برای اطلاع از آخرین مقالات علمی و اخبار کرونا(COVID-19) کلیک کنید

مشخصات

عنوان:

مقایسه همکشتی سلولهای بنیادی اسپرماتوگونی موش با سلولهای سرتولی مشتق از موش بالغ و نابالغ



گروه تخصصی:  پزشکی

سازمان مجری:  پژوهشکده علوم سلولی (رویان) 

گروه پژوهشی: علوم سلولی

پژوهشگران: 
بهاروند حسین (مسئول طرح)

تاریخ خاتمه:  بهمن 1388

کارفرما: دانشگاه علم و فرهنگ

خروجی طرح: 

ارائه گزارش نهایی طرح به کارفرما


نوع: بنیادی

 
تلفن: 23562000-021

نشانی سازمان مجری: تهران، بزرگراه رسالت، خیابان بنی هاشم شمالی، میدان بنی هاشم، خیابان حافظ شرقی، پژوهشگاه رویان
 

چکیده:

سلول های بنیادی اسپرماتوگونی (SSCs) تنها گروه از سلول های بنیادی بالغ هستند که قابلیت انتقال اطلاعات ژنتیکی به نسل بعد را دارند و می توانند به طور مستمر سلول های جنسی تولید کنند. تاکنون لایه های غذا دهنده متفاوتی جهت حمایت از رشد و تکثیر این سلول ها در محیط آزمایشگاهی مورد استفاده قرار گرفته است اگر چه اثر سن سلول های غذا دهنده در این امر هنوز موضوعی قابل بحث است. این مطالعه به منظور مقایسه اثر هم کشتی سلول های سرتولی مشتق از موش بالغ و نابالغ با سلول های بنیادی اسپرماتوگونی صورت گرفته است.SSCs از بیضه موش 6 روزه جدا شده در محیط آزمایشگاهی در حضور فاکتور رشد GDNF به مدت 10 روز کشت شدند و سپس روی سلول های سرتولی مشتق از موش بالغ (8-6 هفته ای) و موش نابالغ (6 روزه) که با استفاده از پلیت های پوشیده با لکتین جدا شده بودند و همچنین روی سلول های STO، منتقل شدند. پس از 5 روز مساحت کلونی ها، تعداد آنها و تعداد سلول ها در هر کلونی محاسبه شد. از رنگ آمیزی ایمونوفلوئورسنت جهت بررسی کیفی بیان مارکرهای a6ـIntegrin، b1ـIntegrin،OCT_4 و، Cـkit استفاده شد. کلونی های SSCs در روز پنجم از سطح پلیت جدا شده و درصد بیان مارکرهای فوق به غیر از OCT_4 با استفاده از تست فلوسایتومتری اندازه گیری شد. بازده کلونی زایی سلول های منفرد اسپرماتوگونی با انتقال سلول ها به صورت منفرد، 10 روز پس از کشت اولیه روی لایه های غذا دهنده مختلف محاسبه شد و از تست پیوند جهت اطمینان از بنیادی بودن سلول ها استفاده شد همچنین تست RT_PCR به منظور بررسی بیان ژن های خاص سلول های زاینده در هر سه گروه انجام شد. رنگ آمیزی ایمونوفلوئورسنت نشان داد که کلونی ها متشکل از SSCs بودند. چنانکه آنها برای مارکرهای OCT_4، a6ـIntegrin، b1ـIntegrin مثبت و برای مارکر Cـkit منفی بودند. به علاوه این سلول های بنیادی دارای عملکرد بودند چنانچه 10 روز پس از کشت به مدل عقیم پیوند شده و توانستند به محل غشای پایه لوله های منی ساز مهاجرت کنند. نتایج نشان داد که 5 روز پس از انتقال کلونی ها روی لایه های غذا دهنده مساحت کلونی ها، تعداد آنها و تعداد سلول های موجود در هر کلونی به نحو معنی داری در گروه سلول های سرتولی مشتق از موش نابالغ بیشتر از دو گروه دیگر است، نتایج فلوسایتومتری نشان داد که تعداد سلول های a6ـIntegrin مثبت روی سلول های سرتولی مشتق از موش نابالغ به نحو معنی داری بیشتر از سلول های روی سلول های سرتولی مشتق از موش بالغ و سلول های روی STO بود. همچنین افزایش معنی داری در تعداد سلول های ـIntegrin b1 مثبت روی سلول های سرتولی مشتق از موش نابالغ نسبت به سلول های منتقل شده روی سلول های سرتولی مشتق از موش بالغ و سلول های روی STO دیده شد. در عین حال تفاوت معنی داری در بیان مارکر، Cـkit بین گروه ها دیده نشد. به علاوه درصد کلونی زایی یک سلول منفرد اسپرماتوگونی در روی لایه غذا دهنده سلول های سرتولی مشتق از موش نابالغ به نحو معنی داری نسبت به دو گروه دیگر بیشتر بود. به علاوه سلول های کشت شده روی لایه غذا دهنده سلول های سرتولی مشتق از موش نابالغ، 5 روز پس از کشت به مدل عقیم پیوند شده و توانستند به محل غشای پایه لوله های منی ساز مهاجرت کنند. بر اساس نتایج فوق تعداد SSCs روی لایه غذا دهنده سلول های سرتولی مشتق از موش نابالغ نسبت به دو گروه دیگر بیشتر بود، که ممکن است مربوط به تفاوت سلول های سرتولی مشتق از موش نابالغ و بالغ در ایجاد کنام مناسب برای SSCs باشد و یا با توجه به اینکه SSCs مشتق از بیضه موش نابالغ هستند، سلول های سرتولی مشتق از موش نابالغ شرایط کشت مناسب تری را نسبت به سلول های سرتولی مشتق از موش بالغ برای SSCs ـ مشتق از موش نابالغ فراهم می کنند.



کلیدواژگان:

 
 
Title:



Abstract:

Keyword(s):