برای اطلاع از آخرین مقالات علمی و اخبار کرونا(COVID-19) کلیک کنید

مشخصات مقاله

عنوان: 

جایگاه کارآفرینی در دانشگاهها

نوع ارائه: مقاله
نویسنده: شهركي پور حسن,بني سي پريناز
 
 
 
عنوان همایش: همايش اشتغال و نظام آموزش عالي كشور
نوع همایش:  وزارت علوم، تحقيقات و فناوري
حامی:  دانشگاه تربیت مدرس و وزرات علوم و تحقیقات و فناوری
زمان:  1384دوره 2
 
چکیده: 

با ظهور اقتصاد مبتني بر دانش در سطح جهان، تغييرات چشمگيري در فعاليتهاي كارآفريني رخ داده است. موفقيت الگوي امريكايي سيليكون والي بسياري از كشورهاي جهان را واداشته است تا تاسيس شركتهاي تازه پا توسط دانش آموختگان رشته هاي فني را جدي تر بگيرند. تمامي اين كشورها ساز و كارهايي را براي پرورش كارآفرينان بومي از ميان جوانان تحصيل كرده ابداع كرده اند تا از اين طريق بستر توسعه شركتهاي مبتني بر تكنولوژي هاي سطح بالا را – كه يكي از كليدي ترين عناصر اقتصاد مبتني بر دانش است – به وجود آورند. يكي از بنيادي ترين مظاهر ساز و كارهاي مذكور گسترش آموزشهاي كارآفريني بويژه كارآفريني تكنولوژي است.
سابقه آموزشهاي رسمي كارافريني به سال 1938 بر مي گردد. در اين سال پروفسور شيگرو فوجي استاد بازنشسته دانشگاه كوب در ژاپن، يك دوره كاربردي كارآفريني ارايه نمود. چند دهه بعد، در ايالات متحده نيز تلاش هايي آغاز شد و از دهه 1960، آموزشهاي كارآفريني با سرعت فزاينده اي در سطح جهان گسترش يافت. بررسي ادبيات موضوع نشان مي دهد كه در دهه هاي 1980 و 1990، كارآفريني و توسعه شركتهاي كوچك و متوسط به سالهاي پيش از انقلاب برمي گردد. ولي مباحث مربوط به كارآفريني و بويژه كارآفريني تكنولوژيك عمر كوتاه تري دارند. در برنامه سوم توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي كشور، موضوع كارآفريني از ابعاد آموزش و پرورش كارآفرينان مورد توجه قرار گرفت. نتيجه اين توجه، تصويب «طرح توسعه كارآفريني در دانشگاههاي كشور (كاراد)» بوده كه منجر به فعاليتهايي در سطح برخي از دانشگاههاي كشور شده است. با وجودي كه در اسناد اين طرح تاكيدي بر كارآفريني تكنولوژيك نشده است ولي مي توان انتظار داشت كه زمينه ساز توسعه و گسترش آموزش هاي لازم در اين زمينه باشد.
هر چند آموزش به تنهايي نمي تواند زمينه ساز توسعه كارآفريني باشد ولي به عنوان جزيي از يك سيستم توسعه بسيار حايز اهميت است. بررسي هاي انجام شده در ايالات متحده اروپا و كشورهاي جنوب شرقي آسيا نشان مي دهد كه اگر آموزشهاي كارآفريني در كنار ساير اقدامات ترغيب كننده و تسهيل كننده قرار گيرند، اثربخشي قابل توجهي خواهند داشت.
در زمينه مطالعات اين بحثمي تون گفت تا دهه 80 ميلادي سه موج وسيع، موضوع كارآفريني را به جلو رانده است. موج اول انفجار عمومي مطالعه و تحقيق در قالب انتشار كتابهايي در خصوص زندگي كارآفرينان و تاريخچه شركتهاي آنها و چگونگي ايجاد كسب و كار شخصي و شيوه هاي سريع پولدار شدن بود.
موج دوم كه به ترويج ايجاد گرديده، ارايه رشته هاي آموزشي كارآفريني در مقاطع تحصيلي در حوزه هاي مهندسي و بازرگاني است. اين دوره ها از اواخر دهه 60 در چند دانشكده آغاز شده و تاكنون در بيش از 500 دانشكده ايالات متحده و كانادا تدريس مي گردد.
موج سوم افزايش علاقمندي دولت به تحقيقات در زمينه بنگاههاي كوچك با هدف تشويق رشد شركتهاي كوچك و همچنين تحقيق در خصوص نوآوري هاي صنعتي مي باشد.
آنچه كه مسلم مي باشد اين است كه مقدمه كارآفريني از حوزه هاي علم اقتصاد آغاز گرديده و در حوزه هاي علم روانشناسي و جامعه شناسي و مديريت نشر و توسعه يافته است. در اين مقاله سعي خواهد شد به نقش و تاثير دانشگاهها در خصوص كارآفريني بپردازيم.

 
کلید واژه: کار آفريني، دانشگاهها
 
مقالات نشریه ای مرتبط: 
 
مقالات همایشی مرتبط: 
 
ارتباط خیلی زیاد ارتباط زیاد مرتبط ارتباط کمتر
 
 
بازدید یکساله 110  
 
 
 
آخرین های بلاگ
ورود به بلاگ مرکز اطلاعات علمی