مشخصات مقاله

عنوان: 

رويكردهاي ايجاد اشتغال مولد در تدوين برنامه ملي توسعه مبتني بر راهبرد سه جانبه گرايي (دولت، كارگر و كارفرمي)

نوع ارائه: مقاله
نویسنده: دري بهروز*
 
 *دانشگاه شهيد بهشتي
 
عنوان همایش: همايش اشتغال و نظام آموزش عالي كشور
نوع همایش:  وزارت علوم، تحقيقات و فناوري
حامی: دانشگاه تربیت مدرس و وزرات علوم و تحقیقات و فناوری
زمان:  1384دوره 2
 
 
چکیده: 

اشتغال مولد متاثر از ظرفيت سازي براي اشتغال در واحدهاي كوچك و متوسط، آموزش هاي هدف دار و معطوف به اشتغال، برنامه ريزي آموزشي با جهت گيري اشتغال، آموزش هاي كار آفريني، جمع آوري و تجزيه و تحليل اطلاعات بازاركار، ارتباط و همبستگي كامل آموزش و اشتغال، رفع موانع بيكاري ساختاري، توسعه آموزش هاي مهارتي و فني و حرفه اي معطوف به نياز بازاركار يكي از محورهاي تكاليف دولت براي تدوين برنامه توسعه ملي كار شايسته است كه لازم است مطابق با مفاد ماده 101 قانون برنامه چهارم توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي جمهوري اسلامي ايران تا پايان سال اول برنامه تهيه و تقديم مجلس شوراي اسلامي گردد.
راهبرد سه جانبه گرايي، تلفيق نقش دولت، كارگر و كارفرما در تدوين ملي توسعه كار است، كه هر يك داراي قابليت و ظرفيتي خاص براي ايجاد اشتغال مولد هستند. نقش دولت سياستگذاري، قانونگذاري، تدوين مقررات و فراهم كننده تسهيلات لازم براي جريان يافتن سرمايه و دارايي هاي دولت و بخش خصوصي طبق مقررات مندرج در قانون است. نقش كارگر (يا به تعبير عام تر نيروي كار) تبيين كننده توانايي هاي فكري و فيزيكي براي پيشبرد اهداف برنامه است. نقش كارفرما (و يا به عبارت بهتر سازمان ها و نهادهاي دولتي و غير دولتي) ظرفيت سازي مناسب براي بكارگيري عوامل توليد و خدمات مي باشد. تركيب موزون امكانات و قابليت هاي هر يك از سه عامل ايجاد اشتغال مولد، تحقق اهداف برنامه توسعه ملي كار را امكان پذير مي نمايد. اصلاح و بازنگري قوانين و مقررات تامين اجتماعي و روابط كار (بند 5 ماده 101 قانون) مهمترين عامل تعيين كننده نقش موثر دولت در تدوين برنامه ملي توسعه كار است. ارتقا سطح دانش و مهارت نيروي كار و برخورداري از توان و قدرت فكري متناسب با روند شتابان حركت جوامع در تمامي عرصه ها تا رسيدن به سرمايه معنوي و عقلاني (
Intellectual Capital)، ظرفيت عامل نيروي كار را افزايش خواهد داد. ارتقا سطح كيفي نيروها در بازار عرضه منابع انساني، مراكز علمي آموزشي متكفل تربيت نيروي انساني متخصص در بالا بردن ظرفيت نيروي انساني تاثير مستقيم دارد. و ليكن سازمان ها و نهادهاي دولتي و غير دولتي (NGO) از جمله عوامل راهبردي تنظيم برنامه است
از جمله مهم ترين عوامل ارتقاء سازمان وجود برنامه ريزي آموزشي هدفدار و معطوف به اشتغال با برقراري ارتباط معني دار بين آموزش و اشتغال، آموزش هاي كارآفريني، توسعه آموزش هاي مهارتي فني و حرفه اي است كه مجموعه اي از نهادهاي آموزشي (آموزش عالي و آموزش و پرورش) و نهادها و سازمان هاي اجرايي را درگير خواهد كرد. الگوهاي يادگيري سازماني (
Organizational Learning) بستر مناسب ارتقا آموزش هاي سازماني هستند كه در محيط يك سازمان يادگيرنده (Learning Organization) اثر بخشي مناسب خواهد داشت.
به نظر مي رسد نقش آموزش در اشتغال مولد يك نقش راهبردي است و از اين رو با تنظيم برنامه هاي راهبردي در اين حوزه و امكان تنظيم و تدوين برنامه و اثربخشي فعاليت هاي پيش بيني شده در آن را افزايش خواهد داد.
با توجه به برشمردن هر يك از عوامل موثر در راهبردهاي سه جانبه (دولت، كارگر و كارفرما)، در اين مقاله تلاش بر آن است يك مدل تلفيقي با وجوه مربوط به هر راهبرد ارايه گردد، تا امكان تدوين مناسب برنامه ملي كار فراهم شود. برنامه اي كه هدف گيري اساسي آن افزايش جمعيت مولد از جمعيت فعال كشور با اعمال راهبردهاي سه جانبه اشاره شده با توجه به طرح زير است.

 
كليد واژه: اشتغال مولد، ظرفيت اشتغال، مديريت دانش، بنگاه اقتصادي، مدلسازي
 
مقالات نشریه ای مرتبط: 
 
مقالات همایشی مرتبط: 
 
بازدید یکساله 320  
 
tabligh

moavenatelmi
آخرین های بلاگ
ورود به بلاگ مرکز اطلاعات علمی