5 SID.ir | مدل سازي پراکنش بالقوه ي گونه هاي حيات وحش بر مبناي دانش بوم شناختي جوامع بومي در مقايسه با روش هاي يادگيري ماشيني (مطالعه ي موردي: آهوي ايراني در منطقه ي حفاظت شده ي ميشداغ)

مشخصات مقاله

 
عنوان مقاله: 

مدل سازي پراکنش بالقوه ي گونه هاي حيات وحش بر مبناي دانش بوم شناختي جوامع بومي در مقايسه با روش هاي يادگيري ماشيني (مطالعه ي موردي: آهوي ايراني در منطقه ي حفاظت شده ي ميشداغ)

 
نویسندگان: 
 
آدرس:  
* دانشکده علوم زمين، دانشگاه شهيد چمران اهواز
 
چکیده: 
پايش و مديريت جمعيت هاي حيات وحش و زيستگاه ها نيازمند مدل سازي زيستگاه هاي مطلوب و پراکنش گونه اي است. بنابراين در اين پژوهش، مدل سازي پراکنش بالقوه ي آهوي ايراني با دو رويکرد فازي (مبتني بر دانش بوم شناختي جوامع بومي) و مکسنت (مبتني بر داده هاي حضور گونه) در منطقه ي حفاظت شده ي ميشداغ اجرا شد؛ تا ضمن مدل سازي پراکنش گونه اي با استفاده از سامانه ي استنتاج فازي (رويکرد فازي) و الگوريتم آنتروپي بيشينه (رويکرد مکسنت)، به بررسي و مقايسه ي کارايي هر يک از اين دو رويکرد پرداخته شود. به علاوه، ارزيابي هر يک از مدل ها با استفاده از تحليل جک نايف انجام شد. آستانه گذاري نيز با استفاده از آستانه ي حضور 10% صورت گرفت. براساس يافته ها، سه متغير کاربري سرزمين، فاصله از کشت زارها و فاصله از منابع آب در هر دو رويکرد فازي و مکسنت به عنوان مهم ترين متغيرهاي مدل سازي شناخته شدند. همچنين، در هر يک از رويکردهاي فازي و مکسنت به ترتيب 45/47% و 08/14% منطقه به عنوان منطقه ي حضور بالقوه پيش بيني شد. براساس تحليل جک نايف، ميزان موفقيت هر يک از مدل هاي فازي و مکسنت به ترتيب، 95/80% و 66/66% برآورد شد (p<0. 01). يافته هاي پژوهش مؤيد کارايي بالاي سامانه ي استنتاج فازي و الگوريتم آنتروپي بيشينه در مدل سازي پراکنش بالقوه ي آهوي ايراني است. اين مطالعه را مي توان از يک سو تأکيدي بر ضرورت توجه به رويکردهايي همچون رويکرد فازي در مدل سازي پراکنش بالقوه ي گونه هاي حيات وحش کشور و از سوي ديگر تأکيدي بر ضرورت توجه به دانش بوم شناختي جوامع بومي هر منطقه دانست.
 
كلید واژه: 

 
موضوعات مرتبط: 
-
 
ارجاعات: 
  • ندارد
 
 
مقالات نشریه ای مرتبط: 
 
مقالات همایشی مرتبط: 
 

  چکیده انگلیسی بازدید یکساله 25
 
 
آخرین های بلاگ
ورود به بلاگ مرکز اطلاعات علمی