برای اطلاع از آخرین مقالات علمی و اخبار کرونا(COVID-19) کلیک کنید

مشخصات مقاله

عنوان: 

بررسی مقایسه ای حافظه تاریخچه شخصی و طرحواره های اولیه کودکی در کودکان آزاردیده و آزارندیده و پیش بینی کیفیت زندگی آن ها

نوع ارائه: مقاله
نویسنده: محمدي طاهره*,مظاهري محمدعلي,حيدري محمود
 
 *دانشگاه شهيد بهشتي
 
عنوان همایش: کنگره سراسري روان شناسي کودک و نوجوان
نوع همایش:  انجمن هاي علمي
حامی:  انجمن روانشناسی بالینی کودک و نوجوان ایران، دانشگاه شهید بهشتی
زمان:  1392دوره 1
 
چکیده: 
fiogf49gjkf0d

مقدمه: محيط خانواده به ويژه رابطه مثبت والد- کودک از مهمترين تعيين کننده هاي رشد سالم شناختي، هيجاني و اجتماعي مي باشد. نامناسب بودن اين ارتباط، به عنوان مثال کودک آزاري، باعث شکل گيري احساس ناايمني و عدم اعتماد شده و علاوه بر پيامدهاي آني، پيامدهاي مخرب طولاني مدتي نيز بر سلامت جسماني و رواني دارد. سوء رفتار با کودکان فرآيند دلبستگي را دچار اختلال مي سازد، و از آنجا که عقيده کودکان در مورد خود و سايرين از تجارب اوليه دلبستگي آنها ناشي مي شود، خاطرات آزاردهنده سوء رفتارها بر ادراک کودک از خود، ديگران و جهان تاثير گذاشته و با ايجاد مشکلات روانشناختي، بر بهزيستي و کيفيت زندگي او نيز تاثير مي گذارد. هدف پژوهش حاضر بررسي کودکان آزارديده و آزارنديده در بعد شناختي از جمله حافظه تاريخچه شخصي، طرحواره هاي اوليه کودکي و کيفيت زندگي و پيش بيني کيفيت زندگي آنها بود.
روش: جامعه پژوهش حاضر شامل تمامي کودکان 8 تا 12 سال دختر و پسر شهر تهران بودند که بنا به گزارش معلمان مدارس و موسسه حمايت از حقوق کودکان و با توجه به نشانه هاي ظاهري به عنوان کودکاني معرفي شدند که مورد سوء رفتار جسمي واقع مي شوند. گروه نمونه به شيوه نمونه گيري در دسترس انتخاب گرديد. همچنين نمونه اي از کودکان بدون سابقه سوء رفتار از همان مدارس و مراکزي که کودکان آزارديده تعيين گرديد. نمونه پژوهش شامل 50 کودک آزارديده جسمي و 50 کودک آزار نديده مي باشد، هر گروه به دو گروه 25 نفري ايراني و افغان تقسيم مي شدند و به طور کلي شامل 47 دختر و 53 پسر بود. ابزارهاي پژوهش شامل تکليف حافظه تاريخچه شخصي، سياهه طرحواره کودکان و پرسشنامه غربالگري کودکان بود. براي تحليل داده ها از خي دو چندمتغيره،
t مستقل و رگرسيون چندمتغيره استفاده شد.
يافته ها: نتايج نشان داد خاص و عام بودن خاطرات در دو گروه کودکان آزارديده و آزار نديده تفاوت معناداري نداشت، بدين معنا که آزارديدگي به طور کلي با نوع خاطرات مطرح شده توسط کودکان مرتبط نبود، ولي با تفکيک واژه ها به مثبت، منفي و خنثي، آزارديدگي با تعداد بيشتر خاطرات عام در واژه هاي مثبت و خنثي مرتبط بود. همچنين نتايج نشان دهنده تفاوت معنادار در طرحواره هاي کودکي از جمله طرحواره هاي رهاشدگي، آسيب پذيري، بي اعتمادي/ بدرفتاري، نقص/شرم، سلطه پذيري، فداکاري و استحقاق/بزرگ منشي بود، که آزارديدگي با بروز اين طرحواره ها در اين کودکان مرتبط بود. مورد سوء رفتار واقع شدن همچنين با کاهش کيفيت زندگي مرتبط بود. بعلاوه نتايج نشان دهنده امکان پيش بيني کيفيت زندگي از طريق طرحواره هاي خويشتن داري ناکافي و بي اعتمادي/ بدرفتاري بود، در حالي که طبقات حافظه تاريخچه شخصي پيش بيني کننده کيفيت زندگي نبود
.
نتيجه گيري: کودکان آزارديده خاطرات منفي خود را بيش از خاطرات مثبت و خنثي به طور خاص بهاد مي آورند که ناشي از تاثير طولاني مدت وقايع منفي زندگي است؛ و همچنين براي واژه هاي مثبت و منفي تعداد خاطرات خاص و براي واژه هاي خنثي تعداد خاطرات عام بيش تري بيان نمودند، که مي تواند ناشي از برانگيختگي هيجاني آنها باشد. با توجه به اهميت حافظه و نقش آن در عملکرد سالم افراد، تلاش براي آموزش کنترل هيجانات به کودکان يک گام اساسي براي بهبود شرايط کودکان به ويژه کودکاني است که به نوعي مورد سوء رفتار واقع مي شوند. خاطراتي که به عنوان حافظه تاريخچه شخصي در ذهن کودک باقي مي ماند با گذشت زمان تصور او را از خود و ديگران و همچنين از زندگي شکل مي دهد. در واقع کودکي که محبت و امنيت لازم را از مهمترين محيط اوليه و افراد مهم زندگي خود دريافت نکند، دچار بي اعتمادي شده و قادر به برقراري ارتباط مناسب با جهان پيرامون و تماس با ديگران نبوده و خود را رهاشده تصور مي کند. ماهيت منفي و آسيب زننده اين طرحواره ها در نهايت ادراکات افراد از زندگي و کيفيت زندگي را تحت تاثير قرار مي دهد. همساني نتايج پژوهش هاي انجام شده روي بزرگسالاني که مورد سوء رفتار واقع مي شوند با پژوهش حاضر که بر روي کودکان انجام گرديد نيز حاکي از تداوم تاثيرات سوء رفتار تا بزرگسالي است که به نقش مهم دوران کودکي در زندگي و سلامت فرد تاکيد دارد. همچنين ناتواني در تحمل ناکامي در رسيدن به اهداف و ادراک ديگران به عنوان افرادي آسيب زننده، متقلب، و دروغگو با کاهش کيفيت زندگي در کودکان مرتبط بود. اين نتيجه حاکي از اين است که در دوران کودکي ايجاد ژک دلبستگي امن به مراقبينک نياز اساسي است که تاثيرات طولاني مدتي در زندگي خواهد داشت. از آنجا که صحبت در مورد سوء رفتار با والدين و به ويژه با کودکان معمولا اطلاعات دقيقي را در اختيار قرار نمي دهد، و به دليل نقش حافظه تاريخچه شخصي و طرحواره ها در زندگي و تاثيرات همه جانبه آنها بر سلامتي و کيفيت زندگي، مي توان با بررسي جنبه هاي مذکور در جهت شناسايي کودکان در معرض خطر و کنترل شرايط زندگي آن ها اقدام نمود
.

 
کلید واژه: کودک آزاري، حافظه تاريخچه شخصي، طرحواره هاي اوليه کودکي، کيفيت زندگي
 
مقالات نشریه ای مرتبط: 
 
مقالات همایشی مرتبط: 
 
ارتباط خیلی زیاد ارتباط زیاد مرتبط ارتباط کمتر
 
 
بازدید یکساله 49  
 
 
 
آخرین های بلاگ
ورود به بلاگ مرکز اطلاعات علمی