مشخصات نشــریه/اطلاعات دوره

حکمت و فلسفه | سال:1398 | دوره:15 | شماره:2 (پیاپی 58)

نتایج جستجو

2558

نتیجه یافت شد

مرتبط ترین ها

اعمال فیلتر

به روزترین ها

اعمال فیلتر

پربازدید ترین ها

اعمال فیلتر

پر دانلودترین‌ها

اعمال فیلتر

پر استنادترین‌ها

اعمال فیلتر

تعداد صفحات

27

انتقال به صفحه

آرشیو

سال

دوره(شماره)

مشاهده شمارگان

مرکز اطلاعات علمی SID1
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
نشریه: 

حکمت و فلسفه

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1398
  • دوره: 

    15
  • شماره: 

    2 (پیاپی 58)
  • صفحه شروع: 

    107
  • صفحه پایان: 

    137
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    105
  • دانلود: 

    82
چکیده: 

هگل هر سه نقد عقل نظری، عملی و قوه حکم را با نگاهی انتقادی مطالعه کرد. نقد موسوم به صورت گرایی تهی، به شکل های مختلف در آثار هگل، از دوران جوانی تا پایان عمر، حضور دارد، گاه در ضمن نقدهای دیگر پنهان است و گاه خود چنان آشکار است که نقدهای دیگر را در ضمن خود پنهان دارد. اما نهایتا بنیان این نقد بر این تصور استوار است که اخلاق کانتی غیرتاریخی، صوری و بی محتواست، لذا در موقعیت های انضمامی عمل از عامل اخلاقی دستگیری نکرده، تکلیف او را در انجام یا ترک فعل روشن نمی کند. به زعم هگل، دلیل عمده این ضعف به عقل گرایی خشک و بی روح کانت برمی گردد که با استعلا بخشیدن به عقل عملی و قطع پیوند آن با خواست ها و امیال جزئی و سوبژکتیو، آن را تهی از محتوا کرده و به صرف صورتی کلی از قانون فروکاسته است.

آمار یکساله:  

بازدید 105

دانلود 82 استناد 0 مرجع 0
نویسنده: 

کیانی محمدحسین

نشریه: 

حکمت و فلسفه

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1398
  • دوره: 

    15
  • شماره: 

    2 (پیاپی 58)
  • صفحه شروع: 

    139
  • صفحه پایان: 

    159
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    112
  • دانلود: 

    115
چکیده: 

این مقاله می کوشد تا به این پرسش پاسخ دهد که اگر معنویت به مثابه استعلای وجودی است، چگونه می توان بر مبنای فلسفه یاسپرس نگرش انسان شناسانه ای تبیین کرد که آن نگرش به منزله بنیاد معنویت قلمداد شود؟ نگارنده با ارائه تقریر وجودی از معنویت، نشان می دهد که ساحت های چهارگانه دازاین، آگاهی کلی، روح و اگزیستانز که در انسان شناسی یاسپرس مبنا و امکان جهش فرارونده آدمی را مهیا می سازد؛ به گونه تطبیقی امکان بیان قرائت جدید و بنیادین از «معنویت به مثابه استعلای وجودی» را فراهم می کند. بر این اساس، معنویت به منزله جهش درونی است که با درک وجودی از هستی خاص آدمی-اگزیستانز-معنا می یابد و قوام معنویت نیز به فعل از خود فراشدن برای تقرب به اگزیستانز است. از طرف دیگر، یاسپرس فلسفه را به سان فعل درونی می داند که انسان را به فراروی وجودی برای کسب آگاهی معتبر از خود و واقعیت رهنمون می کند. بر همین اساس، انسان معنوی که به استعلای وجودی اقدام کرده است، به خود اصیل خویش آگاهی می یابد. این آگاهی از جنس تعلق آگاهی فاعل شناسا به امور ابژکتیو نیست؛ چرا که این نحوه از آگاهی که به زعم یاسپرس در ساحت «آگاهی کلی» رخ می دهد قابل جایگزینی با هر ادراک دیگر بوده و یافته ای بین الاذهانی است؛ بلکه این آگاهی، درکی معنوی و یافته ای سوبژکتیو-اگزیستانسیال است که حیات فردی را معنا می بخشد.

آمار یکساله:  

بازدید 112

دانلود 115 استناد 0 مرجع 0
نویسنده: 

زالی مصطفی

نشریه: 

حکمت و فلسفه

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1398
  • دوره: 

    15
  • شماره: 

    2 (پیاپی 58)
  • صفحه شروع: 

    161
  • صفحه پایان: 

    189
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    105
  • دانلود: 

    110
چکیده: 

یکی از مهم ترین منازعات تفسیری حول فلسفه هگل، تاکید بر وجه مدرن یا کلاسیک اندیشه اوست؛ از یک سو برخی با تاکید بر وامداری هگل به کانت، پروژه او را تکمیل پروژه استعلایی کانت قلمداد می کنند و از سویی برخی دیگر، او را متافیزیکدانی می دانند که در بستر اندیشه های افلاطون و ارسطو، اندیشه های نوین خویش را بیان می کند؛ این مقاله با تمرکز بر تفسیر هگل از مفهوم ارسطویی خدا همچون اندیشه خوداندیش نشان می دهد که چگونه او از یک سو در تبیین یکی از کلیدی ترین مفاهیم فلسفه خویش یعنی ایده مطلق، وامدار ارسطو است، و از سوی دیگر چگونه با تصرف خود در این مفهوم، راه را برای تفسیری مدرن از آن می گشاید. به گونه ای که از یک سو با طرح وحدت میان شناسنده و متعلق شناخت، به عنوان ضابطه اندیشه خوداندیش، دوگانگی خودادراکی کانت با جهان مرتفع می شود و از سوی دیگر با نفی فعلیت طبیعت بی واسطه، همچنان ضابطه کانتی تعین بخشی مفهومی به جهان را حفظ می شود.

آمار یکساله:  

بازدید 105

دانلود 110 استناد 0 مرجع 0
نشریه: 

حکمت و فلسفه

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1398
  • دوره: 

    15
  • شماره: 

    2 (پیاپی 58)
  • صفحه شروع: 

    191
  • صفحه پایان: 

    217
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    103
  • دانلود: 

    77
چکیده: 

بنابر سنت رایج ناب گرایی معرفتی صرفا عوامل مودی به صدق در حصول معرفت دخیل اند. نظریه «تعدی عملی» در مخالفت با این سنت استدلال می کند که اگر قائل به خطاپذیری در معرفت باشیم، باید به تاثیر عوامل غیرمعرفتی نظیر شرایط عملی فاعلین در تحقق معرفت نیز اذعان کنیم. در این مقاله نشان خواهیم داد که تقابل تعدی عملی با ناب گرایی نه تنها غیر شهودی نیست که حاوی بینش ها و شهودهایی است که به راحتی نمی توان آن ها را نادیده گرفت. البته مقبولیت این رویکرد به چنین بینش هایی خلاصه نمی شود و به شکل ایجابی نیز بر نسبت این دیدگاه با مفاهیم بنیادین معرفت شناسی استدلال هایی اقامه شده است که مهمترین آن ها، استدلال بر اصلی به نام اصل معرفت-توجیه است که در صورت اذعان به خطاپذیری در تقابل با ناب گرایی خواهد بود. انتقادات متعددی به نظریه تعدی عملی وارد شده است. اغلب تقابل این نظریه با ناب گرایی را به چالش کشیده اند و در تلاش هستند تا نقش این نظریه را به حوزه هایی غیر از معرفت تقلیل دهند یا قرائت های ناب گرایانه از آن ارائه دهند. در پاسخ به این انتقادات طرفداران نظریه تعدی عملی عدم کفایت و تبعات مشکل ساز چنین تلاش هایی را نشان داده اند. با در نظر گرفتن ملاحظات فوق شاید بتوان ادعا کرد که نفی ناب-گرایی چندان هم که در بادی امر غیر شهودی به نظر می رسد در واقع چنین نیست.

آمار یکساله:  

بازدید 103

دانلود 77 استناد 0 مرجع 0
نشریه: 

حکمت و فلسفه

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1398
  • دوره: 

    15
  • شماره: 

    2 (پیاپی 58)
  • صفحه شروع: 

    29
  • صفحه پایان: 

    46
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    210
  • دانلود: 

    137
چکیده: 

هر چند موضوع «دیگری»، در بین اندیشمندان مسلمان به عنوان یک مسئله مستقل مطرح نبوده است لکن ظرفیت طرح این بحث بین همه نحله های فکری در جهان اسلام به ویژه عرفان وجود دارد. بر این اساس می توان برای نمونه پرسش از «دیگری» را به آثار ابن عربی به عنوان نماینده عرفان اسلامی عرضه کرد و مبانی فکری او را در این زمینه جستجو کرد. مبانی ای همچون بحث مظهریت اسماء الهی، گسترده پنداشتن عرصه سعادت و نیز دست-نیافتنی دانستن تمام حقیقت، که می تواند موضع این عارف نامور را در قبال «دیگری» روشن سازد. از مهمترین مبانی هستی شناسی ابن عربی در رویکردش نسبت به «دیگری»، بحث مظهریت اسماء و «دیگری» را از مظاهر اسماء الهی دانستن است. پرهیز از انحصارگرایی در باب حقانیت و «دیگری» را اهل سعادت و نجات دانستن نیز نگاه مثبت به «دیگری» را به دنبال دارد. تاکید ابن عربی بر ناآشکارگی حقیقت و عدم حضور آن نزد گروه یا فرقه ای خاص، جستجوی حقیقت در آیین «دیگری» را به دنبال خواهد داشت.

آمار یکساله:  

بازدید 210

دانلود 137 استناد 0 مرجع 0
نشریه: 

حکمت و فلسفه

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1398
  • دوره: 

    15
  • شماره: 

    2 (پیاپی 58)
  • صفحه شروع: 

    48
  • صفحه پایان: 

    75
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    148
  • دانلود: 

    86
چکیده: 

کانت و لویناس، هر دو کار خود را با نقد سنت غربی قبل از خود آغاز می کنند؛ کانت از سنتی انتقاد می کند که اعتبار را به عین، در مقابل ذهن، می دهد و در نهایت باعث فراگیر شدن فضای شک در حوزه معرفت شناسی و اخلاق می شود. کانت با طرح انقلاب کپرنیکی و اعتبار بخشیدن به فاعل شناسا، چه در حوزه اخلاق و چه در حوزه معرفت شناسی، به نوعی سعی می کند اعتبار شناخت را از یک سو و قابل اجرا بودن قوانین اخلاق را{که خود فاعل اخلاق در وضع آن ها دخیل است}، از سوی دیگر تضمین کند. در لویناس نیز تلاشی از این دست مشاهده می شود؛ لویناس در انتقاد از سنت فلسفی که همواره تکیه را بر «همان» و «خود»، در مقابل «دیگری» و «غیر» گذاشته است، غیر و دیگری را اولویت می بخشد و سعی می کند متافیزیکی مبتنی بر نسبتی که ما با غیر {به معنای اعم} و دیگری {به معنای اخص} داریم، بنا کند. لویناس در اخلاق، که محور بحث ما در این پژوهش است، در مقابل «خودآیینی»، که اساس فلسفه اخلاق کانت را شکل می دهد؛ «دیگرآیینی» و نسبتی که ما با دیگری داریم را اساس اخلاق قرار می دهد. ادعای ما در این مقاله این است که اخلاق خودآیین کانت، که به نوعی بر عقلانیت مشترک بین انسان ها تاکید دارد؛ در برابر اخلاق دیگرآیین لویناس، که بر احساس و عاطفه انسان ها تکیه دارد، ضمانت اجرایی بهتر و بیشتری در جوامع انسانی دارد.

آمار یکساله:  

بازدید 148

دانلود 86 استناد 0 مرجع 0
نشریه: 

حکمت و فلسفه

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1398
  • دوره: 

    15
  • شماره: 

    2 (پیاپی 58)
  • صفحه شروع: 

    7
  • صفحه پایان: 

    28
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    106
  • دانلود: 

    81
چکیده: 

در این مقاله با تکیه بر آراء بیل و رستال به بررسی نظریه کثرت گرایی در منطق خواهیم پرداخت. در ابتدا نظریات انحصارگرایی منطقی، نسبی گرایی منطقی، انواع مختلف کثرت گرایی منطقی و همچنین تفاوت کثرت گرایی بیل و رستال را نسبت به دیگر نظریات کثرت گرایانه منطقی تشریح خواهیم کرد. توضیح خواهیم داد که بیل و رستال معتقد به نوعی کثرت گرایی منطقی معناگرایانه هستند که بر اساس آن می توان تفاسیر متفاوت و قابل قبولی از واژه «مورد» در تعریف تارسکی از اعتبار ارائه داد. از طرف دیگر بیل و رستال، معتقد به هنجارمندی منطق نیز هستند. بر اساس این نظر، اعتبار منطقی، واجد پیامد هنجارین برای ارزیابی استدلالات در زبان عادی است. مدعای مقاله پیش رو آن است که موضع اخیر بیل و رستال ناقض کثرت گرایی آن ها است، به این نحو که کثرت گرایی آن ها را مبدل به انحصارگرایی منطقی می کند. بحث و بررسی در باب نسخه های متفاوت از ایده هنجارمندی منطق، مطلبی است که کمتر در حوزه مباحث مربوط به کثرت گرایی منطقی به آن توجه شده است. در این مقاله، با تکیه بر آموزه هایی که در باب این نسخه ها از هنجارمندی منطق ارائه خواهیم کرد، به نقد و بررسی کثرت گرایی منطقی بیل و رستال خواهیم پرداخت.

آمار یکساله:  

بازدید 106

دانلود 81 استناد 0 مرجع 0
نویسنده: 

نشریه: 

حکمت و فلسفه

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1398
  • دوره: 

    15
  • شماره: 

    2 (پیاپی 58)
  • صفحه شروع: 

    75
  • صفحه پایان: 

    105
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    125
  • دانلود: 

    83
چکیده: 

این مقاله به مجموعه اصول چهارگانه موسوم به اخلاق موقت دکارت و برخی لوازم معرفتی آن می پردازد. ضمن معرفی دو خوانش رقیب از این اصول که یکی جایگاه قابل اعتنایی برای این اصول قائل نیست و آن را جزء اساسی منظومه معرفتی دکارت نمی داند و دیگری این اصول را هم دائمی و هم همگانی می انگارد، تبیین مورد نظرمان را از قلمرو معرفتی و همین طور قلمرو انسانی این اصول به دست دهیم. گام نخست، ارائه تقریری مختار از نسبت این اصول با دو عنصر کلیدی اندیشه دکارت؛ یعنی شک و روش است و بر پایه آن به مفهوم مقطعی یا موقت بودن این اصول پرداخته ایم؛ مفهومی بدوا عادی با نتایج و الزاماتی نسبتا متفاوت. برآنم که این منظومه موسوم به موقت، سرشتی معرفتی دارد نه زمانی؛ زمان هم تابع رخدادهای حوزه فاهمه است. همچنین در عین استدلال بر اینکه نمی توان این اصول را همواره موقتی دانست نشان داده ام که ایده برخی شارحان مبنی بر این که او این اصول را از ابتدا همیشگی و همگانی می خواسته، ایده ای شاذ و غیرقابل تحمیل به متن آثار دکارت است. نشان داده ام که این اصول در شرایط معرفتی مشخص و تشریح شده ای ممکن است حضوری دائمی در عرصه زیست اندیشمند پیدا کنند و در شرایطی هم ممکن است در دستگاه فکری او نقض و از این راه واجد حاکمیتی موقت شوند. از جمله نتایج جانبی جای گیری و تقریر مدلل این اصول در بافت فکری دکارت، تبیین این نکته است که انتساب وصف غیرمدللی مانند محافظه کاری به این اصول، نسبت به اغراض مدلل دکارت، نسبتی پسینی و کمتر قابل اعتناست.

آمار یکساله:  

بازدید 125

دانلود 83 استناد 0 مرجع 0

تبلیغات

مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID