برای اطلاع از آخرین مقالات علمی و اخبار کرونا(COVID-19) کلیک کنید

مشخصات مقاله

عنوان: 

نگرشي نو بر كانسارهاي استراتاباند غير سولفيدي روي و سرب در ناحيه كوهبنان - بهاباد

نوع ارائه: سخنراني
نویسنده: اميري علي,قرباني مهدي,اكبرزاده عباس,شجاعي باغيني سيدوحيد
 
 
 
عنوان همایش: همايش انجمن زمين شناسي ايران
نوع همایش:  انجمن هاي علمي
حامی:  انجمن زمین شناسی ایران
زمان:  1384دوره 9
 
 
چکیده: 

ناحيه كانه زايي روي و سرب كوهبنان - بهاباد در شمال استان كرمان و جنوب شرق استان يزد در محدوده پهنه تكتونيكي - رسوبي ايران مركزي قرار دارد. در اين ناحيه، تعداد زيادي كانسار و نشانه معدني روي و سرب وجود دارد. براي مثال مي توان به طرز، گوجر، كارونگاه، تپه سرخ، آب حيدر، سنجدو، كوه قلعه، تاجكوه، گيچركوه و بنه انار (احمدآباد) اشاره نمود. كانسارها و نشانه هاي معدني ياد شده عمدتا در داخل افق چينه اي دولوميتي - آهكي پرموترياس قرار گرفته اند و شكل ماده معدني در آنها غالبا از نوع رگه اي و ندرتا همخوان با لايه بندي است. وجود گسلهاي مهمي نظير گسل كوهبنان، بهاباد 1 و بهاباد 2 با راستاي شمال غربي - جنوب شرقي در تكوين تاريخچه زمين شناسي منطقه و كانه زايي آن بسيار موثر بوده است.
قرارگيري كانسارها و نشانه هاي معدني ناحيه در افق چينه اي كربناته پرموترياس به همراه شواهد زمين شناسي ديگر و شرايط مناسب مويد اين مطلب است كه اين كانسارها و نشانه هاي معدني در ابتدا در شرايطي مشابه با كانسارهاي نوع دره مي سي سي پي (Mississippi Valley – type deposits) شكل گرفته اند. از جمله اين شرايط مساعد مي توان به وجود توالي هاي تبخيري و كربناته، نبود و يا عدم تاثير توده هاي آذرين و وجود گسل هاي مهم و كنترل كننده اشاره نمود. در نتيجه مي توان كانه زايي ابتدايي را از نوع لايه كران (strata- bound) دانست و كانسنگ اوليه بر اساس آنچه در بعضي از اين كانسارها قابل مشاهده است (مثلا در تاجكوه) از نوع سولفيدي و شامل اسفالريت، گالن، پيريت و به مقدار ناچيز سولفيدهاي ديگر بوده است.
كانسنگ سولفيدي اوليه در نتيجه قرارگيري در شرايط اكسيدان سطحي و تحمل دگرساني به كانسنگ غير سولفيدي تبديل شده است. در نتيجه كاني هاي سولفيدي اوليه به كاني هايي نظير همي مرفيت، اسميت زونيت، سروزيت، آنگلزيت و ديگر كانيهاي اكسيدي، كربناته و يا سولفاته تبديل شده اند. علاوه بر اين هوازدگي پيريت اوليه سبب تشكيل كلاهك آهني (gossan) شده و به عنوان يك راهنماي مناسب اكتشافي در افق ياد شده خودنمايي مي كند. عمق تاثير هوازدگي و تبديل كانسنگ سولفيدي به كانسنگ غير سولفيدي معمولا تحت تاثير سطح آبهاي زيرزميني و تغييرات آن در زمانهاي مختلف قرار داشته و در كانسار تاجكوه، حد فاصل اين دو نوع كانسنگ درعمق 90 متري (منطبق بر سطح تقريبي آبهاي زيرزميني در اين كانسار) قرار دارد. در نتيجه احتمال وجود كانسنگ سولفيدي در كانسارهاي ديگر ناحيه در عمق مناسب و پايين تر از سطح آبهاي زيرزميني دور از ذهن نيست.
كانسنگ هاي غير سولفيدي كه در محل درزه ها و شكستگي هاي ساختاري تشكيل شده اند، در بسياري از موارد نشانگر بافت كلوفرم مي باشند. بنابراين مي توان پذيرفت كه اين نوع كانسنگ تحت تاثير سيالات با دماي پايين تشكيل شده است. با توجه به آنچه كه در خصوص دسته بندي كانسارهاي غير سولفيدي روي (و سرب) عنوان شده است (Hitzman et al., 2003) مي توان نتيجه گيري نمود كه كانسارهاي مورد بحث در اين پژوهش در گروه كانسارهاي غير سولفيدي روي (و سرب) از نوع جانشيني مستقيم (direct replacement) جاي دارند. در نهايت مي توان عنوان نمود كه وجود كانسارهاي غير سولفيدي روي و سرب در اين ناحيه جغرافيايي مي تواند رويكردي جديد در ارتباط با اكتشاف و بهره برداري از اين كانسارها را فراروي معدنكاران قرار دهد.

 
کلید واژه: 
 
مقالات نشریه ای مرتبط: 
 
مقالات همایشی مرتبط: 
 
 
بازدید یکساله 327   pdf-file
 
آخرین های بلاگ
ورود به بلاگ مرکز اطلاعات علمی