مشخصات

عنوان:

تاثیر جهانی شدن بر حاکمیت ملی ایران



گروه تخصصی:  علوم انسانی

سازمان مجری:  پژوهشگاه علوم انسانی و اجتماعی 

گروه پژوهشی: علوم سیاسی

پژوهشگران: 
کرمی جهانگیر (مسئول طرح)
قبادی خسرو (همکار طرح)
حدادی راحله (همکار طرح)
شمس مرتضی (همکار طرح)

تاریخ خاتمه:  زمستان 1388

کارفرما: معاونت پژوهش و فناوری جهاددانشگاهی

خروجی طرح: 

 ارائه گزارش نهایی طرح به کارفرما


نوع: کاربردی

 
تلفن: 2-664975615? 5-66951593-021

نشانی سازمان مجری: تهران، خیابان انقلاب، خیابان دانشگاه، خیابان شهید وحید نظری، پلاک 89
 

چکیده:

این پژوهش با هدف بررسی تاثیر جهانی شدن بر حاکمیت ملی جمهوری اسلامی ایران به استفاده از نظریه های تکوینی و بازسازی گرا پرداخته است. منظور از این ترکیب آن است که رابطه جهانی شدن و حاکمیت ملی را نمی توان بصورت ساختاری و تک عاملی و خطی فهمید، بلکه آن را "از منظر عوامل کارگزار – ساختار، رابطه تعاملی و فضای بینا ذهنی بازیگران برای بازتولید و بازسازی خود در شرایط نوین مورد مطالعه قرار داد.
در بخش نخست، پس از بررسی مفهوم، تاریخچه، مراحل و ابعاد جهانی شدن، نظریه های گوناگون مربوط به این پدیده را مورد توجه قرار داده و بویژه نظریه های میانه را به منظور تحلیل نظریه مختار این نوشته، مطالعه نمودیم. بخش دوم پس از بررسی مفهوم حاکمیت ملی و تحولات مفهومی و عملی، بویژه آن را از رهگذر جهانی شدن کندوکاو نموده و شاخص های دو پدیده جهانی شدن و حاکمیت ملی را عیان ساختیم و مهم تر از همه به حاکمیت ملی جمهوری اسلامی و ابعاد و مولفه های آن پرداختیم. همه این تمهیدات نظری، مفهومی و عملی برای آن بود که به تحلیل پیامدهای جهانی شدن برای حاکمیت ملی جمهوری اسلامی ایران برسیم که آن را در سه بعد فرهنگی، اقتصادی و سیاسی – امنیتی ژرفکاوی نمودیم.
با عنایت به این واقعیت ها  و نکات، به مهم ترین نتیجه این مبحث می رسیم که جهانی شدن، حاکمیت های ملی را در مواردی از قبیل کاهش اهمیت مرزهای سیاسی، محدود می سازد، ولی در عین حال، فرصت هایی برای تقویت آنها نیز در اختیار می گذارد. به عبارتی، ضمن اینکه محدودیت ساز است و چالش آفرین، اما هم زمان، فرصت هایی می آفریند که دولت ها می توانند در راستای تحکیم حاکمیت ملی خود از آن بهره گیرند. اگر چه جهانی شدن، در برخی ابعاد و وجوه، ما را به فراتر از دولت های دارای حاکمیت رهنمون می شود، اما به هیچ وجه، انحصارا بدین معنا نیست. در حال حاضر گرایش غالب این است که جهانی شدن به صورت مجموعه ای از رویدادهای خارجی که خود مختاری یا استقلال عمل دولت را محدود می سازد، تفسیر می کنند.
در ارتباط با تاثیر جهانی شدن و حاکمیت ملی جمهوری اسلامی ایران در بعد فرهنگی، اگر چه در ابعادی مثل مصرف گرایی، فردگرایی و بی اعتنایی به ارزش های سنتی و بویژه روی جوانان (گرایش جوانان به مد و البسه خارجی، موسیقی خارجی و ...)، زنان (اشتغال زنان، فمینیسم و مثلا تاثیر آن بر گرایش زنان به عدم باروری و ...)، مقولات هنر و ادبیات (تاثیر مثلا زبان انگلیسی بر زبان فارسی و هنرهای سینما و تئاتر و...)، فرهنگ اجتماعی (مثلا آمار شهر نشینی و روستا نشینی...) ملاحظه کرد، اما این امکان را فراهم کرده است تا دست اندرکاران مسایل فرهنگی کشور، برای حفظ، تقویت و انطباق شرایط فرهنگی کشور با وضعیت جدید امکانات و ابزارها را بازاندیشی کنند. می توان به تکاپوی تاکید برکارآمدی، راه اندازی شبکه های رسانه ای و ارتباطی بین المللی، کشف، بازاندیشی و بازتولید بنیان های اصیل حقوق بشری دینی و استفاده از فرصت های جهانی شدن معکوس برای تقویت بنیان فرهنگی حاکمیت ملی اشاره کرد. به لحاظ سیاسی و امنیتی، پدیده جهانی شدن برای حاکمیت ملی جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک دولت در حال مدرن شدن، ایدئولوژیک، پسا انقلابی و جهان سومی، که از هر سه جهت نسبت حاکمیت ملی خود حساسیت ویژه ای دارد، پیامدهای منفی داشته و دارد.
جمهوری اسلامی ایران یک دولت در حال مدرن شدن است که از وضعیت پیشامدرن دور شده و وارد مرحله دولت مدرن شده و اما هنوز آن را کاملا محقق نساخته، همانند کشورهایی چون ترکیه، چین و روسیه برای حاکمیت ملی خود در ابعاد اقتدار داخلی و استقلال خارجی اهمیت زیادی قایل است. طبعا حجم انبوه امواج، رویدادها، تعهدات و قراردادها به شکل انتقال اندیشه ها، ورود پدیده ها، تحمیل فشارها و الزامات حقوقی بین المللی نمی تواند خطر آفرین نباشد. این موضوع، بویژه به جهت وضعیت چندقومیتی بودن کشور، خرده فرهنگ های درونی، محیط پیرامونی مشابه، معارض و بی ثبات، و عدم گذار به شرایط پس از بحران های هویت، ملیت، اقتدار، توزیع، یکپارچگی و ...، از قضا بسیار خطرناک است.
حاکمیت ملی ایران به لحاظ وضعیت ایدئولوژیک نیز از جهانی شدن اثراتی را می پذیرد. ایدئولوژی انقلاب اسلامی و شرایط پساانقلابی (غیر عادی بودن نسبت به یک جامعه انقلابی) خود به خود پتانسیل بالایی از تعارض جویی محیط فرهنگی و سیاسی و امنیتی خارجی و بویژه نظام جهانی سرمایه داری لیبرال را با خود دارد. این موضوع نه تنها نسبت به نظام جهانی سرمایه داری لیبرال، بلکه حتی محیط پیرامونی متعارض اعراب و مسلمانان را نیز در مقابل خود دارد. طبعا در چنین شرایطی، روندهای کلی جهانی شدن و هنجارهای فرهنگی، اقتصادی و سیاسی – امنیتی آن، نه در جهت تقویت بنیان های ایدئولوژیک حاکمیت ملی، نه خنثی نسبت به آن، بلکه کاملا در تعارض با آنها هستند. از این رو، حاکمیت ملی جمهوری اسلامی ایران (اقتدار ملی و استقلال آن) در مقابل جهانی شدن آسیب پذیر هستند.
جهان سومی بودن و شرایط در حال توسعه بودن نیز طبعا مزید بر علت است و همانند همه کشورهای جهان سومی دیگر، حاکمیت ملی ایران از این پدیده همانند پدیده های سلف آن (استعمار، استثمار، امپریالیسم) آسیب پذیر است. به تعبیر والرشتین، پیرامونی بودن این کشورها، آنها را همواره در برابر مرکز آسیب پذیر می سازد. شاید نمونه پرونده هسته ای و تصویب قطار قطعنامه ها و فشارها و تحریم های متاثر از آن، و یا قضیه انتخابات شورای امنیت سازمان ملل متحد (32 رای ایران در برابر 158 رای ژاپن) نیز بتواند مثال دیگری باشد که چه تهدیدهایی از این پدیده و در این شرایط برای ایران وجود دارد.
به لحاظ اقتصادی نیز، جاکمیت ملی جمهوری اسلامی ایران یه اشکال مختلف محدود شده است. از یکسو، نقش ایران در اقتصاد جهانی رو به کاهش است و اگر صادرات نفت نباشد بسیار پایین تر خواهد آمد. از سوی دیگر، ایران در معرض فرار مغزها، خروج سرمایه ها، ورود کالاهای قاچاق قرار دارد. همچنین، تلاش های ایران برای ورود به سازمان جهانی بازرگانی با مانع آمریکا روبروست. اگر ایران عضو نشود، همانند امروز شاهد بسیاری از آثار منفی عدم حضور است. اما امکان عضویت هم وجود ندارد، چون شرایط جهانی شدن، یه اقتصادهای بزرگ یک حق وتوی سیاسی داده است. طبعا در چنین شرایطی، هم اقتدار داخلی (بخاطر اثرگذاری بر کارآمدی دولت) آسیب می بیند و هم استقلال خارجی (بخاطر عدم توان حضور در تصمیم گیریهای مهم بین المللی در عرصه اقتصادی و تجاری).
در واقع، اگر چه جهانی شدن امکان و فرصت حضور اقتصادی را به همه (هر چند بصورت نابرابر) می دهد، اما برای جمهوری اسلامی بدلیل حساسیت های خاص و ویژگیهای نظام سیاسی، چنین فرصت هایی بسیار اندک است و نمی توان از جهانی شدن از پایین سخن گفت.



کلیدواژگان: جهانی شدن، حاکمیت ملی، جمهوری اسلامی ایران، انقلاب اسلامی

 
 
Title:

Globalization and National Sovereignty of Islamic Republic of Iran



Abstract:

Aiming at examining globalization's impact on the national sovereignty of the Islamic Republic of Iran, this research has dealt with using constructivist theories. By this term, I mean that we cannot understand the relationship between 'globalization' and 'national sovereignty' in structural uni-factor linear analysis but it should be studied from agent-structure interactive relation and actors' intersubjective minds for reproduction and reconstruction in new conditions.
In the first section, I have reviewed the concept, history, phases, dimension and theories of globalization, particularly middle-ranged theories in order to analyze the selected theory of this article. In the second section, I have examined the concept of national sovereignty and its conceptual and practical developments, particularly in the light of globalization and manifested the indicators of globalization and national sovereignty; particularly I have focused on the sovereignty of the Islamic Republic of Iran and its dimensions. These theoretical, conceptual and practical preparations were provided for analyzing globalization's consequences for Iran's national sovereignty which has been analyzed in three dimensions: cultural, economic and political-security ones.
Given these facts, I have concluded that globalization limits national sovereignties in such issues as the decrease of political borders' significance. But at the same time, it also makes some opportunities. In other words, globalization makes limitations and challenges for governments but at the same time, it creates some opportunities of which governments may exploits in order to reinforce their sovereignty. Although globalization makes our minds to go beyond sovereign states in some aspects but it does not exclusively mean this. Nowadays the main tendency is that globalization is construed as a series of external events that limit independence of the state.
In relation with globalization's impact on Iran's national sovereignty, it is observable in cultural aspect in such aspects as consumerism, individualism, disregard towards traditional values, particularly among the youth (the youth's inclination towards foreign fashions, music, etc), women (women employment, feminism and its impact on non-fertilization), art and literature issues (English language's impact on Persian language, cinema, theatre, etc), social culture (urban and rural population, etc). But at the same time, globalization has created the possibility to Iranian cultural authorities revise facilities and instruments to preserve, reinforce and adjust the cultural conditions of the country with new circumstances. We can point out to emphasizing on effectiveness, launching international media and communication channels, exploring and reproducing genius principles of religious human rights, and using the opportunities of reversed globalization in order to reinforce the cultural foundation of national sovereignties. From political and security point of view, globalization has had negative consequences for the national sovereignty of the Islamic Republic of Iran as a modernizing, ideological, post-revolutionary and Third World state which is partially sensitive to its national sovereignty.
The Islamic Republic of Iran is a modernizing state which has distanced from pre-modern condition and entered a modern phase but has not still succeeded in realizing it completely, so like such states as Turkey, China and Russia regards its national sovereignty in domestic authority and independence as a significant issue. Naturally there are many developments, obligations, treaties and media currents which cause to transmit ideas and phenomena and impose international pressures and legal obligations on Iran. Therefore they all may threaten its sovereignty. The issue is particularly dangerous for Iran due to its multi-ethnic composition, local subcultures, unstable neighbors and the lack of transition to post-crisis situation in terms of identity, nationality, authority, distribution, integration, etc.
Iran’s national sovereignty is also affected by globalization in terms of ideology. The ideology of the Islamic Republic and Iran's post-revolutionary condition (which is abnormal for a revolutionary society) has a potential for conflict-building in foreign cultural and political environment, particularly in the world system of liberal capitalism. Iran is not only confronted with the world system of liberal capitalism but also its neighboring countries, including Arab and Islamic states are against it. Naturally in such circumstances, the general trends of globalization and its cultural, economic and political-security norms are not neutral but in sharp contradiction with reinforcing ideological foundations of national sovereignty. Therefore, the national sovereignty of Iran (its national authority and independence) is vulnerable against globalization.
Of course, Iran's level of development as a Third World and developing one intensifies the problem. Like all other Third World sates, Iran's national sovereignty is vulnerable against this phenomenon like the previous phenomena (colonialism and imperialism). As Wallerstein says the situation of these states as periphery ones in the world system makes them vulnerable towards the center. Iran's nuclear case and ratifying resolutions and sanctions against Iran or the issue of the UN Security Council election (Iran's 32 comparing Japan's 158 votes) demonstrate that there are many threats against Iran in these circumstances.
Iran's national sovereignty has been also limited in different aspects in terms of economy. On the one hand, Iran's role in the world economy is decreasing and it will be more diminishing if its oil is not exported. On the other hand, Iran is exposed to brain drain, capital loss, smuggling, etc. Iran's attempts at entering WTO have faced the obstacle made by the US. If Iran cannot enter WTO, it will be confronted with negative consequences like now. But there is not the possibility for membership because globalization has granted a political veto to great economies. Of course, in such circumstances, both domestic authority (due to its impact on state's efficiency) and independence (due to the lack of presence in important international decision-making stage for economy and trade) will be damaged. In fact, although globalization creates economic opportunities for all (of course unequally), such opportunities are very few for Iran due to its specific conditions and its political system, and we cannot claim globalization from below.



Keyword(s): Islamic Republic Of Iran, Ggobalization, Islamic Reveloution, National Soveregnty