برای اطلاع از آخرین مقالات علمی و اخبار کرونا(COVID-19) کلیک کنید

مشخصات مقاله

عنوان: 

تحول استرس والدینی در مادران کودکان زیر شش سال

نوع ارائه: مقاله
نویسنده: طهماسيان كارينه*,اناري آسيه,شكوفه فر شايسته,بهرامي هاجر
 
 *پژوهشکده خانواده، دانشگاه شهيد بهشتي
 
عنوان همایش: کنگره سراسري روان شناسي کودک و نوجوان
نوع همایش:  انجمن هاي علمي
حامی:  انجمن روانشناسی بالینی کودک و نوجوان ایران، دانشگاه شهید بهشتی
زمان:  1392دوره 1
 
چکیده: 
fiogf49gjkf0d

مقدمه: وظايف مربوط به پرورش يک کودک براي هر پدر و مادري استرس قابل توجهي به همراه دارد. ارزيابي استرس والدين، بررسي دردسرهاي معمول فرزندپروري تا آشفتگي هاي مهم رابطه کودک-والد را دربر مي گيرد. آبيدين (1995) معتقد است استرس والديني به دليل عدم تطابق بين وظايف و تقاضاهاي مربوط به نقش والد و منابع موجود ايجاد مي شود. والديني که استرس بيشتري تجربه مي کنند معمولا رابطه ضعيف تري با کودک خود گزارش مي دهند و اين امر خود به عنوان عامل خطرزا براي رفتارهاي مخرب کودکان شناخته مي شود (پودلسکس و نيگ،2001؛ کي و کيسر، 2003). استرس ناشي از بر عهده گرفتن نقش والد مي تواند به وسيله مولفه هاي مرتبط با کودک، والد و محيط تحت تاثير قرار گيرد يا تشديد شود. نوع رفتار والدين و تنشي که تجربه مي کنند؛ مي تواند واکنشي به خلق و خوي خاص کودک يا سبک پردازش هيجاني او باشد که خود عامل خطرزايي براي مشکلات رفتاري محسوب مي شود (بنزيز، هريسون و مگيل-ايوانز، 2004). علاوه بر اين واکنش هاي رفتاري والدين مي تواند تحت تاثير سن کودک و نيازهاي خاص هر دوره رشدي تغيير کند و به افزايش استرس والدين در مرحله خاصي منجر شود يافته هاي پژوهشي نشان دادند که استرس والديني و سلامت روان والد با سن کودکان دچار ناتواني شناختي رابطه دارد. در حقيقت در دوره نوزادي توانايي مديريت هيجانات توسط کودک به ميزان زيادي تحت تاثير برانگيختگي هاي فيزيولوژيک قرار دارد اما به نظر مي رسد پس از دو سالگي کودکان شروع به استفاده از استراتژي هاي پيشرفته تري براي خود تنظيمي مي کنند. با وجود اينکه همه کودکان هم زمان به مهارت هاي تنظيم رفتار و هيجانات خود دست نمي يابند، اما اکثريت کودکان در دوران پيش از دبستان به ميزان زيادي اين توانمندي را کسب مي کنند و به کار مي برند که تا حد زيادي به کاهش استرس والدين منجر مي شود. علاوه بر اين انتظار مي رود با افزايش سن مادران و طي شدن روند طبيعي بهبود مهارت هاي آنان استرس والديني کاهش يابد. با توجه به نقش مسلم کارکرد سازگارانه مادر در سلامت رواني و تحولي کودک و اهميت شناخت تغييرات اوليه کودکي در پيش آگهي مسير تحول آينده، بررسي سير دگرگوني استرس والديني در اين دوران و با در نظر گرفتن ويژگي هاي هر مرحله رشدي در کودکان بهنجار مهم به نظر مي رسد. بدين منظور پژوهش حاضر تحول استرس والديني را در سه مرحله رشدي کودک يعني تولد تا 2 سالگي، 2تا 4 سالگي و 4 تا 6 سالگي بررسي مي نمايد.
روش: اين پژوهش در گروه مطالعات توصيفي (غير آزمايشي) قرار داشته و از حيث گردآوري داده ها از نوع علي ـ مقايسه اي (پس-رويدادي) است. جامعه آماري عبارت است از کليه مادران کودکان دو تا شش ساله شهر تهران در بازه زماني مهرماه 1389 تا مهر ماه 1390. حجم نمونه 533 مادر داراي کودکان تازه متولد شده تا شش ساله در شهر تهران بوده است که به روش نمونه گيري هدفمند (در دسترس)، انتخاب و به پرسش هاي پژوهش پاسخ دادند و سپس مادران بر حسب سن کودکان در سه گروه تولد تا دو سالگي، دو تا چهار سالگي و چهار تا شش سالگي قرار داده شدند. جهت گردآوري داده ها از پرسشنامه شاخص استرس والديني/ فرم کوتاه (آبيدين، 1983) استفاده شد.
يافته ها: پس از بررسي شرط همگني واريانس ها، جهت بررسي داده هاي حاصل از پژوهش از آزمون تحليل واريانس يک راهه استفاده شد. نتايج نشان داد معناداري عامل بين گروهي بر اين نکته دلالت دارد که بين سه گروه سني در نمره استرس والديني تفاوت وجود دارد. نتايج آزمون تعقيبي
LSD براي مقايسه تفاوت سه گروه نيز نشان داد که استرس والديني در کودکان گروه اول (تولد تا دوسالگي) با دو گروه ديگر تفاوت معناداري دارد. در واقع در اين سن مادران استرس بالاتري در مقايسه با سنين بالاتر گزارش نموده اند.
بحث و نتيجه گيري: نتايج پژوهش حاضر بر اين نکته دلالت دارد که استرس والديني به شکل طبيعي در مادران با افزايش سن کودک رو به کاهش مي گذارد. اين روند تغيير مي تواند با رشد خودگرداني بيشتر در کودک، توجيه گردد. پس از دوران نوپايي و در دوران پيش از دبستان، کودکان مي آموزند چگونه رفتارهاي خود را تنظيم کرده و سازگارانه عمل نمايند. اين استقلال رفتاري به مادران اجازه مي دهد تا کمتر براي مديريت هيجان و رفتار کودک احساس مسئوليت و فشار نمايند. در حقيقت کاهش چالش هاي رفتاري کودکان در طول زمان، کاهش استرس مادر را به همراه دارد. علاوه بر اين مادران در طول زمان و با رشد کودک، مهارت هاي فرزندپروري سازگارانه تري اختيار مي کنند به نحوي که با نيازهاي رفتاري کودک هم خوان باشد. نکته قابل توجه ديگر اين است که با افزايش سن کودک و عبور از نوزادي، نقش مادر به عنوان تنها مراقب و تکيه گاه اصلي کمرنگ تر شده و حضور ساير منابع حمايتي (همچون ساير اعضاي خانواده و يا همسالان)، از ميزان مسئوليت و تنش مادرانه مي کاهد. درک ثبات و چگونگي تحول استرس والدين در طول زمان، نه تنها دلالت هاي مهمي براي شناسايي دوره هاي مهم تحول مشکلات رفتاري دارد بلکه به طراحي برنامه هاي پيشگيري و مداخلات زودهنگام کمک مي کند. نتايج پژوهش حاضر بر نقش حساس دو سال ابتدايي زندگي کودک و لزوم متمرکز نمودن امکانات حمايتي براي زوج مادر ـ کودک در اين سن تاکيد دارد، به نحوي که تامين مداخلات رواني و حمايتي براي مادران با استرس بالا به سازگاري و سلامت روان والد و به دنبال آن رشد بهنجار کودک مي انجامد
.

 
کلید واژه: استرس والديني، مادران، کودکان
 
مقالات نشریه ای مرتبط: 
 
مقالات همایشی مرتبط: 
 
ارتباط خیلی زیاد ارتباط زیاد مرتبط ارتباط کمتر
 
 
بازدید یکساله 544  
 
 
 
آخرین های بلاگ
ورود به بلاگ مرکز اطلاعات علمی