نسخه جدید سایت SID.ir

مشخصات مقاله

عنوان نشریه: 
 
اطلاعات شماره: 
بهار 1390 , دوره  1 , شماره  1 ; از صفحه 56 تا صفحه 69 .
 
عنوان مقاله: 

نسبت ميان پرسش و آموزش معماري

 
نویسندگان: 
 
آدرس:  
* گروه معماری، دانشکده هنر و معماری، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی
 
چکیده: 
آموزش معماري در همه حال و در حال حاضر - اگر چه به نحوي نارس - تلاشي در جهت برآوردن نياز اصيل انساني؛ يعني حضور داشتن در عالم زيست است، که به ميزان زيادي متاثر از شناخت بنيادي از پسنديده ترين نحوه شکل زندگي انساني است. آگاهي معماران از اين مسووليت که چگونگي انديشيدن آن ها به زندگي و فهم از آن، ميزان بهره مندي و لبريزي شان از زندگي و اندازه گرايش و تمايل آن ها به زندگي مطلوب و پسنديده، مي تواند به گونه اي مستقيم در چگونگي زندگي کردن و بودن ديگران به ميانجي اثري که خلق مي کنند تاثيرگذار باشد، وظيفه خطير مدارس معماري است. امروزه فرض بر آن است که نيت مدارس معماري بر چنين تعليم و تربيتي استوار است و معماران دانش آموخته اين مطلوب ترين شکل زندگي را مي شناسند و در مقام مدرس آن را به دانشجويان خود منتقل مي کنند و بدين روش، هستي آموزش و آموختن جريان مي يابد. پس اکنون مي توان چنين پرسش کرد که چگونه چنين امري ممکن مي شود؟چگونگي هر عملي در فرآيند انجام آن عمل شکل بيروني مي يابد. هر فرآيند اصيل مسير خود را از ميان پرسشي باز مي جويد. در نگاه همگاني، پرسش گونه اي تمايل براي شناختن در رويارويي با ناشناخته ها معنا يافته است. اما، اين حقيقت بنيادي به فراموشي سپرده شده است که مورد پرسش چندان که در نظر مي آيد نا - شناخته و نا - آشنا نيست بلکه، ازآن رو که در جايگاه دل سپردن قرار گرفته، آشنا و شناسا شده به گونه اي که همان سان که انسان به پديده مورد پرسش مي پردازد مورد پروا نيز قرار مي گيرد. لذا پرسش، جستجويي در مسير دريافت پيوند انسان و ساير موجودات عالم با سرچشمه آن هاست و در اين راه توجه به اين امر بايسته است که ما تنها از آن چيزي پرسش مي کنيم که خواهان پرسش گري است، چراکه پديده ها آمادگي و توان آن را دارند که با پنهان کردن خود مورد پرسش قرار نگيرند. لذا دست يافتن به پرسش اصيل، بنيادي ترين مرحله هر روند آموزشي است و ناگفته پيداست که نهادينه کردن پرسش و پاسخ آن، در طول زمان دست يافتني مي شود و بدين شکل پايگاه و ارزش آموختن را معين مي سازد.فرض اين گفتار بر اين استوار است که مسير آموزش معماري با طرح پرسش آغاز مي شود و بنا دارد تا نشان دهد که اين پرسش، پرسشي است که سه رويکرد هم زمان چگونگي، چيستي و چرايي را مد نظر دارد. پاسخي که در منزل گاه نخست بر پايه اين سه گانه فراهم مي آيد بن مايه اي است که در قلمروي غيرقابل اندازه گيري ها جاي مي گيرد و سپس دست مايه سنجش اثر را در طول فرآيند طراح فراهم مي آورد. معماري تنها موضوع حل مساله نيست بلکه، در مرحله نخست يک پرسش است؛ يافتن آنچه خود مساله به راستي هست، و اين شيوه انديشيدن است که بايد آن را آموخت.اين مقاله در دو بخش تدوين شده است. بخش نخست آن که در اين شماره فصل نامه به نظر شما خواهد رسيد شامل سه گفتار است. گفتار اول ديباچه اي است که در آن به بايستگي و ناگزيري پرسش مجدد از روند آموزش کنوني در مدارس معماري پرداخته شده است. گفتار دوم به مشاهده اي از شيوه آغاز آموزش معماري در کارگاه هاي طراحي اختصاص دارد و گفتار سوم چيستي پرسش را مد نظر قرار داده است.
 
کلید واژه: 

 
موضوعات مرتبط: 
 
 
مقالات نشریه ای مرتبط:  
  • ندارد
 
مقالات همایشی مرتبط: 
  • ندارد
 
طرح های مرتبط: 
  • ندارد
 
مقالات بین المللی مرتبط: 
 
ارتباط خیلی زیاد ارتباط زیاد مرتبط ارتباط کمتر
 
ارجاعات: 
  • ثبت نشده است
 
استنادات: 
  • ثبت نشده است
 
+جهت ارجاع به این مقاله کلیک کنید(Cite).
APA : کپی

نوروزبرازجانی، و. (1390). نسبت میان پرسش و آموزش معماری. هنرسو, 1(1), 56-69. https://www.sid.ir/fa/journal/ViewPaper.aspx?id=227741



Vancouver : کپی

نوروزبرازجانی ویدا. نسبت میان پرسش و آموزش معماری. هنرسو. 1390 [cited 2022August09];1(1):56-69. Available from: https://www.sid.ir/fa/journal/ViewPaper.aspx?id=227741



IEEE : کپی

نوروزبرازجانی، و.، 1390. نسبت میان پرسش و آموزش معماری. هنرسو, [online] 1(1), pp.56-69. Available: https://www.sid.ir/fa/journal/ViewPaper.aspx?id=227741.



 

 
چکیده انگلیسی بازدید یکساله 206 مباني نظري و تجربي ونداليسم: مروري بر يافته هاي يك تحقيق
 
آخرین های بلاگ
ورود به بلاگ مرکز اطلاعات علمی