مشخصات مقاله

 
عنوان مقاله: 

ارتباط واقع گرايي در هنر نگارگري مکتب دوم تبريز و عرفان اسلامي

 
نویسندگان: 
 
آدرس:  
* دانشگاه الزهرا (س)
 
چکیده: 
پژوهش حاضر، به منظور بررسي ميزان تأثير عرفان اسلامي بر واقع گرايي در هنر نگارگري دوران صفوي، انجام شده است. عرفان بر تجربه و معرفت حاصل از آن، تأکيد دارد. از ديد متصوفه، تصاوير لايه هاي معنايي متعدد دارند و تمرکز بر يک امر، کم کم مخاطب را به شناخت نفس آن، نايل مي کند. از سويي ديگر، واقع گرايي در نگارگري عصر صفوي، به شکلي ديگر بروز مي يابد: تحسين عالم خاکي، جلوه اي از عالم الهي است. تلاش براي به تصوير کشيدن لحظه اي گذرا، به مدد کلام و تصوير و بازنمايي اشيا با جزيياتي کامل، چنان که، به نظر مي رسد، زنده اند. بنابراين، پرسش پژوهش اين گونه مطرح مي شود که: چه ميزان واقع گرايي نقاشي صفوي – مکتب دوم تبريز-تحت تأثير مباني عرفان و تصوف رايج در دوره صفوي است؟ نتايج حاصل از پژوهش حاکي از آن است که، هنر به عنوان يکي از جلوه هاي تمدن اسلامي، برگرفته از تفکر حاکم بر تمدن و برهه زماني خاص است. نگارگر صفوي هم متأثر از تفکرات رايج زمان خود و حتي، با پيروي از آن ها، به خلق آثار مي پردازد. مي توان اين گونه بيان کرد که، واقع گرايي رواج يافته در نقاشي اين دوره، برگرفته از اصول تصوف، تجربه گرايي و تأکيد بر شناخت ماسوي براي شناخت حقيقت است. نگارگر دوره صفوي با توسل به واقع گرايي، درصدد رسيدن به زيبايي است که خداوند با کمال صفات موجودات در آن ها، قرار داده است. از آنجايي که، موضوع مورد مطالعه، پيرامون تغييرات نگارگري در دوره اي تاريخي است، با استناد به روش تاريخي و کتابخانه اي، اطلاعات جمع آوري شده است.
 
کلید واژه: 

 
موضوعات مرتبط: 
-
 
ارجاعات: 
  • ندارد
 
 
مقالات نشریه ای مرتبط: 
 
مقالات همایشی مرتبط: 
 

  چکیده انگلیسی بازدید یکساله 39
 
 
آخرین های بلاگ
ورود به بلاگ مرکز اطلاعات علمی