برای اطلاع از آخرین مقالات علمی و اخبار کرونا(COVID-19) کلیک کنید

مشخصات

عنوان:

مطالعه بالینی عصاره Salvia officinalis در درمان دمانس نوع آلزایمر: یک مطالعه تصادفی دوسو بی خبر در مقایسه با دارونما



گروه تخصصی:  پزشکی

سازمان مجری:  واحد استان خراسان رضوی 

گروه پژوهشی: پژوهشی فارماکولوژی و طب کاربردی

پژوهشگران: 
آخوندزاده شاهین (مسئول طرح)
محمدی محمدرضا (همکار طرح)
نوروزیان مریم (همکار طرح)
اوحدی نیا سینا (همکار طرح)
جمشیدی امیرحسین (همکار طرح)
خانی موسی (همکار طرح)

تاریخ خاتمه:  آذر 1381

کارفرما: 

خروجی طرح: 
 
تلفن: 8762000-8795530-0511

نشانی سازمان مجری: مشهد، میدان آزادی، صندوق پستی: 1376-91775
 

چکیده:

در سالیان گذشته درمان های دارویی جدیدی برای درمان آلزایمر معرفی شده اند که علیرغم ایجاد تحول در این زمینه زیاد موفق نبوده اند. هدف این مطالعه بررسی اثربخشی و سلامت مصرف عصاره Salvia officinalis با دوز ثابت در درمان بیماران مبتلا به آلزایمر خفیف تا متوسط در یک دوره چهارماهه بود. در این مطالعه که از نوع کارآزمایی بالینی- تصادفی دوسو بی خبر بود، به صورت سه مرکزی انجام گرفت. بیماران با آلزایمر خفیف تا متوسط (در کل 36 بیمار که 10 نفر زن بودند) و شدت بیماری در آنان بر اساس معیار ADAS-cog کوچکتر و یا مساوی با عدد 12 بود و یا با معیار CDR شدت بیماری در آنان مساوی و یا کوچکتر از 2 بود وارد مطالعه شده اند و به صورت تصادفی یا دارونما گرفتند و یا دوز ثابتی از عصاره مریم گلی. در طول 16 هفته مطالعه، اثربخشی اصلی با معیار ADAS-cog اندازه گیری شد که بر اساس تغییر این عدد از هفته صفر انجام می گرفت. معیار دوم تغییر عدد CDR از حد پایه بود.
در انتهای هفته 16 مطالعه عصاره مریم گلی با هر دو معیار
CDR و ADAS-cog نسبت به دارونما برتری داشت (ADAS-cog: d.f.=1, F=4.77, P=0.037), (CDR: d.f.=1, F=10.84, P<0.003) و نه تنها از پیشرفت بیماری جلوگیری کرد بلکه شدت علایم بیماری را کاهش داد. عوارض جانبی دیده شده در دو گروه از نظر آماری اختلاف معنی داری نداشتند. از این مطالعه می توان نتیجه گرفت که عصاره مریم گلی می تواند به عنوان یک درمان موثر و بی خطر برای درمان بیماران مبتلا به آلزایمر خفیف تا متوسط برای مطالعات بیشتر در نظر گرفته شود.



کلیدواژگان: دمانس، آلزایمر، طب سنتی، مریم گلی

 
 
Title:



Abstract:

Objective: New treatments were presented for management of Alzheimer’s Disease (AD) in the recent years. However, they were not fully successful. The objective of this study was to assess the efficacy and safety of Salvia officinalis extract in AD at 4 months using fixed dose of the extract.
Methods: A randomized, double blind, placebo-controlled trial in three centers in Iran was the structure of this study. Patients with mild to moderate AD (n=36, 10 women) with a score of
£12 on the cognitive subscale of Alzheimer’s Disease Assessment (ADAS-cog) and£2 on Clinical Dementia Rating (CDR) were randomized to placebo or fixed dose of Salvia officinalis extract. Over 16 weeks, the primary outcome measure was the change in ADAS-cog score. Change in CDR (sum of the boxes) was the secondary outcome over the trial.
Results: At 4 months, Salvia extract produced a significant better outcome on cognitive function and CDR total score than placebo (ADAS-cog: d.f.:1; f=4.77, P=0.037) (CDR: d.f.:1, F=10.84, P<0.003). There were no significant differences in the two groups in terms of observed side effects.
Conclusion: The present study indicates that patients on Salvia officinalis extract compare with those on placebo experienced benefits in cognitive function and basic activity of daily living. However, further studies are warranted.



Keyword(s): Dementia, Alzheimer’s Disease, Traditional Medicine, Salvia officinalis