برای اطلاع از آخرین مقالات علمی و اخبار کرونا(COVID-19) کلیک کنید

مشخصات مقاله

عنوان: 

نقش سبک های فرزندپروری در بروز ناسازگاری نوجوانان

نوع ارائه: مقاله
نویسنده: كاظميني تكتم,نظرزاده فريده*,دهقان حسين آباد زينب
 
 *دانشگاه فردوسي مشهد
 
عنوان همایش: کنگره سراسري روان شناسي کودک و نوجوان
نوع همایش:  انجمن هاي علمي
حامی:  انجمن روانشناسی بالینی کودک و نوجوان ایران، دانشگاه شهید بهشتی
زمان:  1392دوره 1
 
چکیده: 
fiogf49gjkf0d

مقدمه: خانواده اولين و مهمترين محيطي است که کودک در آن از کيفيت روابط انساني آگاهي پيدا مي کند و بهترين مکان براي زندگي افراد است. طبق تحقيقات بيشتر روان ناسان و جامع شناسان تجارب سال هاي اول کودکي که معمولا در خانواده ايجاد مي شود سازنده و زير بناي شخصيت و رفتارهاي بعدي کودک است (اعزازي، 1380). تحقيقات نشان مي دهد که استفاده از سبکهاي صحيح فرزندپروري توسط والدين، در بروز ناسازگاري نوجوانان تاثير بسزايي دارد. کودکاني که در خانواده پر آشوب زندگي مي کنند اغلب در هنگام مواجهه با مشکلات به پرخاشگري و ساير رفتارهاي زننده مي پردازند و در نتيجه مهارت هاي اجتماعي نيز در اين کودکان کاهش مي يابد. اختلالات رفتاري كودكان كه معمولا به صورت ناسازگاري، رفتارهاي نابهنجار و غير اخلاقيا ضد اجتماعي كودكان ظاهر مي شود، در اثر تربيت و شيوه هاي برخورد والدين به وجود مي آيد. منظور ازفرزند پروري شيوه هايي است كه والدين در برخورد با فرزندان خود به كار مي گيرند (دابين، 2006). بامريند (1966) با مطالعه تعامل والدين با فرزندان دريافت كه الگوهاي متمايز رفتاري والدين با الگوهاي رفتاري كودك ارتباط دارد. او سه الگوي رفتاري والدين را در تعامل با فرزندان خود به شرح ذيل مشخص ساخت. والدين قاطع و مقتدر، والدين مستبد و والدين سهل گير. علي رغم اينکه پژوهش هاي انجام گرفته در اين زمينه در سال هاي اخير رشد قابل توجهي را نشان مي دهد اما بيشتر پژوهش ها معطوف به شيوه تربيتي والدين در دوران کودکي بوده است و به دوران نوجواني کمتر توجه شده است و از آنجايي که سبک هاي فرزند پروري نقش بسزايي درسازگاري و ناسازگاري نوجوانان ايفا مي كنند و درك اين نقش نيازمند بررسي روابط موجود بين نوع فرزندپروري و بروز رفتارهاي نابهنجار نوجوانان است، پژوهش حاضر با هدف بررسي رابطه و نقش سبک هاي فرزندپروري در ناسازگاري نوجوانان صورت گرفت. فرضيه پژوهش حاضر عبارت بود از: (الف) بين ميزان ناسازگاري دانش آموزان پرورش يافته با سبک هاي فرزندپروري استبدادي، اقتداري و سهل گيرانه تفاوت معني داري وجود دارد.
روش: روش پژوهش حاضر توصيفي و از نوع علي مقايسه اي بود. جامعه آماري پژوهش عبارت است از تمامي دانش آموزان دختر مقطع متوسطه شهر مشهد که در ارديبهشت ماه 1392 مشغول به تحصيل بودند که نمونه اي به حجم 243 نفر از دانش آموزان با روش نمونه گيري در دسترس انتخاب شدند
.
ابزارهاي پژوهش: پرسشنامه سبکهاي فرزندپروري: اين پرسشنامه داراي 32 سئوال 5 گزينه اي است که سه نوع سبک فرزندپروري استبدادي، اقتداري و سهل گيرانه را مي سنجد (رابينسون، 1998). ضريب اعتبار با استفاده از روش آلفاي کرونباخ براي مادران 79 درصد و براي والدين در مجموع 80 درصد گزارش شده است (ياري، 1383). خادمان (1383) نيز ضريب آلفاي معادل 76 درصد را براي سه شيوه فرزند پروري با اجرا بر روي مادران گزارش کرده است. پرسشنامه سازگاري دانش آموزان
:(AISS) اين پرسشنامه به منظور تعيين ميزان سازگاري اجتماعي، عاطفي و آموزشي دانش آموزان ساخته شده است و شامل 60 سوال است (ا. کي.سينها و اي.کي.سينگ؛ 1933). ضرايب اعتبار براي هر سوال به روش همبستگي دو رشته اي و فقط براي سوالهايي که همبستگي دو رشته اي آنها، در سطح معناداري 0.001 تاييد شده بود، تعيين گرديد.
يافته ها: نتايج تحليل واريانس نشان داد که بين سه گروه دانش آموزان از لحاظ نمره سازگاري کلي تفاوت معناداري وجود دارد. بنابر اين فرضيه اصلي تاييد مي گردد. به عبارت ديگر بين سازگاري کلي دانش آموزان پرورش يافته با سبک هاي فرزندپروري استبدادي، اقتداري و سهل گيرانه تفاوت معني داري وجود دارد (p<0.00 و F=17.9) با توجه به نتايج به دست آمده دانش آموزان پرورش يافته با سبک اقتداري بيشترين سازگاري و دانش آموزان پرورش يافته با سبک استبدادي و سهل گير به ترتيب کمترين سازگاري را نشان داده اند.
بحث و نتيجه گيري: از آنجايي که سبک هاي فرزندپروري عامل مهمي در تعيين ميزان سازگاري فرد با رويدادهاي زندگي محسوب مي شود، پژوهش حاضر با هدف بررسي نقش سبکهاي فرزندپروري در ناسازگاري نوجوانان صورت گرفت. نتايج نشان داد که دانش آموزان پرورش يافته با سبک فرزندپروزي اقتداري بيشترين سازگاري عاطفي، اجتماعي و تحصيلي و دانش آموزان پرورش يافته با سبکهاي فرزندپروري استبدادي و سهل گيرانه به ترتيب کمترين را نشان دادند. اين نتيجه با يافته هاي سهرابي و حسني (1386)، تبريزي (1390)، خانجاني و همکاران (1390)، پاکدامن و همکاران (1390) همخوان است. در تبيين اين نتيجه مي توان چنين گفت که والدين با سبک فرزندپروري اقتداري هم پذيرنده و هم پاسخ دهنده هستند. قوانين واضح و مشخصي وضع مي کنند و فرزندان را مجبور به اجرا مي کنند. اين والدين با نيازهاي رشدي فرزندان سازگار هستند و ارزش زيادي به رشد خودمختاري مي دهند (کوريدو، وامر، ايبرگ، 2002). در واقع فرزندپروري قاطع به بلوغ روان شناختي در نوجوان کمک کرده و از اين طريق به سازگاري بهتر وي کمک مي کنند
.

 
کلید واژه: سبک هاي فرزندپروري، ناسازگاري، نوجوانان
 
مقالات نشریه ای مرتبط: 
 
مقالات همایشی مرتبط: 
 
ارتباط خیلی زیاد ارتباط زیاد مرتبط ارتباط کمتر
 
 
بازدید یکساله 1394  
 
 
 
آخرین های بلاگ
ورود به بلاگ مرکز اطلاعات علمی