برای اطلاع از آخرین مقالات علمی و اخبار کرونا(COVID-19) کلیک کنید

مشخصات مقاله

عنوان: 

آموزش روانپزشکي جامعه نگر در ايران: تاريخچه، طراحي برنامه، چالش ها

نوع ارائه: سخنراني
نویسنده: بوالهري جعفر*
 
 *دانشگاه علوم پزشکي تهران، انستيتو روانپزشکي تهران، قطب علمي روانپزشکي و روانشناسي باليني کشور
 
عنوان همایش: همايش سالانه انجمن علمي روانپزشكان ايران
نوع همایش:  انجمن هاي علمي
حامی:  انجمن علمی روانپزشکان ایران
زمان:  1390دوره 28
 
 
چکیده: 

مقدمه: گرچه شروع جنبش روانپزشکي اجتماعي در جهان - در برابر يا در کنار روانپزشکي باليني و بيمارستاني- به سال هاي نيمه دوم قرن 19 برمي گردد، اما در ايران پيشگام تر از ديگر کشورهاي منطقه، اين جنبش از سال هاي 1356 به بعد با ايجاد مرکز آموزشي پژوهشي، توانبخشي وابسته به وزارت بهداري وقت شروع، با تمرکز زدايي از بيمارستان يا تيمارستان هاي بزرگ و ايجاد بيمارستانهاي کوچک، بخش هاي روانپزشکي در بيمارستان هاي عمومي و مراکز کوچک سرپايي جامع روانپزشکي ادامه و با تصويب و اجراي ادغام برنامه کشوري بهداشت روان در مراقبت هاي اوليه در سال هاي 1364 به بعد به اوج خود رسيد. اين در حالي بود که آموزش تخصصي روانپزشکي گرچه پيشگام تر آن و از سال هاي 1320 به روش نويني به دست بزرگان روانپزشکي کشور همچون سياسي ها، ميرسپاسي ها، رضايي ها و داويديان ها به افتخارات علمي، آموزشي و اخلاقي بزرگي نايل شده بود، اما با ورود نسل دوم روانپزشکان علمي و نو گرا، مرافبت هاي بستري و سرپايي و نيزآموزش روانپزشکي باليني و بيمارستاني تا به امروز به همان روش هاي سنتي خود ادامه داده و مي رود که در بحران هاي عظيم نابساماني هاي بهداشت رواني، اعتياد و مشکلات رواني اجتماعي شايع فعلي در چهارديواري بيمارستان هاي روانپزشکي از پويايي آغازين خود باز ماند. پيروان روانپزشکي جامعه نگر به منظور مشگل گشايي از اين پديده و بازيابي پويايي جهاني روانپزشکي در ايران، رويکردها و فعاليت هاي متفاوتي را ارايه مي دهند که به برخي از آنها در آموزش روانپزشکي در اين نوشتار پرداخته مي شود.
تفاوت ها و تشابهات: روانپزشکي باليني/بيمارستاني با روانپزشکي جامعه نگر/مبتني بر جامعه، هر دو يک رشته از پزشکي اند، و اصول و اهداف واحد يا مشترکي دارند؛ ولي از نظر ماهيت و آموزش دانشگاهي تفاوتهاي بسياري برايشان شمرده شده تا جايي که گروهي به اشتباه آنها را دو رشته در برابر هم و متضاد تفسير کرده اند. درباره تفاوتها و تشابهات اين دو بخش به جز کتابها و مقالات بسياري که در روانپزشکي بيولوژيک، و باليني/بيمارستاني هست مي توان به کتابهاي معتبر و رويکردهاي 5 دهه اخير در اروپا و آمريکا و نيز سازمان جهاني بهداشت، روانپزشکي جامعه نگر و روانپزشکي مبتني بر جامعه در اين رشته اشاره کرد. در تفاوت ها به ويژه با اشاره به تجاربي که در چند سال اخير در عرصه روانپزشکي جامعه نگر و بهداشت رواني ايران به دست آمده است، بايد گفت که در حالي که دغدغه و توجه روانپزشکي باليني/بيمارستاني به موضوعهايي با رويکرد فردي، در داخل بيمارستان يا کلينيک، بيولوژيک، دارو مدار، روانپزشک مدار، درمان مدار، اين جايي و اين زماني، .......است؛ ولي در برابرش براي پاسخگويي به شيوع بالاي بيماريها و مشکلات جمعيت نيازمندان خدمات سلامت روان، روانپزشکي جامعه نگر/مبتني بر جامعه مي انديشد که با رويکرد و روشي چون مراقبت در جامعه شهري و روستايي، کار با جمعيت مشخص به منظور پاسخگويي مسوولانه، کار گروهي با تيم درمان، کار با حمايت کليه کارکنان بخش سلامت همچون پزشکان عمومي و خانواده، کار بر ابعاد بيولوژيک- رواني- اجتماعي، درمانهاي همزمان باليني و جامعه مدار، مداخلات مشاوره اي و پيشگيرانه، مداخلات مبتني بر جامعه و خانه ؛ و در جمع با چنين رويکرد کل نگر و جامع نگر به مقابله با مشکلات مي پردازد
.
راه اندازي آموزش جامعه نگر: آموزشهاي پراکنده، کوتاه، نامنظم و غير رسمي روانپزشکي جامعه نگر از سالهاي 1356 در مجتمع وقت آموزشي وزارت بهداشت با آموزش دستياري براي استانها، در ادامه در حوالي سالهاي 1368 در انستيتو روانپزشکي تهران براي اجراي طرح آزمايشي ادغام بهداشت روان در مراقبت هاي بهداشتي اوليه در هشتگرد؛ همچنين پس از سال 1376 در بيمارستان امام حسين در اجراي طرح بهداشت روان مدارس در شهرستان دماوند؛ و به تدريج در سالهاي بعد در چندين مرکز تربيت دستياران روانپزشکي در کشور- به ويژه در دانشگاه علوم پزشکي اصفهان- اجرا شد که بيشتر آنها و شايد همگي به دليل نبودن برنامه و حمايت قانوني و کشوري به تدريج رها شد. اين تجربيات موجب شد که در تجديد نظر برنامه هاي آموزشي دستياران روانپزشکي در ابتداي دهه 1380 سه ماه آموزش روانپزشکي به آموزش جامعه نگر اختصاص يابد، که اين اولين تحول رسمي و قانوني در کشور در آموزش روانپزشکي جامعه نگر بود. بوروکراسي اداري در اجرايي کردن اين برنامه نو، و بي ميلي گروه هاي آموزشي در اجراي آن نزديک به 10 سال ديگر اين تحول آموزش مبتني بر جامعه را متوقف کرد. در حال حاضر گزارشهاي پراکنده اي ديده مي شود که برخي گروه هاي آموزشي اين برنامه را به روشهاي گوناگون و نه همسان و بدون روش و الگوهاي موثر ارزشيابي آموزشي به اجرا گذاشته اند
.
در اين ميان به استناد گزارش در حال انتشار انستيتو روانپزشکي تهران، اولين ارزشيابي گروه نمايندگان بورد روانپزشکي کشور،و ارزشيابي دستياران و اساتيد نشان مي دهد که برنامه تفصيلي و کاريکولوم آموزشي مبتني بر جامعه جديدي با موفقيت در حال اجرا است. اين برنامه در مراحل چندگانه زير برنامه ريزي و اجرا شده است. 1- در قدم اول طراحي سرفصل هاي آموزشي آموزش جامعه نگر دستياران روانپزشکي (قلعه بندي و همکاران، 1386) بر مبناي برنامه مصوبه بورد تخصصي. 2- نياز سنجي و طراحي برنامه چرخشي دستياران در فيلد اجتماعي. 3- اجراي برنامه تفضيلي چرخشي دستياران به مدت دوسال. اين برنامه از سال 1388 موجب اجراي موفق و موثر 6 دوره آموزشي حدود 20 دستيار شده است. محتواي اين دوره هاي سه ماهه و حيطه هاي آموزشي آن به شرح زير است: حدود 10 تا 12 روز آموزش نظري مباني و روش هاي عملي برنامه هاي روانپزشکي جامعه نگر و برنامه هاي کشوري بهداشت روان (محل اجرا، انستيتو و ستاد مرکزي اداره اعتياد و سلامت روان وزارت بهداشت)، 4تا 5 روز آموزش ادغام بهداشت روان در مراقبت هاي بهداشتي اوليه (اجرا مناطق روستايي شهرستان هشتگرد)، 4تا 5 روز در مرکز توانبخشي رواني خصوصي با درهاي باز طلوع ( توانبخشي روانپزشکي جامعه نگر)، 7 تا 9 روز آموزش بيماران شديد روانپزشکي بستري و خانواده هاي آنها، و پيگيري در خانه پس از ترخيص، 7 تا 9 روز آموزش بهداشت روان در جمعيت عمومي (خانه هاي سلامت شهرداري)، 7 تا 9 روز بهداشت روان در جمعيت آسيب پذير (مراکز مراقبت از دختران فراري، مراکز مداخله در بحران، مراکز مشاوره تلفني دانشگاه تهران، مشاوره در ايدز و يا موارد مشابه). دستياران براي ادامه برنامه هاي روتين دوره 4 ساله خود دو روز از هفته را در محل انستيو حضور دارند
.
گرچه اين برنامه موفق ارزشيابي شده است اما توجه به مشکلات و چالش هاي پيش رو از اهميت زيادي برخوردار است. آنچه که امروز به عنوان چالشهاي اين برنامه در کشور مطرح است عبارت است از: يکسان نبودن و ناهمگني و ناهمگامي اين آموزش در مراکز آموزشي دانشگاه ها، نبود روش واحد و ابزار معتبر کشوري براي ارزشيابي برنامه، کوتاه بودن 3 ماه براي اين دوره و حجم بالاي موضوعات آموزشي و نيازهاي جامعه، اجراي برنامه در سال سوم يا چهارم و بيگانگي دستياران سال هاي اوليه با اصول و روش برنامه، نرسانيدن خدمت به جامعه با اجراي اين دوره، لذا عدم استقبال جامعه و فيلدهاي آموزشي از حضور دستياران در فيلد، مشکلات اجرايي و قانوني حضور در فيلد آموزشي در برابر سادگي کار در بخشهاي بيمارستاني و سرپايي، نبود مربيان و اساتيد آموزش جامعه نگر و بي ميلي حضور در فيلد، که پيشنهاداتي جهت رفع چالشها و ارتقاء برنامه ارايه شده است.

 
کلید واژه: 
 
مقالات نشریه ای مرتبط: 
 
مقالات همایشی مرتبط: 
 
 
بازدید یکساله 200  
 
آخرین های بلاگ
ورود به بلاگ مرکز اطلاعات علمی