3 SID.ir | بررسي سطح حساسيت بارورفلكس كاروتيدي در ورزشكاران مذكر جوان

مشخصات مقاله

 
عنوان مقاله: 

بررسي سطح حساسيت بارورفلكس كاروتيدي در ورزشكاران مذكر جوان

 
نویسندگان: 
 
آدرس:  
* بخش فیزیولوژی، دانشکده پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی تبریز
 
چکیده: 

زمينه و اهداف: بارورسپتورهاي كاروتيدي، سريع الاثرترين سيستم براي تنظيم كوتاه مدت و لحظه به لحظه فشار خون در بدن هستند. در اين تحقيق، به بررسي حساسيت بارورسپتورهاي كاروتيدي و الگوهاي تغييرات پاسخ حاد بارورفلكس كاروتيدي در افراد ورزشكار مذكر و مقايسه آن با افراد غيرورزشكار مذكر در سه وضعيت درازكش، نشسته و ايستاده پرداخته شده است؛ پارامترهاي مورد مطالعه، شامل باز تنظيمي و همچنين تغييرات فشارهاي سيستوليك، دياستوليك، متوسط شرياني و نبض بوده اند.
روش بررسي: بيست نفر ورزشكار جوان 25-18 ساله و گروه مشابهي از افراد غيرورزشكار، در اين تحقيق شركت كردند. از دستگاه مكش گردن (مدل (Eckberg براي ايجاد تحريك در بارورسپتورهاي كاروتيدي استفاده شد. به منظور مطالعه پاسخ قلبي باروفلكس كاروتيدي در سه حالت درازكش، نشسته و ايستاده، سه پروتكل (به ترتيبA ، B و C) طرح ريزي شدند. در هر سه پروتكل، شدت تحريك -30 mmHg در محفظه گردني و مدت تحريك 30 ثانيه بود. از ثبت ممتد الكتروكارديوگرام (E.C.G) براي تعيين پاسخ قلبي استفاده شد. پروتكل چهارم (پروتكل (D به بررسي تغييرات فشارخون اختصاص داده شد؛ اين پروتكل شامل 70 ثانيه تحريك با همان شدت بود و در آن از فشارسنج غيرمستقيم براي اندازه گيري فشارخون استفاده مي شد.
يافته ها: نتايج نشان دادند كه در هر دو گروه، پاسخ حاد بارورسپتورها در سه ثانيه اول تحريك اتفاق افتاده است، اما ميزان و شدت آن در افراد ورزشكار بيشتر بوده است (P<0.001) ضمنا در هر دو گروه، متعاقب پديده بازتنظيمي (Reseting) از ثانيه دوازدهم تحريك به بعد، پاسخ قلبي تثبيت گرديد. ميزان تطابق در گروه ورزشكار بيشتر از گروه غيرورزشكار بود. در ضمن، پس از خروج از تحريك، در هر دو گروه حداكثر تاكيكاردي حاصل در سه ثانيه دوم بعد از خروج از مرحله تحريك مشاهده شد كه در گروه ورزشكار بيشتر بود (p<0.001) نتايج حاصل از اجراي پروتكلD، حاكي از كاهش مشابه فشارهاي سيستوليك و دياستوليك و نبض در هر دو گروه بودند. حداكثر كاهش براي فشار سيستوليك و نبض در ثانيه بيست‌ و ‌پنجم تحريك و براي فشار دياستوليك در ثانيه پنجم تحريك، ديده شد. فشار متوسط شرياني در افراد ورزشكار در ثانيه پنجم تحريك و در افراد غيرورزشكار در ثانيه بيست ‌و پنجم تحريك، به حداقل خود رسيد. نتايج نشان مي دهند كه افت فشار سيستوليك نسبت به افت فشار دياستوليك بيشتر بوده و اين كاهش در افراد غيرورزشكار مشخصتر بوده است، اما از نظر آماري به سطح معني داري نمي رسد. با توجه به نتايج، مي توان گفت كه بارورفلكس كاروتيدي در اثر تطابقهاي فيزيولوژيك در افراد ورزشكار كارايي بيشتري پيدا كرده است.
نتيجه گيري: نتايج تحقيق حاضر، حاكي از پاسخ قلبي شديدتر بارورفلكس كاروتيدي در ورزشكاران مذكر نسبت به افراد غيرورزشكار هستند. اين افزايش پاسخ، در هنگام ورود به تحريك بابراديكاردي شديدتر و در مرحله بعد از خروج با تاكيكاردي بيشتر مشخص مي‌شود كه در كل از افزايش اين رفلكس در افرادي كه به تطابقهاي فيزيولوژيك ورزشي دست يافته‌اند، حكايت مي كند. در مقابل، تحريك بارورفلكس كاروتيدي منجر به درجات شديدتري از تغييرات فشار متوسط شرياني در افراد غيرورزشكار مي شود كه از ثبات بيشتر فشار خون در افراد ورزشكار حكايت مي كند.

 
کلید واژه: 

 
موضوعات مرتبط: 
 
ارجاعات: 
 
 
مقالات نشریه ای مرتبط: 
 
مقالات همایشی مرتبط: 
 

  بازدید یکساله 373
 
 
آخرین های بلاگ
ورود به بلاگ مرکز اطلاعات علمی