برای اطلاع از آخرین مقالات علمی و اخبار کرونا(COVID-19) کلیک کنید

مشخصات مقاله

عنوان: 

روانپزشک کیست؟

نوع ارائه: سخنراني
نویسنده: جليلي سيداحمد*
 
 *
 
عنوان همایش: همايش سالانه انجمن علمي روانپزشكان ايران
نوع همایش:  انجمن هاي علمي
حامی:  انجمن علمی روانپزشکان ایران
زمان:  1390دوره 28
 
چکیده: 

احتمالا طرح اين سوال که روانپزشک کيست و روانپزشکي چيست، در بين روانپزشکان کشور سوالي نه چندان مناسب به حساب مي آيد.
دشواريهاي بسيار پيش روي روانپزشکان و بيماران رواني و سوء تفاهم و اشتباه هاي رايج وشايع بين افراد و رسانه ها و حتي خواص، طرح اين سوال را توجيه مي کند
.
اشتباه شايع مردم و همکاران غير روانپزشک، و «روانشناس» ناميدن همکاران عزيز را هرروز مي شنويم و مي بينيم. تصور بسياري، از روانپزشک کسي است که با روش هاي عمدتا شبه آناليتيک دور ازواقعيت و سينمائي به اسرار عجيب و غريب و نهفته در درون بيماران دست پيدا مي کند و شفاي آنها را به عهده دارد
.
گروهي ديگر، تصوري که از بيماران رواني دارند، به درصد نه چندان قابل توجه روان پريش ها در افکار عجيب و غير واقعي آنها، خلاصه مي شود و آنچه را که در تقسيم بندي هاي قبلي تحت عنوان نوروز و افسردگي مورد بررسي قرار گرفت را در حيطه کار نورولوژيست ها و جراحان مغز و اعصاب ميدانند و اين اشتباه اخير به وفور نزد دست اندرکاران حرفه پزشکي ديده مي شود
.
شايد اين اشتباه ناشي از تصور باطل جدائي روان از بدن و منشاء غيرجسمي بيماران رواني باشد. بخشي نيز روان را با روح اشتباه ميگيرند و از اينجا مساله «برچسب
(STIGMA) » گريبان روانپزشکان و بيماران را مي گيرد.
در تاريخ ادبيات ايران واژه هاي «روان و روح» در بسياري از موارد مشابه هم مورد استفاده قرار گرفته است و نيازي به تفکيک آنها از هم احساس نمي شده است. با تعريف هاي جديد در روانپزشکي، آنچه که روان ناميده مي شود چيزي جز آثار فعاليت هاي مغز نيست. اگر کار مغز به سامان باشد روان سالم و اگر نابسامان باشد روان ناسالم مطرح مي گردد. اما افتادن به ورطه اشتباه اخير پاي حلول ارواح در کالبد بيماران و مساله ارواح خبيثه و در قدم بعد «حلول جن» را به دنبال دارد که در تاريخ منشاء زجرها و شکنجه ها و قتل بيماران بوده است.
از سوي ديگر کاربرد درد آور صفاتي چون «ديوانه» و «مجنون» براي اين بيماران و در کنار آن استفاده از اين واژه ها براي تحقير و تخفيف ديگران و گاه سوء استفادهاز اين لغات براي ناسزا گفتن دردي بر دردهاي بيماران و رنج تاريخي آنها افزوده است
.
انگ
(STIGMA) که حاصل مجموعه اين پندارهاي باطل است حتي در ذهن بعضي خواص هم ريشه دوانيده است. اگر اين واقعيت مورد تاکيد قرارگيرد همان نحو که انسان فشارخون و سرطان و ديابت و... را مبتلا مي شود، ميتواند به يکي از انواع بيماري هاي رواني مبتلا شود و سپس تحت درمان قرار گيرد و به جامعه باز گردد و انجمن در اين راه چون بسياري از کشورهاي پيشرفته پرده ها را بالا زده و با معرفي افرادي نخبه و سطح بالاي فرهنگي و هنري بنام که به بيماري رواني مبتلا بوده و ضمن درمان به خلاقيت هاي خود ادامه مي دهند سعي کرده است که ابتلاي برخي بيماريها براي تعدادي از افراد جامعه را امري حتمي و معمول و نيازمند برخورد علمي معرفي کند. باور کنيد که اين تلاش مورد وثوق برخي از عزيزان روانپزشک هم نبوده است.
از اين روست که يکبار ديگر بايد حتي در اين جمع آگاه و دانشمندان يکبار ديگر گفت که روانپزشکي چيست و روانپزشک کيست؟
و چه بهتر که به گفته زنده ياد استاد هاراطون داويديان در سه سال قبل در يکي از سه شنبه هاي بيمارستان روزبه، بايد هرچند وقت يکبار اين سوال را طرح کرد و به آن انديشيد.

 
کلید واژه: 
 
مقالات نشریه ای مرتبط: 
 
مقالات همایشی مرتبط: 
 
ارتباط خیلی زیاد ارتباط زیاد مرتبط ارتباط کمتر
 
 
بازدید یکساله 36  
 
 
 
آخرین های بلاگ
ورود به بلاگ مرکز اطلاعات علمی