The process cannot access the file 'e:\log\f.14010707.log' because it is being used by another process.

مشخصات نشــریه/اطلاعات دوره

یاخته | سال:1384 | دوره:7 | شماره:25

نتایج جستجو

2558

نتیجه یافت شد

مرتبط ترین ها

اعمال فیلتر

به روزترین ها

اعمال فیلتر

پربازدید ترین ها

اعمال فیلتر

پر دانلودترین‌ها

اعمال فیلتر

پر استنادترین‌ها

اعمال فیلتر

تعداد صفحات

27

انتقال به صفحه

آرشیو

سال

دوره(شماره)

مشاهده شمارگان

مرکز اطلاعات علمی SID1
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
نشریه: 

یاخته

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1384
  • دوره: 

    7
  • شماره: 

    25
  • صفحه شروع: 

    1
  • صفحه پایان: 

    6
تعامل: 
  • استنادات: 

    351
  • بازدید: 

    188
  • دانلود: 

    73
چکیده: 

هدف: مطالعه تاثیر سیستئامین بر ازسرگیری میوز و بلوغ ‌آزمایشگاهی تخمکهای نارس موش و تکوین جنینهای حاصل از آنمواد و روشها: تخمکهای نارس از موشهای سوری نژاد NMRIو (6-4 هفته‌ای) در شرایط استریل جدا شدند. تخمکهای حاصل در 3 گروه آزمایشی و یک گروه کنترل دسته‌بندی شدند. تخمکهای گروه کنترل در محیط MEMα حاوی FCS 5 درصد،‌ گروه یک در محیط MEMα حاوی FCS 5درصد و 100 میکرومولار سیستئامین، گروه دو در محیط MEMα حاوی FCS 5درصد، 5/7 واحد بین‌المللی در میلی‌لیتر hCG، 100میلی واحد بین‌المللی در میلی‌لینر rFSH و تخمکهای گروه 3 در محیط MEMα حاوی FCS 5 درصد، 5/7 واحد بین‌المللی در میلی‌لیتر hCG‌، 100میلی واحد بین‌المللی در میلی‌لیتر rFSH و 100 میکرومولار سیستئامین قرار داده شدند. تخمکها جهت بلوغ به مدت 24 ساعت داخل انکوباتور 37درجه سانتی‌گراد با CO2 5 درصد قرار گرفتند. یافته‌ها: میزان از سرگیری میوز در گروه کنترل و گروههای آزمایشی یک، دو و سه به ترتیب 20/74، 5/94، 24/74 و 2/96 درصد است که بین گروه کنترل و گروه آزمایشی یک (0001/0=p) و گروه آزمایشی 3 (0001/0=p) اختلاف معنی‌داری را نشان داد. همچنین در بلوغ آزمایشگاهی اختلاف معنی‌داری بین گروه کنترل نسبت به گروههای آزمایشی یک (0001/0=p) و سه (0001/0=p) وجود داشت که میزان تخمکهای بالغ یافته آزمایشگاهی (MII: Metaphase II) در گروه کنترل و گروههای آزمایشی یک، دو و سه به ترتیب 71/59، 2/81، 74/52، 6/85 درصد بود. نرخ تشکیل جنین در گروه یک و سه که سیستئامین به محیط کشت اضافه شد در طی روزهای اول تا چهارم نسبت به 2 گروه فاقد این ماده، بیشتر بود. به طوری که در روز اول نرخ تشکیل جنین در گروه یک 69 درصد بود (0001/0=p) و در گروه سه 63 درصد بود (01/0=p) که نسبت به گروه 2 (45 درصد) اختلاف معنی‌داری را نشان داد. نتیجه گیری: نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که سیستئامین (100 میکرومولار) بر از سرگیری میوز، شکسته شدن هسته، آزاد شدن اولین جسمک قطبی و تخمکهای بالغ یافته آزمایشگاهی تاثیر دارد ولی بر تکوین جنینهای حاصله تاثیر چندانی ندارد.

آمار یکساله:  

بازدید 188

دانلود 73 استناد 351 مرجع 0
نشریه: 

یاخته

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1384
  • دوره: 

    7
  • شماره: 

    25
  • صفحه شروع: 

    11
  • صفحه پایان: 

    18
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    184
  • دانلود: 

    75
چکیده: 

هدف: بررسی رشد و تکوین جنینهای دوسلولی موش بر روی تک لایه های قطبی شده سلولهای پوششی رحم انسان.مواد و روشها: برای این تحقیق بافت اندومتریوم انسانی از بیماران هیسترکتومی شده تهیه گردید و سلولهای پوششی آن با استفاده از کلاژناز 0.25 درصد (نوع (I جدا و بر روی ژل (ECM: Extracellular Matrix) به حالت قطبی و سطح پلاستیک به حالت غیرقطبی کشت شد. پس از تایید ماهیت پوششی سلولهای کشت شده روی پلاستیک با استفاده از ایمونوهیستوشیمی و قطبی بودن سلولهای کشت شده روی ژل ECM با روش میکروسکوپ الکترونی گذاره (Transmission) جنینهای دوسلولی موش بر روی تک لایه های قطبی و غیرقطبی کشت گردید و میزان تکوین به طور روزانه ثبت و با روشهای آماری تجزیه و تحلیل شد. در پایان کشت، تعدادی بلاستوسیست به صورت کاملا اتفاقی انتخاب و با روش افتراقی رنگ آمیزی و میانگینهای سلولی با روشهای آماری مقایسه گردید.یافته ها: مشاهده مقاطع میکروسکوپ الکترونی نشان داد که سلولهای کشت شده روی ژل ECM استوانه ای شکل و کاملا قطبی هستند، در حالی که سلولهای کشت شده روی پلاستیک، پهن و دوکی شکل می باشند. نتایج هم کشتی حاکی از آن بود که جنینهای دوسلولی کشت شده روی تک لایه های قطبی در مقایسه با غیرقطبی در تمام مدت 96 ساعت کشت، تکوین بیشتری دارند به طوری که در پایان روز چهارم در گروه قطبی تشکیل بلاستوسیست 8.5 درصد بیش از گروه غیرقطبی بود با این وجود تفاوتها از لحاظ آماری معنی دار نبود. نکته حائز اهمیت تعداد سلول بلاستوسیستهای حاصل از تکوین جنینهای دو سلولی بر روی تک لایه های قطبی بود. این جنینها به طور معنی داری تعداد بلاستومر بیشتری در مقایسه با جنینهای کشت شده بر روی تک لایه های غیرقطبی داشتند.نتیجه گیری: روی هم رفته به نظر می رسد که سلولهای قطبی از لحاظ افزایش تعداد سلول و احتمالا بهبود کیفیت بلاستوسیست به رشد و تکوین جنین کمک می نمایند.

آمار یکساله:  

بازدید 184

دانلود 75 استناد 0 مرجع 0
نویسنده: 

خندان ناهید

نشریه: 

یاخته

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1384
  • دوره: 

    7
  • شماره: 

    25
  • صفحه شروع: 

    19
  • صفحه پایان: 

    24
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    192
  • دانلود: 

    79
چکیده: 

هدف: بررسی تاثیر داروی FK506 بر سلولهای تک‌هسته ای خون بند ناف مواد و روشها: در این مطالعه پس از جمع‌آوری خون بند ناف و جداسازی سلولهای تک‌هسته‌ای، درصد سلولهای زنده تعیین شد. سپس سلولها به مدت یک هفته در محیط DMEM و در حضور سایتوکاینهای IL-6، TPO، SCF، FL و دوزهای مختلف FK506 انکوبه شدند. پس از این مدت، شمارش سلولی انجام گرفت. سپس مورفولوژی سلولها مورد بررسی قرار گرفته و نسبت رده میلوییدی به اریتروییدی مشخص شد. همچنین درصد سلولهای +CD34 به روش فلوسایتومتری تعیین گردید. در این تحقیق سنجش کلونی در دو مرحله انجام گرفت. در مرحله اول، بلافاصله پس از جدا سازی سلولهای تک‌هسته‌ای (در حضور FK506) و در مرحله دوم، از سلولهایی که به مدت یک هفته در حضور دوزهای مختلف دارو و سایتوکاینها انکوبه شده بودند استفاده شد. برای آنالیز داده‌ها آزمونهای کولموگراف - اسمیرنوف و آنالیز واریانس یک‌طرفه (ANOVA) مورد استفاده قرار گرفت. یافته‌ها: پس از یک هفته تیمار سلولها در حضور FK506 و سایتوکاینها، شمارش سلولی در مقایسه با کنترل تغییر قابل ملاحظه‌ای نشان نداد (126/0=p). همچنین نسبت رده میلوییدی به رده اریتروییدی در مقایسه با کنترل تغییر معنی‌داری نشان نداد (819/0=p). با این وجود درصد سلولهای +CD34 در مقایسه با کنترل افزایش معنی‌داری نشان داد (018/0=p). سنجش کلونی در مرحله اول در مقایسه با کنترل کاهش یافته (000/0=p) و در مرحله دوم در مقایسه با کنترل تغییری نشان نداد (109/0=p). نتیجه گیری: FK506 علاوه بر این که به عنوان داروی سرکوب‌گر ایمنی نقش مهمی در پیش‌گیری و درمان GVHD حاد دارد، در in vitro موجب ازدیاد سلولهای خون ساز و افزایش توانایی کلونی‌زایی آنها شده و در ضمن تاثیری نیز بر تمایز سلولهای خون ساز ندارد.

آمار یکساله:  

بازدید 192

دانلود 79 استناد 0 مرجع 0
نشریه: 

یاخته

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1384
  • دوره: 

    7
  • شماره: 

    25
  • صفحه شروع: 

    25
  • صفحه پایان: 

    28
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    218
  • دانلود: 

    72
چکیده: 

هدف: مقایسه تکوین جنینهای دو سلولی در حضور و غیاب فاکتور محرک کولونی گرانولوسیت- ماکروفاژ (GM-CSF) مواد و روشها: موشهای نژاد NMRI پس از تحریک تخمک‌‌گذاری با روشهای مرسوم و انجام جفت‌گیری، در روز دوم حاملگی با جابه‌جایی مهره‌های گردنی کشته شدند و جنینهای دو سلولی تخلیه شده (299 جنین) و درون قطرات محیط کشت قرار داده شدند و در دو گروه کشت شدند: یک گروه شاهد شامل جنینهای دو سلولی (152 جنین) در محیط‌ کشت T6 حاوی 5 میلی‌گرم بر میلی‌لیتر آلبومین سرم گاوی و یک گروه تجربی (147 جنین) که در محیط آنها 2 نانوگرم بر میلی‌لیتر GM-CSF نیز افزوده شده بود و تکوین جنینهای دو سلولی به مدت 120 ساعت روزانه بررسی شد و از نظر کیفیت، تعداد کل سلول بلاستوسیستها و قطر آنها محاسبه شد. یافته‌ها: جنینهای دو سلولی در حضور فاکتور محرک کولونی گرانولوسیت - ماکروفاژ در 48 و 72 ساعت پس از برداشت، سرعت تکوینی بیشتری نسبت به گروه شاهد داشتند (005/0>p) علاوه بر آن، در گروه شاهد و گروه حاوی GM-SCF به ترتیب 78/65 و 82/74 درصد به مرحله بلاستوسیت رسیدند. قطر بلاستوسیستهای حاصل از آنها در دو گروه فوق به ترتیب 40/125 و 02/128 میکرومتر بود و تعداد کل سلول بلاستوسیست‌های حاصل از این دو گروه 20/74 و 002/80 سلول بود از نظر آماری اختلاف معنی‌داری از حیث قطر و تعداد سلول در بلاستوسیستها مشاهده شد (0.05>p). نتیجه گیری: به نظر می‌رسد با افزودن این فاکتور به محیط‌ کشت ساده بتوان تکوین جنینها را در In vitro بهبود بخشید.

آمار یکساله:  

بازدید 218

دانلود 72 استناد 0 مرجع 0
نشریه: 

یاخته

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1384
  • دوره: 

    7
  • شماره: 

    25
  • صفحه شروع: 

    29
  • صفحه پایان: 

    34
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    254
  • دانلود: 

    110
چکیده: 

هدف: تغییرات مرفولوژیک انسداد دایم شریان مغزی میانی چپ و موقت کاروتیدهای مشترک راست و چپ بر نورونهای ناحیه CA1 هیپوکامپ و اثرات حفاظتی تزریق داخل صفاقی آسپیرین متعاقب ایسکمی بر روی این ناحیه در موشهای صحرایی نرمواد و روشها: در این پژوهش از 4 گروه آزمایشی استفاده شد؛ که شامل کنترل، شاهد، ایسکمی و آسپیرین بودند. در گروه ایسکمی؛ شریان مغزی میانی چپ با سوراخ کردن جمجمه، کوتر می‌شد. سپس شریانهای کاروتید مشترک نیز پس از جدا کردن از عصب واگ و ورید ژوگولار، به مدت 90 دقیقه مسدود می‌گشت. در گروه آسپیرین، 30 دقیقه پس از القای ایسکمی، به حیوانات 30 میلی‌گرم بر کیلوگرم آسپیرین به صورت داخل صفاقی تزریق می‌شد. 48 ساعت پس از جراحی، مغز حیوان خارج، هیپوکامپ جدا و تثبیت می‌گردید. در انتها، نمونه‌ها توسط هماتوکسیلین و ائوزین رنگ‌آمیزی شدند ومرفولوژی ناحیه CA1 هیپوکامپ در تمام گروهها مورد مقایسه قرار گرفتند. یافته‌ها: نورونهای پیرامیدال ناحیه CA1 هیپوکامپ به دنبال ایسکمی دچار دژنراسیون و نکروز شدند. این نورونها دارای سیتوپلاسمی متراکم و هسته‌هایی پیکنوتیک بودند و ائوزینوفیلیایی سیتوپلاسم افزایش یافته بود. تزریق آسپیرین نیم ساعت بعد از ایسکمی باعث بهبود وضعیت نورونی ناحیه شده و تعداد هسته‌های پیکنوزیس را کاهش داد. نتیجه گیری: نتایج ما پیشنهاد می‌کند که این نوع مدل ایسکمی اثرات شدیدی بر نورونهای پیرامیدال ناحیه CA1 دارد و تزریق آسپیرین به صورت تک دوز، باعث کاهش اثرات ایسکمی و آسیب به نورونها می شود.

آمار یکساله:  

بازدید 254

دانلود 110 استناد 0 مرجع 0
نشریه: 

یاخته

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1384
  • دوره: 

    7
  • شماره: 

    25
  • صفحه شروع: 

    35
  • صفحه پایان: 

    42
تعامل: 
  • استنادات: 

    702
  • بازدید: 

    192
  • دانلود: 

    76
چکیده: 

هدف: بررسی اثر رولیپرام، به عنوان مهارکننده اختصاصی فسفودی ‌استراز نوع 4 درون‌هسته‌ای، بر فعالیت خود به خودی نورونهای هسته پاراژیگانتوسلولاریس (PGi: Paragigantocellularis) و القای علایم رفتاری سندرم محرومیت در موشهای وابسته به مورفین. مواد و روشها: از ثبت تک واحدی خارج ‌سلولی برای ثبت فعالیت خود به خودی نورونهای هسته PGi در موشهای نر، نژاد NMRI، وزن 250 تا 350 گرم که با یورتان بیهوش شده بودند، استفاده شد. رولیپرام (0.1، 1 و 10 میکرومول) در داخل هسته PGi ریز تزریق (microinjection) شد. در بخشی دیگر برای بررسی علایم سندرم محرومیت، با ریز تزریق 10 میکرومول رولیپرام داخل هسته PGi رفتارهای موش را مورد مطالعه قرار دادیم. یافته‌ها: تزریق 0.1 و 1 میکرومول رولیپرام در موشهای کنترل تغییر معنی‌داری در فعالیت پایه نورونهای هسته PGi ایجاد نکرد. در حالی که تزریق رولیپرام با غلظت 10 میکرومول در موشهای کنترل سبب افزایش معنی‌دار و در موشهای وابسته به مورفین باعث کاهش معنی‌داری در فعالیت پایه نورونهای هسته PGi گردید. تزریق 10 میکرومول رولیپرام در موشهای کنترل با حرکت آزاد باعث بروز جویدن و دندان ‌قروچه و در موشهای وابسته به مورفین انزال و به خود پیچیدن شد. در موشهای وابسته به مورفین تزریق 10 میکرومول رولیپرام داخل هسته PGi قبل از تزریق زیر جلدی نالوکسان سبب ظاهر نشدن علایم بی‌قراری، لرزش، پریدن و افتادگی پلکها و کاهش علایم دندان ‌قروچه و به خود پیچیدن شد.نتیجه گیری: به نظر می‌رسد تغییر سازشی فعالیت مسیر cAMP در نورونهای هسته PGi به دنبال مصرف طولانی‌مدت مورفین، نقش مهمی در وابستگی به مورفین دارد.

آمار یکساله:  

بازدید 192

دانلود 76 استناد 702 مرجع 0
نشریه: 

یاخته

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1384
  • دوره: 

    7
  • شماره: 

    25
  • صفحه شروع: 

    43
  • صفحه پایان: 

    47
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    131
  • دانلود: 

    74
چکیده: 

هدف: بررسی اثر آنتی بیوتیکهای بتالاکتامی سفتازیدیم، آمپی‌سیلین و کلواگزاسیلین بر آزادی ترکیبات باکتریایی استافیلو کوکوس اورئوس و اثر این ترکیبات در رهایی نیتریک اکساید از ماکروفارژهای موشمواد و روشها: MICs و MBCs آنتی‌بیوتیکها برای استافیلوکوکوس اورئوس با روش ماکروبراث دایلوشن انجام شد. آن‌گاه باکتری در غیاب (کنترل) و حضور غلظتهای MBC از آنتی‌بیوتیکها گرماگذاری شد. مایع رویی کشتهای باکتریایی پس از فیلتر نمودن به ماکروفاژهای موشی اضافه و پس از 24 ساعت مایع رویی کشت ماکروفاژها برای اندازه‌گیری نیتریک اکساید با روش گریس آزمایش شد. یافته‌ها: مایع رویی باکتریهای کشت شده با سه آنتی‌بیوتیک بتالاکتامی به طور معنی‌دار مقدار زیادی نیتریک‌ اکساید در مقایسه با کشت کنترل (فاقد آنتی‌بیوتیک) تولید کرده بودند. هر سه آنتی‌بیوتیک بتالاکتامی اثر مشابهی در تولید محصولات باکتریایی محرک رهایی نیتریک اکساید از استافیلو کوکوس اورئوس داشتند.نتیجه گیری: نتایج نشان می‌دهد رهایی ترکیبات باکتریایی طی تیمار با آنتی‌بیوتیکهای بتالاکتامی می‌تواند نقش مهمی در ایجاد پاسخهای پیش التهابی نظیر تولید نیتریک اکساید داشته باشد.

آمار یکساله:  

بازدید 131

دانلود 74 استناد 0 مرجع 0
نشریه: 

یاخته

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1384
  • دوره: 

    7
  • شماره: 

    25
  • صفحه شروع: 

    7
  • صفحه پایان: 

    10
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    190
  • دانلود: 

    76
چکیده: 

هدف: ارزیابی تمایز سلولهای P19 به سلولهای هماتوپویتیک در حضور(IL-3: Inter Leukine 3)، (IL-6: Inter Leukine 6) و (EPO: Erythro Poietin) به ‌عنوان یک مدل مواد و روشها: ابتدا سلولها در محیط نیمه‌جامد حاوی 10درصد سرم جنین گاوی (FCS: Fetal Calf Serum) کشت شدند که پس از شکل‌گیری اجسام شبه جنینی سلولهای آن با تریپسین از هم جدا شدند. سلولهای ایزوله شده مذکور در دو گروه به ‌طور مجزا کشت شدند. در یک گروه محیط نیمه جامد حاوی 10 درصد FCS و 10نانوگرم بر میلی‌لیتر IL-3 و IL-6 و 20 واحد بر میلی‌لیتر EPO بود و در گروه دیگر با همین شرایط فقط EPO حذف شد. ظهور و رشد کلونیها به مدت دو هفته بررسی شد. پس از گذشت حداقل دو هفته کلونیهای مذکور با بنزیدین رنگ‌آمیزی و شمارش شدند. یافته‌ها: نتایج نشان داد که در حضورIL-3 ، IL-6و EPO به ‌طور متوسط 54 درصد از کلونیها بنزیدین مثبت و 46درصد بنزیدین منفی بودند. اما در غیاب 14EPO درصد کلونیها بنزیدین مثبت و 86 درصد از آنها بنزیدین منفی بودند. اختلاف معنی‌داری بین کلونیهای بنزیدین مثبت و منفی در دو گروه مذکور وجود داشت (001/0=p). نتیجه گیری: سلولهای P19 در حضور IL-3، IL-6 و EPO توانایی تمایز به سلولهای خون‌ساز را دارند و EPO باعث افزایش کلونیهای اریتروییدی شده بود.

آمار یکساله:  

بازدید 190

دانلود 76 استناد 0 مرجع 0

تبلیغات

مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID