مشخصات نشــریه/اطلاعات دوره

نتایج جستجو

2558

نتیجه یافت شد

مرتبط ترین ها

اعمال فیلتر

به روزترین ها

اعمال فیلتر

پربازدید ترین ها

اعمال فیلتر

پر دانلودترین‌ها

اعمال فیلتر

پر استنادترین‌ها

اعمال فیلتر

تعداد صفحات

27

انتقال به صفحه

آرشیو

سال

دوره(شماره)

مشاهده شمارگان

مرکز اطلاعات علمی SID1
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1393
  • دوره: 

    10
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    1
  • صفحه پایان: 

    11
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    257
  • دانلود: 

    85
چکیده: 

مقدمه: به عقیده تعدادی از صاحبنظران سندرم درد مایوفاسیا علت اصلی درد گردن و شانه می باشد که با نقاط ماشه ای همرشاه مشخص می شود. هدف از این مطالعه، بررسی اثر درمانی فشار ایسکمیک بر روی نقاط ماشه ای عضله تراپز فوقانی در وضعیت طبیعی و وضعیت کشش عضله بود.مواد و روش ها: در این مطالعه 60 نفر از کاربران کامپیوتر که دارای نقاط ماشه ای در عضله تراپز فوقانی بودند به طور تصادفی به دو گروه تقسیم شدند: گروه اول تکنیک فشار ایسکمیک را در وضعیت کشش عضله و گروه دیگراین تکنیک را در وضعیت طبیعی عضله دریافت کردند. شدت درد، میزان دامنه حرکتی فعال فلکسیون جانبی گردن و آستانه فشار درد قبل از مداخله اندازه گیری شد. 5 دقیقه پس از درمان و 3 روز پس از درمان نیز اندازه گیری های فوق تکرار شد. روش های آماری مورد استفاده آزمون کولموگروف- اسمیرنوف، آزمون آنالیز واریانس با اندازه های تکراری، آزمون تی مستقل و آزمون مجذور کای بود.یافته ها: نتایج، بهبودی معنیداری را از نظر متغیرهای شدت درد، دامنه حرکتی فعال فلکسیون جانبی گردن و آستانه فشار درد بعد از مداخله در هر دو گروه نشان داد (P<0.05). از نظر متغیرهای مورد مطالعه بین دو گروه اختلاف معنی داری مشاهده نشد.نتیجه گیری: تکنیک فشار ایسکمیک در وضعیت کشش عضله و وضعیت طبیعی عضله در کاهش شدت درد، افزیش دامنه حرکتی فعال فلکسیون جانبی گردن و آستانه فشار درد موثر بود. بطورکلی گروهی که تکنیک فشار ایسکمیک را در وضعیت کشش عضله دریافت کرده بودند بهبود بیشتری را از نظر هرسه متغیر نشان دادند، هرچند تفاوت میان دو گروه از نظر آماری معنی دار نبود.

آمار یکساله:  

بازدید 257

دانلود 85 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1393
  • دوره: 

    10
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    113
  • صفحه پایان: 

    122
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    447
  • دانلود: 

    150
چکیده: 

مقدمه: با افزایش تلفیق دانش آموزان دارای ناتوانی در کلاس های عادی، به کارگیری راهکارهایی که موجب بهبود نگرش نسبت به این افراد می شود، ضروری به نظر می رسد. هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر برنامه آگاه سازی بر بهبود نگرش دانش آموزان پایه پنجم ابتدایی در دو حیطه جامعه طلبی و موقعیت تحصیلی در مدارس تلفیقی نسبت به همسالان دارای ناتوانی جسمی- حرکتی است.مواد و روش ها: با استفاده از نمونه گیری چند مرحله ای 62 دانش آموز دختر پایه پنجم ابتدایی از 2 مدرسه تلفیقی شهر اراک در سال تحصیلی 92-1391 به صورت تصادفی انتخاب و در گروه مداخله (31 نفر) و کنترل (31 نفر) قرار گرفتند. با استفاده از پرسشنامه نگرش سنج گش (1993)، نگرش دانش آموزان مورد ارزیابی قرار گرفت. یافته ها، با استفاده از آزمون آماری تحلیل واریانس دو متغیری و آزمون توکی تجزیه و تحلیل شدند.یافته ها: نتایج بیانگر آن بود که نگرش دانش آموزان گروه مداخله، در مقیاس های جامعه طلبی و موقعیت تحصیلی، پس از شرکت در برنامه آگاه سازی در مقایسه با گروه گواه به طور معنادار افزایش یافته است.نتیجه گیری: شرکت دانش آموزان در برنامه آگاه سازی، موجب بهبود نگرش آن ها نسبت به همسالان دارای اختلال حسی- حرکتی می شود.

آمار یکساله:  

بازدید 447

دانلود 150 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1393
  • دوره: 

    10
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    12
  • صفحه پایان: 

    23
تعامل: 
  • استنادات: 

    2
  • بازدید: 

    369
  • دانلود: 

    169
چکیده: 

مقدمه: هدف از مطالعه حاضر، بررسی دو نوع یادگیری حرکتی صریح و ضمنی در گروه کودکان مبتلا به اختلال کمبود توجه و بیش فعال و همتایان عادی، با استفاده از ابزار زمان عکس العمل متوالی است.مواد و روش ها: حجم نمونه برای هر گروه برابر 12 در نظر گرفته شد. در این پژوهش، نمونه ها شامل 24 کودک مبتلا به اختلال کمبود توجه و بیش فعالی در دو گروه یادگیری صریح و یادگیری ضمنی و 24 کودک همتای عادی در دو گروه یادگیری صریح و ضمنی جای گرفتند.آزمون های آماری تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر برای اندازه گیری زمان واکنش و خطای پاسخ، و تی زوجی برای مقایسه داده های توالی های منظم و نامنظم در هر گروه مورد استفاده قرار گرفت.یافته ها: مقایسه این دو نوع یادگیری در سرعت (زمان واکنش) و دقت (تعداد خطای پاسخ) نشان دهنده این بود که: در گروه یادگیری حرکتی صریح کودکان اختلال کمبود توجه وبیش فعال، تعداد خطاها (P=0.012) و زمان واکنش (P=0.012) بود. و در گروه یادگیری حرکتی ضمنی کودکان اختلال کمبود توجه وبیش فعال، تعداد خطاها (P=0.094) و زمان واکنش (P=0.954) بود. در گروه صریح همتایان عادی، تعداد خطاها (P=0.008) و زمان واکنش (P=0.05) بود و گروه ضمنی همتایان عادی، تعداد خطاها (P=0.011) و زمان واکنش (P=0.442) بود.نتیجه گیری: نتایج این تحقیق نشان داد که توضیح و تشریح روند تکلیف، در آموزش توالی حرکتی کودکان اختلال کمبود توجه و بیش فعال اثر بخشی بیشتری دارد. لذا آموزش های قبل از تمرین باید در برنامه این کودکان قرار بگیرد.

آمار یکساله:  

بازدید 369

دانلود 169 استناد 2 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1393
  • دوره: 

    10
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    123
  • صفحه پایان: 

    130
تعامل: 
  • استنادات: 

    352
  • بازدید: 

    398
  • دانلود: 

    226
چکیده: 

مقدمه: اسپرین مچ پا از شایع ترین آسیب های حاد ورزشی است که به علت آسیب به گیرنده های حس عمقی و کاهش تعادل، خطر بازگشت مجدد آن بالا است. هدف از تحقیق حاضر بررسی برنامه تمرین تعادلی ستاره بر بازتوانی اسپرین مچ پا می باشد.مواد و روش ها: تعدا 16 نفر از ورزشکاران غیرحرفه ای مبتلا به اسپرین یک جانبه مچ پا در این تحقیق شرکت و یک دوره فیزیوتراپی را به مدت 12 جلسه سپری کردند. بعد از اطمینان از راه رفتن بدون درد، از آزمون تعادلی ستاره که به عنوان یک برنامه بازتوانی در درمان اسپرین مچ پا گزارش شده، به عنوان برنامه بازتوانی به مدت 4 هفته استفاده و برای ارزیابی میزان تاثیر برنامه بازتوانی از آزمون تعادلی ایستادن روی یک پا استفاده گردید. میزان آسیب مجدد بعد از یک سال ثبت گردید. از آزمون تی وابسته برای تجزیه و تحلیل داده ها استفاده شد.یافته ها: نتایج تحقیق نشان داد که برنامه تعادلی ستاره ای بر بازتوانی موثر بوده بگونه ای که بعد از دوره بازتوانی، میانگین نتایج آزمون تعادلی ایستادن روی یک پا بطور معنی داری بیشتر از دوره قبل از بازتوانی بود (p<0.001) بعد از یک سال، 3 نفر از آزمودنی ها مجددا به اسپرین مچ پا مبتلا شدند.نتیجه گیری: با توجه به مثبت بودن برنامه تمرین تعادلی ستاره بر بازتوانی اسپرین مچ پا، این برنامه می تواند به عنوان پایه ای در تسریع روند بهبودی و بازگشت مجدد آسیب قرار گیرد.

آمار یکساله:  

بازدید 398

دانلود 226 استناد 352 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1393
  • دوره: 

    10
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    131
  • صفحه پایان: 

    138
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    153
  • دانلود: 

    142
چکیده: 

لطفا برای مشاهده چکیده به متن کامل (PDF) مراجعه فرمایید.

آمار یکساله:  

بازدید 153

دانلود 142 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1393
  • دوره: 

    10
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    139
  • صفحه پایان: 

    150
تعامل: 
  • استنادات: 

    352
  • بازدید: 

    297
  • دانلود: 

    184
چکیده: 

مقدمه: توجه به کنترل پاسچر در افراد کم توان ذهنی به دلیل ضعف در اجرای وظایف تعادلی از اهمیت بالایی برخوردار می باشد. هدف پژوهش حاضر ارزیابی اثربخشی دوازده هفته تمرینات ادراکی- حرکتی بر روی کنترل تعادل دینامیک دانش آموزان پسر دارای ناتوانی ذهنی می باشد.مواد و روش ها: پژوهش حاضر از نوع نیمه تجربی و آزمایشگاهی می باشد. 30 دانش آموز کم توانی ذهنی با بهره هوشی بین 55 تا 70 و میانگین سنی 1.4±12.7 سال به صورت نمونه گیری دردسترس انتخاب و در دو گروه کنترل و تجربی به طور تصادفی قرار گرفتند. قبل و بعد از تمرینات ادراکی- حرکتی تعادل دینامیک آزمودنی ها توسط دستگاه بایودکس مورد سنجش قرار گرفت. دوره تمرینی 12 هفته، هفته ای سه جلسه و هر جلسه به مدت 45 دقیقه بود. مولفه های ادراکی حرکتی شامل: تعادل ایستا و پویا، شناسایی جهات مختلف، شناسایی بدن، ادراک فضا، حرکات هماهنگ و همزمان، ادراک بینایی، ادراک شنیداری، طرح حرکت، برتری جانبی، مهارت های جابجایی و دستکاری بود. برای بررسی تفاوت بین پیش آزمون و پس آزمون از تست تی وابسته و برای مقایسه میزان شاخص های تعادل و مقایسه شاخص های تعادل در دو گروه طی پس آزمون از آزمون آماری تحلیل کواریانس یک سویه (ANCOVA) با سطح معناداری 0.05 استفاده شد.نتایج: نتایج بیانگر بهتر بودن شاخص تعادلی قدامی- خلفی (0.003=P) و شاخص تعادلی کلی (0.017=P) به طور معنی داری طی پس آزمون در گروه تجربی در مقایسه با گروه کنترل بود. در حالی که شاخص داخلی-خارجی پیشرفت معناداری را نشان نداد (0.155=P).نتیجه گیری: تمرینات ادراکی- حرکتی استفاده شده در این پژوهش سبب بهبود تعادل، به ویژه در جهت قدامی- خلفی در آزمودنی های مورد پژوهش گردید.

آمار یکساله:  

بازدید 297

دانلود 184 استناد 352 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1393
  • دوره: 

    10
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    151
  • صفحه پایان: 

    157
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    5020
  • دانلود: 

    223
چکیده: 

مقدمه: شواهد پژوهشی نشان می دهد که میزان ناهنجاری های قامتی به خصوص در افراد جوان، در حال افزایش است. ستون فقرات به عنوان محور اصلی بدن شناخته شده و نقش حیاتی آن حایز اهمیت است، چرا که هر گونه آسیب و تغییر شکل آن باعث اختلال در عملکرد بدن می گردد. هدف از اجرای این پژوهش بررسی ناهنجاری های قامتی و ارتباط آنها با سن و جنسیت در دانش آموزان ابتدایی شهر تهران می باشد.مواد و روش ها: این مطالعه از نوع توصیفی- مقطعی بود که در آن 945 نفر از دانش آموزان مقاطع ابتدایی دخترانه و پسرانه مورد ارزیابی قرار گرفتند. برای انتخاب نمونه ها از روش نمونه گیری خوشه ای استفاده شد. در این مطالعه برای ارزیابی ناهنجاری پشت کج از تست Adam´s forward bend و برای ارزیابی کمر گود و پشت گرد از صفحه شطرنجی استفاده شد. تمامی اطلاعات به دست آمده توسط نرم افزار SPSS نسخه 18 (version 18, SPSS Inc., Chicago, IL) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان می دهد که شیوع ناهنجاری کمر گود در پسران 52.4% و در دختران 70.9%، پشت گرد در پسران 8% و در دختران 4.8%، و پشت کج در پسران 0.8% و در دختران 1.3% می باشد. همچنین میان شیوع ناهنجاری های کمر گود و پشت گرد با جنسیت و پایه تحصیلی دانش آموزان همبستگی معناداری وجود داشت.نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده، ضروری به نظر می رسد که با اجرای تست های غربالگری در کلیه سطوح تحصیلی به ویژه مقطع ابتدایی نسبت به پیشگیری از بروز چنین ناهنجاری هایی در سنین بزرگسالی و همچنین درمان به موقع اقدامات لازم صورت گیرد.

آمار یکساله:  

بازدید 5020

دانلود 223 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1393
  • دوره: 

    10
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    158
  • صفحه پایان: 

    170
تعامل: 
  • استنادات: 

    2
  • بازدید: 

    149
  • دانلود: 

    93
چکیده: 

مقدمه: برنامه آموزشی مراقبت ویژه کودکان فلج مغزی، یکی از راه های مراقبتی- درمانی کودکان است. این برنامه با استفاده از اصول رویکرد عصبی- رشدی، قصددارد والدین را درجهت مراقبت و استقلال کودک خود توانمند سازد. به منظور اجرای موفقیت آمیزتر برنامه، کاردرمانگران باید عواملی که برتجربه پیروی والدین درمنزل اثر می گذارد را بررسی کنند. این مطالعه با هدف تبیین عوامل تسهیل کننده ارائه برنامه آموزشی (شرکت در یک کارگاه، دریافت کتابچه راهنما و پیگیری تلفنی در طول 3 ماه) که براجرای والدین در مراقبت در منزل تاثیر گذاربوده، انجام گردید.مواد و روش ها: مطالعه از نوع تحلیل محتوایی کیفی بود. 15 مصاحبه عمیق با مادران کودکان فلج مغزی شرکت کننده در برنامه آموزشی مراقبت ویژه که سه ماه آن را درمنزل اجرا کرده بودند، انجام شد. مصاحبه ها ضبط شد و عینا به صورت دست نوشته هایی درآمد و به طریق استقرایی با رویکرد تحلیل محتوایی کانونشنال آنالیز شد.نتایج: عوامل تسهیل کننده ای که ازتجارب والدین بیرون آمدند، در سه طبقه اصلی "عوامل مربوط به کارگاه"، "عوامل مربوط به کتابچه" و "ارتباط مداوم والدین با درمانگر کودک" جای گرفتند.بحث: عوامل متعددی استخراج شد که نشان می دهد، کاردرمانگران باید به نحوه آموزش والدین کودکان فلج مغزی درمورد مسائل مراقبت ویژه توجه بیشتری داشته و در طول اجرای برنامه آموزشی مراقبت ویژه توسط والدین ارتباط حمایتگونه و مداوم خود را حفظ کنند.

آمار یکساله:  

بازدید 149

دانلود 93 استناد 2 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1393
  • دوره: 

    10
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    171
  • صفحه پایان: 

    181
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    115
  • دانلود: 

    92
چکیده: 

مقدمه: راستای نامناسب اندام تحتانی بویژه زانو، به دلیل تاثیر بر عملکرد عضلات و حس عمقی منجر به وقوع آسیب در این بخش می شود. از این رو هدف تحقیق حاضر بررسی تفاوت های جنسیتی در فعالیت الکترومیوگرافی برخی از عضلات اندام تحتانی در افراد دارای ژنو واروم با افراد سالم بود.مواد و روش ها: آزمودنی های این تحقیق 24 دانشجوی فعال (گروه یک: 6 زن دارای به ژنو واروم، گروه دو: 6 مرد دارای به ژنو واروم، گروه سه: 6 زن سالم، گروه چهار: 6 مرد سالم) دانشگاه تهران، با دامنه سنی 18 تا 22 سال بودند. برای جمع آوری داده ها، الکتومیوگرافی سطحی (EMG)، از عضلات گلوتئوس مدیوس، رکتوس فموریس، واستوس مدیالیس و تنسور فاشیالاتا انجام شده و میزان فعالیت عضلات محاسبه شد.یافته ها: اختلاف بین گروهی معنی دار در میزان فعالیت عضلات گلوتئوس مدیوس (p=0.001) فموریس (p=0.002) و واستوس مدیالیس (p=0.001) نادار یافت شد اما اختلاف معنی داری در میزان فعالیت عضله تنسور فاشیا لاتا (p=0.756) مشاهده نشد. نتایج آزمون تعقیبی بونفرونی تفاوت معنی داری در فعال سازی عضلات گلوتئوس مدیوس در زن (ژنو واروم)- مرد (ژنو واروم) (p=0.001) راست رانی در زن (ژنو واروم)- مرد (ژنو واروم) (p=0.003)، واستوس مدیالیس در زن (زانو سالم)- زن (ژنو واروم) (p=0.003) و واستوس مدیالیس در زن (ژنو واروم)- مرد (ژنو واروم) (p=0.001) نشان داد.نتیجه گیری: باتوجه به نتایج این تحقیق، نتیجه گیری می شود افراد دارای ناهنجاری ژنو واروم، مبتلا به نقص های کنترل نوروماسکولار هستند و این نقص ها در زنان مبتلا به ژنو واروم بیشتر مردان است، از اینرو این افراد بیشتر از مردان در معرض خطر آسیب دیدگی قرار دارند.

آمار یکساله:  

بازدید 115

دانلود 92 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1393
  • دوره: 

    10
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    182
  • صفحه پایان: 

    192
تعامل: 
  • استنادات: 

    704
  • بازدید: 

    244
  • دانلود: 

    175
چکیده: 

مقدمه: آگاهی متخصصان توانبخشی و پزشکی، از چگونگی استفاده از زمان مادران دارای کودک مبتلا به اوتیسم می تواند به ارتقاء سطح سلامت مادر و خانواده کمک کند. مطالعات نشان داده که عموما مراقبت از کودکان کم توان به عهده مادر است و عملکرد مناسب مادر، به استفاده صحیح و مناسب از زمان، مرتبط می باشد. بنابراین در این پژوهش به بررسی چگونگی استفاده از زمان مادران دارای کودک مبتلا به اوتیسم پرداختیم.مواد و روش ها: در یک مطالعه از نوع مقطعی، نمونه گیری به روش در دسترس انجام شد. در هر گروه، 42 نفر مادر دارای کودک مبتلا به اوتیسم و 42 نفر مادر دارای کودک عادی شرکت کردند. از پرسشنامه دموگرافیک، آزمون گارز -2 و پرسشنامه استفاده از زمان مادران برای جمع آوری داده ها استفاده شد. داده ها با آزمون t مستقل و Chi- Square در SPSS17 تحلیل شدند.یافته ها: مادران دارای کودک مبتلا به اوتیسم در مقایسه با مادران دارای کودک عادی، در طی روز زمان بیشتری را صرف امور مربوط به کودک مبتلا می کردند (0.000>P)، اما در دیگر حیطه ها تفاوت معناداری بین دو گروه یافت نشد. همچنین کیفیت و لذت از فعالیتهای روزانه در مادران دارای کودک مبتلا به اوتیسم نسبت به مادران دارای کودک عادی بصورت معناداری پایین تر بود (P<0.05). اهمیت دادن به فعالیتهای روزانه برای مادران دو گروه تفاوت معناداری نداشت (P>0.05).نتیجه گیری: صرف زمان بیشتر مادران، برای امور مربوط به کودک مبتلا به اوتیسم، بر حیطه های فعالیتهای روزانه و همچنین جنبه های کیفی استفاده از ساعات روز تاثیرگذار است.

آمار یکساله:  

بازدید 244

دانلود 175 استناد 704 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1393
  • دوره: 

    10
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    193
  • صفحه پایان: 

    202
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    161
  • دانلود: 

    332
چکیده: 

مقدمه: اگرچه توافق جامعی در مورد اهمیت ادراک بینایی در فرآیند خواندن وجود دارد، نقش آن در ایجاد دیسلکسی شدیدا مورد بحث است. به منظور دریافتن ارتباط دیسلکسی با نقایص ادراک بینایی به مقایسه حساسیت کنتراست رنگی اپوننت در کودکان مبتلا به دیسلکسی و کودکان سالم پرداخته ایم.مواد و روش ها: 3 کودک دیسلکسیک و 3 کودک سالم در این مطاله شرکت داده شدند و پاسخ آنها به تحریکات ایجاد شده توسط نرم افزار Pattern Generator در سه فرکانس فضایی 5, 8, 18 cpd ثبت شد. آزمون حساسیت کنتراست در هر فرکانس فضایی در دو مرحله تشخیص ظاهر شدن خطوط (pattern detection) و درک تمایز رنگ (color discrimination) در دو زمینه زرد و آبی انجام گرفت.یافته ها: در مجموع تفاوت بین افراد نرمال و دیسلکسیک قابل توجه نبود و در اغلب موارد تفاوت معنا داری بین این دو گروه دیده نشد. با این حال افراد دیسلکسیک چه در زمینه زرد و چه در زمینه آبی در تست تشخیص ظاهر شدن خطوط حساسیت کاهش یافته ای را نشان دادند اما در آزمون درک تمایز رنگ نسبت به گروه کنترل حساسیت بهتری داشتند.نتیجه گیری: نتایج حاصل از مقایسه افراد دیسلکسیک و گروه کنترل نشان داد حساسیت کنتراست رنگی شاخص تمایز دهنده مناسبی برای این دو گروه نیست. بنابراین به نظر می رسد در بیماران دیسلکسیک تمامی خصوصیات عملکردی سیستم بینایی متاثر نشده است. همچنین این امکان وجود دارد که در بیماران دیسلکسیک با وجود طبیعی بودن پاسخ های پایه و اولیه بینایی، پاسخ های ادراکی متفاوتی نسبت به افراد نرمال داشته باشیم.

آمار یکساله:  

بازدید 161

دانلود 332 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1393
  • دوره: 

    10
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    203
  • صفحه پایان: 

    217
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    171
  • دانلود: 

    193
چکیده: 

مقدمه: ظهور نسبتا جدید آزمون VEMP گردنی و متعاقب آن VEMP چشمی، عرصه جدیدی از ارزیابی سیستم وستیبولار را فرا روی شنوایی شناسان و محققان سیستم شنوایی وستیبولی قرار داده است. با توجه به مسیر عصبی خاصی که در طی ثبت این پتاسیل مورد ارزیابی قرار می گیرد می توان آن را به عنوان آزمونی مکمل، جهت بررسی سیستم تعادلی تلقی کرد. هدف این مطالعه فراهم کردن مروری از آخرین اطلاعات درباره روش های مختلف استفاده شده برای ثبت پتانسیل عضلانی برانگیخته دهلیزی و بررسی تغییر این پتانسیل در بیماری های مختلف درگیر کننده سیستم وستیبولار بود.مواد و روش ها: جستجو بین مقالات 10 سال اخیر با کلید واژه پتانسیل عضلانی برانگیخته دهلیزی در بانک های اطلاعاتی Google Scholar،PubMed ، Ebsco، Science Direct و همچنین کتب مرجع مرتبط با موضوع انجام شد.یافته ها: از 58 مقاله برای بسط و توضیح مفاهیم اصلی و روش های استفاده شده برای انجام VEMP استفاده شد.نتیجه گیری: با انجام صحیح آزمون VEMP و حذف عوامل مخدوشگر تاثیرگذار بر پاسخ، و با تکیه بر نتایج تحقیقات معتبر در این زمینه می توان از آن به عنوان ابزار تشخیصی مهمی در ارزیابی بیماری های مختلف درگیر کننده وستیبول و بررسی روند درمان این بیماری ها بهره گرفت.

آمار یکساله:  

بازدید 171

دانلود 193 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1393
  • دوره: 

    10
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    24
  • صفحه پایان: 

    34
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    600
  • دانلود: 

    192
چکیده: 

مقدمه: آپراکسی یکی از اختلالات مطرح در کودکان اوتیسم است که همبستگی زیادی با آسیب های رفتاری و ارتباطی- اجتماعی این کودکان دارد. از میان انواع مختلف آپراکسی یکی از شایع ترین آنها آپراکسی ساختاری است. از آنجایی که رویکرد یکپارچگی حسی به عنوان یکی از درمانهای مرسوم برای این کودکان است لذا با توجه به مناقشه های موجود در خصوص کارآیی این رویکرد مطالعه حاضر به هدف بررسی اثربخشی رویکرد یکپارچگی حسی در درمان آپراکسی ساختاری کودکان اوتیسم طراحی گردید.مواد و روش ها: این مطالعه از نوع شبه تجربی می باشد و در یکی از مدارس اوتیسم شهر شیراز در تابستان 1391 انجام شد. نمونه گیری به شیوه آسان از میان کودکان اوتیسمی که خانواده هایشان مایل به همکاری بودند انجام شد. از میان 21 کودک واجد شرایط 11 نفر بطور تصادفی به گروه کنترل و 10 نفر به گروه مداخله اختصاص یافتند. کودکان گروه مداخله به مدت 20 جلسه تحت درمان با رویکرد یکپارچگی حسی قرار گرفتند و کودکان گروه کنترل هیچ گونه درمانی دریافت نکردند. برای اندازه گیری متغیر آپراکسی ساختاری کودکان از آزمون محقق ساخته Block test استفاده شد. آزمون ANCOVA برای ارزیابی نتایج استفاده شد.یافته ها: نتایج آماری تفاوت معناداری را در بهبود آپراکسی ساختاری بین دو گروه کنترل و مداخله نشان نداد (F=0.2005، P=0.175).نتیجه گیری: از آنجایی که استفاده از رویکرد یکپارچگی حسی از اقبال زیادی در میان کاردرمانگران برخوردار است لذا با توجه به یافته این مطالعه توصیه می گردد چنانچه هدف درمانی برای کودک اوتیسمی کاهش اختلال آپراکسی ساختاری کودک است علاوه بر استفاده از رویکرد یکپارچگی حسی از سایر رویکردهای درمانی نیز در خلال درمان استفاده شود تا از این طریق بتوان شانس اثر بخشی فرآیند درمان را بالا برد.

آمار یکساله:  

بازدید 600

دانلود 192 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1393
  • دوره: 

    10
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    35
  • صفحه پایان: 

    45
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    120
  • دانلود: 

    173
چکیده: 

مقدمه: با توجه به تغییر رویکرد در توانبخشی کودکان با ناتوانی، کارکرد یکی از ویژگی های موثر در کیفیت زندگی این کودکان است. «لیست ارزشیابی ناتوانی کودکان» به منظور ارزیابی کارکرد در کودکان 6 ماه تا 7.5 سال طراحی شد. هدف از این مطالعه ترجمه «لیست ارزشیابی ناتوانی کودکان» به فارسی و بررسی روایی محتوایی نسخه فارسی آن است.مواد و روش ها: فرآیند ترجمه بر اساس پروژه بین المللی کیفیت زندگی انجام شد. تهیه نسخه فارسی «لیست ارزشیابی ناتوانی کودکان» طی 3 مرحله انجام شد: ترجمه (ترجمه از انگلیسی به فارسی و برگردان دوباره به انگلیسی، توسط 4 مترجم)، بررسی کیفیت ترجمه (توسط 8 متخصص توانبخشی مسلط به زبان انگلیسی) و بررسی روایی محتوایی آن (توسط 15 متخصص توانبخشی کودکان).یافته ها: پاسخ دهندگان ترجمه فارسی «لیست ارزشیابی ناتوانی کودکان» را قابل قبول دانستند. روایی محتوایی ترجمه فارسی «لیست ارزشیابی ناتوانی کودکان» نیز بدون تغییر در محتوای آن به تایید رسید.نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد که ترجمه فارسی «لیست ارزشیابی ناتوانی کودکان» قابل قبول و دارای روایی محتوایی است.

آمار یکساله:  

بازدید 120

دانلود 173 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1393
  • دوره: 

    10
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    46
  • صفحه پایان: 

    55
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    182
  • دانلود: 

    95
چکیده: 

مقدمه: افت شنوایی دایمی، یکی از شایعترین اختلالات مادرزادی با شیوع 1 تا 3 در 1000 تولد گزارش شده است. بهترین راه تشخیص زود هنگام این مشکل، غربالگری همگانی شنوایی می باشد. این مطالعه، به بررسی تاریخچه غربالگری و میزان شیوع کم شنوایی در بین نوزادان متولد شده و نتایج به دست آمده از پروتکل های مختلف غربالگری شنوایی در شهر ورامین می پردازد.مواد و روش ها: این مطالعه به صورت توصیفی- مقطعی بر روی 29476 نوزاد متولد شده در شهر ورامین از دی ماه سال 1380 تا پایان سال 1391 صورت گرفت. از سال 1380 تا 1390 پروتکل TEOAE-TEOAE و از سال 1390 تا 1391 پروتکل TEOAE-AABR انجام شد. درصورت منفی بودن آزمایش در دو مرحله، ارزیابی های تشخیصی ABR و ارجاع به متخصص گوش، حلق و بینی انجام پذیرفت و پس از تشخیص قطعی در صورت نیاز، مداخلات توانبخشی صورت گرفت.یافته ها: شیوع میزان کم شنوایی در اولین پروتکل 1.6 در 1000 تولد و در دومین پروتکل 2 در 1000 تولد گزارش شود. 55 درصد نوزادان مبتلا به افت شنوایی دارای عوامل خطر و 45 درصد موارد مبتلا به افت شنوایی فاقد هرگونه عامل خطر بودند.نتیجه گیری: با توجه به آمار به دست آمده از شیوع کم شنوایی در نوزدان بدون عوامل خطر، انجام آن برای همه الزامی بوده و از آن جا که پاسخ های مثبت کاذب نگرانی های بسیاری برای خانواده ها به بار می آورد، جهت حمایت از آن ها سعی در هر چه بهتر شدن پروتکل های غربالگری نماییم.

آمار یکساله:  

بازدید 182

دانلود 95 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1393
  • دوره: 

    10
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    56
  • صفحه پایان: 

    66
تعامل: 
  • استنادات: 

    352
  • بازدید: 

    388
  • دانلود: 

    154
چکیده: 

مقدمه: کمردرد یا درد ستون فقرات شایع ترین عارضه عضلانی-استخوانی است. روش های متعددی برای درمان کمردرد وجود دارد ولی دستیابی به روشی مختصر، ساده و فشرده نیاز امروز جوامع صنعتی است. هدف از انجام این تحقیق بررسی تاثیر شش هفته تمرینات منتخب ثبات دهنده مرکزی بر درد و ناتوانی عملکردی بیماران مبتلا به کمردرد مزمن غیراختصاصی بود.مواد و روش ها: بیست بیمار مبتلا به کمردرد مزمن غیراختصاصی (10 زن و 10 مرد) با میانگین سنی 3.4±24.55 سال، میانگین قد 9.6±164.15 و میانگین وزن 5.04±65.25 به مدت شش هفته برنامه تمرینی منتخب ثبات دهنده را زیر نظر فیزیوتراپیست انجام دادند. میزان درد با استفاده از مقیاس دیداری درد (VAS) و میزان ناتوانی عملکردی با استفاده از Oswestry Disability Index قبل و پس از شش هفته مداخله تمرینی اندازه گیری شد. نرمال بودن داده ها با استفاده از Shapiro-Wilk Test و میزان تغییرات درون گروهی با استفاده از Dependent t-test محاسبه شد (p<0.05). همچنین تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS21 انجام شد.یافته ها: نتایج نشان دهنده کاهش معنی دار در میزان درد، از 2.13±7.12 به2.67 ±3.75 در بیماران مبتلا به کمردرد مزمن غیراختصاصی پس از شش هفته تمرین ثبات دهنده منتخب بود (0.0001=p). همچنین نتایج بدست آمده از ODI نشان دهنده بهبودی معنی دار در میزان ناتوانی عملکردی پس از انجام شش هفته مداخله تمرینی بود و از 15.42±40.8 در پیش آزمون به14.52 ±23.3 در پس- آزمون کاهش یافت (0.0001=p).نتیجه گیری: با توجه به نتایج تحقیق حاضر، تمرینات منتخب ثبات دهنده با کاهش زمان هر جلسه تمرینی می تواند در توانبخشی بیماران مبتلا به کمردرد مزمن نقش به سزایی داشته باشد و باعث استفاده مداوم از آن ها در طول زندگی شود، لذا می توان از این پروتکل به عنوان جایگزینی برای تمرینات پرحجم و زمان بر استفاده کرد.

آمار یکساله:  

بازدید 388

دانلود 154 استناد 352 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1393
  • دوره: 

    10
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    67
  • صفحه پایان: 

    76
تعامل: 
  • استنادات: 

    352
  • بازدید: 

    319
  • دانلود: 

    184
چکیده: 

مقدمه:سکته مغزی یکی از شایع ترین بیماریهای نورولوژیک تهدید کننده زندگی و مهم ترین علت ناتوانی افراد مسن است. بروز آسیب حرکتی در یک اندام فوقانی به عنوان اصلی ترین عامل وابستگی در فعالیتهای روزمره زندگی به شمار می آید. Action Research Arm Test و قسمت اندام فوقانی آزمون فوگل مایر به منظور ارزیابی عملکرد حرکتی اندام فوقانی بیماران همی پلژی تهیه شده است. هدف این پژوهش بررسی پایایی بین دو آزمونگر این دو آزمون بود.روش بررسی: در این پژوهش که از نوع تحلیلی و اعتبار سنجی می باشد، پس از تهیه وسایل مورد نیاز برای انجام آزمون، آزمونها بر روی 20 نفر از بیماران سکته مغزی 65-40 سال که به شیوه در دسترس از کلینیک های کاردرمانی و مراکز توانبخشی استان قزوین مطابق معیارهای لازم انتخاب شده بودند توسط دو کاردرمانگر در یک جلسه اجرا گردید. به منظور بررسی پایایی بین دو آزمونگر، ازمونها از روش آماری ضریب همبستگی درون گروهی (ICC) استفاده شد، از نرم افزار SPSS18 برای آنالیز داده ها استفاده شد و سطح معنی داری 0.05 در نظر گرفته شد.یافته ها: آزمون ICC که به منظور بررسی پایایی بین دو آزمونگر به کار رفته بود محاسبه و برابر ARAT 0.972 و 0.977 آزمون فوگل مایربه دست آمد (p<0.05).نتیجه گیری:ARAT و آزمون فوگل مایر از پایایی بین دو آزمونگر قابل قبولی برای استفاده در بیماران سکته مغزی برخوردار است.

آمار یکساله:  

بازدید 319

دانلود 184 استناد 352 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1393
  • دوره: 

    10
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    77
  • صفحه پایان: 

    87
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    188
  • دانلود: 

    87
چکیده: 

مقدمه: پارگی لیگامنت متقاطع قدامی یکی از متداولترین آسیبها در فوتبالیستها می باشد، لذا هدف از تحقیق حاضر شناسایی تاثیر برخی ریسک فاکتورهای درونی وبرونی برمیزان شیوع آسیب لیگامنـت متقاطع قدامی فوتبالیستهای حرفه ای دنیا بود.مواد و روش ها: تعداد 100 فوتبالیست حرفه ای (سن 4.12±25.05 سال، قد 0.06±1.181 متر) از چند کشور دنیا که دچار آسیب لیگامنت متقاطع قدامی شده بودند، به عنوان نمونه های تحقیق درنظر گرفته شدند. اطلاعات مربوط به ریسک فاکتورهای درونی (پای برتر، قد، سن) و برونی (پست، بازیهای خانگی و خارج از خانه، زمانهای مختلف فصل، مسابقه و تمرین) ازطریق بررسی پرونده های پزشکی، مصاحبه باپزشک تیم و همچنین از دیتابیس های معتبر اینترنتی جمع آوری شد. برای آنالیز داده ها ازآزمون خی دو باسطح معناداری (P<0.05) استفاده شد.یافته ها: نتایج نشان داد که شیوع آسیب لیگامنت صلیبی قدامی بین پستهای مختلف بطور معناداری (P<0.05) متفاوت بود، بطوری که هافبکها بیشترین (%38)و دروازه بانها کمترین (%6) تعداد آسیب را داشتند. میزان وقوع آسیب در پای برتر (%52) بیشتر از پای غیربرتر (%48) بود، اما این تفاوت از لحاظ آماری معنادار نبود (P>0.05). بازیکنان با قد 1.79-1.83 متر بیشترین میزان آسیب (%26) و بازیکنان با قد 1.69-1.73 متر کمترین میزان آسیب (%13) را داشتند. بین 5 گروه قد موردنظر تفاوت معناداری یافت نشد (P>0.05). آسیبهای رخ داده در بازیهای خارج از خانه (%50.6) بطور غیرمعناداری (P>0.05) بیشتر از بازیهای خانگی (%49.4) بود. در اوایل فصل مسابقه این آسیب (%34) بطور معناداری (P<0.05) بیشتر از سایر زمانها بود. تفاوت بین سنین مختلف در رابطه با آسیب این لیگامنت معنادار بود (P<0.05)، بطوریکه بازیکنان در سن27-22 سالگی تعداد آسیب (%50) بیشتری را به خود اختصاص دادند و در سن 39-34 سال کمترین (%2) تعداد آسیب رخ داد. آسیبهای زمان مسابقه (%85) بطور معناداری بیشتر از زمان تمرین (%15) بود (P<0.05).نتیجه گیری: بازیکنان هافبک در سن 27-22 سال در اوایل فصل، بویژه در مسابقه در معرض آسیب لیگامنت متقاطع قدامی هستند. پای برتر، قد، بازی خانگی وخارج از خانه از نظر آماری بطور معناداری بر میزان شیوع این آسیب تاثیر نداشت. لذا مربی، بازیکنان و کادر پزشکی باید به این نکات مهم برای طراحی برنامه پیشگیری توجه کنند تا آسیب لیگامنت متقاطع قدامی کمتر شود.

آمار یکساله:  

بازدید 188

دانلود 87 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1393
  • دوره: 

    10
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    88
  • صفحه پایان: 

    98
تعامل: 
  • استنادات: 

    2
  • بازدید: 

    317
  • دانلود: 

    102
چکیده: 

مقدمه: مطالعات بسیاری کاهش کیفیت زندگی مادران کودکان فلج مغزی را تحت تاثیرفعالیت های مراقبتی نشان داده اند اما بررسی ارتباط کاهش کیفیت زندگی این مادران با عوامل وابسته به کودک نظیر توانایی راه رفتن کودک فلج مغزی کمتر مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است؛ بنابراین هدف از مطالعه حاضر بررسی تاثیر توانایی راه رفتن کودکان فلج مغزی بر کیفیت زندگی مادران آن هابود.مواد و روش ها: این مطالعه علی-مقایسه ای در سال 1390 در شهر تهران انجام شد که در آن 60 مادر دارای یک کودک فلج مغزی 4 تا 12 ساله در مطالعه شرکت کردند. جهت ارزیابی کیفیت زندگی از پرسشنامه SF-36 استفاده شد و ارزیابی سطح 1 تا 5 مقیاس GMFCS کودکان فلج مغزی توسط کار درمانگر انجام شد. ارتباط میان متغیر از طریق آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی با کمک نرم افزار SPSS نسخه 16 بررسی شد.یافته ها: 24 مادر دارای کودک فاقد توانایی راه رفتن و 36 مادر کودک با توانایی راه رفتن در مطالعه شرکت کردند که میانگین و انحراف معیار سن بر حسب سال در مادران 6.02±33.79 و در کودکان 2.71±7.11 بود. در نتیجه آنالیز داده ها دو گروه مادران نمره کلی کیفیت زندگی و ابعاد عملکرد اجتماعی، عملکرد جسمانی و سلامت عمومی با هم تفاوت معنی دار داشتند (P<0.05).نتیجه گیری: مادران دارای کودکان فاقد توانایی راه رفتن مدت زمانی بیشتری را به مراقبت از کودک خود اختصاص می دادند و کیفیت زندگی پایین تری را نیز گزارش کردند.

آمار یکساله:  

بازدید 317

دانلود 102 استناد 2 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1393
  • دوره: 

    10
  • شماره: 

    1
  • صفحه شروع: 

    99
  • صفحه پایان: 

    112
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    178
  • دانلود: 

    92
چکیده: 

مقدمه: استفاده از جریان های متناوب فرکانس بالا روشی ایمن، بازگشت پذیر و دارای خاصیت انتخابی برای انسداد الکتریکی عصب و جلوگیری از انتشار پالس های عصبی است که در دهه گذشته جهت درمان بیماری و ناتوانی های مرتبط با پالس های عصبی ناخواسته، مورد توجه محققین قرار گرفته است. با این حال کاهش دامنه تحریک، از بین بردن پاسخ هجومی اولیه و بهینه سازی پارامترهای تحریک برای کاربردهای مختلف همچنان مورد بررسی قرار دارد. در این مطالعه با شبیه سازی انسداد فیبرهای عصبی، کارآیی شکل موج پیشنهادی دوفاز نامتقارن در القای بلوک عصبی و مکانیزم اثر آن مورد ارزیابی قرار گرفت.مواد و روش ها: شبیه سازی به وسیله مدل بسیار دقیقی از اکسون مایلین دار پستانداران انجام شد. تحریک الکتریکی یک فیبر عصبی شامل 51 گره رانویه با دو الکترود نقطه ای یکی برای ایجاد بلوک و دیگری برای ایجاد پتانسیل عمل تست شبیه سازی شد و رفتار فیبر عصبی از جمله پدیده انسداد و مکانیزم تحقق آن مورد بررسی قرار گرفت.یافته ها: اعمال تحریک متناوب فرکانس بالا در حالت کلی سه رفتار متفاوت را در فیبر القا می نماید. عدم پاسخ به تحریک، آتش شدن متناوب فیبر یا بلوک شدن فیبر پس از چندین بار آتش. با کاهش تقارن شکل موج پیشنهادی دوفاز نامتقارن، آستانه لازم برای القای انسداد الکتریکی در فیبرهای عصبی کاهش می یابد. اعمال تحریک باعث افزایش متوسط ولتاژ غشاء می شود که می تواند منجر به کاهش تحریک پذیری غشاء و بلوک شدن فیبر گردد.نتیجه گیری: استفاده از شکل موج دوفاز نامتقارن در ایجاد انسداد عصبی سبب کارایی بالای این روش در بکارگیری بالینی می شود. اعمال این شکل موج باعث کاهش مصرف انرژی سیستم تحریک و همچنین کاهش آسیب به بافت شده و این مساله می تواند گامی موثر در جهت استفاده بالینی از این روش برای کاهش درد، ویا ایجاد بی حسی باشد.

آمار یکساله:  

بازدید 178

دانلود 92 استناد 0 مرجع 0