برای اطلاع از آخرین مقالات علمی و اخبار کرونا(COVID-19) کلیک کنید

مشخصات

عنوان:

ارزیابی تاثیر بسته آموزشی تغذیه منابع حاوی کلسیم بر میزان آگاهی، نگرش و عملکرد در دانش آموزان دختر مقطع دبیرستان شهر اهواز بر اساس مدل اعتقاد بهداشتی



گروه تخصصی:  پزشکی

سازمان مجری:  واحد استان خوزستان 

گروه پژوهشی: آموزش سلامت

پژوهشگران: 
تاریخ خاتمه:  اسفند 1390

کارفرما: 

خروجی طرح: 
 
تلفن: 3330023-3360022-0611

نشانی سازمان مجری: اهواز، سازمان مرکزی دانشگاه شهید چمران، طبقه همکف، صندوق پستی: 136- 61355
 

چکیده:

مقدمه: حداکثر احتباس کلسیم توسط دختران دردوران قبل از بلوغ و اوایل آن اتفاق می افتد. رژیم غذایی در بسیاری از کشورهای در حال توسعه وصنعتی به سمت مصرف غذاهای فقیر از کلسیم در حال حرکت است. به منظور معکوس کردن این روند، حرکتی در جهت ارتقای رفتارهای سلامتی و بهبود شیوه زندگی در دختران نوجوان ضرورت دارد. برنامه های آموزش تغذیه مدارس فرصتی مفید برای بهبود شیوه زندگی سالم برای جوانان است.
هدف: مطالعه حاضر با هدف بررسی اثر برنامه آموزش تغذیه بر آگاهی، نگرش و عملکرد دختران نوجوان در خصوص کلسیم رژیم غذایی بر اساس مدل اعتقاد بهداشتی بود
.
روش بررسی: در این کارآزمایی کنترل شده تصادفی، 188 دانش آموزدختر دبیرستان (95 مداخله و93 شاهد) در گروه سنی 18-14 سال به گونه تصادفی از 2 مدرسه واقع در ناحیه یک شهر اهواز انتخاب شدند. هر دو گروه پرسشنامه ای معتبر (حاوی 40 سوال) در خصوص آگاهی، نگرش و عملکرد را که بر پایه اجزای مدل اعتقاد بهداشتی طراحی شده بود، تکمیل کردند. دریافت کلسیم رژیم غذایی توسط یک پرسشنامه بسامد خوراک معتبر شامل 38 قلم از منابع غذایی کلسیم ارزیابی شد. گروه مداخله در 8 جلسه کلاس آموزش تغذیه شرکت کردند. پس از گذشت دو ماه از مداخله آموزشی پرسشنامه
KAP و پس از 3 ماه از آن پرسشنامه بسامد خوراک توسط دانش موزان هر دو گروه تکمیل گردید. داده های بدست آمده توسط آزمون های T مستقل و زوجی و با استفاده از نرم افزار SPSS ویرایش 17 تجزیه و تحلیل گردیدند.
یافته ها: پس از مداخله، هیچ اختلاف معنی داری بین دو گروه در میانگین نمرات آگاهی، نگرش و عملکرد قبل از آموزش مشاهده نشد. در گروه مداخله در مقایسه با گروه شاهد آموزش تغذیه، میانگین نمره نگرش (
p<0.049)، عملکرد (p<0.005) و مولفه های مدل اعتقاد بهداشتی شامل حساسیت درک شده (p<0.006)، شدت درک شده (P<0.001)، منافع درک شده (p<0.002) و موانع درک شده (موانع درک شده) را به طور معنی داری افزایش داد. پس از مداخله اگاهی تغذیه ای گروه مداخله افزایش معنی داری داشت (p<0.006)، اما در مقایسه با گروه شاهد این اختلاف معنی دار نبود. گروه مداخله افزایش معنی داری در میانگین مصرف روزانه محصولات لبنی پس از آموزش تغذیه نشان داد (p<0.02) که این اختلاف در مورد گروه شاهد معنی دار نبود. آموزش تغذیه تاثیری در افزایش دریافت غذایی الگوی گروه های غذایی مورد مطالعه در گروه مورد نداشت.
نتیجه گیری: یافته های این مطالعه اثربخشی مداخله آموزش تغذیه بر پایه مدل اعتقاد بهداشتی در بهبود نگرش و عملکرد در خصوص دریافت غذایی کلسیم در دختران نوجوان را حمایت می کند و نشان می دهدکه آموزش تغذیه می تواند ابزاری سودمند برای ایجاد تغییرات مطلوب و قابل توجه در عملکرد رفتاری دختران به عنوان مادران آینده و مسئول ایجاد رژیم غذایی متعادل اعضای خانواده باشند.



کلیدواژگان: آگاهی، نگرش، عملکرد، دختران دانش آموز، کلسیم رژیم غذایی

 
 
Title:

The evaluation of nutrition education package with dietary calcium sources effect on knowledge, attitude and practice in female junior high school of Ahvaz according to health belief model



Abstract:

Introduction: Peak calcium retention by girls has been shown to occur in the prepubertal and early pubertal periods. Diets in many developing as well as industrialized countries are moving towards foods that are poor in calcium. In order to reverse this trend, it is necessary to actively promote healthy behaviors and lifestyles in adolescent girls. School nutrition education programs are critical opportunities for facilitating healthy lifestyles for youth. The present study has been elucidated to see the impact of nutrition education on knowledge, attitude and practice (KAP) of adolescent girls about dietary calcium. The theoretical bases for the research were the Health Belief Model (HBM).
Materials and methods: In a Controlled trial, a total of 188 (95 cases and 93 controlled) female junior high school students in the age group of 14-18 years were selected randomly from two schools of Ahvaz, Iran. Both two groups completed a KAP validated and reliable pre-questionnaire (40 questions) that was developed based on the following HBM domains. Dietary calcium intake was evaluated by a validated and reliable food frequency questionnaire (FFQ) including 38 calcium source food items. Case group participated in eight nutrition education sessions for the period of three months based on components of the HBM. One month after the intervention KAP and three months after education FFQ questionnaires were again given to two groups for filling to adjudge the gain in level of nutrition KAP and dietary calcium intake of each subject. Data analyzed with paired and independent sample T-tests by SPSS#17.
Results: There were no significant differences between 2 groups in mean knowledge, attitude and practice scores before education. In case group, nutrition education improved their mean nutrition attitude scores significantly (P<0.049) from 29.7±3.9 to 32.6±4.1. Similarly, the case’ practice increased significantly (P<0.005) from 24.3±5.2 to 25.5±4.8. In controlled group, the mean nutrition knowledge, attitude and practice scores did not significantly increased after education. After intervention, nutrition knowledge increased significantly (P<0.006) in case group from 29.7±3.9 to 32.6±4.1. But in comparison of controlled group, this difference was not significant. Intervention but not controlled group revealed a significant increase in average dairy products intake frequency after nutrition education compared with pre-intervention (P<0.02) from 2.8±1.8 to 2.9±1.8. Nutrition education could not increase another food group’s intake in intervention group.
Discussion and conclusion: The findings of this study support the feasibility of nutrition education program based on HBM to improve KAP about dietary calcium intake. It is strongly recommended that nutrition education can be used as an effective measure to bring about favorable and significant changes in the behavior practice of girls who are future mothers and who would be responsible for bringing nutritious balanced diet to their family members.



Keyword(s): knowledge, attitude, practice, female students, dietary calcium intake