مشخصات نشــریه/اطلاعات دوره

علوم پزشکی رازی (مجله دانشگاه علوم پزشکی ایران) | سال:1388 | دوره:16 | شماره:62

نتایج جستجو

2558

نتیجه یافت شد

مرتبط ترین ها

اعمال فیلتر

به روزترین ها

اعمال فیلتر

پربازدید ترین ها

اعمال فیلتر

پر دانلودترین‌ها

اعمال فیلتر

پر استنادترین‌ها

اعمال فیلتر

تعداد صفحات

27

انتقال به صفحه

آرشیو

سال

دوره(شماره)

مشاهده شمارگان

مرکز اطلاعات علمی SID1
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1388
  • دوره: 

    16
  • شماره: 

    62
  • صفحه شروع: 

    0
  • صفحه پایان: 

    0
تعامل: 
  • استنادات: 

    1
  • بازدید: 

    132
  • دانلود: 

    79
چکیده: 

زمینه و هدف: امروزه، علل متفاوتی از جمله افزایش ناگهانی سطح HCG یا هورمون های زنانه را در هیپرامزیس گراویداروم (Hyperemesis Gravidarum-HG) مسوول می دانند. اما عده ای از محققان پایه عفونی برای این بیماری پیشنهاد می کنند که در راس آن هلیکوباکترپیلوری است. در این مطالعه، فراوانی آنتی بادی ضدهلیکوباکتری (Helicobacter Pylori-H.Pylori) از نوع IgG بین زنان باردار ایرانی مبتلا به هیپرامزیس گراویداروم و زنان باردار بدون مشکل مقایسه شد.روش بررسی: در این مطالعه مورد - شاهدی، 30 زن باردار مبتلا به هیپرامزیس گراویداروم و 30 زن باردار فاقد این مشکل که به درمانگاه های وابسته به دانشگاه علوم پزشکی ایران مراجعه کرده بودند، مورد بررسی قرار گرفتند. آنتی بادی ضدهلیکوباکتری پیلوری از نوع IgG در دو گروه بررسی شد. اطلاعات عددی به دست آمده با آزمون t و داده های اسمی با آزمون کای دو و در صورت لزوم با آزمون فیشر تحلیل شدند.یافته ها: میانگین (± انحراف معیار) سنی در افراد گروه مورد 5±24 سال و در گروه شاهد 5.1±26.8 سال بود (NS). دو گروه از نظر وزن، گراویدیتی و پاریتی و مسمومیت حاملگی اختلاف معنی داری نداشتند. 15 (50%) زن باردار مبتلا به هیپرامزیس گراویداروم و 7 (23.3%) زن فاقد این مشکل از نظر آنتی بادی ضدهلیکوباکتر پیلوری از نوع IgG مثبت بودند، که اختلاف آن دو از نظر آماری معنی دار بود.نتیجه گیری: هلیکوباکترپیلوری می تواند نقش احتمالی در ایجاد هیپرامزیس گراویداروم داشته باشد. لذا، توصیه می شود که خانم هایی که تمایل به بارداری در آینده نزدیک دارند، ابتدا از نظر HP بررسی شوند تا در صورت مثبت بودن، درمان شوند.

آمار یکساله:  

بازدید 132

دانلود 79 استناد 1 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1388
  • دوره: 

    16
  • شماره: 

    62
  • صفحه شروع: 

    105
  • صفحه پایان: 

    111
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    212
  • دانلود: 

    98
چکیده: 

زمینه و هدف: دیابت قندی ریسک بیماری های ایسکمیک عروق مغزی را در مقایسه با افراد بدون دیابت دو تا چهار برابر افزایش می دهد. بیماری های ماکروواسکولار، علت اصلی مرگ در میان بیماران با دیابت قندی است. داپلر ترانس کرانیال (Transcranial Doppler-TCD) یک روش غیرتهاجمی برای ارزیابی تغییرات همودینامیک در شریان مغز میانی می باشد. دانستن تاثیرات دیابت بر روی همودینامیک عروق مغزی برای درمان صحیح عوارض عروق مغزی، در این بیماران ضروری است. هدف از انجام این مطالعه، اندازه گیری و مقایسه وازوموتوراکتیویتی (Cerebral Vasomotor Reactivity-CVR) عروق مغزی در بیماران دیابتی و غیردیابتی است.روش بررسی: این مطالعه از نوع مقطعی است. در این بررسی سرعت جریان خون در شریان مغزی میانی (Middle Cerebral Artery-MCA) و اندکس های مربوط به آن شامل سرعت میانگین (Mean Velocity-MV)، سرعت حداکثر سیستولیک (Peak Systolic Velocity-PSV) و سرعت انتهای دیاستولیک (End Diastolic Velocity-EDV)، در 53 بیمار دیابتی (که بر اساس آزمایش های مورد تایید پزشک دیابت آن ها مسجل بود) و 51 فرد غیردیابتی توسط TCD اندازه گیری و مقایسه شد. بررسی CVR با استفاده از دی اکسید کربن 5% انجام شد. CVR به صورت درصد تغییر سرعت MCA به ازای هر میلی متر جیوه (mmHg) افزایش CO2 خون شریانی اندازه گیری شد. داده ها از طریق برنامه نرم افزاری SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و با روش Independent t-Test و Fishers Exact Test مورد بررسی آماری قرار گرفته اند.یافته ها: میانگین تغییرات سرعت جریان خون (Flow Velocity-FV) در مبتلایان به دیابت 42.47±29 cm/s (سانتی متر بر ثانیه) و در افراد سالم برابر با53.34±16.7 cm/s بود، که این مقادیر با یکدیگر اختلاف آماری معنی داری دارند (0.021=p). میانگین VMR به ازای هر میلی متر جیوه در مبتلایان به دیابت برابر با 2.6±5.31% بود و در افراد سالم برابر با 2±6.66% بود، که این مقادیر با یکدیگر اختلاف آماری معنی داری داشتند (0.022=P).نتیجه گیری: در این مطالعه دیده شد که میانگین VMR در گروه دیابتی (2.6±%5.31) به طور معنی داری کمتر از گروه غیردیابتی (2±6.66%) بود. لذا، این به معنی کاهش رزرو خون مغز و در نتیجه افزایش ریسک حوادث عروقی مغز است. ولی اینکه دیابت به تنهایی بتواند ریسک فاکتور کمی بیماری های عروق مغزی باشد، خود مساله ای است که به تحقیق جداگانه ای نیاز دارد.

آمار یکساله:  

بازدید 212

دانلود 98 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1388
  • دوره: 

    16
  • شماره: 

    62
  • صفحه شروع: 

    113
  • صفحه پایان: 

    119
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    281
  • دانلود: 

    79
چکیده: 

زمینه و هدف: همراهی دیابت نوع 2 و پوکی استخوان به علت شیوع بالای هر دو بیماری و مشابهت در سن بروز، مورد توجه بسیاری از محققان بوده است. ولی گزارش هایی درباره اثر دیابت نوع 2 بر میزان تراکم معدنی استخوان و استئوپوروز وجود دارد و تراکم استخوان بیماران دیابتی در مقایسه با افراد طبیعی به میزان های بالاتر، مساوی و پایین تر گزارش شده است. هدف از این مطالعه بررسی تراکم معدنی استخوان در بین بیماران یائسه مبتلا به دیابت نوع 2 می باشد.روش بررسی: این مطالعه به صورت مقطعی بر روی 50 نفر بیمار دیابتی و 50 نفر غیر دیابتی یائسه مراجعه کننده به مرکز سنجش تراکم استخوان میلاد بندرعباس انجام شد. سنجش تراکم استخوان در مناطق ستون مهره ها (مهره های دوم تا چهارم کمری) و لگن (گردن استخوان ران) با روش (Dual energy X-ray Absorbsiometry) DXA انجام شد. معیارهای خروج از مطالعه شامل ابتلا به اختلالات هورمونی، غدد درون ریز و روماتولوژی، و نیز مصرف داروهای مداخله گر به ویژه استروئید بود و نفرات فوق به صورت تصادفی از بین افراد واجد شرایط انتخاب شدند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون آماری t توسط نرم افزار minitab استفاده شد و p<0.05 معنی دار تلقی گردید.یافته ها: دو گروه مورد مطالعه از لحاظ سن، وزن، قد و شاخص توده بدن یکسان بودند و تنها سن یائسگی در گروه بیمار به طور معنی داری بالاتر از گروه کنترل بود (4.89±48.26 سال در مقابل 5.75±45.20 سال). میانگین تراکم معدنی استخوان در ناحیه گردن استخوان ران در گروه بیمار (مورد) (0.732 گرم در هر سانتی متر مربع g/cm2) و شاهد (0.773 g/cm2) اختلاف معنی داری نداشت (0.16=p). این مساله در مورد ناحیه ستون مهره ها نیز صادق بود. (0.875 g/cm2 در گروه مورد و0.876 g/cm2 در گروه شاهد) (0.97=P). شیوع استئوپوروز و استئوپنی در گروه مورد و شاهد تفاوت آماری نداشت.میانگین شاخص T-score در ناحیه گردن استخوان ران در گروه بیمار کمتر از گروه شاهد بود (2.18- در برابر 1.83-)، ولی این اختلاف معنی دار نبود (0.16=P). در مورد ناحیه ستون مهره ها نیز این مساله صادق بود (1.4- در مقابل 1.39-،p=0.98). شاخصscore -Z در هر دو ناحیه نیز اختلافی بین دو گروه نشان نداد. سابقه شکستگی در افراد دو گروه یکسان بود. همچنین شاخص های T-score و Z-score در بیماران تحت درمان با انسولین و داروهای کاهنده قند خوراکی اختلافی را نشان نداد.نتیجه گیری: به نظر می رسد که دیابت نوع 2 ریسک فاکتور پوکی استخوان نباشد و سبب افزایش ریسک شکستگی نشود. بنابراین، بررسی تراکم معدنی استخوان به عنوان تست روتین جهت پیشگیری پوکی استخوان در این گروه پیشنهاد نمی شود.

آمار یکساله:  

بازدید 281

دانلود 79 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1388
  • دوره: 

    16
  • شماره: 

    62
  • صفحه شروع: 

    121
  • صفحه پایان: 

    129
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    124
  • دانلود: 

    114
چکیده: 

زمینه و هدف: انکسین ها، خانواده بزرگی از پروتئین های متصل شونده به کلسیم و فسفولیپیدها می باشند که تقریبا در تمامی رده های یوکاریوتی وجود دارند. پروتئین های مذکور در طیفی از قارچ ها از جمله آسکومیست ها، بازیدیومیست ها و همچنین اوومیست ها یافت شده اند. این مطالعه با هدف بررسی جایگاه سلولی انکسین C3.1 در قارچ رشته ای آسپرژیلوس نیجر به انجام رسیده است. همچنین، تاثیر بیان بیش از حد این پروتئین بر روی رشد و توانایی ترشحی قارچ بررسی گردید.روش بررسی: در این مطالعه تجربی، ژن انکسین C3.1 با استفاده از روش (Polymerase Chain Reaction) PCR از روی DNA ژنومی قارچ آسپرژیلوس نیجر تکثیر و پس از تایید صحت توالی، در ساخت دو سازه ژنی قابل القا به کار گرفته شد. در سازه اول، انکسین به صورت ممزوج با GFP (Green Fluorescent Protein) و تحت کنترل پروموتور گلوکوآمیلاز در ناقل بیانی PGEM–Egfp و در سازه دوم، ژن مذکور تحت کنترل پروموتور سلوبیوهیدرولاز در ناقل بیانی pMJB104 کلون گردید. این سازه ها با استفاده از روش استاندارد ترانسفورماسیون قارچ ها به سویه آسپرژیلوس نیجر N402 وارد شدند. بیان هر یک از سازه ها با استفاده از منبع کربنی القا کننده، القا و تاثیر بیان بیش از حد ژن انکسین بر روی رشد شعاعی سویه های ترانسفورمنت و میزان ترشح پروتئین توسط آن ها بررسی گردید. مقایسه میانگین سرعت رشد شعاعی و میانگین میزان ترشح پروتئین سویه های ترانسفورمنت با میانگین های مربوطه در سویه وحشی با استفاده از آزمون t انجام پذیرفت. جایگاه سلولی انکسین در سویه ترانسفورمنتی که پروتئین ممزوج با GFP را بیان می نمود، با استفاده از میکروسکوپ فلئورسنت تعیین گردید.یافته ها: اثر بیان بیش از حد ژن انکسین C3.1 بر روی سرعت رشد و ترشح پروتئین در آسپرژیلوس نیجر بررسی گردید. مقایسه میانگین سرعت رشد شعاعی و میزان ترشح پروتئین سویه های ترانسـفورمنت با سویه وحشی، تفـاوت معنی داری را نشان نداد (a<0.05). مطالعه میکروسکوپی سویه ی بیان کننده پروتئین ممزوج انکسین -GFP نشان داد که انکسین یک پروتئین سیتوزولی است که در سراسر هیف قارچی منتشر می باشد.نتیجه گیری: این نوع مطالعه در تعیین جایگاه سلولی انکسین C3.1 برای اولین بار انجام گرفته و گزارش می شود. انکسین، یک توزیع سیتوزولی داشته و بیان بیش از حد آن منجر به افزایش ترشح پروتئین درقارچ رشته ای آسپرژیلوس نیجر نمی گردد.

آمار یکساله:  

بازدید 124

دانلود 114 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1388
  • دوره: 

    16
  • شماره: 

    62
  • صفحه شروع: 

    13
  • صفحه پایان: 

    20
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    998
  • دانلود: 

    128
چکیده: 

زمینه و هدف: تالاسمی، بیماری کم خونی ارثی با درمان تزریق خون مداوم است. مهم ترین عارضه این درمان رسوب آهن در ارگان های حیاتی است. مطالعات جدید نشان می دهد که آهن می تواند در ریه هم رسوب نماید، بدون اینکه علایم واضح بالینی در بیمار ایجاد نماید. هدف از مطالعه حاضر، بررسی مشکلات ریوی توسط تست عملکرد تنفسی در بیماران مبتلا به بتا تالاسمی می باشد.روش بررسی: در این مطالعه توصیفی تست عملکرد تنفسی139 (Pulmonary Function Test-PFT)  بیمار مبتلا به بتاتالاسمی بررسی شدند. اطلاعاتی از نظر میزان تزریق ومعاینه بالینی از بیماران به دست آمد. همزمان عکس ریه و آزمایش گازهای خونی و بررسی عملکرد ریوی انجام شد. نتایج به دست آمده توسط برنامه نرم افزاریSPSS V. 11.5  و آزمون آماری Chi-Square تجزیه و تحلیل شدند.یافته ها: در 139 بیمار مورد بررسی، 85 بیمار (62%) مذکر و 54 نفر (38%) مونث بودند. از این تعداد 104 بیمار تالاسمی ماژور (75%) و 35 بیمار (25%) تالاسمی اینترمدیا داشتند. متوسط سن آن ها 21 سال و متوسط مدت زمانی که روی تزریق خون مداوم بودند، 18 سال تعیین شد. در شرح حال 128 بیمار (95.5%)، هیچ شکایتی از نظر مشکلات تنفسی دیده نشد. عکس ریه در 112 بیمار گرفته شد. در 100 بیمار (89.2%) بافت ریه از نظر رادیولوژی طبیعی بود و در 12 بیمار (10.7%) عکس ریه نمای غیرطبیعی داشت. در آزمایش گازهای خون شریانی  (Arterial Blood Gas-ABG)میانگین فشار اکسیژن (PO2) حدود 73.5% بود و میانگین اشباع اکسیژن هم 90.6% بود. متوسط میزان فریتین(ng/dl)  1800 نانوگرام در دسی لیتر بود.در مورد نتایج تست PFT، 101 بیمار (72.7%) الگوی محدودیتی (Restrictive pattern) داشتند، 35 نفر (25.1%) الگوی طبیعی و تنها 3 بیمار یعنی 2.2% از بیماران الگوی مرکب (Combined pattern) را نشان دادند. نتایج مطالعات فوق با طول مدت تزریق خون ارتباط معنی دار داشت (0.05 = Pvalue)، ولی با میزان فریتین ارتباط معنی داری نداشت (0.62 = Pvalue).نتیجه گیری: در مطالعه حاضر الگوی محدودیتی بیشترین یافته در تست تنفسی بود (72.7%)، درحالیکه بیشتر از 95% بیماران مشکلات تنفسی نداشتند و عکس ریه هم در 89% طبیعی بود. لذا ریه می تواند به عنوان یک ارگان، تحت صدمات ناشی از تزریق خون و رسوب آهن واقع شود. اما باتوجه به ظرفیت ریوی بالا، با وجود یافته غیرطبیعی در تست عملکرد ریوی، علایم بالینی و کلینیکی در بیماران مشاهده نمی گردد. از آنجایی که با افزایش کیفیت درمان و متوسط سن بیماران نمی توان تنها با یک شرح حال و یک معاینه بالینی از سلامت کامل این ارگان مطمئن شد، لذا در کنار یک درمان آهن زدایی خوب باید از سلامت ریه (با انجام این تست) آگاه شد تا در سن بالاتر مشکلات تنفسی برای بیماران رخ ندهد.

آمار یکساله:  

بازدید 998

دانلود 128 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1388
  • دوره: 

    16
  • شماره: 

    62
  • صفحه شروع: 

    131
  • صفحه پایان: 

    139
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    220
  • دانلود: 

    105
چکیده: 

زمینه و هدف: میزان بروز شکستگی های دیستال فمور تقریبا 37 در 100 هزار فرد در سال می باشد. شکستگی دیستال فمور به دلیل میزان بالای عوارض آن از چالش های مهم درمانی می باشد و تاکنون تکنیک های مختلفی برای درمان آن پیشنهاد و به کار گرفته شده است. تاکنون مطالعه ای در مورد ارزیابی روش نیل رتروگراد (Retrograde Intra Medullary Nail-RIN) و مقایسه آن با روش لاکینگ کوندیلار پلیت (Locking Condylar Plate-LCP) در ایران انجام نشده است. هدف از این مطالعه، ارزیابی میزان واقعی موفقیت این عمل در درمان شکستگی های دیستال فمور است.روش بررسی: در این مطالعه مشاهده ای، مقطعی - تحلیلی 38 بیماری که در طول سال های 86-1384 تحت عمل جراحی نیل رتروگراد (RIN) یا لاکینگ کوندیلار (LCP) قرار گرفته بودند، وارد مطالعه شدند. برای مشخص کردن محدوده حرکتی و دفورمیتی های احتمالی، از بیماران برای حضور در درمانگاه دعوت به عمل آمد. پس از به دست آمدن همه فاکتورهای لازم، نتیجه دو عمل با یکدیگر مقایسه شد. در آنالیز تحلیلی از آزمون های t مستقل، مجذور کای و همبستگی پیرسون استفاده شد. سطح معنی دار کمتر از 5% در نظر گرفته شده است. داده ها توسط نرم افزار  16 SPSS V. تجزیه و تحلیل شدند.یافته ها: پراکندگی سنی و جنسی در دو گروه یکسان بود. میزان دامنه حرکت مفصل زانو (محدوده حرکتی)، مدت زمان لازم برای یونیون (جوش خوردگی) و نیاز به عمل مجدد در دو گروه اختلاف معنی داری نداشت. درد زانو و عفونت زانو در بیمارانی که به روش LCP جراحی شده بودند به طور معنی داری بیشتر بود، ولی میزان بدجوش خوردگی (Malunion) در گروه LCP بیشتر مشاهده شد.نتیجه گیری: نتایج مطالعه حاضر و بررسی مطالعات دیگر در مجموع نشان می دهد که در درمان شکستگی های دیستال فمور، تکنیک LCP ارجحیت دارد. البته باید خاطر نشان کرد که نتایج جراحی RIN در کشور ما در مقایسه با سایر مطالعات بدتر بوده است. همچنین با توجه به تعداد محدود مطالعات در مورد روش LCP، انجام مطالعات آینده نگر و با حجم نمونه بیشتر در این مورد پیشنهاد می گردد.

آمار یکساله:  

بازدید 220

دانلود 105 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1388
  • دوره: 

    16
  • شماره: 

    62
  • صفحه شروع: 

    147
  • صفحه پایان: 

    155
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    394
  • دانلود: 

    97
چکیده: 

روش بررسی: نوع مطالعه بررسی مقطعی بود و از روش نمونه گیری آسان استفاده شد. رنگ آمیزی ایمنوهیستوشیمی HER2/neu برای 107 مورد سرطان پستان شناخته شده، انجام شد. بیان بیش از حد پروتئین توسط 4 پاتولوژیست به طور مستقل با استفاده از معیارهای DAKO درجه بندی شد (0 تا +3 بر اساس شدت و الگوی رنگ پذیری در 10% یا بیشتر از سلول های توموری). بعد از یک جلسه مشترک برای یکسان سازی نظرات، نمونه ها برای بار دوم بررسی شدند. فاصله بین دو بررسی حداقل دو ماه بود. اسلایدهایی که در مورد درجه رنگ پذیریشان نظرات یکسان نبود، با استفاده از یک میکروسکوپ 5 چشمی توسط هر 4 نفر مورد بازبینی قرار گرفتند تا در مورد آن ها توافق نظر حاصل شده و درجه واحدی به هر یک داده شود. توافق بین مشاهده کنندگان و توافق در دو بار مشاهده توسط یک نفر با استفاده از آماره کاپا محاسبه شد.یافته ها: توافق کامل در 33 (31%) و 40 (37%) مورد از 107 مورد به ترتیب در بار اول و دوم بررسی به دست آمد. توافق کلی بین مشاهده کنندگان متوسط بود (کاپا برای بار اول 0.44 و برای بار دوم 0.51)، به این ترتیب که توافق برای گروه های وسطی (+1 و +2) نسبتا خوب وبرای گروه های کناری (0 و +3) متوسط بود. توافق برای دوبار مشاهده تـوسط یک نفر نیز متوسط بود (کاپا 0.55 تا 0.60). با در نـظر گرفتن سه گروه به صورت منفی (0 و +1)، مثبت ضعیف (+2) و مثبت قوی (+3)، توافق کلی بین مشاهده کنندگان بهبود یافت، ولی همچنان در سطح متوسط باقی ماند (کاپا 0.54 و 0.60 به ترتیب برای بار اول و دوم) و گروه +2 حداقل توافق را نشان داد. با گروه بندی موارد به عنوان منفی (0 و +1) و مثبت (+2 و +3)، توافق کلی بین مشاهده کنندگان به حد قابل قبول رسید (کاپا 0.68 و 0.75 به ترتیب برای بار اول و دوم). همچنین با این فرض، توافق برای دوبار مشاهده توسط یک نفر نیز به حد قابل قبول رسید (کاپا0.71  تا 0.84). طبق توافق نظر به دست آمده درجه رنگ پذیری در 42 مورد (39.2%) صفر، در 19 مورد (17.8%) +1، در 27 مورد (25.2%) +2، و در 11 مورد (10.3%) +3 بود. در 8 مورد (7.5%)، هیچ توافقی به دست نیامد که در 6 مورد مشکل بین +2 و +3 و در 2 مورد بین +1 و 0 بود.نتیجه گیری: مطالعه حاضر نشان داد که تکرار پذیری (که همان توافق بین مشاهده کنندگان می باشد) برای بررسی وضعیت HER2 در سرطان مهاجم پستان با استفاده از IHC و به کار بردن معیارهای DAKO در حد متوسط است. ولی برای افتراق بین حالت مثبت و منفی تکرار پذیری بهتر (در حد قابل قبول) است.

آمار یکساله:  

بازدید 394

دانلود 97 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1388
  • دوره: 

    16
  • شماره: 

    62
  • صفحه شروع: 

    157
  • صفحه پایان: 

    165
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    176
  • دانلود: 

    97
چکیده: 

زمینه و هدف: بیماری مزمن کبدی و عوارض آن یکی از معضلات اصلی در دریافت کنندگان پیوند کلیه می باشد. امروزه هپاتیت های ویروسی B و C شایع ترین علت بیماری مزمن کبدی در این گروه از بیماران می باشند که به نظر می رسد می توانند بر نتایج پیوند تاثیر گذارند. تاثیرات سوء هپاتیت های ویروسی B و C بر بقای بیمار و نیز کلیه پیوندی هنوز مورد اختلاف و بحث می باشد. از این رو، این مطالعه با هدف بررسی اثرات عفونت هپاتیت ویروسی B و C بر نتایج و بقای کلیه پیوندی و بیماران تحت پیوند کلیه انجام گرفت.روش بررسی: این مطالعه به روش همگروهی تاریخی (historical cohort) بر روی تمامی 1615 بیماری که بین سال های 1365 تا 1382 در بیمارستان شهید هاشمی نژاد شهر تهران تحت پیوند کلیه قرار گرفتند، انجام شد. علاوه بر متغیرهای دموگرافیک، وجود آنتی ژن HBsAg و آنتی بادی Anti-HCV، بروز رد پیوند حاد، از دست رفتن پیوند و مرگ و میر بیماران ثبت می گردید. میزان های بقای کوتاه مدت و بلند مدت کلیه پیوندی و نیز بیماران با استفاده از آنالیز آماری Kaplan-Meier و آزمون آماری Log rank مورد بررسی و مقایسه در نرم افزار آماری  11 SPSS V. قرار گرفت. در آنالیز داده ها از آزمون های آماری Chi-2 و Independent t-test نیز استفاده شد.یافته ها: هپاتیت ویروسی B و C در 49 بیمار (3.03%) وجود داشت. میانگین بقای بیماران و کلیه پیوندی به ترتیب معادل 7.36±168 و 11.5±126.5 ماه به دست آمد. میزان بقای یک ساله و پنج ساله کلیه پیوندی در بیماران دارای HBsAg مثبت به ترتیب 98% و 92% و در بیماران دارای Anti-HCV مثبت بقای یک ساله و پنج ساله کلیه پیوندی 100% و 100% محاسبه گردید.نتیجه گیری: نتیجه مطالعه حاضر نشان می دهد که عفونت های HBV و HCV کنتراندیکاسیونی برای پیوند کلیه در مبتلایان به بیماری کلیوی مرحله انتهایی نمی باشند. در هر صورت، باید توجه داشت که بیماران مبتلا به بیماری کلیوی مرحله انتهایی دارای عفونت های HBV و HCV که کاندید پیوند کلیه می باشند، می بایست در هر دو مرحله قبل و بعد از پیوند به دقت مورد ارزیابی قرار گیرند.

آمار یکساله:  

بازدید 176

دانلود 97 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1388
  • دوره: 

    16
  • شماره: 

    62
  • صفحه شروع: 

    167
  • صفحه پایان: 

    172
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    191
  • دانلود: 

    110
چکیده: 

زمینه و هدف: علی رغم مطالعات فراوان انجام شده در رابطه با نقش روندهای اکسیداتیو و دفاع آنتی اکسیدانی بدن در ابتلا به سرطان های گوناگون، مستندات اندکی در رابطه با نقش این عوامل در بیماران مبتلا به سرطان مثانه وجود دارد. بر این اساس در این مطالعه سعی شد تا به بررسی سطح سرمی (Malon Dialdehyde) MDA به عنوان شاخص اکسیدانی و ظرفیت تام آنتی اکسیدانی به عنوان شاخص دفاع آنتی اکسیدانی بدن در افراد مبتلا به سرطان مثانه در مقایسه با افراد سالم پرداخته شد.روش بررسی: در طی یک مطالعه مورد شاهدی، تعداد 51 نفر از بیماران مبتلا به سرطان مثانه و 58 نفر گروه شاهد با در نظر گرفتن معیارهای ورود و خروج، به روش آسان انتخاب شدند. پس از اخذ رضایت نامه کتبی از افراد مورد آزمون نمونه های خون پس از 8 ساعت ناشتایی گرفته شد. ظرفیت تام آنتی اکسیدانی و MDA سرمی در نمونه های جمع آوری شده، اندازه گیری گشت. در نهایت داده ها با استفاده از آزمون آماری student t test بین دو گروه مورد مقایسه قرار گرفت. داده ها با استفاده از نرم افزار آماریSPSS V. 13  آنالیز گردید.یافته ها: بر اساس نتایج مطالعه حاضر، غلظت پلاسمایی MDA افزایش (P value < 0.001) و ظرفیت تام آنتی اکسیدانی کاهش (P value < 0.001) معنی داری در مبتلایان به سرطان مثانه در مقایسه با گروه شاهد داشته است.نتیجه گیری: بر اساس نتایج مطالعه حاضر می توان واکنش های اکسیداتیو و آسیب های بیولوژیک ناشی از این واکنش ها که در اثر افزایش استرس اکسیداتیو و قدرت دفاعی ناکافی سیستم های آنتی اکسیدانی بدن ایجاد می شود را به عنوان یک مکانیسم مهم دخیل در ایجاد سرطان مثانه پیشنهاد نمود.

آمار یکساله:  

بازدید 191

دانلود 110 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1388
  • دوره: 

    16
  • شماره: 

    62
  • صفحه شروع: 

    173
  • صفحه پایان: 

    177
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    189
  • دانلود: 

    106
چکیده: 

زمینه: هرنی از خلال قسمت ساب کوستواسترنال دیافراگم به نام هرنی مورگانی شناخته می شود. نقص مورگانی اغلب در سمت راست روی می دهد. این فتق یافته نادری است و بیشتر در بزرگسالان دیده می شود.معرفی بیمار: بیمار کودک 4 ساله ای است که با شکایت پنومونی های لوبار مکرر به مطب ارجاع داده شده بود. بیمار از دو سالگی تحت درمان دارویی برای پنومونی های مکرر بوده است. از بیمار CT scan به عمل آمد که سگمان های کولون عرضی همراه با سطوح مایع- هوای رترواسترنال در همی توراکس راست مشهود بود.نتیجه گیری: بیمار با تشخیص هرنی مورگانی آماده عمل شد. توراکوتومی راست برای بیمار انجام شد. در مشاهده، سگمان کولونی از ورای نقص موجود در دیافراگم به توراکس رانده شده بود. ساک فتق از خلال یک نقص 2.5×2.5 سانتی متری واقع در قدام دیافراگم آزاد شد. کولون به سمت شکم جا انداخته شد و نقص موجود در دیافراگم با سوچورهای نایلون 0-1 ترمیم شد. پس از جراحی، حال عمومی بیمار خوب بوده و در طی یک سال و نیم پیگیری، بیمار بدون علامت بوده و مشکل خاصی ندارد.

آمار یکساله:  

بازدید 189

دانلود 106 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1388
  • دوره: 

    16
  • شماره: 

    62
  • صفحه شروع: 

    179
  • صفحه پایان: 

    185
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    260
  • دانلود: 

    125
چکیده: 

زمینه و هدف: عفونت محل جراحی، شایع ترین و جدی ترین عارضه در بیماران جراحی شده می ‎باشد که باعث افزایش مرگ و میر بیماران می گردد. هدف از این مطالعه، بررسی میزان عفونت محل جراحی در بیماران جراحی شده در بخش جراحی مغز و اعصاب یک مرکز دانشگاهی که پروفیلاکسی آنتی بیوتیکی دریافت کردند و همچنین عوامل خطر ابتلا به آن می باشد.روش بررسی: در این مطالعه آینده نگر 543 بیمار تحت عمل جراحی اعصاب، مورد بررسی قرار گرفتند. تمام بیماران حداقل دو هفته پس از عمل جراحی پیگیری شدند و ابتلا به عفـونت محل جراحی در آن ها ثبت شد. پرونده بیماران مورد ارزیابی قرار گرفت و اطلاعات مرتبط با عوامل خطر احتمالی از آن ها استخراج شد. ارتباط عوامل خطر با بروز عفونت محل جراحی به صورت شانس ابتلا (Odd Ratio) و آزمون کای دو (Chi-square) مورد بررسی قرار گرفت. داده ها توسط نرم افزار آماری SPSS V. 13 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.یافته ها: 41 نفر (7.6%) از بیماران دچار عفونت محل جراحی شدند. از بین 543 بیمار مورد مطالعه، میزان عفونت محل جراحی 7.6% به دست آمد. دیابت، کارگزاری شانت، ورود به سینوس های پارانازال، نشت مایع مغزی - نخاعی، مدت زمان عمل جراحی بیش از 3 ساعت، کارگزاری جسم خارجی، انجام پونکسیون های لومبار مکرر، سونداژ ادراری، بستری در بخش مراقبت های ویژه (ICU) و طول مدت بستری در ICU شانس بروز عفونت محل جراحی یا(Surgical Site Infection) SSI  را افزایش می دهد.نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد که عفونت محل جراحی یک مشکل مهم در جراحی اعصاب به شمار می آید. شناسایی عوامل خطر عفونت محل جراحی به پزشکان کمک می کند که مراقبت از بیمار را به منظور کاهش مرگ و میر بهبود داده و همچنین موجب کاهش هزینه بیماران جراحی اعصاب گردد.

آمار یکساله:  

بازدید 260

دانلود 125 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1388
  • دوره: 

    16
  • شماره: 

    62
  • صفحه شروع: 

    187
  • صفحه پایان: 

    193
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    176
  • دانلود: 

    83
چکیده: 

زمینه و هدف: اگرچه انجام شیمی درمانی همراه با درمان های موضعی در کنترل موارد کمتر پیشرفته بیماری رتینوبلاستوم (Retinoblastoma-Rb) بسیار موثر می باشد، ولی درمان موارد پیشرفته بیماری نیازمند به کارگیری روش ‎های درمانی موثرتری برای کنترل انتشار بیماری به داخل فضای ویتره و یا ساب رتینال می باشد. این مطالعه جهت بررسی نقش استفاده توام از شیمی درمانی و تزریق پری اکولار کربوپلاتین در درمان رتینوبلاستوم پیشرفته داخل چشمی صورت گرفته است.روش بررسی: مطالعه از نوع مداخله ای آینده نگر (Prospective interventional case series) می باشد. در گروه مورد 16 چشم (از 16 بیمار) مبتلا به رتینوبلاستوم گروه C و D و در گروه شاهد 18 چشم (از 17 بیمار) مبتلا به رتینوبلاستوم گروه C و D قرار داشتند. در هر دو گروه، شیمی درمانی سیستمیک با رژیم VEC و درمان های فوکال (موضعی) صورت گرفت. در گروه مورد علاوه بر درمان های فوق، تزریق پری اکولار کربوپلاتین نیز انجام شد. تمام بیماران قبل از ورود به مطالعه تحت معاینه زیر بیهوشی و فوتوگرافی فوندوس با دستگاه Ret-Cam قرار گرفتند. میزان تزریق کربوپلاتین در هر تزریق به طور متوسط 15 (mg) میلی گرم بود. از نرم افزار SPSS V. 15 استفاده شد. جهت آنالیز مقایسه ای از تست Chi-square یا Fischers exact استفاده شد. مقایسه میانگین در دو گروه با استفاده از تست غیر پارامتریک Mann-Whitney انجام شد.یافته ها: متوسط سن گروه مورد 28.6 ماه ومتوسط سن گروه شاهد 26.6 ماه بود. در گروه مورد، 7 پسر و 9 دختر و در گروه شاهد، 7 پسر و 10 دختر قرار داشتند. متوسط تعداد جلسات شیمی درمانی در گروه مورد 9 سیکل و در گروه شاهد 9.3 سیکل بود. در گروه مورد، متوسط تعداد تزریق کربوپلاتین در هر چشم 3 (1 تا 5) بار بود. سایر درمان های فوکال (کرایوتراپی، براکی تراپی، ترانس پوپیلاری ترموتراپی یا (Transpupillary Thermotherapy-TTT) در هر دوگروه تقریبا مشابه هم بودند.در گروه مورد، 9 چشم در گروه C و 7 چشم در گروه D قرار داشتند و در گروه شاهد 9 چشم در گروه C و  9چشم در گروه D قرار داشتند و متوسط زمان پیگیری 27 ماه بود.در پایان مطالعه در گروه مورد 5 چشم (31%) مورد انوکلئاسیون (تخلیه چشم Enucleantion) قرار گرفتند،  10چشم به حالت پسرفت بود و یک چشم نیز به کمک براکی تراپی مورد کنترل قرار گرفت، در نهایت 69% بیماران در پایان مطالعه در پسرفت کامل قرار داشتند. در گروه شاهد، 10 چشم (55%) مورد انوکلئاسیون قرار گرفتند و  8چشم (45%) به حالت پسرفت بودند.نتیجه گیری: علی رغم اینکه انجام تزریق پری اکولار کربوپلاتین به همراه استفاده توام از شیمی درمانی و درمان های فوکال در بیماران با Rb پیشرفته با میزان بیشتر حفظ گلوب نسبت به گروه شاهد همراه بود، ولی این تفاوت از نظر آماری معنی دار نبوده و انجام مطالعه با تعداد نمونه های بیشتر و پیگیری طولانی تر توصیه می گردد.

آمار یکساله:  

بازدید 176

دانلود 83 استناد 0 مرجع 1
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1388
  • دوره: 

    16
  • شماره: 

    62
  • صفحه شروع: 

    195
  • صفحه پایان: 

    202
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    381
  • دانلود: 

    104
چکیده: 

زمینه و هدف: یکی از عوارض شناخته شده فتوتراپی، کاهش کلسیم سرم خصوصا در نوزادان نارس می باشد و علت این پدیده هنوز به درستی مشخص نشده است. هدف از این مطالعه بررسی ارتباط بین سطح سرمی کلسیم با دفع ادراری آن در نوزادان تحت فتوتراپی بوده است و پاسخ به این سوال است که آیا هیپوکلسمی که در طی فتوتراپی رخ می دهد، با افزایش دفع ادراری کلسیم همراه است؟روش بررسی: در یک مطالعه مقطعی آینده نگر به صورت نمونه گیری غیرتصادفی، 50 نوزاد سالم شیر مادرخوار با زردی غیرفیزیولوژیک (30 پسر و 20 دختر) پس از اخذ رضایت نامه کتبی از والدین وارد مطالعه شدند. نمونه خون از نظر بیلی روبین و کلسیم و نمونه ادرار از نظر کلسیم، کراتینین و اسمولالیته ادرار و وزن نوزادان در بدو مراجعه (گروه I)، 48 ساعت بعد از شروع فتوتراپی (گروه II) و 24 ساعت پس از خاتمه درمان با فتوتراپی (گروه III) چک شد. نسبت کلسیم به کراتینین ادرار بیشتر از 0.8 mg/dl/mg/dl هیپرکلسیوری و کلسیم سرم کمتر از8 mg/dl  (میلی گرم در دسی لیتر) در نوزادان ترم و کمتر از 7 mg/dl در نوزاد نارس کاهش کلسیم سرم تلقی شد. نتایج جهت مقایسه فراوانی از مربع کای (chi-sqaure)، مقایسه میانگین ها از Repeated measure، میانه از  Wilcoxon Signed Rank Testو برای بررسی ارتباط بین متغیرها از multivariate استفاده شد. P<0.05 معنی دار تلقی شد.یافته ها: در بین سال های 1384-1383، 27 نوزاد نارس و 23 نوزاد ترم با میانگین سنی 7.42 روز (دامنه 28-2 روز)، سن جنینی 36.8 هفته (دامنه 40-29 هفته)، وزن 3051 گرم (دامنه 1500 تا 4300 گرم)، بیلی روبین بدو مراجعه19.7 mg/dl  (دامنه 8.5 تا 28 میلی گرم در دسی لیتر) و کلسیم بدو مراجعه8.8 mg/dl  (دامنه7 mg/dl  تا 11) وارد مطالعه شدند. میانه کلسیم سرم در نمونه های I، II، III به ترتیب9 mg/dl ،8.65 mg/dl ،8.7 mg/dl  بوده است. میانه نسبت کلسیم به کراتینین ادرار در گروه های I، II، III به ترتیب0.03 mg/dl/mg/dl ،0.85 mg/dl/mg/dl ، 0.60 mg/dl/mg/dl بود. میانه کلسیم به اسمولالیتی ادرار در گروه های I، II، III به ترتیب0.05 mg/dl/mosmol/kg/H2O ،0.09 mg/dl/mosmol/kg/H2O ،0.07 mg/dl/mosmol/kg/H2O  بوده است. 6% گروه I، %52 گروه II و 32.7% در گروه III هیپرکلسیوری نشان دادند. در هیچ موردی هیپوکلسمی مشاهده نشد. با استفاده ازWilcoxon Signed Rank Test  تفاوت آماری معنی داری بین میانه نسبت کلسیم به کراتینین ادرار در گروه I با II، I با III و II با III وجود داشت (P<0.05). اکثرا هیپرکلسیوری در گروه نوزاد نارس مشاهده شد. هیچ ارتباطی بین موارد هیپرکلسیوری با سن، جنس، وزن، بیلی روبین، کلسیم سرم و اسمولالیتی ادرار مشاهده نشد (P<0.05).نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد که نوزادان تحت فتوتراپی در خطر هیپرکلسیوری هستند. بررسی بیشتر به عنوان مثال سونوگرافی کلیه، از نظر پی بردن به اهمییت این مطالعه توصیه می شود.

آمار یکساله:  

بازدید 381

دانلود 104 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1388
  • دوره: 

    16
  • شماره: 

    62
  • صفحه شروع: 

    21
  • صفحه پایان: 

    25
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    163
  • دانلود: 

    99
چکیده: 

زمینه و هدف: در حال حاضر پنومومی یکی از مهم ترین علل مرگ و میر کودکان در کشورهای در حال توسعه همانند ایران است. افزایش استعداد به پنومونی به خصوص در کودکان با سوء تغذیه، می تواند ناشی از کاهش ایمنی در این افراد باشد. یکی از دلایل کاهش ایمنی در این کودکان ممکن است کمبود روی باشد. اما کودکان بدون سوء تغذیه نیز به پنومونی مبتلا می گردند و ممکن است کمبود روی در این کودکان نیز از علل کاهش ایمنی و ایجاد پنومونی باشد. هدف از این تحقیق تعیین سطح سرمی روی در کودکان مبتلا به پنومونی در مقایسه با کودکان سالم است.روش بررسی: در این مطالعه مورد ـ شاهدی، سطح سرمی روی در 142 کودک بدون سوء تغذیه 60 ـ 3 ماه مبتلا به پنومونی با 142 کودک سالم مورد مقایسه قرار گرفت. داده ها با استفاده از آزمون t-test مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. از نرم افزارSPSS V. 11.5  نیز استفاده شد.یافته ها:سطح سرمی روی کودکان با پنومونی در مقایسه با گروه کنترل به طور قابل ملاحظه ای پایین تر بود (39.65±437.1 در مقابل 0.931 ±511.23 میکرو مول در لیتر (m mol/L).نتیجه گیری: در کودکان مبتلا به پنومونی سطح سرمی روی در مقایسه با کودکان سالم به طور معنی داری کمتر است (0.0075=P).

آمار یکساله:  

بازدید 163

دانلود 99 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1388
  • دوره: 

    16
  • شماره: 

    62
  • صفحه شروع: 

    27
  • صفحه پایان: 

    37
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    189
  • دانلود: 

    149
چکیده: 

زمینه و هدف: سوء تغذیه پروتئین - انرژی از مشکلات شایع و از عوامل افزایش خطر مرگ و میر در بیماران همودیالیزی است. از آنجایی که شاخص منفردی برای ارزیابی وضعیت تغذیه ای در این بیماران وجود ندارد، از برخی شاخص ها جهت این منظور استفاده می شود که یکی از آن ها لپتین می باشد. در این مطالعه، رابطه لپتین سرم با شاخص های بیوشیمیایی و انتروپومتریک سوء تغذیه مورد بررسی قرار گرفته است.روش بررسی: این مطالعه مقطعی بر روی 60 بیمار تحت همودیالیز (32 مرد و 28 زن) در سال 1385 صورت گرفته است. بیماران با همودیالیز کمتر از 1سال، مصرف داروهای پائین آورنده چربی و یا گلوکوکورتیکوئید و نیز مبتلا به وضعیت التهابی یا عفونی از مطالعه خارج شدند. شاخص های آزمایشگاهی سوء تغذیه مورد بررسی و نیز سطح لپتین سرم قبل از دیالیز از بیماران سنجیده شدند. سطح لپتین سرم به روش ELISA و با کیت dbc و شاخص های آزمایشگاهی نیز با روش های آزمایشگاهی استاندارد اندازه گیری شده و شاخص های انتروپومتریک بیماران هم بعد از اتمام همودیالیز اندازه گیری شدند. سپس کلیه موارد سنجیده شده با سطح لپتین سرم مقایسه شده اند. پس از جمع آوری تمام داده ها، نسبت به آنالیز آماری آن ها با استفاده از نرم افزار SPSS V. 11.5 اقدام گردید. برای آنالیز متغیرها و بررسی ارتباط بین آن ها با توجه به کمی یا کیفی بودن متغیرها و نوع ارتباط آن ها از روش های آماری پارامتریک (Pearson test و t- test و ANOVA) یا غیرپارامتریک (Spearman’s rho test و Mann- Whitney) استفاده شد.یافته ها: میانگین سنی بیماران 16.1±47.5 سال و محدوده سطح لپتین سرم بین 0.6-64.8(ng/ml) نانوگرم در هر میلی لیتر بود. میانگین سطح لپتین سرم در زنان تحت همودیالیز 22.64±19.54ng/ml و در مردان16.74±20.16ng/ml  بود و با وجود بالاتر بودن میانگین لپتین سرمی زنان نسبت به مردان تحت همودیالیز تفاوت واضح آماری به دست نیامد. قدر مطلق ضریب همبستگی لپتین سرم با شاخص های انتروپومتریک کمتر از 0.25 بود (بجز در قد و وزن مردان که بین 0.25 تا 0.5 بود) و با شاخص های آزمایشگاهی نیز در اغلب موارد کمتر از 0.25 محاسبه شد (بجز فریتین، آهن، فسفر در مردان و پروتئین توتال، هموگلوبین، اوره و کراتینین در زنان که بین 0.25 تا 0.5 بود).نتیجه گیری: نتایج مطالعه حاضر نشان می دهد که افزایش لپتین سرم را نمی توان به عنوان شاخصی که نقش اولیه و اصلی را در ایجاد و یا تشخیص سوء تغذیه در بیماران تحت همودیالیز ایفا کند، در نظر گرفت و ارتباط ضعیفی بین شاخص های سوء تغذیه با سطح لپتین سرم وجود دارد.

آمار یکساله:  

بازدید 189

دانلود 149 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1388
  • دوره: 

    16
  • شماره: 

    62
  • صفحه شروع: 

    39
  • صفحه پایان: 

    46
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    500
  • دانلود: 

    105
چکیده: 

زمینه و هدف: آرتریت روماتوئید (Rheumatoid Arthritis-RA) یک بیماری خودایمنی التهابی مزمن است که با سفتی، درد و تورم مفاصل همراه است. در مطالعات مختلف مشخص شده است که بعضی از مواد غذایی اثرات سودمند یا مضری بر این بیماری داشته است و در چندین مطالعه گزارش کرده اند که رژیم غذایی گیاه خواری و نیز استفاده از محصولات لبنی اثرات مثبتی در بهبود RA داشته است. هدف از این پژوهش، بررسی دریافت منابع غذایی آنتی اکسیدان و عوامل تغذیه ای موثر بر بیماری آرتریت روماتوئید در زنان بوده است.روش بررسی: در این مطالعه موردی - شاهدی زنان مبتلا به RA مراجعه کننده به کلینیک تخصصی روماتولوژی شهر اهواز و افراد سالم همراه بیمار که از نظر سن و جنس با بیماران همسان سازی شده بودند (هر گروه 40 نفر) انتخاب شدند. جمع آوری داده ها به روش مستقیم با استفاده از پرسشنامه بسامد غذایی (Food Frequency Questionnaire-FFQ) صورت گرفت. در این پرسشنامه (FFQ) تکرار مصرف غذایی در 3 دسته روزانه، هفتگی و به ندرت تقسیم شدند. داده ها با استفاده از آزمون های آماری t و مجذور کای و به کمک نرم افزار SPSS V. 13 تجزیه و تحلیل شدند.یافته ها: از بین گروه های غذایی مورد بررسی: مصرف روزانه گوجه فرنگی 3 برابر (P<0.02)، مصرف هفتگی تن ماهی 4.3 برابر (P<0.01)، مصرف روزانه میوه 1.7 برابر (P<0.04) و مصرف هفتگی آب میوه 4.6 برابر (P<0.02) در گروه شاهد نسبت به گروه بیمار بالاتر بود. درحالیکه عادت به مصرف بادام زمینی در بیماران،  5برابر گروه شاهد بوده است. بالغ بر یک سوم بیماران گزارش نمودند که مصرف خیار و 20% مصرف بادمجان باعث تشدید بیماری و سیر و ماهی در قریب به یک چهارم بیماران سبب تخفیف بیماری شده است. شیوع چاقی (برحسب درصد چربی بدن) در بیماران، 4 برابر افراد سالم مشاهده شد (P<0.05).نتیجه گیری: باتوجه به یافته های به دست آمده مشخص گردید دریافت برخی از مواد غذایی از قبیل: شیر، گوجه فرنگی، تن ماهی، میوه و آب میوه در بیماران کم بوده است، درحالیکه مصرف بادام زمینی به عنوان یک ماده غذایی آلرژی زا در بیماران بالاتر بوده است. مصرف مواد غذایی ازقبیل خیار و بادمجان سبب تشدید علایم، ولی مصرف ماهی و سیر با تخفیف علایم RA همراه بوده است. همچنین شیوع بالای چاقی در بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید مشاهده گردید. توجه به الگوی غذایی این بیماران، کاهش وزن بدن و دریافت منابع غذایی آنتی اکسیدان توصیه می شود.

آمار یکساله:  

بازدید 500

دانلود 105 استناد 0 مرجع 1
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1388
  • دوره: 

    16
  • شماره: 

    62
  • صفحه شروع: 

    47
  • صفحه پایان: 

    52
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    139
  • دانلود: 

    90
چکیده: 

زمینه و هدف: استافیلوکوک آرئوس، یکی از مهم ترین عوامل عفونت های بیمارستانی بوده که در عفونت های اکتسابی از محیط های غیر بیمارستانی نیز نقش دارد. مقاومت دارویی این باکتری به متی سیلین که از سال 1961 در بسیاری از نقاط دنیا گزارش شد، باعث گردید که نقش وانکومایسین به عنوان آخرین دارو در زنجیره درمان عفونت ناشی از استافیلوکوک آرئوس مورد توجه قرار گیرد.با توجه به موارد کاهش حساسیت یا مقاومت به وانکومایسین که به ترتیب از سال 1996 و 2002 میلادی گزارش شده است، هدف از این مطالعه بررسی حداقل غلظت ممانعت کننده از رشد (Minimum Inhibitory Concentration-MIC) وانکومایسین در استافیلوکوک آرئوس جدا شده از بیماران بستری و مقایسه آن با موارد جدا شده از بیماران سرپایی می باشد.روش بررسی: در یک مطالعه مقطعی - تحلیلی از فروردین 1385 تا مهر 1386، 200 نمونه استافیلوکوک آرئوس از نمونه های کلینیکی شامل خون، خلط، ادرار و ترشحات سینوس جدا شد. سپس با روش استاندارد شده انتشار از دیسک، ابتدا حساسیت آن به وانکومایسین مورد بررسی قرار گرفت و پس از اندازه گیری منطقه ممانعت از رشد، حداقل غلظت ممانعت کنندگی (MIC) وانکومایسین توسط نوارهای E- test تعین شد. نتایج با استفاده از نرم افزار SPSS V. 11 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. برای آنالیز آماری از آزمون t استفاده گردید.یافته ها: در 125 استافیلوکوک آرئوس جدا شده از بیماران بستری، MIC وانکومایسین1-2(mg/ml)  میکروگرم در هر میلی لیتر و اندازه منطقه عدم رشد وانکومایسین14-18mm  بود. در 75 استافیلوکوک آرئوس جدا شده از بیمارن سرپایی، MIC وانکومایسین 0.75-1.5mg/ml و اندازه منطقه عدم رشد و انکومایسین 16-20mm بود.نتیجه گیری: نتیجه کلی حاصل از این مطالعه نشان دهنده افزایش میزان حداقل غلظت ممانعت از رشد وانکومایسین (MIC) در بیماران بستری نسبت به بیماران سرپایی است.

آمار یکساله:  

بازدید 139

دانلود 90 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1388
  • دوره: 

    16
  • شماره: 

    62
  • صفحه شروع: 

    53
  • صفحه پایان: 

    58
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    147
  • دانلود: 

    87
چکیده: 

زمینه: استفاده از زیپ شکمی برای بستن موقت شکم در راستای دسترسی های مکرر به حفره شکمی، شست و شوی متعدد، جست وجو و کنترل عوارض داخل شکمی پیشنهاد شده است. در این مطالعه یک مورد شکم باز یا open abdomen با استفاده از یک زیپ استریل در بیماری با گانگرن روده ها و عفونت ناشی از آناستوموز مجدد گزارش می شود.معرفی بیمار: در این مطالعه، بیماری با سابقه آپاندکتومی در یک سال قبل از مراجعه که با شکایت یک ماهه از درد شکم به پزشک مراجعه می کند، معرفی می گردد. بیمار با تشخیص چسبندگی روده ها و شکم حاد، دو نوبت تحت عمل لاپاراتومی قرار می گیرد و به علت گانگرن روده ها، قسمت اعظم روده کوچک وی برداشته شده و آناستوموز اولیه انجام می گیرد. سرانجام با گذشت سه روز، بیمار با خروج ترشحات چرکی از محل برش، سندرم دیسترس تنفسی حاد و سپسیس، با تشخیص نشت از محل آناستوموز چندین بار جهت شست و شوی مجدد شکم به اتاق عمل منتقل شد که جهت سهولت امر برای بستن جدار شکم از روش zipper locked استفاده گردید و در نهایت دیواره شکم به صورت دایم بسته شد.نتیجه گیری: استفاده از پوشش موقت شکم با وسایلی همچون زیپ، این فرصت را به جراحان و پزشکان می دهد که سریع، آسان و با امنیت کامل بیمار را بررسی و ارزیابی و در نهایت درمان نمایند.

آمار یکساله:  

بازدید 147

دانلود 87 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1388
  • دوره: 

    16
  • شماره: 

    62
  • صفحه شروع: 

    59
  • صفحه پایان: 

    64
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    169
  • دانلود: 

    96
چکیده: 

زمینه و هدف: ماسک حنجره ای (Laryngeal mask airway - LMA) موجب باز نگه داشتن راه هوایی طی بیهوشی با استفاده از تکنیک تنفس خودبه خودی بدون انتوباسیون اندوتراکئال می شود. علی رغم اینکه به کارگیری ماسک حنجره ای تقریبا یک راه هوایی مناسب را در اختیار می گذارد، ولی روش کلاسیک جایگذاری دچار محدودیت ها و مشکلاتی است. در این مطالعه سعی شده است که روش جدید جایگذاری ماسک حنجره ای با روش کلاسیک آن مورد مقایسه قرار گیرد.روش بررسی: مطالعه حاضر به صورت یک کارآزمایی بالینی تصادفی شده دو سوکور بر روی بیماران کاندید عمل جراحی چشم طراحی و اجرا شد. بیماران به طور تصادفی در دو گروه روش جدید کارگزاری LMA و روش کلاسیک تقسیم شدند. سختی کارگزاری، خونریزی موضعی در محل تعبیه، گلودرد پس از جراحی و تغییرات همودینامیک حین عمل جراحی در دو گروه بررسی شد.برای مقایسه بین دو گروه درمانی از آزمون chi-square و t-test استفاده گردید. داده ها توسط نرم افزار آماری SPSS V.13 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.یافته ها: نتایج این مطالعه نشان داد که دو روش کلاسیک و جدید از نظر سختی جایگذاری کاملا مشابه بوده و اختلاف معنی داری با یکدیگر نداشتند. همچنین، از نظر درد گلو و خونریزی موضعی ناشی از تروما موردی در دو گروه مشاهده نشد. از نظر همودینامیک نیز دو گروه مشابه باهم بوده و اختلاف معنی داری بین دو گروه از نظر فشار خون سیستولیک و دیاستولیک به دست نیامد.نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که ماسک حنجره ای به روش جدید از لحاظ عوارض و سختی جایگذاری مشابه روش کلاسیک بوده و می توان از آن برای کاستن خطرات ناشی از تماس با ترشحات بیمار استفاده کرد.

آمار یکساله:  

بازدید 169

دانلود 96 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1388
  • دوره: 

    16
  • شماره: 

    62
  • صفحه شروع: 

    65
  • صفحه پایان: 

    72
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    278
  • دانلود: 

    88
چکیده: 

زمینه و هدف: بیماران تالاسمی به علت ماهیت بیماری نیاز به تزریق خون مداوم دارند. بیمارانی که به طور مکرر خون می زنند، می توانند به مرور زمان آنتی بادی علیه زیرگروه های فرعی خون به وجود آورند. روش جدیدی که اکنون برای این کار پیشنهاد می شود غربالگری و تایپینگ آنتی بادی ها به روش میکروتایپینگ یا ژل سیستم است. هدف از انجام این پژوهش، غربالگری و تایپینگ آنتی بادی های نامنظم با روش میکروتایپینگ است تا در صورت گرفتن جواب مناسب، بتوان روشی نوین جایگزین روش متداول (کومبز غیرمستقیم یا روش تیوب) برای این گونه بیماران پرخطر کرد.روش بررسی: بدین منظور مطالعه مقطعی روی 458 بیمار مبتلا به تالاسمی که به بیمارستان حضرت علی اصغر مراجعه کرده اند، انجام گرفت. شیوه نمونه گیری به صورت آسان و غیراحتمالی بوده. اطلاعات به دست آمده با استفاده از نرم افزار SPSS 11.5 و با استفاده از آزمون Chi-Square و با اطمینان 95 درصد مورد بررسی قرار گرفتند. بررسی ارتباط بین پارامترهای مناسب هم باتست Pearson Chi-Square و بررسی ارتباط معنی دار بین پارامترهای متفاوت با P value نشان داده شد.نتایج: از 458 بیمار مورد بررسی 221 مرد (48.3%) و 237 زن (51.7%)، در محدوده سنی یک تا 60 سال با میانگین سنی 16.96 (SD±9.021) بودند. از بین بیماران یازده نفر (2.4%) عوارض همولیتیک، 53 نفر (11.6%) علایم آلرژیک و 88 نفر (19.2%) واکنش های تب زا را در حین تزریق خون بروز داده بودند. در غربالگری بیماران به روش جدید (ژل متد)، 49 بیمار (11.8%) دارای آلو آنتی بادی بودند. از بین بیماران با نتیجه غربالگری مثبت،  40بیمار (81.6%) آنتی بادی از نوع گروه Kell و یا زیرگروه های Rh داشند و 9 بیمار (18.3%) سایر آنتی بادی گروه های خونی، آنتی بادی ناشناخته و یا اتو آنتی بادی داشتند. نتایج آزمایش ها بر اساس غربالگری آنتی بادی به روش قدیم (تیوب متد) در 28 بیمار مثبت شد.نتیجه گیری: بیشتر این واکنش ها مربوط به زیرگروه های Rh و به خصوص E,C,c وگروه های (Fya، Fyb، Duffy، Kell، Kidd) می باشد. نتایج تحقیق فعلی نشان دهنده آن است که غربالگری آنتی بادی علیه گلبول قرمز به روش میکروتایپینگ، دقیق تر از روش لوله ای می باشد.

آمار یکساله:  

بازدید 278

دانلود 88 استناد 0 مرجع 1
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1388
  • دوره: 

    16
  • شماره: 

    62
  • صفحه شروع: 

    7
  • صفحه پایان: 

    12
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    199
  • دانلود: 

    85
چکیده: 

زمینه و هدف: وقوع تغییرات ایسکمیک در سطح قدامی و بلوک دهلیزی - بطنی پیش آگهی سکته حاد تحتانی را بدتر می کند. میزان مورتالیتی با وقوع بلوک دهلیزی - بطنی (AV Block) در سکته حاد تحتانی، افزایش می یابد.هدف از این مطالعه، پیشگویی و تشخیص بیماران در معرض خطر وقوع بلوک دهلیزی - بطنی با سکته حاد تحتانی با استفاده از مشخصه های کلینیکی و الکتروکاردیوگرام می باشد.روش بررسی: این مطالعه مقطعی به صورت گذشته نگر با بررسی پرونده 500 بیمار بستری با تشخیص سکته حاد تحتانی در فاصله سال های 86-1385 در بیمارستان بوعلی اردبیل انجام شد 1960 بیمار به علت نداشتن ST بالا در لیدهای تحتانی و یا نداشتن یافته های کافی از مطالعه خارج شدند. در دیگر بیماران وجود بلوک دهلیزی - بطنی و وجود ریسک فاکتورهای فشار خون، دیابت، سیگار، ترومبولیتیک تراپی (درمان ضد انعقادی)، جنسیت، پاترن الکتروکاردیوگرام (J point / R Wave < 50%) به عنوان پاترن 1 (I) و (J point/ R wave ³ 50%) به عنوان پاترن 2 (II) در لیدهای تحتانی avf، III، II و ایسکمی در لیدهای قدامی به عنوان متغیر در نظر گرفته شدند.آزمون آماری به کار رفته Chi- square و مقدار احتمال برای معنی دار بودن، کمتر از 0.05 در نظر گرفته شد.یافته ها: از 304 بیمار مورد بررسی، 75 بیمار (24.7%) دچار بلوک دهلیزی - بطنی شدند و 299 بیمار (75.3%) بدون بلوک دهلیزی - بطنی بودند.17 بیمار از 148 بیمار واجد پاترن 1، دچار بلوک دهلیزی - بطنی شدند (11.5%). درحالیکه 58 بیمار از 156 بیمار دارای پاترن 2، دچار بلوک دهلیزی - بطنی شدند (37.2%) (P=0.0001).50 بیمار از 163 بیمار دارای تغییرات ایسکمی، دچار بلوک دهلیزی - بطنی شدند (30.7%). درحالیکه 25 بیمار از 141 بیمار بدون تغییرات ایسمکی، دچار بلوک دهلیزی - بطنی شدند (17.7%) (P=0.011).درنتیجه وقوع بلوک دهلیزی - بطنی با پاترن 2 الکتروکاردیوگرام و ایسکمی قدامی ارتباط معنی دار داشت. ولی وقوع بلوک دهلیزی - بطنی با حضور فشار خون، دیابت، سیگار، ترومبولتیک تراپی و جنسیت تفاوت آماری معنی داری نداشت.نتیجه گیری: در این بررسی به این نتیجه رسیده شد که وقوع بلوک دهلیزی - بطنی با پاترن 2 (J point/R wave ³ 50%) لیدهای تحتانی الکتروکاردیوگرام در بدو مراجعه و ایسکمی قدامی ارتباط معنی دار دارد. در نتیجه مراقبت گسترده و مونیتورینگ در این بیماران الزامی است.

آمار یکساله:  

بازدید 199

دانلود 85 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1388
  • دوره: 

    16
  • شماره: 

    62
  • صفحه شروع: 

    73
  • صفحه پایان: 

    79
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    320
  • دانلود: 

    96
چکیده: 

زمینه و هدف: گاباپنتین، یکی از داروهای ضد تشنج بوده که در کنترل دردهای نوروپاتی، نورالژی ها و دردهای حاد حول و حوش عمل می تواند موثر باشد. هدف از انجام این کارآزمایی بالینی بررسی تاثیر پیش داروی خوراکی گاباپنتین بر میزان درد پس از عمل توراکوتومی و میزان مورفین مصرفی در بیماران می باشد.روش بررسی: در این کارآزمایی بالینی تصادفی، هشتاد بیمار کاندید عمل جراحی توراکوتومی به دو گروه گاباپنتین و شاهد تقسیم شدنـد. در گروه گاباپنتین، گاباپنتین با دوز 600 میلی گرم خوراکی به صورت تـک دوز و پیش دارو به بیماران داده شد. نمونه گیری به صورت غیرتصادفی ساده بود. قرارگیری در دو گروه در شروع مطالعه به صورت قرعه کشی و سپس بیماران یک در میان در دو گروه قرار گرفتند. کلیـه بیماران تحت روش بیهوشی کامل داخـل وریدی (تیوا) یکسانی قرار گرفتند (انفـوزیون پروپوفول و رمی فنتانیل). برای کنترل درد پس از عمل، از پمپ انفوزیون وریدی به وسیـله روش بی دردی تـوسط خود بیمار (Patient Controlled Analgesia- PCA) با مورفین استفاده شد. پس از عمل جراحی، شدت درد بر حسب نمره درد (Visual Analogue Scale- VAS) در ساعات 1، 6، 12 و 24 بعد از عمل، میزان مورفین مصرفی، و عوارض تا 24 ساعت اول بعد از جراحی مورد ارزیابی قرار گرفت. در این مطالعه از آنالیز آماری repeated measurement، Chi-Square و t-test استفاده شد. داده ها توسط  SPSS V. 13 آنالیز شدند.یافته ها: میانگین مورفین مصرفی در 24 ساعت اول در گروه گاباپنتین 9.2±21.9 میلی گرم و در گروه شاهد 4.5±24.5 میلی گرم بود، که به لحاظ آماری اختلاف معنی داری بین دو گروه وجود داشت (0.003=p). همچنین میانگین شدت درد در ساعت اول پس از عمل، در گروه گاباپنتین به طور معنی داری کمتر از شاهد بود (0.001>p). ولی در زمان های بعدی، اختلاف آماری معنی داری وجود نداشت. اطلاعات دموگرافیک بین دو گروه اختلاف معنی داری نداشت. ضمن آنکه در مورد سایر عوارض نیز اختلاف معنی داری مشاهده نشد.نتیجه گیری: استفاده از یک دوز 600 میلی گرم گاباپنتین خوراکی به صورت پیش دارو، می تواند درد ساعت اول پس از توراکوتومی و میزان مورفین مصرفی 24 ساعت پس از عمل را کاهش داده و نیز دارای عوارض قابل ملاحظه ای نبوده است.

آمار یکساله:  

بازدید 320

دانلود 96 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1388
  • دوره: 

    16
  • شماره: 

    62
  • صفحه شروع: 

    81
  • صفحه پایان: 

    88
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    225
  • دانلود: 

    164
چکیده: 

زمینه و هدف: عفونت های دستگاه تنفسی یکی از علل مهم مرگ در کودکان در کشورهای در حال توسعه است. اگرچه شیوع این عفونت ها در کشورهای توسعه یافته و توسعه نیافته مشابه است، ولی مرگ ناشی از آن در کشورهای در حال توسعه 10 تا 50 برابر بیشتر است. ویروس ها، عامل شایع این عفونت ها در کودکان بوده و ویروس آنفلوانزا، آدنو و سنسیشال (RSV) تنفسی از جمله این عوامل هستند هدف از انجام این پژوهش، تعیین شیوع ویروس های آدنو، آنفلوانزا آ و بی و سنسیشیال در ترشحات حلق کودکان 3 ماه تا 15 سال مبتلا به عفونت تنفسی فوقانی با روش سریع ایمونوکروماتوگرافیک بود.روش بررسی: یک مطالعه توصیفی و مقطعی در کودکان 3 ماهه تا 15 ساله که در طی یک سال (سال 1385) به درمانگاه کودکان بیمارستان رسول اکرم با علایم عفونت تنفسی فوقانی مراجعه کرده اند، انجام شده است. نمونه مستقیم از حلق بیماران به روش سریع کروماتوگرافی از نظر وجود آدنوویروس، ویروس های نسیشیال و آنفلوانزای آ و بی مورد بررسی قرار گرفت. آنالیز اطلاعات با نرم افزار SPSS V. 13 انجام شد. برای متغیرهای کمی از شاخص میانگین و انحراف معیار و برای متغیرهای کیفی از شاخص درصد و جهت مقایسه میانگین ها از تست آماری t استفاده شد.یافته ها: 160 کودک با عفونت تنفسی فوقانی با میانگین سنی 61.5 ماه مورد بررسی قرار گرفتند. 57.5% پسر و 42.5% دختر بودند. تب در 77.4%، گلودرد در 66%، درد شکم در 16.4%، اسهال در 10%، استفراغ در 15.7%، سرفه، عطسه و ترشح از بینی در 37.4%، لنف آدنوپاتی گردنی در 13.8%، اگزودا حلقی در 27%، پتشی کام در 5.7% و کنژکتیویت در 1.9% دیده شد. بیماران 24% در فصل بهار، 14.1% در تابستان، 23.1% در پاییز و 38.5% در زمستان مراجعه کرده بودند.ویروس آنفلوانزا در 7 مورد (4.4%) جدا شد که میانگین سنی بیماران 382.3 (SD±47.6) ماه بود. ویروس مذکور 28.6% در بهار، 14.3% در تابستان و 57.1% در زمستان جدا شدند. آدنوویروس در 10 مورد (6.3%) جدا شد که بیماران میانگین سنی 83.7 (SD±58.5) ماه داشتند. ویروس مذکور20 % در بهار، 30% در تابستان، 30% در پاییز و 20% در زمستان جدا شدند. ویروس سنسیشیال در 9 مورد (5.7%) جدا شد که میانگین سنی بیماران 54.7 (SD±50.7) ماه بود. ویروس مذکور 44.4% در بهار، 44.4% در پاییز و 11.1% در زمستان جدا شدند.نتیجه گیری: در این بررسی آدنوویروس شایع ترین و سپس ویروس های سنسیشیال و آنفلوانزا قرار داشتند. به طور کلی تب شایع ترین علامت بوده، ولی در RSV گلودرد، در آنفلوانزا سرفه، استفراغ و پتشی و درآدنوویروس لنفادنوپاتی گردنی شایع تر بود. ویروس آنفلوانزا در زمستان و ویروس سنسیشیال در بهار و پاییز شایع تر بوده، ولی آدنوویروس تابع الگوی فصلی خاصی نبود.

آمار یکساله:  

بازدید 225

دانلود 164 استناد 0 مرجع 3
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1388
  • دوره: 

    16
  • شماره: 

    62
  • صفحه شروع: 

    89
  • صفحه پایان: 

    98
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    2963
  • دانلود: 

    164
چکیده: 

زمینه و هدف: آرتریت روماتوئید (Rheumatoid Arthritis-RA)، یکی از شایع ترین بیماری های خود ایمن است که در آن تشخیص بالینی با تایید آزمایش های تخصصی همراه است و تا امروز آزمایش های اختصاصی و قابل اجرا جهت تایید تشخیص آن معرفی نگردیده است. این مطالعه به منظور دستیابی به ارزش های آنتی سیترولین آنتی بادی (Anti-cyclic Citrullinated Peptide Antibody-Anti-CCP) به عنوان یکی از آزمون هایی که در تشخیص، پیش آگهی و پی بردن به شدت بیماری می تواند موثر باشد، انجام شد.روش بررسی: به منظور اندازه گیری و ارزیابی ارزش تشخیصی Anti-CCP، مطالعه ای به صورت مقطعی - تحلیلی صورت گرفت که در آن 140 مورد شامل 82 بیمار مبتلا به آرتریت روماتوئید، 28 مورد از بیماران مبتلا به بیماری های روماتیسمی دیگر و 30 فرد به ظاهر سالم انتخاب و نمونه برداری انجام گردید. Anti-CCP در نمونه سرم بیماران به کمک روش الیزا، فاکتور روماتوئید از کلاس های IgM، IgA و IgG به روش الیزا و آنتی بادی ضدهسته به کمک روش ایمونوفلورسانس به دست آمد و نتایج حاصله در این سه گروه مقایسه گردیدند.جهت بررسی تفاوت ها در دو گروه، متغیرهای کمی با روش t-test و متغییرهای کیفی به وسیله آزمون Chi-square، مورد بررسی قرار گرفتند. جهت بررسی ارتباط بین غلظت IgM-RF و Anti-CCP، از آزمون coefficient Pearson correlation استفاده شد. همچنین از سطح زیرمنحنی ROC جهت مقایسه حساسیت و اختصاصی بودن آزمایش ها استفاده شد. داده ها توسط نرم افزار  15 SPSS V. مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.یافته ها: میانگین غلظت Anti-CCP در بیمارانی RA که Anti-CCP بالاتر از حد طبیعی داشتند، 95.1 واحد در میلی لیتر (محدوده 249-7.1 واحد در میلی لیتر ـ IU/ml) و در گروه بیماران RA که Anti-CCP کمتر از مقدار طبیعی داشتند، 2.1 واحد در میلی لیتر (محدوده 1.2-4.9 IU/ml) گزارش گردید.میانگین مقدار Anti-CCP در گروه شاهد 7.35 IU/ml (محدوده 2.44-13.26 IU/ml) بوده و حساسیت تشخیص RF در بیماران 81.7% و ویژگی 44.6% گزارش می شود.نتیجه گیری: به عنوان یک روش غربالگری در بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید، اندازه گیری IgM-RF و Anti-CCPبر اندازه گیری سایر ایزوتوپ های فاکتور روماتوئید ارجح می باشند. تست Anti-CCP اختصاصی تر می باشد و ابزار تشخیصی قدرتمندی جهت تشخیص است؛ خصوصا در بیمارانی که آرتریت روماتوئید آن ها هنوز کاملا تشخیص داده نشده است.

آمار یکساله:  

بازدید 2963

دانلود 164 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1388
  • دوره: 

    16
  • شماره: 

    62
  • صفحه شروع: 

    99
  • صفحه پایان: 

    104
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    216
  • دانلود: 

    95
چکیده: 

زمینه و هدف: فاکتورهای خطر جدیدی به خصوص واکنش های التهابی و فاکتورهای ایمونولوژیک برای بیماری های قلبی - عروقی معرفی شده اند. لذا، در این مطالعه میزان سرمی اینترلوکین - 17 (IL-17) در بیماران مبتلا به بیماری های ایسکمیک قلبی (شامل بیماران مبتلا به انفارکتوس حاد میوکارد و بیماران مبتلا به آنژین ناپایدار صدری) و افراد سالم بررسی می گردد.روش بررسی: در این مطالعه توصیفی، نمونه های سرمی از 3 گروه شامل 30 بیمار مبتلا به انفارکتوس حاد میوکارد (Acute Myocardial Infarction-AMI)، 30 بیمار مبتلا به آنژین صدری ناپایدار (Unstable Angina-UA) و 30 فرد سالم جمع آوری و از نظر میزان سرمی IL-17 با روش ELISA مورد بررسی قـرار گرفتند. یافتـه ها با استفاده از آزمون های ANOVA و t-test مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.یافته ها: میانگین میزان سرمی IL-17 در بیماران مبتلا به انفارکتوس حاد میوکارد (AMI)، آنژین صدری ناپایدار (UA) و افراد گروه کنترل به ترتیب 6.68±1.2pg/ml، 5.48±1.01pg/ml و pg/ml) 2.07±0.6pg/ml - پیکوگرم در هر میلی لیتر) تعیین گردید. آنالیز آماری نشان داد که میانگین میزان سرمی IL-17 در بیماران مبتلا به انفارکتوس حاد میوکارد (AMI) و آنژین صدری ناپایدار (UA) به طور معنی داری از افراد گروه کنترل بالاتر است.(به ترتیب با P<0.005 و P<0.04). میانگین میزان سرمی IL-17 در کل بیماران مبتلا به بیماری های ایسکمیک قلبی (شامل مجموع بیماران مبتلا به انفارکتوس حاد میوکارد و آنژین صدری ناپایدار) نیز 6.08±0.79pg/ml تعیین گردید. اختلاف میانگین میزان سرمی IL-17 بین بیماران مبتلا به بیماری های ایسکمیک قلبی و افراد سالم نیز از نظر آماری معنی دار بود (P<0.002). لازم به ذکر است که اختلاف میانگین میزان سرمی IL-17 در بیماران مبتلا به انفارکتوس حاد میوکارد (AMI) و آنژین صدری ناپایدار (UA) از نظر آماری معنی دار نشد.نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که میزان سرمی IL-17 در بیماران مبتلا به انفارکتوس حاد میوکارد و آنژین صدری ناپایدار که به طور معنی داری از افراد سالم گروه کنترل بالاتر است. لذا مکانیسم های وابسته به IL-17 ممکن است در پاتوژنز بیماری های ایسکمیک قلبی شرکت نمایند.

آمار یکساله:  

بازدید 216

دانلود 95 استناد 0 مرجع 0

تبلیغات

مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID
مرکز اطلاعات علمی SID