5 SID.ir | مباني فلسفي اسقاط حق در فقه اسلامي و حقوق غرب

مشخصات مقاله

عنوان نشریه: 
 
عنوان مقاله: 

مباني فلسفي اسقاط حق در فقه اسلامي و حقوق غرب

 
نویسندگان: 
 
آدرس:  
* گروه حقوق خصوصي، دانشگاه پيام نور
 
چکیده: 
موضوع اسقاط حق در اغلب رشته هاي حقوقي مطرح شده است. براي ارزيابي و قضاوت در زمينه ي صحت يا بطلان اين عمل حقوقي، معيارهاي مختلفي از قبيل خودمختاري، کارايي (فايده) و مصلحت پيشنهاد شده اند. ريشه ي اين معيارها را بايد در گفتمان «فلسفه ي حق» جست وجو کرد. بنابراين، پرداختن به مباني فلسفي اسقاط حق يک ضرورت است. در اين مقاله با مرور ايده هاي مطرح شده در خصوص حق در فقه اسلامي از يک سو و نظريات ارائه شده توسط فلاسفه و حقوقدانان غربي از سوي ديگر، معيارهاي ارزيابي اسقاط حق، شناسايي و مقايسه خواهند شد. در فقه اسلامي اين موضوع در ضمن مباحث مربوط به حق و حکم بررسي شده است. حق در تفکر اسلامي در قالب مصلحت، تحليل و قضاوت مي شود. در ميان نظريه پردازان حق در جهان غرب نيز، نظريه هاي مختلفي ارائه شده که دو نظريه ي اراده و سود، از شهرت و طرفداران بيشتري برخوردار است. بر اساس نظريه ي اراده، تسلط ذي حق بر موضوع حق، اساسي ترين ويژگي يک حق محسوب مي شود. نظريه ي سود نيز با تقليل حق به فايده، سودمندي را اصلي ترين کارويژه براي حق مي داند. از نگاه سودگرايان، حق ابزاري در خدمت خير عمومي است و چنانچه رفاه جامعه به عنوان يک کل اقتضا کند، قرباني کردن حق هاي شخصي مجاز خواهد بود. لذا در اسقاط حق، اراده ي ذي حق نقش ثانوي دارد. اين بررسي نشان داد که آراي برخي فقها، با نظريه ي اراده هماهنگ است؛ ولي نگرش غالب در فقه اسلامي به مصلحت متکي است که مشابهت هايي با نظريه ي سود دارد، اما تفاوت اساسي اين دو در اين است که مصلحت در تفکر اسلامي جنبه ي درون ديني و در تفکر غربي، جنبه ي انساني دارد.
 
كلید واژه: 

 
موضوعات مرتبط: 
-
 
ارجاعات: 
  • ندارد
 
 
مقالات نشریه ای مرتبط: 
 
مقالات همایشی مرتبط: 
 

  چکیده انگلیسی بازدید یکساله 32
 
 
آخرین های بلاگ
ورود به بلاگ مرکز اطلاعات علمی