برای اطلاع از آخرین مقالات علمی و اخبار کرونا(COVID-19) کلیک کنید

مشخصات مقاله

عنوان: 

اثربخشي يکپارچگي حسي با تاکيد بر حواس عمقي و دهليزي بر پيشرفت تحصيلي کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه- بيش فعالي 6 تا 12 سال در شهرستان سمنان

نوع ارائه: مقاله
نویسنده: ابراهيمي مجتبي*,دانايي فرد فاطمه
 
 *
 
عنوان همایش: کنگره سراسري روان شناسي کودک و نوجوان
نوع همایش:  انجمن هاي علمي
حامی:  انجمن روانشناسی بالینی کودک و نوجوان ایران، دانشگاه شهید بهشتی
زمان:  1392دوره 1
 
 
چکیده: 

مقدمه: تمامي متخصصان بهداشت رواني، معتقدند نخستين سال هاي زندگي نقش تعيين کننده اي در سازش يافتگي سال هاي آتي دارد و مي تواند تحول عاطفي و شناختي بهنجار را به مخاطره بياندازد و توفيق در تحقق وظايف تحولي و کليدي کودک در هر مرحله را با چالش مواجه سازد بنابراين تلاش براي شناخت مسايل و اختلال هاي دوران کودکي به منظور پيشگيري از مشکلاتي که آينده فرد را تهديد مي کنند، شدت گرفته است. يکي از اختلال هاي دوران کودکي اختلال نقص توجه- بيش فعالي است که از شايع ترين آنها بوده و توجه تحقيقات بسياري را به خود جلب نموده است. اين اختلال پيچيده که سبب شناسي آن بر پايه عوامل زيستي قرار گرفته است بواسطه نقص در توجه و تمرکز و حالت تکانشي مبتلايان، منجر به اختلالاتي در يادگيري آن ها مي شود و اين کودکان نيازمند سيستم هاي آموزشي خاص شده و معدل درسي آنها نيز نسبت به همکلاسي هاي هنجارشان پايين تر است. مشکلات تحصيلي اين کودکان فراوان بوده و محدود به يک حيطه خاص نمي شود؛ همچنين 70 درصد کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه- بيش فعالي، اختلال يادگيري نيز داشته که در بيش تر مواقع به صورت اختلال نوشتاري ظاهر مي شود. در ميان روش هاي مختلف درماني کودکان، تاثير درمان يکپارچگي حسي، که عبارت است از تحريکات حسي کنترل شده در بافتار فعاليت هاي خودفرمان و معني دار، بر بهبود برخي کارکرد و مهارت هاي رفتاري، حرکتي، تحصيلي و زباني کودکان، بخصوص مبتلايان به اختلال هاي يادگيري و اوتيسم بررسي شده و به اثبات رسيده است. يکپارچه شدن اطلاعات حسي مختلف باعث افزايش کارايي کودکان در عملکرد هاي حسي- حرکتي و ادراکي - حرکتي و به تبع آن موجب توانمندي ابعاد مختلف کودک مي شود. لذا با توجه به ميزان شيوع بالاي بيماري نقص توجه ـ بيش فعالي، ايجاد مشکلات متعدد در زمينه هاي مختلف زندگي فردي و اجتماعي براي مبتلايان، اهميت مداخله زودرس، همراه بودن ساير روش هاي درماني با برخي معايب، اهميت سه جنبه پردازش حسي (ثبت، تنظيم و تمايز حسي) براي جنبه هاي مختلف رشد، انجام تعداد پژوهش محدود در زمينه تاثير درمان يکپارچگي حسي (حواس عمقي و دهليزي) بر بهبود پيشرفت تحصيلي مبتلايان به اختلال مذکور و همچنين تائيد اثر بخشي اين نوع درمان در بهبود کارکردهاي مختلف رفتاري، حرکتي، تحصيلي و زباني مبتلايان به ساير اختلالات دوران کودکي، اين پژوهش اثر بخشي درمان يکپارچگي حس عمقي و دهليزي بر پيشرفت تحصيلي مبتلايان به اختلال نقص توجه- بيش فعالي را بررسي مي کند. هدف کلي اين پژوهش تعيين اثر يکپارچگي حس عمقي و دهليزي بر پيشرفت تحصيلي کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه - بيش فعالي 6 تا 12 سال مي باشد.
روش:پژوهش حاضر از نوع مطالعات شبه آزمايشي با پيش آزمون و پس آزمون همراه با دو گروه آزمايش و شاهد بود. از بين دانش آموزان 6 تا 12 ساله مبتلا به اختلال نقص توجه - بيش فعالي که در سال تحصيلي 91-1390 در شهر سمنان مشغول به تحصيل بودند، 32 دانش آموز پس از اعمال ملاک هاي ورود و خروج مطالعه به صورت تصادفي انتخاب و به دو گروه 16 نفري آزمايش و شاهد تقسيم شدند. گروه آزمايش هفته اي دو بار و طي 12 جلسه دو ساعته، مداخله يکپارچگي حسي (با تاکيد بر حواس عمقي و دهليزي) را دريافت نمودند و پيشرفت تحصيلي هر دو گروه با استفاده از فرم معلم پرسشنامه نشانه هاي مرضي کودکان
(CSI4) ارزيابي شد. داده هاي جمع آوري شده با آزمون هاي آماري کولموگراف - اسميرن، F لوين و تحليل کواريانس چند متغيري (MANCOVA) بررسي شدند.
يافته ها: براساس نتايج بدست آمده از آزمون کولموگراف - اسميرنف چون مقادير بدست آمده براي اين آزمون ها در دو گروه، در سطح 05/. معنادار نيست، بنابراين شرط برابري واريانس هاي درون گروهي و نيز توزيع نرمال بودن داده ها برقرار است و با توجه به اينکه مقدار
F لوين در سطح a=./05 معنادار نبود، بنابراين مفروضه همگني کواريانس داده ها و برقراري شيب رگرسيون مورد استنباط قرار گرفت.آزمون لوين يا fmzx براي بررسي همگني واريانس درون گروهي استفاده مي شود و شيب رگرسيون هم براي همين منظور جهت اطمينان از اين که، اثر مداخله تحت تاثير تفاوت ميانگين قبل از ارايه مداخله نباشد، لذا زمانيکه آزمون لوين ارايه مي گردد، ضرورتي براي برآورد اثر متقابل گروه و نمرات پيش ازمون وجود نداشته و در واقع لوين براي همين منظور بر آورد مي شود).
با توجه به نتايج حاصله، چون مقدار
F=11.308 با درجات آزادي (1 و 30) در سطح a=./05 معنادار مي باشد لذا مي توان نتيجه گرفت که آموزش يکپارچگي حسي بر پيشرفت تحصيلي دانش آموزان مبتلا به اختلال نقص توجه - بيش فعالي تاثير دارد و مقدار اتا نشان مي دهد که تاثير آموزش يکپارچگي حسي بر پيشرفت تحصيلي دانش آموزان مبتلا به اختلال نقص توجه بيش فعالي به اندازه 27.4 درصد مي باشد و مقدار 0.902 توان آزمون، نشان دهنده کفايت نمونه هاي آماري را نشان مي دهد. بنابراين فرض تحقيق با 95% اطمينان تاييد مي گردد. و مقايسه ميانگين دو گروه کنترل و آزمايش نشان مي دهد که ميانگين گروه آزمايش در مرحله پس آزمون افزايش پيدا کرده است.
بحث و نتيجه گيري:بنابراين مي توان چنين استنباط کرد که يکپارچگي حسي با تاکيد بر حواس عمقي و دهليزي بر ميزان پيشرفت تحصيلي بيماران مبتلا به اختلال نقص توجه - بيش فعالي تاثير دارد. به خصوص در مولفه هاي خواندن و املا ميزان تاثير آموزش يکپارچگي حسي بر پيشرفت تحصيلي دانش آموزان مبتلا به اختلال نقص توجه ـ بيش فعالي به ترتيب
%38.3 و %16 و معنادار ارزيابي شده است.

 
کلید واژه: يکپارچگي حسي، حواس عمقي و دهليزي، نقص توجه، بيش فعالي و تکانشگري
 
مقالات نشریه ای مرتبط: 
 
مقالات همایشی مرتبط: 
 
 
بازدید یکساله 593  
 
آخرین های بلاگ
ورود به بلاگ مرکز اطلاعات علمی