برای اطلاع از آخرین مقالات علمی و اخبار کرونا(COVID-19) کلیک کنید

مشخصات مقاله

عنوان: 

اثربخشي ارتقاي خودکارآمدي شخصي و مهارت هاي ارتباطي والدين-نوجوان بر کنترل متابوليک در نوجوانان مبتلا به ديابت نوع 1

نوع ارائه: سخنراني
نویسنده: نجمي سيدبدرالدين,مرآثي محمدرضا,هاشمي پور مهين
 
 
 
عنوان همایش: همايش سالانه انجمن علمي روانپزشكان ايران
نوع همایش:  انجمن هاي علمي
حامی:  انجمن علمی روانپزشکان ایران
زمان:  1390دوره 28
 
 
چکیده: 

هدف: ابتلا به بيماري هاي مزمن و تحمل شرايط درازمدت و محدود کننده، به ويژه براي کودکان و نوجوانان يک عامل تنيدگي شمرده مي شود. اهميت مداخله هاي روان شناختي براي کودکان و نوجوانان مبتلا به بيماري هاي مزمن بدني مانند ديابت، با شيوع اختلال هاي رواني، هيجاني، کارکردي و ارتباطي متاثر از اين شرايط، نشان داده مي شود. در پژوهش حاضر، اثربخشي سه مداخله روان شناختي با دو رويکرد شناختي- رفتاري و خانوادگي بر پايبندي به درمان نوجوانان مبتلا به ديابت نوع 1 که با اندازه گيري HbA1c سنجيده مي شود، مقايسه شده است.
روش: اين پژوهش يک کارآزمايي تصادفي شده کنترل شده باز بود که به شکل پيش آزمون- پس آزمون با گروه گواه و با در نظر گرفتن يک دوره پيگيري سه ماهه، که در چهار گروه به تصادف جايگزين شده بودند (هر گروه 30 نفر) انجام شد. جامعه آماري پژوهش همه نوجوانان مبتلا به ديابت نوع 1، در گروه سني 18-12 سال مراجعه کننده به مراکز درمان ديابت سازمان تامين اجتماعي و دانشگاه علوم پزشکي و خدمات بهداشتي درماني اصفهان و مطب شخصي شماري از متخصصان غدد و متابوليسم کودکان شهر اصفهان بودند. از اين جامعه 120 نفر با رعايت معيار هاي
 ورود و خروج به تصادف و با موافقت آگاهانه به عنوان نمونه انتخاب شدند. هر چهار گروه در سه مرحله توسط دو ابزار: 1- مقياس خود کارآمدي در مهار ديابت، 2- ابزار سنجش خانواده (FAD) و نيز شاخص HbA1C که نمايان گر کنترل سوخت و ساز فرد بود ارزيابي شدند. روش مداخله در گروه اول شامل مشاوره گروهي با رويکرد شناختي- رفتاري و با هدف افزايش احساس خودکارآمدي شخصي در مهار ديابت و در گروه دوم شامل آموزش گروهي پدران و مادران براي بهبود مهارت هاي ارتباطي خود با نوجوان و در گروه سوم شامل تلفيقي از مداخله هاي گروه هاي اول و دوم بود. آزمودني هاي گروه چهارم درمان هاي معمول پزشکي خود را طي بررسي دريافت نمودند. براي ارزيابي اثر مداخله هاي طراحي شده بر پايبندي به درمان (تغيير در HbA1cداده ها به کمک آزمون آماري تحليل واريانس با اندازه گيري مکرر و آزمون تعقيبي توکي به کمک نرم افزار رايانه اي spss18 - تحليل شدند.
يافته ها: چهل و دو درصد نوجوانان مورد بررسي دختر بودند. آزمودني ها در پايه هاي اول راهنمايي و چهارم دبيرستان (پيش دانشگاهي)، به ترتيب به نسبتي بين 10% تا
%18.3 پراکنده بودند. تحصيلات والدين بين ابتدايي (19% پدران و 36% مادران) تا ليسانس و بالاتر (14% پدران و 5% مادران) بود. ميان نمره هاي HbA1c در سه مرحله اندازه گيري، تفاوت معني داري از نظر آماري ديده نشد، اما متغيرHbA1c  در تعامل (اثر متقابل) با گروه هاي مورد بررسي از نظر آماري تفاوت معني دار داشت (p<0.01). براي نمونه، باآنکه ميانگين مقدارHbA1c  در گروه تحت مداخله آموزش مهارت هاي ارتباطي در آغاز بررسي بيش از گروه گواه بوده، در نخستين اندازه گيري پس از مداخله، ميانگين نمره اين متغير در اين گروه کمتر از گروه گواه ارزيابي گرديد، که اين يافته نشان دهنده اثر مداخله ياد شده بر متغير وابسته است. همچنين HbA1c در حالت کلي در گروه هاي چهارگانه تفاوت معني داري داشته است (p<0.05) که اين تفاوت را آزمون تعقيبي توکي بين گروههاي يک و چهار در اين متغير معني دار نشان داد (p<0.05).
نتيجه گيري: مداخله هاي روان شناختي طراحي شده با محوريت الگوهاي ارتباط ميان فردي و احساس خودکارآمدي تاثير مثبتي بر پايبندي به درمان در بيماري هاي مزمن دارد. ليکن بيش ترين تاثير بر پايبندي به درمان ناشي از مداخله براي افزايش احساس خودکارآمدي در کنترل ديابت بوده است. بنابر اين لازم است به موازات ارائه خدمات پزشکي، کليه افراد مبتلا به بيماري هاي مزمن از جمله ديابت و نيز بستگان آن ها تحت حمايت و آموزش هاي رواني- اجتماعي قرار گيرند. اين پژوهش تاييد ديگري است بر لزوم داشتن يک نگرش چند جانبه به درمان بيماري ها و شرايط پزشکي بيماران است.

 
کلید واژه: خودکارآمدي، ارتباط، نوجوان، ديابت تيپ I، مداخله روانشناسي، کارکرد خانواده
 
مقالات نشریه ای مرتبط: 
 
مقالات همایشی مرتبط: 
 
 
بازدید یکساله 175  
 
آخرین های بلاگ
ورود به بلاگ مرکز اطلاعات علمی