برای اطلاع از آخرین مقالات علمی و اخبار کرونا(COVID-19) کلیک کنید

مشخصات

عنوان:

علل داخلی توسعه نیافتگی ایران در عصر قاجار



گروه تخصصی:  علوم انسانی

سازمان مجری:  معاونت پژوهش و فنآوری (دفتر مرکزی) 

گروه پژوهشی: علوم انسانی

پژوهشگران: 
قیصری نوراله (مسئول طرح)
حسینی سید تقی (همکار طرح)

تاریخ خاتمه:  1373

کارفرما: 

خروجی طرح: 
 
تلفن: 66466569-66404249-66465036-021

نشانی سازمان مجری: تهران، خیابان انقلاب، نبش خیابان فخررازی، دفتر مرکزی جهاد دانشگاهی، طبقه 5
 

چکیده:

چنانکه از موضوع پژوهش- (علل داخلی توسعه نیافتگی ایران در دوران قاجار)- بر می آید، هدف مطالعه علل داخلی توسعه نیافتگی ایران است. بررسی این علل در چارچوب تئوری مدرنیزاسیون در حوزه اقتصاد، فرهنگ و سیاست انجام گرفته است. از آنجا که جوهر نظریه مدرنیزاسیون بر انتقال جامعه از «سنتی» به «مدرن» تاکید دارد و جامعه توسعه نیافته را جامعه ای می داند که این گذرا را پشت سر گذاشته باشد براین مبتا عواملی که به لحاظ در علل داخلی توسعه نیافتگی اقتصادی ایران موثر بوده اند عبارت بوده اند از:
-حوزه اقتصاد
الف: مسایل کشاورزی
1- شیوه تولید مسلط دوران قاجاریه کشاورزی و ایلی بود و این شیوه تولید از آغاز این سلسه تحول چندانی به خود ندیده بود.
2- نظام تولید کشاورزی در ایران با آنچه در اروپای فئودال مرسوم بود متفاوت بود.
تسلط شاه بر اراضی، مالکیت اراضی در ایران را ناپایدار ساخته بود و عواید و درآمدهای کشاورزی به دربار شاهی منتقل می شد و به مصرف هزینه های غیر تولیدی می رسید.
3- صرف درآمدهای کشاورزی در هزینه های غیر تولیدی امکان انباشت سرمایه برای تولید بیشتر و تجاری شدن کشاورزی را از میان می برد.
4- مالکان زمین (اربابان) در ایران در نقاط شهری ساکن بودند و این به نوبه خود سبب انتقال عواید کشاورزی در زمینهای که تحت سلطه شاه نبود نیز به شهرها می شد و شهرها بر خلاف اروپا به عنوان واسطه در مبادله کالاهای کشاورزی و پایگاه صنعت نبودند بلکه مصرف کننده بودند و این به خروج درآمدها از مناطق کشاورزی انجامید.
5- پهناوری کشور و موانع طبیعی موجود، امکان ارتباط بین مناطق تولید کشاورزی را کاهش می داد و واحدهای تولید کشاورزی به صورت واحدهایی «خود بسا» درآمده بودند که تمایل به توسعه و تحریک بیشتر نداشتند حتی صنایع این دوره به دلیل وابستگی به تولیدات کشاورزی ماهیتی «خود بسا» در تولید داشتند.
6- روحیات جامعه کشاورزی ایران ماهیتا با روحیه بورژوازی شهری متفاوت بود نظام تولید کشاورزی ایران مبنی بر تجربه و بستگی شدیدی به اوضاع داشت. تجربی بودن نظام تولید جایی برای ابتکار و ابداع و نوآوری نگذاشته بود و بعلاوه سطح پایین آگاهی و نبود سواد در روستاها باعث شده بود که مناطق تولید کشاورزی ایران سالیان دراز بدون تحرک جدی باقی بماند.
ب: مسایل صنعتی
1- صنایع ایران به خاطر درهم تنیدگی با شیوه تولید کشاورزی و ایلی ماهیتا (خود بسا) بود و توانایی تحرک و توسعه بیشتر را نداشت.
2- صنایع ایران این دوره عموما سنتی و در حوزه منسوجات و وسایل تزئینی بود صنایع مدرن یا وجود نداشت و یا از زمانی که بوجود آمد در راستای اهداف اقتصادی جهانی سرمایه داری راه اندازی شد که نتوانست نقش موثری در توسعه داخلی ایفا کند.
3- صنایع ملی در ایران نتوانست پاگیرد چون هم استبداد داخلی هم استعمار خارجی که هر دو امنیت اقتصادی را از وضعیت سلب کردند مانع آن بودند. انباشت سرمایه داخلی را استبداد مانع بود و تولید کالایی را استعمار خارجی.
4- دولت قاجاریه تمایلی به کمک صنایع و حمایت از آن نداشت و خود از دشمنان اصلی هر گونه تحول در ایران بود.
-حوزه فرهنگ
در حوزه فرهنگ، علل داخلی توسعه نیافتگی ایران در این دوران عبارتند از:
1- تفکر فلسفی به عنوان موتور محرک توسعه فرهنگی و علمی در این دوران به رکورد گراییده است.
2- علم و دانش عمومیت نداشته و بیشتر در انحصار طبقات اشراف و روحانیت شهری بود و اکثریت مردم بی سواد بودند.
3- نظام تعلیم و تربیت این دوره- نظام مکتب خانه ای- کار ویژه اساسی خود را از دست داده بود امید به تولید اندیشه های جدید و پرورش اندیشمندان نوخواه در دوران این نظام به یاس گراییده بود. تاسیس مدارس جدید که از نیمه دوم حکومت قاجاریه در ایران مطرح شد با مشکلات و موانع جدی روبرو بود.
6- حکام قاجاری خود بهره ای از فرهنگ و هنر نداشتند و تمایلی به تشویق اندیشمندان و توسعه علم و دانش از خود نشان ندادند.
7- متفکران جدید که از طریق آشنایی با افکار و اندیشه های جدید غربی خواهان تحولات فرهنگی و سیاسی در جامعه بودند به علت ناآشنا بودن با مبادی اندیشه مدرن غربی و ناسازگاری آن با فرهنگ و تمدن سنتی ایران نتوانستند کاری جدی در حوزه فرهنگ و تحول فرهنگی صورت دهند.
-حوزه سیاست
در حوزه سیاست مهمترین علل داخلی توسعه نیافتگی عبارتند از:
1- استبداد حکومتی به عنوان مهمترین عامل داخلی بر سرراه توسعه سیاسی ایران در این دوران است.
2- ناامنی عمومی، ممانعت از رشد طبقات قدرتمند شهری در مقابل قدرت مطلقه.
3- جلوگیری از انباشت سرمایع صنعتی، ممانعت از مشارکت عمومی سیاسی.
4- انسداد اندیشه و تفکر.
۵- سرسپردگی و وابستگی رجال سیاسی و سرمایه داران تجاری به دولت های خارجی، ممانعت از پیدایش و رشد استقلال فردی در جامعه و در نتیجه جامعه معدنی از آثار استبداد در ایران بود که مانع اصلی بر سرراه توسعه سیاسی بود.



کلیدواژگان:

 
 
Title:

internal causes of underdevelopment in qajar era



Abstract:

To identity the internal causes of underdevelopment in Qajar with special emphasize on modernization theory is research?s purpose. In the mentioned theory stresss is on transition from traditional toward modern socity. Accordingly, there are examined impediments in the way of Qajar direction to modern society. Most impediments is economic sphere are as follows:
1- Agricultural mode of production ic Qajar is based on experiment and self sufficiency in nature (thus it has experienced no serious development).
2- Tenure system is different from is equal in Feudal Eurpe. Therefore Iran has not seen developments that occurred in agricultural economy of western Eurpe.
3- Absolute despotism has shaked property structure (in all its kinds).
4- Agricultural revenues had consumpted in non- productive affairs.
5- industeries of this era were interconnected with agricultural- tribal modes of production, and had experiment/self- sufficient nature, (thus made no development).
6- National/ modern industries have not rooted in this era. (internal despotism and external colonialism are manin factors for this failure).
7- Impossibility ot industrial/ commercial capital accumulation because of Insecurity in private property.
Most important obstacles in culture are:
1- Philosophical thought as dynamic of culture, cultural and scientific development has receded in this era.
2- knowledge and science has no universality and were in monopoly of the court and aristocracy class.
3- educational system has missed its special function, and was not able to develop thinkers acquainted with modern era necessities.
4- Qajar kings had no interest in knowledge and science, therefore there was no tendency for development of science and learnings in iran.
5- modern thinkers who knew modern/ western thought and willing to change the country, have done no serious action in culture sphere (for having no knowledge on necessities of modern world, philosophical foundation of western thought and needs of Iranian society in Qajar).
In political sphere, the most important impediments are:
Internal despotism, as the main obstacle in in this period for Iran.
Political development- public insecurity, prevention the growth of independent.
Civil guiids and class? public political participation, prevention, thought closure, and notables and capital- owners devotion to abroad are symptoms of internal despotism in Iran political underdevelopment.



Keyword(s):