نسخه جدید سایت SID.ir

مشخصات مقاله

عنوان: 

مفهوم فقر عرفانی در غزلیات شمس و مثنوی مولانا

نوع ارائه: مقاله
نویسنده: دانش پژوه غلامرضا,كاظم خانلو ناصر
 
 
 
عنوان همایش: کنفرانس ملي آينده پژوهي، علوم انساني و توسعه
نوع همایش:  سازمان ها و مراکز غير دولتي
حامی:  مرکز توسعه آموزش های نوین ایران (متانا)
زمان:  1394دوره 1
 
چکیده: 

«فقر» يکي از مراحل سير و سلوک عرفاني و در لغت به معناي نياز و احتياج است و در اصطلاح صوفيه، نيازمندي به خدا و بي نيازي از غير اوست. «فقر و غنا» در ادبيات ايران و به خصوص در آثار عرفاني، سابقه اي کهن و جايگاهي والا دارد. فقر در لغت به معناي درويشي و نداري و «غنا» نقطه مقابل آن و به معني توانگري، بي نيازي، و دولتمندي است. سالک در اين وادي به صفت عدم اصلي و فقر ذاتي خود برمي گردد و به آن اقرار مي کند. فقر از مسائل مهم عرفاني است و علاوه بر شاعران که در ديوان هاي خود به آن اشاره کرده اند خود عرفا نيز در اين زمينه نظريه پردازي مي کنند.
«فقر» يکي از موضوعاتي است که مولانا در تمامي آثار خود به هر بهانه اي به آن گوشه چشمي انداخته و مقام منيع آن را ستوده است. فقر در اصطلاح عامه، به معناي نداري و نيازمندي است اما اين معنا در نظر مولوي تعبيري مردود شمرده شده است، مولوي همواره از افراد متکدي که از فقر تنها اسمي را به يدک مي کشند و از حقيقت آن بي بهره اند بيزاري جسته است
.
اين جستار با عنوان «مفهوم فقر عرفاني در غزليات شمس و مثنوي» که با روش تحليلي و توصيفي انجام گرفته است بر آن است که مقوله فقر را از ديد مولانا همراه با شواهد شعري تبيين و تفسير کند و آن را از ديد عرفان مورد بررسي قرار دهد
.

 
کلید واژه: فقر، غنا، عرفان، تصوف، مولانا، مثنوي، غزليات شمس
 
مقالات نشریه ای مرتبط: 
 
مقالات همایشی مرتبط: 
 
ارتباط خیلی زیاد ارتباط زیاد مرتبط ارتباط کمتر
 
 
بازدید یکساله 970   pdf-file
 
 
 
آخرین های بلاگ
ورود به بلاگ مرکز اطلاعات علمی