانی حمایتی، تحت درمان قرار داده است. ابزارهای به کار برده شده آزمون رضایت زناشویی (اینریچ)، مقیاس درجه بندی سازگاری مجدد اجتماعی (هولمز- راهه) و پرسش نامه ویژگی های جمعیت شناختی بوده است. تحلیل داده ها به کمک آزمون های t ، خی دو و رگرسیون لجستیک انجام شد.یافته ها: درمان های روانپزشکی در طبقه تحصیلی دیپلم و بالاتر، زنان خانه دار، گروه سنی 25-19 سال، زوج های با طول مدت ازدواج و نازایی کمتر از 5 سال و با علت ناباروری نامشخص، و افراد بدون استرس و کم استرس، افزایش رضایتمندی زناشویی معنی دار را در پی داشته اند (p<0.001).نتیجه گیری: با توجه به فراوانی ناسازگاری های زناشویی در زوج های نابارور و موثر بودن مداخله روانی، باید توجه جدی به درمان ها در این گروه بیماران انجام شود. این امر سلامت روان و هم چنین بهبود کیفیت زندگی آنها را در پی خواهد داشت.

آمار یکساله:  

بازدید 409

دانلود 104 استناد 2 مرجع 0
نویسنده: 

مسعودنیا ابراهیم

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1386
  • دوره: 

    13
  • شماره: 

    2 (پیاپی 49)
  • صفحه شروع: 

    112
  • صفحه پایان: 

    121
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    768
  • دانلود: 

    296
چکیده: 

هدف: این پژوهش، با هدف بررسی نقش متغیرهای اجتماعی در بروز و شیوع اختلال های سایکوتیک و خلقی و پیش بینی این اختلال ها از روی متغیرهای اجتماعی انجام شد. روش: پژوهش به شیوه پیمایشی و بر روی 150 بیمار بستری با اختلال های سایکوتیک و خلقی که در سال 1383 در مرکز جامع روانپزشکی یزد پذیرش شده بودند، انجام شد. این بیماران، با روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. در مرحله بعد، توزیع اختلال های سایکوتیک و خلقی این بیماران، با توجه به برخی متغیرهای جمعیتی مانند جنسیت، طبقه اجتماعی، وضعیت تاهل، مکان جغرافیایی سکونت، سابقه خانوادگی و سن آنها مقایسه شد.یافته ها: تفاوت معنی داری بین سه متغیر طبقه اجتماعی (p<0.05)، وضعیت تاهل (p<0.05) و سابقه خانوادگی (p<0.01) بیماران، و نوع اختلال آنها وجود داشت. نتایج تحلیل رگرسیون لوجستیک نیز نشان داد که از مجموع متغیرهای وارد شده در مدل، دو متغیر طبقه اجتماعی و سابقه خانوادگی توانستند نوع اختلال روانی بیماران را پیش بینی نمایند. نتیجه گیری: جایگاه اقتصادی- اجتماعی بیماران با توزیع اختلال های سایکوتیک و خلقی ارتباط دارد.

آمار یکساله:  

بازدید 768

دانلود 296 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1386
  • دوره: 

    13
  • شماره: 

    2 (پیاپی 49)
  • صفحه شروع: 

    122
  • صفحه پایان: 

    127
تعامل: 
  • استنادات: 

    7
  • بازدید: 

    330
  • دانلود: 

    133
چکیده: 

مقدمه: نظر به اهمیت فرار دختران جوان از منزل و پیامدهای اجتماعی و خانوادگی آن، در پژوهش حاضر به بررسی رابطه پایگاه هویت و فرار دختران از منزل پرداخته شده است.روش: روش پژوهش توصیفی- پس رویدادی بود. نمونه گیری به روش در دسترس و شامل 20 نفر از دختران فراری ساکن در مرکز بهزیستی طوس شهر مشهد بود. هم چنین 20 نفر از دختران عادی که از نظر سن و تحصیلات با آنها همتا شده بودند به عنوان گروه گواه انتخاب شدند. میانگین سن آنها 16.9 سال (انحراف معیار 2.88) بود. پایگاه هویت به وسیله دومین نسخه تجدیدنظر شده آزمون گسترش یافته عینی پایگاه هویت سنجیده شد. داده‎ها به کمک آزمون t ، ضریب همبستگی دو رشته ای نقطه ای، همبستگی پیرسون و همبستگی رتبه ای اسپیرمن تحلیل گردیدند.یافته ها: میانگین نمرات پایگاه هویت پراکندگی در دختران فراری به طور معنی داری بالاتر از میانگین این پایگاه هویت در دختران عادی بود (p<0.01). هم چنین ارتباط بین سن و پایگاه هویت ممانعت، معنی دار بود (p<0.05).نتیجه گیری: هر چه فرد کمتر بحران هویت را تجربه کرده باشد و به تعهد کمتری رسیده باشد بیشتر احتمال دارد که اقدام به فرار از خانه نماید.

آمار یکساله:  

بازدید 330

دانلود 133 استناد 7 مرجع 1
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1386
  • دوره: 

    13
  • شماره: 

    2 (پیاپی 49)
  • صفحه شروع: 

    128
  • صفحه پایان: 

    131
تعامل: 
  • استنادات: 

    1
  • بازدید: 

    312
  • دانلود: 

    141
چکیده: 

هدف: این پژوهش با هدف ارزیابی تاثیر آموزش علایم و عوارض یائسگی به همسران زنان یائسه بر میزان افسردگی و اضطراب زنان در دوران یائسگی انجام شده است. روش: در این کارآزمایی بالینی 102 زن 60-45 ساله به تصادف در دو گروه آزمون و گواه جای داده شدند. در ابتدا، هر دو گروه پرسش نامه ویژگی های فردی، مقیاس افسردگی بک و مقیاس اضطراب اشپیل برگر را تکمیل نمودند و سپس همسران افراد گروه آزمون در جلسات آموزش چهره به چهره درباره نشانه ها و عوارض یائسگی شرکت کردند. یک ماه بعد دوباره همه آزمودنی ها مقیاس های افسردگی بک و اضطراب اشپیل برگر را تکمیل نمودند. یافته ها: میانگین نمره افسردگی و اضطراب آزمودنی ها پیش از مداخله در دو گروه تفاوت آماری معنی دار نداشت. میانگین نمره افسردگی گروه آزمون پس از مداخله کمتر از گروه گواه بود و دو گروه از این نظر تفاوت آماری معنی داری داشتند (p<0.05). هم چنین بررسی نمره اضطراب یک ماه پس از آموزش نشان داد که میانگین نمره اضطراب نیز در گروه آزمون به طور معنی داری کمتر از گروه گواه بوده است (p<0.001).نتیجه گیری: آموزش علایم و عوارض یائسگی به همسران می تواند تاثیر چشم گیری بر کاهش میزان افسردگی و اضطراب دوران یائسگی داشته باشد.

آمار یکساله:  

بازدید 312

دانلود 141 استناد 1 مرجع 1
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1386
  • دوره: 

    13
  • شماره: 

    2 (پیاپی 49)
  • صفحه شروع: 

    132
  • صفحه پایان: 

    139
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    311
  • دانلود: 

    156
چکیده: 

هدف: این پژوهش با هدف بررسی آزمایشی عامل دوگانه مقاومت و انتقال در بیماران با اختلال های شخصیت و بدون آن انجام شده است.روش: در یک بررسی آزمایشی با اندازه گیری های مکرر 26 آزمودنی دارای اختلال های اضطرابی همراه با اختلال های شخصیت و 26 آزمودنی دارای اختلال های اضطرابی بدون اختلال های شخصیت به تصادف در دو زیر گروه 13 نفری آزمایشی و گواه گمارده شدند. در زیر گروه های آزمایشی، فشار به سمت تجربه احساس، روشن سازی و چالش با مقاومت طی سه جلسه 45 دقیقه ای، با فاصله زمانی یک هفته انجام شد؛ ولی در زیرگروه های دیگر چنین مداخله ای صورت نگرفت و درمانگر تنها شنونده احساسات بیمار بود. برای سنجش سبک های دفاعی بیمار، پرسش نامه سبک های دفاعی (DSQ) اجرا شد و میزان مقاومت و احساسات انتقالی آنها نیز به ترتیب توسط مقیاس های سنجش مقاومت (RAS) و انتقال (TAS) اندازه گیری شدند. تحلیل داده ها به کمک روش تحلیل اندازه های مکرر انجام شد.یافته ها: نتایج نشان دادند که چالش با مقاومت، تشدید انتقال منفی را در پی داشت، ولی تفاوت معنی داری در انتقال مثبت و مقاومت ایجاد نکرد و این امر در گروه بیماران با اختلال های شخصیت شدیدتر بود.نتیجه گیری: در روش روان درمانی پویشی فشرده و کوتاه مدت، فشار به سمت تجربه احساس، روشن سازی دفاع ها و چالش با مقاومت، تشدید احساسات انتقالی را در پی دارد و تشدید احساسات انتقالی در بیماران با اختلال های شخصیت شدیدتر است. از این رو توجه به هر دو عامل مقاومت و انتقال در روان درمانی ضروری است. در غیر این صورت درمانگر و بیمار از دسترسی به مواد اساسی درمان محروم خواهند ماند و درمان منحرف خواهد شد. این امر به ویژه در بیماران با اختلال های شخصیت اهمیت دارد.

آمار یکساله:  

بازدید 311

دانلود 156 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1386
  • دوره: 

    13
  • شماره: 

    2 (پیاپی 49)
  • صفحه شروع: 

    140
  • صفحه پایان: 

    147
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    375
  • دانلود: 

    127
چکیده: 

هدف: این پژوهش با هدف بررسی ارتباط میان باورهای مربوط به کنترل با آسیب های روانشناختی برون ریز و درون ریز در کودکان انجام شده است. روش: در این پژوهش که از نوع علی- مقایسه ای است، 80 کودک مراجعه کننده به کلینیک مشاوره و مطب که مبتلا به اختلال های برون ریز و درون ریز بودند به روش نمونه گیری در دسترس در دو گروه آسیب شناسی روانی جای داده شدند. 40 کودک که از نظر سن و جنس با گروه مبتلا به آسیب شناسی روانی به عنوان گروه بهنجار همتاسازی شده بودند، انتخاب شدند. برای سنجش باورهای مربوط به کنترل در سه حوزه تحصیلی، رفتاری و اجتماعی از مقیاس ادراک کنترل، مقیاس ادراک شرایط رخداد و مقیاس ادراک کفایت بهره گرفته شد. تحلیل داده ها به کمک آماره های توصیفی و تحلیل واریانس چند متغیره انجام شد. یافته ها: این پژوهش نشان داد بین گروه های آسیب شناسی روانی برون ریز، درون ریز و بهنجار در باورهای مربوط به کنترل و کفایت در سه حوزه تحصیلی، رفتاری و اجتماعی تفاوت معنی دار وجود دارد (p<0.001). بین دو گروه آسیب شناسی روانی درون ریز و برون ریز در باور کفایت درحوزه رفتاری (p<0.001) تفاوت معنی دار دیده شد. در باور شرایط رخداد بین سه گروه تفاوت معنی دار وجود نداشت.نتیجه گیری: باورهای مربوط به کنترل و کفایت برای آسیب شناسی روانی برون ریز و درون ریز اختصاصی اند و آسیب شناسی روانی را از بهنجاری متمایز می کنند. باور شرایط رخداد ارتباط معنی داری با آسیب شناسی روانی ندارد. باور کفایت رفتاری، گروه برون ریز را از گروه درون ریز متمایز می کند و برای آسیب شناسی روانی برون ریز اختصاصی به شمار می آید.

آمار یکساله:  

بازدید 375

دانلود 127 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1386
  • دوره: 

    13
  • شماره: 

    2 (پیاپی 49)
  • صفحه شروع: 

    148
  • صفحه پایان: 

    157
تعامل: 
  • استنادات: 

    3
  • بازدید: 

    565
  • دانلود: 

    196
چکیده: 

هدف: نظر به اهمیت سبک های دلبستگی در ویژگی های ارتباطی به ویژه صمیمت، خرسندی و تعهد، در این پژوهش رابطه سبک های دلبستگی بزرگسالی با رضایت و استرس شغلی در پرستاران بیمارستان های دولتی شهراصفهان بررسی شده است.روش: این بررسی از نوع توصیفی- مقطعی بود. آزمودنی های پژوهش 160 نفر از پرستاران بیمارستان های دولتی شهر اصفهان (95 زن و 65 مرد) بودند که به روش نمونه گیری تصادفی- چند مرحله ای انتخاب شدند. میانگین سنی مردان 33 سال (انحراف معیار 2.7) و زنان 33 سال (انحراف معیار 1.9) بود. گردآوری داده ها به کمک پرسش نامه های سبک دلبستگی بزرگسالان، رضایت شغلی و استرس شغلی انجام شد و به کمک روش های آماری همبستگی و تحلیل رگرسیون گام به گام تحلیل گردیدند.یافته ها: میانگین کل نمره های آزمودنی های دارای سبک دلبستگی ایمن 11.1 (انحراف معیار 5) و میانگین کل نمره های آزمودنی های دارای سبک های دلبستگی اجتنابی و دوسوگرا به ترتیب 9 (انحراف معیار 4.2) و 8.10 (انحراف معیار 4.4) به دست آمد. هم چنین ضریب همبستگی بین استرس شغلی و نمره های سبک دلبستگی ایمن (p<0.05) -0.71 و ضریب همبستگی استرس شغلی و سبک دلبستگی اجتنابی (p<0.05) 0.69 بود. نتیجه گیری: میزان استرس آزمودنی های دارای سبک دلبستگی ایمن کمتر از آزمودنی های دارای سبک های دلبستگی اجتنابی و دوسوگرا است. سبک دلبستگی می تواند رضایت شغلی و استرس شغلی را به خوبی پیش بینی نماید.

آمار یکساله:  

بازدید 565

دانلود 196 استناد 3 مرجع 4
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1386
  • دوره: 

    13
  • شماره: 

    2 (پیاپی 49)
  • صفحه شروع: 

    158
  • صفحه پایان: 

    165
تعامل: 
  • استنادات: 

    13
  • بازدید: 

    2795
  • دانلود: 

    741
چکیده: 

هدف: در پژوهش حاضر، تاثیر آموزش مولفه های هوش هیجانی بر افزایش سلامت روان بررسی شده است. روش: در این پژوهش با طرحی آزمایشی، نخست 30 نفر از مراجعان زن و مرد 25-20 ساله مراجعه کننده به مراکز مشاوره، انتخاب و به تصادف در دو گروه آزمایش و گواه جای داده شدند. پس از اجرای پیش آزمون با آزمون های هوش هیجانی 133 ماده ای بار- آن و پرسش نامه SCL-90-R بر روی هر دو گروه، گروه آزمایش در 12 جلسه  دو ساعته آموزش مولفه های هوش هیجانی، هر هفته یک بار شرکت نمود. سپس برای هر دو گروه پس آزمون انجام شد.یافته ها: تحلیل داده ها به روش تحلیل کوواریانس و واریانس چند متغیره یک طرفه نشان داد که آموزش مولفه های هوش هیجانی در افزایش سلامت روان، به طور معنی داری (p<0.001) موثر بوده و علایم بیماری را در مولفه های سلامت روان کاهش داده است.نتیجه گیری: آموزش مولفه های هوش هیجانی سبب ارتقای سلامت روانی می شود، به طوری که فرد نمره بهتری در گزارش های شخصی از موقعیت درونی و احساس توانایی مقابله با مشکلات به دست می آورد.

آمار یکساله:  

بازدید 2795

دانلود 741 استناد 13 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1386
  • دوره: 

    13
  • شماره: 

    2 (پیاپی 49)
  • صفحه شروع: 

    166
  • صفحه پایان: 

    172
تعامل: 
  • استنادات: 

    11
  • بازدید: 

    745
  • دانلود: 

    286
چکیده: 

مقدمه: نظر به اهمیت نقش هوش هیجانی در بروز اختلال های هیجانی و سلامت روانی، این پژوهش با هدف بررسی رابطه بین هوش هیجانی و سبک های حل مساله با سلامت عمومی انجام شد.روش: در این پژوهش که از نوع مقطعی- توصیفی است، آزمون های هوش هیجانی (MSEIS)، سبک های حل مساله و سلامت عمومی (GHQ-28) بر روی 69 نفر از دانشجویان سال اول رشته های علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه تبریز که به روش طبقه ای- خوشه ای انتخاب شده بودند، در دو نوبت و به صورت گروهی اجرا گردیدند. داده ها به کمک روش های آماری همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه گام به گام تحلیل شدند.یافته ها: نتایج نشان داد که هوش هیجانی با سلامت عمومی و دو سبک حل مساله اعتماد و گرایش، همبستگی مثبت معنی دار (p<0.001) و با دو سبک حل مساله درماندگی و مهارگری همبستگی منفی معنی دار (p<0.05) دارد. هم چنین سه سبک حل مساله درماندگی، اعتماد و گرایش به ترتیب %8, %24 و 6% از واریانس سلامت عمومی را پیش بینی می ‎کنند (p<0.001). افزون بر آن دو سبک حل مساله گرایش و اعتماد به ترتیب 19% و 10% از واریانس هوش هیجانی را پیش بینی می ‎کنند (p<0.001).نتیجه گیری: بین هوش هیجانی و سبک های حل مساله با سلامت عمومی رابطه معنی دار وجود دارد.

آمار یکساله:  

بازدید 745

دانلود 286 استناد 11 مرجع 5
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1386
  • دوره: 

    13
  • شماره: 

    2 (پیاپی 49)
  • صفحه شروع: 

    173
  • صفحه پایان: 

    181
تعامل: 
  • استنادات: 

    9
  • بازدید: 

    811
  • دانلود: 

    253
چکیده: 

هدف: این پژوهش با هدف مقایسه سبک های اسنادی و سلامت روانی دانش آموزان تیزهوش و عادی و هم چنین بررسی روابط موجود میان این متغیرها انجام شده است.روش: این بررسی به روش توصیفی- پس رویدادی انجام شد و آزمودنی های پژوهش60 دانش آموز تیزهوش (30 دختر و30 پسر که به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند) و 60 دانش آموز عادی (30 دختر و 30 پسر که به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب گردیدند) بودند. برای گردآوری داده ها آزمون هوش ریون، پرسش نامه سبک های اسنادی (ASQ) و پرسش نامه سلامت عمومی (GHQ) به کار برده شد. برای تحلیل داده ها از رگرسیون، تحلیل واریانس چند متغیره و تک متغیره و آزمون t بهره گرفته شد.یافته ها: این بررسی نشان داد که سبک اسنادی درونی- بیرونی در پسران تیزهوش توانایی پیش بینی سلامت روان را دارد. دو گروه دختر و پسر در سبک اسنادی درونی- بیرونی و سبک اسنادی کلی و جزیی موقعیت های ناخوشایند، و دو گروه عادی و تیزهوش در سبک اسنادی کلی و جزیی موقعیت های ناخوشایند تفاوت معنی داری داشتند. در بررسی سلامت روان میان دو گروه عادی و تیزهوش در مولفه نارساکنش وری اجتماعی تفاوت معنی داری به دست آمد. نتیجه گیری: دانش آموزان تیزهوش در موقعیت های شکست، سبک اسناد کلی و دانش آموزان دختر در هنگام شکست، سبک اسناد بیرونی و جزیی داشتند. دانش آموزان تیزهوش دارای نارساکنش وری اجتماعی بیشتری نسبت به دانش آموزان عادی هستند.

آمار یکساله:  

بازدید 811

دانلود 253 استناد 9 مرجع 4
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1386
  • دوره: 

    13
  • شماره: 

    2 (پیاپی 49)
  • صفحه شروع: 

    182
  • صفحه پایان: 

    188
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    262
  • دانلود: 

    126
چکیده: 

هدف: این پژوهش با هدف بررسی میزان اثربخشی آرامش عضلانی و بازسازی شناختی تحت هیپنوتیسم هوشیاری بر روی زنان مبتلا به میگرن معمولی که به دارو پاسخ مناسب نداده اند، انجام شده است. روش: با بهره گیری از روش تک موردی، شش زن مبتلا به میگرن مراجعه کننده به مراکز روانپزشکی و روانشناسی شهرستان برازجان که به روش تصادفی انتخاب شده بودند، به کمک مصاحبه بالینی، مقیاس اندازه گیری شدت درد، مقیاس اندازه گیری پریشان کنندگی درد، پرسش نامه درد مک گیل و پرسش نامه افسردگی و اضطراب بک مورد بررسی قرار گرفتند. آزمودنی ها پس از ارزیابی اولیه (خط پایه) به روش آرام سازی عضلانی و بازسازی شناختی تحت هیپنوتیسم هوشیاری تحت درمان قرار گرفتند. داده های پژوهش به کمک نمودار و آمار توصیفی ارایه گردیده است. یافته ها: نتایج نشان داد که این روش درمانی در مجموع می تواند فراوانی، طول حملات، شدت و پریشان کنندگی درد میگرن را کاهش دهد. بیشترین کاهش، در ابعاد شدت و پریشان کنندگی درد میگرن دیده شد و از شش آزمودنی، پنج آزمودنی بهبودی چشم گیری نشان دادند. حتی اثر بهبودی در طول دوره پی گیری، یعنی سه ماه و نیم افزایش یافت؛ گرچه یک آزمودنی اثر بهبودی اندکی نشان داد. هم چنین میزان افسردگی و اضطراب همراه با سردرد میگرنی در همه آزمودنی ها به طور قابل ملاحظه ای کاهش یافت.نتیجه گیری: آرامش و بازسازی شناختی تحت هیپنوتیسم هوشیاری می تواند در کاهش شدت و پریشان کنندگی درد میگرن بیماران مبتلا به این بیماری موثر باشد.

آمار یکساله:  

بازدید 262

دانلود 126 استناد 0 مرجع 2
نویسنده: 

شعبانی امیر

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1386
  • دوره: 

    13
  • شماره: 

    2 (پیاپی 49)
  • صفحه شروع: 

    87
  • صفحه پایان: 

    88
تعامل: 
  • استنادات: 

    1
  • بازدید: 

    1070
  • دانلود: 

    521
کلیدواژه: 
چکیده: 

"اخلاق" همیشه واژه ای مثبت تلقی می شود و برای اثبات مطلوب بودنش نیاز به تلاش بیشتری نیست. با وجود اجماع بر بدیهی بودن و زیبایی رعایت جزییات اخلاقی، آگاه بودن بر این جزییات نیازمند آموختن است و گاه رعایت آنها با وجود آموختن و کسب آگاهی کافی، آسان نیست. در زمینه رعایت نکات اخلاقی در پژوهش، منابع بی شمار و دستورالعمل ها و بیانیه های متعددی منتشر شده، اما به مسایل اخلاقی مرتبط با نگارش مقالات علمی، دست کم در کشور ما، کمتر پرداخته شده است. اکنون که رشد کمی تولید علم و نگارش مقالات علمی در ایران شتاب بیشتری گرفته است، موضوع رعایت نکات اخلاقی مرتبط با نگارش، بیش از پیش دست اندرکاران این حوزه و به ویژه مجلات علمی را به خود جلب می کند. همان گونه که پیشتر گفته شد (شعبانی، 1385)، مدیریت و داوران همتای مجلات علمی کشور می باید انرژی زیادی در جهت غربال مقالات با کیفیت صرف کنند و در واقع یکی از موارد مهم سیاهه ارزیابی کیفیت مقالات، رعایت نکات اخلاق نگارش (ابوالحسنی، 1381؛ گادلی و جفرسون، 2003) است. در اینجا به نکاتی از این دست اشاره می شود، با این امید که دریچه ای برای اظهار نظر و نقد وضعیت موجود از جانب استادان و صاحب نظران این حوزه گشوده شود.

آمار یکساله:  

بازدید 1070

دانلود 521 استناد 1 مرجع 2
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1386
  • دوره: 

    13
  • شماره: 

    2 (پیاپی 49)
  • صفحه شروع: 

    89
  • صفحه پایان: 

    96
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    219
  • دانلود: 

    117
چکیده: 

هدف: این پژوهش با هدف ارزیابی و مقایسه نرم نشانه های عصبی در بیماران دچار نخستین دوره سایکوز، بستگان درجه اول آنها و افراد سالم انجام شده است.روش: سی بیمار مبتلا به نخستین دوره سایکوز، 30 نفر از بستگان درجه اول آنها و 30 فرد سالم به کمک مصاحبه بالینی ساختار یافته برای (SCID) DSM-IV از نظر روانپزشکی ارزیابی شدند، ارزیابی نرم نشانه های عصبی با مقیاس ارزیابی عصب شناختی (NES) و بررسی دست برتری با بهره گیری از پرسش نامه دست برتری ادینبورگ (EHI) انجام شد. داده ها به کمک آزمون های آماری خی دو، t ، آزمون دقیق فیشر، آزمون کولموگروف- اسمیرنوف، آزمون های ناپارامتری کروسکال- والیس و من ویتنی تحلیل گردیدند.یافته ها: در بیماران دچار نخستین دوره سایکوز، نمره کلی نرم نشانه های عصبی به میزان معنی داری از بستگان درجه اول و افراد سالم بالاتر بود. نمره زیر گروه های کنش های حرکتی پیچیده (p<0.01)، هماهنگی حرکتی (p<0.001) و تمامیت حسی (p<0.01) نیز در بیماران به میزان معنی داری بالاتر از افراد سالم بود، ولی نمره بیماران در زیر گروه های هماهنگی حرکتی (p<0.05) و حرکات چشم ها (p<0.05) مقدار معنی داری بیشتر از بستگان آنها بود. نمره کلی نرم نشانه های عصبی بستگان و افراد سالم تفاوت معنی داری نداشتند.نتیجه گیری: نرم نشانه های عصبی در بیماران با نخستین دوره سایکوز بالاتر از بستگان و افراد سالم است. نرم نشانه های عصبی بخشی از اختلال عملکرد عصبی زمینه ساز سایکوز است، نه ناشی از یک فرآیند تحلیل برنده عصبی ناشی از بیماری.

آمار یکساله:  

بازدید 219

دانلود 117 استناد 0 مرجع 2
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1386
  • دوره: 

    13
  • شماره: 

    2 (پیاپی 49)
  • صفحه شروع: 

    97
  • صفحه پایان: 

    103
تعامل: 
  • استنادات: 

    4
  • بازدید: 

    512
  • دانلود: 

    137
چکیده: 

هدف: این بررسی با هدف تعیین ویژگی های تشخیصی و تعیین بهترین نقطه برش آزمون وسواسی- اجباری مادزلی در بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیا انجام شده است. روش: در یک بررسی مقطعی 96 بیمار (56 مرد و 40 زن) مبتلا به اسکیزوفرنیا (بر پایه معـــیارهای تشخیــصی DSM-IV) که در بیمارستان روانپزشکی ایران (تهران) بستری بودند، با نمونه گیری در دسترس انتخاب و توسط مصاحبه بالینی استاندارد (SCID) و آزمون مادزلی از نظر ابتلا به اختلال وسواسی- اجباری بررسی شدند. یافته ها: بر پایه مصاحبه بالینی 47 نفر (%49) دچار علایم وسواسی- اجباری بودند و در آزمون مادزلی 38 نفر (%40) نمره بالاتر از نقطه برش (نمره 9) به دست آوردند. حساسیت و ویژگی آزمون مادزلی به ترتیب %74.5 و %93.9 در این نقطه بود. نتیجه گیری: با وجود ویژگی بالای آزمون مادزلی، مصاحبه بالینی از نظر حساسیت و تشخیص مثبت های واقعی به آزمون مادزلی برتری دارد.

آمار یکساله:  

بازدید 512

دانلود 137 استناد 4 مرجع 1

تبلیغات

مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID